در ۱۵ سال گذشته ایالات متحده بالای پاکستان بحیث یک متحد در جنگ علیۀ دهشت افگنی در منطقه اعتماد داشته و میلیارد ها دالر کمک برای آنکشور فراهم نموده است.
اما مقامات نظامی و دیپلوماتیک امریکایی هرگاه و بیگاه نگرانی شانرا بخاطر عدم توانایی و یا عدم وجود ارادۀ اردوی پاکستان در سرکوبی دهشت افگنان و افراطیون مستقر در آنکشوربیان نموده اند.
در حالیکه ادارۀ جدید ایالات متحده مصروف رسیدگی به پالیسی خارجی و چلنج های منطقوی که در مقابل آن قرار دارد، میباشد، متخصصین امور توصیه ها و پیشنهادات مختلط در مورد اینکه چگونه ادارۀ جدید با پاکستان برخورد نماید، ارائه مینمایند.
شمیله چودری از پوهنتون مطالعات پیشرفته بین المللی جان هاپکنس میگوید "مردم بسیار بافهم و هوشیارتر اند و میدانند که آن منطقه به چه نیاز دارد."
لیزا کورتس از نهاد هریتیج در واشنگتن میگوید پالیسی ایالات متحده در ده سال گذشته ناکام بوده است. وی افزود: "من پیشنهاد میکنم تا بحیث یک قدم نخست، از ناکامی پالیسی ما در مورد پاکستان در ده سال اخیرآغاز کنیم. به نظر من، ما ضرورت به یک مشی بسیار واضح در بارۀ اینکه حمایت دوامدار پاکستان تا چه حد به منافع بنیادی امنیت ملی ایالات متحده زیان آور بوده است، داریم".
وی میگوید: " پانزده سال بعد هنوز هم مراکز امن طالبان و شبکۀ حقانی در پاکستان وجود دارند".
ولی دانیل فلدمن سابق نمایندۀ خاص ایالات متحده برای افغانستان مخالف نظرخانم کورتس است. وی میگوید: "آنچه من به آن باور دارم اینست که مسایل مختلفی ما در روابط امریکا با پاکستان داریم که به هر کدام به نحوی تلاش نموده ایم رسیدگی نماییم."
قطع کمک ها به پاکستان
فلدمن افزود زمانیکه ایالات متحده حتی تا قطع تمام کمک ها به پاکستان پیش رفت و هیچ یک از آن اقدامات لزومأ به نتیجه یی نرسید، ایالات متحده قادر شده بود تا برکُنه ستراتیژی پاکستان یا نفوذ نماید و یا آنرا تغییر دهد.
بعضی از تحلیل گران میگویند ایالات متحده باید یک مشی متفاوتی را طرح نماید تا سلوک پاکستان را تغییربدهد. لیزا کورتس میگوید: " من با این نظرهستم که منافع ما در مبارزه علیۀ دهشت افگنی در منطقه آنقدر حیاتی است که ما ضرورت داریم تا اندازه یی خطر را بگیریم تا پاکستانی ها را به گرفتن یک عکس العمل دیگر متقاعد بسازیم".
حسین حقانی سفیر سابق پاکستان در ایالات متحده و رئیس بخش آسیای جنوبی و مرکزی در انستیتیوت هدسن میگوید: "من فکر میکنم اکثر به این نظراند که پاکستان باید رفتارش را در برابر دهشت افگنی و روابطش را با افغانستان و هند تغییر بدهد ولی این تغییر بدون تغییرپالیسی جهانیان در مقابل پاکستان امکان پذیر نیست".
مقامات ایالات متحده تلاش های پاکستان و دیدگاۀ روابط بین ایالات متحده و پاکستان را مهم میدانند. جنرال جوزف فوتل قوماندان قوماندۀ مرکزی ایالات متحده هفتۀ گذشته در مجلس استماعیۀ کمیتۀ خدمات مسلح مجلس سنا گفت: "روابط پاکستان و ایالات متحده بحیث یکی از روابط مهم باقی میماند". با وجود آنهم مقامات امریکایی میگویند پاکستان میتواند کار های بیشتری انجام بدهد.
