(به مناسبت صد و یکمین سالگرد استرداد استقلال کشور)
بخش سیزدهم
تأسیس مکاتب دخترانه و مشکلات آن:
طرزی: "زنان نیمی از پیکرۀ مردان اند":
طرزی تلاش کرد به مردم واضح سازد که علوم جدیده مخالف اسلام نیست. او مثالهای زیاد ارائه کرد که چگونه علوم معاصر از انکشاف علوم توسط مسلمانها در قرون وسطی بهره مند شده است و اکنون زمان آن رسیده که کشورهای اسلامی از علوم و اختراعات اروپائی استفاده نمایند. او معتقد بود که: برتری اروپائی ها در عصر حاضر ناشی از پیشرفت آنها در زمینه های اقتصادی، علمی، تکنالوژیکی و فرهنگی است. افغانستان و سائر کشورهای اسلامی وقتی با آنها برابری میتوانند که جامعه را بشناسند، ساینس و تکنالوژی جدید را درآن بکار بگمارند و به انکشاف صنایع بپردازند. طرزی تقلید کورکورانۀ اروپائی را نمی خواست و مثال جاپان را میداد که چگونه با حفظ ارزشهای ملی خود توانست از مزایای تکنالوژی اروپائی بهره مند شود.
طرزی با تأکید برنقش برجستۀ زنان در دوران خلافت عباسی می گفت: زمانیکه تمام زنان و مردان اروپا بیسواد بودند، زنان مسلمان به حیث شاعر و هنرمند و حتی درمقامهای اداری کار میکردند. او در مورد اهمیت تعلیم و تحصیل زنان استدلال میکرد که: فقط زنان تعلیم یافته و منور میتوانند همسران و مادران خوب باشند و همین زنان استند که اطفال را که آینده متعلق به آنها است، بار می آورند. طرزی به استناد حدیث مبارک که "زنان نیمی از پیکرۀ مردان اند"، استدلال میکرد که بدون پیشرفت این نیمۀ اجتماع نمیتوان نیمۀ دیگر آنرا بطور کامل و سالم انکشاف داد. او می گفت که اسلام برمبنای مساوات بین همه اعم از زن و مرد استوار است و میخواست بدینوسیله احساس خودآگاهی و اعتماد به نفس را به منظور تقویۀ تفکر معقول و "دفاع از خود" بین زنان کشور ایجاد نماید. به نظر او: این هدف وقتی برآورده می شود که زنان تعلیم یافته و آگاه شوند تا بتوانند برای فامیل، فرزندان ودرنهایت برای جامعه عناصر مفید و فعال بار آیند. اوحتی اصرار میکرد که نقش تعلیم و تربیۀ زنان اگر بالاتر ازمردان نیست، به هیچ وجه کمتر از آنان نمی باشد. اینجاست که طرزی اولین مرد متفکر درنهضت زنان کشوربشمار میرود و برلزوم کسب علم و دانش جدید برای زنان افغان تأکید و اصرار میکرد. نظریات او سرلوحۀ اساسی اقدامات رژیم امانی را در مورد زنان تشکیل میداد.
اینک به شرح مختصر اقدامات شاه امان الله غازی و ملکه ثریا پرداخته میشود که زیر نظر محمود طرزی هر دو را میتوان پیشتاز نهضت زنان، مدافع حقوق شان و بانی معارف برای طبقه اناث در کشور دانست. جای هزارتأسف است که دشمنان پیشرفت و ترقی افغانستان یعنی انگلیسها نگذاشتند افغانستان راه خود را بسوی ترقی و آرامش باز کند و به طرق مختلف سد راه شدند، چنانکه دست ویرانگر آنها از آستین خود ما دراز گردید و به تحریک آنها عناصر محافظه کار زیرعنوان دین به مقابله پرداختند علیه حقوق حقه زنان و بخصوص تعلیم و تربیه شان موانع ایجاد کردند.
