بازگشت به مقاله

درسی که باید از گذشته آموخت! - (قسمت ششم)

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 7 فبروری 2014

دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری افغانستان درسال 2009

(به استناد کتاب: کای آیدی: «مبارزه قدرت در افغانستان»)

Kai Eide: Power Struggle over Afghanistan

قسمت ششم

اختلاف کرزی با کای آیدی و امریکائی ها درارتباط با نقش «جنگسالاران»

یکی از موضوعات بسیار جدی که بین کرزی و کای آیدی ونیزآیکن بیریEikenberry سفیر جدید امریکا در کابل اختلاف نظر را به وجود آورد، شمول مجدد یک عده شخصیت های مسما به «جنگسالاران» سابق به خصوص قسیم فهیم، رشید دوستم و اسماعیل خان درقدرت دولت بود که کرزی برای جلب رأی در انتخابات به نفع خود، آنها را شامل تیم خود ساخت و با وعده ای تفویض چند وزارت ، ولایت و سفارت به وابستگان آنها یکنوع حکومت ائتلافی را با آنها مجدداً بنیاد گذاشت. کای آیدی و آیکن بیری جداً مخالف حضور همچو اشخاص در مقامات عالیه دولت بودند و اصرار داشتند که باید بجای آنها از شخصیت های نیک نام، عاری از فساد و با کفایت افغان استفاده گردد. بازتاب این موضوع را کای آیدی در فصل بیستم کتاب خود گنجانیده است.

 

برای ریاست جمهوری درآغازجمعاً 41 نفر کاندید ثبت نام کردند و اما بعد از بررسی کمسیون انتخابات و کمسیون شکایات 32 نفر به لست نهائی راه یافتند که به نظر بعضی تحلیلگران آنها را میتوان بطور عموم به پنج دسته تقسیم کرد: گروه شهرت طلبان که فقط می خواستند درفهرست نامزدان ریاست جمهوری نام شان درج گردد؛ دسته دوم امتیاز طلبان که میخواستند با گرفتن امتیاز از نامزد برنده به نفع او کنار بروند؛ دسته سوم کسانی که ازحمایت بعضی کشورهای عربی برخوردار بودند و تمایل به افکار آنها داشتند؛ دسته چهارم مشتمل برکسانی بودند که حمایت کشورهای غربی را باخود داشتند اما در داخل قادر به کسب رأی لازم نبودند و بالاخره دسته پنجم که به حیث مخالف دولت (اپوزسیون) از آرای قومی زیاد مستفید بودند.

 

جنگسالاران سابق داخل صحنه میشوند

(فصل بیستم کتاب از صفحه 148 الی 158)

مترجم: داکتر کاظم

ما دریک مرحلۀ جدید پروسه انتخابات داخل شده بودیم. تمرکز برآن بود که چگونه شرایط مساوی را برای تمام کاندیدها مهیا ساخت. اصطلاح «میدان هموار»  بین همه سخنی بود که نمایندگان بین المللی و افغانهای شامل مخالفان سیاسی (اپوزسیون) از آن صحبت میکردند. افغانها بهتر از نمایندگان خارجی میدانستند که این یک وظیفۀ  تقریباً ناممکن است. آگاهی ما از جامعۀ افغانی و آنچه در دهات و محلات رخ میداد، محدود و همچنان غیرقابل دسترسی بود. لاکن ایجاد فضای اعتماد  بسیارمهم بود که ما برای انجام این وظیفه  آمادگی می گرفتیم. امید داشتیم که این زحمات ما مؤثر افتد و ترسی را که رأی دهندگان داشتند، مرفوع گردد. یونیماUNAMA یک تعداد طرزالعمل ها را جهت رهنمائی کاندیدها و مقامات مربوطه طرح کرد و به رئیس جمهور و سائر کاندید ها ارائه نمود. کمسیون حقوق بشر افغانستان و یونیما تصمیم گرفتند تا جریان انتخابات را مشترکاً نظارت کنند و از یافته های خود بطور منظم گزارش دهند. من از رئیس جمهور تقاضا کردم تا با صدور یک فرمان از  مداخله در امور انتخابات جلوگیری شود، طوریکه او در جریان انتخابات گذشته اینکار را کرده بود. هدف آن بود تا از سوء استفاده از مقام برای نفوذ در مبارزات انتخاباتی و نتایج آن بوسیلۀ شخصیت های رسمی و ادارات افغان ممانعت بعمل آید. من قبل از صدور فرمان در موارد مختلف چندبار با رئیس جمهورصحبت کرده بودم . او قبل از امضا بیک نکته اصرار میکرد که جامعۀ بین المللی باید همچنان از مداخله در امور انتخابات اجتناب نماید. این تأکید بجا بود،  طوریکه ما از آن تجربه داشتیم. 

