"کشف الحال نادر به قلم اعلیحضرت امان الله خان"
(قسمت چهارم)
موضوع سوم: حیف و میل پول ملت
در اعلامیه آمده است: «حملات دیگر شان عبارت ازینست که من [امان الله غازی] ده کرور روپیه آورده ام [یک کرور یعنی هزار لک معادل 10 ملیون میشود]
این [ادعا] تماماً افترا است. چرا که ده کرور روپیه در افغانستان يك مشت موجود نبود و بانكهای اروپا موجود است که البته از آنها پرسیده شده میتواند و حقیقت را منکشف کرده میتواند.
بہتان دیگر شان اینست که من پولهایی که برای اشیای خریداری در اروپا آورده و آن را در جیب خود انداختم.
این پولها در کجا بودند و از کدام درك بموجب کدام فرمان گرفته شده. مبلغی که از خزانه به سفارتهای افغانی فرستاده شده بذريعه سفارتهای مذکور دربدل اسلحه و کارآمد به دول فرانسه و ایتالیا تادیه شده که در حساب سفارتهای مذکور به وزارت مالیه افغانستان موجود است. وکلا تحقیق کرده میتوانند.
من خودم اصول بودجه حکومتی یعنی جمع و خرچ را اول دفعه در تاريخ وطن شیرین خود معرفی نمودم. با این اراده بود که مصرف خودسرانه که روسای حكومات عموماً به خیال و خواهش نفسانی خود اجرا میکنند، آنرا جلو گیری و به تدریج دست تصرف کیفی پادشاه را از مالیه دولت کوتاه نمایم.
چطور میشود این طور يك شخص را به حیف و میل پول ملت طعن بدهند. برای همین بود که تا بودجه از مجلس وزرا و شورا نمیگذشت به معرض اجرا نمیآمد. در سال آخر که شورای ملی را تجویز و انتخاب مستقیم آزاد وکلا را برای شورای ملی معرفی نمودم نیز خیال داشتم که اختیار خرج ملت را یك درجه بیشتر از سابق بدست وکلای ملت بگذارم تا آنها به تدریج به اصول بودجه دولتی و حق شرعی و طبیعی خود آگاه شده بروند.
با تلقین و معرفی این اصول، ساده و بیغرضانه مرا به حیف مال مملکت محققاً متهم ساخته نمیتوانند. البته غیرحق خلاف حقیقت گفتن، همه چیز ممکن است. من این مسأله را نه تنها در قوانین و نظامات نوشتم، بلکه عملاً اجرا کردم و تحریرات من مثل اعلان خط مشی محمد نادر نبود که در آنجا صريح مسؤولیت حکومت را وعده داده و تا امروز برای مسایل مالی نی بلکه برای قتل بیگناهان که بیثبوت امر داده میشود هیچ مسؤولیتی برای خودش یا برادران او یا یکی از اقربای دور دست او موجود نیست. تنها قرابت با ایشان و خويشاوندان یا به یکی از منسوبان این خاندان از هر نظامنامه بیشتر کار میدهد.»
