بازگشت به مقاله

«مبادی دانش طبی» ـ یک کتاب مفید برای همه

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 30 جولای 2013

«مبادی دانش طبی» آخرین اثر ماندگار یک طبیب حاذق، مردم دوست و خدمتگار صادق وطن مرحوم پوهنوال داکتر محمد اختر مستمندی سابق استاد پوهنځی طب کابل و ننگرهاراست که چاپ دوم آن در 762 صفحه اخیراً توسط انجمن نشراتی دانش درکابل به طبع رسیده وبدسترس علاقمندان مسائل طبی قرار گرفته است. باراول این کتاب در فبروری 2002 در مطبعه «هیواد» درشهر فریمانت ـ ایالت کالیفورنیا به تعداد کمتر چاپ شد که بیشتر به شکل تحفه به دوستان و علاقمندان تقدیم گردید. در همان آوان مؤلف آرزومند چاپ دوم آن در وطن بود تا ازاین اثر مفید بیشتر مردم و علاقمندان مسائل طبی درکشور استفاده نمایند، ولی با پیشرفت مریضی «پارکنسن» که بعد رهائی از زندان پلچرخی دامنگیر مؤلف شده بود، برایش مجال مرور مجدد و آماده ساختن کتاب را برای چاپ دوم نداد.

داکتر مستمندی یک طبیب و یک چهرۀ شناخته شده درکشور بود که بیش از سی سال عمر خود را به حیث طبیب و استاد در خدمت مردم خود گذشتاند. اومتعاقب کودتای منحوس ثور درماه سرطان 1357 با یک تعداد استادان پوهنتون کابل به جرم فعالیت علیه رژیم خلقی و پرچمی به زندان رفت و مدت بیش از 18 ماه را با سائر همفکران درپلچرخی زندانی بود. بخاطر دارم روزیکه موضوع حرکت گروپ استادان را با او درمیان گذاشتم و نظرش را پرسیدم، بی درنگ جواب مثبت داد و گفت : «با آنکه من طبیب هستم و نه اهل سیاست، اما وقتی پای دین و وطن در میان باشد، مثل یک عسکر برای دفاع از ناموس درخدمت حاضرم.»

متأسفانه این حرکت به زودی به شکل مرموزی افشا شد و به تعداد هفت نفر از پیشآهنگان آن به شمول این کمینه

گرفتار و بعد از شکنجۀ فراوان به زندان فرستاده شدند. البته در آنوقت بخت با ما یاری کرد و از مرگ نجات ی

یافتیم، زیرا رژیم دراول اصل «بگیر و بِبند» را پیش گرفته بود که دیردوام نکرد و جای آنرا بزودی اصل «بگیر و بِکُش» گرفت. مدتی کوتاه پس از تهاجم قوای شوروی به کشور«عفو عمومی!!» ازطرف رژیم به سردمداری «ببرک کارمل» اعلان گردید، داکتر مستمندی با دیگران از زندان آزاد شد و بعد از چند ماه کشور را ترک کرد و با فامیل نخست به ایتالیا و از آنجا به اضلاع متحده امریکا مهاجرگردید. درهیمن آوان مرض مهلک «پارکنسن» در وجودش خانه کرد و با گذشت هرروز درحال پیشرفت بود تا آنکه دست ها و پاهایش لرزان شد و به زحمت میتوانست قلم بدست گیرد و چیزی بنویسد. اما این مرد باشهامت بازهم باصد مشکل درباره وطن و مشکلات مردم مقاله می نوشت و درنشریه های افغانی به چاپ میرسانید.

زندان پلچرخی ـ مورخ 30 دسمبر 1979 مطابق 8 جدی 1358 شمسی

(شرح مزید در پاورقی این نوشته دیده شود)