مارک تونر سخنگوی وزارت خارجۀ ایالات متحده میگوید:"ما پیشرفت هایی دیده ایم. ما مشاهده نموده ایم که بعضی قدم ها علیۀ مخفی گاه های امن [شورشیان] برداشته شده است اما بطور واضح مشکل دوام دارد و این بخشی از مذاکرات دوامدار ما با پاکستان میباشد".
چرا حسین حقانی متهم به خیانت ملی شد؟
شنبه ۲۸ حوت ۱۳۹۵ - بهار مهر، پژوهشگر انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان
حسین حقانی، کارشناس ارشد امور جنوب آسیا، خبرنگار، فعال سیاسی و اکادمیک پاکستانی، میان سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ سفیر پاکستان در واشنگتن بوده است. او پیش از آن به حیث سفیر آن کشور در سریلانکا و سخنگوی دفتر بینظیر بوتو، نخستوزیر اسبق پاکستان و مشاور سیاسی نوازشریف در دهه ۸۰ میلادی کار کرده است.
حسین حقانی متولد کراچی مرکز ایالت سند است. پیشه سیاسی او از دانشگاه کراچی آغاز میشود، جایی که به جمعیت طلبای اسلامی، شاخهی دانشجویان جماعت اسلامی پیوست و پس از مدتی به عنوان رییس اتحادیه دانشجویان انتخاب شد. او رابطهی خود با اسلامیستها را در مقالهای که در وال استریت ژورنال نشر شد، چنین تعریف میکند: «من در جریان سه دهه گذشته متناوباً میان جاذبه اسلام سیاسی و گریز از آن در چرخش بودم». او کار سیاسی را در سطح ملی با حمایت از جنرال ضیاالحق در ۱۹۸۸ آغاز و در اتحادی میان نوازشریف و جنرال ضیاالحق، به حیث مشاور سیاسی نوازشریف کار کرد. در ۱۹۹۲ او به زمره جوانترین سفرای پاکستان پیوست و تا ۱۹۹۳ در بنگلادیش ایفای وظیفه کرد. در ۲۰۰۸ توسط حکومت ملکی تحت رهبری آصف علی زرداری به حیث سفیر در واشنگتن تعیین شد. دیدگاه غربگرایانهی او در محافل داخلی پاکستان تا آنجا مورد نقد بوده است که او را سفیر واشنگتن در آسلامآباد لقب داده بودند.
او در جریان کار به حیث سفیر پاکستان در واشنگتن به شمار زیادی از عوامل سازمان اطلاعات مرکزی امریکا و سایر نهادهای امریکایی ویزا صادر کرد که منتقدینش در ارتش باور دارند سبب حمله بر پناهگاه بن لادن در آبیت آباد شد.
حسین حقانی به دنبال حملهی نیروهای خاص امریکا (سییل) بر پناهگاه اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده در حومه اسلامآباد و رسانیدن یادداشت حکومت ملکی به رهبری زرداری توسط یک تاجر پاکستانی به رییس پیشین ستاد ارتش ایالات متحده مایک مولن، که در آن از احتمال کودتای نظامی هشدار داده شده بود، از سمتش استعفا کرد.
هرچند حسین حقانی هر نوع دخالت در این ماجرا را رد کرد، اما برخی ناظرین و کارشناسان پاکستانی در واشنگتن او را متهم به توطیه در برابر نظامیان کردند که احتمالا او تلاش کرده است تا در هماهنگی با حکومت زرداری و با استفاده از افتضاح ارتش پاکستان در پی حملهی نیروهای امریکایی به ایبتآباد، حکومت ملکی آن کشور را بر اوضاع مسلط کند.