ملکه ثریا ـ خانم پیشتاز قرن در امور زنان افغان:
درفرهنگ کهن ما به «معلم» مقام «پدرمعنوی» را میدهند و این مقام شایستۀ همه کسانی است که در راه اعتلای علم و معارف به نحوی خدمت کرده ومیراثی از خود بجا گذاشته اند که اخلافش ازآن فیض برده و راه آنها را نسل به نسل تعقیب نموده اند. اگر به گذشته ای نهضت زنان کشور و به تلاش زنان و دختران وطن در راه کسب علم و دانش درطی چند دهۀ اخیر نگاه مختصر اندازیم، درمی یابیم که این شمع فروزان با وجود نشیب و فراز های فراوان مرهون فدا کاری یک زن قهرمان کشور است که با شهامت و شجاعت زاید الوصف دریچۀ علم و دانش را دریک محیط نامساعد و مملو از تاریکی های عنعنوی بار اول در تاریخ به روی زنان افغان گشود. این زن را به حق میتوان بانی نهضت زن در کشور و مادر معنوی همه زنان کشور دانست که از آنوقت تا امروز به مکتب رفته و دانش آموخته و نیز از فیض دانش راه خود را در سهمگیری فعال اجتماعی بیرون از منزل باز کرده اند. این زن نامدارکسی دیگرنیست، جز ملکه ثریا.
ملکه ثریا میان ۱۰۰ زن قدرتمند جهان برگزیده شد. مجله تایم گفته است که در سال های ۱۹۲۰ملکه ثریا منحیث پرقدرت ترین شخص در خاورمیانه و برای افکار مترقی اش مشهورترین زن در جهان بود. تصویر ایشان یک قرن بعد امروز با این همه شان و شوکت در تایم نشر گردیده است
TIME chose Queen Soraya as one of the 100 women who defined the last century. As the first Queen Consort of Afghanistan, she became one of the most powerful figures in the Middle East in the 1920s & was known throughout the world for her progressive ideas.https://ti.me/2vxZao
عکس ملکه ثریا (عکس وسط) با زیورات رسمی که به هدف استفاده در محافل با خود به اروپا برده بود، میتوان با عکس تقلبی ملکه (عکس طرف راست) مقایسه کرد.(در افغانستان همچو جواهرات به سبک اروپائی قطعاً وجود نداشت و طوریکه در عکس وسط دیده میشود، زیورات سلطنتی تا آنوقت همه ساخت هند و به سبک شرقی بودند). عکس تقلبی ملکه ثریا هنگام سفر اروپا بوسیلۀ دشمنان افغانستان مونتاژ شده و به هزارها کاپی آنرا درداخل کشور و ماورای سرحد و حتی در بین مسلمانان هندوستان از طریق زمین و هوا پخش کردند تا این روحیه را خلق نمایند که گویا ملکه درانظارعامه بدون رعایت ستر و حجاب ظاهر شده است و بدینوسیله آتش قیام و آشوب را شعله ور سازند. مردم عوام که در آنزمان نه ملکه را دیده بودند و نه از تخنیک تقلب در عکس آگاهی داشتند، با دیدن این وضع باور کردند که موضوع واقعیت دارد. این دسیسه بر سرعت تا آنجا پیش رفت که حتی بعضی حلقات حکم تکفیر ملکه را صادر کردند. ناگفته نماند که دراین سالها عکس تقلبی ملکه ثریا در رسانه های داخلی و خارجی به حیث گویا عکس رسمی او به نشر میرسد. (برای شرح مزید دیده شود: مقالۀ از این قلم: "عکس تقلبی و تبلیغاتی ملکه ثریا..."، افغان جرمن آنلاین، 12 آگست 2019)