داکتر مستمندی از سال 1996 به فکر نوشتن یک کتاب معلوماتی دربارۀ مسائل طبی افتاد و بادستهای لرزان هرروز صفحه ای را می نوشت تا آنکه توان گرفتن قلم از دستش رفت و اما یک کمپیوتر خرید و آهسته آهسته با یک انگشت به تایپ کردن آغاز کرد. روزها مواد جمع میکرد و هر موضوع را طی فصلی می گنجانید. او در مورد انگیزۀ نوشتن کتاب «مبادی دانش طبی» در پیشگفتار چاپ اول مینویسد: « از مدتی بود به فکر نوشتن یک کتاب به سویۀ عالی تر جهت استفاده مشمولین پوهنځی طب و اشخاصیکه به صحت خود و اطرافیان خود علاقه دارند و میخواهند کمک ازاین ناحیه و فقط برای رهنمائی سالم آنها دراین راه مساعدت نمایند، مورد نظر من بود. چنین کتاب تازمانیکه (1978) خودم مصروف تدریس طب در کشور بودم که بتواند جوابگوی سؤالات که هرروز برای هرکس و مخصوصاً محصلان طب و شعبات مربوط طب باشد، وجود نداشت و ازطرف دیگر اشتیاق فراگیری بیشتر محصلان مرا به تحریر کتاب به لسان مادری شان (پشتو و دری) که اقلاً ازنظر لسانی برایشان مشکل نباشد و بار آنها را سبک تر گرداند، بیش از پیش تشویق نمود. درحالیکه آماده کردن برای چنین یک مجموعۀ طبی احتیاج مبرم دیده می شد، به نوشتن این کتاب با توفیق رب العلمین برای اینکه از وقت موجود خود دور از وطن برای کمک اقلی هم اگر باشد، استفاده نموده و به نوشتن آن آغاز نمودم.» داکتر مستمندی در ادامه پیشگفتار خود می افزاید : «اگرچه بخوبی آگاه هستم که نوشتن یک اثر به این عرض و طول و همه جانبه طبی کاریکنفر نبوده بلکه اشخاص زیاد وارد درین مسلک را و حتی چند گروپ طبی آزموده و اشخاص باصلاحیت در موضوع صحی و مشکلات آن باید متفقاً کار کنند و برعلاوه تیم های مسلکی چندین نفر دیگر برای ترتیب، تنظیم، خواندن مضامین، اصلاح و کنترول اشتباهات، بسته بندی، تایپ، تطابق و تشریح عکس ها، تنظیم قاموس لغات و مخصوصاً در مورد داخل کردن طب نباتی یعنی پیدا کردن نامهای لاتین و هم نامهای نباتی... را ضرورت داشت که باداشتن و پیشبینی همه این مشکلات این کتاب را باوضع صحی نامساعد که شامل حالم بود به یاری خدواند متعال آماده و اینک به دسترس شما قرار میدهم که تهیه آن از مباحث مختلف طبی از کتب متعدد و معتبر طبی جهان پیشرفته انتخاب و ترتیب شده است.»

کتاب «مبادی دانش طبی» شامل یک پیشگفتار،فهرست مخففات، معرفی شعبات عمده تخصصی طب و 25 فصل است که ذکر جزئیات هر فصل دراین مختصر نمی گنجد و اما باید گفت که در هرمورد تشریحات لازم با ارائه رسم ها وتابلو ها ی مهم و ضروری برای فهم ساده مطالب ارائه شده و نیز در پایان کتاب فهرست مآخذ و قاموس تشریح لغات و اصطلاحات طبی و نیز مختصر سوانح مؤلف برآن علاوه گردیده است.

قابل ذکر است که آماده ساختن کتاب برای چاپ اول کار مشکل بود، بخصوص خواندن دست نویس های اولی که با قلم و دست های لرزان مؤلف نوشته شده بود، برای کسیکه کتاب را بار اول تایپ میکرد، کار آسان نبود که باید به حوصلۀ آقای محد شفیع نبی یار ـ یکی از دوستان داکتر مستمندی صد آفرین گفت که به تعداد بیش از 700 صفحه کتاب را درچهار سال تایپ و آماده چاپ اول ساخت. از آنجائیکه شرح مسائل طبی دراین کتاب نمایش های گرافیک ورسم ها و شرح اناتومی انسان را لازم داشت، با استفاده از کتب علمی درآنوقت راه دیگر میسر نبود، جز آنکه مؤلف از دوست دیگر خود آقای سیدعبدالقدیر هاشمی طلب کمک کند و موصوف با دست به کاپی رسم ها پرداخت که درچاپ اول زینت بخش کتاب گردید.

از سال 2002 به بعد مریضی داکتر مستمندی شدت بیشتر پیدا کرد، طوریکه دیگر توان کار برای چاپ دوم کتاب برایش باقی نمانده بود و درعین زمان با مسدود شدن مطبعه «هیواد» متأسفانه سی دی های کتاب نیز مفقود گردید و کتاب از چاپ دوم باز ماند. پس از آنکه داکتر مستمندی دراول می 2004 به رحمت حق پیوست، چاپ دوم نیز برای مدت طولانی به تعویق افتاد. این پروژه باردیگر به همت محترمه سلما عثمان مستمندی خانم مرحومی دو سال قبل به مصرف شخصی رویدست گرفته شد و کتاب از روی چاپ اول مجدداً تایپ وبه شکل بسیار مرغوب به تعداد 1000 نسخه امسال درکابل تجدید چاپ گردید که این موفقیت را برای محترمه خانم مستمندی تبریک میگویم.

