بازگشت به مقاله

شاه امان الله غازی و برنامه های انکشاف معارف درکشور

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 13سپتمبر 2020

(به مناسبت صد و یکمین سالگرد استرداد استقلال کشور)

بخش دوازدهم

(ادامه مبحث "مکاتب مسلکی")

مکتب صنایع نفیسه:

فن رسامی نخست در عصر امیر حبیب الله خان سراج شامل پروگرام درسی مکتب حبیبیه و مکتب فنون حرب شده بود و بوسیله استاد غلام محمد خان "میمنگی" تدریس میگردید. شهزاده امان الله خان که خود از شاگردان مکتب فنون حرب کابل بود، از همان ابتداء به صنایع نفیسه و انکشاف آن در کشور علاقمند بود و وقتی به پادشاهی رسید در فکر تأسیس مکتب صنایع نفیسه در کابل افتاد و آنرا نخست در پغمان زیر نظر قوماندان مکتب فنون حرب بناء گذاشت و سپس آنرا به کابل انتقال داد و در محل "شهرآراء" جا داد و در راس آن استاد غلام محمد خان میمنگی را مقرر نمود. بعد از مدت کوتاه استاد را برای تحصیل و آشنا شدن با سبک های رسامی جدید و در عین حال برای فراگرفتن امور چاپ (زنگو گرافی و چاپ رنگه و ساختمان و ترکیب رنگها) در سال 1301ش به جرمنی اعزام کرد. استاد بسرعت مراحل درسی و امورعملی را در برلین گذشتاند و با استعدادی که داشت توانست در پوهنتون برلین نمونه های رسامی شرقی را نیز برای شاگردان تدریس نماید و دراواخردلو 1301 (فبروری 1923) با لقب "پروفیسور" به وطن برگشت و به حیث مدیرمکتب صنیع نفیسه کابل بکار آغاز نمود. او دستگاه کوچک "لیتوگرافی" را که با خود از جرمنی آورده بود، طرز چاپ رنگه را در روی کاغذ و تکه به شاگردان یاد داد که بسیار مورد علاقمندی شاگردان و حکومت قرار گرفت.

روزی شاه امان الله غازی بدون اطلاع قبلی به دفتر کار استاد غلام محمد خان میمنگی رفت و بعد از قدردانی از زحمات او، انکشاف آن مکتب را وعده داد. همان بود که وزارت معارف بسرعت دست بکار شد و مواد و وسایل لازم را برای مکتب تهیه کرد و مکتب بطور فوق العاده بروز 18 عقرب 1303ش ازطرف شاه غازی با حضور داشت فیض محمد خان زکریا وزیر معارف و دیگر اراکین دولت افتتاح گردید. شاه به وزیر معارف هدایت داد تا ماشین های بزرگتر لیتوگرافی و چاپ را از خارج تهیه و در دسترس مکتب قرار دهد که با رسیدن ماشین های جدید و استخدام یک تعداد استادن فن خطاطی، نقاشی و چاپ سنگی تهداب اولین مطبعه دولتی کابل در جوار ارگ عقب وزارت خارجه گذاشته شد. متأسفانه هنوزچند ماه از کار آن نگذشته بود که در اواخر جدی 1303 این مطبعه بدست دشمنان پیشرفت کشور طعمۀ حریق گردید. با آنهم مکتب به فعالیت خود در آنجا ادامه داد ، اما آتش سوزی بار دوم در ماه دلو1304 همه لوازم مطبعه ومکتب را از بین برد و ناگزیر مکتب بعد ازحریق دوم به کوتی لندنی در جوار ماشین خانه حربی (کنار دریای کابل) انتقال نمود. شاه امان دستور تورید ماشین های جدید چاپ را صادر و با ورود آنها مطبعه در همان محل جوار ارگ دوباره بکار آغاز کرد که تا سقوط رژیم امانی همچنان فعال بود و آثار رنگی و غیره امور طباعتی دولتی را به شمول چاپ اولین بانکنوتهای "افغانی" (به حیث واحد پولی کشور) دراواخرسال 1306 در همین مطبعه چاپ و بطور محدود در چلند انداخته شد.

