دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری افغانستان درسال 2009
(به استناد کتاب: کای آیدی: «مبارزه قدرت در افغانستان»)
Kai Eide: Power Struggle over Afghanistan
قسمت پنجم
پالیسی جدید: توجه به امور ملکی
پالیسی جدید امریکا در قبال افغانستان نه تنها ازنظر نظامی شامل «افزایش نیروSurge» بود، بلکه در عین زمان توجه به امور ملکی نیز بطور قابل ملاحظه دراین پالیسی گنجانیده شده بود. هیلری کلنتن وزیر امور خارجه امریکا برای شرح این پالیسی وجلب همکاری سائر کشورها، کنفرانسی را در شهر «هاگ ـ هالند» براه انداخت که قبلاً با حکومت افغانستان و نمایندگی ملل متحد درکابل در زمینه مشوره نگردیده بود. با آنکه این اقدام جدید برطبق آرزومندی ملل متحد بود، اما بی اطلاعی از تدویر و محتوای کنفرانس یک نوع سردر گمی و نگرانی را در کابل و نیز نزد کای آیدی به وجود آورد و چنین پنداشته شد که گویا امریکا دراینکار مستقلانه عمل کرده و به نظر دو مرجع دیگر چندان توجه نکرده است. اینکار بار دیگر موجب بروز رنجش کرزی و کای آیدی از مقامات امریکائی گردید، چنانکه دراین فصل گزارش مختصر آن ارائه میگردد:
(نوت: دربارۀ پروژه های ملکی شامل این پالیسی گزارش مختصردرساحات معارف، صحت عامه، انکشاف دهات و امور اجتماعی درفصل نزدهم کتاب ارائه شده است و چون این موضوعات کمتر به بحث اصلی ما یعنی انتخابات ارتباط میگیرد، ازترجمۀ آن فصل صرف نظر گردید.)
اقدام تعجب آورهیلری کلنتن در کنفرانس هـــــاگ
(فصل هژدهم کتاب از صفحه132 الی140)
مترجم: محمد همایون هارونی
حکومت جدید امریکا مطالعات خویش رامبنی بر استراتژی آن کشوردر افغانستان آغازنمود. صدها صفحه نشر و موردبحث و گفتگو قرارگرفت .ما قبل از آغاز کارحکومت جدید امریکا به جوبایدن معاون رئیس جمهورحین دیدارش از کابل مشوره خودرا ابراز نمودیم. و حال ناظر مذاکرات از فاصله دور بودیم. و هیچ اقدام جدی جهت مشوره صورت نگرفت. درماه فبروری یک گروپ خبیر وزرأ افغانی از واشنگتن دیدن نمودند، در جریان این دیدار یکی ازایشان برایم یک پیغام نوشت "اســـتــعـمار جدید." افغانها نمی دانستند که با آنها مشوره میشود. آنها یک هفته در واشنگتن اقامت داشتند، مگر فقط بحیث مشاهد بودند.
در جریان مذاکرات وزرای دفاع آیسافISAF در کراکاو؛ سکرتر جنرال ناتوNATO مرا گوشه کرد و اشاره مواظبت داد که حکومت کنونی امریکا در نظر دارد یک کنفرانس بزرگی در مورد ستراتیژی جدید خود درافغانستان دایر نماید. هفته های بعد من درین مورد چیزی نشنیدم و فکرکردم که پلان متذکره از قلم افتاده است. مگر در پنجم مارچ موقعیکه در قصرنمبر 7 درکابل عقب کمپیوتر خود نشسته بودم، ایمیل از معاون وزیر خارجه درواشنگتن ریچارد باوچرRichard Boucher به کمپیوترم رسید. او چند سال قبل مسؤل سیاست های امریکأ در افغانستان بود و فعلاَ ً درنظرداشت که وظیفه را ترک گوید. باوچررفیق بسیار خوب بود و علاقمند زیاد بین افغانها داشت. موصوف در ایمیل خود متذکر شد که عنقریب به اطلاع تان خواهد رسید که ایالات متحده میخواهد یک کنفرانس بین المللی را در مورد افغانستان دایر نماید وشما ریاست آنرا بعهده خواهید داشت. فقط همین.
