درافغانستان تکرار کند!
بعد از گذشت چهارسال ریاست جمهوری دونالد ترامپ که طی آن صدمه ای بزرگ به حیثیت بین المللی امریکا وارد گردید و بجای تعقل و دوراندیشی دراکثر امور این کشور اعم از داخلی و خارجی احساسات و خودخواهی رئیس جمهور بر اوضاع مسلط شد و در نتیجه حالاتی پدید آمد که در نوع خود در تاریخ امریکا کم نظیر و حتی بی مثال بود. اکنون که اداره جدید بقدرت رسیده و خوشبختانه دموکراتها برعلاوه ریاست جمهوری، اکثریت را در مجلس نمایندگان و سنا نیز دراختیار دارند، موقع آن رسیده تا آنها بر زخم های وارده که در چهارسال گذشته بر پیکراین کشور بزرگ و پرقدرت جهان وارد شده است، با کمال دقت و واقع بینی مرحم بگذارند و از تجارب سالهای گذشته و اشتباهات تاریخی که ازچند دوره قبل در بعضی نقاط جهان از جمله افغانستان صورت گرفته است، درس عبرت بگیرند و نگذارند بار دیگر رویدادهای مصیبت بار گذشته تکرار شوند.
اینکه چرا افغانستان بعد از کودتای ثور1357 (اپریل1978) و بخصوص پس از تهاجم قوای سرخ به مهد جنگ و خونریزی و میدان رقابت های جنگ سرد بین دو ابر قدرت زمان ـ امریکا و شوروی (به اصطلاح بلاک شرق و غرب) مبدل شد و اینکه چگونه این معرکۀ خونین و ویرانگر طی 9 سال اشغال شوروی بنیاد این کشور را از هم پاشید و در ادامه بعد از سقوط رژیم خلقی و پرچمی چه بلاهای دیگر دراین سی سال گذشته برمردم و سرزمین افغانستان وارد شد، داستان دراز و غم انگیزی است که همه از آن آگاه اند و شرح آن دراین مختصر نمی گنجد.
بی اعتنائی واغماض سیاسیون امریکا درمورد افغانستان سابقه طولانی دارد و اینکار که از زمان سفرهیئت سفارت فوق العاده افغانستان تحت ریاست محمدولی خان دروازی دراخیر ماه حمل 1299ش (اپریل 1919) به ممالک اروپائی ونیز برای باراول به ایالات متحده امریکا حین اعلام استقلال افغانستان آغازگردید، در آنوقت و بعد از آن طی یک قرن به اشکال مختلف تکامل کرد که با نشیب و فراز های زیاد توأم بود. در جریان جنگ جهانی دوم و سالهای بعد امریکا اهمیت استراتژیک افغانستان را درمنطقه نادیده گرفت و به درخواست های مکرر افغانستان با بی اعتنائی آشکار جواب منفی داد و برعکس بعد از جنگ که دولت نوظهور پاکستان سربلند کرد و جنگ سرد بین امریکا و شوروی وقت آغاز گردید، امریکا به حمایت از پاکستان پرداخت و از اهمیت استراتژیک افغانستان در منطقه چشم پوشید. این وضع به گفته لیون پولادا ـ افغانستان شناس مشهور امریکائی موجب شد تا افغانستان به دامن شوروی بیفتد.
پولادا اعتراف میکند که: «درطول این سالهای دشوار دیپلماسی امریکا با تعلل، ابهام و ناتوانی در متوقف ساختن نفوذ شوروی عمل کرد. پروگرام امداد امریکا بسیار بطی، غیرمؤثر و فاقد ثبات و قاطعیت بود و نتوانست جلو امتیازاتی را بگیرد که کمک نظامی و سیاسی درحمایت از پشتونستان بطور ماهرانه و منظم به شوروی امتیاز بخشیده بود....اشتباه اساسی دیپلماسی امریکا در این سالهای دشوار نتیجۀ مستقیم از نا مناسب بودن خدمات خارجی آن بود که از فقدان تجربه در درک و تحلیل صحیح انگیزه های افغانی و ارزش های فرهنگی آن نشأت کرد. همچنان فقدان حیثیت و نفوذ لازم برای آگاهی رهبران سیاسی امریکا درباره اهمیت ستراتژیک افغانستان و نتایج نامطلوب سقوط آن کشور زیر نفوذ شوروی عامل دیگر بود. پالیسی سازان آنوقت امریکا گرفتار تخیلات ترکیه، ایران و پاکستان شدند و باید همیشه به تقویه استحکامات خود علیه توسعه جوئی کمونیست ها ادامه می دادند. از نظر آنها این کار درمورد افغانستان یک عامل اغماض درامنیت منطقه بود. آنها درسال 1980 دفعتاً متوجه اشتباه خود شدند که بسیار دیرشده بود.» (برای شرح مزید دیده شود: مقاله مشهور لیون پولادا تحت عنوان "افغانستان و ایالات متحده: سالهای دشوار"، منتشره ژونال میدل ایست، بهار1981، صفحه 178 تا 190 و ترجمه آن از این قلم در کتاب "زندگی شهید محمد داؤد از آغاز تا انجام"، چاپ کابل، 2019، جلد اول، صفحه153 تا 173)
با اشاره به اغماض امریکا بعد از جنگ دوم جهانی در مورد افغانستان، دراینجا میخواهم توجه را به یک اشتباه مهم دیگر سیاسیون امریکا معطوف دارم که بعد از امضای معاهده "ژینوا" و پس از خروج قوای شوروی از افغانستان و بخصوص حین سقوط رژیم داکتر نجیب و در آستانه ورود قوتهای تنظیمی به کابل در ماه ثور 1371ش (اپریل 1992) صورت گرفت. اگر امریکا در آنوقت حساس و مهم تاریخی، افغانستان را به فراموشی نمی سپرد و نقش خود را بعد از سقوط داکتر نجیب به حمایت جدی از پلان ملل متحد فعالانه بازی میکرد و نقش مؤثر در نجات افغانستان از آن طوفان مدهش که درآنوقت کار نسبتاً ساده تر بود، بازی میکرد، درآنصورت نه حوادث خونبار جنگ داخلی درافغانستان ادامه می یافت و نه جناح های افراطی اسلامی و ملیشه های قومی بقدرت میرسیدند و نه با ظهور طالبان وضع بحدی مکدر می شد که تروریست های عرب و دیگر کشور ها در افغانستان لانه میکردند و نه امریکا پس از رویداد 11/9 تصمیم حمله به افغانستان میگرفت و نه ملیاردها دالرآنها به اضافه حیات 2500 جوان امریکائی به هدر میرفت.
بهرحال اکنون باز همان موقع رسیده است که اگر اداره جدید آقای بایدن به موضوع افغانستان دقت نکند و مثل آقای ترامپ به تقویه طالبان و در نهایت به حمایت ازخواسته های پاکستان بپردازد، به یقین باردیگرافغانستان دچار آشوب بزرگترمیگردد و به مرکز تروریسم جهانی مبدل میشود که نه تنها امریکا، بلکه جهان ازعروج مجدد تروریست ها در افغانستان صدمه بیشتر خواهد دید.
برای شرح موضوع میخواهم به ترجمه یک مقالۀ مهم منتشره روزنامه مشهور"نیویارک تایمز" بپردازم که 29 سال قبل در آستانه سقوط رژیم داکترنجیب و آمدن قوتهای تنظیمی به کابل بقلم توماس فریدمن ـ گزارشگر مشهور آن روزنامه بتاریخ 17 اپریل 1992 به نشر رسید. قابل ذکر است که یک نسخه این روزنامه را طی این مدت در آرشیف خود نگهداشته بودم تا در یک فرصت لازم ازمحتوای آن استفاده نمایم. اکنون وقت آن رسیده است تا توجه را به متن مقاله و به اشتباه آنوقت رئیس جمهورامریکا آقای جارج دبلیوبوش(پدر) جلب نمایم. اینک ترجمه متن مکمل آن مقاله ذیلاً تقدیم میشود:
شروع مقاله:
"ایالات متحده از جوانب افغان میخواهد تا از انارشی خشونت بار جلوگیری کنند"
“US Urges Afghan Factions To Avoid Violent Anarchy”
By: Thomas L. Friedman
واشنگتن ، اپریل 16 (1992) ـ اضلاع متحده از همه جناح ها در جنگ جاری افغانستان خواست تا با ملل متحد در مورد انتقال مسالمت آمیز قدرت همکاری نمایند، درغیر آن پس ازسقوط نجیب الله از قدرت ممکن است کشور بیک انارشی خشونت بار روبرو شود.
اما در عقب پرده مقامات امریکائی اعتراف میکنند حالا که جنگ سرد به پایان رسیده واتحادشوروی سابق دیگر حضور نظامی درکشور نزدیک به منابع استحصال تیل درخلیچ فارس ندارد، ایالات متحده نیزکمترین علاقمندی به افغانستان دارد.
واشنگتن طی 13 سال جنگآوران اسلامی را به هدف سرنگونی رژیم تحت الحمایه شوروی تمویل کرد. حالا که آقای نجیب الله ازقدرت بیرون شده است، مقامات امریکائی میگویند که انها علایق بسیار محدود برای افغانستان دارند. آنها میگویند که نگرانی اساسی شان اینست که سطح معقول ثبات باید درکشورهای اطراف افغانستان به وجود آید، طوریکه موجب ایجاد بی ثباتی درپاکستان یا درکشورهای مسلمان آسیای مرکزی که تازه به استقلال رسیده اند، نشود.
به نقل از مقامات: توقع اساسی واشنگتن آنست که مبارزه قدرت درداخل افغانستان بوسیلۀ قوه های نظامی مختلف و جناح های سیاسی موجب از هم پاشیدگی حکومت در مرکز و اطراف کشور نگردد.
از هم پاشیدگی و اختلال
بطور رسمی اداره بوش از تمام جوانب میخواهد تا با ملل متحد همکاری نمایند. سخنگوی وزارت خارجه امریکا خانم مارگریت توت وایلر. D. Tutwiler Mامروز گفت که: «دراین میانه مذاکرات بوسیلۀ گماشته ملل متحد با قوای مقاومت و رژیم و ملیشه ها جهت ایجاد یک اداره جدید انتقالی درکابل در جریان است.» او گفت:« نماینده خاص سرمنشی ملل متحد میکوشد با همه جوانب به یک راه حل مسالمت آمیز دست یابد وباهم به یک میکانیزم برای عملیه انتقال به توافق برسند. ما از ادامه تلاشهای او در مجموع بطور کامل حمایت میکنیم و بازهم ما از جوانب مختلف امروز جداً میخواهیم که با تلاشهای ملل متحد همکاری کنند.»
خانم توت وایلر گفت که نگرانی اساسی واشنگتن در این موقع آنست که ازهم پاشیدگی واختلال اوضاع در افغانستان جلوگیری شود تا موجب بروز خشونت و خونریزی نگردد. او در ادامه گفت: «من نمیدانم که کی ها در آنجا مسلح هستند، اما اشخاصی که مسلح اند، لطفاً در تحت این شرایط که رهبریت رژیم همین حالا مستعفی شده و خلای قدرت درافغانستان به وجود آمده، ممکن است یک فاجعه بار آید و موجب اختلال اوضاع گردد. لطفاً خشونت را دامن نزنید.»