باید اعتراف کرد که اگر مساعی خستگی ناپذیریک شخصیت عالیقدر و دانشمند و دوست گرامی ما جناب داکتر عبدالرحمن زمانی نمی بود، هرگز چاپ دوم کتاب تحقق نمی یافت. وقتی موضوع را با ایشان درمیان گذاشتم، با جبین گشاده و صمیمیت همیشگی و به پاس دوستی که با مرحوم داکتر مستمندی داشت، این مسؤولیت بزرگ را به عهده گرفت و حاضر شد تا در قدم اول به تصحیح اغلاط طباعتی کتاب بپردازد واز همه مهمترتوصیه کرد تا ازیکطرف رسم ها از روی مآخذ معتبر علمی بصورت دقیق کاپی و درج کتاب گردد و ازطرف دیگر شرح جزئیات رسم ها به انگلیسی و اصطلاحات مخصوص طبی به زبان دری در عکس ها و رسم ها ترتیب گردد و بعد به تایپست سپرده شود. هنگامیکه کار تایپ به پایان رسید و نسخه مقدمانی بوسیلۀ محترمان عبدالقدیر نورستانی، سیدعبدالقدیر هاشمی و خانم مستمندی جهت تصحیح اغلاط طباعتی بررسی شد، باردیگر جناب داکتر زمانی به خود زحمت داده نسخه تایپ شده را دقیقاً مرور کرد و جهت اصلاح نهائی به وسیلۀ ایمیل به تایپست درکابل فرستاد و قبل از آغاز چاپ باردیگر از آن وارسی نمود. به این اساس باید چاپ دوم کتاب را مرهون زحمات بی شائبه و بسیار صمیمانه جناب داکتر عبدالرحمن زمانی دانست که بدینوسیله از ایشان قلباً ابراز امتنان و سپاس میگردد.

دراینجا لازم به تذکر میدانم که جناب داکترزمانی اصلاً یک طبیب است که خدمات باارزش شان در زمان جهاد برهمه عیان و برای دوستانش قابل افتخار میباشد، ولی نوشته ها و کتب تحقیقاتی شان اخیراً ایشانرا بدون شک بیک محقق و نویسندۀ با اعتبار تاریخ معاصر کشور ارتقا بخشیده است. شخصیت والای این مرد نیک سیرت و متواضع برهیچکس پوشیده نیست. با امتنان از لطف همیشگی و به امید موفقیت های مزید، طول عمر و خوبی های هردو جهان را برای شان خواهانم. در خاتمه در پاداش این خدمت فرهنگی به روح پرفتور مرحوم داکتر مستمندی مؤلف کتاب اتحاف دعا کرده، از بارگاه ایزد منان برایش بهشت برین را استدعا دارم.

داکتر سیدعبدالله کاظم

شرح عکس تاریخی پلچرخی : چند روز از تهاجم قوای شوروی به کشور نگذشته بود که عفو عمومی زندانیها اعلان شد و متعاقب آن یک هیئت رسمی با چند خبر نگار و عکاس رسمی وزارت اطلاعات و فرهنگ به زندان آمدند و اتاق به اتاق رفته از زندانی ها دیدار کردند و مژده رهائی را به ایشان دادند. حینیکه هیئت اتاق ما را بعد از یک مصافحه کوتاه ترک کرد، مرحوم پاینده محمد مستمندی مدیر عکاسی آن وزارت که عکاس موظف بود، به سرعت به اتاق ما برگشت و دوقطعه عکس از گروپ حاضر در اتاق برداشت. شب زیر نظر هیئت وقتی عکس ها را چاپ کرد و عکس و فلم های آنرا به هیئت سپرد، دوقطعه عکس را در اتاق مخفی کرد وباخود گرفته به فامیل رسانید. عکس فوق یکی از آن دو عکس بوده و یگانه عکسی است که از داخل زندان درآنوقت برداشته شده است. ذوات ذیل در عکس حضور دارند:

از راست به چپ (قطار ایستاده): مرحوم محمدولی یوسف (پسرعم اعلیحضرت محمدظاهرشاه )، مرحوم پوهنوال داکتر غلام محمد نیاز، مرحوم داکتر احمد ولید حقوقی، داکتر عبدالله عثمان؛ (قطار ایستاده): پوهندوی داکتر سیدعبدالله کاظم، پوهاند داکتر محمد نادرعمر، داکترعزیزالله لودین، داکتر عبدالغفور روان فرهادی، پوهاند داکتر محمد عثمان هاشمی، مرحوم پوهنوال داکتر محمد اختر مستمندی و مرحوم جگتورن محمد عزیز حنیف .