موقع آن رسیده بود تا کاندید ها خود را معرفی نمایند. همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انتخابات شورای های ولایتی  سی و چهار ولایت نیز رویدست بود. از آنجائیکه بیشترین توجه به انتخابات ریاست جمهوری مبذول بود، من نیز به آن موضوع بیشتر تمرکز خواهم کرد.

آخرین روز ثبت نام کاندیدها بتاریخ 8 می تعین شده بود که بزودی فرا رسید. در بین کاندید های مخالف (اپوزسیون)  واضحاً داکتر عبدالله عبدالله یکی از مشهورترین آنها بشمار میرفت. او یکی از نزدیکان قوماندان فقید احمدشاه مسعود بود که بوسیلۀ تیم گزارشگران تلویزونی دو روز قبل از حادثۀ حمله بر دو عمارت مرکز تجارت جهانی در نیویارک  کشته (شهید) شد.  داکترعبدالله همچنان به حیث وزیر خارجه  کرزی تا سال2005  کار کرد. برعلاوه آوازه ها دربارۀ وزیر مالیه سابق اشرف غنی و انوارالحق احدی، وزیر داخلۀ سابق علی احمد جلالی که در واشنگتن اقامت داشت، والی ننگرهار گل آقا شیرزی که یک شخص مقتدر و اما ظالم و پراز فساد و سابق والی قندهار و یک سیاستمدار مورد علاقۀ امریکائی ها بود که اینها نیز درجملۀ کاندید ها خواهند بود. گفته می شد که زلمی خلیلزاد سابق سفیر امریکا در افغانستان و ملل متحد نیز کاندید خواهد بود. آیا ممکن خواهد بود که همه دور یک کاندید دیگر به غیر از داکتر عبدالله متحد شوند؟ اینکار بسیارغیر محتمل به نظر می آمد. اکثر کاندید های احتمالی دربارۀ چانس خود نیز غیر واقعی فکر میکردند.

 

در بهار وضع کرزی نیز تغییر کرد. دراوایل سال اواحساس خستگی میکرد و در یک موقف دفاعی قرار داشت، اما موفقیت تاکتیکی او در مبارزه برای تعیین وقت انتخابات، روحیۀ او را تقویه کرد و رئیس جمهور آماده مبارزه گردید. سه هفته قبل از بسر رسیدن ثبت نام کاندیدها، از من خواست تا به دیدنش بروم. او میخواست در بارۀ اینکه کی ها را به حیث دو معاون خود معرفی کند، بامن مشوره نماید.  او اولتر در باره معاون دوم خود به صحبت آغاز کرد: کریم خلیلی، یک هزاره که دراین مقام برای پنج سال کار کرده بود. از نظر من کرزی در همکاری با او خوش بود و او یک شخصیت قابل نگرانی برای جامعۀ بین المللی نبود. کرزی از اشخاص برجسته وسیاستمداران دیگر هزاره که بیشتر جنجال برانگیزبودند، نیز یاد کرد، اما خلیلی به نظر من یکی از بهترین آنها بود. واضح بود که رئیس جمهور قبلاً تصمیم خود را گرفته بود که اور برای یک دوره دیگر با خود داشته باشد.

 

بعد قسمت مشکل موضوع مطرح شد: کرزی میخواست قسیم خان فهیم را به حیث معاون اول ریاست جمهوری کاندید کند. من در بارۀ او چه فکر میکنم؟ فهیم یکی از جنگسالاران سابق بود که شمول او در معاملات مواد مخدر و تخطی از حقوق بشر بسیار متبارز بود. زیردستان فهیم حتی کرزی را در 1994 هنگامیکه او معین وزرات خارجه بود، مورد لت و کوب قرار داده بودند. فهیم یکی ازمتحدین اصلی امریکا در مبارزه جهت سقوط  رژیم طالبان بود. او به حیث وزیر دفاع در دورۀ انتقالی کار کرد. کرزی او را پنج سال قبل برای مقام معاونیت دوم کاندید کرده بود، لاکن جامعۀ بین المللی شدیداً دربرابر او عکس العمل کرد و کرزی از آن منصرف شد. من برای کرزی گفتم که فکر نمیکنم که جامعۀ بین المللی از این انتخاب شما خوشنود شود. من از او یک روز وقت خواستم تا درباره نظر خود را بگویم.

