بازگشت به مقاله

توضیح مختصر خدمت محترم آقای الله محمد

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 3 اپریل 2022

برادر محترم جناب الله محمد ضمن یک تبصره درستون نظرخواهی این پورتال در ارتباط به یک مطلب مندرج نوشته اینجانب "نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان" - بخش سی و نهم منتشره مورخ 2 اپریل 2022 به موضوع ذیل اشاره نموده و چنین نوشته است:

«شما می نویسید: "شاه جدید [مقصد عنایت الله خان است- کاظم] بروز پنجشنبه 27 جدی 1307 بر ورق قرآن شریف عهد نامه ای بقلم خود نوشت و با تضمین سفیربرتانیه شرایطی را برای استعفای خود ازاینقرار درج آن نمود".

بعد نکات عهد نامه را می نویسید، اما چنانچه از نوشته بالا پیام و تصور به خواننده خلق می گردد که "سفیر برتانیه" هم باید در مجلس حضور داشته بوده باشد که با "تضمین" وی معامله صورت گیرد یعنی در عقب پرده انگلیس ها کار می زنند و هیچ معلوم نیست در نوشته که با تضمین چی سفیر برتانیه معامله صورت می گیرد؟

درحالیکه دراین ارتباط مرحوم غبار در کتاب خود با ماخذ دادن از کتاب سفیر انکلیس فریز تتلر بنام "افغانستان" چاپ لندن صحنه را چنین نوشته است: "روز 16 جنوری در نتیجهء مفاهمه یی که بین ارگ و بچهء سقاو توسط محمد صادق المجددی و سر دار محمد عثمان خان به عمل امده بود ، قرار دادی در قران بین طرفین امضاء گردید که طبق آن ارگ به حبیب الله تسلیم می شود مشروط بر اینکه جان عسکر و ساکنین ارگ محفظ و آزاد بماند، و هم عنایت الله خان با خانوادهء خود توسط طیارات انگلیسی افغانستان را ترک بگوید، در حالیکه قبلاٌ محمد صادق المجددی از سفیر برتانیه طلب حمایت از خاندان شاهی نموده و تضمین کرده بود که بر طیارات انگلیسی از هیچ طریق شلیک نخواهد شد، لهذا در17 جنوری دو طیاره انگلیسی به کابل رسید و سردار عنایت الله خان با خانواده اش به استقامت پشاور پرواز کرد و به ساعت دو نیم بعد از ظهر دروازه ارگ به رخ شورشیان باز گردید."

این تضمینی که شما از آن از طرف سفیر انگلیس در بالا نوشته اید در اصل از طرف محمد صادق المجددی باید داده شده باشد تا بالای طیارات شلیک نشده تا اینکه پادشاه کشور را سالم از کشور فرار داده بتوانند.»

درارتباط با مطالب فوق توجه جناب شان را به نکات ذیل جلب میدارم:

1 – اینکه نوشته اید: «از نوشته بالا پیام و تصور به خواننده خلق می گردد که "سفیر برتانیه" هم باید در مجلس حضور داشته بوده باشد که با "تضمین" وی معامله صورت گیرد یعنی در عقب پرده انگلیس ها کار می زنند و هیچ معلوم نیست در نوشته که با تضمین چی سفیر برتانیه معامله صورت می گیرد؟»

باید عرض کرد که حضور سفیر برتانیه حین نوشتن استعفا نامه یک برداشت شخصی خود شما است، درحالیکه درمتن مذکور ذکر نشده است که سفیر برتانیه درآنجا حضور داشته است. اما تضمین اینکه همفریز سفیربرتانیه باید از دسترسی طیاره جهت انتقال عنایت الله خان، فامیل و همراهانش اطمینان دهد، واضحاً یک موضوع حتمی بود، درغیر آن شرط استعفی برآورده شده نمیتوانست. لذا باید سفیر مذکورتضمین میکرد که زمینه انتقال آنها را بوسیلۀ طیاره انگلیسی که در آن روزها مصروف انتقال فامیلهای بعضی از اعضای کوردپلماتیک مقیم کابل به هند بود، فراهم نماید. همفریزمسئولیت فراهم آوری و زمینه انتقال آنها را متقبل شد، چنانچه آدامک می نویسد: «عنایت الله از تسلیم شدن انکار کرد تا آنکه مصئونیت او خانواده اش توسط سفیر برتانیه تضمین نشود و آنها توسط طیاره برتانیا از صحنه بیرون کشیده نشوند، ارگ را ترک نمیدهند، ولو کشته شوند.» آدامک در ادامه می افزاید: «حضرت شوربازار [مقصد محمد صادق خان مجددی است که عضو هیئت صلحیه بود]، مقتدرترین و با نفوذترین ملاها و روحانیون درافغانستان بود که او قبل ازآن هیچگاه با غیرمسلم حرف نزده بود، از هردو طرف بحیث یکی ازنماینده ها و وسیلۀ مذاکره تعیین گردید و به سفارت برتانیه فرستاده شد تا با سفیر در زمینه حرف بزند. سفیربرتانیا اظهار داشت که: من برای ایشان گفتم که خطر خواستن طیاره برتانیا را بدوش میگیرم، به شرطی که هردوطرف درگیرجنگ به پیشنهاد من کار بندند و حینیکه طیاره در فضای کابل نمود دار شد، آتش را بروی هم دی+گر ببندند. تضمین تحریری گرفته شد و تلگراف به هند جهت ارسال طیاره صادر گردید.» (آدامک، لودویک: "روابط خارجی افغانستان در نیمه اول قرن بیست"، ترجمه: پوهاند فاضل صاحبزاده، پشاور صفحه 207- 208)

2 – اینکه به گفته خود شما: «درعقب پرده انگلیس ها کار می زنند» یک واقعیت غیرقابل انکار است که در مباحث بعدی سلسلۀ مقالات اینجانب بطور مستند و با استفاده از مآخذ معتبر بیان میگردد.

