بازگشت به مقاله

به مناسبت چهلمین سالگرد قیام تاریخی و بزرگ مردم هرات

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 26 دسمبر 1979

داکتر سیدعبدالله کاظم 16 امارچ 2018

قیام بزرگ و خودجوش مردم هرات یکی از حوادث خونین و اما یکی از حماسه سازترین قیامهای کشور بود که به حیث یک رویداد پرافتخار و جاودان درتاریخ مبارزات ملی افغانستان جایگاه خاص پیدا کرد. این قیام که به تعقیب یک سلسله قیامهای محلی آن ولایت، به روز 24 حوت سال 1357 یعنی پس از گذشت ده ماه و چند روز از کودتای ثوربه وقوع پیوست و مثل طوفان عظیم به شهر هرات فرا رسید، مدت پنج روز بطول انجامید. این طوفان که از بین مردم ناراض سربلند کرده بود، منحصر به عوام نماند، بلکه در روز سوم آتش قیام نظامی را درفرقه 17 هرات شعله ور ساخت که رژیم از موهبت آن لرزید و دست کمک به سوی ولی نعمت خود ـ اتحاد شوروی دراز کرد. با آنکه قیام با یک دسیسه آشکار سرکوب شد، ولی اثرات آن تا سالهای دراز ادامه یافت که از جهات مختلف دارای اهمیت و برازندگی خاص است و به جرأت میتوان گفت که هیچ قیام دیگر درکشورتا آنوقت از نظر ماهیت، اهمیت و پیآمدهای مهم به پایه قیام 24 حوت هرات نمی رسد.

دراین ارتباط قابل ذکر میدانم که هنگام وقوع قیام هرات من درپلچرخی زندانی بودم و آنوقت امکان دسترسی اطلاعات از خارج به داخل زندان قطعاً میسر نبود. سه ماه بعد از رهائی زندان درماه اپریل 1980 با فامیل نخست به اروپا و بعداً به امریکا مهاجر شدم. تحقیقات اولی من در موضوع قیام هرات سالها بعد، هنگامی صورت گرفت که برای اولین بار کتاب «خاک اولیا» را در سال 1992 مطالعه کردم. بخش های این کتاب درمورد چگونگی قیام برمن اثر گذاشت تا بیشتر تجسس و تحقیق کنم و کتابی در زمینه بنویسم. این کتاب را زیر عنوان "هرات ـ از قیام حوت تا امروز با ذکر مختصر از پیشینه های تاریخی" در سال 2011 نوشتم و در ماه اکتوبر همان سال در کالیفورنیا به چاپ رسید که خوشبختانه مورد توجه علاقمندان قرار گرفت و به سرعت کمیاب شد. از آنوقت تاحال با وجود تقاضای دوستان برای چاپ دوم آن موفق نشده ام. از آنجائیکه کتاب مذکور در 496 صفحه بطور همه جانبه بررسی و تدوین گردید، خواستم مختصر آنرا در یک رساله در حوالی 90 صفحه نیز چاپ و در دسترس علاقمندان قرار دهم. این رساله را به مناسبت سی و چهارمین سالگرد این قیام در ماه مارچ 2013 در کالیفورنیا به چاپ رسانیدم. (هر دو کتاب در آرشیف کتابخانه حبیبه در ویبسایت افغان جرمن آنلاین موجود است. کسانیکه به مطالعه بیشتر در این مورد علاقمند باشند، میتوانند به آرشیف مذکورمراجعه نمایند.)

آغاز قیام:

درباره چگونگی شروع قیام مختصر باید گفت که جنبش های محلی در قریه سلیمی (مربوط ولسوالی پشتون زرغون)، قیام در ولسوالی های غوریان، زنده جان، گذره، انجیل، کشک کهنه و دیگر ساحات سرآغاز قیام بزرگ در شهر هرات گردید، طوریکه مردم از قریه ها و ولسوالی های مذکور بروز پنجشنبه 24 حوت 1357 با خروش بی نظیر هریک با بیل، شاخی، تبر، شمشیر و چوب و حتی با دستان خالی و عده ای با تفنگ های قدیمی بسوی شهر هرات براه افتادند. آنها از معابر مختلف از جمله درب قندهار، درب عراق، چهار سو و از آنجا به سمت درب ملک و نیز ازطرف شمال بسوی شهرنو هرات سیل آسا و خشمگین با ناره های تکبیرطی طریق کردند و بر قوای امنیتی که با سلاح ثقیله و خفیفه آماده حمله بر مردم بودند، برخورد کردند و موفق شدند تا مرکز پولیس و قوماندانی امنیه هرات را با وجود مقاومت شدید قوای امنیتی آنجا تسخیر نمایند. دراین رویداد صدها تن از مردم جام شهادت نوشیدند، تا جائیکه در حوالی شام همان روز همه سرکهای مرکز شهر پر از اجساد شهداء بود که هیچکس توان جمع آوری و انتقال شانرا به گورستان نداشت و این موجب شد تا سگ های ولگرد شب هنگام از اجساد غلطیده به خون آنها تغذیه نمایند.

فردای آن روزخونین (جمعه 25 حوت) مقاومت مردم بیشتر شد و قوای نظامی از زمین و هوا به آتش باری بر مردم ادامه دادند و در اثر بمباردمان هوائی که گفته میشود طیاره های جنگی از آنطرف سرحد از خاک شوروی پرواز میکردند، تلفات سنگین به مردم و محلات مسکونی شهر وارد شد. این حملات خونبار نتوانست حلقه مقاومت مردم جان فدا و با ایمان هرات بشکند و همچنان جنگ های خونین در کوچه و پس کوچه شهر ادامه داشت.

بروز سوم یعنی شنبه 26 حوت فرقه نمبر 17 هرات به حمایت از مردم به قیام آغاز کرد و دراثر آن قیام مردم و اردو باهم پیوند خورد و افسران با شهامت با سلاح های دست داشته و سوار بر تانکها به کمک مردم شتافتند و سلاح وافر را در اختیار مردم که تا آنوقت با دستهای خالی می جنگیدند، قرار دادند. هرات بدست مردم در آستانه سقوط قرار گرفت و مردم از خوشی و چیره شدن بر قوای حکومتی خوشحال بودند.

در این روز اطلاع رسید که قوای قندهار نیز بسوی هرات حرکت کرده و در حواشی ولایت هرات رسیده اند. مردم و افسران مجاهد فکر کردند که قوای قندهار با برافراشتن بیرق های سبز به سرگردگی شهنواز تنی و شخص دیگر بنام "انجیر گل" به کمک آنها آمده اند، لذا حین مواصلت قوا مانع دخول شان به شهر نشدند. با این نیربگ قوای خلقی توانست به سرعت داخل عمل شده و فرقه هرات را از تسلط افسران مجاهد بیرون کنند. آنها پس از اشغال فرقه روی به جمعیت مردم کردند و بر شدت جنگ افزودند تا آنکه قیام را سرنگون ساختند و از آن به بعد گیر و گرفت ها و کشتن و در بند انداختن ها در هرات آغاز شد و ماه ها طول کشید که در مجموع هزارها هزار از مردمان با شهامت آن ولایت به زندان افگنده شدند و تعداد بیشمار به شهادت رسیدند.

با آنکه قیام هرات پس ازپنج روز خونین باتلفات سنگین بشری و ویرانی شهر و دیارعملاً پایان یافت و برای مردم آنجا جز درد و رنج دوامدار چیزی دیگر به ارمغان نیاورد، ولی درسطح ملی و بین المللی نتایج و پی آمدهای بسیار مهم و بزرگ را درقبال داشت که به جرأت میتوان آنرا یک «نقطه عطف و چرخش عظیم» درتاریخ جهاد و درتغییر معادله قدرت دربین رژیم، درمنطقه و حتی جهان دانست که اینک گزارشی مختصراز یکی ازعواقب و پی آمدهای بعدی این قیام ذیلاً به توجه رسانیده میشود:

عواقب و پی آمدهای مهم قیام:

قیام هرات اولین ضربه محکم و مدهش به رژیم کابل وارد کرد وشگافی را که از مدتی قبل بین تره کی و امین در داخل جناح خلق بطور نامحسوس ایجاد شده بود، ازعمق به سطح آورد و جدال قدرت را بین آنها علنی و آشکار ساخت که درنتیجه به کودتای امین علیه تره کی انجامید و بعداً زمینه تهاجم قوای شوروی در افغانستان را فراهم کرد. نبی عظیمی از قول پوزانوف سفیر شوروی درکابل مینویسد: «بعد ازحادثه هرات متوجه شدم که امین روزبروز دارای قدرت و صلاحیت بیشترمیگردد و تمام مسائل و امور نظامی را قبضه کرده است. روزی نزد تره کی رفتم و برایش گفتم که وضع درکشور خراب شده، جنگهای داخلی آغاز گردیده است، درین بازی پاکستان، امریکا و کشورهای عربی نیز دخیل اند. وضع ایجاب میکند شما باید تمام امور و رهبری کشور را دردست گیرید... شما چرا بازهم امین را به حیث مسؤل امور نظامی کشور تعیین نموده اید؟ او به حرفهایم گوش نداد و گفت اینکار بنابر تصویب شورای انقلابی صورت گرفته است..» (نبی عظیمی: "اردو و سیاست در سه دهه اخیر افغانستان"، پشاور، چاپ دوم، 1377، صفحه 197)

راجا انور یکی از چپگرایان پاکستانی که درآنوقت به کابل پناه آورده و بعداً چند ماه در زندان پلچرخی زندانی شده بود، درکتاب خود «تراژیدی افغانستان» دراین مورد چنین می نویسد :«حوادث هرات رژیم را بار دیگر متوجه تصفیه بقایای پرچم ساخت و نیز جدال قدرت را در داخل جناح خلق تشدید کرد. درشب 17 مارچ (روز سوم قیام) هنگامیکه تماس هرات با سائر نقاط کشورقطع شده بود، شورای انقلابی درکابل بطورعاجل تشکیل جلسه داد. این یک فرصت مناسب برای وطنجار، گلابزوی و مزدوریار بود تا درباره اموردفاعی کشور که در رسمیات از صلاحیت تره کی و اما درعمل قدرت در دست امین بود، صحبت نمایند. امین بعد از حادثه کنر(قتل عام کرهاله) و بخصوص بعد از قیام هرات درموقف حساس و سوال انگیز قرار داشت، زیرا مسؤلین نظامی هردو ولایت را او از جمله هواداران خود مقرر کرده بود. گروپ وطنجارادعا داشت که اگر وزارت دفاع به موقع لازم اقدام میکرد، از بروز حادثه کنر و هرات به سهولت جلوگیری شده میتوانست.»(راجا انور: "تراژیدی افغانستان" به زبان انگلیسی، نیویارک، 1988، صفحه 157)

درجلسه فوق الذکرتلاش برآن بود تا امین ازعهده وزارت دفاع برکنارگردد واموردفاعی کشوربه یکی از طرفداران تره کی یعنی گروپ وطنجار سپرده شود. بعد از بحث و جدل زیاد به روی مصلحت حزبی فیصله شد تا صلاحیت امور دفاعی کشوربه وطنجار انتقال یابد و امین به حیث صدراعظم (لمړی وزیر) و وزیرخارجه ایفای وظیفه نماید. به این اساس حزب یکبار دیگرتوانست مشکل سیاسی را از طریق تقسیم مجدد صلاحیت در وزارتها مؤقتاً حل کند. راجا انور می نویسد :«درحالیکه امین مجبور شد از وزارت دفاع خود را کنار بکشد، اما درواقع نمی خواست از اردو فاصله بگیرد. از آنرو در جلسه بیروی سیاسی مورخ 26 مارچ پیشنهاد کرد که وزیر جدید دفاع باید نزد کمیته عالی دفاع از وطن مسؤل باشد. این پیشنهاد قبول شد. دراین موقع امین یکی از اقارب نزدیک خود جنرال محمد یعقوب را به حیث «لوی درستیز» واقبال وزیری ـ یکی از سرسپردگان خود را که معلم مکتب و یک شخص ملکی بود، به حیث آمرسیاسی پرقدرت آن وزارت مقرر کرد. به این اساس دو مقام مهم وزارت دفاع به هواداران سرسخت امین سپرده شد. وطنجار ازاین خوش بود که در راس وزارت دفاع قرار دارد، با آنکه خوب میدانست که این مقام بیشتر یک مقام تشریفاتی است، زیرا او صلاحیت ترفیعات، تبدیلات و یا طرح پالیسی ها را نداشت.» (راجا انور: تراژیدی افغانستان"...، صفحه159)