ترس از بی ثباتی
وقتی در بارۀ رجحانات واشنگتن در شرایط فعلی پرسیده شد، خانم توت وایلر گفت که ایالات متحده خواهان «تعین سرنوشت برای مردم افغانستان میباشد» و گفت: «ما میخواهیم یک حکومت با قاعده وسیع که با همسایگان در صلح باشد، به وجود آید تا پنج ملیون مهاجر افغان با خاطرآرام و مطمئن به وطن برگردند.»
در جواراظهارمطالب فوق، یک متخصص امریکائی درامورپالیسی افغانستان که نخواست از او نام برده شود، گفت که: «بسیاری اشخاص در حکومت ایالات متحده از مدتها بدینسو به این نتیجه رسیده اند که اهداف ما در افغانستان بسیار محدود است و به همین دلیل توانائی ما نیز در تأثیرگذاری بر بروز رویدادها کم میباشد.»
به گفته آن مقام: «آنچه ما در اساس میخواهیم آنست که افغانستان نباید همسایه های خود ازجمله پاکستان و جمهوریت های آسیای میانه را که ما با آنها واقعاً علایق مهم داریم، بی ثبات سازد. ما نمیخواهیم یک افغانستان در خروش موجب صدور افراطیت به جمهوریت های آسیای میانه گردد که تازه از تأثیرات گذشته بیرون شده است.»
مقام مذکورافزود: «این وضع ایجاب میکند که یک مقدار ثبات داخلی درکابل به وجود آید. دقیقاً اینکه کی در افغانستان حکومت میکند یا سران کدام قوم براوضاع حاکم میشوند، برای مقامات امریکائی از آن به بعد قابل نگرانی نمیباشد و ما اساساً ازموجودیت یک حکومت مرکزی که امور را پیش ببرد و دارای قاعده قابل ملاحظه وسیع باشد، حمایت میکنیم که از آنطریق مهاجران مقیم پاکستان با احساس آرامش به وطن برگردند.»
مقامات امریکائی میگویند: آنها امید دارند که بقایای حکومت نجیب الله که تاهنوز موجود اند، ازهم خواهند پاشید؛ جنک سالاران مهم به تدریج وزارتها و قوماندانی های مهم را در دست خواهند گرفت و به حمایت ازیکی یا دیگر از سران مقاومت اسلامی خواهند پرداخت. بزعم مقامات امریکائی سؤال آنست که آیا خلای قدرت برطبق پلان تقسیم قدرت مبتنی برنظرملل متحد بصورت درست عملی خواهد شد و یک حکومت مؤقت و یا از طریق مبارزه بین جنگ سالاران رقیب به وجود خواهد آمد.»
مقامات امریکائی میگویند که هرگاه قرار باشد یکی از رهبران جنگی به سطح بالا عروج کند، آنها احمد شاه مسعود را انتخاب خواهند کرد. باآنهم آنها میگویند که توقع دارند همه ای هفت جناح که درشهر سرحدی پاکستان در پشاور فعالیت دارند و همچنان نمایندگان پادشاه سابق محمدظاهرشاه که در 1973از سلطنت برکنار گردید، نیز در این راه اشتراک خواهند کرد.
مقامات می گویند که: افغانستان ندرتاً یک حکومت مرکزی قوی داشته است و احتمالاً همچو حکومتی را حالا نیز نخواهد داشت و واشنگتن زمینه مساعد موجودیت یک حکومت به شیوه افراطیت اسلامی ایران را در افغانستان نمی بیند. قسماً به دلیل اینکه در ایران اکثریت پیرو مذهب شیعه اسلامی هستند، درافغانستان بیشتر مسلمانان سنی اند؛ همچنان به دلیل موجودیت یک عنعنه جدی استقلالیت دربین اقوام مختلف افغان و تقسیمات جغرافیائی آنها کسی نمیخواهد به دیگری بگوید: "چگونه نماز برپا کند".
بزعم مقامات: برای ایجاد حداقل ثبات لازم است تا در احیای حکومت در اطراف کشور و بهبود وضع اقتصادی اقدام شود. افغانستان که دراثرجنگها سخت صدمه دیده و اکنون با موجودیت ملیونها ماین در زمین که از قوای شوروی سابق قبل ازپایان اشغال 9 ساله در فبروری 1989 بجا مانده است، کار مشکل در پیش دارد. (پایان گزارش توماس فریدمن منتشره نیویارک تایمر مورخ 17 فبروری 1992)
قراریکه از محتوای این گزارش به وضاحت برمی آید، مقامات امریکائی درآنوقت حساس بیشتر ازآنکه به آینده افغانستان فکر کنند و نقش فعال در تطبیق پلان ملل متحد بازی نمایند و نگذارند افغانستان بدست جنگ سالاران و گروه های تنظیمی و رقیب قدرت از هم پاشیده شود، برعکس به ثبات پاکستان و کشورهای نوظهور آسیای میانه می اندیشیدند و افغانستان را از لست رجحانات سیاسی خود بیرون کشیده بودند و دربین رقبای قدرت به عروج احمدشاه مسعود خوشبین بودند. با این ترتیب دیده میشود که امریکا بعد از موفقیت درجنگ سرد، افغانستان را با تمام قربانی هایی که در جنگ علیه قوای اشغالگر شوروی متقبل شده بود، بجای آنکه به مشکلات آن کشور رسیدگی کنند و در ثبات و اعمار مجدد آن کمک نمایند، برعکس اختیار را بدست مقامات پاکستانی سپردند و پاکستان از طریق جناح های تنظیمی دست پرورده خود جنگ و بی ثباتی را در افغانستان به شدت دامن زد و هر آنچه از دست اشغالگران روسی و دستیاران افغانی شان درکشورباقی نیمه سالم مانده بود، آنرا از طریق تداوم جنگها به خاک یکسان کرد و سیل پناهندگان را مجدداً بسوی کشورهای همسایه براه انداخت.
در نتیجه همین اهمال سیاسیون امریکا در آنوقت اقغانستان به سرعت دردام تروریست های عرب و دیگر کشورها گیرماند وجنگهای نیابتی کشورهای مختلف درافغانستان کسب شدت کرد. اسامه بن لادن و دیگر عناصر ترورریستی به سرعت توانستند در افغانستان لانه کنند و علیه منافع امریکا و غرب به فعالیت های تخریبی آغاز نمودند. تا آنکه با سرازیرشدن طالبان به دستیاری پاکستان وموافقه امریکا وضع به جایی رسید که با وقوع حادثه 11/9 امریکا تصمیم گرفت با جمعی از متحدان خود به افغانستان حمله کند و پس از سرنگونی حکومت طالبان و با تشکیل یک حکومت و نظام بی پایه ملی و زیر نفوذ اقتدار قوای خارجی، وضع طوری درافغانستان تغییر کرد که طی این دو دهه قدم بقدم بسوی یک بحران عمیق کشانیده شد واکنون بیک معما مبدل شده است. اکنون امریکا درافغانستان با یک موقف دشوار روبرو شده که با تصمیم خروج عساکر شان از آن کشور ازیکطرف و دوستی با دشمنان قدیم یعنی طالبان و تقویه موقف شان از طرف دیگر و همچنان تشدید رقابت های چندین جانبه بین کشورهای ذیعلاقه که هرکدام برای خود برنامۀ خاص دارند، جواب به این سؤال که سرنوشت افغانستان با موجودیت رقبای قدرت در داخل کشور و تشکیل یک حکومت "سهامی" و فاقد برنامه به کدام سو خواهد رفت و چه عواقبی را در قبال خواهد داشت، بدون شک به یک موضوع مهم و آینده ساز مبدل شده است.
عواقب سیاست دونالد ترامپ که بوسیلۀ زلمی خلیلزاد در دو سال اخیر براه افتیده است، افغانستان و دولت آنرا در موقف دشوار قرار داده است که اگر اداره جدید اقای بایدن همان روش را دنبال کند و به راهی که خلیلزاد در پیش داشته است یعنی سپردن سرنوشت افغانستان بدست پاکستان و دستیاران طالبانی شان ادامه دهد، به یقیین اشتباه بزرگ سال 1992 و مصیبت بزرگتر از آنوقت را بار دیگر تکرارخواهند کرد. با عروج مجدد طالبان در اداره افغانستان مسلم است که دست پاکستان درآن کشور بیش از پیش دراز خواهد شد و این وضع هم موجب تشکل مجدد قوه های مخالف طالب درکشور شده و نیز بر رقابت کشور های بیرونی خواهد افزود و جنگ داخلی در افغانستان بطور وحشتناک براه خواهد افتاد که شعله آن بر منطقه و حتی فراتر از آن سرایت خواهد کرد.
اکنون موقع آن فرا رسیده تا اداره جدید آقای بایدن به حساسیت های موضوع وعواقب خطیرآن هرچه زودترً عطف توجه نماید و درمسیری که رئیس جمهور قبلی و دستیارش زلمی خلیلزاد گام نهاده و موجب اختلال و تاحدی بی ثباتی در افغانستان گردیده است، تغییری لازم وارد نماید. برای مردم افغانستان با وجود همه کمی و کاستی هائیکه در اداره امور افغانستان دامنگیر آن کشور شده است، بازهم حفظ نظام موجود در مجموع یک اصل حیاتی است و در صورتیکه پایه های اساسی نظام از هم بپاشد و جای آنراخواسته های طالبان بگیرد، آنوقت ممکت بار دیگر مثل سال 1992به قهقرا خواهد رفت و تاحدی مسئولیت آنرا امریکا بردوش خواهد داشت. مردم افغانستان از گماشتن مجدد خلیلزاد به حیث نماینده خاص ایالات متحده امریکا در امور افغانستان بسیار نگران میباشند، با انکه میدانند گماشتن مجدد او در اینکار مؤقتی و با صلاحیت بسیار محدود و در عین زمان وجه شکلی و فورمالیته خواهد داشت.
مقالات از دیگر منابع
پنتاگون: طالبان به تعهدات خود در توافق صلح عمل نمیکند
۸ ساعت پیش (28 جنوری 2021) بی بی سیS
وزارت دفاع آمریکا روز پنجشنبه گفته است که طالبان به وعده هایش در توافق صلح با آمریکا از جمله کاهش خشونت و قطع روابط با القاعده عمل نکرده است. همزمان وزیر خارجه آمریکا در تماسی با رئیس جمهور افغانستان از آینده ای دمکراتیک و باثبات برای این کشور حمایت کرد.
جان کِربی سخنگوی پنتاگون بعد از ظهر پنجشنبه گفت: "ما هنوز سعی داریم به راه حلی مبتنی بر مذاکره برسیم. طالبان به تعهدات خود عمل نکرده اند."
آقای کربی گفت که دولت تازه جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، همچنان به توافق صلح ۲۰۲۰ که میان آمریکا و این گروه شورشی امضا شد متعهد است.
براساس توافق دوحه طالبان باید حملات به نیروهای آمریکایی را متوقف کند، سطح خشونت ها در افغانستان را به شدت کاهش دهد، و گفت و گوهای صلح با دولت افغانستان را پیش ببرد.
آمریکا در مقابل قول داد به تدریج از شمار نیروهای خود در افغانستان بکاهد و تا مه ۲۰۲۱ آنها را کاملا خارج کند.
آقای کربی گفت تغییری در تعهدات آمریکا در این توافق "ایجاد نشده است."