 

این یک نقطۀ انعطاف در مناسبات من با کرزی بود. تا آنوقت من با او به حیث رئیس جمهور ارتباط میگرفتم. از آن به بعد  مجبور بودم با او به حیث رئیس جمهور کرزی و کاندید کرزی معامله کنم. حفظ توازن دراین کار بسیار مشکل بود.  واضحاً این وظیفۀ من نبود که به کرزی مشوره میدادم که کی معاون او باشد. اما اگر کرزی برای بار دوم انتخاب می شد که بسیار احتمال چنین نتیجه از انتخابات موجود بود، ما مجبور بودیم با اشخاصی که او انتخاب کرده بود، کار کنیم. این مجاز بود وضروری که او را از عاقبت آنعده کاندید ها مطلع می ساختیم که آنها به فضای همکاری بین افغانستان و جامعۀ بین المللی صدمه میرسانیدند. من به قصر نمبر 7 برگشتم و موضوع را با دو سفیر مهم درمیان گذاشتم. آنها حیرت زده شدند و قضیه را به من واگذار  کردند تا نارضایتی شانرا با رئیس جمهور درمیان بگذارم.

 

روز دیگر بازهم با کرزی ملاقات کردم و موضوع کاندید شدن فهیم را یاد نمودم. به او گفتم که : «او یک آدم کش است» کرزی آنرا رد نکرد. برایش گفتم: «انتخاب فهیم به این مقام تأثیرات ناگوار بر روابط شما با همکاران بین المللی خواهد داشت و برخلاف آنچه خواهد بود که ما تاحال بسمت مثبت آنرا تجربه کرده ایم یعنی تقرر آنعده اعضای حکومت که طرفدار اصلاحات میباشند و خشنودی دونر ها که تاحال به مشاهده میرسد». بازهم در ادامه گفتم: «چرا شما این همه خطرات را با انتخاب یکی از بدترین کاندید ها ، کسیکه یکی از جنگسالارن سابق با گذشته ای خونبارو پر از تخطی و کسیکه موجب ادامۀ وضع جاری میگردد، قبول می کنید؟  پرسیدم که چرا شما شخصی را که باید از صحنه کنار برود، دوباره به صحنه می آورید؟ فهیم نه تنها موجب رنجش جامعه بین المللی شده، بلکه بسیاری از افغانها را که میخواهند جنگسالاران سابق و دلالان قدرت تجرید و کنار گذاشته شوند وبرای سیاستمداران متجدد جای خالی گردد، نیز ناراضی خواهد ساخت. این موضوع بزودی بین ما به یک بحث دوجانبه تبدیل گردید. کرزی ادعا میکرد که فهیم یک بازیگر مهم در امور روزمره نخواهد بود که من از آن ناحیه ناراحت باشم، زیرا او نفوذ بر وزرأ ندارد. علاوتاً به نظر او فهیم آنقدر بد نخواهد بود که من ابراز داشتم. من نظر او را رد کردم و اشاره به برداشت امریکائی ها در بارۀ معاون رئیس جمهور کردم که آنها میگویند: «او فقط به اندازۀ یک ضربان قلب ازدفتر رئیس جمهور فاصله دارد». هرگاه حادثۀ برای رئیس جمهور رخ دهد، درآنصورت فهیم متصدی تمام امور در حکومت خواهدشد. لذا او یقیناً یک بازیگر حاشیوی نخواهد بود. کرزی این گفته را رد کرد و به قانون اساسی اشاره نمود و گفت: هرگاه رئیس جمهوربهر دلیل قادر به اجرای وظایف خود نباشد، انتخابات جدید باید درطول سه ماه صورت گیرد. البته که قانون اساسی چنین چیزی را حکم میکند، اما ما هردو خوب میدانیم که رعایت این وقت ناممکن است و سازماندهی آن میتواند یک سال را دربر گیرد تا انتخابات در افغانستان امروز دائر شود.