با آنکه اختلاف بین طرفداران تره کی و امین درهمه جا شایع بود، مگر تره کی هنوزهم از وفاداری امین نسبت به خود به مثابه «گوشت و ناخن» یاد میکرد که ازهم جدا بوده نمی توانند. حوادث بعدی واضح ساخت که شگاف بین گروپ امین و طرفداران تره کی (مسما به گروپ وطنجار) بیشتر می شد ومناسبات هردو روبه تیرگی میرفت. امین بعد از جلسه 26 مارچ درچند جا بدون ذکرنام گروپ وطنجار از دشمنان«طبقه کارگر» یاد کرد که میخواهند دررهبریت حزب دموکراتیک خلق نفوذ کنند. امین تلاش کرد تا تره کی را از حمایت گروپ وطنجارمنصرف و به خود ملحق سازد. لیکن این تلاش نتیجه نداد. برعکس اسدالله سروری رئیس مقتدر «اگسا» که از حامیان امین بود، از امین آزرده خاطر شد و به گروپ طرفدارتره کی پیوست. امین زیر نام «رهبریت دسته جمعی» درماه جولای یعنی اواخر سرطان تغییرات جدی را در کابینه ایجاد کرد، برعلاوه ای جابجا کردن مهره های خود در پست های حساس کابینه، امور وزارت دفاع را خودش بعهده گرفت، وزارت خارجه را به یکی از معتمدان نزدیک خود داکتر شاه ولی سپرد و مصلحتاً وطنجار را به وزارت داخله گماشت. با اینکارامین از «رهبر بزرگ خود» تره کی سلب صلاحیت کرد و نقش او را به حیث یک شخصیت تشریفاتی درچار دیوار ارگ (خانه خلق!!) محصور ساخت، حتی نگذاشت که دیگر با رسانه ها مصاحبه کند.

با وجود اینکه امین دربین خلقی ها نفوذ داشت، اما جناح خلق درمجموع کوچک بود و نمیتوانست امین را در راس قدرت بطور منفرد و یکه تاز نگهدارد. این خصوصیت را شوروی خوب درک کرده بود و آینده رژیم را در دست امین نامطمئن می دید. لذا طوریکه بعداً آشکارشد، شوروی برای بقای رژیم درفکرآن افتاد تا یک ائتلاف جدید را بین تره کی و ببرک کارمل ایجاد کند. اوایل سپتمبر 1979 تره کی با هیئت معیتی به شمول داکتر شاه ولی وزیر خارجه (ازگروپ امین) جهت اشتراک به کنفرانس سران کشورهای غیرمنسلک به «هاوانا» رفت واما دربرگشت بصورت غیرمترقب مقامات شوروی برایش اطلاع دادند که برژنف آرزوی ملاقات را با او دارد. درمسکو تره کی سه ساعت به تنهائی با مقامات عالی شوروی مذاکره داشت و متعاقب آن در یک اجتماع حزبی های افغان گفت که : «درحزب ما یک دانه سرطان است که باید کشیده شود.. من دانه را تشخیص داده ام و حزب را علاج میکنم»، البته هدف او واضحاً امین بود. (طنین، داکتر ظاهر: "افغانستان در قرن بیستم ـ 1990 تا 1996"، تهران، چاپ اول، 1384، صفحه 266 و 267)

درعین زمان شوروی زمینه دیدار و ملاقات تره کی را با کارمل بتاریخ 11 سپتمبر 1979 درمیدان هوائی مسکو فراهم کرد. وقتی امین ازطریق شاه ولی به این موضوع پی برد، فوراً تصمیم گرفت تا چهارعضو کابینه (مسما به چهار کلاه : وطنجار، گلابزوی، مزدوریار و سروری) را که همه حامیان پرقدرت تره کی بودند، از مقام های شان برکنار سازد. اینها درنظر داشتند تا امین را حین برگشت تره کی از سفر، درراه میدان هوائی کابل ترورنمایند که پلان عملی نشد. وطنجار، گلابزوی و سروری از ترس امین به سفارت شوروی پناه بردند (هرسه بعداً به وسیله سفارت بطور مخفی به شوروی انتقال داده شدند).

