بازگشت به مقاله

تجلیل از سالگرد استقلال ارجگذاری به یک

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 18 آگست 2019

رویداد بزرگ تاریخی کشور است!

درحالیکه جنب و جوش خاص دراین روزها به مناسبت تجلیل از صدمین سالگرد استرداد استقلال کشور در بین مردم و بخصوص جوانان براه افتاده است، عده ای آنرا بی لزوم میدانند و میگویند: «متأسفانه امروز هیچ چیز متعلق به ما نیست، نه امنیت، نه سیاست، نه اقتصاد، نه جنگ، نه صلح و نه هیچ چیزی دیگر متعلق به ماست پس از چه تجلیل می‌کنید؟ استقلال یعنی بی نیاز بودن ما از همه چیز، آیا ما بی‌نیاز هستیم و مردم می‌توانند آزادانه زندگی کنند؟ نه ما نمی‌توانیم!» (ولی مسعود کاندید ریاست جمهوری)؛ یکی دیگر از این کاندیدها برگزاری جشن استقلال را کار نادرست پنداشته و می گوید: «ما حتی نان خوردن خود را از دیگران بدست می آوریم اما جشن برگزار می‌کنیم، در شرایطی که همه چیز ما در هم و برهم است پایکوبی، رقص، ساز و آواز یعنی چه بخاطر خدا بر این مردم ترحم به کار است». یکی از قلمبدستان تحت عنوان "صدمین سالگره استقلال در غیاب استقلال"می نویسد که: «بعد از تجاوز شوروی و نیز بعد از 11/9 و تهاجم امریکا کشور ما دیگر استقلال ندارد، جشن سالگرد استقلال از یوغ استعمار انگریز چه معنائی دارد، خواه صدمین باشد یا کمتر از آن.»

همچو ابراز نظرها تاحدی قابل توجیه است و اینکه در چهار دهه اخیر استقلال کشور زیر سؤال رفته است، متأسفانه یک حقیقت تلخ میباشد که نمیتوان از آن انکار کرد. اما درعین زمان ما باید از خود گلایه کنیم که نتوانستیم میراث بزرگ پدران خود را حفظ نمائیم، نه آنکه بخاطر غفلت خود، آنچه را آنها با شرایط بسیار دشوار و به قیمت جان خود بدست آوردند و به نسل های بعدی سپردند، از حق آنها چشم بپوشیم و از جانبازی های آنها یاد نکنیم. تجلیل از این روز یک درس مهم برای نسل جوان افغان است تا در حفظ استقلال بکوشند و بدانند که با اتحاد و تلاش میتوانند افتخارات پدران خود را بار دیگر زنده سازند و این رسالت بزرگ را برعهده گیرند و نیز بدانند که در چهل سال اخیر چه عواملی موجب شد تا عنان کشور از دست مردم آن بیرون شود.

تجلیل از استقلال کشور بخصوص صدمین سال آن که سرآغاز مبارزات دیگر کشورهای تحت استعمار در قرن بیست در جهان محسوب میشود، همیشه یک افتخار بزرگ برای مردم افغانستان است که نباید به دلیل اوضاع نا به سامان جاری در فراموشخانه تاریخ سپرده شود. با تجلیل از این رویداد میتوان روح تازه مبارزه را در بین جوانان کشور زنده ساخت و آنها را با رسالت بزرگ شان در حال و آینده آشنا کرد. تجلیل از سالگرد استقلال کشور یک درس بزرگ است برای نسل های بعدی تا از راه و روش اجداد خود بیاموزند و نفرین بفرستند به کسانیکه در ازای خدمت به بیگانه وطن را چنان خوار و ذلیل ساختند و این میراث بزرگ را زیر سؤال بردند.

شایان یادآوریست که در عصر فرخنده امانی نه تنها استقلال سیاسی کشور حاصل شد، بلکه حصول استقلال با خود یک عملیه گذار را از یک مرحله به یک مرحلۀ دیگر تاریخ به همراه داشت؛ به این معنی که پی آمدهای استقلال تنها منحصر به استقلال در روابط خارجی باقی نماند، بلکه تحولات عمیق دیگر را نیز در پی داشت، چنانکه اصلاحات عصرامانی را میتوان بطورکل به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول از 1919 تا 1923، دوره دوم 1925 تااواخر1927 که البته اغتشاش خوست (1923-1924) مرحله اول ودوم را از هم جدا کرد و دوره سوم بعد از عودت از سفر اروپا (جون 1928) تاختم دوره سطنت (جنوری1929).