 

معلوم می شد که کرزی تصمیم خود را گرفته و دربرابر من تغییر نظر نمیدهد. سفیر آیکن بیری و من موافقه کردیم که باهم به دیدار رئیس جمهور برویم. موضوع عین چیز بود، جدا از اینکه کرزی اکنون این نظر را تردید میکرد که فهیم یک شخص مشکوک است. او اصرار داشت که فهیم یک شخص خوب است. امید من آن بود که حالا واشنگتن نیز در موضوع کاملاً دخیل گردیده بود . امیدوار بودم که نظر رئیس جمهورتغییر کند، قبل از آنکه بسیار دیر شده باشد. آیکن بیری بسیار محترمانه اما  جدی و واضح پیام خود را رسانید. کرزی تکان نخورد و اما سفیر امریکا خواست آخرین کارت را که برای بازی داشت، رویدست گیرد و آن اینکه:  کرزی به واشنگتن دعوت شود. آیکن بیری خاطرنشان کرد که دیدار کرزی مفهوم نخواهد داشت هرگاه او قبل از سفر به واشنگتن انتخاب خود را اعلان کند.

پس از چند روز من با کرزی چندین بار دیگر ملاقات کردم، تنها و با آیکن بیری. معلوم می شد که رئیس جمهور میخواهد نظرش را به تعویق بیاندازد. هیلری کلنتن حالا نیز در موضوع دخیل شده بود. او با کرزی ازطریق تیلفون صحبت کرد و از او خواست که نظر خود را به تعویق اندازد. آیکن بیری و من بار دیگر به یک ملاقات با کرزی دعوت شدیم.  معلوم می شد که این آخرین صحبت در موضوع بوده باشد، زیرا مجادله به پایان رسیده بود. کرزی ما را مطلع ساخت که او میخواهد درهمان روزثبت نام کند و فهیم و خلیلی دو کاندید به حییث معاون اول و دوم او خواهند بود. واضحاً کرزی عزم نداشت نظر خود را تغییر دهد و او سنجیده بود که بهتر است تصمیم خود را قبل از رفتن به واشنگتن اتخاذ نماید، تا اینکه همه بحث ها در آنجا بیشتر به همین یک موضوع محدود نماند.

من ازاین تصمیم کرزی خیلی مأیوس شده بودم. من یک سال انرژی و قدرتم را بخاطر رویکار آوردن سیاستمداران اصلاح طلب و تقویۀ آنها صرف کرده بودم و آرزو داشتم کرزی آنها را در ادارۀ دولتی سهیم سازد. من فکر میکردم که این کوشش من یک کامیابی بزرگ را درقبال خواهد داشت. نامزد شدن فهیم به حیث معاون کرزی یک عقب نشینی بسیار جدی محسوب می شد. گزارش این مذاکرات در رسانه های افغانی و بین المللی به نشر رسید. من تأثر خود را نمیتوانستم پنهان کنم و اعلامیه های مبنی بر حمایت از هرجا از افغانهای آشنا و نا آشنا از سراسر کشور برایم  میرسید.

 

دانستن منطق کرزی برایم مشکل نبود. حضور رأیدهندگان در ساحات پشتونها بسیار کم  خواهد بود، زیرا در آنجا ها بیشترین برخوردها در جریان بود . بناً بسیاری از رأیدهندگان نمیتوانستند به مراکز رأیدهی بروند. اما جا های نیز وجود داشت که  در آنجا رأیدهندگان  به نفع او رأی میدادند. او هیچگاه نمیتوانست دوباره انتخاب شود، اگر او حمایت یک قسمت زیاد گروپ های قومی یعنی هزاره ها، تاجیکها و اوزبیک ها را بدست نمی آورد. کرزی حمایت سیاستمداران برجسته  منسوب به اتحاد شمال سابق را ضرورت داشت. بسیاری آنها نمیتوانستند او را کمک کنند و یا کمک را برای او انجام دهند. یک عده سیاستمداران برجستۀ اتحاد شمال حمایت خود را از داکتر عبدالله اعلام کردند. انتخاب فهیم یک حرکت تاکتیکی مهم برای تدارک آرأ به نفع کرزی بود. ما امیدوار بودیم که فهیم درطرح پالیسی ها نقش جدی نداشته باشد، اما خطر بسیار موجود بود که برعکس توقع ما  فهیم به حیث یک مخالف قوی در برابر سیاستمداران اصلاح طلب که حالا شامل حکومت بودند، قرار گیرد.