با این حال به گزارش خبرگزاری فرانسه او گفت که "طالبان به وعده های خود برای کاهش خشونت و قطع روابط با القاعده عمل نمی کند."
او گفت تا زمانی که شرایط چنین است "کار برای حاضران در میز مذاکره دشوار خواهد بود" و افزود: "در واقع (مذاکره) کار عاقلانه ای نخواهد بود."
طالبان از آمریکا خواسته به این سند پایبند باشد و دولت افغانستان از بازنگری احتمالی در این سند استقبال کرده است.
آقای کربی گفت وزارت دفاع آمریکا با سطح جاری نیروها یعنی ۲۵۰۰ سرباز در افغانستان مشکلی ندارد. شمار نیروهای آمریکایی سال پیش ۱۳ هزار نفر بود.
او گفت این تعداد سرباز برای انجام ماموریت آمریکا در افغانستان، برای مقابله با گروه "دولت اسلامی" (داعش) و القاعده، کافی است.
اما او نگفت که آیا پنتاگون تا ضرب الاجل ماه مه شمار نیروهایش را به صفر خواهد رساند یا نه.
او به خبرنگاران گفت که این تا حدود زیادی به این بستگی دارد که آیا طالبان و دولت افغانستان می توانند با مذاکره به توافق برسند یا نه.
او اضافه کرد: "من به رهبران طالبان می گویم، که ... خودداری آنها از تعهد به مذاکرات معقول، قابل دوام و معتبر، گرفتن تصمیم نهایی در مورد شمار نیروها را خیلی مشکل تر خواهد کرد."
تماس بلینکن با اشرف غنی
همزمان گزارش شد که محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، با آنتونی بلینکن وزیر خارجه جدید آمریکا صحبت کرده است. این تماس عصر پنجشنبه به وقت کابل انجام شد.
در بیانیه وزارت خارجه آمریکا آمده است که آقای بلینکن در این تماس بر "حمایت قاطعانه دیپلماتیک آمریکا از فرآیند صلح با تمرکز بر دست یافتن به یک راه حل سیاسی بادوام و عادلانه و آتش بسی دایمی و جامع که به نفع همه مردم افغانستان تاکید کرد."
او تاکید کرد که آمریکا در حال بررسی توافق سال پیش دولت قبلی آمریکا و طالبان است.
آقای بلیکن ابراز امیدواری کرد همه رهبران افغانستان از این "فرصت تاریخی" برای صلح حمایت کنند و همزمان پیشرفت های به دست آمده در ۲۰ سال اخیر در زمینه حقوق بشر، آزادی های مدنی، و نقش زنان در جامعه افغانستان را حفظ کنند.
او متعهد شد برای تعیین یک استراتژی گروهی در حمایت از آینده با ثبات، مستقل، دمکراتیک و امن افغانستان با دولت افغانستان، متحدان ناتو و شرکای بین المللی رایزنی کند.
در بیانیه ارگ آمده است: "در این مکالمۀ تیلفونی، هر دو جانب در مورد روابط میان دو کشور و انکشافات اخیر در پروسه صلح افغانستان، بحث و تبادل نظر نمودند."
براساس این بیانیه آقای بلینکن "نگرانی عمیق خویش را از افزایش خشونت ها و ترورهای هدفمند در افغانستان ابراز کرد و آنرا محکوم نمود."
به گفته ارگ آقای بلینکن همچنین گفت که "از برقراری صلح معنادار و پایدار که هدف اساسی و همه جانبه ماست، حمایت می کنیم و تلاش داریم که آتش بس دایمی برقرار گردد."
پیشتر گزارش شد که وزیر خارجه آمریکا از زلمی خلیلزاد خواسته به وظیفهاش به عنوان نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا برای صلح افغانستان ادامه دهد.
او تلاشهای آقای خلیلزاد را برای صلح افغانستان مهم خواند.
با رویکار آمدن اداره جدید در امریکا و اظهارات اخیر وزیر خارجه جدید آقای بلینکن و مقامات وزارت دفاع این کشورابرهای تاریک که روابط افغانستان و امریکا را در دوره اداره قبلی پوشانیده بود، تاحدی رو به صاف شدن گذاشته است و انچه را که طالبان به حمات خلیلزاد و دپلماسی زیر پرده اداره بوش در زمینه در حال پیشرفت بود و طالبان خود را فاتح میدان حساب مبکردند و مانند شیر می غریدند و خواب عروج مجدد خود را در قدرت می دیدند، با سخنان اقای بلینکن که گفت: «نه تنها طالبان را به اصطلاح "وارخطا" کرد وبساط ادامه مذاکرات صلح را در دوحه قطع نمود، بلکه مقامات پاکستانی را نیز سخت نگران آینده ساخت.
چند روز قبل محمود قریشی ـ وزیر خارجۀ پاکستان ازاین تغییرمسیرناراحت شده و از اداره بایدن تقاضا کرد تا در تداوم مذاکرات صلح برطبق شرائط توافق نامۀ کنونی پابند بوده و به تأسی از آن درادامه مذاکرات طالبان و دولت جمهوری اسلامی افغانستان تأکید نمایند. اظهارات اخیر وزیر خارجه و مشاورامنیت ملی امریکا مبنی برفهم جزئیات توافق نامه و نکات گنجانیده شدۀ سری ، لرزه براندام طراحان مذاکرات دوحه انداخت.
گماشتن زلمی خلیلزاد در پست قبلی صرف یک موضوع شکلی و فورمالیته است. هرگاه اداره جدید کسی دیگری را بجای او تعیین میکرد، چنان تعبیر می شد که گویا امریکا از مذاکرات صلح حمایت نمیکند. با توظیف مجدد خلیلزاد این سوء تعبیر رفع میشود، اما خلیلزاد دراین ماموریت ناگزیر است به هدایات اداره جدید و بخصوص وزیر خارجه آقای بلینکن گوش فرا دهد و طبق دستور او عمل کند و شاید هم ماموریت خلیلزاد در این مقام هرگاه او در روش قبلی تغییر لازم را در پیش نگیرد. چند ماه بیش دوام نخواهد کرد و جایش را یک شخص دیگر از تیم اداره جدید خواهد گرفت.
دلیل مهمی که چرا طالبان به ایران و مسکو سفر کردند، نیز به هدایت پاکستان و به تعقیب سخنان قریشی وزیر خارجه پاکستان است که گفتار اخیر او نیز نمایانگر نگرانی پاکستان از وارد کردن فشار امریکا بر طالبان میباشدو وارد کردن همچو فشار ها بر موقف پیشتاز طالبان در مذاکرات اثر منفی بجا میگذارد. اینکه امریکا بر کاهش خشونت بطور جدی تأکید میکند و بر حفظ دست آوردهای دو دهه گذشته در افغانستان اصرار می ورزد، موقف طالبان را در مذاکرات که خواهان نظام امارتی با شیوه خاص اسلامی میباشند، دچار تزلزل می سازد و برعکس موقف دولت افغانستان را در این راستا تقویه میکند.
به همین دلیل هیئت های طالبان به ایران و مسکو رفتند تا امریکا را با مراجعه به رقبای آن به نحوی متوجه سازد که هرگاه امریکا بر طالبان فشار بیاورد، طالبان روی بطرف رقبای امریکا میگردانند. سفر این هیئت های طالبان صرف جنبه تاکتیکی دارد و ایران بدون اعتنا به خواست طالبان میخواهد به امریکا نشان دهد که آن کشور میتواند از طریق جذب طالبان به حیث عامل فشار در شکل دهی روابط بعدی با امریکا استفاده نماید و روسیه هم به همین هدف از طالبان پذیرائی میکند، در حالیکه درعمق قضیه ایران و روسیه به طالبان خوشبین نیستند و عروج آنها را در افغانستان برای خود خطرناک و پر درد سر می شمارند.
طالبان در واکنش به آمریکا و اروپا؛ 'پیمان دوحه را عملی نکنید از خاک خود دفاع میکنیم'
یک ساعت پیشاول فبروری 2021 ، بی بی سی
منبع تصویر،GETTY IMAGES
گروه طالبان با نشر اعلامیهای دست داشتن در کشتار غیرنظامیان، قتل های هدفمند و تخریب زیرساختها را رد کرده است.
طالبان امروز (دوشنبه ۱۳ دلو/بهمن) در این اعلامیه گفته که نمایندگان بعضی از کشورهای اروپایی و دیگر کشورها "اتهامات بی اساسی را بر امارت اسلامی بستهاند که گویا بدون موجب به جنگ دوام میدهند، مردم ملکی را میکشند، تاسیسات عام المنفعه را تخریب میکنند و درکشتارهای هدفمند دست دارند."
در این اعلامیه آمده که این ادعاها حقیقت ندارد و این گروه بازسازی و نگهداری از داراییهای عامه را مسئولیت خود میداند.
روز گذشته سفارت آمریکا و نمایندگیهای سیاسی شماری از کشورهای اتحادیه اروپا در افغانستان بیانیه مشترکی منتشر کردند و در آن "قتلهای هدفمند، آدم ربایی و تخریب ساختمانهای عمومی" را محکوم کردند.
در این اعلامیه که از سوی نمایندگیهای سیاسی استرالیا، چک، کانادا، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هالمند، ناتو، اسپانیا، سوئد، بریتانیا و آمریکا منتشر شده، آمده که طالبان مسئول اکثر خشونتهاست و "حملات آنها نهادهای دولتی را تضعیف میکند و به ایجاد محیط ناامنی کمک میکند که در آن گروههای تروریستی و جنایتکار میتوانند آزادانه فعالیت کنند."
صادرکنندگان این اعلامیه تخریب زیربناها را از سوی طالبان محکوم کردند که بیشتر با هزینه کشورهای کمک کننده ساخته شدهاند.
ع تصویر،SOCIAL MEDIA
در این اعلامیه مشترک با تاکید بر حفظ دستاوردهای ۱۹ ساله و حمایت از گروههای حقوق بشری آمده "ما انتظار داریم طالبان با پایان دادن به خشونت، توقف تخریب زیرساختهای حیاتی و تعهد به صلح پایدار به نفع همه افغانها، حمایت خود را از مردم افغانستان نشان دهند."
طالبان اما گفته که پالیسی آنها از آغاز حل مشکلات از راه گفتوگو بوده است.
این گروه اتحادیه اروپا و بسیاری کشورهای دیگر را در جنگ افغانستان دخیل خوانده و گفته این کشور هنوز تلاش دارند با تمدید حضور نیروهای امریکایی در افغانستان، جنگ در این کشور ادامه یابد.
روز گذشته خبرگزاری رویترز به نقل از چهار مقام ناتو خبر داد که نیروهای بینالمللی قرار است بیشتر از زمان تعیین شده در موافقنامه آمریکا با طالبان در افغانستان باقی بمانند.
به اساس این موافقتنامه که در اواخر سال گذشته خورشیدی میان دولت ترامپ و طالبان امضا شد، قرار بود نیروهای خارجی تا اول ماه مه سال جاری میلادی افغانستان را ترک کنند و در عوض طالبان متعهد به قطع رابطه با گروه القاعده و عدم حمله به نیروهای آمریکایی شده بودند.
منبع تصویر،SOCIAL MEDIA
طالبان اما در اعلامیه امروزشان از عواقب نقض این تعهدات هشدار داده، بر عملی شدن توافقنامه دوحه تاکید کرده و گفته اگر این پیمان عملی شود هم به نفع آمریکا و هم به نفع کشورهای دیگر و تمام افغانهاست.
