بازگشت به مقاله

تاریخچه پول کاغذی در افغانستان

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 23 مارچ 2016

با گسترش پهنای امپراتوری درانی معمول برآن بود که درهریک ازساحات زیر سلطه، بنام مرکز آن ساحه سکه ضرب زده می شد و تعداد مراکز ضرب سکه در آنوقت به بیش از هفتاد مرکز میرسید. سکه هایی که در دارالضرب کابل به فلزات مسکوک میگردید، بنام های روپیه کابلی، قِران کابلی، تنگه کابلی و پیسه کابلی مسمی بودند. یک روپیه کابل معادل به دو قِران و هر قِران سی پیسه و نیز یک روپیه کابلی معادل سه تنگه بود که آنرا عباسی نیز می گفتند. روپیه و قِران از نقره و تنگه و پیسه و فلوس از مس و برونز بودند. پنج پیسه را یک شاهی می نامیدند که تقریباً معادل یک تنگه میشد.

روپیه کابلی درعین زمان که درسائر مراکز بزرگ افغانستان سکه های دیگر در دوران بودند، به حیث یک مسکوک معتبر شناخته می شد و مسمی ساختن آن به کابل فقط برای تشخیص آن از دیگر مسکوکات کشور بود، چنانکه در یکطرف روپیه کابلی "ضرب دارالسلطنه کابل" نوشته شده بود. در وثایق کابل و معاملات دولتی و تجارتی برای اینکه فرق و تفاوت در حسابات نقدینه و تصفیه دیون بطور منصفانه صورت گیرد، قبل از سال 1340 قمری (معادل 1300 شمسی) فرمان صادر شده بود تا هر روپیه دقیقاً باید دارای وزن "دو مثقال" نقره خالص باشد و آنرا بنام "روپیه پخته کابلی" یاد میکردند که در وثایق و اسناد دولتی باید کلمه "پخته" درج میگردید.

تعدیل واحد پولی افغانستان از "روپیه" به "افغانی":

در ماه حمل 1305 با انفاذ "نظامنامه مقیاسات" دولت افغانستان تصمیم گرفت که واحد پولی کشور را از "روپیه" به "افغانی" تغییر دهد تا از یکطرف اینکار نمایندگی از نام افغانستان کند و از طرف دیگرمسکوکات متعدد به یک معیار واحد در تمام کشور با یک نام ترویج یابد و نیز از مشکلات ناشی از اضعاف آن که هیچ اساس مشخص نداشت و اغلب موجب سوء تفاهم در معاملات میگردید، جلوگیری شود. این مشکل نه تنها در مورد واحدهای مختلف پولی در کشور، بلکه در ساحه اوزان و مساحت نیز وجود داشت، چنانکه یک سیر قندهار معادل یک پاو کابل بود و به همین ترتیب در دیگر نقاط کشور. با انفاذ "نظامنامه مقیاسات" تحولی بسیار مهم در ساحه توحید مقیاسات در مساحت، در اوزان و نیز در واحد پولی جدیداً به وجود آمد.

چاپ اول "نظامنامه مقیاسات" ـ مورخ 23 حوت 1304 شمسی که در مطبعه حروفی شرکت رفیق طبع و پس از مُهر توشیحی "امیر امان الله غازی" نافذ گردید، دارای یک مقدمه "تمهید" و چهار فصل و جمعاً 15 ماده میباشد. فصل سوم نظامنامه به تعدیل مسکوکات اختصاص یافته و در آن چنین آمده است:

«ماده 3 : مسکوکات جدیده که آینده نرخ اشیا و معاملات با آن میشود، وزن و قیمت آن بقرار ذیل است:

اول ـ مسکوک طلا:ـ الف ـ یک امانی ، وزن 6 گرام ـ به نرخ [ ارزش] 20 افغانی؛ ب ـ نیم امانی، 3 گرام ـ به نرخ 10 افغانی.

دوم ـ مسکوک نقره:ـ الف ـ یک افغانی، وزن لس گرامه ـ معادل 100 پول؛ ب ـ نیم افغانی، وزن 5 گرامه ـ 50 پول؛ ج ـ 20 پولی، وزن 2 گرامه ـ 20 پول.

سوم ـ مسکوک مسی:ـ الف ـ 2 پولی، وزن 2 گرام ـ 2 پول؛ ب ـ 5 پولی، وزن3 گرام ـ 5 پول؛ ج ـ 10 پولی، وزن6 گرام ـ 10 پول.

ماده 4 : نرخ مسکوکات سابقه نسبت به مسکوکات جدیده بقرار ذیل است که بخزاین دولت و در بین اهالی به همین قیمت داد و ستد میشود و رایج باشد:

یازده روپیه کابلی [مساویست به] 10 افغانی؛ یک روپیه کابلی ـ 91 پول؛ یک قِران کابلی ـ 45 پول؛ یک عباسی ـ 30 پول؛ سه شاهی ـ 22 پول؛ یک سناری ـ 15 پول؛ یک شاهی ـ 7 پول؛ دو پیسه ـ 3 پول.»

درپایان نظامنامه به عبارت ذیل امر انفاذ آن ازطرف پادشاه صادر شده است: «نظامنامه هذا را در زمرۀ نظامات دولت منظور و اجرای احکام و موادش را امر میدارم.» (مهر امیر امان الله غازی)

با انفاذ نظامنامه فوق از شروع سال 1305 به بعد واحد پولی افغانستان رسماً از "روپیه" به "افغانی" تعدیل گردید که تا امروز این معیار طی دوره های مختلف پابرجا است و اما مسکوکات مذکور در داد و ستد روزمره قطع نشد، بلکه در جوار مسکوکات جدید بنام "افغانی"، بعضی از مسکوکات قدیمی از جمله "تنگه"، "شانزده پولی" و "شش پولی" تا سالهای 1330 شمسی مروج بود و تدریجاً از جریان خارج گردید.