قابل ذکر است که مکتب صنایع نفیسه در همان عمارت"کوتی لندنی" تا سقوط رژیم امانی باقی ماند و اولین دستگاه پخش رادیو در کابل از همانجا صورت گرفت و این عمارت بیک مرکز فرهنگی تبدیل گردید. در دوره سقوی دروازه آن بسته شد و اما در دورۀ سلطنت محمد نادرشاه که تصمیم به اعمار تعمیر جدید برای مکتب حبیبیه در جوار دریای کابل و متصل به مقبره اعلیحضرت تیمورشاه گرفته شد و تعمیر بسرعت در سال 1313 تکمیل گردید، مکتب صنایع نفیسه نیز موقتاً در یک قسمت آن مکتب جا داده شد و پس از مدت کوتاه عمارت جدید در عقب مقبره تیمورشاه (در جوار زیارت) ساخته شد و یک قسمت مکتب بخصوص امور چوب کاری و نجاری به آن عمارت انتقال یافت که بعد از مدتی نام آن به "مکتب صنایع" تغییر کرد که در بین عوام به "فابریکه حجاری و نجاری" مسمی شد و بیشتر برای ساختن میز و چوکی و دیگر لوازم وزارت معارف اختصاص یافت. در همین وقت مکتب میخانیکی کابل تأسیس گردید و امور میخانیکی و شعب مختلف صنایع نفیسه به عمارت دیگر در مقابل مکتب نجات سابقه و گوشۀ "ماشینخانه" انتقال و به فعالیت آغاز کرد.

تأسیس انجمن پشتو (د پشتو مرکه):

شاه امان الله غازی برای تقویه زبان ملی پشتو درماه حمل 1298(اپریل 1919) تعداد صد نفر ازعلمای قندهار را به کابل دعوت نمود و در ضمن طرح موضوع استقلال و جلب نظر آنها برای اعلام جهاد و ترقی معارف، دربارۀ تعمیم و انکشاف زبان پشتوصحبت کرد تا این زبان در بین مردم کشور از طریق مکالمه تدریجاً عام شود. شاه علاوه کرد که دولت در نظر دارد بزودی به تأسیس یک انجمن بنام "د پشتو مرکه" بپردازد و از همه ولایات پشتو زبان کشور تعدادی از دانشمندان را به حیث همکاران این انجمن بگمارد و نیزعلاوه کرد که از این به بعد همه نظامنامه های دولت همزمان به هردو زبان نشر خواهد شد. شاه افزود که: در قدم اول برای ترجمه این نظامنامه ها باید یک تعدادی از اعضای انجمن که در هردو زبان مسلط باشند و ازعهده ترجمه دقیق برآمده بتوانند، به وظیفه مقرر خواهند شد.

قابل ذکر است که انجمن "د پشتو مرکه" در "نظامنامه تشکیلات اساسیه افغانستان" در ماه 47 به ارتباط وظایف وزارت معارف به حیث یک مرجع رسمی در تشکیل آن وزارت گنجانیده شده و نیز در ماده 55 آن چنین آمده است: «هیئت تألیف و ترجمه کتب درسیه مرکۀ پشتو: برای تألیف و ترجمۀ کتب درسیه راجع بهمه مکاتب یک هیئت تألیف و ترجمه ملحق به انجمن معارف تشکیل میشود و ذواتیکه این هیئت را تشکیل میکنند، از کتب درسیه فرانسوی و ترکیه و دیگر السنه ترجمه و استنباط کرده کتب درسیه را ترتیب و تألیف مینمایند و یکنفر رئیس ریاست انجمن را مذکور را عهده دار میباشد. برای ضبط و تدوین اصول و قواعد زبان پشتو و برای نقل و ترجمه کردن کتب درسیه با این زبان یک مرکه پشتو تشکیل میشود و این "مرکه د پشتو" به انجمن معارف مربوط میباشد و یکنفر رئیس ریاست آنرا مینماید.» (دیده شود: نظامنامه فوق الذکر، چاپ اول ، ثور 1302ش، صفحه 21)

به این ترتیب دراوایل سال 1302(1923) اداره انجمن "د پشتو مرکه" در برج شمالی ارگ کابل تشکیل و بکار آغاز کرد و اولین اعضای آن عبارت بودند از: مولوی عبدالواسع خان قندهاری (به حیث رئیس)، عبدالرحمن خان (پسر کاکا سیداحمد خان لودین)، محمد زمان خان (برادر محمود طرزی)، ملا محمد خان مشهور به افغانی نویس، عبدالوهاب خان کاموی، عبدالواحد خان لکن خیل، عبدالکریم خان دولت شاهی، احمد گل خان سلیمان خیل، غلام قادرخان قندهاری، الله ویردی خان وردک، میرعالم خان مروت و پادشاه میرخان خوگیانی. در جوار اعضای رسمی فوق تعداد زیاد به حیث اعضای افتخاری نیز با این انجمن همکاری نزدیک داشتند. چون در ماه میزان 1302ش مولوی عبدالواسع خان به حیث رئیس محاکمات که جدیداً تشکیل شده بود، مقرر گردید، بجایش عبدالرحمن خان قندهاری معاون او به حیث رئیس این انجمن مؤظف شد. متآسفانه بیشترین کاراعضای این انجمن به ترجمه نظامنامه ها و ترجمه بعضی کتب درسی اختصاص یافت و هدف اصلی که همانا تعمیم زبان پشتو در محاره بین مردم بود، در حاشیه رانده شد و کمتر به آن توجه مبذول گردید. (برای شرح مزید دیده شود: وکیلی پوپلزائی: "فرهنگ کابل باستان"،جلد دوم، صفحه902 تا 907 و همچنان "سلطنت امان الله شاه"، جلد اول، صفحه 426 ـ 427)

