بازگشت به مقاله

تکمله ای بر: "لقب سرداری و معنی آن"

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 7 می 2016

مقالۀ محترم جناب زمری کاسی را تحت عنوان "محمد داوود خان و محمد نعیم خان یا سردار محمد داوود و سردار محمد نعیم" منتشرۀ این پورتال خواندم که شرح رویداد آن ازیکطرف دلچسپ و ازطرف دیگر تا حدی وجه تاریخی داشت، تاریخی به این زعم که: اول ـ آیا خانوادۀ شاهی برطبق فرمان از پرداخت مالیات معاف بودند؟ اگر معاف بودند، چرا؟؛ دوم ـ متن نوشته محمدنعیم خان مهر تائید بر درخواست رسمی آن دو برادر میگذارد که به ستره محکمه افغانستان مبنی برانصراف از عضویت خانواده سلطنتی پس از انفاذ قانون اساسی 1343 ارائه داشتند، ولی به این درخواست شان وقعی گذاشته نشد. توجه شود به متن ذیل که بقلم محمد نعیم خان در مقالۀ محترم کاسی نقل شده است: «خانواده های محمد داوود و محمد نعیم مربوط خاندان سلطنتی نیستند و ذریعه ای مکتوب جداګانه در سال 1343 به ستره محکمه نوشته شده است که ما را مانند هر فرد دیګر افغان تبعه ای افغانستان دانسته و نه از مربوطین خاندان شاهی و سلطنتی و از هیچ جهت نباید از امتیازات خاندان شاهی به ما عنایت ګردد بلکه تعاملات در مقابل ما مانند هر فرد افغان دیګر صورت ګیرد، لذا این مکتوب را حفظ و مکتوب دیګری به صورت فوری به ګمرکات داده تا مالیات و محصول موتر پرداخته شود.»

با این تذکر ضمنی برمیگردم به موضوع لقب "سردار" که محترم کاسی صاحب در مقاله خود از دوستان خواهش کرده اند تا دربارۀ سوابق لقب "سرداری" ابراز نظر نمایند. جناب استاد سیستانی در ستون نظر سنجی شرحی مستندی درباره تاریخچه این لقب ارائه داشتند که جنبه های تاریخی آنرا توضیح فرمودند. اینجانب نیز خواستم تکملۀ مختصری برآن بنویسم تا وجه قانونی این لقب به استناد نظامنامه مربوطه از آغاز سلطنت اعلیحضرت غازی امان الله شاه نیز روشن گردد.