ملکه ثریا سومین دختر علامه محمود طرزی است که درسال 1276 ش (1897) در صالحیه دمشق (شام) پا بعرصۀ وجود گذاشت و به سن شش سالگی در سال 1281 ش (1907) به معیت فامیل خود به افغانستان آمد. از آنجا که علیا حضرت مادرشاه امان الله غازی با مادر محمود طرزی قرابت قومی داشت و طرزی نیز یک شخصیت بزرگوار بود، بزودی فضای روابط خانوادگی بین آنها گرمترشد و درنهایت به ازدواج دو شهزاده با دو دختر طرزی انجامید. شهزاده امان الله (عین الدوله) به خواهش خود و موافقه والدین به سن 23 سالگی از ثریا طرزی (17 ساله) طلب ازدواج کرد و عروسی شان بتاریخ 19 عقرب 1293 ش در قصر شهرآراء در کابل برگزار شد. ثریا نخست به «شهزاده خانم» و بعد از رسیدن شوهربه مقام سلطنت (1297 ش) به «شاه خانم» و درلویه جرگه 1307 رسماً ملقب به «ملکه ثریا» گردید. حاصل ازدواج ملکه با شاه امان الله دو پسر و جمعاً هفت دختر بود که همه با پدر و مادر بعد از سقوط سلطنت به ایتالیا مهاجر شدند وهمه درآنجا ازدواج کردند. ملکه ثریا درماه ثور 1348 ش به عمر 72 سالگی در روم وفات کرد و جنازۀ این علمبردار نهضت زنان به افغانستان انتقال یافت و در جلال آباد در جوار همسرش بخاک سپرده شد.
ملکه ثریا از بدو طفولیت در دامان پردانش پدر و مادر (اسما رسمیه که از اهل شام بود و درکابل به بی بی شامی شهرت داشت) تربیت یافت و زن سخنور، مردم دوست، با شهامت، دراک ومتین و باوقار بار آمد که این خصلت ها را در طول سلطنت شوهر و بعداً در ایام مهاجرت با صبر و قناعت به اثبات رسانید. او خودش شیفته تر از شوهر، عاشق تجدد و نوآوریها بود، مخصوصاً وضع زنان افغانستان که زیر بار چادری و درحصار خانه ها، بدون دسترسی به علم و دانش اسیر ارداۀ مردان خود بودند، او را بیش از هرچیز دیگر رنج میداد. افکار میهن دوستانه و تجددگرایانه پدر، رهنمای بزرگ او در مبارزه علیه قیمومیت زن در افغانستان بود که سجایای نیکو و میراث پربار این زن قهرمان برای نسل های بعدی را نمیتوان در این مختصر گنجانید، ولی دراینجا ازذکرمختصرکارنامه های او در ساحه معارف زنان کشور بسنده میکنم:
مکتب مستورات – اولین گهوارۀ تعلیم برای زنان کشور:
شاه وملکه هردو برتعلیم تربیه نسوان جداً تاکید داشتند وآنرا در صدرپروگرام های اصلاحی خویش قرار دادند. وقتی درسال 1298 ش ادارۀ "نظارت معارف" تشکیل گردید که بعداً "وزارت معارف" نامیده شد، انجمنی بنام "انجمن معارف" که در آن 19 نفر از شخصیت های سرشناس و دانشمند آن عصر اشتراک داشتند، برنامه عمومی انکشاف معارف را طرح نمودند. طوریکه قبلاً به تفصیل ذکرشد، این برنامه مشتمل بر11 پیشنهاد بود که همه مورد تائید شاه امان الله غازی قرار گرفت. در فقره ششم این پیشنهاد ها یکی از مهمترین اقدام در مورد "تأسیس مکاتب نسوان در شهر کابل" بود. به تأسی از این فقره پروگرام درسی نسوان توسط "انجمن علمیه" زیر نظر ملکه ثریا "درآنوقت ملقب به شاه خانم" روی دست گرفته شد که در ختم همان سال با تاسیس اولین مکتب نسوان درافغانستان بنام "مکتب مستورات" دروازه تحصیل دریک مکتب رسمی بار اول در تاریخ کشوربه روی طبقه اناث افغان بازگردید.
