بازگشت به مقاله

مختصری دربارۀ تاریخچه لویه جرگه ها در افغانستان

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 11 دسمبر2017

(بخش نهم)

4 ـ لویه جرگه سال 1320 ش (1941م):

این اولین لویه جرگه است که در دورۀ سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه بتاریخ 4 عقرب 1320ش (5 نوامبر 1941) درکابل تحت الشعاع رویدادهای مغلق وپیچیده ای مربوط به سرنوشت یک عده آلمانی هائیکه درافغانستان مصروف خدمت بودند، دائر شد. این لویه جرگه ضمن تائید مصوبه قبلی شورای ملی را درموضوع بیطرفی افغانستان در جنگ عمومی دوم مکرراً تصدیق نمود و به تأسی از اینکه افغانستان به هیچ کشورحق نمیدهد که از زمین و فضای آن به مقاصد و اهداف جنگی و نظامی استفاده نماید، تصمیم گرفت. همچنان لویه جرگه از اقدام حکومت افغانستان که متخصصین آلمانی و ایتالوی را به دشمن تسلیم نکردند، بلکه بطور مطمئن به کشورشان اعزام نمودند، استقبال کرد. برای وضاحت بیشتر موضوع و حساسیت های مربوطه درآن موقع دشوار که افغانستان با آن مواجه بود، لازم است مختصر درمورد موقف افغانستان درجنگ عمومی دوم صحبت کرد تا به انگیزه های تدویر این لویه جرگه عمیقاً پی برد.

جنگ جهانی دوم و موقف افغانستان در قبال آن:

جنگ جهانی دوم که درسال 1939 آغاز گردید و تا سال 1945 مدت شش سال ادامه یافت، یکی از خونبارترین جنگ ها در تاریخ جهان بشمار میرود که قدرت های بزرگ آنوقت در دو جناح: از یک جانب آلمان، ایتالیا، جاپان و چند کشور کوچک اروپای شرقی زیرنام کشورهای "محور" و ازجانب دیگر انگلستان، فرانسه، اتحاد شوروی و بعداً ایالات متحده امریکا و یک تعداد کشورهای اروپائی مسمی به "متحدین" یکی در مقابل دیگر قرار گرفتند. این جنگ خانمانسوز نه تنها اروپا را به ویرانه تبدیل کرد و ملیونها انسان را به کام مرگ سپرد، بلکه اثرات آن به قاره های دیگر بخصوص آسیا و افریقا نیز سرایت کرد و خسارات مالی و جانی بی شمار را به وجود آورد.

با آنکه در دوران این جنگ روسیه شوروی در شمال افغانستان، ایران در غرب و هند برتانوی در جنوب کشور از این جنگ سخت خساره مند شدند، اما افغانستان توانست با تدبیر سردار محمدهاشم خان صدراعظم که در آغاز جنگ بتاریخ 6 سپتمبر 1939م طی صدور یک فرمان پادشاهی از حضور اعلیحضرت محمد ظاهرشاه توانست بیطرفی افغانستان در جنگ اعلام نماید و کشور را از شعله های این آتش در امان نگهدارد.

بعد ازآنکه قوای مجهزآلمانی اکثر کشورهای اروپائی را به شمول فرانسه تسخیر کردند وسپس موضوع حمله به شوروی از طریق اروپای شرقی را در پیش گرفتند، قوای محور کوشیدند تا شوروی را ازطرف جنوب نیز زیر فشار قرار دهند که البته بعد از اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روسیه و تقسیم ایران بین خود بتاریخ 3 سنبله 1320 (25 تا 29 آگست 1941) آنها متوجه افغانستان شدند تا در ایجاد تسهیلات انتقال قوا همکاری افغانستان با خود جلب کنند و بدینوسیله شوروی را ازطرف جنوب نیز زیر فشار قرار دهند. درعین زمان قوای محور دراواسط سال 1937 تاحدی نیز موفق شده بود به همکاری شخصی بنام "فقیر ایپی" و نیز شخصی دیگر بنام محمد سعید الگیلانی مشهور به "پیر شامی" که هردو خویشتن را به حیث یک رهبران دینی جا زده بودند و فعالیتهای وسیع ضد انگلیسی را درمناطق مختلف آزاد قبایلی ماورای سرحد با ایجاد یکنوع مقاومتها راه اندازی نمانید تا از آنطریق قوای هند برتانوی را در آن ساحات مصروف نگهدارد که آنها نتوانند از قوای خود در سائر میدان های جنگ استفاده کنند.