در ارتباط با مندرجات متن فوق لازم است به توضیح چند موضوع با اختصارپرداخت تا درپرتو آن قضاوت سالم صورت گرفته بتواند، از جمله:
شاه امان الله غازی دربیانیه وداعیه خود حین حرکت ازکابل بسوب قندهاربتاریخ 7 قوس 1306 (29 نوامبر1927) گفت: «چیزیکه مرا در اروپا می فرستد، ذوق وشوق خودم نمیباشد؛ مجلس وزراء به رفتن من تصویب کرده اند». هدف سفرشاه به معیت ملکه و همراهان برعلاوه اینکه از اهمیت سیاسی خاص در راستای تحکیم روابط با جهان متمدن اهمیت بسزا داشت، جنبه مهم دیگرآن تلاش برای پیشرفتهای اقتصادی کشور بود. وقتی درسال 1305با انفاذ تعداد زیاد نظامنامه ها مکلفیت های دولت در امورانکشافی بیشتر محسوس گردید و چون این هدف ایجاب دسترسی به وسایل وامکانات تخنیکی را میکرد، مجلس وزراء و شورای دولت ناگزیربود برای پیشرفت درساحات معارف، مطبوعات، عمرانات، مخابرات، صنایع و زراعت و نیز برای تقویه بنیه نظامی دولت به تهیه لوازم و وسایل مدرن بپردازد که باید ازممالک اروپائی خریداری گردند. برای این منظورلازم دیده شد تا هیئتی معتمد مرکب از اشخاص وارد در موضوع به اروپا اعزام شود. مجلس وزراء تصویب نمود که باید برای برآوردن این همه مقاصد علمی و فنی شخص خود پادشاه در راس هیئت قرار گیرد. درعین زمان از سال 1301 به بعد دعوت نامه های رسمی ازطرف چند کشور رسیده و از شاه افغان دعوت شده بود تا از کشورهای شان دیدار نماید. لذا شاه امان الله غازی این وظیفه را قبول و به معیت ملکه ثریا و همراهان سفرخویش را بتاریخ 7 قوس 1306آغاز کرد. شاه وهیئت معیتی ازطریق قندهار، چمن و کویته نخست به کراچی و سپس به بمبئی [مامبی] وازآنجا توسط کشتی به بندر پورت سعید مصر وبعد از دیداراز قاهره، به کشورهای ایتالیا، فرانسه، بلژیک، جرمنی، انگلستان، پولند، روسیه شوروی، ترکیه و ایران ادامه داد و ازطریق هرات و قندهار بتاریخ 21 جوزا 1307دوباره به کابل مواصلت کرد. (برای شرح مزید و گزارش جزئیات این سفردیده شود: وکیلی پوپلزائی، عزیزالدین: " سفرهای غازی امان الله شاه در دوازده کشور اروپائی و آسیائی، چاپ دوم، پشاور،1379)
از آنجائیکه بعضی ازمخالفان در آنوقت برنتایج مالی این سفرهفت ماه و چند روزه شاه امان الله غازی انتقاد و وسیلۀ تبلیغ خودعلیه شاه قرار داده بودند وآنرا موجب صدمه بزرگ برپیکرمالی دولت وانمود میکردند (چنانچه بعداً درمصوبه لویه جرگه نیزاین مطلب ذکرشده است)، شاه برای رفع این انتقادها گزارش تحریری سفرخود را ازآغازتا انجام وبرگشت بوطن تهیه کرده وبتاریخ 14 سرطان1307 به ادارت دولتی سپرد و بروز8 میزان متن آنرا درمحضر مامورین دولت قرائت کرد. او در کزارش خود ضمناً از یک قرضه دولت جرمنی به مبلغ 6 ملیون مارک یاد کرد که برای خریداری وسایل مورد ضرورت دولت ازآن کشوراستفاده نموده که مشتمل بر اقلام ذیل بود: 19 قلم ماشین و آلات صنعتی و زراعتی، 8 قلم لوازم نظامی، 7 قلم فابریکات مختلف، 6 قلم وسایل طبی و ماشن های حساب و غیره، همچنان 8 قلم وسایل ترانسپورتی و بعضی اقلام دیگر. شاه درگزارش خود برای تقویه بنیه نظامی کشور از خریداری اقلام آتی یادآور شد: ـ 53500 تفنگ جاغوردار رقم انگلیسی ضم هرمیل تفنگ یکهزار کارتوس؛ ـ 106 توپ ضم هرمیل صد مرمی؛ ـ 8 فروند طیاره، ـ 6 میترالیوز؛ ـ 5 عراده موتر زره پوش نظامی؛ ـ یکصدهزار کلاه فولادی حربی، ـ 350 عدد دوربین نظامی. همچنان هیئت بعضی اقلام را ازدیگرکشورها ازبودجه دولت خریداری کرد و نیز یک تعداد وسایل به قسم تحفه ازطرف مقامات دولتی بعضی کشورها به شاه امان الله تقدیم گردید. (برای شرح مزید و ذکرجزئیات خریداری ها از قرضه جرمنی دیده شود: مأخذ بالا...، صفحه 113 تا 115)
شاه امان الله غازی درگزارش خود مصارف سفر را با آنچه ازاین سفرعاید کشورگردید، چنین خلاصه کرد و گفت: «به تمام مصارفی که ما کرده ایم، غیرازخریداری ها، مصارف مانند خرج عید استقلال، دعوت ها، اعانه ها به بلدیه ها و شفاخانه و شعبات تبلیغ و افغانهای بی بضاعت [درهند]، بخشش ها، مخارج هوتلها، کرایه ریل ها، جیب خرج هیئت، جمله 19لک و51هزار(1.951.000)[ 1.9 ملیون] افغانی و درمقابل عایدات ازقبیل سوغاتها، تحفه و هدایا مبلغ یک کرور و بیست ولک وهشتاد وهشت هزار (12.888.000) [12.8 ملیون]افغانی که بعد ازوضع اصل خرج، فائدۀ محض برای ما یک کرور و نه لک و سی وهشت هزار (11.938.000) [11.9ملیون] افغانی میماند».
