بازگشت به مقاله

درسی که باید از گذشته آموخت! - (قسمت اول)

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 2 فبروری 2014

دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری افغانستان درسال 2009

(به استناد کتاب: کای آیدی: «مبارزه قدرت در افغانستان»)

Kai Eide: Power Struggle over Afghanistan

قسمت اول

پیشگفتار

 

از دوسه هفته بدینسو همهمه دربارۀ کتاب خاطرات «رابرت گیتس» وزیر دفاع سابق امریکا تحت عنوان «وظیفه» که دراین روزها تازه به بازار آمده است، همه جا را فرا گرفته ودربارۀ  راوبط  افغانستان با اضلاع متحده امریکا طی چند سال اخیر سؤالهای زیاد را خلق کرده است.  اشاره به اینکه ادارۀ اوباما به یک «توطئه خام و ناکام» جهت کنار زدن حامد کرزی در انتخابات 2009  دست یازیده  و نیز ازهمان آغازبه آینده استراتژی امریکا در مورد افغانستان بی باور بوده است، اذهان عامه را در داخل امریکا و نیز درافغانستان  مغشوش ساخته است که میتوان آنرا یکنوع زمینه سازی برای انتخابات آینده در امریکا به نفع جمهوری خواهان تلقی کرد و درعین زمان با حساسیت اوضاع درکشور نشر این مطالب به «تبر» کرزی برای التوای امضای موافقتنامه امنیتی دسته میدهد، چنانکه اکنون رسانه های داخل کشور بخصوص مخالفان موافقتنامه و گماشتگان دو کشور همسایه از آن بهره برداریهای سیاسی فراوان میکنند.

رابرت گیتس درباره روابط امریکا با افغانستان طی مأموریت بیش از چهار سالش به حیث وزیر دفاع امریکا  مطالب زیادی در کتاب خود بیان کرده و اخیراً عزیز حکیمی طی گزارشی تحت عنوان «وزیری جنگ؛ مروری برکتاب جنجالی خاطرات رابرت گیتس» ـ منتشرۀ بی بی سی مورخ 25 جنوری 2014 نکات عمده کتاب را بررسی نموده که ما دراینجا فقط به آنچه او دربارۀ انتخابات سال 2009 ریاست جمهوری افغانستان نوشته است، از قول حکیمی ـ روزنامه نگاربطور مختصر اشاره میداریم:

آقای گیتس اشاره میکند که «انتخابات سال 2009 باید درماه می آن سال برگزار می شد، اما ایالات متحده اصرار داشت که این انتخابات به آگست 2009 به تعویق افتد و ریچارد هالبروک، فرستادۀ ویژۀ امریکا برای افغانستان و پاکستان معتقد بود که برگزاری انتخابات در ماه می میتوانست توانائی اپوزیسیون سیاسی افغان را برای رقابت در انتخابات و نیز قابلیت آیساف را در تأمین امنیت تضعیف سازد و گیتس به تعویق افتادن انتخابات به ماه آگست درنتیجۀ اصرار ادارۀ اوباما و هالبروک را نقض قانون اساسی این کشور و مسامحه در نگهداشتن کرزی درقدرت به صورت غیرقانونی برای چند ماه میخواند.»

رابرت گیتس اضافه میکند: «هدف ازاینکار وقت دادن به دیگر نامزدان ریاست جمهوری برای سازماندهی خود و شرکت در انتخابات معتبر در افغانستان بود. این کار به هالبروک نیز وقت کافی میداد تا جایگزین مناسب کرزی را انتخاب و از او حمایت کند و [به عبارت گیتس]: به جهنم که قانون اساسی برسر راه دستیابی به این هدف نقض می شد؛..... هالبروک اصرار داشت که تمامی نامزدها به صورت مساوی از امنیت شخصی، دسترسی به رسانه ها و امکانات کمپاین انتخاباتی برخوردار باشند. اما خواست واقعی او این بود که به رقبای کرزی اعتبار کافی بدهد تا کرزی در دور اول رأی کافی کسب نکند و انتخابات  به دور دوم کشیده شود». به گفتۀ گیتس: «با اینکه برخلاف انتخابات 2004، موضع رسمی امریکائی ها در انتخابات 2009 بیطرفی بود، اما ریچارد هالبروک و کارل آیکن بیری سفیروقت امریکا در کابل با نامزد های رقیب کرزی ملاقات میکردند، با آنها عکس میگرفتند و حتی در گردهمآئی های آنها شرکت میکردند» به گفته گیتس: « این امر باعث شد تا کرزی به این نتیجه برسد که امریکا از او فاصله گرفته و درحال معامله با جنگ سالاران و کمک به برنده شدن آنها در انتخابات است». گیتس اعتراف میکند که: «قضایای انتخابات باعث شد که کار با کرزی از قبل دشوارتر شود و انتقادات تند او حداقل درماجرای تلاش ناکام و ناشیانه ما برای براندازی حکومتش توجیه پیدا کند».