راجع به ارزش تبادلوی و نیز قدرت خرید روپیه کابلی مرحوم غبار در کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" به استناد رسالۀ "لایحۀ ترقیات چهار ساله دولت در سال 1307" مطالبی دلچسپ به شرح ذیل دارد: «ارزش صد روپیه کابلی مساوی 60 کلدار هندی بود، زیرا وزن روپیه نقره کلدار هندی دو نیم مثقال و از روپیه نقره کابلی دو مثقال بود و اما غش روپیه کابلی ده فیصد بود، بعدها مقدار غش در روپیه کابلی 25 فیصد گردید و قیمت آن معادل پول خارجی مخصوصاً کلدار هندی سال به سال تنزل کرده رفت». غبار در ادامه درباره قدرت خرید روپیه کابلی چنین می نویسد: «آرد دو نیم چهارک به یک روپیه، گوشت سه پاو کابل به یک روپیه، روغن یک پاو و دوازده مثقال به یک روپیه، برنج باریک یک چهارک و سه پاو به یک روپیه، دنبه دونیم پاو به یک روپیه، تربوز یک سیرکابل به یک قِران»؛ همچنان غبار راجع به ارزش طلای امانی در اوایل سالهای 1300 شمسی می نویسد: «پنج امانیه مساوی به 75 روپیه، دو امانیه 30 روپیه، یک امانیه 15 روپیه و نیم امانی 7 و نیم روپیه» بود. (صفحه 792 کتاب)

اشتباه دو مؤرخ: "سند حواله" و "پول کاغذی"

آنچه مرحوم غبار اشتباه نموده در مورد نشرپول کاغذی است که نوشته: « درسال 1920 مطابق 1299 شمسی پول کاغذی: یک، پنج، بیست، پنجاه و صد افغانیگی منتشر گردید»، درحالیکه واحد پولی "افغانی" از سال 1305 شمسی ترویج یافت و قبل از آن واحد پولی کشور "روپیه" بود، چنانکه مرحوم استاد عزیزالدین وکیلی پوپلزائی در کتاب "کابل باستان" می نویسد: «در سنه 1298 و 1299 شمسی در اولین سکه های کاغذی طبع کابل نیز روپیه [کابلی] نوشته شده است." (صفحه 995 کتاب)

آنچه مرحوم غبار و مرحوم پوپلزائی دربارۀ تاریخ نشر اولین پول کاغذی در سالهای 1298 و 1299 ذکر کرده اند، یک اشتباه بوده و اغلب کسانیکه به تقلید از مرحوم غبار عین مطلب را در نوشته های خود اقتباس و یا به آن استناد کرده اند، باید آنرا اصلاح نمایند. اسناد مورد نظر مرحوم غبار و پوپلزائی حیثیت "پول کاغذی" را به منظور داد و ستد معمول بین مردم نداشته، بلکه به حیث "سند حواله" یا "درافت Draft" به غرض سهولت درانتقالات پولی دولت بین مراجع طرف معامله و خزاین دولتی استفاده می گردید. امید است محققان تاریخ ، بخصوص کسانیکه در موضوع تاریخچه پولی کشور تحقیق میدارند، متوجه این باریکی شوند. برای توضیح مزید اینک دو نمونه آن با شرح مختصر خصوصیات آن ذیلاً تقدیم میگردد:

(سند حواله منتشره سال 1298 به مبلغ پنجاه روپیه کابلی با مهر ناظر مالیه وقت و سند حواله منتشره سال 1299 به مبلغ صد روپیه کابلی)

با ملاحظه مشخصات عمده دونمونه فوق سند حواله میتوان تفاوت آنرا با بانک نوتهای کاغذی دریافت، از اینقرار که:

1 ـ مشخصات سند حواله در یک روی ورق چاپ شده، درحالیکه درپول کاغذی در هردو روی کاغذ مشخصات آن چاپ میگردد،

2 ـ سند حواله به مثل کتابچه جلد بندی شده و متشکل از دو قسمت بوده است: یکی "کنده" و دیگر ورقه انتقال که "نظارت مالیه" به حیث مرجع صدور این حواله ها به سائر خزاین دولتی انتقال مبلغ را به اندازه مبلغ قابل حواله بعد از امضا و مهر آمر صلاحیتدار "ناظر مالیه" (در آنوقت هنوز وزارت ها تشکیل نشده بودند و بجای وزارت "نظارت" و بجای وزیر "ناظر" می گفتند) برای تادیه در وجه گیرنده آن به خزانه مربوطه حواله میکرد و ثبیت آن در اوراق و نیز در کنده حواله به غرض محاسبه و تفتیش حسابی محفوظ میگردید، چنانکه در حاشیه و درمتن آن نوشته شده است: «درجمع خزانه های دولت نوت هذا بمبلغ مندرجه اش منظور است».

3 ـ هر سند حواله دارای شماره مخصوص حسابی بوده که در دفتر و نیز در کنده قید میشد.

4 ـ برای جلوگیری از تقلب، سند حواله به طورخاص از نظر شکل و دیزاین چاپ گردیده بود که برای اشخاص غیرمسلکی به قسم پول کاغذی جلوه میکرد.

5 ـ اسناد حواله نخست فقط به سند حاوی مبلغ پنجاه و صد روپیه چاپ گردیده بود، اما بعد مبالغ کوچکتردو و پنج روپیه نیز به حیث واحدات کوچکتر و به غرض تصفیه دقیق معاملات و پرداخت ها چاپ شد.

نشر و به دوران انداختن اولین پول کاغذی درعصر امانی:

در مورد نشر پول کاغذی در افغانستان بازهم مرحوم غبار دچار اشتباه شده است، زیرا پول کاغذی به حیث وسیلۀ تبادله بار اول در افغانستان در سال 1307 به نشررسید و برای پرداخت معاشات مامورین و اجوره کارگران در اواخر سلطنت اعلیحضرت امان الله شاه بکار رفت. از آنجائیکه در آنوقت بانک در کشور وجود نداشت و تأسیس آن به مفهوم اصلی احتمالاً با ذهنیت عامه سازگار نبود، بجای بانک از اصطلاح "دارالمضاربه ملیۀ افغانی" کار گرفته شد. تاحال سندی در دست نیست که موجودیت همچو تشکیل را بطور مستقل در عمل نشان دهد، اما تذکار آن در نوت مؤید آنست که می خواستند اداره امور پولی را از نگاه قانونی خارج از نفوذ حکومت جلوه دهند، درحالیکه عملاً اداره امور پولی از طرف دفتر عمومی خزاین مسما به "خزانه خانه عمومی" زیر نظر وزیر مالیات وقت صورت میگرفت و بناءً اداره امور پولی مستقیماً زیرنظر حکومت قرار داشت.