تسلط روس و انگلیس برایران و اوضاع نا آرام در مناطق قبایلی از یکطف و فشار های وارده قوای محور براینکه باید شوروی از سمت حنوب نیز زیر فشار قرار گیرد، وضع دشواری را برای سیاسیون افغانستان به وجود آورد که باید در بین دو مشکل یک موقف میانه را انتخاب نمایند: از یکطرف فشار متحدین، بخصوص برتانیا و روسیه تا افغانستان درهمکاری با کشورهای محور قرار نگیرد و ازطرف دیگر فشار مردم اعم از عوام و بعضاً خواص در داخل کشور مبنی براینکه باید افغانستان از کشورهای محورحمایت کند.

حکومت افغانستان در بین این دو قطب فشار ـ یکی داخلی و دیگر خارجی بازهم موقف بیطرفی کشور را بتاریخ 28 جولای 1941، زمانیکه جنگ جهانی به شدت زیاد در جریان بود، بار دیگر از طریق مصوبه شورای ملی اعلام نمود و به تعقیب آن بتاریخ 4 عقرب 1320 (5 نوامبر 1941م) لویه جرگه را در کابل دائر کرد و بوسیلۀ آن بیطرفی افغانستان را مکرراً از نظر ملی مشروعیت بخشید.

اینکه چرا آلمانها دربین مردم افغانستان از محبوبیت زیاد برخوردار بودند، سؤالیست که جواب آن به چند دلیل عمده بر میگردد، از جمله:

1 ـ بین آلمان و انگلستان در طول تاریخ روابط رقابتی و بعضاً دشمنانه موجود بوده و افغانها بطور کل در برابر انگلیس ها عقده مند بوده اند، لذا "دشمن، دشمن را دوست شمردن" باید یک پدیده طبعی محسوب کرد؛

2 ـ استقبال صمیمانه حکومت آلمان از هیئت افغانی برای برسمیت شناختن استقلال افغانستان و مساعدت های لازم سیاسی و اقتصادی آن کشور در ذهن مردم افغانستان اثرات مهم و دوستانه را در برابر آلمانها ایجاد کرده بود؛

3 ـ اشتراک متخصصین آلمانی درعصر امانی در پروژه های بزرگ و ابراز صمیمیت و اخلاص آنها دربرابر افغانها در آنوقت برمحبوبیت آلمانها بطور کل در افغانستان افزود؛

4 ـ استقبال بسیار گرم و بی نظیر از اعلیحضرت غازی امان الله شاه حین سفرش به آلمان هنوز در اذهان بعضی ها باقی مانده بود؛

5 ـ ادعای نازیها مبنی بر منسوبیت خود به نژاد "آریائی" احساس غرورهم نژاد بودن را با آنها نزد بسا حلقات افغانی تقویه کرد؛

6 ـ پیشرفتهای تخنیکی و نظامی آلمان، بخصوص درسالهای آغاز جنگ عمومی دوم این روحیه را نزد افغانها بار آورد که گویا فتح و ظفر در نهایت از آلمانها است.