هنوز دربرابر کمپیوتر بودم که اولین راپور از نماینده گی اخبار بروکسل به اطلاعم رسید. همین لحظه در جلسه وزرای خارجه نــاتـــو هیلری کلنتن طی یک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلان نمود که یک کنفرانس بزرگ درهــاگ دایر میگردد و ستراتیژی و خط مشی آینده امریکا را تعیین می نماید. درین کنفرانس سرمنشی ملل متحد اشتراک ورزیده و ازمن درخواست بعمل خواهد آمد تا ریاست کنفرانس را بعهده گیرم. شگفت زده به وزیر خارجه سـپنتا تیلفون کردم و در مورد این خبرپرسیدم که چرا او مرا در جریان این خبر نگذاشته است؟؟ چون وی بهمین زودی ها با همکارانش به واشنگتن رفته بود و مگر سـپانتا بیشتر از من متعجب شد، قرارمعلوم در اثنای توقف در واشنگتن هیچکس با وی درمورد امکانات چنین یک کنفرانس صحبتی نکرده بود. او به سرعت با کرزی به تماس شد اگر او اطلاعی داشته باشد. چند لحظه بعد سـپانتا بمن تیلفون زد که کرزی نیز ازین موضوع اطلاعی ندارد و ازموضوع به این منوال اظهار ناخوشنودی کرد. روز بعد با کرزی و چندی از وزرایش در قصر ریاست جمهوری ملاقات نمودم. از آنجائیکه واشنگتن افغانها را از تدویرکنفرانس در مورد افغانستان مطلع نساخته بود،اظهار نارضایتی کامل نشان دادند، نارضایتی بخاطر اینکه کنفرانس در مورد افغانستان دایر میگردید، بلکه با افغانها اصلا ً مشوره صورت نگرفته بود. برای کرزی و وزرای مقرب او این نمونۀ بی توجهی و بی احترامی اداره جدید امریکا بود. بهرحال ما باید آماده گی خودرا به کنفرانس هــاگ که بتاریخ 31 مارچ تعین شده بود، میگرفتیم.
درجریان دو هفتۀ آینده، هیچ اطلاعی در مورد کنفرانس برایم نرسید. از آنجائیکه در ماه مارچ من به نیویارک جهت اشتراک به جلسه شورای امنیت ملل متحد میرفتم، تصمیم گرفتم که یکروزی را موقع برگشت از نیویارک به واشنگتن بگذرانم. ریچارد باوچر بسیار کوشید درمورد ادارۀ جدید بامن کمک نماید اما واضح بود که تاحال اداره جدید از بررسی های خود هیچ نتیجه گیری نکرده بود. درین حال بحث ستراتیژی در آنجا تقریباً به آخر رسیده بود اما معلومات در زمینه بدسترس ما قرار نداشت، بما گوشزد شد که شخص اوبـامـا پلان دارد که دربیانیه خود ستراتیژی جدید را اعلام نماید. امیدواربودیم که امریکائی هاچیزی را که ضرورت مبرم داریم، قبل از تدویر کنفرانس هــاگ برای ما بدهند. به اندیشه اینکه آخرین اعلامیه پس از کنفرانس داده خواهد شد، باوچر بامن و بعضی اعضای دفتر ما نشست تا مطالب مهمی را که در اخیرهفته باید در جلسه شورای امنیت ملل متحد بیان نمایم، با ما درمیان بگذارد.
ما ازیک تعداد زیاد نمایندگان کشورها و مؤسـسات بین المللی برای مشوره دردفترمرکزی ملل متحد در نیویارک در رابطه با کنفرانس آینده دعوت نمودیم. این یک کار فوق العاده دشوار بود، زیرا نمی دانستیم چه را پور بدهیم. دشوارتر برای نماینده امریکا بود که از ما هم کمتر میدانست. پس از ختم جلسات در مرکز ملل متحد ما دوباره به واشنگتن برگشتیم، به امید اینکه از آماده گی امریکا در مورد بیشترآگاه شویم. ساعت بسرعت میگذشت و ما ضرورت به معلومات در مورد کنفرانس هـــاگ بطور عاجل داشتیم .