اخیراً یک نوت پنج افغانیگی در دسترس قرار گرفته که تاریخ نشر آن سال 1305ش را وانمود میکند. به روی این نوت دروسط به پشتو نوشته شده: « دا کاغذ په تولو خزانو کی د دولت په پنځه افغانی چلیږی» و در میانه آن متن طغرای "امیرامان الله" و در چهار گوشه آن عدد 5 درج گردیده است. در عقب نوت به فارسی نوشته شده:«خزانه داری کل وعده تادیه مبلغ پنج افغانی را بحامل کاغذ هذا عندالمطالبه میدهد» و ضمناً درقسمت فوقانی آن به دو طرف نشان دولتی در دو گوشه و در قسمت تحتانی سه امضاء از جمله امضای وزیرمالیات میرمحمدهاشم درج میباشد. این نوت در حاشیه خود به اندازه یک سوم نوت یک حاشیه سفید با علایم خاص کاغذ "واتر مارک" دارد که در هیچ نوع پول کاغذی دیگر افغانستان دیده نمیشود.

تا جائیکه اینجانب به جزئیات تاریخ امانی آشنا است، درهیچ جا و درهیچ مأخذ نمونه دیگرهمچو نوت را ندیده است. علاوتاً طوریکه در بالا گفته شد، تعدیل نام پول از روپیه به افغانی در سال1305 ش صورت گرفت و بعید به نظر میرسد که در همان سال فوراً دولت به نشر پول کاغذی آغاز کرده باشد، زیرا هنوز مردم به آن آشنائی نداشته و مورد قبول عامه قرار گرفته نمیتوانست. وقتی به طغرای امیر امان الله به دقت دیده شود، این طغرا از نظر جزئیات به نوتهای بعدی فرق واضح دارد.

لذا با دلایل فوق گمان میرود که این نوت در آنوقت در افغانستان به چاپ نرسیده و به احتمال قوی بعدها به حیث یک نوت کم نظیر به مقصد عرضه برای کلکشنرهای بانک نوت چاپ و بفروش رسیده است. (این نوت فعلاً در کلکسیون جناب محمد طارق مهداوی موجود است که اخیراً آنرا به قیمت گزاف خریداری کرده و کاپی آنرا جهت نشر در اینجا به نویسنده لطف کرده است.)

هرگاه نوت فوق را استثناء قرار دهیم، سائر نوت های کاغذی در سال 1307 بار اول درسال آخر دوره سلطنت شاه امان الله غازی به چاپ رسیده و در آن سال بار اول به حیث پرداخت مزد به کارگران و ماهران قصر دارالامان به دوران انداخته شد که مورد قبول آنها قرار گرفت. نمونه نوت پنجاه افغانیگی:

مهرهائیکه در روی نوت فوق دیده میشود، بعداً وقتی در دورۀ سقوی بار دیگر به دوران انداخته شد، رژیم مذکور به روی آن مهر نهاد: مهر خزانه عمومی، مهر مستوفیت کابل و مهر وزارت مالیه تا بدانوسیله مشروعیت چلند آنرا بار دیگر تثبیت نماید. اینک دو نمونه دیگر نوتهای آن عصر تقدیم میشود:

(روی و عقب نوت پنج و ده افغانیگی دوره امانی ـ با مهر دوره سقوی)

دوره سقوی و معضله پولی:

در اواخر دوره 9 ماهه امیر حبیب الله کلکانی که دراثر جنگهای دوامدار وضع مالی رژیم دچار بحران جدی شده بود و مردم نیز پول مسکوک نقره یعنی روپیه کابلی را به مقصد احتکار از دوران می کشیدند، رژیم سقوی برای تدارک پول کوشید از یکطرف نوتهای دوره امانی را پس از مهر مقامات ذیصلاح سقوی به دوران اندازد، چنانکه در نمونه نوتهای فوق مهرها دیده میشوند و ازطرف دیگر آنها با برگشت مجدد به "روپیه" به نشرپول کاغذی به آن اسم پرداختند، ولی اینکار موجب رفع مشکل نشد و قبل از آنکه این پول به چلند انداخته شود، رژیم سقوی سقوط کرد.

(نمونه نوت کاغذی روپیه دوره سقوی)

نشر"نوتهای خزانه" در سال 1314 :

پس از سقوط حکومت سقوی در زمان سلطنت اعلیحضرت نادر شاه نوتهای دوره امانی از جریان کشیده شد و بجای آن نوت جدید نشر نگردید؛ دراین دوره پول رایج همان سکه های نقره ای دوره امانی بود. مسکوکات نقره ای نظر به مشکلات عدیده از لحاظ انتقال، نگهداشت و محدودیت مقداری از یکطرف و لزوم ترویج نوتهای کاغذی به حیث یک وسیلۀ مؤثر تبادله در اقتصاد جهان ازطرف دیگر، حکومت را مصمم ساخت تا پول کاغذی جدید را نشر و به دوران اندازد. سیاست محافظه کارانه آنوقت ایجاب نمیکرد تا فوراً به تأسیس یک بانک بپردازد که متکفل اداره امور پولی در کشور باشد. از آنرو حکومت به نشر "نوتهای خزانه" اقدام کرد که در این نوتها "خزانه ملی افغانستان" تعهد نموده بود تا عندالمطالبه در بدل نوت مذکور به همان پیمانه پول نقره را به حامل و دارنده نوت تادیه کند.