نخست میخواهم برای مزید معلومات متن نوشته محترم سیستانی صاحب را برگرفته از ستون نظر سنجی در اینجا اقتباس دارم تا گذشته های تاریخی موضوع از نظر نیفتد:«ازقلم دوست دانشمندم جناب زمری کاسی امروز مقالتی در مورد لقب سرداری محمدداود خان و محمدنعیم خان خواندم ‏که برایم دلچسپ بود. من نیز تا همین سالهای اخیرفکر میکردم، که کلمۀ سردار مختص به خاندان سلطنتی و طایفۀ محمدزائی ‏است وکسی دیگری حق استفاده از این لقب را ندارد، درحالی که چنین نیست. بعد ازمطالعۀ کتاب سراج التواریخ ،از قلم فیض ‏محمدهزاره، وبدنبال آن پس از ترجمه ونشر کتاب الفنستون (بیان سلطنت کابل) بزبان پشتو در سال 1361، به این نکته متوجه ‏شدم، که کلمۀ سردار، یک اصطلاح نظامی معادل جنرال انگلیسی است که در ایران عهد صفوی به سران بزرگ نظامی تفویض ‏میشد و نادرشاه افشار، به برخی از سران نظامی ولشکری افغانی نیزتفویض کرده بود. احمدشاه درانی به تقلید از نادرافشار ‏وبقیه شاهان سدوزائی ومحمدزائی تا عهد امیر عبدالرحمن خان در افغانستان این لقب را بجای کلمۀ جنرال، به برخی سران ‏نظامی ویا سران ملکی همراه با امتیازات مادی تفویض کرده بودند وفکرمیکنم که درعهد امیر حبیب الله خان ودورۀ امانی به ‏جای لقب سرداری که یک رتبۀ نظامی بود ،کلمۀ سپه سالار و نایب سالار بعداز کرنیل وجرنیل(کلنل وجنرال)بیشتر رایج شد. در ‏عهد صدارت داودخان برای اردوی افغانستان القاب جدید نظامی با درجات متفاوت از بریدمن تا برید جنرالی و ستر جنرالی بزبان ‏پشتو وضع ومعمول گردید و دیگر به کسی برتبه یا لقب سرداری نامیده نشد. چند مورد مهم از قول الفنستون در زیر آورده ‏میشود:‏الفنستون مورخ ودپلومات انگلیس درکتاب خود به نکتۀ جالبی اشاره کرده میگوید:«سران شاخۀ قوم درانی ‏سردار(ژنرال) خوانده می شوند، درحالی که رئیس شاخه های دیگراقوام را (خان) می نامند. لقب سرداری متعلق به ‏ارتش [اردوی] شاهانه است ولقب خانی، یک منصب موروثی است. بنابر گزارش الفنستون« هرشاخه قبیله درانی را ‏یک "سردار"(جنرال) اداره میکند که به وسیله شاه ازیک خانواده بزرگ انتخاب میشود. بخشهای کوچکتر قومی را ‏‏"خانان" اداره میکنند. خان را سردار از خانواده معتبر بخش انتخاب میکند. ملکان ومشران( رئیسان) بخش های ‏کوچکتر را غالباً مردم از خانوادهای سرشناس برمیگزینند وسردار،آنان را تائید میکند، اما آنان هم بیشتر توسط سردار ‏با رعایت رضای مردم انتخاب میگردند.» (بیان سلطنت کابل-افغانان،ترجمۀ فکرت، ص ٣٦٣) ‏فیض محمدکاتب هزاره ،مولف سراج التواریخ،در مورد حاجی جمالخان بارکزائی، جد اعلی خاندان برسراقتدار ‏محمدزائی درافغانستان متذکرشده که:حاجی جمالخان، یکی از چهارده تن سرداران درانی است که نزد نادرشاه« پایه ‏برتری ورتبه سرداری داشتند و اول کسی که احمدشاه را به پادشاهی برداشته و اطاعت وبیعت کرد، او(حاجی جمالخان) ‏بود، ودیگران به پیروی او که نظر به اکثرت قوم ومکنت از همه برتری داشت، پذیرای سلطنت احمدشاه شدند واحمدشاه ‏به پاس این احسان او را خطاب"سرداری" داد و چون به طواف بیت الله مشرف گشت، معروف به حاجی جمال شد و ‏به اسم"سرداری" یاد نشد.» (سراج التواریخ، طبع کابل، ج۲، ص ۱۹۶)‏تا همین اکنون درکشورما اکثراً تصورمیکنند که کلمه سردار لقب قبیلۀ محمدزائی است. وبه همین دلیل وقتی با ‏شخصی از این طایفه روبرو میشوند بلافاصله در مورد ایشان کلمه( سردار) را نیزبکار می برند وطرف با شنیدن کلمه ‏سردار درخود احساس بزرگواری نسبت به دیگران میکند. حال آنکه بنابر تذکر الفنستون کلمۀ سردار یک لقب نظامی ‏ولشکری بوده است و به معنی "جنرال" در مورد رجال منصوب به سپاه ولشکرشاهانه کار برد داشته است ونه در ‏مورد کل یک طایفه.‏

‏ تکرارمیکنم که در دولت سدوزائی افغانستان این رتبه های نظامی به تقلید از دولت نادرشاه افشار به برخی رجال افغانی که در ‏تقویت لشکر احمدشاه ابدالی نقش موثر داشتند، داده شد. واز آن تاریخ ببعد این لقب در برخی از خاندانها بخصوص ‏طایفۀ محمدزائی افغانستان بطور مورثی باقی مانده است، مگربسیاری از مردم ما در فهم استعمال آن فاقد درک درست ‏این لقب اند.‏