طالبان گفته تاکید آنها بر صلح و گفتوگو دلیل ضعف آنها نیست و "اگر کسی پیمان دوحه را نادیده بگیرد و برای دوام جنگ و تمدید اشغال بهانه جویی کند، پس ملت مجاهد افغانستان چنانکه در تاریخ ثابت کرده است از ارزشها، خاک، کشور و حقوق خود دلیرانه دفاع میتواند."
این اظهارات در حالی بیان میشود که دور دوم گفتوگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان نیز از یک ماه به این سو در دوحه آغاز شده است. هیات مذاکره کننده دولت اما میگوید تاکنون تنها دو نشست ابتدایی برگزار شده و طالبان حاضر به برگزاری هیچ نشست رسمی نشده و "میز مذاکره را رها کرده است."
گفته شده که این گروه برای آغاز دوباره مذاکرات منتظر تصمیم دولت جدید آمریکا در مورد سرنوشت توافقنامه صلح با این گروه است.
خشم جهان از حملات هدفمند اخیر و نسبت دادن آن به طالبان
8صبح 13 دلو 1399 (اول فبروری 2021)
هیات اتحادیه اروپا، با نمایندهگان دیپلماتیک کشورهای استرالیا، جمهوری چک، دنمارک، فنلند، فرانسه، آلمان، ایتالیا، نماینده ملکی ناتو و همچنان نمایندهگان دیپلماتیک کشورهای هالند، هسپانیا، سویدن، انگلستان و ایالات متحده امریکا در بیانیه مشترکی تداوم حملات اخیر، گروگانگیری و تخریب نهادهای عامالمنفعه را با شدت محکوم کردهاند.
در این بیانیه آمده است که هدف قرار دادن فعالان جامعه مدنی، کارکنان نهادهای عدلی، فعالان رسانهای، شخصیتهای مذهبی، کارکنان صحی و کارکنان خدمات ملکی که برای آینده صلحآمیز و باسعادت افغانستان کار میکنند، باید متوقف شود.
این کشورها طالبان را مسوول اکثریت این حملات دانسته و تاکید کردهاند که این گروه ضمن دست داشتن در چنین حملاتی، فضایی را به وجود آورده است که در آن هراسافگنان و گروههای جنایتکار میتوانند به آزادی عمل کنند.
در این اعلامیه همچنان آمده است که جامعه جهانی روی انرژی، امنیت غذایی، منابع آب، سرک و زیرساختها در افغانستان سرمایهگذاری کرده که هدف آن کمک به مردم افغانستان بوده است. همچنان در این اعلامیه تخریب این زیرساختها به دست طالبان به شدت محکوم شده و گفته شده است که طالبان نباید مردم افغانستان را که جنگ، فقر و بیماری کرونا آنها را در مضیقه قرار داده است، از کمکهای جامعه جهانی و زیرساختهای حیاتی محروم سازند.
این اعلامیه همچنان گفته است، طالبان باید درک کنند که اقدامات خشونتبار و یرانگر آنها جهان را خشمگین کرده است.
از زمان شروع گفتوگوهای میان افغانی تا کنون با وجود آنکه پیشبینی میشد خشونتهای طالبان کاهش یابد، اما این خشونتها هم در میدانهای جنگ و هم در شهرها ادامه یافت.
با وجودی که طالبان در توافقنامه دوحه میان این گروه و امریکاییها تعهد کرده بودند که در جریان مذاکرات خشونتها را کاهش دهند، اما واقعیت میدان جنگ خلاف این تعهد را ثابت کرده است. با وجود آن، جای تعجب است که جهان در طول چند ماه ادامه و حتا تشدید خشونتها، تنها به واکنشهای احتیاطآمیز بسنده میکرد. البته در ماه اکتبر سال گذشته میلادی در جریان جنگ هلمند، امریکاییها با انجام حملات هوایی نیروهای امنیتی افغانستان را حمایت کردند و درباره ادامه حمایتشان از نیروهای امنیتی موضع روشن نیز گرفتند، اما حمایتهای بیدریغ رییس جمهور ترمپ از پیمان صلحی که با طالبان امضا کرده بود، باعث آن شده بود که واکنشهای جامعه جهانی در برابر طالبان مصلحتاندیشانه باشد.
طوری که دیده میشود، جهان دیگر با طالبان مسامحه نخواهد کرد و با آنها با شدت بیشتر وارد عمل خواهند شد.
طالبان در سال جاری پس از راهاندازی جنگهای شدید برای سقوط شماری از ولایات و پس از آنکه در این جنگها توفیقی حاصل نکردند، به حملات بر اهداف نرم روی آوردند. این مساله را حکومت افغانستان و نهادهای امنیتی باربار گفتهاند. هرچند طالبان در پیوند با این حملات همواره سکوت اختیار کردهاند، اما امریکاییها و اینک کشورهای اروپایی نیز طالبان را مسوول این حملات دانستهاند.
طالبان باید این را درک کنند که حوصله دنیا از حملات اخیر آنها بر غیرنظامیان و نهادهای عامالمنفعه و افزونخواهیهایشان به پایان رسیده است.
نتیجه تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز که چهار روز پیش نشر شد، نشان داد که از میان بیش از ۸ هزار تنی که در سال ۲۰۲۰ کشته شدهاند، عامل ۵۳ درصد این تلفات طالبان بوده و در ۱۵ درصد دیگر نیروهای امنیتی افغانستان و حامیان آنها دست داشتهاند.
با به میان آمدن بحث بازنگری توافقنامه صلح امریکا با گروه طالبان، به نظر میرسد که فشارها بر این گروه افزایش خواهد یافت و مساله عدم پایبندی طالبان به این توافقنامه از جانب اداره بایدن جدی گرفته خواهد شد.
طالبان بهتر است بیش از این خود را در چشم جهان و مردم افغانستان بد نسازند و به گفتوگوهای صلح به عنوان فرصتی برای پایان کشتار و خونریزیها در کشور بنگرند و به میز مذاکرات برای شروع بحثها برگردند.
رویترز: نیروهای بینالمللی بیشتر از زمان مورد توافق آمریکا با طالبان در افغانستان میمانند
۱۲ بهمن ۱۳۹۹ - ۳۱ ژانویه ۲۰۲۱
ع تصویر،PA MEDIA
خبرگزاری رویترز به نقل از چهار مقام ناتو خبر داده است که نیروهای بینالمللی قرار است بیشتر از زمان تعیین شده در موافقتنامه آمریکا با طالبان در افغانستان باقی بمانند.
براساس توافقنامه دولت ترامپ با گروه طالبان قرار بود نیروهای خارجی تا اول ماه مه سال جاری میلادی خاک افغانستان را ترک کنند و در عوض طالبان متعهد به ضمانتهای امنیتی از جمله قطع رابطه با گروه القاعده و عدم حمله به نیروهای آمریکا شد.
محتوای توافقنامه آمریکا و طالبان چیست؟
یک مقام نیروهای خارجی در افغانستان به رویترز گفته است که "شرایطی که برای این کار گذاشته شده بود، رعایت نشده است" و بنابراین تا آخر آوریل/اپریل خروج کامل نیروهای خارجی قرار نیست اتفاق بیفتد.
این مقام همچنین گفته است که با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا، تغییراتی در سیاستگذاری این کشور نیز به میان خواهد آمد.
ADVERTISEMENT
هیأت مذاکرهکننده صلح افغانستان در انتظار: 'طالبان میز مذاکره را رها کردهاند'
طالبان: اگر اشرف غنی از قدرت کنار رود، ما حاضریم با حکومت جدید کار کنیم
منبع تصویر،IEAOFFICE
این مقام همچنین افزوده است که عواقب یک خروج شتابزده سنجیده خواهد شد و استراتژی خروج محاسبهشده خواهد بود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا فقط چند روز قبل از پایان کارش شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان را به ۲۵۰۰ نفر کاهش داد. این کمترین شمار این نیروها از ۲۰۰۱ به این طرف است.
مذاکرات صلح بین هیأتی از افغانستان و گروه طالبان از ماه سپتامبر سال ۲۰۲۰ میلادی شروع شده است اما تاکنون پیشرفت یا نتیجهای نداشته است و سطح خشونتها در این کشور همچنان بالاست.
رویترز همچنین به نقل از اوانا لونکسکو، سخنگوی ناتو نوشته است که این نیروها بیشتر از حد لازم در افغانستان حضور نخواهند داشت اما این حضور و خروج مشروط خواهد بود.
او گفته است که در حال حاضر ده هزار نیروهای خارجی از جمله نیروهای آمریکایی در افغانستان حضور دارند و منبعی از ناتو هم گفته که قرار نیست این شمار تا ماه مه کم شود و این که بعد از آن چه اتفاقی می افتد مشخص نیست.
بیانیه مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا و هشدار به طالبان
در همین حال امروز (یکشنبه، ۱۱ دلو/بهمن) سفارت آمریکا و نمایندگیهای سیاسی شماری از کشورهای اتحادیه اروپا بیانیه مشترکی منتشر کردند و در آن "قتلهای هدفمند، آدمربایی و تخریب ساختمانهای عمومی" را محکوم کردهاند و از طالبان خواستهاند که برای رسیدن به صلح در افغانستان از اعمال خشونتآمیز دست بکشند چرا که "این کار باعث خشم جهان شده است".
در اعلامیه مشترکی که از سوی نمایندگیهای سیاسی استرالیا، چک، کانادا، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هالند، ناتو، اسپانیا، سویدن/سوئد، بریتانیا و آمریکا منتشر شده آمده است که طالبان مسئولیت اکثر خشونتهای هدفمند را برعهده دارند "و حملات آنها نهادهای دولتی را تضعیف میکند و به ایجاد محیط ناامن کمک مینماید که در آن گروههای تروریستی و جنایتکار میتوانند آزادانه فعالیت کنند."
در این اعلامیه همچنین از دولت افغانستان خواسته شده که "فعالانه تر و شفافتر" برای شناسایی عوامل خشونتها و رویدادها عمل کند.
رد شدن از پست Twitter, 1
پایان پست Twitter, 1
در اعلامیه به طور مشخص اشاره شده است که زیرساختهایی که بیشتر با هزینههای کشورهای کمک کننده ساخته شده و از سوی طالبان تخریب میشوند را محکوم میکنند.
در آن همچنین از حفاظت دستاوردهای ۱۹ سال اخیر و حمایت از گروههای حقوق بشری تاکید شده است و آمده است:"ما انتظار داریم که طالبان با پایان دادن به خشونت، توقف تخریب زیرساختهای حیاتی و تعهد به صلح پایدار به نفع همه افغانها حمایت خود را از مردم افغانستان نشان دهند."
محتوای توافقنامه آمریکا و طالبان چیست؟
ضیا شهریار
بیبیسی
۱۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۹ فوریه ۲۰۲۰
منبع تصویر،EPA
توافقنامه تاریخیکه امروز میان آمریکا و گروه طالبان در دوحه قطر امضا شد، روی چهار محوری متمرکز است که مبنای مذاکرات ۱۸ ماهه دو طرف را تشکیل میداد.
در عنوان موافقتنامه میان آمریکا و طالبان به صراحت تاکید شده که آمریکا همچنان گروه طالبان را به عنوان دولت به رسمیت نمیشناسد و نام رسمی توافقنامه نیز ذکر شده است.