مکتب مستورات بتاریخ 20 جدی 1299ش (10 جنوری 1921م) با مراسم خاص توسط ملکه ثریا افتتاح شد و ملکه در یک بیانیه کوتاه حین افتتاح مکتب فرمود: «الحمدلله برای ما زنان الیوم یک یوم نهایت خوب است که به سایۀ اعلیحضرت غازی ما مکتب دختران را افتتاح می کنیم. امید است که ولاد وطن ما ازین مکتب فایده یاب شده جهت دین و دولت و ملت خود حتی الوسع خدمت نمایند و به همه حاضرین عصمت مآبان معلوم است که فرضیت علم به مرد و زن یکسان لازم است و این فضیلت مکتب که جهت ما زنان عاید شده از توجهات معارف خواهی اعلیحضرت جوان غازی ما و همت و کوشش جناب ناظر معارف ما [درآنوقت محمد سلیمان خان بود] است. اول دعای حیات اعلیحضرت علم جوی خود را نموده، عزت و نیکنامی جناب ناظر معارف خود را از خدای بزرک نیاز میکنم.» (وکیلی پوپلزائی: "سلطنت شاه امان الله"، جلد اول، صفحه 320)
در بارۀ اداره امور مکتب باید گفت که: مکتب توسط زنان خانواده شاهی اداره میشد؛ ملکه ثریا باحمایت معنوی شوهر و والدین خود بعنوان "مفتشه" از امورمکتب وارسی می نمود؛ مادرش "اسمارسمیه - خانم محمودطرزی" مدیره مکتب وخواهرملکه (خیریه خانم معین السلطنه) به حیث معاونه ایفای وظیفه میکرد. مکتب مستورات بیرون قصرشاهی درناحیه "شهرآراء" درخانه علی احمدخان "بعداً والی" واقع بود که بیشترشاگردان آنرا درسال اول (درحدود 50 نفر) دختران خاندان شاهی تشکیل می دادند.
(دراین فوتو24 نفر از شاگردان مکتب مستورات درسال 1923 دیده میشوند. اینها خواهران ناسکۀ برادرزاده ها وعموها و دختر شاه امان الله غازی بودند.)
درمدت کوتاه شاگردان مکتب چنان افزایش کرد که درپنج صنف ابتدائی تقسیم شدند ومکتب نیزبه یک عمارت بزرگتردرقلب شهرمسمی به "ده افغانان" در نزدیک محل مشهور به (حوض مرغابی ها) و دریک عمارت بزرگ بنام (گلستان سرای) که ازطرف (بوبوجان) ملکه امیر عبدالرحمن خان به مکتب اهداء شده بود، انتقال یافت. معلمه های اولی این مکتب آنعده خانم های بودند که درخانه سواد خواندن ونوشتن را آموخته وقدری از علوم دینی وادبی آگاهی داشتند. درهمین وقت هیئت اداری مکتب مشتمل بردوخانم ازعموزاده های ملکه بنامهای بلقیس و روح افزا یکی به حیث مدیره ودیگری به حیث کاتبه (منشیه) وهمچنان یکی از زوجه های امیرشهید فیروزه ملقب به "بدرالسراری" به حیث مبصره جدیداً مقررگردیدند. خانم می سکینازی (فرانسوی) در رسالۀ کوچک تحقیقاتی خود زیرعنوان "زنان افغان- تعلیم وفعالیت های اجتماعی درعصرامانی (1919-1929)" اسمای نخستین معلمان داخلی وخارجی این مکتب را ذکرکرده وآنها را "پیشتازان گمنام تعلیم وتربیت نسوان درافغانستان" لقب داده که بخاطر قدردانی ازاین مربیان پیشتاز نسوان به ذکر اسمای شان ذیلاً پرداخته میشود:
--- مریم (صبیه عبدالباقی خان اهل سرخاب میمنه)معلمه دری و تاریخ (سابق معلمۀ حرم شاهی)؛
--- حمیرا (صبیه پروفیسور غلام محمد خان میمنگی رسام شهیرکشور)؛
--- امنته الرسول (والده میرغلام حضرت شایق جمال) معلمه دری؛
--- فاطمه معلمه دری؛
--- خدیجه (دخترعموی ملکه) معلمه خیاطی وموسیقی؛
--- عایشه ملقب به بی بی خوری معلمه قرآن مجید ودنیات؛
--- بی بی خاجو وبی بی کومعلمه های آشپزی.