حقانی پس از ۲۰۱۱
پس از رسوایی یادداشت ارسال شده به دولت امریکا که بعدتر توسط منصور اعجاز تاجر پاکستانی در روزنامه فاینشنل تایمز به نشر رسید، حسین حقانی به پاکستان فراخوانده شد و متهم به خیانت ملی گردید. به درخواست حزب مسلملیگ شاخه نواز، دادگاه عالی پاکستان تحقیقاتی را مبنی دور زدن نظامیان و دخالت او در این قضیه انجام داد، که در نتیجه او ممنوعالخروج اعلام شد. در اثر تهدیدات روزافزون افراطیها و نظامیان، حقانی اولا به قصر ریاستجمهوری و سپس به اقامتگاه نخستوزیر پناه گزید.
در جنوری ۲۰۱۲ دادگاه عالی پاکستان در حالی که او را مجرم به نوشتن یادداشت جنجالبرانگیز میدانست، به او اجازه خروج از پاکستان داد. او پس از آن به دلیل تهدیدات جدی به پاکستان برنگشته است.
رابطه حقانی با نظامیان
از اوان کار با دولت پاکستان، رابطه پردرد سر و دشواری با نظامیان و ارتش داشته است. در ۱۹۹۹ او به خاطر انتقاد شدید از حکومت تحت رهبری پرویز مشرف تعبید شد. انتقاد او از نظامیان و سازمان استخبارات ارتش یا آیاسآی نه تنها برای او دشمنان سختسری دست و پا کرده است که به صورت متداوم او را تحت نظارت آیاسآی قرار داده است. حقانی در ۱۹۹۹ توسط عوامل سازمان اطلاعات ارتش اختطاف و شکنجه شد و دو ماه در بازداشت سازمان استخبارات ارتش قرار داشت تا این محکمهای حکم رهاییاش را صادر کرد.
حقانی و طرح جدیدش به اداره ترامپ در مورد تعامل با پاکستان
حسین حقانی که در حال حاضر به حیث مدیر و پژوهشگر بخش جنوب آسیا و آسیای میانه در انستیتوت هادسن در واشنگتن مصروف کار است، در پژوهش تازهای به همکاری شماری از کارشناسان امریکایی، پاکستان و جنوب آسیا طرح پیشنهادی را به اداره ترامپ ارایه کردهاند که در آن از اداره ترامپ میخواهند برای مبارزه موثر و از میان بردن تهدید تروریستان که از پاکستان علیه منافع امریکا وارد میشود، پالیسی امریکا در قبال آن کشور را مورد تجدید نظر قرار دهند.
در آغاز این طرح آمده است: «فعالیت و عملیات گروههای مختلف تروریستی که در داخل و بیرون از پاکستان با استفاده از خاک آن کشور فعالیت دارند و دولت پاکستان در مهار آنها ناکام بوده است؛ منافع حیاتی ایالات متحده را در منطقه تهدید میکند. این منافع شامل باثباتسازی افغانستان و حفظ آن کشور در برابر نفوذ تروریستان جهانی و جلوگیری از وقوع یک جنگ اتمی میان پاکستان و هند در صورت بروز منازعات مرزی میشود. متاسفانه سیاست پاکستان در حمایت از گروههای مشخص شورشی که در برابر افغانستان و نیروهای ایتلاف در افغانستان میجنگند، هیچ تغییری نکرده است، بلکه ادامهی آن اهداف امریکا در افغانستان را که جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امنی به تروریستان جهانی است، ناممکن ساخته است. ایالات متحده به وضوح میداند که حمایت پاکستان از طالبان افغان، شبکه حقانی و سایر گروههای تروریستی تنها عامل نا امنیها در افغانستان نیست اما چیرگی بر عوامل دیگر در حالی که گروههای اصلی شورشی از داشتن پناهگاهها در پاکستان سود می برند، ناممکن است.»