(دراینجا کای آیدی از ملاقی شدن خود با فهیم ضمن دعوت نان چاشت بروز 28 اپریل سالگرد موفقیت مجاهدین به حیث یک خاطره یاد میکند که با موضوع انتخابات ارتباط ندارد و لذا از ترجمۀ آن پراگراف صرف نظر گردید و اما بعد )

 

با ختم پروسه ثبت نام ما داخل مرحلۀ آخر آمادگی ها شدیم، قبل از آنکه مبارزات انتخاباتی آغاز گردد. لست کاندید ها باید بررسی میگردید تا اشخاصی  که با گروپ های مسلح غیرقانونی ارتباط داشتند، از لست بیرون شوند. اینکار زیر نظر یکی از مشاوران بسیار باصلاحیت رئیس جمهور معصوم ستانکزی، رئیس کمیته  خلع سلاح گروپ های مسلح غیرقانونی صورت میگرفت. ستانکزی یک شخصیت درست ودارای نظر واضح بود. برعلاوه مشاور امنیت ملی، وزیر دفاع و وزیر داخله و رئیس امنیت ملی با قوماندان آیساف و نماینده مخصوص ملل متحد درآن کمیته اشتراک داشتند بعد از آنکه معلومات لازم دربارۀ کاندیدها جمع آوری شد، ستانکزی و تیم او یک لست اشخاصی را که مظنون به داشتن روابط با گروپ های مسلح غیرقانونی بودند، به ما ارائه کردند. مشاور امنیت ملی رسول (زلمی) ما را به جلسۀ آخر جهت بررسی آن لست دعوت کرد.

 

من آخرین تلاش را کردم تا فهیم خان را که نامش در لست نبود، در لست کسانیکه ملیشای غیرقانونی داشتند، شامل سازم. امرالله صالح یکی از نزدیکان فهیم مخالفت کرد و گفت که فهیم از مدتهاست که ملیشای غیر قانونی ندارد. تمام ملیشه های او در قوای رسمی ثبت شده اند. دربین دیگر کاندید های قبول شده نام کسانی نیز دیده می شدند که دارای سوابق تخلفات از حقوق بشر و بسته به تاجران مواد مخدر یا دست داشتن به فساد بودند. چطور ما میتوانستیم به همچو اشخاص اجازه دهیم که خود را بیک مقام انتخابی کاندید کنند؟ افغانهای دورمیز ناراحت بودند که نام کاندیدهای را می دیدند که نظر به اعمال گذشتۀ شان باید خارج می شدند. اما مکلفیت ما فقط ارائه پیشنهاد خروج آنها به اساس ارتباط با گروپ های مسلح غیرقانونی بود، باقی کارها به کمسیون مستقل انتخابات ارتباط داشت و آنها نیز چانس بسیار برای خروج همچو اشخاص را از لست نداشتند. ما همه میدانستیم دربین کاندیدها اشخاص مجرم موجود بودند، اما آنها  محاکمه نشده  و حکمی دربارۀ مجرمیت شان صادر نگردیده بود.

 

رئیس جمهور از لست اطلاع یافته بود. او در مورد خروج دو کاندید شورای ولایتی در هیلمند اعتراض کرد. آنها از جملۀ حامیان او بودند که میتوانستند رأی را برای او در این ولایت جنوبی جمع کنند، اما آنهابا گروپ های مسلح غیرقانونی ارتباط داشتند. کرزی ادعا میکرد که آیساف  یعنی  برتانوی ها که درهیلمند فعال بودند، در خروج این دو از لست دست دارند. درعین زمان او نام یک وزیر دفاع رژیم سابق کمونیستی شهنواز تنی را نیز در جملۀ کاندید های تائید شده ریاست جمهوری مشاهده کرد. چطور ما این شخص را از لست بیرون نکرده بودیم؟ او مسئول قتل هزارها فرد ملکی بود. واقعاً این یک سؤال بجا و قانونی بود. هرگاه سیستم قضائی درست کار میکرد و اراده برای بازپرسی جرایم گذشته وجود میداشت، درآنصورت تنی و یک تعداد دیگر کاندیدها در لست بوده نمی توانستند. حالا مجرمین سابق هنوزهم حق داشتند خویشتن را به حیث کاندید در آینده معرفی نمایند.