دوباره بدفتر وزارت خارجه برگشتیم روز های اخیر بمذاکرات طولانی یک ستراتیژی جدید گذشت. من و مارک وارد از چندین ماه به اینطرف راجع به یک "افزایش قوای ملکی" که بیشتر به ضروریات ملکی توجه داشته باشد، صحبت میکردیم و این موضوع از مذاکرات واشنگتن نشأت میکرد. من بسیار علامند بودمبه چزیکه بمن گفتند، باآنکه هنوزهم مشکل بود تا دقیقاً از ستراتژی جدید چیزی بدانم. به کنفرانس هاگ فقط یک روز مانده بود. من و باوچر در تهیه اولین مسودۀ نتیجه گیری ازین کنفرانس کار نمودیم و برآن تأکید داشتیم که کمک ملکی مثل برنامه های نظامی واجد اهمیت بسزا است تا از وابستگی به قراردادی های بزرگ آزاد گردد. نه تنها تأکید به کمک ملکی اقدام مثبت اداره جدید بشمار میرفت، بلکه اداره جدید میخواست تأثیرات کمک های امریکا را نیزمورد بررسی قرار دهد.
دو روز توقف در واشنگتن امکانات آنرا میسر ساخت که اشخاص برجستۀ اعضای اداره جدید راملاقات نمایم واطلاعات مهم ازداخل سیاست امریکا بدست آورم. هیلری کلنتن از همان لحظه اول مراتحت تأثیرقرارداد، سؤالات مشخص درمورد مایحتاج زراعت، ساختمان زیربنائی و مؤسسات ملکی نمود. از مذاکراتیکه با رابرت گیتس و دیگران نمودم، آموختم که اضلاع متحده امریکا با علاقمندی خاص پلان دارد تا صدها متخصص ملکی امریکائی را درافغانستان استخدام نماید. قبلا ًهیچ مذاکره در واشنگتن درهمچو موارد با چنین رجحان و تأکید صورت نگرفته بود.
تقریباً درهمه جلسات از روابط من با هـالبروک یادآوری میشد، بقول تایمز لندن هـالبروک مرا یک شخص «غیر مؤثر و عاری از فائده» میداند. مترددبودم که منبع این گفته آیا کدام شخص نزدیک به هالبروک است یا خود وی، ولی از فحوی چنین برمی آمد که به تعقیب مذاکرات اولی ما در آغاز ماه فبروری این گفته هنگام توقفش در کابل صورت گرفته است ، هالبروک در مورد چندین همکاربین المللی و امریکائی خویش نیز کلمات تحقیر آمیز ابرازنموده و ازآ نجمله بعضی ازهمکار ان نزدیک من بودند. اما آمرین مافوق وی تأکید نمودند که اضلاع متحده امریکا بتمام معنی ازملل متحد و من پشتیبانی می نمایند، در اولین مذاکرات شخص اوباما نیزهمین پیغام را به بانکـی مون سرمنشی ملل متحد ابراز نمود. بازهم رابرت گیتس سؤال کرد ومتیقن نبود که من کمکهای لازم را از ملل متحد در نیویارک بدست آورده میتوانم. او به تکرار گفت که: "ما از شما کاملا ًحمایت میکنیم". " مشکل آنست که شما شاید کمکی را دریافت کرده نتوانید که به آن ضرورت دارید».
ما باردیگر برای مذاکرات قبل از جلسه هــاگ به نیویارک برگشتیم. باوجود آنکه مذاکرات بیشتر مشخص شده بود، مگر ما کمتراطلاع در مورد موقف امریکا در زمینه داشتیم. اوباما در سخنرانی تاریخ 27 مارچ خود نکات برجسته ستراتیژی جدید را ابراز نمود، و موقعیکه من آمادگی سفر خویش را به سمت اروپا و هـــا گ میگرفتم، یک سند پنج ورقی برایم داده شد که خلاصه ستراتیژی جدید امریکا بود و بنام اوراق سفید یاد میشد.
درین زمان توجه امریکا بیشتربه پاکستان بود، واضحاً بدون پالیسی موثر در مورد مخالفان مسلح در پاکستان، افغانستان بطور دائم بی ثبات بوده و مورد تاخت وتاز قرارخواهد گرفت. جای شک نیست که ضرورت مبرم به داشتن یک ستراتیژی قوی با اسلام آباد یک امرحتمی است، لیکن مشکل قضیه این بود که چطور بجای انتشاراعلامیه ها به اقدام شدید سیاسی توصل جست. مقامات پاکستانی یک معضله مشکل برای اداره بوش بود که این مشکل به ادارۀ اوباما نیزانتقال خواهدکرد. باوجود کمکهای فوق العاده اقتصادی، فشارسیاسی درمحک آزمایش قرارگرفت. باوجود همه اقدامات هیچ تغییری درسیاست پاکستان در برابر افغانستان بوجود نیامد.