مفکورۀ نشر این نوتها در آغاز سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه مطرح گردید و به تأسی از آن کمی بعدتر در سال 1314 نوتها چاپ و به دوران انداخته شد. نوتهای خزانه به شکل دو، پنج، ده ، بیست، پنجاه و صد افغانیگی به رنگهای مرغوب و اندازه های متفاوت بطور آفست در سویس چاپ گردید. دراین نوتها که در روی آن نشان افغانستان و در عقب آن عکس منار استقلال جا داشت، عکس پادشاه کشور درج نگردیده بود و نیزنامی از دارالمضاربه و یا بانک و یا کدام مؤسسه دیگردر آن دیده نمی شد، بلکه به نام "خزانه ملی افغانستان" از طرف وزارت مالیه انتشار یافته بود که چند نمونه نوتهای مذکور از اینقرار اند:

(نمونه نوتهای خزانه ـ دوره شاهی ـ صد، ده و دو افغانیگی)

در اواخر سال 1316 حکومت تصمیم گرفت تبادله نوتهای خزانه را با نقره منسوخ کند. این تصمیم بدون کدام مشکل عملی شد و از آن تاریخ به بعد نوتهای خزانه با آنکه قابلیت تبادله با نقره را از دست داد، اما از طرف مردم به حیث پول معتبر کما فی السابق مورد استفاده قرار گرفت. به اساس معلومات شفاهی مرحوم حبیب الله مالی اچکزی ـ یکی از پیشتازان امور پولی و بانکی کشور که برای سالهای متمادی به حیث رئیس عمومی بانک مرکزی کشور "دافغانستان بانک" ایفای وظیفه میکرد، مقدار نوتهای خزانه در دوران در حدود 200 ملیون افغانی بود که تا آخر به استثنای 60 ملیون نوت دو افغانیگی، دیگر همه آن در جریان بود و اما ضرورت برای مقدار مزید پول روزبروز بیشتر محسوس میشد. از نوتهای خزانه تا آخر سال 1321 (1943) استفاده بعمل می آمد.

نشر "بانکنوت" ـ یک ضرورت مبرم:

در سال 1318 (1939) اولین بانک مرکزی بنام " دافغانستان بانک" تأسیس گردید که اداره امور پولی کشور را زیر نظر حکومت (وزارت مالیه) بعهده گرفت. عمده ترین انگیزه تأسیس این بانک همانا نشر "بانکنوت" بود که برمبنای مقدار معین پشتوانه "طلا" به مسئولیت و تضمین آن مؤسسه چاپ گردید. با آغاز جنگ جهانی دوم چاپ این بانکنوتها تقریباً دو سال به تعویق افتاد، تا آنکه در اواخر سال 1319 (1941) نوتهای جدید به دوران انداخته شد. مقدار آن در آغاز 300 ملیون افغانی و شامل نوتهای دو، پنج، ده، بیست، پنجاه و صد افغانیگی بود که هریک آن اندازه، شکل و رنگهای مختلف داشت. طور نمونه نوتهای دو، پنج و صد افغانیگی آنوقت را به حیث اولین بانکنوتهای افغانستان که ازطرف بانک مرکزی به نشر رسید و دارای پشتوانه طلا بود، ذیلاً تقدیم میدارم:

(نمونه بانکنوتهای شاهی ـ دو، پنج و صد افغانیگی)

بعد از ختم جنگ عمومی دوم، هنگامیکه بانک جهانی و صندوق وجهی بین المللی تأسیس شد، افغانستان نیز عضویت آن دو مؤسسه را حاصل کرد و پول افغانی تحت مقررات بین المللی ازطرف مؤسسات مذکور به رویت مقدار پشتوانه طلا در برابر دیگر اسعار تثبیت ارزشی گردید.

از نظر دیزاین در یک روی این نوتها برای اولین بار عکس پادشاه چاپ شد و در متن آن برای اولین بار نام یک بانک یعنی "دافغانستان بانک" به حیث بانک مرکزی درج گردید. از همین رهگذر است که نوتهای مذکور را "بانکنوت" میگویند.

از آن تاریخ تا امروز بانکنوتها در دوره های مختلف شکل و دیزاین و رنگهای متفاوت ر ا به خود گرفت و اما متن و ماهیت آن به حیث بانکنوت تغییر نکرد. تنها در آغاز سالهای 1970 با از بین رفتن محدودیت پشتوانه در نظام پولی جهان، پول افغانی نیز از این محدودیت بیرون آمد و حکومت در اندازه نشر پول مطابق به ضرورت دست آزاد پیدا کرد. در اواسط سالهای 1340 بار اول نوتهای 500 افغانیگی و 1000 افغانیگی نیزچاپ و به دوران انداخته شد.

بانکنوتهای دوره جمهوریت:

در دوره جمهوریت محمد داؤد شهید نوتهای جدید با دیزاین و رنگهای متفاوت مثل سابق در انگلستان به چاپ رسید که در آن عکس مؤسس جمهوریت در یک روی آن قرار داشت. نمونه نوت صد افغانیگی آن ذیلاً تقدیم میشود:

بانکنوتهای دروه خلقی ـ پرچمی:

پس از کودتای ثور 1357 و رویکار آمدن رژیم خلقی ـ پرچمی بانکنوتهای مخصوص آن دوره چاپ گردید، طوریکه نوتهای زمان شاهی و جمهوریت نیز همزمان در دوران بودند. دراینجا به ارائه کاپی یک نوت پنج صد افغانیگی آن دوره طور نمونه اکتفا میشود:

تشدید بحران پولی در دوره حکومت تنظیمی و طالبانی:

در دوره حکومت تنظیمی به دلیل انفلاسیون شدید به چاپ بانکنوتهای 5هزار و ده هزار افغانیگی در روسیه اقدام گردید که بعداً عبدالرشید دوستم ـ جنگ سالار شمال کشور برای خود اما با شماره متفاوت عین شکل نوتهای ده هزار افغانیگی را در روسیه چاپ کرد که در بازار اسعار با ارزش تبادلوی کمتر از عین نوت منتشره حکومت تنظیمی کابل تسعیر میگردید و نزد مردم به نوت ده هزاری دوستم شهرت داشت. طالبان نیز به شیوه سلف خود به چاپ بانکنوتها در روسیه ادامه دادند.