نگاهی به سوابق روابط گرم سیاسی و اقتصادی بین افغانستان و آلمان در زمان سلطنت اعلیحضرت محمد نادرشاه و بعد از آن نیز گواه برهمین دوستی عنعنوی بین دو کشور است، چنانچه شاه محمود خان وزیر حربیه در سال 1936 برای تماشای مسابقات بین المللی المپیک به آن کشور رفت وسپس صدراعظم محمد هاشم خان نیز جهت تداوی عازم آنجا گردید؛ فیض محمد خان زکریا وزیر خارجه و عبدالمجید خان زابلی وزیر اقتصاد و شخصیت مقتدر کشور بخاطر خریداری اسلحه، ماشین آلات صنعتی، استخدام متخصصین و دریافت قرضه به آلمان رفتند و حکومت آن کشورحاضر شد به مبلغ 21 ملیون مارک به افغانستان قرضه دهد، حتی گفته شد که هیئت افغانی در آنوقت با هیتلر نیز دیدار داشته است. درسال 1937 پرواز طیاره های شرکت هوائی"لوفت هنزا" هفته یک بار بین کابل و برلین نشانه ای دیگر از حسن روابط بین دو کشور محسوب میشود و درهمان سال با امضای قرارداد تجارتی زمینه استخدام یک تعداد زیاد متخصصین آلمانی در پروژه های انکشافی افغانستان مساعد گردید که ورود آنها با فامیلهای شان قدم مهم دیگر در راه تشئید مناسبات بود.

مسلم است که توسعه روزافزون روابط افغانستان با آلمان برای انگلیسها خوش آیند نبود، ولی هربار که یک قدم پیشتر دراین راه گذاشته میشد، صدراعظم وقت محمدهاشم خان به انگلیسها این اطمینان را میداد که افغانستان ازتعهد حفظ بیطرفی خود هرگز پا فراتر نخواهد گذاشت و با برقراری روابط با آلمانها دلیل می آورد که دَرِ دوستی افغانستان به روی همه کشورها باز است و به همین دلیل از ادامه کار متخصصین آلمانی در افغانستان حمایت میکرد.

این وضع تا زمانی ادامه یافت که در ماه جون 1941 قوای آلمانی بر شوروی حمله کرد. شوروی در اکتوبر همان سال طی یک یادداشت رسمی موجودیت آلمانها را در افغانستان برای شوروی غیرقابل تحمل دانست و به تعقیب آن انگلیس نیز به حکومت افغانستان اخطار داد تا آلمانها را هرچه زودتر از خاک خود خارج سازد. افغانستان ناگزیر با قبول بعضی شرایط در صدد اخراج و برگرداندن آنها به وطن شان با عزت و حرمت وبا اطمینان خاطر پرداخت.

گزارش مختصراز جریان خروج متخصصین آلمانی و ایتالوی:

محبوبیت آلمانها در افغانستان بحدی زیاد بود که حتی دربین بسیاری ازمردان کابل و اطراف کشور بروتهای "هیتلری" مود روز شده بود و در هرخانه صحبت از پیشرفت آلمانها در جنگ بود. دراین حال آوازۀ خروج آلمانها از افغانستان بین مردم یک هنگامه را ایجاد کرده بود و همه این اقدام را به مثابه "بی غیرتی" و مغایر به عنعنه افغانی میدانستند. حکومت برای تسکین خاطر مردم ناگزیر شد از روی فشار های وارده برحکومت افغانستان ازطرف برتانیه و شوروی پرده بردارد و واقعیت ها را برای مردم تشریح و توضیح دهد. همان بود که بتاریخ 20 میزان 1320 (15 اکتوبر 1940) برای رفع نگرانی مردم، نجیب الله خان مدیر عمومی سیاسی وزارت خارجه از طریق رادیو کابل آنوقت بیانیه مفصل خود را پخش کرد. او اولتر ازهمه آوازه راه خواستن انگلیس ها را جهت انتقال قوای شان بخاک شوروی ازطریق افغانستان وتقویه بنیه دفاعی شوروی و مقاومت علیه تهاجم آلمانها به آن کشورکه ذهنیت مردم عوام افغانستان را دچار تشویش و نگرانی شدید ساخته بود، طوریکه فکر می شد که بار دیگر قوای انگلیسی به افغانستان رو خواهد آورد، آنرا فقط یک شایعۀ بی اساس خواند و ضمناً به حساسیت های سیاسی در ارتباط با لزوم خروج متخصصین آلمانی از افغانستان توضیحات ارائه کرد و نیز رسیدن به یک تفاهم با مقامات برتانوی و روسی را در زمینه برای مردم تشریح نمود.