مسرور بودم از اینکه می دیدم که تأکید جدی برلزوم رحجان کمکهای ملکی و افزیش مؤثریت آن در افغانستان صورت گرفته است. دراوراق آمده بود که کمک های انکشافی امریکا ودیگران بشکل نا منظم و ضعیف ترتیب گردیده وکوتاهی درتمویل چندین ساحه مهم بعمل آمده است. من به تمام معنی با آن جملات موافق بودم. برعلاوه قسمتهای قابل ملاحظه کمک های اقتصادی ملل متحد در تمویل معاشات مشاورین ملل متحد بمصرف میرسید. هیچنوع ارزیابی در مؤثریت کمک های امریکا صورت نگرفته و لهذا به یک تغییر جدی نیاز است. ما میتوانستیم که این قسمت را در اوراق سفید خود ما بنویسم، چنانیکه که دو ماه قبل همچواستدلال را به جو بایدن معاون ریاست جمهورارائه نمودیم.
در اوراق سفید ساحاتی که رجحان داده میشد، عبارت بودند از: زراعت، امورزیربنائی و تغییر کلی درظرفیت سازی افغانها که متکی بخود شوند، بخصوص در نواحی ولایات و قریه جات مؤسسات خودرا خوداستحکام بخشند. اوراق سفید خواهان یک "افزایش جدی در امور ملکی" گردید و مانیز این اصطلاح متخصصین ملکی را در یونیما UNAMA در جوار تقویه عسکری و پولیس بطور متوازن افزودیم.
درعین زمان مسرور بودیم که در طرزروش جدید توجه بیشتر به شناخت سیاست های ملکی و آشتی مصالحت آمیز معطوف گردید: اما مــلاعـمــر و گروپ پیروان او به آشتی مصالحت آمیز شامل شده نمیتوانند. واضح است که پیروزی در جنگ نا ممکن خواهد بود، بدون آنکه "مخالفان مسلح فاقد ایدئولوژی" اسلحه شانرا به زمین بگذارند. بعقیده من این مفکوره چندان پیشرفت نخواهد کرد، مگر آنکه رهبران طالبان نیزدر آشتی مسالمت آمیز شامل گردند. نمیدانستم که اضلاع متحده امریکا از سیاست "مخالفان مسلح فاقد ایدئولوژی" چه هدف دارد و مورد تعجب اینجانب قرار گرفت، با آنهم واشنگتن قدم های بزرگ به سمت درست برداشت.
من یکروز قبل از سائر اعضای ملل متحد به هــاگ رسیدم تاپیشنهاد نهائی اعلامیه کنفرانس را قبل از آغاز مجلس تکمیل نمایم. از کلکین هوتل خود ملاحظه نمودم که هالندی ها جهت دایر شدن کنفرانس مصروف آماده ساختن همه چیز اند. تماشای آن انسان را بیاد فلم می انداخت که نصب پایه برای بیرق ها، نصب شبکه رسانه هاادیوئی، گل ها، وتدابیر امنیتی درعین وقت به سرعت پیش میرفت.
هالبروک یک روز قبل از افتتاح کنفرانس هــاگ یک جلسه مقدماتی را بامن تقاضا کرد که دونکته عمده را در اجندای خود داشت: اول چطور میتوان از شراحمد ولی کرزی برادراندر کرزی را که رئیس شورای ولایتی قندهاراست وفوق العاده به فساد شهرت دارد، فارغ شد؟ و دوم آیا ها لبروک میتواند جلسه جداگانه را همراه وزیر خارجه ایران به تعقیب آنروز دائر نماید؟ من در قسمت ابراز موضع برادراندر کرزی مشوره ندادم چون در گذشته مقامات بین المللی همچو اتهامات را به کرزی ابراز نمودند اما شواهد کافی وجود نداشت، در جواب عکس العمل کرزی همیش آن بود در صورتیکه " شواهد برایم بدهید" من اقدام می نمایم در غیر آن اقدام نمی کنم و این جوابی است که به هالبروک داده خواهدشد، سرانجام سبب خشمگینی او گردیده ومذاکرات بی نتیجه خواهد ماند. من متیقن بودم که اضلاع متحده معلومات کافی استخباراتی جهت ثبوت شمول برادراندر او دارد، چرا مورد استفاده قرارنمیدهند؟ درحالیکه احمد ولی کرزی از سالها ست که معاش خور (سی آی ای) CIA بوده یک تعدادزیاد ملکیت های او در قندهار از طریق اضلاع متحده به کرایه گرقته شده و او شریک و همدست واشنگتن است.