در بخشی از این طرح چنین آمده است: کمکهای امریکا به پاکستان در ۲۰۱۱ به بالاترین سطح خود (۳.۶ بلیون دالر) رسید اما پس از آن به دلیل کاهش حضور نظامی امریکا در افغانستان و ناامیدی مقامات امریکایی و به ویژه اعضای کانگرس همه ساله رو به کاهش بوده است. دلیل دیگر این ناامیدی و تیرگی در روابط، حمایت متداوم پاکستان از گروه طالبان و شبکه حقانی است که در برابر افغانها و نیروها ایتلاف میجنگند.
برای دستیابی اهداف مبارزه با تروریسم ایالات متحده در منطقه و برای تغییر گرایش افراطی در جامعه پاکستان، مقامات پاکستانی مشخصا رهبران نظامی که دستگاه سیاست خارجی و امنیتی را کنترول میکنند باید رویکرد جامعی را در مبارزه با همه گروههای افراطی که از خاک پاکستان فعالیت میکنند اتخاذ نمایند، اغماض از حضور شماری گروههای تروریستی، تمویل و حمایت از شمار دیگر، فضای فعالیت را به همه گروهها مساعد میسازد.
همچنان، پالیسی اداره ترامپ در قبال پاکستان، باید استراتژی حمایت پاکستان از تروریسم نیابتی را برای دستیابی به اهداف منطقهای به رهبران نظامی پاکستان بیشتر پرهزینه سازد. هیچ ابهامی نباید در سیاست پاکستان در حمایت از تروریسم نیابتی و دستیابی به اهداف منطقهای که مغایر اهداف استراتژیک امریکا در منطقه است، وجود داشته باشد. سیاست اداره جدید امریکا باید بر مساله منع گسترش سلاحهای اتمی در تعامل پاکستان نیز توجه کند.
بر علاوه، این طرح از اداره جدید امریکا میخواهد که در تعامل پاکستان از هر گونه سختگیری با مردم و ملت پاکستان اجتناب کند، و بهجای آن از واشنگتن میخواهد که نظامیان و به ویژه استخبارات ارتش را که در روالپندی و اسلامآباد مستقر اند و از تروریستان نیابتی موجود حمایت میکنند، در محراق پالیسیهای تعامل با پاکستان قرار دهند.
اداره ترامپ باید اهداف خود، به ویژه در افغانستان را با سیاست امریکا در قبال پاکستان مستقیما ربط دهد. ایالات متحده باید شیوههایی را به کار بندد که توانایی پاکستان در به چالش کشیدن اهداف امریکا در افغانستان را محدود سازد.
به همین ترتیب این طرح پیشنهاد میکند که امریکا از هرگونه مداخله مستقیم در مورد منازعه کشمیر میان هند و پاکستان خودداری کند.
هر چند اولویت اداره رییس جمهور اوباما از میان بردن، مختل کردن و شکستدادن شبکه القاعده در پاکستان بود که تهدیدات جدی متوجه منافع ایالات متحده مینمود، اما عدم صداقت پاکستان در مبارزه با تروریسم نیابتی علیرغم اعطای بستههای کمک مالی و مشوقها، از دست یافتن به این اولویتها ناامید و خسته ساخت.
پس از حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و در اوج مخالفت جهانی در برابر طالبان و همدستان القاعده آنها، پاکستانیها تلاش کردند تا در مواردی چون بازداشت سران القاعده و طالبان با ایالات متحده همکاری کنند، اما مداومت آنها در حمایت از شبکههای تروریستی و پناهدادن به خطرناکترین و نامدارترین چهرههای تروریسم جهانی و موج تبلیغات آنها که از پاکستان در برابر نیروهای افغان و ایتلاف شکل میگرفت، رفته رفته روابط میان ایالات متحده و پاکستان را تیره ساخت.