انکشاف دارالمعلمین:

دارالمعلمین بار اول در عصر سراجیه تأسیس گردید و تعدادی از شاگردان رشدیه مکتب حبیبیه را به هدف تربیه معلمان مکاتب ابتدائیه درآنجا مصروف تحصیل ساختند که البته از اینطریق تعداد معلمان در سطح اعدایه بکار گماشته شدند. درعصرامانی به روی ضرورت جدی برای معلمان با سویه بالاتر دارالمعلمین انکشاف کرد و در ماه میزان 1302ش طبق امر شاه عمارت و باغ سابق حکومتی که در اختیار نقیب صاحب بغدادی در کابل قرار داده شده بود، به موافقه موصوف برای دارالمعلمین اختصاص یافت. درعین زمان انجمن معارف پروگرام جدیدی را بسویۀ دیگرکشورهای اسلامی طرح نمود. در اواسط 1302 وزارت معارف تصمیم گرفت که سه نفر معلم برای مضامین علم النفس و فن تعلیم و تربیه و تاربخ و جغرافیه از کشور ترکیه استخدام نماید که با ورود آنها سویه تعلیمی دارالمعلمین روبه ارتقاء گذاشت و بعدتر چند نفر از فارغان مکتب حبیبیه نیز در آنجا به حیث معلم مقرر شدند.

مکتب موزیک:

موسیقی در کشور تاریخ طولانی دارد، ولی دراینجا هدف از موزیک همانا یک گروپ از نوازندگان آلات مختلف موزیک است که در قدیم در اوقات لشکر کشی ها ومعاینات عسکری و جشن های ملی و مردمی در پیش روی صفوف عساکر با نواختن نقاره، دهلو سرنا مروج بود. اما درجشن سال 1259ش (1872م) که امیرشیرعلی خان به مناسبت ولیعهدی شهزاده عبدالله جان با تدویر یک لویه جرگه در کابل برگزار کرد، بار اول دسته موزیک هندی ـ افغانی در موقع رسم گذشت عسکری در پیشاپیش عساکر نغمه مشابه به مارش عسکری را نواختند. بعدها در سال1263 ش آلات موسیقی برای این دسته از هند خریداری و وارد کابل شد و دسته نوازندگان بطور جمعی بنام "باجه خانه" مشهور شدند که در راس آن شخصی به اسم "ضبطو خان" از هند استخدام گریده بود. این دسته تمرینات خود را در باغ "علی آباد" (حالا پوهنتون کابل) به اصول عسکری اجراء میکردند. سپس شخصی دیگر از شاگردان استاد ضبطو سردسته باجه خانه شد. درعصرامیرحبیب الله خان سراج درسال 1287ش(1908م) خریداری آلات بیشر موزیک از یک کمپنی انگلیسی صورت گرفت که در جمع ان آلات موزیک جدید نیز شامل گردید و این دسته بنام "باجۀ برنجی" شهرت یافت و تصنیف های جدید را شروع به نواختن کردند که بعداً اکثر آلات موزیک را در ماشینخانه کابل می ساختند. دراین مرحله نواختن از روی نوت نیز معمول شد.

در زمان سلطنت شاه امان الله با ورود معلمان از ترکیه و دراثر مساعی محمود سامی که خود معلم موزیک بود، اساس جدید برای اینکار گذاشته و تصنیف های ترکیه عثمانی رایج شد. یکی از کسانیکه دراین راه خدمت زیاد کرد، همانا استاد غلام حسین خان (پدر استاد بزرگ محمد حسین سرآهنگ) بود که بار اول برای تأسیس مکتب موسیقی در کابل تلاش زیاد نمود.