معلمین مرد که درمکتب نسوان تدریس میکردند، عبارت بودنداز:
--- پروفیسور غلام محمد میمنگی رسام؛
--- صوفی عبدالحق بیتاب (بعداً ملک الشعرا)؛
--- قاری عبدالله (بعداً ملک الشعرا)؛
--- فیض محمد زکریا (بعداً وزیرمعارف و وزیرخارجه)؛
--- سیدجمال الدین (هندی) معلم ریاضی؛
--- محمد عزیز "نادر" معلم ریاضی.
ازجمله معلمان خارجی:
--- عادله حیدر (ازترکیه همسریکی از ضاحب منصبان اردو)؛
--- خانم ایفان (ازجرمنی همسرمدیرمکتب جدید"امانی" معلمه آشپزی وتدبیرمنزل)؛
--- خانم الف خان(؟)؛
--- خانم کولین (سویسی) معلمه دربار ویک تعداد خانم های هندی که همسران مهاجران هندی مقیم کابل بودند.
دراینجا قابل ذکراست که گاه گاه شاه امان الله غازی نیز به مکتب رفته وبه تدریس دری می پرداخت واصول خود را بنام "اصول غازی" برای تدریس دری استفاده می کرد.
مکتب مستورات تا ختم دوره سلطنت شاه امان الله خان بروی دختران بازبود، البته به استثنای چند ماه درسال 1303 (1924) که بنابرشورش علیه اصلاحات بخصوص دربرابرنهضت تعلیم نسوان درخوست برپاشد، مکتب مسدود گردید که شرح مختصر آن بعداً می آید. سه ماه بعد دوباره دختران درجاده های شهردیده شدند که به مکتب می رفتند، اما این بارمکتب در داخل قصرشاهی ونخست به حیث مکتب خانگی و بعداً بصورت رسمی فعال گردید. ازسال1305 (1926) مکتب مستورات ازابتدائیه به متوسطه (رشدیه) ارتقا کرد وتعداد شاگردان نیز درآن سال بالغ به 300 نفر شد و درسال 1928 تعداد به 800 شاگرافزایش یافت. (مادرنویسنده درهمین مکتب تاصنف سوم ابتدائیه درس خوانده وخاطرات کم وبیش خود را از مکتب تازمان بسته شدن آن دراواخر سال 1928 برایم بیان داشته است).
دراغازفقط دختران خاندان شاهی وفامیلهای اشرافی کابل امتیازرفتن به مکتب را داشتند، ولی دیری نگذشت که به اثرتقاضای مردم مکاتب جدید نسوان افتتاح شد ومردم عامه نیز درآن راه یافتند. مکتب (عصمت) دومین مکتب نسوان بود که بتاریخ 31 حمل 1300ش (19 اپریل 1921) درکابل گشایش یافت وبعدا به لیسه "ملالی" مسمی گردید و همچنان مکتب دیگری درناحیه چنداول بنام مکتب "سه دکان" وجود داشت که سرمعلم آن خانمی بنام رابعه صبیه منشی نذیرهندی بود. (اسکینازی، می: "زنان افغان ـ تعلیم و فعالیتهای اجتماعی در عصر امانی 1919 ـ 1929"، مترجم: رقیه (ابوبکر) حبیب، چاپ اول، لیموژ ـ فرانسه، 1998، صفحه 47)
دریک اعلامیه شاهی به امضای ملکه ثریا که اصل آن در آرشیف ملی افغانستان تحت شماره 197، 37 قید است، در یک قسمت مقدمۀ آن مبنی بر لزوم "منطقی وقانونی" تحصیل زنان چنین آمده است: «بدون کسب تعلیم و تربیت مناسب برای زنان، ناممکن است تا یک مادر چنین یک مسئولیت مهم را در تربیت اطفال انجام دهد. زنها مؤظف اند نسلهای آینده را تربیت نمایند که این خود یکی از مهمتریم مسئولیتهای زندگی بشمار میرود. وقتی ما زنان را از تعلیم و تربیت محروم کنیم، در واقع نیمی از وجود خود را ناتوان نموده وسیلۀ مهیشت خود را بدست خود از بین برده ایم.»