اینکه رابرت گیتس از نظر سیاسی منسوب به حزب جمهوریخواه امریکا است، ولو که در ادارۀ اوباما نیز به وظیفۀ خود به حیث وزیر دفاع آن کشور ادامه داد، اما اظهارات او دربارۀ هالبروک دو نقطه را میرساند: یکی اختلاف بین شیوه های کاری شخصیت های امریکائی در درون حکومت امریکا و رقابت بین اعضای حزب جمهوریخواه و حزب دموکرات که یک موضوع قابل فهم است و دیگر حمایت جمهوریخواه ها از کرزی که به اصطلاح «نازدانۀ» جارج بوش رئیس جمهور اسبق امریکا و مورد اعتماد و حمایت او بود و در دورۀ اوباما دیگر آن جایگاه را نداشت که این هم قابل فهم است.

اکنون برمیگردم براصل موضوع:

دراین مقطع زمان که انتخابات دور سوم ریاست جمهوری افغانستان در جریان است وبرای اولین بار درتاریخ کشور انتقال قدرت ازطریق انتخابات صورت میگیرد، بررسی موضوع انتخابات سال 2009 ریاست جمهوری افغانستان برای هموطنان عزیزاز دو نقطۀ نظر دارای اهمیت است: یکی درک واقعیت های عیان و نهان انتخابات  آن دوره به حیث یک بحث تاریخی و دیگر استفاده از تجارب تلخ آن برای انتخابات جاری ریاست جمهوری در کشور.

باید اعتراف کرد که تاحال هیچ محققی دیگر نتوانسته است موضوع انتخابات سال 2009 افغانستان را با موشگافی، دقت و امانت داری بطور جامع و بارعایت جوانب مختلف آن بررسی نماید، اما «کای آیده» که از مارچ 2008 تا مارچ 2010 به حیث نماینده سرمنشی ملل متحد در افغانستان ایفای وظیفه میکرد، از عهده اینکار به وجه احسن بدرآمده است. او نه تنها  از برگزاری و اجرای امور انتخابات که یکی از رویدادهای مغلق و پر سروصدا بود، مستیقماً نظارت میکرد، بلکه اکمال موفقانه آنرا یکی از وظایف کلی و جز رسالت سیاسی بسیار مهم خود می شمرد که باید بدقت و درایت خاص انجام  می یافت.

دربارۀ اینکه کای آیده چگونه و برای اجرای کدام اهداف و وظایف از طرف آقای بانکی مون سرمنشی ملل متحد به این وظیفۀ دشوار توظیف گردید، مختصر باید عرض کرد: طوریکه همه میدانیم در طول بیش ازیک دهه مقادیر هنگفت پول ازطریق کمکهای جامعه جهانی به افغانستان سرازیر شد ولی درد اصلی کشور را طور لازم مداوا نکرد، برعکس وضع را مغلق ترساخت. امروز که احتمال پایان یافتن این «دوره طلائی» محسوس است، همه نگران اند که با پرواز «مرغ طلائی از لبه بام ما» آینده چطور خواهد شد؟؟

این نگرانی در آغاز سال 2008 جامعه جهانی را به این فکر انداخت تا ملل متحد در انسجام و همآهنگی بین فعالیت های جوانب مختلف ذیدخل در افغانستان نقش فعالتر را بعهده گیرد. درآنوقت جامعه جهانی، بخصوص ایالات متحده امریکا و بریتانیه  سعی داشتند برای اجرای این وظیفه مهم ازبانکی مون ـ سرمنشی ملل متحد بخواهند تا یک شخصیت با تجربه و عامل را به حیث نماینده خاص آن مؤسسه در افغانستان تعیین کند. آنها درنظر داشتند تا یک سیاستمدار بریتانوی بنام «پدی اشداون» را که به حیث نماینده ملل متحد در امور بوسنیا تجارب فراوان داشت، به این مقام پیشنهاد کنند. حکومت افغانستان بنا بردلایلی با آن موافقت نکرد و ترجیح داد از بین کاندید ها شخصی بنام «کای آیدی» سیاستمدار ناروژی را که او نیز  در زمینه صاحب تجارب فراوان بود و قبلاً به حیث سفیر کشور ناروی در ناتو کار میکرد، به این وظیفه بگمارند. کای آیدی بتاریخ 20 مارچ 2008  به حیث نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در امور افغانستان مقرر و شروع  بکارکرد.