در یک مقالۀ که به مناسبت سالگرد وفات استاد غلام حسین بقلم فرزاد فرنود(منتشره روزنامه 8صبح، مورخ 27 سرطان 1399) به نشر رسیده چنین آمده است: « استاد غلام حسین شاگردان زیادی، از جمله فرزندش استاد محمدحسین سرآهنگ را تربیت کرد، ولی او تنها وقتش را وقف آموزش موسیقی سنتی در خرابات نکرد، بلکه موسیقی را بیرون از خرابات برد. و این روزها برابر بود با روی کار آمدن امیر امان‌الله خان در افغانستان. امیر جوان، روزنه‌ تازه‌ای در زند‌گی اجتماعی مردم گشوده بود و امیدهای زیادی برای شگوفایی کشور در دل مردم جوانه می‌زد، چون گام‌های محکمی برای عصری شدن هرچه زودتر کشور از سوی دستگاه دولت برداشته می‌شد، موسیقی نیز یکی از بخش‌های مهم برای آگاهی‌ مردم، وارد نظام آموزشی [در مکاتب] گردید. در آغاز، این برنامه تنها در چند مکتب در کابل عملی گردید و استادانی چون استاد پیربخش در دارالمعلمین کابل، استاد نتو در مکتب حبیبیه و استاد قربان علی در مکتب استقلال به شیوه سنتی برای هنرجویان آموزش می‌دادند؛ بعداً وقتی پای استاد غلام حسین در معارف کشیده شد، او نظامنامه موسیقی بهتر را ترتیب داد که اگر این نظامنامه در معارف عملی می‌شد، موسیقی در مکاتب رونق بهتری پیدا می‌کرد. اما نشر این نظامنامه، با مخالفت‌های زیادی از سوی روحانیون روبررو شد و آن‌ها از طریق مساجد ذهنیت‌ سازی کردند تا مردم در برابر این نظامنامه ایستاد‌گی کنند و آن را نپذیرند. در نتیجه آموزش موسیقی از نظام درسی کشور برچیده شد.»

تأسیس "لیلیه" برای شاگردان بی بضاعت:

بتاریخ21 جدی 1302 با انفاذ "اعلاننامه ادارۀ لیله" برای شاگردان بی بضاعت در ولایات دیگر که مستحق ادامه تحصیل به سویه بالاتر از مکاتب ابتدائیه بودند، وقتی به کابل می آمدند، برای اولین بار امکانات اعاشه واباته شان با تأسیس اداره لیله از طرف دولت فراهم گردید و برای این منظور لایحه فوق که درآن شرایط استفاده از لیلیه و مشخصات و مصادیق لازمۀ آن با یک مقدمه و یک ضمیمه تحت 14 ماده ترتیب و نافذ گردید که شاگردان مستحق برطبق لایحه مذکور حق استفاده از لیله را در کابل داشتند.

در مقدمه این لایحه آمده است که: «از آنجا که تعمیم و تعلیم اولاد این وطن یکی از افکار اعلیحضرت غازی است، ذات شاهانه برای اینکه هر درجه و طبقۀ ابنای این مملکت به فیض علم و عرفان نائل شوند، مکاتب ابتدائیه را در اکثر بلاد و مکاتب تالیه و عالیه را دراین دور آغاز به مرکز تأسیس فرمودند، تا بخواست خداوند علیم وحکیم مراتب علمیۀ افراد وطن عزیز ما ترقی و تعالی حاصل کرده در آتیه تأمین و افتتاح مکاتب رشدیه و دارالمعلمین در هر ولایت صورت اجراء و ایفاء حاصل کند. از این رو چون درحال بجز مرکز در دیگر ولایات و حکومتی های اعلی مکتب رشدیه و دارالمعلمین تأسیس نشده و در هذا سنه از مکاتب ابتدائیه محصلین صنف پنجم نصاب ابتدائیه را تکمیل نموده به مکاتب رشدیه و دارالمعلمین کابل داخل گردیدند، از حضور شاهانه برای تسهیلات معاشات این قسم طلبای که نادار و بی بضاعت باشند، ادارۀ لیلیه منظور شده و وزارت معارف با افتتاح و تأسیس چنین اداره موافق بمواد مرقومۀ ذیل مجاز گردید تا طلبای که از بلاد و توابع دور و نزدیک بمرکز آمده به مکتب رشدیه و دارالمعلمین داخل میشوند، صرف آن قسمتی که نادار و ناتوان باشند، از فیض توجهات معارف پروری شاهانه تسهیلات معاشیۀ خویش فائز گردند و باقی طلبای که توانا و صاحب بضاعت اند، انها میتوانند بذمه داری ادارۀ معاشیۀ خویش در مکاتب موصوف شرف شمولیت حاصل کنند.» (برگرفته از "اعلاننامه ادارۀ لیلیه"، چاپ مطبعه دائره تحریرات مجلس عالی وزراء، کابل ، مورخ 21 جدی 1302ش)

در مقدمه فوق دو موضوع جلب توجه میکند: یکی ـ فراهم آوری زمینه تحصیل بالاتر از ابتدائیه برای همه اتباع کشور و دیگرـ برای شاگردان مستحق که نادار و بی بضاعت باشند با شمولیت در لیلیه تاحد توان و امکانات دست داشته دولت مساعدت بعمل آمد. این اولین بار است که دولت در آنوقت با تشکیل این اداره ولو به پیمانه محدود در تعمیم معارف اقدام میکند و تهداب اول را دراین مسیر می گذارد.

(ادامه دارد)