بیک جمله میتوان گفت که بسا از این تحولات عمیق آغاز یک مرحله نوین در تاریخ کشور محسوب میشود: طی دوره اول (1919 تا1924) بعدازحصول استقلال، شاه کوشید تا برخرابه های نظام کهنه قبایلی شالوده یک دولت عصری را برمبنای قانون ونظم به وجود آورد؛ اصلاحات اداری درداخل ارگان های حکومتی، انفاذ قانون اساسی واحترام به آزادیهای فردی، وضع قوانین ونظامنامه ها درساحات مختلف (بیش از 70 نظامنامه)، رجوع به نظرمردم وفراخواندن لویه جرگه به حیث یک مرجع عالی تقنینی، اصلاحات امورمالی، توجه به امورمعارف وبرای اولین بار افتتاح مکاتب نسوان وتساوی حقوق زن ومرد، ازبین بردن امتیازات ومعاشات مستمری بعضی خانواده ها والقاب شان همه از جمله تحولات عمیق و بسیار مهم بودند.

مسلم است که بسیاری ازاین تحولات به منافع کلی طبقات صاحب امتیازازجمله خوانین، زمین دارها، خانواده های اشرافی وبه خصوص یک عده روحانیون متعصب صدمه رسانید وبه تحریک انگلیس ها که به مثل پلنگ زخمی از استقلال خواهی شاه امان الله واثرات آن در سرزمین هند درصدد انتقام از او بودند، نخست از طریق اشخاصی مثل "ملای لنگ" قیام خوست را براه انداختند وآنرا به یک جنگ تمام عیار درمقابل دولت تبدیل کردند تا بدانوسیله افغانستان را از مسیر تحول مزید باز دارند وبار دیگرآتش جنگ داخلی را درکشور شعله ور سازند.

اما این رویدادهای انتقام جویانه با وجود ضربت شدید، نتوانست شاه امان الله را از راهی که در پیش گرفته بود، منصرف سازد. او از همچو تهدید ها نترسید و به برنامه های خود ادامه داد. مسلم است که همه این اقدامات بزرگ محصول همان اقدام اولی یعنی کسب استقلال کشور بود که تا امروز با وجود گذشت صد سال هنوزهم ما نتوانستیم از خم و پیچ بسیار از آنها به خوبی بگذریم.

نکته قابل ذکر اینست که اکثرمحققان و مؤرخان خارجی و داخلی به رویداد های سیاسی آن دوره توجه بیشتر مبذول کرده اند و از اصلاحات و تحولات به جز چند موضوع که بیشتر با برگشت شاه از اروپا ربط میگیرند، متمرکز شده و آنهم جهت توجیه دلیل سقوط سلطنت امانی به آن نوآوریها، در حالیکه از تحولات عمیق اداری، اقتصادی، قانونی، اجتماعی و تعلیم و تربیه و اهمیت بارز آنها چه در آنوقت و چه به دنباله آن در رژیم های بعدی محققان کمتر بحث کرده اند. اکنون لازم است تا محققان تاریخ با عطف توجه به تحولات اساسی به موشگافی بیشتر در زمینه بپردازند و ثابت سازند که سقوط دوره پربار امانی نتیجه یک توطئه دوامدار انگلیسها بود که بوسیلۀ بعضی از حامیان ملای لنگ در ارتباط با تحولات آنوقت به راه انداخته شد و به بعضی از آن تحولات شیوه غیردینی و مذهبی دادند و مردم را علیه نظام به دستور بیگانه تحریک و زمینه ساز سقوط سلطنت امانی شدند. متأسفانه بقایای پیروان ملای لنگ همین حالا بازهم در راه تحول سالم کشور درحال سنگ اندازی میباشند تا چرخ تاریخ را بار دیگر به عقب بکشانند.

تحولات عمده عصر امانی را میتوان در ساحات ذیل چنین خلاصه ساخت:

1 – درساحه سیاسی واداری:

--- تأسیس شورای دولت به حیث مرجع تسوید قوانین؛

--- تشکل کابینه به شکل جدید وتدویرمنظم مجلس وزراء؛

--- تأسیس مجالس مشوره در ولایات؛

--- تجدید نظرکامل برتشکیلات اساسی افغانستان (متشکل ازپنج نائب الحکومگی وچهارحکومت اعلی)؛

--- تدویرلویه جرگه به حیث مرجع عالی تصمیم گیری ملی درکشور (1301 درجلال اباد، 1303 درکابل پغمان و1307 در پغمان که ماهیت این لویه جرگه هااز لویه جرگه های تاریخی فرق دارد) ؛

--- تصویب اولین قانون اساسی زیر عنوان "اصول اساسی دولت عالیه افغانستان"؛

--- تقویه پولیس شهری (پولیس بایسکل سوار)؛

--- برقراری روابط سیاسی با کشورهای خارجی، تبادله سفرا وگشودن سفارتخانه ها؛

--- لغوسیستم"هشت نفری" درمکلفیت عسکری وعام ساختن خدمت زیربیرق برای همه جوانان؛

--- تثبیت بیرق ملی (سیاه، سرخ، سبز، بانشان مخصوص آن)؛

--- توزیع تذکره نفوس برای اتباع افغانستان.

