بازگشت به مقاله

مرور کوتاه بر پلانهای پنجساله اقتصادی و اجتماعی کشور

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 30 جون 2019

(قسمت ششم و اخیر)

منابع کمکی و قروض برای تمویل پلان هفت ساله:

قروض و امدادی که برای تطبیق پلان هفت ساله پیشبینی شده بود، به 2533 ملیون دالر میرسید و اکثراً منابع آن تثبیت بود ـ اتحاد شوروی، امریکا تا یک حد، عربستان سعودی و ایران. این کشورها همه مبالغی هنگفتی برای تطبیق پروژه های پلان هفت ساله دادند. عبدالعزیز فروغ در مصاحبه خود به این واقعیت اشاره میکند و می گوید: «این خود مشروعیت رژیم محمد داؤد را به اثبات میرسانید که رژیم جمهوری در سطح بین المللی اینقدر شناخته شده بود که هر مملکت از عراق تا کویت و امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی و اتحاد شوروی، ایالات متحده امریکا، جاپان و چین در تمویل پلان سهم گیری کردند.»

گیورکی یژوف یکی از متخصصان امور پلان گذاری شوروی که با وزارت پلان همکار طولانی داشت، در کتاب خاطرات خود از منابع مختلف برای تمویل یک قسمت پلان هفت ساله به تفصیل گزارش میدهد که دراینجا از شرح مزید آن منصرف شده و فقط به ذکر منابع مختلف آن اکتفاء میداریم:

یژوف شرحی دارد از کمکهای بلاعوض و قرضه ها از کشور های کمونیستی از جمله اتحاد شوروی، چکوسلواکیه، بلغاریا و جمهوری مردم چین. او از کمکهای رو به تزاید کشورهای بلاک غرب نیز با ذکر ارقام و اعداد از کمک های ایالات متحده امریکا، آلمان فدرال، برتانیه، جاپان، دنمارک و کانادا یاد آور میشود؛ از همه مهمتر از کمک های کشورهای اسلامی نام می برد که قبلاً کمتر نظیر داشت: از جمله به کمک های عربستان سعودی، کویت و عراق و بخصوص کمک های درشت ایران اشاره میکند که متأسفانه با برهم خوردن اوضاع در ایران وعده کمک ها چندان عملی شده نتوانست و وزارت پلان افغانستان مجبور شد در قسمت مربوط به کمک های ایران پلان را مورد تعدیل قرار دهد.

درعین زمان یژوف از کمک ها و قروض مؤسسات و بانکهای بین المللی گزارش میدهد که در تمویل پلان هفت ساله بطور قابل ذکر افزایش یافت. او از بانک بین المللی رهنی و انکشافی، بانک جهانی، بانک انکشاف آسیائی، مؤسسه یونیسف، سازمان بین المللی صحت، صندوق مخصوص سازمان ملل متحد، سازمان جهانی اسعار، کشورهای سازمان اوپک، سازمان بین المللی غذا و زراعت با ذکر مقادیر کمک و قرضه های هریک معلومات میدهد. (برای شرح مزید و جزئیات ارقام دیده شود ـ یژوف، گیورکی پیتروویچ: "پلانهای محمد داؤد برای بازسازی افغانستان"، مترجم: غوث جانباز، افغان جرمن آنلاین، قسمت سوم، 13 جون 2010 صفحه4 تا 6 و قسمت چهارم، 28 می 2010، صفحه اول تا 2 )

توجه مزید به انکشاف مناطق و ولایات کم انکشاف :

درطول بیست سال تطبیق پلانهای پنجساله (از پلان اول تا ختم پلان چهارم) بیشتر به زیر بناهای اقتصادی آنهم در قسمت احداث شاهراه ها، بند های آب و برق و نیز کمی به زراعت و صنعت توجه مبذول گردید و در این مدت حکومت ها مجال آنرا نیافتند تا به امور انکشافی مناطق صعب العبور ولایات کم انکشاف و دور افتاده کشور رسیدگی لازم نمایند. صفحات مرکزی، به شمول بامیان، ارزگان، چغچران و دیگر نقاط آن، همچنان ساحات مرتفع ولایات غزنی و وردک، بدخشان، کنر، پکتیا و وادی ننگرهار از جمله مناطقی بودند که به هدف انکشاف متوازن منطقوی در پلان انکشافی هفت ساله جمهوری بیشتر مورد توجه حکومت قرار داشتند. برای توضیح این موضوع لازم است به استناد دورنمای پلان مذکور که در دو جلد از طرف وزارت پلان به نشر رسیده و نظری به پروژه های انکشافی در مناطق و ولایات مذکور انداخته شود که خلاصه آنرا پتروویچ یژوف در کتاب خاطرات خود ذکر کرده است که اهم نکات آنها با اختصاراز اینقرار میباشند:

قسمت های مرکزی افغانستان دارای شرايط ناگوار توپوگرافی است، محلات تقاطع قابل ملاحظه داشته و شرايط اقتصادی در اينجا در سطح بدوی قرار دارند؛ اهالی به طور غيرمنظم و پراگنده حيات به سر ميبرند. در این نواحی که 139 هزار کيلومتر مربع مساحت دارد، به تعداد 7.3 ملیون نفر زیست میکنند. فقدان راهها و وسایل ترانسپورتی لازم یکی از مشکلات عدیده این مناطق بوده که آنرا از مراکز صنعتی و تجارتی بدور نگهداشته است.