در اعلامیه تذکررفته است که: درپاسخ به یک ضرورت عاجل، سال گذشته دو مکتب دخترانه یکی مکتب مستورات در سرای علیا ودیگری مکتب "عصمت" درقلعه باقرخان کابل تاسیس شدند که اولی کمی دورتر از شهر و دومی کوچک بود، لذا تصمیم گرفته شد تا هردو مکتب یکجا شده درگلستان سرای جابجا شوند که اتاقهای فراوان برای بیش از 800 شاگرد دارد. بدن ترتیب متعلمه ها میتوانند دریک محل درس خوانده و از لباس، غذا، چادر و کتاب که از طرف دولت تهیه میگردند، بصورت مساوی استفاده نمایند. یک عده معلمان داخلی وخارجی به آنها درساحات اقتصاد خانواده، تربیت طفل، خیاطی، بافت وآشپزی درس میدهند. این مکاتب برای تدریس دختران بین سنین هشت تا ده اختصاص دارند و برای خانم های بزرگتر مکاتب مسلکی جهت تعلیم آنها دررشته آشپزی، خیاطی وساختن گلهای مصنوعی تاسیس شده است. هدف این مکاتب رهایی زنان از وابستگی اقتصادی شوهران شان و کمک به اقتصاد فامیل می باشد. درسال 1301 شاگردان نمبراول، دوم وسوم این مکاتب موفق به دریافت جوایز1000 روپیه، 700 روپیه و400 روپیه خواهند شد که البته اول نمبرعمومی جایزه 1500 روپیه را دریافت خواهد کرد. مکتب مسلکی "صنایع اناثیه" نیز درگلستان سرای به فعالیت شروع خواهد کرد..... معلمین با معاش لازم استخدام میشوند..... هدف این اعلامیه اطلاع به کسانی است که خواهان شمول در مکتب مستورات ویا مکتب صنایع اناثیه باشند وهمچنان کسانکه بخواهند به حیث معلم درآنجا ایفای وظیفه کنند، درخواست های خود را بامختصرسوانح به مدیره مکتب مستورات بسپارند. دراین مرحله شاگردان به چند صنف به اساس سویه شان تقسیم خواهند شد. اعلامیه از طرف ناظرمکاتب زنان، ملکه ثریا "شاه خانم" نشر و ممهور شده است.(نوید، سنزل: "واکنش های مذهبی و تحولات اجتماعی در افغانستان 1919 ـ 1929"، مترجم: محمد نعیم مجددی، هرات، 1388ش، ضمیمه سوم، صفحه 280 ـ 282)
"ارشادالنسوان":
بعد از حصول استقلال هدف عمده دولت امانی تنویراذهان عامه از طریق تعلیم وتربیه نسل جوان وفعالیت های فرهنگی واطلاعاتی از جمله انتشار بیش از 23 جریده واخبار بود تا مردم را ازرویداد های خارجی وداخلی اگاه سازد وشالوده یک نظام عصری را درجامعه پی ریزی کند. این حرکت را محمود طرزی بانشر "سراج الخبار" درزمان سلطنت امیرحبیب الله خان اغاز کرد ودرعصر امانی آن را باتلاش بیشترادامه داد. یکی از مسائل مهم که محمود طرزی درسراجالاخبار برآن اکیدا توصیه میکرد، همانا "ضرورت بیشرفت زنان" درکشوربود که طی مقالات متعدد مطرح بحث ساخت. موصوف در یکی از نوشته های خود تحت