‏ لقب سرداری وجنرالی در دوره های حکومت های محمدزائی به برخی ازرجال غیر درانی مثلاً: بلوچها ( ‏مانندخاندان سردار محمدعلم خان سنجرانی بلوچ در نیمروز) وبرخی از رجال وسران قوم هزاره (مانند سردار ‏شیرعلیخان هزاره در عهدامیرشیرعلیخان ) ودرعهد امیر عبدالرحمن خان نیز به برخی از خوانین هزاره داده شده بود، ‏مگربا استعمال آن کسی تصور محمدزائی بودن را برآنها نکرده ونمیکند ودر عین حال این لقب برکل طایفۀ شان نیز ‏اطلاق نمیگردد. (ختم نوشته محترم سیستانی صاحب)

پس از بقدرت رسید شاه امان الله به سلطنت همزمان با راه اندازی استرداد استقلال افغانستان، انقلاب قانون گذاری نیز در کشور آغاز گردید و اولین قانون اساسی کشور"نظامنامه اساسی دولت علیه افغانستان" تسوید و پس ازتائید شورای دولت نافذ و بعداً در سال 1301 در لویه جرگه جلال آباد تصویب شد. به تأسی از قانون اساسی جدید قدم بقدم عملیه قانون گذاری درساحات مختلف برطبق ضرورت به سرعت انکشاف کرد و اجراأت دولت زیر نظم قانونی درآمد، از جمله یکی هم "نظامنامه نشانهای ذیشان دولت علیه مستقلۀ افغانستان" بود که در سال 1299 شمسی نافذ گردید و در سالهای بعدی ضمن تجدید چاپ بعضی ضمایم توضیحی برآن علاوه شد.

به استناد طبع سوم این نظامنامه که در برج سنبله 1305 در مطبعه شرکت رفیق در 13 صفحه چاپ شده است، نشانهای مهم کشور با خصوصیات و امتیازات مادی و معنوی که در ازای خدمات بزرگ و مهم در عرصه نظامی و ملکی برای مستحقین عنایت میگردد، هریک تحت مواد جداگانه شرح و تنظیم گردیده است که البته نشان "المر"، نشان "سردار"، نشان "استقلال"، نشان "استور"، نشان "وفا"، نشان "لوی خان" و نشان "شجاعت" شامل آنها میباشند. نشانهای المر و سردار به حیث دو نشان فوق العاده دولت هریک به درجات "اعلی" و "عالی" و سائر نشانها به درجات اول تا چهارم از نظر امتیاز و اهمیت تقسیم شده اند که جزئیات هریک را میتوان از مواد نظامنامه مربوطه برشمرد. متن نظامنامه ذیلاً تقدیم میشود:

نظامنامه نشانهای ذیشان دولت علیه مستقلۀ افغانستان

(نشان المر)

ماده 1 ـ نشان المراز بزرگترین نشانهای افغانی است.

ماده 2 ـ نشان المر برای افغانان و اجانب که یک خدمت فوق العاده عسکری و یا سیاسی ابراز کنند و این خدمت بتأمین سلامت حالی و مستقبل افغانستان و بتوسیع حدود شوکت و عظمت آن متعلق باشد، بتقدیر جلیل پادشاهی احسان فرموده میشود فقط، درخصوص احسان این نشان مقام صدارت و دیگر نظارت ها [در آنوقت وزارت ها هنوز تشکیل نشده بودند و بجای آن نظارت گفته می شد] به عرض کردن بحضور شاهانه صلاحیت ندارند.

ماده 3 ـ هرکدام شخص از افغانیان و یا از اجانب که درخدمت افغانستان هستند، بدرجۀ اعلای این نشان کسب استحقاق بکنند، با نشان مذکور پنجصد جریب و برای کسیکه درجۀ عالی این نشان را کسب استحقاق نماید، دوصدو پنجاه جریب اراضی عنایت فرموده میشود.

برای درجه اعلای این نشان بیست و پنج هزار روپیه و برای درجه عالی پانزده هزار روپیه مکافات نقدیه نیز اعطا فرموده میشود. اراضی مذکور (وقف اولاد) گردیده، به عائله صاحب نشان انتقال میکند، اما اجازه فروش ندارند.

ماده 4 ـ حکم داران و رئیسان دول اجنبیه که بخیر و نفعت افغانستان معاونت عظیم برسانند، بایشان درجه اعلای این نشان اهدا کرده میشود.