به اساس مذاکرات متواترمقامات افغانی با سفرای برتانیه، روسیه و آلمان در کابل قرار براین شد که سفیر برتانیه بصورت تحریری تضمین کند تا آلمانها و ایتالوی ها را با فامیلهای شان از طریق هند بوسیلۀ کشتی به بصره و از طریق عراق به انقره ، جائیکه قوای محور در ان مسلط بود، صحیح و سالم برسانند. برطبق همین ضمانت بتاریخ 8 و 9 عقرب 1320 (30 و 31 اکتوبر 1940) جمعاً به تعداد 180 نفر آلمانی و 8 نفر ایتالوی به شمول فامیلهای شان بوسیلۀ چند سرویس "بس" و چندین لاری کابل را ترگ گفته رهسپار پشاور گردیدند. آنها بتاریخ 8 نوامبر بوسیلۀ ریل از پشاور بطرف کراچی رفته و سپس ذریعۀ کشتی به بصره و بتاریخ 25 نوامبر ازطریق بغداد توسط ریل به انقره رسیدند.(برای شرح مزید دیده شود: آدامک: "روابط خارجی افغانستان در اوایل قرن بیست" ـ ترجمه دری...صفحه 368 تا 374)

تدویر لویه جرگه ـ شرح و بررسی مسائل:

در طول مدتیکه مذاکرات سیاسی بین حکومت افغانستان، شوروی و انگلیس و سفارت آلمان در کابل درجریان بود و حکومت افغانستان زیر فشار سه جانب قرار داشت، ترتیبات مقدماتی برای تدویر یک لویه جرگه رویدست گرفته شد. حکومت به ولایات هدایت داد تا ازهر ولسوالی سه نفر و از مراکز هر ولایت دو دو نفر نمایندگان را در جرگه انتخاب و به کابل اعزام دارند. محل اقامت نمایندگان در کابل در عمارت لیسه حبیبیه در جوار دریای کابل و مقبره اعلیحضرت تیمورشاه (فعلاً مکتب عایشه درانی) تعیین گردید. قبل ازافتتاح لویه جرگه صدراعظم محمد هاشم خان به معیت حضرت فضل عمرمجددی"نورالمشایخ" ازنمایندگان دیدن کرده و مشکلات وارده، اهمیت و حساسیت موضوع را برای آنها توضیح کردند و در قبال آن مجبوریت خروج آلمانها را با وجودیکه خلاف عنعنه افغانی و اصول بیطرفی کشور بود، به آنها بیان نمودند. لویه جرگه با حضور یک هزار نفر متشکل از نماینده های انتخابی و اعضای مجلسین شورای ملی، مامورین عالیرتبه ملکی و نظامی و بعضی شخصیت های سرشناش به تأسی از همین هدف بروز موعود یعنی 14 عقرب 1320 با بیانیه اعلیحضرت محمد ظاهر شاه افتتاح گردید.

اعلیحضرت در بیانیه خود خطاب به حاضرین لویه جرگه فرمود: «شما همه میدانید که به اثر این جنگ در مدت کم تغییرات بزرگ نه تنها در اوضاع جهان، بلکه در تمام جوانب زندگی ملل پیش شده محارب و غیرمحارب را یکسان متأثر کرده است. مخصوصاً درین چند ماه جنگ از غرب بجانب شرق کشانیده شده است و آن مملکت هائیکه قبل ازین خود را از جنگ نسبتاً دور نگهداشته بودند، به صدمات شدیدی دچار شده اند. بنابراین لازم شد که افغانستان که درین وقت نازک در سیاست خارجی خود که باساس بیطرفی و صلح بود و هست، درمقابل این حوادث موجود طوریکه باید و شاید غور و دقت کند و ملت و حکومت که هیچ وقت از یکدیگر جدائی نداشتند و در مسائل جزئی و کلی مملکت یک دست بودند، تبادل افکار و تصمیم لازم بگیرند. اینست که امروز بنام خداوند بزرگ این جرگه را افتتاح میکنم و از خداوند بکمال عجز آرزومندم که تصمیم های این جرگه بزرگ را باعث سعادت و بهبودی این خاک پاک گرداند و ملک را به برکت اتفاق، یک دستی و همدستی به آن سعادت و افتخارات که آرزوی قلبی من است، برساند و از وقایع بد زمانه نگهدارد.»

