بازگشت به مقاله

تلاش برای معیاری ساختن کلمات

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 8 اپریل 2013

از مدتیست که بحث های فراوان پیرامون استعمال کلمات و اصطلاحات غیرمعیاری در رسانه ها اعم از نوشتاری، سمعی و تصویری بین هموطنان در داخل و خارج کشور درجریان است. این موضوع  که  با میلان «سچه سازی» و نوآوریها بعضی ها میخواهند کلمات معمول و زیبای عربی که از صدها سال در فرهنگ و ادب ما جاگرفته و جز زبان دری شده اند، با کلمات معادل فارسی تعویض نمایند، تنها در زبان دری نیست بلکه زبان پشتو نیز شریک این کاروان گردیده است. بدتر آنکه در پشتوکلمه را از اصل ریشه آن بیرون کرده و تابع لهجه ساخته اند، چنانکه چندبار با متون پشتو برخورده ام که «معلم» را با لهجه عامیانه «مالم» و «معلومات» را به «مالومات» تعویض کرده اند، درحالیکه معلم از علم و از آن چندین  کلمه دیگر اشتقاق شده ولی کلمه «مالم» نه تنها وسیله انکشاف زبان نیست ، بلکه زبان را دچار مشکل می سازد. در زبان دری این «سچه سازی ها» بیشتر ریشه دوانیده و حتی شکل عدول صریح از دستور زبان را بخود گرفته است که به هیچ صورت نمیتوان به آن عنوان «انکشاف» زبان را داد. دراین موارد اشخاص با صلاحیت علمی مقالات زیاد نوشته اند که بحث مزید  «تکرار مکررات» خواهد بود.

آنچه در این مختصر میخواهم به عرض برسانم، دو موضوع ذیل است:

یکی معیاری ساختن کلمات و دیگرمشکلات نوشتاری بر طبق لهجه گفتاری به وسیله تکنالوژی پیشرفته.

مقصد از معیاری ساختن کلمات آنست تا در رسمیات و در رسانه ها کلماتی باید استعمال شوند که در قوانین رسمی کشور بکار رفته اند. مثلاً درقوانین تجارتی کشور کلمات  «تجارت» ، «تاجر»، و غیره استعمال شده اند. درست است که در متون ادبی در قدیم تاحال کلمات «بازرگان و بازرگانی» رایج بوده، اما «وزارت تجارت » را ما هیچگاه رسماً بنام «وزارت بازرگانی» یاد نکرده ایم. در قوانین کشور ما کلمه «دهقان»، «زراعت» و« زراعتی» بجای «کشاورز» و «کشاورزی»  و نیز «مالداری» بجای «دام پروری» آمده اند. درهیچ قانون کشور «مجلس کبیر ملی» بجای «لویه جرگه»  و یا « دادستانی» بجای «محکمه» بکار گرفته  نشده است. همچنان «معلم»  و «مکتب» را نباید به «دبیر و دبیرستان» عوض کرد و «شفاخانه» را با «بیمارستان». به همین ترتیب در هر ساحه میتوان ده ها مثال را ذکر کرد که در قوانین نافذه کشور به شکل «معیاری» درج گردیده و رسمیت پیدا کرده اند. همانطوریکه قانون واجب الاجرا است، باید کلمات مندرج آن نیز به حیث کلمات معیاری در رسانه ها و رسمیات استعمال شوند.

اکنون با سپاس فراوان از نوشته مسلکی و پرمحتوای جناب قیس کبیر توجه را به موضوع دوم جلب میکنم که متأسفانه بعضی ها به عمق و اهمیت آن کمتر متوجه شده اند. اگر از شرح اختصاصی و مفصل ایشان که در سلسله مقالات قبلی بیان داشته اند، بگذریم، با اختصار میتوان گفت که  امروز در اثر پیشرفت های تخنیکی همانطوریکه زمینه ترجمه از یک زبان به زبان دیگر توسط کمپیوتر و سافت ویرها مربوطه میسر گردیده است، تکنالوژی اطلاعاتی جدید میتواند آنچه را  بیان کنید، به همان شکل آنرا می نویسد. به عبارت دیگر آنچه را با صدای بلند بخوانید، کمپیوتر آنرا به همان لهجه به قید تحریر می آورد.

در اینجا موضوع لهجه در خور توجه است زیرا کمپیوتر صدا را به حرف و شکل نوشته تبدیل میکند. مثلاً اگر لهجه گوینده «نان» بگوید، «نان» و اگر لهجه گوینده «نون» بگوید، دستگاه آنرا «نون» می نویسد و امثالهم.  برای شرح بیشتر توجه را به عبارات جناب انجنیر قیس کبیرجلب میدارم که در مقاله اخیر خود نوشته اند: «اگر لسان دری افغانستان در سیستم کمپیوتری وجود نداشته باشد و ما افغان ها مجبور شويم با لسان فارسی ايران کار کنیم ، ناگزير خواهیم بود که نه تنها از لغات معمول و مأنوس دری افغانستان صرف نظر نمائیم بلکه مجبورخواهیم شد که میمون وار به جای )زبان(، (زبون(  و به جای )گلدان)، (گلدون( و به جای )قربان( ، (قربون(  و بد تراز همه بايد بجای )دوکان( ، (دوکون(  بگوئیم تا صدای مارا کمپیوتر بشناسد و بتواند آنرا تحرير نمايد. هکذا باعث بروز اشتباهات نوشتاری و دخول کلمات بیگانه و نامأنوس در زبان دری میگردد. اين باعث خواهد شد که نسل های آيندۀ افغانستان طوطی وار بايد کلمات و لهجه های نا مأنوس ايرانی را بیاموزند واستفاده کنند مثلاً منبعد (امريکا)  را  )آمريکا(  و بجای )رئیس( که يک کلمۀ ناب عربی است )ريیس( و بجای )کرزی(، )کرزای(  خواهند نوشت.»

امیدوارم مقامات افغانی و وزارت های مربوطه، بخصوص وزارت اطلاعات و فرهنگ ـ اگر احساس ملی دارند، به این موضوع داخل اقدام شوند و پیشنهاد عالمانه و ملیگرایانه جناب انجیر قیس کبیر را باجدیت دنبال نمایند.