 

دراثنای ملاقات در دفتر او با حضور بسیاری از وزرأ و مشاورانش، رئیس جمهور تصریح کرد که او بصورت رسمی اعتراض خواهد کرد، بخصوص در برابر خروج دو کاندید از هیلمند. من به جوابش گفتم که تصمیم خروج آنها از لست بوسیلۀ گروپ افغانهای موجود، وزرا و مشاوران برجستۀ خود شما که بسیار شان در پیش روی شما نشسته اند، گرفته شده است. این یک مداخلۀ خارجی نیست. من موافق بودم که برای بسیار آنها هیچوقت باید اجازه داده نمی شد تا برای احراز یک مقام عامه کاندید شوند، اما برای اینکار یک دلیل رسمی وجود نداشت. هرگاه او تصمیم میگرفت که نظر خود را در مورد مداخلۀ بین المللی رسماً ابراز کند، اینکارمرا مجبور می ساخت تا مخالفت خود را با او بیان کنم. درآنصورت من با دعوت ازرسانه ها  می گفتم که این موضوع مسئولیت رئیس جمهور نیست، بلکه اینکار مربوط به گروپ ما است که لست کسانیرا که از کاندید شدن منع شوند ترتیب کنیم و کمسیون انتخابات صلاحیت تصمیم نهائی را دارد.

 

خبر این مخالفت به سرعت به بعضی از همکاران بین المللی من رسید. آنها نگران بودند. ما نمی توانستیم تماس نزدیک را در مرحلۀ حساس پروسه انتخابات با رئیس جمهور برقرار کنیم. چند روز بعد احساس کردیم که طوفان گذشته است، آنهم بخصوص دراثر زحمات ستانکزی که موفق شد کاندید ها را قانع سازد از اعتراض مبنی برخروج شان صرف نظر کنند. اما ستانکزی تحت فشار بسیار جدی قرار داشت. گروپ اشخاص سرشناس یکی  بعد دیگر به او مراجعه میکردند و این یک فشار ساده نبود. دربین کسانیکه برای قناعت دادن او آمدند، یکی هم «ضرار مقبل» وزیر داخلۀ سابق  بود که برای حمایت از اشخاصی  دست بکار شده بود که آنها شدیداً دخیل در جرایم سنگین بودند. ما حق داشتیم که از رئیس جمهور درسال گذشته تقاضای برکناری او را کنیم.

 

درپایان 41 کاندید ثبت نام شدند و به مبارزه انتخاباتی برای مقام ریاست جمهوری اجازه یافتند، البته درپهلوی هزارها کاندید برای شورا های ولایتی. من برای رأیدهندگان  که بیشتر شان  بیسواد میباشند، متأسف بودم که با یک لست طویل چند صفحه ای همراه با فوتو و نام کاندید های ریاست جمهوری که آنها را هرگز ندیده و از زندگی شان اطلاعی ندارند، مواجه بودند. لست کاندید های شوراهای ولایتی به مراتب دراز تر بود. حتی در جوامع مدرن این یک مشکل بزرگ است. حالا مرحلۀ چاپ تمام اوراق رأی دهی و مواد انتخاباتی  باید شروع می شد. دو نیم ماه  برای تدویر انتخابات باقی مانده بود و تمام مواد باید درخارج چاپ و بعد به کابل آورده شده و سپس به مراکز رأیدهی به تمام کشور توزیع میگردیدند.  برایم مشکل بود که به کرزی تفهیم کنم که همه مواد باید ازخارج به کشور آورده شوند. آیا واقعاً هیچیک از مواد در افغانستان چاپ شده نمیتوانست؟  من موضوع را از خود می پرسیدم. به قرارقوانین موسسه انکشافی ملل متحد، اینکار نباید در داخل کشورصورت گیرد. مرحلۀ بعدی مشکل کمبود وقت بود.

 