ماده 5 ـ نشان المر دو درجه دارد: (اعلی) و (عالی)، هر درجه این نشان از چهار پارچه مرکب است:

نشان المر اعلی:

پارچه 1 ـ شمسه که اصل نشان است و بطرف راست کلاه نصب میشود.

پارچه 2 ـ پیک که یا بحمایل و یا بگردن تعلیق میشود.

پارچه 3 ـ علاقه که در گردن انداخته میشود.

پارچه 4 ـ کوسی که پوشیده میشود.

نشان المر عالی:

پارچه 1 ـ شمسه که اصل نشان است و به سینه چپ نصب میشود.

پارچه 2 ـ پیک که بحمایل یا بگردن انداخته میشود.

پارچه 3 ـ جیغه سفید که برکلاه نصب میشود.

پارچه 4 ـ کوسی که پوشیده میشود.

ماده 6 ـ درهمه مراسم رسمی که لباس پورۀ رسمی پوشیده میشود، تعلیق کردن همه پارچه های این نشان و پوشیدن کوسی شرط است.

ماده 7 ـ نشان المر برای یادگاری به عائله انتقال میکند، لاکن فرزند اکبر را حق تعلیق داده نمیشود.

ماده 8 ـ برای حکمداران و رئیسان دول اجنبیه که نشان المر احسان فرموده میشود، مکافات نقدی و اراضی داده نمیشود.

(نشان سردار)

ماده 1 ـ نشان سردار برای افغانان و اجانب که یک خدمت فوق العاده سیاسی و یا ملکی و یا عسکری ابراز کنند و این خدمات به خیر و منفعت حالیه و استقبالیۀ افغانستان متعلق باشد، راساً و یا لدی العرض [بنابر درخواست مقامات ذیصلاح دولت] ازطرف ذات شاهانه اعطا و احسان فرموده میشود.

ماده 2 ـ همچنین که برای حکمداران اجنبی که درحق دولت علیه افغانستان دوستی و آثار مخادنت [خدمتگذاری] ابراز نمایند، از درجۀ اعلای نشان سرداری اهدا کرده میشود. به اکابر ملکی و عسکری اجنبی نیز از درجه اعلی و یا از درجه عالی اهدا کرده میشود.

ماده 3 ـ نشان سردار بنام درجۀ (اعلی) و درجۀ (عالی) دو درجه است.

ماده 4 ـ درجه اعلای این نشان سرداری از سه پارچه مرکب است:

پارچه 1 ـ شمسه که به سینه چپ نصب میشود.

پارچه 2 ـ پیک ه به حمایل معلق است.

پارچه 3 ـ جیغه سرخی که به بالای کلاه نصب میشود.

ماده 5 ـ درجه عالی نشان سرداری از دو پارچه مرکب است:

پارچه 1 ـ شمسه که به سینه چپ زده میشود.

پارچه 2 ـ عبارت از پیک است که به حمایل معلق است.

ماده 6 ـ با لباس پوره رسمی که در کافۀ مراسم پوشیده میشوند، نشان مذکور را با تکمیل تفرعاتش آویختن شرط است.

ماده 7 ـ افغانان که به ایشان نشان سرداری احسان کرده شده است، درعین زمان، لقب سرداری را حائز میشوند. اجانب اگر در فرمان پادشاهی صراحتاً موجود است، آنوقت صلاحیت حائز شدن لقب سرداری را دارند و الاخیر.

ماده 8 ـ نشان سرداری برای یادگار به عائله انتقال میکند، مگر فرزند اکبر را حق آویختن داده نمیشود و هیچکدام از فرزندانش لقب سرداری را مالک نمیباشند.

(نشان استقلال)

ماده 1 ـ نشان استقلال، باستحصال استقلال و آزادگی افغانستان یک خاطرۀ قیمت دار است.

ماده 2 ـ نشان استقلال خاصته یک نشان عسکری است، گویا که این بموظف بودن اردو بوظیفۀ مقدسه محافظۀ شوکت و استقلال افغانستان دلیل است.