(کاپی نوت ده هزار افغانیگی ـ مربوط حکومت تنظیمی)

بانکنوتهای جدید پس از ریفورم پولی:

بعد ازآنکه رژیم طالبان دراثر حمله امریکا و متحدین آن در ماه نوامبر 2001 سقوط کرد و حکومت جدید در راس آن حامد کرزی قرار گرفت، یکی از اقدامات مهم در همان آغاز بذل توجه به وضع بسیار وخیم نظام پولی کشور بود که ایجاب یک ریفورم جدی را میکرد. این ریفورم در دوره ریاست جمهوری کرزی به کمک بانک بین المللی صندوق وجهی و همچنان حمایت جامعه جهانی، بخصوص ایالات متحده امریکا رویدست گرفته شد که برطبق آن یکهزار افغانی سابق به یک افغانی جدید تغییرارزشی داد. البته نقطه آغاز این ریفورم نشربانکنوتهای جدید بود که جانشین بانکنوتهای قبلی گردید و نوتهای قبلی کاملاً از دوران داد و ستد بیرون کشیده شدند. دربانکنوتهای جدید از درج عکس اشخاص بطور کل صرف نظر گردیده وتنها به جاگزینی یکی از آثار و بناهای تاریخی کشور اکتفا شده است. اینک یکی دو نمونه بانکنوتهای جدید تقدیم میگردد:

(نمونه بانکنوتهای جدید ـ صد و هزار افغانیگی)

چگونگی چاپ بانکنوتها:

جای تعجب خواهد بود که اولین نوتهای کاغذی در دوره امانی در ضرابخانه کابل و مطبعه صکوک آنجا به چاپ رسید. اینکه کاغذ و مواد طباعتی آن از کجا می آمد و از کدام رنگها استفاده میشد، معلومات دقیق در دست نیست. ضرابخانه کابل در محوطه ارگ، عقب وزارت خارجه قرار داشت، جائیکه یک زمان دفتر روزنامه انیس و اصلاح و مطبعه عمومی واقع بود. یقیین دارم هنوزهم بعضی از ما ها با نام صوفی عبدالحمید خان رئیس ضرابخانه آشنا هستند و شاهد صداقت، اهلیت و امانت داری آن مرحوم میباشند.

روایت است روزی امیر حبیب الله کلکانی، هنگامیکه میخواست نوتهای دوره امانی را به دوران اندازد، عبدالحمید خان رئیس ضرابخانه را بحضور خود احضار کرد و از او پرسید: این نوتها را تو چاپ میکنی؟ او گفت: بلی!، امیر گفت: حتماً از آنها در خانه زیاد داری؟ رئیس ضرابخانه جواب داد: امیرصاحب! نوتها در ضرابخانه چاپ میشوند، نه درخانه، مردم به همین فکر در این وقتها تاحال چند بار خود را در خانه من انداخته اند، ولی چیزی نیافته اند. امیر گفت: امر میکنم در نوتها چندین مُهر بزنند تا هرکس نتواند کاغذ های خود را در چلند اندازند.

امیر موصوف با آنکه یک شخص اُمی و بیسواد بود، میدانست که ادارۀ پول تا چه حد برای حکومت اهمیت دارد و باید سخت زیر مراقبت و کنترول باشد، ولی متأسفانه که در سالهای 80 و 90 قرن بیست یعنی دوره حکومت خلقی و پرچمی و بعد از آن حکومت تنظیمی و طالبی با پول ملی که ملکیت عامه و جز هویت و حیثیت ملت است، چنان بیرحمانه برخورد صورت گرفت که با نشر بیحد و اندازه آن ارزش پول افغانی در برابر اسعار خارجی بطور سرسام آور نزول کرد که حتی حیثیت یک کاغذ عادی را بخود گرفت. برعکس آنچه که در دوره جمهوری شهید محمد داؤد نرخ تبادله یک دالر امریکائی به 38 افغانی به اوج ارزش تبادلوی خود در برابر اسعار خارجی رسیده بود، پس از آن در نتیجه کودتای ثور ارزش افغانی در برابر دالر امریکائی به سرعت روبه کاهش گذاشت، چنانکه در دوره داکترنجیب یک دالر به 1000 افغانی و در دوره استاد ربانی یک دالر به 5000 هزار افغانی و در دوره طالبان یک دالر به 50 تا 90 هزار افغانی تبادله میگردید. برطبق ارقام رسمی در ماه می 1999 یک دالر در کابل به 42675 افغانی و درعین وقت در مزار شریف یک دالر به 94250 افغانی تبادله می شد.

دراین ارتباط باید تصریح کرد که وقتی روابط جنرال عبدالرشید دوستم با حکومت استاد ربانی برهم خورد و دوستم در "شورای همآهنگی" شامل گردید، استاد ربانی ارسال پول را از کابل برایش قطع کرد و دوستم با روابطی خاصی که با مراجع روسی داشت، مطبعه چاپ پول در مسکو (معلوم نیست تحت کدام شرایط) موافقه کرد تا برای دوستم نوتهای ده هزار افغانیگی را به عین شکل و اما به سلسله شماره های متقاوت چاپ کند و آنرا در اختیار دوستم قرار دهد. این نوتها که در شمال افغانستان به دوران افتاد، به نوتهای دوستم مسما گردید و به دلیل وفرت مقدار پول در دوران در شمال، ارزش تبادلوی پول افغانی در آنجا به یک دالر تا 90 هزار افغانی سقوط کرد.

بهرحال طوریکه در بالا گفته شد، نوتهای خزانه در سال 1314 (1935) در سویس به شکل آفست چاپ میگردید، اما وقتیکه اولین بانک بنام "شرکت سهامی افغان" که اساساً ماهیت تجارتی داشت، ولی برای بار اول امور بانکی را نیز بعهده گرفت و با سرمایه مشترک خصوصی و دولتی در سال 1311 (1931) به تشبث عبدالمجید خان زابلی در کشورتأسیس شد و در سال 1314 به "بانک ملی افغان" تغییر نام داد، هیأتی را به منظور چاپ بانکنوت در سال 1319 (چندی قبل از شروع جنگ جهانی دوم) به اروپا اعزام کرد. هیئت نخست موافقه نمود تا نوتهای جدید افغانی در جرمنی چاپ شوند، اما آغاز جنگ در آن وقت مانع اینکار شد و چون ادامه چاپ نوتها در سویس از یکطرف وقت بیشتر را دربر میگرفت و ازطرف دیگر با مصارف زیادتر توأم بود، از آنرو بعد از یک بررسی طولانی در مدت یک سال با یک کمپنی انگلیسی در لندن قرارداد چاپ بانکنوتها عقد گردید. از آن تاریخ تا اوایل کودتای ثور 1357 نوتهای افغانی متواتر در لندن چاپ می شدند.