به تعقیب بیانات پادشاه نوبت به علی محمدخان وزیر امور خارجه رسید و او ضمن ایراد یک بیانیه مفصل برای حاضرین لویه جرگه معلومات لازم ارائه کرد و بر زوایای مختلف اوضاع جاری و فشارهای وارده از جانب مقامات شوروی و برتانوی مبنی بر خروج آلمانها از افغانستان روشنی انداخت که اهم نکات بیانات او چنین است:

علی محمد خان گفت: «بعد از اشتعال نائره جنگ دوم جهانی حکومت افغانستان بارها و بصورت جدی بیطرفی خود را اعلان کرده است؛ اخیراً بنابر توسعه دامنۀ جنگ و نزدیک شدن به سرحدات مملکت ما اوضاع کسب وخامت کرد. حکومت افغانستان تلاش ورزید تا موازنه را در میان دول درگیر جنگ حفظ و بیطرفی واقعی خود را همچنان دوام دهد و چنانچه دوام داده است. اما متأسفانه از آوانیکه آلمان به روسیه حمله کرد، جراید و رادیو های برتانیه و هند برتانوی علیه افغانستان شایعات و پروپاگند هائیرا به نشر میرسانند. منابع برتانوی و هند برتانوی یک تعداد متخصصین آلمانی را که در پروژه های افغانستان کار میکنند، متهم به اقدامات و فعالیت های سیاسی علیه متحدین (انگلیس و روس) کرده اخیراً مطالبی دربارۀ آنها و حکومت افغانستان نشر میکنند و جراید مذکور از حکومت های خود همواره خواسته اند تا به افغانستان فشار آورده شود که خانواده های آلمانی و ایتالوی از افغانستان خارج گردند.»

وزیر خارجه علی محمد خان در بیانیه خود تصریح کرد که: « بتاریخ 9 اکتوبر (17 میزان) سفارت بریتانیای عظمی و بتاریخ 11 اکتوبر (19 میزان 1320) دولت روس کتباً از حکومت [افغانستان] خواستند تا متخصصین آلمانی و ایتالوی که در افغانستان کار میکنند، از افغانستان خارج گردند. آنها دلائلی را ارائه کردند که متخصصین آلمانی را در تحریکات مردم و فعالیت های سیاسی علیه متحدین متهم کرده بودند»؛ علی محمد خان همچنان به اطلاع اعضای لویه جرگه رسانید که بعد از چند بار مذاکرات با سفرای برتانیا و شوروی در کابل واضح شد که حکومات آنها غیر از اخراج متخصصین آلمانی و ایتالوی دیگر کدام خواهشی از افغانستان ندارند، لذا او به مشوره کمسیون امور خارجی شورای ملی و موافقه سفرای کشورهای مربوطه به این اقدام متوسل شد تا بعد از تفاهم و اخذ ضمانت تحریری از سفیر برتانیا متخصصین آلمانی و ایتالوی را با فامیلهای شدن ازطریق هند و عراق به ترکیه بطور محفوظ و مطمئن به کشور شان انتقال دهند که اینکار بتاریخ 8 و 9 عقرب موفقانه به پایان رسید.