ماده 3 ـ نشان استقلال در وقت حضر برای ضابطانیکه در تعلیم و تربیه محافظۀ انتظام و مکملیت قطعه خود فوق العاده صرف مساعی نمایند و درکافه وظایف خود آثار رویت ابراز کنند، احسان میشود. در وقت حرب برای ضابطانیکه قطعه خود را بصورت خوبی مکملاً سوق و اداره نمایند و خارق العاده شجاعت و مردانگی را ابراز بکنند و تعرض یک قطعه دشمن را که بزرگتر از قطعه خود بود، طرد نمایند و یا بواسطه هجوم بگرفتن یک موضع دشمن موفق میشوند و یا بطریه دشمن را اسیر نمایند، احسان و اعطا فرموده میشود.

ماده 4 ـ اگر از اشخاص ملکی نیز در وقت حرب داخل عسکری گردیده ابراز خدمت خارق العاده نماید، برای آن نیز نشان مذکور احسان فرموده میشود.

ماده 5 ـ نشان استقلال تنها برای آن ضابطان اجنبی که در داخل اردوی افغانستان خدمت نمایند و یا برای آن ضابطان دولت اجنبی که متفق افغانستان باشند، اعطا فرموده میشود.

ماده 6 ـ نشان استقلال دو نوع است، حربی و حضری؛ هرنوع آن بچهار درجه منقسم است.

درجه 1 ـ نشان استقلال عبارت از یک شمسه و ازیک پیک است، شمسه به سینه زده و پیک بحمایل آویخته میشود. درجه 2 ـ هم عبارت از یک شمسه و از یک پیک است مگر شمسه بسینه زده و پیک او بگردن آویخته میشود. درجه 3 ـ آن یک پارچه است که به گردن آویخته میشود. درجه 4 ـ عبارت از پارچه ایست که بسینه چپ زده میشود.

ماده 7 ـ بین نشان استقلال حربی و حضری در شکل پارچه هیچ فرق نیست، تنها به نشان حربی دو شمشیر برهنه علاوه کرده شده است.

ماده 8 ـ دروقت حضر برای ارکان از درجه اول و دوم و برای امراء از درجه سه وبرای ضابطان از درجه چهارنشان استقلال حضری اعطا فرموده میشود ، دروقت حرب هر ضابط بلا تفریق رتبه، نظر به فداکاری و خدمات فوق العاده خود به نشان استقلال حربی کسب استحصال کرده میتوانند.

ماده 9 ـ با نشانهای استقلال حربی سالانه مکافات نقدی هم بقرار ذیل داده میشود: با درجه اول سالانه یکهزار روپیه؛ با درجه دوم سالانه چهارصد روپیه؛ با درجه سوم سالانه دوصد روپیه؛ با درجه چهارم سالانه یکصد روپیه.

ماده 10 ـ نشان استقلال حربی برای یادگاری به عائله انتقال میکند، درجه اول و دو بعد از اجازه حضور و سوم و چهارم بعد از اجازه ناظر حربیه به فرزند اکبر حق آویختن احسان فرموده میشود. مکافات نقدیه سالانه بقرار شرعی در میان ورثه تقسیم کرده میشود، مگر بعد از شصت سال مکافات نقدیه سعی خزینه میشود.

ماده 11 ـ بضابطان اجنبی که نشان استقلال احسان فرموده میشود، مکافات نقدیه داده نمیشود.

(نشان استور)

ماده 1 ـ نشان استور برای افغانانیکه برای افغانستان صادقانه خدمت ایفاء کنند، راساً و یا لدی العرض از طرف ذات شاهانه احسان فرموده میشود.

ماده 2 ـ نشان استور برای اشخاص ملکی و عسکری اجنبی که از خیرخواهان سلطنت افغانستان هستند، نیز اهداء فرموده میشود.

ماده 3 ـ این نشان از شمسه و حمایل مرکب بوده، شمسه مذکور به سینه چپ زده میشود.

(نشان وفا)

ماده 1 ـ نشان وفا برای اشخاصیکه در آغاز جلوس با استقلال اعلیحضرت همایونی با اعلیحضرت شهریاری کمر همت و وفاداری بسته اند، داده شده و برای اشخاصیکه در آینده برحق اعلیحضرت همایونی شهریاری آثار وفا و اخلاص ابراز نمایند، به تقدیر اعلیحضرت شهریاری احسان فرموده میشود.