3 – اینکه نوشته اید: «این تضمینی که شما ازآن ازطرف سفیر انگلیس دربالا نوشته اید در اصل از طرف محمد صادق المجددی باید داده شده باشد تا بالای طیارات شلیک نشده تا اینکه پادشاه کشور را سالم از کشور فرار داده بتوانند.»

این تضمین را حضرت موصوف باید از دو طرف حاصل میکرد، نه آنکه ازطرف خود ارائه می داشت، چنانچه عنایت الله شاه و حبیب الله هردو به این موضوع موافقت کردند. دراین ارتباط حضرت محمد صادق خان مجددی به حیث وسیط به سفارت برتانیه درکابل رفت تا ازسفیر همفریز این اطمینان را حاصل کند که طیاره را برای انتقال پادشاه و خانواده او فرامیخواند، نه آنکه خود حضرت موصوف در موقفی بوده باشد که تضمین دسترسی به طیاره و امکانات انتقال را شخصاً تدارک و تهیه نماید.

در متن غبار که از تتلر نقل قول کرده است، واضح است که حضرت محمدصادق خان مجددی این تضمین از دو طرف اخذ کرده بود که حین نشست و پرواز طیاره ها هیچ یک ازطرفین به طرف دیگر شلیک نکنند. بنابرآن حدس و گمان اینکه همچو تضمین را حضرت محمدصاددق خان از خود داده باشد، بی اساس است.

حضرت محمد صادق مجددی در صفحه 291 کتاب خاطرات خود علت ملاقات با سفیر برتانیه در کابل را طوردیگرتوجیه میدارد و می نویسد: «خانواده سلطنتی و دپلوماتهای مقیم کابل ازمن خواستند تا ضمانت جانهای شانرا کرده و ایشان را از کابل خارج سازم[؟؟]. من نیز این وعده را دادم. حبیب الله کلکانی اجازه نداد که طیاره های افغانستان از کابل خارج شوند. می گفت که این طیاره ها به دست امان الله میرسد و علیه ما از آن استفاده میشود. او وعده داد که از خزانه دولت یک مقدار پول برای کرایه یک طیاره غیرافغانی خواهد داد. چون درکابل تنها سفارت انگلیس طیاره داشت، من با سفیر همفریز ملاقات کردم و درهمان آغاز گفتم که بسیار متأثرم که با شما ملاقات دارم، ولی چون اخراج خارجی ها و خانواده سلطنتی را وعده داده ام[؟؟]، از شما میخواهم که طیاره های خود را به ما کرایه بدهید. حبیب الله وعده نموده که کرایه های آنها را خواهد داد. همفریز گفت ما حاضر هستیم طیاره را به شما بدهیم، بشرطیکه شما ضمانت کنید که بالای طیاره ها فیر نکنند. من این وعده را تحریری نوشتم. همفریز در آخر گفت که از شما کرایه نیز نمیگیرم.»

اگر همفریز فرضاً می گفت که ما طیاره کرائی نداریم، همه طیاره های ما دولتی و مربوط به قوای نظامی برتانیه است، آنوقت حضرت محمدصادق خان در برابر وعده که به خانواده سلطنتی و از همه مهمتر برای نجات جان دپلوماتهای خارجی داده بود، چه میکرد؟ آیا ایفای همچو وعده خطیر و مهم از توان یک شخص فاقد مقام رسمی و فاقد وسایل و امکانات عملی بود، مگر انکه قبلاً از ایفای آن مطمئن بوده و از سفارت برتانیه اطمینان حاصل کرده باشد؟ (والله اعلم)

قضاوت درباره آنچه فوقاً حضرت محمد صادق مجددی در خاطرات خود نوشته است، آنرا به خوانندگان محترم می گذارم، و اما این نکته را باید خاطر نشان ساخت که چرا دپلوماتهای مقیم کابل برای خروج خود نزد حضرت موصوف مراجعه کردند تا با ضمانت حفظ جانهای شان آنها را از کابل خارج سازد، در حالیکه دپلوماتها برای خروج خود از کابل خود میتوانستند راساً با سفیر برتانیه به تماس شوند و سفارت نیز آنها را با اطمینان خاطر تشویق میکرد که هرچه زودتر کابل را ترک گویند. بازهم پرداخت کرایه به انگلیسها یک موضوع بیمورد بوده است، درحالیکه سفیر برتانیه خودش اصرار بر خروج هرچه بیشتر و زودتر دپلوماتها و فامیل های شان از کابل داشت و تقریباً هر روز این فعالیت در جریان بود. حضرت موصوف میخواسته است با شرح فوق دلیل رفتن خود را به سفارت برتانیه و ملاقات با سفیر را طور دیگر توجیه نماید.

دراین مورد سخن بسیار است که نسبت طول کلام به همین قدر بسنده میشوم.