(نوت: تلاش هالبروک برای دیدار با نماینده ایران طی اجلاس هاگ یکی از نکات ضمنی بود که کای آیدی آنرا در دو پراگراف در این فصل گنجانیده و چون موضوع خارج از بحث اختصاصی ما میباشد از ذکر آن صرف نظر گردید.) کای آیدی در ادامه می نویسد:
زمانیکه وزرای خارجه در هـــاگ بیانیه های خویشرا ایراد مینمودند، موقع آن بود که اعلامیۀ نهائی را جهت تصویب آماده سازیم. تاجائیکه توانستیم از اوراق سفید امریکا الهام گرفتیم و ما میدانستیم که موقف ملل متحد با حکومت افغانستان یکسان است : یک توازن مطلوب بین مایحتاج عسکری و ملکی، نیاز به تقدم در ارتقای انکشافی مملکت و ضرورت طرح یک پالیسی مؤثر جهت اولویت کوتاه مدت منابع کمک دهنده. تلاش دوامدار ما این بود تا بتوانیم پروگرام های تشکیل مؤسسات ملکی را در کابل و ولایات دیگر به وجود آوریم، زیرا وزارت خانه ها به قحطی مامورین و اشخاص باکفایت دچار هستند تا بتوانند پروگرام های جدید انکشافی را پیش ببرند. گرچه ثابت است که مؤسسات نمیتوانند بدون تربیۀ قوای بشری کارمؤثر را براه اندازند، ولی لازم است تا توجه بیشتردر مورد تحصیلات عالی و تربیه مامورین مسلکی صورت گیرد. لازم است تا به انکشاف دوامدارسکتورهای ضعیف از جمله زراعت، انرژی ، ورجحان پروژه های زیر بنائی رجحان بیشتر داده شود. پروگرام کمک های خارجی باید توجه خود را به قراردادی های گزاف قیمت خارجی نسازد ویک انکشاف متوازن سراسری کشوررا مد نظر گیرند. ما کوشیدیم که این همه عناصر درج اعلامیه گردد.
آخرین مشوره ها در تالار مجلس با اعضای ملل متحد بسرعت پیشرفت کرد تا توافق نمایندگان ملل متحد را بدست آید. با تعدیلات جزئی اعلامیه مورد تائید قرار گرفت وجلسه خاتمه یافت. خط مشی و اولویت ها بطور مشخص بمقایسه کنفرانس پاریس دقیق ترتعیین گردید. پرنسیپ های مهم در مؤثریت کمک ها داخل شد، این اولین ستراتیژی پالیسی انکشافی بود که بطوراجمالی تسجیل گردید و نیز یک قدم بسوی ترک فرهنگ وابستگی بود که اکثراً مانع انکشاف درافغانستان می گردید. من در بیانیۀ کوتاه خود، از اشتراک کننده گان تقاضا نمودم که توجه در اولویت ها نموده فضای " قضاوت های جانبی" را کنار بگذارند. هیلری کلنتن نیز همین نکات را متذکرشد. وقت آن رسیده بود که آستین ها را بر زده بیک روحیه قوی و متمرکز، نه مانند گذشته بکار آغاز نمود.
باآنکه اعلامیه هـــاگ امید بخش مینمود هیچ یک ما انتظار تغییر آنی درپالیسی های کمک دهندگان را نداشتیم . لیکن ما ملل متحد و وزرای افغانستان امیدوار بودیم که این یک نوع تغییر و نقطۀ عطف است. برخلاف حکومت بوش معلوم میشد اداره جدید یک ستراتیژی دارد که در بسیاری جهات مشابه ما است، ما هــــاگ را با یک احساس آسایش خاطر و انرژی نو ترک گفتیم. اما منتظر بودیم که چطور اداره جدید عمل خواهد نمود. آیا واشنگتن بیشتر گوش خواهد داد؟ سهم گیری اشتراک کننده گان در کنفراس تشویق کننده نبود. آیا این کنفرانس آغاز چیز جدید در آینده خواهد بود؟ (پایان فصل)
(ادامه دارد)