در آنوقت زلمی خلیلزاد  که سفیر امریکا در ملل متحد (قبلاً سفیر و نماینده خاص رئیس جمهور امریکا در افغانستان و بعداً در عراق) بود، نقش کای آیدی  را در افغانستان طی یک گزارش مختصرچنین بیان داشت: لازم است تا او در قدم اول کمکهای ملکی را با تلاشهای نظامی دو سازمان  یعنی ناتو و آیساف که در افغانستان فعالیت میکنند، همآهنگ سازد، دوم او وظیفه دارد تلاشهای جامعه بین المللی را برای حمایت از «کامپکت افغانستان» (یک پلان پنجساله که در 2006 حکومت افغانستان، ملل متحد و جامعه جهانی روی آن توافق کرده بودند) انسجام بخشد و سوم موصوف بکوشد رهبران و شخصیت های کشورهای مهم کمک کننده (دونرها) را از اهداف مطروحه آگاه سازد و از کشورهای همسایه افغانستان بخواهد تا در ثبات آن کشور همکاری نمایند.(ملل متحد ، مؤرخ 20 مارچ 2008)

کای آیدی از همان اول به این نظر بود که راه حل نظامی یگانه راه نیست. او با آنکه اقدامات امنیتی را مهم میدانست، اما  می گفت که باید راه حل ازطریق سیاسی جستجو گردد ...و ثبات در افغانستان فقط به وسیله اقدامات سالم و مختلط سیاسی، انکشافی، بشری و امنیتی به وجود آمده میتواند. او امیدوار بود که در طول مأموریت خود بتواند کمکها وتلاشهای انکشافی را بین قوای نظامی ناتو، آیساف و مقامات افغانی به وجه بهتر انسجام دهد. (مصاحبه با رویتر، مورخ15 مارچ 2008)

کای آیدی بتاریخ 30 مارچ 2008 کار خود را در افغانستان شروع کرد و دقیقاً پس از دوسال بسیار پر ماجرا  وظیفۀ او به پایان رسید. او در اواخر 2010 کتاب خاطرات خود را نخست به زبان ناروژی نوشت و در سال 2012 با اضافات جدید آنرا تحت عنوان «مبارزه  قدرت در افغانستان» به انگلیسی ترجمه کرد و درذیل عنوان این جمله را علاوه نمود: «نگاهی به اینکه چرا همه چیز به کجراهه رفت و چگونه میتوان این خساره را جبران کرد؟». این کتاب که دراواخر 2012 در امریکا به چاپ رسید، دارای 314 صفحه  و جمعاً 42 فصل میباشد و بطور سلیس و ساده نگاشته شده و هرفصل آن شامل آنعده موضوعات مهم و مشکلاتی میباشد که موصوف در مدت دوسال مأموریت خود به حیث نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان با آن مواجه بوده است و به همین دلیل این کتاب یکی از مآخذ معتبر در باره جریانات مهم کشوردرآن مقطع زمان محسوب میشود. 

کای آیدی در مقدمه کتاب به چند نکته مهم اشاره میکند : «من به این امید (به افغانستان) آمدم تا بتوانم یک تغییر را به وجود آورم و کوشش کنم  یک ستراتژی فعال را شکل دهم. اما حالا خسته و ناراض آنجا را ترک میکنم:  خسته از دوسالی که متواتر وضع امنیتی رو به خرابی گذاشت، اختلافات سیاسی، رقابت های شخصی و همچنان پیروی رسانه ها از همین شیوه بیشتر شد و ناراض از اینکه با احساس قوی خود که برای تغییرداشتم، به آن دست نیافتم...دوسال گذشت، کرزی از من راضی نبود، زیرا او فکر میکرد که من در برابر اضلاع متحده امریکا و دیگر خارجی ها که در انتخابات ریاست جمهوری مداخله میکردند، قویاً موقف نگرفتم و من از او ناراض بودم زیرا او بیش از پیش به جنگسالارها و دلالان قدرت اتکا کرد، با کسانیکه افغانستان را در گذشته ویران کردند و نباید به آنها اجازه فعالیت در آینده داده می شد». 