مرحوم حبیب الله اچکزی رئیس سابق دافغانستان بانک ضمن یک صحبت شخصی که در سالهای اخیر عمرش در شهر فریمانت ـ کالیفورنیا با این نگارنده انجام داد، در برابر این سؤال که چگونه مصئونیت پول هنگام چاپ عملی میشد، گفت: اینکار زیر نظر یک هیئت مختلط از نمایندگان حکومت افغانستان، حکومت انگلستان و کمپنی چاپ بانکنوتها صورت میگرفت، طوریکه کلیشه بانکنوتها را در یک صندوق مخصوص با مهر و لاک هرسه هیئت در مرکز رسمی نگهداری میکردند و حینیکه چاپ نوت هربار رویدست گرفته میشد، صندوق در حضور هیئت باز میگردید و کلیشه ها زیر چاپ میرفت. درطول مدت چاپ، هیئت از جریان چاپ مستقیماً نظارت میکرد و بعد کلیشه ها دوباره مهر و لاک شده به مرجع مخصوص انتقال می یافتند. موصوف افزود: این روش در طول سالهای مدید بطور مؤثر کار داد و دراین مدت کوچکترین مشکل در زمینه به وجود نیامد. تنها در سالهای اخیر سلطنت یکی دوبار نوتهای تقلبی در بازار دیده شد که روی انگیزه های سیاسی از طریق پاکستان داخل کشور گردیده بود. (دیده شود: کاظم، سیدعبدالله: "افغانستان بسوی انفلاسیون سرسام آور"، چاپ کالیفورنیا، فبروری 1995، صفحه 11 تا 14)

معضلۀ اساسی بعد از کودتای ثور وقتی آغاز شد که رژیم خلقی ـ پرچمی چاپ بانکنوتهای جدید را به شوروی سابق تفویض نمود که نوتها در آنجا توسط یک کمپنی آلمان شرقی چاپ میشد. نظارت واقعی در امور چاپ بانکنوتهای افغانی چه در آنوقت و چه در زمان حکومت تنظیمی و طالبان در مسکوعملاً بدست مقامات شوروی آنوقت وبعداً روسیه قرار داشت. واضح است که آنها درکار چاپ بانکنوتهای افغان دست آزاد داشتند و از اینطریق در جائیکه جنگ و اسلحه مؤثریت لازم نداشت، آنها ازاین راه و وسیله استفاده های ناجایز کردند که شرح آن در این مختصر نمی گنجد.

اینکه چرا بعد از سقوط نجیب و بقدرت رسیدن حکومت تنظیمی بازهم چاپ نوتها مثل سابق به همان شیوه، شکل و دیزاین دوره خلقی ـ پرچمی در مسکو صورت میگرفت و چرا حکومت تنظیمی تغییری در آن وارد نکرد، دلیلش واضح است که حکومت استاد ربانی و همچنان بعداً طالبان درنظر داشتند تا برای اختفای چاپ بسیار وافر نوتهای جدید، چنین جلوه دهند که گویا پول در دوران، همان پولهای دوره قبلی است که به نشر رسیده است. آنها بدینوسیله میخواستند مسئولیت سقوط فاحش ارزش پول افغانی را از شانه های خود دور سازند، درحالیکه شواهد زیاد وجود دارد که هرهفته به کانتینرها پول جدید از مسکو به حکومت کابل تسلیم داده میشد و حکومت آنرا به مصارف جنگی خود و هم رزمان خود می رسانید.

دراینجا قابل یادآوریست که برطبق موافقتنامه مشهور "اسلام آباد" که بین هشت رهبر جهادی بتاریخ 7 مارچ 1993 در اسلام آباد ـ پاکستان زیر نظارت عربستان سعودی و هدایت نواز شریف به امضا رسیدو حکومت تنظیمی در کابل برطبق آن تشکیل گردید، در ماده 7 آن راجع به ادارۀ امور پولی کشور چنین آمده است: «یک کمیته مرکب از تمام احزاب بمنظور نظارت برسیستم وجهی و مقررات پولی تشکیل شود تا این سیستم و مقررات مطابق به قوانین و مقررات بانکی موجود افغانی نگهداشته شود». فقره "ل" ماده ششم ضمیمه این موافقتنامه که صلاحیت های رئیس جمهور را مشخص می ساخت، در مورد اداره پولی و صلاحیت اجازه نشر پول یعنی«صدور اجازۀ رسمی برای چاپ بانک نوتها» تنها به صلاحیت رئیس جمهور منحصراً شده بود. به این اساس شخص استادربانی به حیث رئیس جمهور آنوقت مسئولیت مستقیم بحران بزرگ پولی کشور را شخصاً بدوش داشته است که دراثر این بی مبالاتی و عدول از اصول اساسی نشر پول، صدمه کلی به حیثیت و اعتبار پول افغانی در داخل و خارج کشور وارد آمد.