عنوان کامل این توافقنامه این گونه است: "موافقتنامه آوردن صلح به افغانستان میان امارت اسلامی افغانستان که آمریکا به عنوان دولت به رسمیت نمیشناسد و به نام طالبان شناخته میشود و ایالات متحده آمریکا".
این چهار محور عبارتند از:
۱. ضمانتها و میکانیسمهای عملی برای جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان از سوی هیچ گروه یا فردی علیه امنیت ایالات متحده و متحدانش
۲. ضمانتها و میکانیسمهای عملی و اعلام یک برنامه زمانی برای خروج تمام نیروهای خارجی از افغانستان
۳. پس از اعلام این ضمانتهای اشاره شده با حضور شاهدان بینالمللی، طالبان مذاکرات بینالافغانی را با جوانب افغان در دهم مارس/مارچ ۲۰۲۰ آغاز خواهد کرد.
۴. آتشبس جامع و دایمی شامل اجندای مذاکرات بینالافغانی باشد و شرکت کنندگان نشست بینالافغانی در مذاکراتشان روی تاریخ و چگونگی این آتشبس دایمی بحث و مشخص میکنند.
برای تطبیق چهار مورد بالا، توافقنامه موارد ذیل را در چهار بخش در نظر گرفته است.
منبع تصویر،AFP/GETTY
بخش اول: خروج نیروهای آمریکایی ظرف ۱۴ ماه
در این بخش آمده که آمریکا متعهد است تمام نیروهای خود و نیروهای ائتلاف از جمله پرسنل ملکی غیردیپلماتیک، پیمانکاران نظامی، آموزگاران، مشاوران و نیروهای حمایتی خود را ظرف ۱۴ ماه از افغانستان خارج کند.
برای عملی کردین این طرح، این تدابیر در نظر گرفته شده است:
۱. در ظرف ۱۳۵ روز سطح نیروهای آمریکایی به ۸۶۰۰ نفر خواهد رسید و نیروهای ائتلاف هم به همین میزان کاهش خواهند یافت.
۲. آمریکا، متحدان آن و ائتلاف، نیروهای خود را از ۵ پایگاه در افغانستان خارج خواهند کرد.
در صورت عملی شدن موفقانه قطع رابطه طالبان با گروههایی هراسافگن، آمریکا گامهای ذیل را بر میدارد:
۳. آمریکا و متحدان آن در مدت ۹.۵ ماه باقی مانده نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهد کرد.
در ادامه این بخش آمده که آمریکا فورا کار را با طرفهای مختلف برای رهایی زندانیان طالبان آغاز میکند. باید ۵ هزار زندانی طالبان در زندانهای دولت افغانستان و یک هزار زندانی اسیر گروه طالبان تا ۱۰ مارچ/مارس ۲۰۲۰ آزاد شوند که تاریخ گفتوگوهای بینالافغانی نیز در نظر گرفته شده است. همچنین گفته شده که آمریکا کمک میکند تا طالبان و دولت افغانستان ظرف سه ماه تمامی زندانیان یکدیکر را آزاد کنند.
با آغاز مذاکرات بینالافغانی، آمریکا بررسی تحریمها علیه اعضای گروه طالبان را آغاز میکند با این هدف که در صورت پیشرفت در مذاکرات بینالافغانی تحریمها علیه این گروه تا ۲۷ اگوست ۲۰۲۰ برداشته شود.
آمریکا همچنین از اعضای دایمی شورای امنیت خواهد خواست تا اعضای طالبان را از فهرستهای سیاه مربوط خود بیرون کنند.
آمریکا و متحدانش تعهد خود را برای عدم تهدید یا استفاده از زور در برابر تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی افغانستان و یا دخالت در امور داخلی این کشور تجدید میکند.
منبع تصویر،AFP/GETTY
بخش دوم: تعهدات طالبان برای قطع رابطه با گروههای هراسافگن
طالبان گامهای زیر را برای جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان توسط گروههای مختلف از جمله القاعده برای جلوگیری از تهدید امنیت آمریکا و متحدانش بر میدارد:
۱. طالبان به اعضای خود، فرد یا گروهی از جمله القاعده اجازه نخواهد داد تا از خاک افغانستان برای تهدید آمریکا و متحدان آن استفاده کند.
۲. طالبان به آنهایی که میخواهند امنیت آمریکا یا متحدان آن را با تهدید روبرو کنند پیام واضح میفرستد که در افغانستان جای ندارند و به اعضای خود دستور میدهد که با چنین گروههای همکاری نکنند.
۳. طالبان جلو هر گروهی را که بخواهد از افغانستان علیه امنیت آمریکا و متحدان آن تهدید ایجاد کند، می گیرد و اجازه جذب نیرو، آموزش و تمویل را به آنها نداده و از آنها میزبانی نخواهد کرد.
۴. طالبان متعهد است با گروههایی که در افغانستان پناه میگیرند مطابق به قوانین بینالمللی مهاجرت و مواد این توافقنامه برخورد کند تا آنها نتوانند امنیت آمریکا و متحدان آن را تهدید کنند.
۵. طالبان به گروههایی که امنیت آمریکا و متحدان آن را تهدید میکنند، ویزه، پاسپورت، جواز سفر یا هیچ نوع اسناد قانونی نخواهد داد تا آنها بتوانند وارد افغانستان شوند.
بخش سوم: 'شورای امنیت توافقنامه را تایید کند '
۱. آمریکا درخواست میکند تا این توافقنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل مورد تایید قرار بگیرد.
۲. آمریکا و طالبان در پی ایجاد روابط مثبت با یکدیگر هستند و انتظار دارند روابط دولت اسلامی جدید افغانستان که پس از مذاکرات بینالافغانی ایجاد خواهد شد، با آمریکا مثبت باشد.
۳. آمریکا کوشش میکند برای بازسازی افغانستان با دولت جدید افغانستان همکاری اقتصادی داشته باشد و در امور کاری آن دخالت نکند.
در پایان توافقنامه تاریخ امضای آن آمده و تذکر داده شده که این موافقتنامه به سه زبان پشتو، دری (فارسی) و انگلیسی تنظیم شده که هر سه نسخه از ارزش برابر برخوردار است.
معلومات جالب که بنده در مورد بااین تفصیل معلومات نداشتم. احتمال دارد
یک عده ای از دوستان نیز در مورد غلاقه داشته باشند. اقتباس از صذای آلمان - امروز
در بهسود چه گذشت و جنجال در مورد چیست؟
چند روز است که حادثه بهسود در ولایت میدان وردک به بحث عمومی در میان افغانها تبدیل شده است. دولت از مواجهه با افراد مسلح غیرمسئول سخن میگوید، اما مردم محل از شلیک نیروهای دولتی بر معترضان ملکی حکایت دارند. واقعیت چیست؟
ساختمان ولسوالی حصه اول بهسود
ساختمان ولسوالی حصه اول بهسود
باشندگان محل میگویند که به تاریخ دهم دلو در برابر ولسوالی حصه اول بهسود دست به تظاهرات زدند که تظاهرات به خشونت انجامید و در نتیجه آن ۱۱ نفر جان باختند و ۳۰ نفر دیگر زخمی شد.
در همان روز طارق آرین، سخنگوی وزارت امور داخله، در اعلامیهای گفت که افراد مسلح عبدالغنی علیپور سبب این جنجال شده اند و در این حادثه ۷ تن از افراد مسلح غیرمسئول کشته و ۱۳ نفر دیگر زخمی شده اند که ۵ نفر از نیروهای امنیتی در بین زخمیها میباشند.
هنوز معلوم نیست کدام ادعا واقعیت دارد، اما هیئتی از کابل به محل فرستاده شده است.
این حادثه پیش از این که جزئیاتاش روشن شود، تبدیل به صحنه اتهامهای قومی و نفرتپراکنی شد. استدلال غالب طرفداران علیپور این است که او ضد نظام نیست بلکه در شرایطی که دولت قادر به تامین امنیت مردم نیست، برای دفاع از مردم فعالیت میکند. استدلال جانب دولت و مخالفان علیپور این است که هیچ سازمان نظامی ملیشهای خارج از چهارچوب دولت نباید فعالیت کند و همه این گروهها باید خلع سلاح شوند، چون مسئولیت تامین امنیت و نظم به عهده دولت است و گروههای مسلح غیرقانونی قانونشکنی میکنند.
بیشتر بخوانید: با خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان، نگرانیهای امنیتی هزارهها افزایش مییابد
چرا تظاهرات؟
باشندگان محل میگویند که دو ماه پیش قوماندان امنیه ولایت میدان وردک با نیروهای ویژه میخواست که از طریق ولسوالی جلریز به ولسوالیهای حصه اول و حصه دوم بهسود برود و قوماندان امنیه این دو ولسوالی را معرفی کند. اما قطار آنان در مسیر جلریز با گروه طالبان روبرو گردیدند و بعد از زدوخورد ۴۸ ساعته و به دلیل ماینهای کنار جادهای، موفق به عبور از این مسیر نشدند.
مدتی بعد قوماندان امنیه میدان وردک دوباره همراه با نیروهای قطعه ۳۳۳ از مسیر کابل ـ پروان ـ بامیان به ولسوالیهای حصه اول و دوم بهسود این ولایت رفتند تا قوماندانهای امنیه را معرفی کند.
مردم محل میگویند که الله داد فدایی، قوماندان امنیه ولایت میدان وردک، در حدود ۲۵ روز با حضور صدها نفر از نیروهای امنیتی میدان وردک، بامیان، کابل و با سلاحهای سبک و سنگین در ولسوالیهای بهسود ماندند، اما حضور آنان برای باشندههای محل سوالبرانگیز بود و چندین بار با قوماندان امنیه جلسه گرفتند که به نتیجه نرسید.
سخیداد، یکی از کسانی که در این تظاهرات شرکت داشته، به دویچه وله گفت: «روز جمعه ما تظاهرات نمودیم که چرا قوماندان امنیه همراه صدها نفر از نیروهای خاص امنیتی از امنترین نقطه افغانستان نمیرود و چه پلان شوم در سر دارند. در این مرحله اعتراض به خشونت انجامید و نیروهای دولتی بالای مردم فیر کردند».
این باشنده بهسود میافزاید: «در این تظاهرات و بعد از آن جبهه مقاومت و یا افراد علی پور حضور نداشته و جنگ نکرده اند. ما از حکومت میخواهیم که امنیت مردم را در مسیر جلریز بگیرد و از نیامدن کوچی اطمینان دهد، (در آن صورت) ما مردم بهسود به حکومت وعده میدهیم که علی پور و افراد شان را از ساحه جمع میکنیم».
باشندگان محل مدعی اند که نیروهای امنیتی بیش از ۲۰۰ نفر از معترضان به شمول زخمیها را گروگان گرفتند و حتی آنان را مورد لت و کوب قرار داده اند.
اما طارق آرین، سخنگوی وزارت داخله افغانستان گفته است که «آشوب» از سوی افراد وابسته به علیپور تحت نام تظاهرات صورت گرفت و این افراد «بالای نیروهای امنیتی و مردم انداخت مسلحانه نمودند».