بعد ازعلی محمد خان نوبت سخنرانی به حضرت نورالمشایخ، حضرت چهارباغ و آخندزاده صاحب تگاو و یک تعداد دیگر رسید. جلسه روز اول در حوالی عصر پایان یافت و روز بعد جلسه بریاست محمدهاشم خان صدراعظم دائر شد که پس از بیانات صدراعظم فرصت سخنرانی به شاه محمود خان غازی وزیر حربیه و بعضی ازعلمای دینی داده شد. درپایان متن ذیل ازطرف لویه جرگه به تصویب رسید و لویه جرگه با بیانیۀ محمدهاشم خان صدراعظم درساعات عصر خاتمه پذیرفت.(برای شرح مزید دیده شود ـ علم فیض زاد: "جرگه های بزرگ ملی"... صفحه 198 تا 205)

متن مصوبه لویه جرگه سال 1320ش:

(نحمد و نصلی علی رسوله الکریم الحمد لله رب العالمین و العاقبة للمتقین)

ما نمایندگان ملت افغانستان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین ما به ما داده شده است و برای لوی جرگه بکابل آمده ایم، بعد از آنکه بیانات عالیقدر جلالتمآب وزیر امور خارجه را راجع به گزارشات عالم و جریانات سیاسی افغانستان تا امروز استماع و درآن غور و دقت نمودیم، بیان میداریم: خط مشی سیاسی که حکومت المتوکل علی الله تاکنون تعقیب نموده، مطابق آرزوی ما بوده کاملاً درست است. لذا ما نمایندگان لوی جرگه سیاست بیطرفی کامل را که تاحال نگهداشته شده و در آینده هم بطور قطعی و حکم باید حفظ شود، تصدیق مینمائیم.

افغانستان میخواهد درسایۀ صلح با دول متعاهد و مخصوصاً همسایگان خود زندگی کند، اما ما نمایندگان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین خود داریم، این امر را بصورت قاطع و حتمی بیان میداریم که ملت افغانستان حاضر نیست هیچ خواهش یا مطالبه ای را که مستقیم یا غیرمستقیم متضاد شرف و عنعنات و استقلال تام ما باشد و از هر طرفی که باشد، مورد بحث یا قبول قرار دهد یعنی به هیچ حکومت خارجیه بهیچ صورت و بهانه اجازه و موقع داده نخواهد شد که تمام یا حصۀ از مملکت افغانستان را اشغال نماید یا برای مقصد عسکری از زمین و یا فضای مملکت محبوب ما استفاده کند و یا کدام امتیازی در دوران جنگ ازما خواهش نماید و قطعاً لازم نمیدانیم که حکومت ما با یکی از دول خارجیه داخل معاهده جدیدی شود که سیاست بیطرفی مملکت ما را اخلال نماید و همچنین به هیچ حکومت به هیچ صورت و بهانه موقع داده نمیشود و نخواهد شد که به کوچکترین حقوقیکه در معاهدات افغانستان و در حقوق بین المللی برای یک مملکت مستقل که افغانستان یکی از آنها است، معین شده است، تصرفات و مداخله نماید. علاوه برآن افغانستان حق داشته و حق دارد و حق خود را محفوظ خواهد داشت که با هر مملکتی که میخواهد روابط سیاسی خود را محفوظ نگهداشته و در آینده هم روابط سیاسی خود را قایم کند که نمایندگان ملت افغانستان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین خود داریم، برخط مشی فوق فیصلۀ قطعی و حتمی مینمائیم.

ملت افغانستان هیچ وقت زیر بار هیچ یکی از حکومت های خارجیه نرفته و نخواهد رفت، همیشه زندگی آزاد نموده و در آینده هم آزاد و مستقل زندگی خواهد کرد. ملت افغانستان بعون الله و تعالی متحداً حاضر هستند که خود را محافظه نموده باشرف زیست و حیات نمایند.»

پنجشنبه، مورخ 15 عقرب 1320؛ امضای وکلاء و نمایندگان ملت.

(متن فوق برگرفته شده است ازکتاب:"جرگه های بزرگ ملی افغانستان"،... صفحه 202 و203، به استناد شماره 75 روزنامه اصلاح ، مورخه 25 عقرب 1320)

(ادامه دارد)