ماده 2 ـ نشان وفا در آینده به سه درجه منقسم است: درجه یک، دو و سه. کسانیکه استحقاق نشان وفا را پیدا میکنند، ازحضور همایونی برای درجه اول صد جریب، برای درجه دوم پنجاه جریب و برای درجه سوم بیست جریب اراضی احسان فرموده میشود و حق فروش را ندارد. بعد از وفات صاحب نشان وقف اولاد گردیده، به عائله او انتقال میکند.

ماده 3 ـ نشان وفا از یک پارچه بوده بطرف چپ سینه آویخته میشود.

ماده 4 ـ نشان وفا برعائله صاحب نشان انتقال میکند و بعد از اجازه حضور به اکبر اولاد حق تعلیق داده میشود.

ماده 5 ـ نفری اجنبی که مستحق نشان وفا شوند، قیمت زمین برای شان احسان میشود.

ماده 6 ـ کسانیکه در وقت جلوس به استقلال با اعلیحضرت همایونی وفداری نموده و مستحق نشان وفا گردیده اند، مکافات خدمت شان کرده شده استحقاق زمین را بموجب نظامنامه هذا ندارند.

(نشان لوی خان)

ماده 1 ـ افغانیکه خدمات فوق العاده وطن پرورانه ابراز نموده ترقیات داخلیه افغانستان را تأمین و در میان افغانیان مناسبات اخوت کارانۀ صمیمانه را تولید کرده اند، بایشان راساً و یا لدی العرض از طرف جلیل پادشاهی نشان (لوی خان) احسان فرموده میشود.

ماده 2 ـ کسانی را که نشان لوی خان احسان فرموده میشود، بهمرا ه نشان چهل جریب زمین نیز عنایت فرموده میشود. این اراضی درصورت وقف اولاد به عائله صاحب نشان انتقال میکند.

ماده 3 ـ نشان لوی خان براولاد صاحب نشان انتقال میکند و بعد از اجازۀ ناظر داخله بر فرزند اکبر حق تعلیق داده میشود.

ماده 4 ـ نشان لوی خان عبارت از شمسیه ایست که بطرف راست سینه نصب میشود.

(نشان شجاعت)

ماده 1 ـ نشان شجاعت برای افراد و ضابطان عسکری که در محاربات ابراز شجاعت و فداکاری نموده اند، اعطا فرموده میشود.

ماده 2 ـ نشان شجاعت به سینه چپ آویخته میشود، به اولاد صاحب نشان انتقال میکند و بعد از اجازۀ ناظر حربیه به فرزند اکبر حق تعلیق داده میشود.

درباب زمین و تنخواه و انعام که به قسم عطیه با نشان معین شده، بدون نشان وفا به اجنبی داده نمیشود.

افغان (مراد از سکنۀ افغانستان است هرطایفه که باشند)

ادخال این نظامنامه را در جمله نظامنامه دولت و اجرای احکام آنرا اراده میکنم.

فقط الغازی امیر امان الله

(یادداشت: درنظامنامه فوق بعداً ضمایمی علاوه گردیده که نسبت اختصار از ذکر آنها دراینجا صرف نظر گردید ـ نویسنده)

از ورای نظامنامه فوق در باره لقب سرداری به وضاحت چند موضوع ذیل آشکار میگردد:

1 ـ از نگاه حیثیت این نشان بعد از نشانهای المراعلی و المرعالی قرار دارند.

2 ـ این نشان نیز به دو درجه یعنی سردار اعلی و سردارعالی تقسیم میشود.

3 ـ دارنده نشان حق دارد لقب سرداری را جزء نام خود سازد.

4 ـ فرزندان او حق ندارند از این لقب برای خود استفاده نمایند یعنی این لقب منحصر به شخص گیرنده نشان بود و غیرقابل انتقال به فرزندان است.

5 ـ با انفاذ این نظامنامه تعامل سابق که لقب سرداری بیک خانواده و یا قوم خاص اطلاق گردد، قانوناً پایان یافته تلقی میشود، مگر درعمل این تعامل که به هر شخص منسوب به قوم محمد زائی و آنهائیکه خود را بیک حلقه خاص آن قوم منسوب میدانندف از انوقت تا امروز بین مردم باقی مانده که از نظر قانونی قابل توجیه نمیباشد.

(پایان)