حسین بلیغ، نماینده شورای ولایتی میدان وردک و عضو هیئت با صلاحیت حکومتی که به منطقه اعزام شده، به دویچه وله گفت: «تحقیقات ابتدایی نشان میدهد که افراد ملکی از سوی نیروهای امنیتی کشته و زخمی شده اند، اما تحقیقات بیشتر جریان دارد که بعداً با رسانهها شریک ساخته خواهد شد».
این حادثه موجی از تنش لفظی و نفرتپراکنی را خصوصاً در شبکههای مجازی در پی داشت، آنهم در زمانی که خشونتها در این کشور افزایش یافته است و با توجه به مذاکرات صلح، افغانستان در مرحله حساسی قرار گرفته است.
اعزام هیئت دولتی به بهسود
سه روز بعد از این حادثه، حکومت افغانستان یک هیئت با صلاحیت را که متشکل از ۱۳ نفر به شمول ۵ مقام حکومتی و ۸ نفر از وکلای شورای ولایتی، بزرگان و باشندگان محل است، برای تحقیقات و بررسی حادثه به ولسوالی حصه اول بهسود فرستاد.
حسین بلیغ، عضو شورای ولایتی که در ترکیب این هیئت شامل است، میگوید : «ما تحقیقات خود را آغاز نمودیم و جمع آوری اسناد جریان دارد. با تکمیل شدن تحقیق، دستآوردهای خود را با ریاست جمهوری و ارگانهای عدلی و قضایی شریک میسازیم».
باشندگان محل از برخورد پولیس ناراضی و احساساتی میباشند و خواستار تحقیق همه جانبه و بیطرفانه اند. عبدالروف، یکی از باشندگان محل میگوید: «ما از حکومت میخواهیم که عاملان این قضیه را مجازات نمایند و همچنان امنیت ما مردم هزاره را تامین کند تا دیگر شاهد کشتار افراد ملکی نباشیم».
عقبنشینی تاکتیکی نیروهای دولتی
مقامهای محلی ولایت میدان وردک میگویند که سه شنبه شب نیروهای امنیتی از ولسوالی حصه دوم بهسود عقب نیشنی تاکتیکی کردند و این ولسوالی به دست افراد علیپور سقوط نموده است.
عبدالرحمن طارق، والی میدان وردک به دویچه وله گفت که از سه روز به این طرف افراد علیپور بالای ولسوالی حصه دوم بهسود حمله داشتند و نیروهای امنیتی عقبنیشنی کردند.
والی میدان وردک افزود: «سه شنبه شب نیروهای امنیتی عقب نیشنی تاکتیکی کردند و ولسوالی به دست افراد علیپور سقوط نموده است و به خاطر عدم دسترسی به شبکههای مخابراتی، معلومات بیشتر وجود ندارد».
اما افراد علیپور این ادعای والی را رد میکنند و میگویند که نیروهای دولتی ولسوالی را ترک کردند و مردم محل از این تعمیر نگهداری میکنند.
حمیدالله اسدی، مسوول فرهنگی نیروهای علیپور موسوم به «جبهه مقاومت برای عدالت» میگوید: «جبهه مقاومت هیچ گونه عملیات و واکنش نشان نداده است و نیروهای دولتی تمام وسایل و امکانات شان را به بامیان و ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان وردک انتقال داده اند و ساحه را ترک کردند و اکنون تعمیر ولسوالی از سوی مردم محل نگهداری میشود».
یکی از اعضای نیروهای امنیتی که همراه با قوماندان امنیه به این ساحه رفته بود، به شرط فاش نشدن نامش به دویچه وله گفت: «بعد از حادثه ۱۰ دلو، مردم احساساتی شده و با سنگ و چوب بالای تعمیر ولسوالی حمله کردند، تمام کارمندان و نیروهای دولتی حصه دوم بهسود از ساحه فرار کردند و فقط ۲۰ نفر پولیس بامیان در این تعمیر باقی مانده بودند. ما سه روز بدون آب، غذا، تیل و مهمات بودیم و بالاخره مجبور شدیم که ساحه را ترک کنیم».
حملات طالبان و مساله کوچیها
افراد وابسته به علیپور که خود را «نیروی خیزش مردمی» میخوانند و دولت آنها را «افراد مسلح غیرمسئول» میداند، میگویند که به خاطر دفاع از مردم در برابر حملات طالبان و کوچیها، به صورت خودجوش جبههای را تشکیل داده اند.
حمیدالله اسدی، مسئول فرهنگی «جبهه مقاومت برای عدالت» میگوید: «متاسفانه همه ساله کوچیها رمههای حیوانات شان را بالای زمینهای زراعتی ما رها میکردند، خانههای ما را به آتش میکشاندند و باشندههای محل را به قتل میرساندند. ما مجبور شدیم که دست به سلاح ببریم و از خود دفاع نماییم».
بهسود به تکرار شاهد درگیریهای خونین میان کوچیها و باشندگان محل بوده است. این یک تنش طولانی مدت است و بعد از بروز هر درگیری هیئتی از سوی حکومت ایجاد شده است، اما راه حل پایدار برای آن پیدا نشده است.
محمد جان، یکی از باشندههای ولسوالی حصه دوم ولایت میدان وردک میگوید: «کوچیها همه ساله بالای خانه و مناطق ما حمله میکردند و از زمانی که خیزشهای مردمی شکل گرفته و جبهه مقاومت ایجاد شده است، کوچیها موفق نشدند که در ساحات ما بیایند».
کوچیها همه ساله در فصل بهار و تابستان به مناطق مرکزی و به ویژه به ولسوالیهای دایمیرداد، حصه اول و دوم بهسود ولایت میدان وردک میآیند و میگویند که از گذشتههای دور به این سو از این چراگاهها استفاده کرده اند و قباله دارند.
اما باشنگان محل ادعای کوچیها را رد میکنند و مدعی اند که کوچیها همواره از زور و سلاح کار گرفته و مواشی شان را به این مناطق میآوردند.
Afghanistan | Beisetzung von getöteten Demonstranten
مراسم تدفین یکی از کشته شدگان حادثه بهسود
علیپور و جبههاش
در افغانستان کم نیستند گروههای مسلحی که خارج از چوکات دولت فعالیت میکنند. اکثر این گروهها در گذشته توسط حکومت تحت نام «خیزش مردمی در برابر طالبان» ایجاد و حمایت شده اند. اما کمتر گروهی مانند جبهه علیپور حساسیتبرانگیز بوده است. یکی از انتقادهای حامیان علیپور هم این است که دولت چرا علیه دیگر گروههای مسلح عمل نمیکند.
باشندگان مناطق مرکزی میگویند که حضور علی پور و جبهه مقاومت به امنیت مسیر جلریز تاثیر مثبت گذاشته است و به این دلیل از او حمایت میکنند. یاسر آرین، یکی از باشندههای محل میگوید: «سه ماه پیش گروه طالبان ۳۹ مسافر به شمول خودم را از موتر پایین کردند و در یک مکان نامعلوم به گروگان بردند، اما علی پور مشابه این عمل را انجام داد و ۵ نفر از گروه طالبان را به گروگان گرفت و بعد از ۵ روز ۳۹ مسافر با ۵ طالب تبادله شدند».
اسدی، از افراد علیپور، میگوید که افراد این جبهه همواره با حکومت همکار بوده و با آنان یکجا علیه گروه طالبان جنگ کرده و حامی نظام میباشند. او مدعی است که این جبهه از سوی هیچ حرکت سیاسی حمایت نمیشود و مردم عام حامی آنها اند.
امام مقامهای اداره محلی ولایت میدان وردک میگویند که علیپور و افرادش همواره برای مردم و حکومت مشکل ایجاد کرده اند. عبدالرحمن طارق، والی میدان وردک می گوید: «اگر علیپور و افرادش خوب میبودند و با حکومت همکاری میکردند، چرا در حکومت جذب نشده اند، در حالی که او یک ملیشه، فرد مسلح غیرمسئول ... و هر چیزی که نام بگذاری هست».
والی میدان وردک میگوید که حکومت همواره تلاش نموده که امنیت شاهراههای این ولایت را تامین نماید تا مردم به راحتی مسافرت کنند، اما هرازگاهی مشکلات پیش میآید.
شماری از وکلای پارلمان از بیتوجهی حکومت در مقابل مردم مناطق مرکزی و امنیت شاهراه نمبر ۲ یا مسیر جلریز انتقاد میکنند و میگویند که مسئولین حکومتی احساس مسئولیت نمیکنند.
مهدی راسخ، نماینده مردم میدان وردک در پارلمان که از حامیان علیپور میباشد، میگوید: «هزارهها حامی حکومت بوده و همواره از دولت افغانستان حمایت نموده اند، اما متاسفانه حکومت در مقابل هزارهها بیتوجه میباشد و حتی آنان را قتل میرساند، مثلی که روز جمعه در بهسود یک فاجعه از سوی حکومت صورت گرفت».
این اولین باری نیست که جنجال در مورد علیپور تلفات به جا میگذارد. در ماه میزان ۱۳۹۷ خورشیدی حکومت افغانستان امر دستگیری او را صادر کرد و نیروهای دولتی وی را در منطقه اسدآباد ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور محاصره نموده بودند که بعد از چندین ساعت جنگ، علی پور از ساحه فرار کرد. در این درگیری چهار پولیس، دو تن از افراد علیپور و پنج فرد ملکی کشته شدند.
اما حکومت در تعقیب او بود و به تاریخ ۴ قوس ۱۳۹۷، نیروهای امنیت ملی علی پور را در دشت برچی کابل دستگیر کردند. دستگیری علیپور تظاهراتی را در کابل در پی داشت که در آن چهار تن کشته و ۱۳ تن زخمی شدند. در تظاهرات مشابه دیگر در بامیان دو تن کشته و ۱۰ تن زخمی شدند.
اما علیپور چند روز بعد از بازداشت رها گردید و سندی نشر شده در شبکههای مجازی بیانگر این بود که او در بدل تعهداتی آزاد شده است
چکیده گزارش نهایی گروه مطالعاتی افغانستان: طالبان در اجرای تعهدات خود کوتاهی کردهاند
مترجم: سیدجمال اخگر۲۱ دلو ۱۳۹۹ (8صبح)
جنگ طولانیمدت افغانستان اکنون وارد مرحله جدید و نهایی شده است: یک فرصت واقعی برای دستیابی به یک راه حل صلحآمیز وجود دارد؛ اما امکان فروپاشی نظام به قوت خود باقی است.
ایالات متحده میتواند در استفاده از این فرصت نقش اساسی داشته باشد. مجموعهای از اقدامات مسوولانه و منسجم ایالات متحده میتواند شانس برای حل مسالمتآمیز ۴۰ سال درگیری را افزایش دهد. عجله و یک رویکرد عجولانه میتواند احتمال خراب شدن نظم در افغانستان و وخیمتر شدن جنگ طولانی و غمانگیز را با پیامدهای منفی برای منطقه و تهدیدات بیشتر علیه امنیت و منافع ایالات متحده و متحدان آن افزایش دهد.
گروه مطالعاتی افغانستان توسط کنگره ایالات متحده در دسامبر سال ۲۰۱۹ تأسیس شد تا روند صلح افغانستان و پیامدهای توافق صلح یا عدم دستیابی به توافق را درباره سیاستها، منابع و تعهدات ایالات متحده در افغانستان بررسی کند.