این طرح در ادامه مینگارد: تیرگی روابط به دلیل بیمیلی نظامیان بر اعمال فشار بر طالبان، کاهش خشونتها در افغانستان و پناهدادن به رهبر القاعده در نزدیکی مقر اکادمی نظامی پاکستان منجر به کاهش کمکها از جانب ایالات متحده به پاکستان نشد. وابستگی نیروهای امریکایی در افغانستان به خطوط اکمالات از طریق خاک پاکستان دلیل عمدهی عدم هر گونه اقدام تنبیهی در برابر پاکستان بود، در عوض کمکهای ایالات متحده با وجود این فهم که حمله بر نیروهای افغان و عساکر نیروهای کمک به امنیت (آیساف) توسط طالبان و شبکه حقانی از پاکستان طرحریزی میشود، ادامه یافت.
در حال حاضر و در آغاز کار ادارهی جدید در امریکا، ایالات متحده همچنان ارایه کمک مالی و نظامی به پاکستان را بدون به دستآوردن اهداف خود و متقاعد کردن پاکستان به پایاندادن به سیاست حمایت از تروریسم نیابتی برای دستیافتن به اهداف استراتژیک منطقهای، ادامه میدهد.
هرچند پس از میانههای ۲۰۱۴ پاکستان عملیات بزرگی را در برابر طالبان پاکستانی در مناطق قبایلی همسرحد با افغانستان راهاندازی کرده است، اما این عملیاتها تنها به کاهش تهدیدات تروریستی در پاکستان کمک کرده است. دولت پاکستان همچنان برنامه عمل ملی را در جنوری ۲۰۱۵ با تصویب پارلمان اجرا کرد که بر بنیاد آن تروریسم و افراطگرایی را در کشور هدف قرار میدهد. اما این حرکتهای مثبت ناقصاند و شاید دوام نیاورند، اول این که، عملیاتها باعث گسترش شماری از گروههای قدرتمند تروریستی در پاکستان شده و از جانب دیگر طالبان افغان را که بیشترین تهدید به دولت افغانستاناند و در پاکستان پناهگاه دارند هدف قرار نمیدهد.
فهم این مسأله بسیار مهم است که آیا رهبران ملکی پاکستان اهمیت اقدامات جامع مبارزه با تروریسم و افراطگرایی را میدانند، در حالی که هنوز مشخص نیست که رهبران نظامی و دستگاه استخبارات تمایلی به پایان بخشیدن به سیاست حمایت شماری از گروههای تروریستی که بر علیه افغانستان و هند میجنگند، داشته باشند. شماری از رهبران ملکی پاکستان نگران انزوای بینالمللی این کشور در صورت ادامهی سیاست حمایت از تروریسماند.
توصیهها و پیشنهادات طرح حقانی
حسین حقانی و همکارانش در انستیتوت هادسن بهگونه روشن از ادارهی جدید ایالات متحده به رهبری رییسجمهور ترامپ میخواهند تا اشتباهات اداره قبلی را در تعامل با پاکستان تکرار نکند و سیاست امریکا در قبال پاکستان باید مبتنی بر ارزیابی واقعگرایانه از سیاستهای پاکستان، پیگری اهداف روشن و جهانبینی بهتر باشد.آنها تذکر دادهاند که ایالات متحده باید این واقعیت را بپذیرد که تلاشهایش در جریان چند دهه گذشته برای توانمندسازی ارتش پاکستان تنها آن عناصری را جسورتر ساخته است که تلاش میکنند روزی کشمیر را به زور از هند بستانند. علاوه بر آن ادامه ارایه کمکهای نظامی سبب شده است تا رهبران پاکستانی اذعان کنند که ایالات متحده بیشتر به پاکستان نیازمند است تا پاکستان به ایالات متحده. از جانب دیگر، امریکا در بیان نگرانیهایش در مورد حمایت پاکستان از تروریسم جدی نبوده است، با وجود فقدان دموکراسی و بیاعتنایی به حقوق بشر در پاکستان، ایالات متحده به خط مشی حداقل رضایت در نگهداشتن پاکستان در کنار خود، بسنده کرده است.