2 – درساحه اجتماعی وفرهنگی:

--- اعلام آزادی کنیزوغلام؛

--- قطع معاشات مستعمری اعضای خانواده شاهی، درباریان وسران قبایل؛

--- الغای القاب رسمی وامتیازات مربوطه که قبلا مروج بود؛

--- قطع کمک های پولی برای ملاءها والغای (پیری مریدی) برای منسوبین عسکری؛

--- تغیردرمسائل نکاح، عروسی، ختنه سوری، وهمچنان فاتحه ومراسم عزاداری؛

--- تغیردرطرز لباس از تولیدات داخلی وازهمه مهمترترویج لباس با حفظ حجاب برای زنان.

3 – درساحه اطلاعات عامه:

--- تنظیم امورمطبوعاتی وتشکیل ریاست مستقل مطبوعات؛

--- بکارانداختن دستکاه رادیو (برای عموم مردم) درکابل؛

--- سینمابرای عموم مردم؛

--- نشرجراید آزاد غیردولتی (انیس 15 ثور1306)؛

--- نشراولین جریده برای زنان (ارشادالنسوان)؛

4 – درساحه اقتصادی:

--- وضع قوانین مالیاتی وتعدیل مالیه ازجنس به نقد؛

--- ترتیب بودجه دولت بطورعصری برای اولین بار؛

--- تعیین واحدپولی "افغانی" بجای روپیه کابلی؛

--- نشرپول کاغذی (برای اولین بار واستفاده آن درپروژه ساختمان قصر دارالامان)؛

--- فروش زمین های دولتی به مردم وتوسعه ملکیت خصوصی؛

--- تشویق تشبثات خصوصی درسکتور صنعت.

--- توسعه تجارت خارجی (از1920 تا1925 صادرات کشوراز50 ملیون فرانک به یک بلیون فرانک رسید).

5 – درساحه تعلیم وتربیه:

--- تأسیس وتوسعه مکاتب عالی وتدریس زبانهای خارجی وعلوم جدیده، ازجمله تأسیس مکتب امانی ومکتب امانیه درکابل وانکشاف مکتب حبیبیه؛

--- ایجاد انجمن معارف وتعلیم وتربیه اجباری ومجانی وانکشاف مکاتب ابتدائی در بسا نقاط کشور؛

--- تأسیس اولین مکتب نسوان بنام "مکتب مستورات"؛

--- تأسیس مکاتب مسلکی اصول دفتر، اصول تحریر، زراعت، صنایع، قضات، حکام، مساحت، دارالعلوم ودارالحفاظ؛

--- طبع کتب درسی (نخست درلاهوربعدا درکابل)؛

--- تدویرکورسهای سواد آموزی برای کلانسالان؛

--- تأسیس انجمن "پشتو مرکه" برای تقویه زبان پشتو؛

--- توسعه پروگرامهای ورزشی برای شاگردان معارف؛

--- اعزام بیش ازیکصد متعلم افغان به اروپاجهت تحصیل (برای اولین بار)؛

--- اعزام 16 دخترافغان درترکیه برای تحصیل قابلگی (برای اولین بار).

6 – درساحه ساختمان وخدمات:

--- بنای شهرجدید کابل در ساحه غرب کابل مسمی به (دارالامان) و اهمار دو قصر در آنجا؛

--- تمدید یک خط ریل شهری از مسجدشاه دوشمشیره (رح) تا دارالامان؛

--- اعمارمیدان هوائی کابل واستفاده از طیاره ( درساحه ملکی ونظامی)؛

--- توسعه شاهراه ها وسرکها دراطراف واکناف کشور وتوسعه ترانسپورت موتری؛

--- تأسیس شفاخانه مستورات؛

--- انکشاف امور پست ومخابرات وتأسیس یک اداره مستقل برای آن.

این بود شمۀ از تحولات دوره ده سالۀ امانی.

روح این بزرگمرد تاریخ کشوراعلیحضرت شاه امان الله غازی شاد و یادش برای همیشه به حیث یک فرزند صدیق و نامدار افغان و بانی و پیشتاز تحول و ترقی در کشور گرامی و جاودان بادا!