امریکاییها به طور کلی در مورد اینکه زمان پایان دادن به جنگ فرارسیده است، اتفاق نظر دارند. این دو دهه با هزینههای سنگین مالی و جانی سپری شد. در همین حال، تعداد نیروها و سطح تلفات آنها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. جان هر یونیفورمپوش امریکایی بسیار ارزشمند است و این جانها هنوز در معرض خطر و از دست دادن قرار دارند.
اما عقبنشینی غیرمسوولانه نیروهای امریکایی احتمالاً به یک جنگ داخلی جدید در افغانستان منجر خواهد شد و این امر دعوت از احیای نیروهای ضد امریکا است که میتوانند سرزمین ما را تهدید و روایت پیروزی در برابر قدرتمندترین کشور جهان را فراهم کنند.
حمایت از مذاکرات صلح به ایالات متحده فرصت میدهد تا از فداکاریهای امریکا بزرگداشت و منافع بزرگ خود را حفظ کند و به دشمنان نشان دهد که آنها هیچگاهی پیروز نمیشوند. هزینههای حضور نظامی ما به دلیل کاهش نیروها از ۱۴۰۰۰ به ۲۵۰۰ نفر در سال ۲۰۲۰ به طور چشمگیری کاهش یافته است. نقش نیروهای ما حمایتی است و نسبت به گذشته کمتر در معرض خطر قرار دارند. وظیفه این نیروها پشتیبانی از روند صلح است، نه محاکمه جنگ. اینها ملاحظات مهمی است که نباید در بحثها در مورد آینده ما در افغانستان فراموش شود.
مشورتهای گروه مطالعاتی با شکلگیری روند صلح افغانستان انجام شد. عضویت این گروه در حال شکلگیری بود که ایالات متحده در فبروری ۲۰۲۰ توافقنامهای را مشروط به خروج نیروها امضا کرد. اولین نشست گروه مطالعاتی، در ماه اپریل، زمانی برگزار شد که جمهوری اسلامی افغانستان در حال حلوفصل انتخابات ریاست جمهوری و تهیه لیست اعضای تیم مذاکرهکننده بود. پس از آغاز گفتوگوها میان دولت افغانستان و تیمهای مذاکرهکننده طالبان در ماه دسامبر، این پنجمین جلسه عمومی است که برگزار میشود.
روند صلح نوپا فرصتی برای رویکرد کاملاً جدید در افغانستان است. گروه مطالعاتی معتقد است که در افغانستان فرصت بیسابقهای برای همسوسازی سیاستها، اقدامات و پیامرسانی در میان تلاشهای دیپلماتیک، نظامی و مساعدت برای رسیدن به صلح موفقیتآمیز وجود دارد.
این رویکرد به دید تازهای برای حضور ما در افغانستان و انجام اولویتهای ما نیاز دارد .این گزارش دقیقاً چنین رویکرد جدیدی را ارایه میکند؛ رویکردی که با چارچوب ارایه شده توسط روند صلح فعلی، بهویژه مذاکراتی که اکنون بین دولت افغانستان و طالبان جریان دارد، سازگار است.
ایالات متحده تعهداتی را که در توافقنامه فبروری ۲۰۲۰ خود با طالبان کرده بود که شامل تعهد برای عقبنشینی نیروهای ما تحت شرایط خاص و قابل قبول میشود، حفظ خواهد کرد. با این حال، گروه مطالعاتی معتقد است که دستیابی به این شرایط تا ماه می ۲۰۲۱ دشوار و شاید غیرممکن باشد، در حالی که براساس توافقنامه نیروها باید خارج شوند. دستیابی به هدف کلی صلح پایدار مورد مذاکره که با منافع ایالات متحده مطابقت داشته باشد، باید با تأمین تمدید ضربالاجل ماه می آغاز شود.
در صورتی که این پنج خط اصلی تلاش گروه مطالعاتی اجرا شود، فضای لازم را ایجاد میکند.
اول- ما باید دیپلماسی منطقهای خود را متمرکز بر تأمین حمایت از روند صلح کنیم.
دوم- کمکهای غیرنظامی و نظامی ما به دولت افغانستان باید با پشتیبانی از ساختارهای اصلی دولت ادامه یابد؛ اما با شرایطی که در قانون «کشورهای آسیبپذیر از افراط گرایی» که بر پاسخگویی، مشروعیت و بیشتر شامل شدن در امر کمکرسانی تأکید دارد و انگیزه دادن برای دولت تا نقش سازندهای در روند صلح داشته باشد. یک نکته قابل تأمل است که هدف از کمک خیرات نیست، بلکه جلوگیری از فروپاشی دولتی است که سقوط آن برخلاف منافع ما خواهد بود.
سوم- نظامیان ما در افغانستان باید بر فعالیتهای ضد تروریسم تمرکز و شرایط را برای یک روند صلح موفقیتآمیز آماده کنند.
چهارم- ایالات متحده که مدتها است از جامعه مدنی افغانستان حمایت میکند، باید نقش مهمی را که جامعه مدنی در تامین دستآوردهای مهم توسعه تا به امروز بازی کرده است، تأیید کند و این نهاد میتواند در جریان روند مذاکرات و اجرای توافقنامه نهایی صلح نیز به این نقش ادامه دهد.
سرانجام، وقتی وارد این مرحله فرسایشی از مشارکت خود در افغانستان میشویم، ایالات متحده نباید فراموش کند که ما به عنوان بخشی از یک تلاش بینالمللی گستردهتر، وارد افغانستان شدهایم. بهویژه متحدان ما در ناتو در پشتیبانی خود ثابت قدم بوده و فداکاری مشترک داشتهاند. از سال ۲۰۰۱ تاکنون بیش از هزار نیروی ائتلاف کشته شدهاند.
درباره آینده ما در افغانستان، باید با مشورت متحدان و شرکا تصمیمگیری شود. با توجه به اوضاع نابسامان و پیچیده افغانستان، این رویکرد بدون خطرات نیست. با این حال، گروه مطالعاتی معتقد است که توصیههای آن بهترین فرصت برای حفظ منافع ایالات متحده و ارایه چارچوب جامع برای تصمیمگیری درباره آینده به دلیل تحول اجتنابناپذیر شرایط است.
این گزارش شامل تحلیل و تجزیه عناصر اصلی ثبات در افغانستان است و همچنین مجموعه اقدامات برای آینده در صورتی که گزینههای پیشنهادی نتیجه ندهد، در نظر گرفته شده است.
منافع ملی ایالات متحده و افغانستان
ایالات متحده دارای منافع مهم ملی است که تحت تأثیر تحولات افغانستان قرار خواهد گرفت. گروههای تروریستی که همچنان در افغانستان فعال هستند، مانند القاعده و دولت اسلامی خراسان، میتوانند سرزمین ایالات متحده را مورد تهدید قرار دهند. حضور مداوم نظامی ما در کنار نیروهای امنیتی افغان در افغانستان، این گروهها را سرکوب و از حملات آنها به میهن ما جلوگیری کرده است.
خروج کامل نیروهای ما این امکان را به وجود میآورد که این تهدید دوباره ظهور کند. در درازمدت، ایالات متحده باید یک نیروی ضد تروریسم را در افغانستان حفظ و یا اطمینان حاصل کند که راهکارهای تأیید شده دیگری وجود دارد که میتواند از شکلگیری دوباره این گروهها جلوگیری کند.
حضور طولانیمدت ایالات متحده در افغانستان منجر به دستآوردهایی شده که حفظ آنها به نفع ما است. اگرچه نهادهای افغانستان ناقص است، اما سازوکارهایی به کار رفته است که امکان مشارکت اجتماعی، تشکیل دولت مبتنی بر نمایندهگی و تحکیم حاکمیت قانون را فراهم میکند و اینها بهترین راهی است که در آن جوامع مختلف افغانستان میتوانند در یک وضعیت پایدار در کنار هم زندهگی کنند. در گفتوگوهای در حال انجام، نمایندهگان دولت افغانستان و طالبان برای توافق دیدگاههای مختلف ابتکار به خرج بدهند.
گروه مطالعاتی در مورد اینکه روی چه موضوعاتی توافق صورت بگیرد، قضاوت نمیکند. اما ثبات افغانستان بستهگی به یک نهاد سیاسی فراگیر دارد که از حقوق زنان و اقلیتها نمایندهگی کند و مبتنی بر یک سیستم حقوقی باشد که مردم افغانستان را به عدالت برساند.
یکی دیگر از منافع کلیدی ایالات متحده مربوط به منطقه کلانتر است. افغانستان باثبات، پتانسیل همکاریهای اقتصادی منطقهای را ایجاد میکند که میتواند به نفع همه کشورهای منطقه باشد و آسیای میانه پر انرژی را با جنوب آسیای محروم از انرژی پیوند دهد. به همین ترتیب، یک افغانستان بیثبات از طریق ادامه تجارت غیرقانونی مواد مخدر، جلب ایدیولوژیهای افراطی و تشدید رقابت بین هند و پاکستان، دو قدرت مسلح با سلاح هستهای، باعث بیثباتی منطقه میشود.
تمرکز ایالات متحده روی افغانستان، منافع ژئوپلیتیکی گستردهتر ایالات در منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از اهداف بلندمدت گروه مطالعاتی، سنجش تعهدات ما در افغانستان در زمینه ملاحظات استراتژیک، بهویژه در مورد چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه است.
تلاشهای ما در افغانستان تعدادی از دوستان و متحدان ما را درگیر کرده است. هر عضو ناتو و متحدان دیرینه غیر ناتو پس از واقعه یازدهم سپتامبر نیرو و وسایل به افغانستان فرستادند. این روابط قبل از مداخله ما در افغانستان بود و ما پس از پایان مداخله به آنها نیاز خواهیم داشت. ادامه حضور بسیاری از متحدان و شرکای ما در افغانستان متکی به بستر تدارکاتی است که ما فراهم میکنیم. خروج یک طرفه بدون مشاوره و توافق با آنها، اعتبار ما را به عنوان یک شریک تضعیف میکند.
ما اکنون دانستهایم که تهدیدات جهانی به هوشیاری مداوم ما نیاز دارد. سیستم گسترده اتحاد ما به این هوشیاری برای بازدارندهگی در برابر حملات و یک ائتلاف قدرتمندی که بتوانیم از آن در صورت نیاز به دفاع از خود در برابر تهدیدات آینده دعوت کنیم، نیاز دارد.
مسیر جدید برای صلح
این گزارش راه جدید رو به جلو را برای روند جاری صلح و خروج ارتش ایالات متحده از جنگ افغانستان ارایه میدهد که براساس آن منافع امریکا در آن تامین میشود. ایالات متحده مجبور شد، برای آوردن دو طرف به میز مذاکره سخت تلاش کند. ما ناچار شدهایم به طالبان امتیاز بدهیم و مهمتر از همه، متحدان خود را در کابل که دیدگاه سیاسی آنها بسیار با دیدگاه ما نزدیک است و طی نزدیک به دو دهه جنگ، فداکاریهای زیادی در کنار ما انجام دادهاند را تحت فشار قرار دهیم.
گفتوگوهای صلح آغاز شده است، اگرچه کُند به پیش میرود. مسیر جدیدی را که گروه مطالعاتی صلح افغانستان پیشنهاد میکند، بر پنج اصل استوار است.