عنوان نقش زن درعائله چیست به صراحت بیان کرد که زن اصل واساس وخمیرمایه عائله است وتا زمانکه آنها تعلیم یافته نشوند، ترقی وپیشرفت ناممکن است" (سراج الاخبار شماره 23 مورخ سنبله 1291) نشر مطالب انتقادی بروضع زندگی زنان موجب مشاجرات قلمی فراوان بین یک عده علمای دینی وطرزی میگردید که همه درسراج الاخبار منعکس می شدند. (روان فرهادی صفحات 494 تا506)
درعصرامانی جریده هفتگی "ارشادالنسوان" در27 حوت1299 (17 مارچ 1921) به نشر اغازکرد که اولین نشریه اختصاصی برای نسوان کشورمحسوب میشود. این جریده به مدریت اسمارسمیه معروف به " بی بی شامی" همسرمحمود طرزی ومعاونیت روح افزا (دخترمحمد زمان خان"خازن الکتب" خواهر حبیب الله طرزی) نشر می شد ومطالب آن بطورعموم شامل اخبارمربوطه به امورنسوان از جمله میله ها وسرگرمی های اجتمانی زنان انوقت بود که قسمت زیاد آنرا نوشته های انتقادی بروضع زنان درکشور تشکیل میداد، طورمثال جریده بر وضع اسارت بارزنان انتقاد داشت وبرعلیه خرید وفروش زنان مبارزه میکرد ومی کوشید با توضیح حقوق زنان درپرتو اسلام، آنها را از تحکم ارزش های عنعنوی مردسالاری که درجامعه افغانی جدا حاکم بود، رها سازد. واضح است که در انوقت جر وبحث روی این مسائل با عکس العمل های فراوان علمای متعصب دینی مواجه می شد وموجب برخوردها می گردید. برخی به این عقیده بودند که مطالب عمده ومهم این نشریه را شخص محمود طرزی می نوشت وآنرا بنام دیگران به نشر می سپرد.
"شفاخانه مستورات":
از اواخر قرن 19 بدانسو طبابت عصری درافغانستان قدم بقدم رایج شد. نخست این امتیاز تنها برای امراء کشور با استخدام یک یا چند داکترخارجی (نخست ازهند وبعد از ترکیه) منحصربود و بیشترشامل حال مردان واطفال می شد و زنان بطورکل ازآن محروم بودند. درجنوری 1924 برای اولین باردرکشورشفاخانه مخصوص نسوان تاسیس گردید که درآن دو نفر داکتر زن و دو قابله ـ یکی جرمنی و دیگرایتالوی ونهیز یک داکترنسائی ایتالوی بنام داکتر ریجنولی بکارآغاز کردند.
البته رسیدگی به امور ولادت ها قبلاً همیشه درمنزل وبه کمک زنان باتجربه محلی بنام "دایه" صورت میگرفت وتوأم باخطرات بسیار برای نوزاد ومادران بود. عمارت شفاخانه متعلق به اُخت السراج (عمه شاه امان الله) واقع قلعه باقرخان بود که نخست امور آن توسط سراج البنات (خواهرشاه) وبعداً اُخت السراج وسرداربیگم یکی از عمو زاده های او اداره می شد. این شفاخانه تاریخی تا امروز بشکل انکشاف یافته آن هنوزهم درهمان محل فعال است. (اسکینازی، می: "زنان افغان...، صفحه8)
(ادامه دارد)