او همچنان دربیانات خود تصریح کرد و گفت: «این را که آیا این سفربرای چه بود و چطور کامیاب شدیم، کاملاً به فیصلۀ وجدانی شما وزراء و رؤسا، خوانین ونمایندگان شما ملت میگذارم و کافۀ علما و فضلای مقیم پایتخت و تمام مملکت را متوجه این حقیقت می سازم تا درغیاب وحضور بدین عواملی که من انجام داده ام، مشوش و مشتبه نباشند.... همان فایده است که حساب دخل و خرج آنرا کاملاً محمدحسن خان مصاحب من به وزارت مالیه داده اند و میرهاشم خان وزیر مالیه را مامور ساخته ام که خود شخصاً با محاسبین ماهر دیگر مورد دقت و سنجش قرار داده تمام جزئیات را سنجیده بقناعت ارباب حساب و دفاتر امروز و آینده بپردازند، تا حسابات مصارف وعواید من دراین سفر تقریباً هشت ماهه ناقص و مشبوه باقی نماند.» (برگرفته از متن بیانیه شاه امان الله مندرج مأخذ بالا...، صفحه 218 ـ 219)
در اعلامیه ضمناً ازنظامنامه بودجه عمومی که درسال1301 نافذ وتمام امورمالی دولت اعم ازعواید و مصارف را برای هرسال مشخص وقید میکرد و وزارت مالیه را به بررسی قبلی و بعدی حسابات مصرف برطبق تخصیصیه های معین مندرج بودجه ملکف می ساخت، تذکار رفته است. قبل ازتنفیذ این نظامنامه مصارف دولت فقط به امرپادشاه و بصورت عندالاقتضاء صورت میگرفت و هیچ مقرره ای در زمینه وجود نداشت. اما در"انقلاب قانون گذاری" دورۀ امانی جای صلاحیت های عام و تام پادشاهان قبلی را قانون گرفت، چنانچه در مدت شش سال اول سلطنت شاه امان الله غازی با وجود مشکلات ناشی از شورش به اصطلاح "ملای لنگ" در ساحات جنوبی کشور به تعداد بیش از 80 نظامنامه (قانون) تصویب و مرعی الاجراء گردید که بذات یکی از بزرگترین تحولات درتاریخ کشور محسوب میشود.
اینکه خریداریهای فوق الذکربعدازسقوط دورۀ امانی به چه سرنوشت مبتلا شدند واینکه چه تعداد از وسایل خریداری شده به کشور وارد و در دسترس قرار گرفتند، سؤالیست که به دلیل تحولات بعدی روشن نیست، زیرا پس از برگشت شاه از سفر و متعاقباً تدویر لویه جرگه در پغمان بتاریخ 6 سنبله 1307 (29 آکست 1928) اوضاع کشور دچار بحران گردید که ریشه های آن بیشتر به دوره غیابت شاه حین سفر هفت ماهه به خارج از طرف مخالفان او به تحریک انگلیسها برمی گشت. شاه امان الله در اثر قیامها در شنوار وجلال آباد ودرعین زمان پیشرفت قوای سقوی در حواشی کابل ناگزیرشد از سلطنت دست بکشد، نخست به قندهار و پس از آن به دلیل اجتناب از جنگ و برادر کشی بین اقوام کشور مجبور به ترک وطن گردید.