اداره ترامپ باید آماده باشد تا تدابیر سختگیرانهتری را برای دریافت پاسخهای متنوع و متفاوت بر اسلامآباد اعمال کند، در حالی که هیچ روزنهای برای تغییر سیاست چند دهه گذشته باز نیست، اما پالیسیهایی وجود دارد که میتواند برای جلب همکاری پاکستان در مواجهه با تروریسم در حساسترین منطقهای از جهان مفید باشد.
حسین حقانی و همکارانش پیشنهادات خود را به سیاستگذاران امریکایی چنین بر میشمارند:
۱ـ اداره جدید ایالات متحده باید این را بپذیرد که پاکستان متحد امریکا نیست. آنها مشغول حمایت از طالبان افغاناند که در افغانستان عساکر امریکایی و متحدین ناتو را میکشند. این باور که پاکستان یک متحد امریکا است، مشکلاتی را به باور میآورد که در یک دهه گذشته به اداره قبلی ایجاد کرد. همزمان پاکستان کشور مهمی است که قسما و گهگاهی با ایالات متحده همکاری میکند و نباید با آن بهسان کوریای شمالی برخورد شود. به عنوان نخستین گام ایالات متحده باید به پاکستان هشدار دهد که موقعیتش به عنوان متحد عمدهی خارج از ناتو در خطر است، مگر این که گامهای فوری در جهت اهداف مبارزه با تروریسم ایالات متحده بردارد.
۲ـ حفظ این گزینه که پاکستان درآینده میتواند متحد ایالات متحده باشد. در صورت قطع رابطه و حمایت از گروههای تروریستی و ایجاد زمینه همکاری در طیف وسیعی از مسایل استوار بر منافع متقابل از جمله اقتصادی، پاکستان میتواند بستر همکاریها و جلب سرمایهگذاری امریکا باشد.
۳ـ اولویت در تعامل با رهبران غیرنظامی و تداوم برنامههای کمکهای بشردوستانه و اجتماعی که توسط مقامات غیرنظامی پاکستان اداره میشوند.
۴ـ کار از مجاری دیپلوماتیک با سایر کشورها به ویژه چین و کشورهای حوزه خلیج فارس که نگرانیهای مشترکی با ایالات متحده در مورد اغماض پاکستان از فعالیت گروههای تروریستی و افراد دهشتافگن دارند.
۵ ـ اعمال شرایط در امر مبارزه علیه تروریسم و ارایه کمک نظامی و بازپرداختها به پاکستان.
۶ ـ حفظ گزینه اقدامات یکجانبه (استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین) جهت هدف قرار دادن طالبان در پاکستان.
۷ ـ ایجاد جدول زمانی برای اقدامات مشخص پاکستان در مورد گروههای تروریستی که مسوول حمله در بیرون از پاکستاناند و ایجاد پیوند میان این اقدامات و ارایه کمکهای نظامی در آینده به پاکستان.
۸ ـ ارایه لیست اقداماتی که پاکستان حمایت از طالبان افغان و شبکه حقانی را پایان دهد و توضیح این نکته که ناکامی در بدستآوردن پیشرفت قابل ملاحظهای در این خصوص در نهایت میتواند پاکستان را کشور حامی تروریسم لقب دهد.
۹ ـ تشویق گفتگوهای صلح در میسر جداگانه از تصمیم ایالات متحده و ناتو در مورد سطح نیروهای نظامی و اعمال پیامد مالیاتی بر پاکستان در صورتی که بر این تلاشها موانع ایجاد کند.
۱۰ـ تلاش گردد تا از هر گونه شکست کامل در روابط میان ایالات متحده و پاکستان اجتناب شود.