من از اینکه فهیم به حیث معاون رئیس جمهور نامزد شده بود، ناراحت بودم ومیلان منفی خود را نشان دادم، با آنکه میدانستم چرا رئیس جمهور او را انتخاب کرده است. چند روز قبل از روز انتخابات یک  خبر بد دیگر نیز شایع گردید مبنی بر باز گشت یک جنگسالار مشهورعبدالرشید دوستم که بصورت اختیاری به ترکیه پناه برده بود، به مقصد آنکه از کرزی در انتخابات حمایت کند. دوستم درقساوت خود بسیار شهرت دارد،  بمبارد کابل در سال 1994 یک حادثۀ فراموش ناشدنی بود. کرزی به کمک او بخاطر رأی اوزبیک ها در شمال نیاز داشت. درطول چند ملاقات در ماه آگست من و آیکن بیری از رئیس جمهور جداً خواهش کردیم که دوستم را دوباره برنگرداند، اما بزودی واضح شد که رئیس جمهور تصمیم خود را گرفته بود و هیچکس نمیتوانست به دلیل اصرار کرزی از بازگشت او جلوگیری کند.  او یک تبعۀ افغان بود و هروقت دلش میخواست به وطن می آمد. رئیس جمهور گفت که حتی او قدرت آنرا ندارد که مانع آمدن دوستم شود. بعدتر در یک شام هنگامیکه آخرین مناظره ریاست جمهوری بین کرزی، بشردوست و اشرف غنی در تلویزیون درجریان بود، دوستم در میدان هوائی کابل رسید و پس از توقف مختصر بطرف شمال حرکت کرد. افکارم مرا بسوی هفته های اول مواصلتم به کابل برد، وقتیکه کرزی میخواست دوستم را بازداشت کند. از آنوقت کمتر از یکسال گذشته بود، اما ائتلاف در سیاست های افغانی به سرعت تغییر کرد.

 

فهیم خان مجدداً در صحنه آمد، دوستم از پناه گزینی برگشت و اسمعیل خان هنوزهم وزیر آب و انرژی بود. آنها سه جنگسالار برجسته بودند که اضلاع متحده امریکا در اثنای حملۀ نظامی در اواخر 2001 پس از حادثه 11 سپتمبربه آنها اتکا کرد. آنها همه در قساوت خود مشهور بودند. یک قسمت قابل الذکر جامعۀ بین المللی طی چندین سال از آنها حمایت کردند و به تقویۀ آنها و سائر جنگسالاران برجسته پرداختند. حالا آنها را کرزی برای انتخاب دوبارۀ خود ضرورت دارد، ما احتجاج کردیم. چرا ما بجای تقویه، در مورد کنار زدن آنها درطول سالها اقدام نکردیم؟

 

درطول هفته ها و ماه های اخیر قبل از انتخابات یک جدال دیگر نیز موجب اختلال خاطر رئیس جمهور گردید و آن ازابراز نظر بعضی نمایندگان امریکائی و اروپائی مبنی بر فقدان توانائی رئیس جمهور در پیشبرد امور حکومت بود. آنها میخواستند تا یک مقام دیگر را همچو صدراعظم یعنی مسئول امور روزمرۀ حکومت به وجود آورند. از آنجائیکه رئیس جمهور درعین زمان ریاست حکومت را نیز بعهده دارد و تعیین صدراعظم یا وزیر ارشد در قانون اساسی افغانستان پیشبینی نشده است، لذا باید یک بدیل دیگر برای آن پیدا شود. اوراق و نظریات فراوان در زمینه در کابل و همچنان در پایتخت های غربی در جریان افتاد که یک مقام ارشد اجرائیوی باید ایجاد گردد. حتی یک وزیر خارجه اروپائی خودش یک پیشنهاد تحریری مستقیم به کرزی ارائه کرد. بعضی پیشنهاد ها حاکی از آن بودند که صلاحیت عزل ونصب والی ها و سائر مأمورین کلیدی حکومت از رئیس جمهور سلب گردد. واضح بود که کرزی در برابر آن عکس العمل میکرد و او همچو پیشنهادها را یک نمونۀ دیگر از مداخله بوسیلۀ جامعۀ بین المللی میدانست که به هدف تضعیف او بکار میرود.

 

کرزی این موضوع را با من چندبار مطرح کرد. من این پیشنهاد ها را بیهوده و مضر میدانستم. این وظیفۀ ما نبود که حکومت افغانستان را سازماندهی مجدد کنیم یا قدرت رئیس جمهور را محدود سازیم. این پیشنهاد هاچندان قابلیت توجه را نداشتند و تنها موجب رنجش مزید کرزی از شخصیت های مهم بین المللی می شدند. در اثنای یکی از ملاقاتها کرزی از من پرسید که درپی این همه نظریات چه هدفی نهفته است. من برایش گفتم که هردوی ما از از فقدان استعداد های اداری رنج می بریم. پیدا کردن یک راه حل برای بهبود بیشتر روابط حکومت یک کار خوب بود و می بایست بعد از انتخابات مطرح می شد. من از نمایندگان بین المللی خواهش کردم که به همچومباحثات پایان دهند. (پایان فصل)

(ادامه دارد)