دراین زمینه شایعات زیاد موجود است که بسیاری از وسایل خریداری شده که در بندر کراچی مواصلت کرده بودند، توسط هند برتانوی درگدامهای بندری برای مدت زیاد توقیف وفرسوده شده ازبین رفتند و بعضی اقلام ازجمله تفنگ ها و ضمایم مرمی آنها دراختیارحامیان سپهسالارمحمدنادرخان قرارداده شدند. درکتاب "نادر چگونه به پادشاهی رسید؟" اثر سیدال یوسفزی که گفته میشود نویسنده اصلی ان سیدقاسم رشتیا میباشد، چنین آمده است: «نادرقبل از داخل شدن به خاک افغانستان با دوست قدیمی خود "ریچارد میکانیکی" مستاشار سابق سفارت انگلیس در کابل که در این وقت وظیفۀ حساس "پولیتکل ایجنت" علاقۀ کرم (کورم) را به عهده داشت، ملاقات نموده و میکانیکی راجع به جریانات اخیر و اوضاع فعلی قبایل به او معلومات داده و ضمناً طرزالعمل را که باید انتخاب نماید، برایش خاطر نشان نمود... نادربعداز گرفتن این هدایات و معلومات به مشوره برادران خود پلان عملیاتی را ترتیب داد و اولین اقدام او فرستادن شاه محمود خان برای جمع آوری نمایندگان قبایل جهت تشکیل جرگه قومی در گردیز بود و خودش با شاه ولی خان درعلی خیل جاجی مرکز گرفت و به ارسال نامه ها واعلانات چاپی برای رؤسای قبایل و دید وبازدید با سران و ملکان قومی مشغول شد. شخص دیگری که دراین وقت نزد او آمد، ایم.آی. حکیم بود که قبلاً بحیث رابط بین او و مامورین انگلیسی معرفی شد بود، بطوریکه در اوراق محرمانه دولت برتانیه به مشاهده میرسد، نامبرده مبلغ زیادی از پول حکومت افغانستان را که در دورۀ امان الله خان برای خریداری های حکومتی توسط "ابتر" تاجر آلمانی مقیم کابل به پشاور انتقال داده شده بود، بحیث نماینده شرکت "ابتر" در اختیار خود داشت».
نویسنده کتاب "نادر چگونه به پادشاهی رسید" در ادامه می نویسد: «اینک به هدایت "ولتن" چیف کمشنر پشاور از موجودیت این مبلغ به نادر اطمینان داد و نادر که در قدم اول به اسلحه، مخصوصاً تفنگ و کارتوس ضرورت زیاد حس میکرد، از او خواهش نمود تا با پول مذکور از تفنگ های انگلیسی که از آغاز بغاوت شنوار در "لوارگی" و دیگرعلاقه های خیبر به تعداد زیاد و به نرخ ارزان ازطرف خود انگلیس ها برای مسلح ساختن قبایل علیه امان الله خان به فروش گذاشته شده بود، خریداری و بزودی ارسال نماید. نادر عین خواهش را از میرزا عبدالحکیم وکیل التجار پشاور نیز نموده بود تا از پول حکومت افغانستان برایش اسلحه خریداری و ارسال نماید، لیکن میرزا عبدالحکیم که ازعزایم او خبر داشت، از قبول این خواهش او انکار ورزیده بود. نادر چون از اینطرف مایوس شد توسط صاحبزاده شیخ محمدصادق که او هم بحیث قاصد معتمد برایش معرفی شده بود، مکتوبی برای همفریز که هنوز در پشاور بود فرستاد و مطالبه پول نمود».
نویسنده کتاب مذکور می افزاید: «نادر درین مکتوب که در اسناد محرمانه دولت برتانیه موجود است، عجالتاً دولک کلدار را ظاهراً بنام قرضه مطالبه نمود بود و علاوه کرده بود که خواه آنرا بصیغۀ شخصی به اعتبار خودش بدهند و خواه به اعتبار حکومت افغانستان فرقی نمیکند، گویا نادر درهمین وقت خود را زمامدار آینده افغانستان تلقی نموده و پولهای حکومت افغانستان را از آن خود میدانست و هم بنام حکومت افغانستان از انگلیس ها مطالبه پول میکرد». (سیدال یوسفزی: "نادر چگونه به پادشاهی رسید؟"، چاپ دوم، پشاور، 1381،صفحه 72 تا 74)
(ادامه دارد)