اگر این موضوع از نظر قانونی تعقیب گردد، شدت این عمل جرمی تا حدی بالا میرود که با درنظرداشت مواد 302 و 303 فصل دهم "قانون جزاء" (سال 1355) درمورد "جعل پول مروجه"، برطبق ماده 304 آن کسیکه «ارزش پول افغانستان یا اسناد دولتی را تنزیل نماید و یا اعتماد بازار های داخلی و یا خارجی به اثر آن متزلزل گردد، محکمه میتواند مرتکب را حبس دوام محکوم نماید». البته باید تصریح کرد که عدم رعایت اصول و مقررات بانکی در مورد نشر بانکنوت از طرف رئیس جمهور وقت و نیز ادامه آن به وسیلۀ طالبان موجب سقوط فاحش ارزش پول افغانی در داخل و خارج کشور گردید و زیان آن به حیث یک زیان جدی ملی قابل تأمل و دقت میباشد. ولو که اکنون استاد ربانی دیگر در بین ما نیست، ولی این جرم بجای خود باقی مانده و درسینۀ تاریخ باید ثبت گردد. علاوتاً جنرال دوستم نیزجوبگوی جرمی باشد که در آنوقت به ارتباط چاپ غیرقانونی پول افغانی مرتکب شده است. (اگر فرصت دست داد، راجع به سقوط سرسام آور ارزش پول افغانی در دوره حکومت تنظیمی و طالبان که به یک افتضاح ملی مبدل گردید، دریک مقاله دیگر انشاءالله بحث خواهم کرد و نیزدر نظر دارم بزودی متن کامل موافقتنامه "اسلام آباد" را با جزئیات ضمایم آن به حیث یک سند مهم و تاریخی جهت معلومات علاقمندان در این پورتال به نشر برسانم.)

شرح یک رویداد واقعی ـ جدال بین عنعنه و تجدد!

داکتر اسدالله شعور که یکی از محققان پرکار امور تاریخ فولکلورکشورمیباشد، نوشته ای دارد تحت عنوان "آخرین محفل رمضانی دربار" ـ منتشرۀ هفته نامه امید ـ که جریان یک رویداد واقعی را در ارتباط با موضوع نشر عکس پادشاه در بانکنوت بیان میکند. شرح این رویداد تاریخی که اینجانب نیز آنرا از چند زبان شنیده است، به ارتباط موضوع بحث ما، خالی از دلچسپی نخواهد بود. اینک قسمت هایی از نوشته داکتر شعور:

«درسال 1318 خزانۀ شاهی برآن شد تا تصویر شاه [اعلیحضرت محمد ظاهر شاه] را نیز روی نوتهای مروج کشور بیاورد، ازاینرو سلسله نوتهای جدید را که در لندن به چاپ رسیده بود، سر از 26 دلو همان سال به دوران انداخت. ولی عکس العمل روحانیون در برابر آن منفی بود، زیرا ملا ها در مساجد تبلیغ میکردند که نگهداشتن تصویر انسان در جیب، علامت بت پرستی بوده و با موجودیت این نوتهای حاوی عکس در هنگام نماز، عبادت عابد بدرگاه خداوند مقبول نمی افتد و این تبلیغ باعث گردید تا بازاریان و عامه مردم از قبول نوتهای جدید ابا ورزند و این امر برای دولت آنروز مشکلات فراوانی ببار آورد.»

«محمدهاشم خان صدراعظم که مرد مستبد و درعین زمان انسان مدبری بود، در صدد چاره برآمد. چون ماه رمضان نزدیک بود، او در صدد تشکیل محفل رمضانیه گردید و از تمام ملاهای بزرگ سرشناس کشور...دعوت کرد تا دراین محفل که ازطرف شاه برگزار گردیده است، به مصرف دولت شرکت کنند.»

«به روز پانزدهم رمضان سال 1318 شمسی تمام ملا امامان مساجد، مدرسان مدرسه های دینی و روحانیون مرکز و ولایات کشور در دعوت افطاریه شاه در تالار سلامخانه ارگ حضور بهم رسانیده با شخص ظاهر شاه و اراکین بزرگ دولت از نزدیک دیدار کردند.»

«دراین محفل که سخنرانی ها ایراد و اشعار رمضانیه خوانده شد، نیم ساعت قبل از نماز خفتن و ادای تراویح، هاشم خان صدراعظم اعلام نمود که پادشاه بخاطر تفقد و احترامی که به علمای دینی دارند، امر فرموده اند که به هر یک از حاضرین مجلس مبلغ پنجصد افغانی از خزانه دولت طور بخشش اعطا گردد. چون اهل مجلس پنجصد افغانی از نوتهای کاغذی کاملاً جدید را که در آنروزگار مبلغ هنگفتی بود، با ولع و اشتیاق تمام به جیب بردند، هاشم خان به مؤذن مسجد ارگ اشاره کرد که آذان گوید.»

«بعد از ختم نماز، همینکه امام جماعت که به احتمال قوی یکی ازعلمای مشهوردینی ازخانوادۀ حضرات مجددی و وزیر عدلیه بود، میخواست دست به دعا بلند کند، محمد شاه خان رئیس ضبط احوالات به پا خاسته، اجازه خواست تا قبل از دعا عرایضش را تقدیم علمای کرام کند، چون اجازت یافت، سررشته سخن را بدست گرفت و گفت: "بشما علمای کرام معلوم است که تمدن امروزی ایجابات خاصی دارد، کشور ما باید پا به پای تمدن جهانی پیش برود. یکی از مظاهر مدنیت امروزی، پول کاغذی است که بخاطر سهولت در نگهداری و انتقال و آسانی در داد و ستد روزمره در سراسر دنیا عام شده و طبعاً در کشور ما نیز از سالیانی است که رایج گشته و همه گان بر فواید آن آگاهیم. چون پول هرکشور باید مشخص کننده دین و آیین و تمدن و فرهنگ مملکت خود باشد و ما برای اینکه ثابت سازیم که افغانی پول رایج یک کشور اسلامی است، درآن عکس های از ابنیۀ که استقلال و اسلامیت ما را به ثبوت میرساند و همچنین عکس پادشاه جوان اسلام اعلیحضرت المتوکل علی الله محمد ظاهر شاه را سند آورده ایم. اما دشمنان دین و وطن اسلامی ما تبلیغ میکنند که گویا با داشتن نوت در جیب، نماز کسی مقبولیت درگاه رب العزت را نمی یابد. چون دراین مجلس علمای کرام سرتاسر کشور از برکت لطف پادشاه اسلام در کنارهم قرار دارند، چی میشود که قبل از دعای نماز دراین مورد که آیا این ادعای دشمنان ما صحت دارد یا اینکه تبلیغ محض و مضرانه میباشد، نظر شما روحانیون متبرک را جویا گردیم."»