هنگامیکه امین به وساطت پوزانوف سفیر شوروی درکابل جهت مذاکره با تره کی به ارگ دعوت شد، برخورد مسلحانه بین محافظین تره کی و امین درداخل قصر صورت گرفت. امین از حادثه جان به سلامت برد ومتعاقباً علیه تره کی کودتا و او را ازقدرت برکنارکرد. چند روز بعد تره کی را به وسیله عمال خود ازبین برد و خودش زمام امور را بدست گرفت. امین صد روز در قدرت بود، تا آنکه بتاریخ 26 دسمبر 1979 قوای شوروی به افغانستان سرازیر شد، امین و نزدیکانش را طی یک برخورد شدید مسلحانه در تپه تاج بیگ (اقامتگاه جدید امین) به قتل رسانید و کارمل را به مسند قدرت نصب کرد. (برای شرح مزید موضوع میتوان از مأخذ متعدد استفاده کرد، ازجمله : "اردو سیاست"، تألیف نبی عظیمی....، صفحات 196 تا225)

از آنچه با بسیار اختصار بیان شد، واضح میگردد که قیام هرات نه تنها موجب اختلاف در درون جناح خلق و درنهایت کودتا علیه تره کی و بقدرت رسیدن امین شد، بلکه انگیزه های اساسی مداخله مستقیم شوروی و بالاخره پس از 9 ماه زمینه تجاوز آن کشور را به افغانستان، کشتن امین و نصب ببرک کارمل در راس قدرت و اتکاء مزید به جناح پرچم را نیز فراهم کرد.

با اتحاف دعا به روان پاک همه شهداء و قربانیان این قیام بزرگ و تاریخی کشور میخواهم یک پارچه شعر را که در باره این قیام بزرگ محترمه صاعقه احراری ـ شاعره معاصرهرات، مقیم هامبورگ قبلاً سروده و آنرا در آغاز کتاب "هرات ـ از قیام حوت تا امروز" درج کرده ام، دراینجا بگنجانم:

عنوان شعر: بیست و چار حوت، روزقهرمانان هرات

روز عزم و رزم پیر و نوجوانان هرات

روزعشق و جانفشانی بهر ناموس وطن

روز والای غیور و شیرمردان هرات

روز رسوائی روس و نوکران برژنیف

روزتار و مار دشمن از شبستان هرات

روز نفرت از رژیم خود فروش بیخدا

روز طغیان و خروش نیکمردان هرات

با کلنگ و بیل و چوب و پای پراز خاک و ِگل

سیل آسا آمدند از دشت و دامان هرات

نعرۀ الله اکبر سر نمودند هر طرف

غرش و طوفان نمودند، جانفشانان هرات

جمله قرأت و محلات، پیر و برنا جانفشان

یک قیام بی مثال کردند بمیدان هرات

از برای حفظ دین و ملت پرافتخار

این شهامت را نمودند رزمجویان هرات

یک قدم بیرون نرفتند از قیام خویشتن

تا شهید رزم گشتند پاسداران هرات

خصم ملت شد (تَرَک*)، آن نوکرمنحوس روس

آتش بیداد ریخت برکاخ و ایوان هرات

تانک و طیارات کردند صحنه را تاریک و تار

سیل خون گردید روان درجویباران هرات

شدهزاران تن شهید ز دست ظالم یک زمان

آه ازین بیداد که رفت برجانثاران هرات

از خیابان هری تا درب سلطان شهید

جا نماند از نعش و خون مستمندان هرات

جان به کف جام شهادت نوش کردند بهردین

صد درود و آفرین بر آن شهیدان هرات

لاله زار و داغدار است دشت و دامان وطن

تا ابد از خون پاک آن شهیدان هرات

همچو چنگیز و هلاکو زشت تاریخ شد تَرَک*

تا ابد هرجا شود ذکری ز دوران هرات

«صاعقه» گوید شب و روز این دعا از صدق دل

لطف حق باشد همیش یار و نگهبان هرات

(* مقصد از «تَرَک» نورمحمد تره کی است)