اول- ایالات متحده باید وضعیت نهایی خود را در افغانستان روشن کند. وضعیت نهایی باید به شرح زیر باشد: یک کشور مستقل، دموکراتیک و باثبات با نیروهای امنیتی که برای جلوگیری از حمله القاعده و دولت اسلامی شاخه خراسان و سایر گروههای تروریستی به ایالات متحده و متحدان آن و مهار سایر چالشهای بالقوه به ایالات متحده و امنیت و منافع متحدان، از جمله چالشهای مرتبط با مواد مخدر غیرقانونی و مهاجرت جمعی که متحدان ما و همسایهگان افغانستان را تهدید میکند، از توان کافی برخوردار باشد.
یک افغانستانی که حاکمیت خود را بر مرزها و امور داخلی خود اعمال میکند و شرایطی را که منعکسکننده اراده مردمی و تعیین سرنوشت شهروندان افغانستان باشد، اداره میکند. در عین حال از طریق نهادهای ملکی پاسخگو، درگیری را به طور مسالمتآمیز مدیریت میکند. یک افغانستانی که از حقوق اقلیتها، حقوق زنان، شخصیت دموکراتیک دولت و مطبوعات آزاد حمایت و محافظت میکند که این میتواند طالبان را نیز شامل باشد. یک افغانستانی که به تدریج کمتر متکی به کمکهای بینالمللی باشد، نه منبع بیثباتی و نه میدان رقابت نیابتی منطقهای. افغانستانی که شهروندان آن طی چهل سال جنگ رنجهای زیادی را متحمل شدهاند و پس از این، سال به سال انتظار پیشرفت، امنیت و رفاه خود را داشته باشد.
دوم- ایالات متحده باید صریحاً شروط خروج تمامی نیروهای خود را تقویت کند. با وجود پذیرش گفتوگوهای صلح به عنوان مبنای بالقوه برای آینده افغانستان، گروه مطالعاتی متقاعد شده است که تا زمانی که ایالات متحده به خروج نیروهای خود بدون در نظر گرفتن اینکه در مذاکرات پیشرفت صورت گرفته است یا خیر، تمایل نشان دهد، موفق نخواهد شد.
با توجه به مطالعه توافقنامه فبروری ۲۰۲۰ با طالبان توسط این گروه و همچنین اظهارات متعدد علنی سفیر زلمی خلیلزاد و وزیر خارجه سابق مایک پمپئو، خروج نهایی نیروهای امریکایی مشروط به اقدامات طالبان است. در حالی که ایالات متحده فراتر از تعهدات خود در زمینه عقبنشینی نیروها تا به امروز عمل کرده است.
طالبان از تعهدات خود کوتاهی کردهاند: آنها در عملی کردن تضمینهایشان مبنی بر اینکه «با گروهها یا افراد تهدیدکننده امنیت ایالات متحده و متحدان آن همکاری نخواهند کرد و مانع جلب و جذب، آموزش و جمعآوری کمک مالی آنها خواهند شد و از آنها میزبانی نخواهند کرد»، کوتاه آمدند.
میزان خشونت آنها همچنان علیه غیرنظامیان افغان و پرسونل امنیتی اعمال میشود. گزارش نهایی گروه مطالعاتی افغانستان نشان میدهد که آنها هنوز به راه حل از طریق مذاکره متعهد نشدهاند. افزایش خشونت طالبان در سال ۲۰۲۰ این گمانهزنیها را به وجود میآورد که آیا آنها به توافق سیاسی عملی با دولت افغانستان خواهند رسید یا خیر.
گروه مطالعاتی معتقد است که عقبنشینی بیشتر نیروهای امریکایی باید مشروط به تمایل و نشان دادن ظرفیت طالبان برای مهار گروههای تروریستی، کاهش خشونت علیه مردم افغانستان و پیشرفت واقعی به سمت توافق و مصالحه سیاسی باشد.
سوم- ایالات متحده باید در مورد تعهدات خود نسبت به دستگاههای موجود دولت افغانستان و نیروهای ملی دفاعی و امنیتی آن کشور وضاحت ارایه کند. این حمایت باید براساس شروط کشورهای کمککننده که در کنفرانس ۲۰۲۰ ژنو با آن موافقت شد و همچنین مشارکت دولت افغانستان در پیشرفت مذاکرات صلح با طالبان باشد.
علاوه بر این، هر نظام سیاسی آینده باید دستآوردهای حاصل از حقوق دموکراتیک، سیاسی، انسانی و زنان را تأمین کند و در تلاش برای تحمیل ارزشهای خود بالای افغانستان نباشد. زیرا تقویت و احترام به حقوق، برای تأمین صلح پایدار ضروری و منعکسکننده اراده مردم افغانستان است.
چهارم- ایالات متحده باید یک استراتژی دیپلماتیک فعال برای موفقیت مذاکرات صلح روی دست گیرد. ایالات متحده موقعیتی تأثیرگذار به عنوان بخشی از مذاکرات، تسهیلکننده و بعضاً میانجی پنهان را دارد. برای سرعت بخشیدن و پیشرفت در مذاکرات، ایالات متحده باید یک میانجی ثالث (از طرف سازمان ملل) و بعضی از کشورهای مهم را در فرایند هرنوع انتخاب از راه دیپلماتیک شامل سازد. اگر بنبست در مذاکرات ادامه یابد و میانجیگری شخص ثالث توسط طرفین رد شود، ایالات متحده باید مزایا و هزینههای نقش داوری مستقیمتر ایالات متحده را در نظر بگیرد.
پنجم- توصیه نهایی گروه مطالعاتی و مولفه اصلی رویکرد جدید آن یک استراتژی منطقهای است. افغانستان در میان منطقه مملو از رقابت و اعتماد پایین قرار دارد. این رقابتها در جریان حضور بیست ساله ما و همانطوری که در طی دو دهه درگیری قبل از حضور ما جریان داشت، باعث تضعیف پیشرفت در جهت دستیابی به ثبات در افغانستان شده است.
با این حال، از آغاز روند صلح، چشمانداز عقبنشینی ایالات متحده یک اجماع منطقهای شکننده، اما واقعی در پشت یک افغانستان باثبات و بیطرف که نه پناهگاه تروریستها باشد و نه سرزمین طالبان را ایجاد کرده است. ایالات متحده باید یک استراتژی دیپلماتیک را که به دنبال به دست آوردن اجماع است، اتخاذ کند. از کشورهای منطقه برای استفاده از روابط خود با بازیگران افغان به منظور موفقیت در مذاکره درخواست کمک کند. این استراتژی به کشورهای منطقه اجازه میدهد تا بارهای حمایت و حفظ یک افغانستان صلحآمیز را به صورت عادلانهتری تقسیم و از این روند در چارچوب بینالمللی مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد میزبانی کنند.
این تلاشها باید به طور همزمان صورت گیرد. زیرا آنها برای جلوگیری از آنچه در گذشته در افغانستان، جایی که چندین هدف رقابتی بدون هماهنگی کافی اجرا شد، طراحی شده است. استراتژی ضد تروریسم ما اغلباً با استراتژی نهادسازی ما تصادم میکند و ارایه کمکهای ما غالباً اهداف نظامی و نه بشردوستانه داشته و باعث درگیری شده است تا وفاداری.
تمرکز بر هدف واحد یک پایان قابل مذاکره، پایدار و قابل قبول برای درگیری، معیار مشخصی را که میتوان پیامها، سیاستها و اقدامات ما را با آن هماهنگ کرد، ایجاد کند.
مسیرهای جایگزین
گروه مطالعاتی سه مسیر دیگر، سیاست جایگزین را با جزئیات در نظر گرفته است.
اولین مورد این بود که در صورت شکست مذاکرات یا غیرقابل قبول بودن نتیجه آن، به دولت افغانستان متعهد بمانیم. در این راهکار، ایالات متحده همچنان به حفظ نیروها در افغانستان و حمایت از دولت افغانستان از طریق جنگ ادامه خواهد داد و احتمالاً کمکها را افزایش میدهد تا فرصت برای گفتوگوهای معنادار، ترجیحاً با یک دولت تقویت شده افغانستان، دوباره برقرار شود.
مورد دوم، خروج مدیریت شده از افغانستان بود که تحت آن ایالات متحده نیروهای خود را بیرون میکند؛ اما نسبت به نتیجه در افغانستان بیتفاوت نخواهد بود. این کشور باید از اهرمهای فشار غیرنظامی، مانند دیپلماسی استفاده کند و تا آنجا که ممکن است اهداف مشخص شده خود را تأمین کند. این سناریو احتمال بالقوه برتری طالبان در میدان را میپذیرد.
سناریوی سوم، عقبنشینی سریع نیروها بدون توجه به شرایط موجود و اساساً بیتفاوت به نتیجه حاصله از مذاکرات است. هیچ یک از این سناریوها در این مرحله توصیه نمیشود؛ اما همه آنها با دقت توسط گروه، مورد مطالعه قرار گرفت و در آینده قابل تصویب است.
نتیجهگیری
ایالات متحده فرصتی برای دستیابی به اهداف مهم خود در افغانستان و کمک به ایجاد کشور باثبات با پتانسیل اقتصادی صلحآمیز با خود و منطقه خود دارد و میتواند مانع تهدیدات برای بقیه جهان باشد. این روند طولانی و دشوار ادامه خواهد داشت. با این حال، سختترین گامهای اولیه برای دستیابی به این نتیجه قبلاً برداشته شده است.
ایالات متحده با طالبان به توافق رسید که اگرچه ایدهآل نیست؛ اما زمینه را برای مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان ایجاد کرد. این گفتوگوها که در سپتامبر سال ۲۰۲۰ آغاز شد، لحظات دشواری داشته و برای ادامه آن به خودگذری دوطرف نیاز است.
میزان دخالت ارتش امریکا و تعهدات مالی آن به افغانستان پس از پایان بیشترین عملیاتهای جنگی در سال ۲۰۱۴ و بهویژه پس از کاهش نیروها در سال ۲۰۲۰ به طرز چشمگیری کاهش یافته است. نیروهای امریکایی در نقش جنگی نیستند و از اواخر جنوری ۲۰۲۱، در پایینترین سطح خود نسبت به سال ۲۰۰۳ قرار دارند. برای اولین بار، تعداد نیروهای غیرامریکایی ناتو در افغانستان نسبت به نیروهای امریکایی بیشتر است.
ایالات متحده در موقعیتی قرار دارد که با دیپلماسی موثر، سطح مداوم کمکرسانی و هماهنگی قوی در تمام خطوط نظامی و غیرنظامی برای مقابله با یک هدف مشخص و واحد میتواند شرایطی را برای خروج مسوولانه از افغانستان ایجاد کند که امنیت ملی ما را به خطر نیندازد.
فرصتهای ارایه شده توسط این موقعیت باید قبل از بررسی گزینههای رادیکالتر، استفاده شود. استراتژیهای دیپلماتیک در دههها اندازه میشود؛ اما تاریخ در دورهها ثبت میگردد. آنچه در یک نسل به عنوان حماقت درک میشود، برعکس در نسل دیگر غالباً به عنوان آیندهنگری استراتژیک دانسته میشود.
گروه مطالعاتی معتقد است که توصیههای آن میتواند به نتیجهای برسد که برای منافع ما، افغانستان، منطقه و ثبات جهانی مفید باشد؛ به گونهای که تعهدات و فداکاریهای بسیاری از امریکاییها را که طی دو دهه گذشته انجام دادهاند، ارج مینهد.