کای آیدی در مقدمه می افزاید که : «عمده ترین عامل ناخشنودی من اختلافات رو به تزاید من با ستراتژی افغانستان در واشنگتن بود که بیشتر با ستراتژی نظامی، استعمال قوه و شیوه های تهاجمی پیش میرفت و مسائل ملکی و سیاسی به حیث ضمیمه امور نظامی پنداشته می شد. ملل متحد هیچگاه بصورت واقعی در دادن مشوره به واشنگتن در مسائل مهم ستراتژیک شریک نبود و همچنان ما همکار نزدیک با ناتو حساب نمی شدیم. از همه مهمتر مقامات افغان بیشتر به حیث تماشاچی و ناظر در مورد تعیین ستراتژی و حل معضلات در امور کشور خود عمل میکردند..... در نتیجۀ این ناتوانی ما درشناخت شرایط افغانستان برای تدوین یک ستراتژی هدفمند و عملی، دیدیم که حمایت ازاقدامات در افغانستان کاهش یافت و پیدا کردن راه اصلاح فوری و عاجل اموربرای ما در قبال بیصبری مردم از یکطرف و افزایش حملات مخالفان از طرف دیگر بسیار مشکل شد».

 ترجمه و نشر این اثر مهم بخصوص 14 فصل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری دورۀ گذشته در همچو موقع حساس  که دور سوم انتخابات درجریان است،  به حیث یک مبحث تاریخی و بالوسیله به هدف جلوگیری از اشتباهات گذشته بسیار مفید و ضروری پنداشته میشود که بایست بزودی صورت گیرد و محتوای آن ازطریق رسانه ها به اطلاع هموطنان و نیزمراجع علاقمند رسانیده شود. چون ترجمۀ آن به وسیلۀ یک شخص مدت طولانی تر را احتوا میکرد، لذا به این فکر شدم تا از دوستان علاقمند که به لسان انگلیسی مهارت داشته باشند، خواهش کنم دست بدست هم داده و هریک به  تعداد 10 الی 15  صفحه را به اسرع وقت ترجمه نمایند. خوشبختانه این نظر مورد قبول چند هموطن گرامی قرار گرفت و هریک وعده دادند که قسمت های مربوطه را بزودی ترجمه نموده و به من ارسال میدارند تا آنرا دریک فورمات  مشخص گنجانیده ودر پورتال افغان جرمن آنلاین  به حیث یک سلسله (پیهم  هر روز و یا یک روزبعد) آمادۀ نشرسازم. دراینجا وظیفۀ خود میدانم تا از هریک ازدوستان محترم و دانشمندم که باوجود مصروفیت های فراوان حاضر شدند زحمت ترجمۀ نسبتاً آزاد قسمتی از این 14 فصل مربوط به انتخابات را متقبل شوند و در ایفای این وظیفۀ ملی و مردمی سهم رضاکارانه گیرند، ازصمیم قلب ابراز سپاس و امتنان نمایم. 

عناوین فصل های مورد نظر و اسمای مترجمان هربخش از اینقرار اند: 

  • اقدام تعجب انگیز تاکتیکی کرزی، (اینجانب)
  • پنج سال دیگر با کرزی؟، (اینجانب) 
  • وزرای جدید و توقعات جدید، (اینجانب) 
  • اشتباهات تیم رؤیائی اوباما، (محترم دگروال روح الله شیرزی وردک) 
  • اقدام تعجب آور هیلری کلنتن و کنفرانس «هاگ»، (محترم محمد همایون هارونی) 
  • برگشت مجدد جنگسالاران قدیم در صحنه، (اینجانب) 
  • روزشماری برای انتخابات و اولین برخورد با گالبرایت، (محترم فرید شیرزی وردک) 
  • روز انتخابات و مداخلات بیشتر خارجی، (محترم محمد نعیم مجددی) 
  • یک پلان خطرناک، (محترم محمد نعیم مجددی) 
  • تلاش برای نجات انتخابات، (محترم محمد نعیم مجددی) 
  • گالبرایت برکنارشد و انتقام می گیرد، (اینجانب) 
  • مداخلات سناتور جان کری، ( اینجانب)
  • آقای رئیس جمهور! من تصمیم به کناره گیری گرفته ام، (محترم محمد همایون هارونی) 
  • بازی آخر انتخابات، (اینجانب). 

(ادامه دارد)