«پس از آنکه رئیس ضبط احوالات گفتار خود را ختم کرد، محمدهاشم خان صدراعظم شخصاً به پا برخاست و رو به اهل مجلس نمود و پرسید: "آیا نماز ما همه که یک یک بندل این نوتها را در جیب داشتیم، قبول شده و یا اینکه نماز امشب را از سر بگیریم؟" حاضرین که منظور اصلی صدراعظم را ملتفت گردیده بودند، چاره ای نداشتند، جز آنکه بگویند که: "نماز قبول شده ست!" ، زیرا یکطرف خوف از دیکتاتور شماره یک کشور و از سوی دیگر ترس از دست دادن این مبلغ هنگفت، همه را به تردید موضوع واداشت. چون صدراعظم چنین دید، گفت: "بهتر است شما علمای بزرگوار که در حمایه از دولت اسلامی تان قرار دارید، ذهن مردم عوام را که از علم بهره کمتر دارند، روشن ساخته فتوایی در زمینه صادر کنید تا دشمنان بیش از این باعث گمراهی مردم ما نگردند". سپس به اشاره او رئیس جمعیت العلما متن فتوای از پیش ترتیب داده شده را حاضر مجلس ساخته از همه گان مُهر و امضاء گرفتند و سراز فردای آن روز کسی علیه پول کاغذی که عکس در آن نصب بود تبلیغ نمیکرد.» (شعور، اسدالله: "آخرین محفل رمضانی دربار"، منتشره شماره 401 هفته نامه امید، مورخ 27 دسمبر 1999)

باید علاوه کرد که دربین این علما اکثر کسانی بودند که در دوره امانی با همچو اقدامات دولت مخالفت کرده ومردم را علیه حکومت به قیام تحریک می نمودند، درحالیکه در برابر سردار محمد هاشم خان نتوانستند حرفی در مخالفت با اقدام رژیم به زبان آورند. دراینجا تنها نشر عکس پادشاه مهم نبود و نیست، بلکه شکستاندن به اصطلاح یک "تابو" است که متیوانست راه را برای اقدامات بعدی باز کند. چنانکه همه شاهد هستیم، در دوره ظلمت طالبان بار دیگر رکود فکری آنها موجب شد تا هر آنچه مربوط به تصاویر و عکس "زنده جان" بود، همه را غیرشرعی پنداشته و تا جائیکه بدست شان رسید، همه را از بین بردند. لذا به گفته قدما این حکایت به ما تعلیم میدهد که: قدم گذاشتن بسوی تمدن در یک جامعۀ سخت عنعنوی، مستلزم جرأت توأم با وارد کردن یک اندازه فشار و اِعمال قدرت است، درغیر آن قوتهای محافظه کارمی توانند جامعه را با رکود مواجه سازند و از رسیدن به کاروان مدنیت عصر باز دارند.(ختم مقاله)

قابل توجه: از آنجائیکه کاپی نوتهای مندرج این مقاله از کلکسیون بانکنوتهای افغانی جناب محترم محمد طارق مهداوی ـ البته پس از کسب اجازه از ایشان گرفته شده است، لذا حق نشر آن منحصر به نویسنده این مقاله بوده و کسانیکه آنرا کاپی و یا باز نشر میکنند، باید به ذکر این مأخذ و منبع اصلی مأخذ آن بپردازند. قابل یادآوریست که اندازه نمونه بانکنوتهای مندرج این مقاله از اندازه اصلی نوتها فرق دارد واکثر به اندازه کوچکتر از اصل چاپ شده اند.

فوتوی میرزا میرمحمدهاشم خان وزیر مالیه عصر امانی که مدت بیش از شش سال عهده دار آن مقام بود و بنیان نظام جدید مالی و پولی افغانستان را گذاشت.

وزرای مالیه از آغاز تشکیل جدید درعصر امانی تا امروز:

در ماه حوت 1297 (مارچ1919) بار اول تشکیلات دولتی به شکل جدید زیر نام "نظارت" تشکیل و در حمل 1298 (مارچ 1919)نظارت، حربیه، امور خارجیه، مالیه، داخلیه، زراعت، تجارت، عدلیه، امنیه، نقلیات و دربار تشکیل گردید. در اول حمل 1300 ش(مارچ 1920) نظارت خانه های فوق الذکر به وزارت ها تبدیل شدند که در مجموع کابینه تشکیل دادند.

وزرای مالیه از بدو تأسیس "نظارت مالیه " و سپس "وزارت مالیه"(مارچ 1920)

ـ میرزا محمود خان (نخست به حیث ناظر مالیه (مارچ 1919) و سپس وزیر مالیه(مارچ 1920)

ـ میرزا میرهاشم خان (اسم مکمل: میرمحمد هاشم خان) از سنبله 1301 (سپتمبر 1922) تا 28 جدی 1307 (جنوری 1929)

ـ میرزا غلام مجتبی خان (کفیل وزارت مالیه در دوره سقاوی) (جنوری 1929 تا سپتمبر 1929)

ـ میرزا محمد ایوب خان (در دوره محمد نادرشاه) اکتوبر1929

ـ میرزا محمد یفتلی 1933(دوره محمد ظاهر شاه)

ـ میرزا محمد نوروز خان 1945

ـ میر محمد حیدر حسینی 1946

ـ میرزا محمد نوروز خان 1950

ـ غلام یحیی خان طرزی1952

ـ عبدالملم عبدالرحیمزی 1954

ـ عبدالله خان ملکیار 1957

ـ سیدقاسم رشتیا 1963

ـ عبدالله یفتلی1965

ـ عبدالکریم حکیمی 1966

ـ محمد انور ضیائی 1967

ـ داکتر محمد امان1969

ـ داکتر محمد حیدر داور 1971

ـ محمد خان جلالر 1972

ـ سیدعبدالاله 1973 (دوره جمهوری شهید محمد داؤد)

ـ کریم میثاق (دوره تره کی ـ امین) 1978

ـ عبدالوکیل (دوره ببرک) 1979

ـ داکتر محمد کبیر 1984

ـ فضل الحق خالقیار

ـ حمیدالله طرزی؟

ـ ....