برای رفع مشکلات مناطق مذکور در پلان هفت ساله اعمار راه های موتررو "گردن دیوارـ پنج آب ( با فاصلۀ 210 کيلومتر) - پل متک ـ باميان ـ بند امير ( با فاصلۀ 236 کيلومتر)، هرات ـ چشت شریف (با فاصلۀ 131 کيلومتر)، ارزگان ـ قندهار(با فاصلۀ 164کيلومتر) در نظر گرفته شده بود.

قرار بود تا در هر ولايت ستيشن های کوچک توليد برق آبی و ديزلی ايجاد گردند. نمونۀ بارزی اين دستگاه ها اعمار دستگاه برق آبی در باميان با ظرفيت 500 کيلوات بود. تجدید وترميم خطوط پرواز ميدانهای هوائی در باميان، چخچران و لعل سرجنگل بايد ارتباط اين مناطق را با کابل قايم ميساخت. همچنان توسعۀ لين های چينل سيستم مخابراتی هرات - چغچران (351کيلومتر)، باميان ـ بلوله(32 کيلومتر)، قندهارـ ارزگان (164 کيلومتر) هرات ـ قلعۀ نو ـ ميمنه (450 کيلومتر) و همچنان لين های محلی (الی يک هزارکيلومتر)، بايد ارتباطات مخابراتی را چه درداخل اين مناطق و چه هم با شهرهای ديگر به طور قابل ملاحظۀ استحکام مي بخشيد.

در ولايات غزنی و وردک قرار بود 100 کيلومتر سرک در دهات احداث شوند و 400 کيلومتر سرکهای فرعی ترميم گردند؛ همچنان درنظر بود که 150 بند آب اعمار و 100 چاه آب آشاميدنی حفر و يا مجددأ ترميم شوند.

در ولايات غور، باميان، پروان و ارزگان برای توسعۀ آبياری زمينها قرار بود که به تعداد 30 شبکۀ آبرسانی کوچک و 31 کيلومتر سرک در محلات اعمار شوند و1200 آبریزها و معبر های کاريز، 27 پل و 62 منبع آب برای استفادۀ اهالی ساخته شوند. ایجاد مراکز وترنری و واکسین حیوانات به شمول مراکز ذبح حیوانات درغزنی و شيراق و درکنار آن فابريکۀ چرم سازی نیز شامل پلان بود.

ولایت بدخشان با نفوس تخمیناً 400 هزار نفر و اوسط تعداد نفرخانواده ها به 7.7 نفر، زمينهای قابل بهره برداری در آنجا 560 هزارهکتار تخمين شده بود که از آنجمله 113 هزار هکتار(60 هزارهکتارللمی و 53 هزارهکتار آبی) با وسایل ابتدائی و بدوی مورد استفاده قرار داشت. دراین ولایت کمبود مواد خوراکه، قلت آب، نبود مواصلات و درعین زمان موقعيت نهايت صعب العبور بر مشکلات آنجا می افزود. زمين های قابل آبياری به تقريبأ یک سوم حصه همه زمين های موجود را در بدخشان تشکيل ميداد، ولی تا آنوقت کار اعمار صرف يک کانال آب به طول 17 کيلومتر با ظرفيت 5 متر مکعب آب در يک ثانيه برای آبياری تقريباً یکهزار هکتار زمين باير آغاز گرديده بود. حجم آب های زير زمينی در اين ناحيه قليل بود و ازآنها برای آبياری ساحات وسیع استفاده نمی شد. در عين حال در پروگرامهای پلان هفت ساله، اعمار شبکه های متعدد کوچک آبياری شامل بود. تا آنوقت بدخشان با داشتن 212 مرکز آبياری دارای کمبوديها و نقايصی زیادی بود.

بدخشان با داشتن شرایط مساعد برای انکشاف مالداری در ايام تابستان میتوانست برای پرورش تقریباً 1.8مليون رأس مواشی زمینه را فراهم کند، اما افزایش مرگ و مير حيوانات و فرسايش چرا گاه ها مانع بزرگ دراین راه بود. به همین دلیل پلان هفت ساله دربدخشان انکشاف شبکه های خدمات وترنری، بهبودی وضع چراگاه ها و ايجاد فارم های تجربوی مالداری را درنظر گرفته بود و نیز در مرکز ولايت، شهر فيض آباد، اعمار یک استيشن برق آبی با ظرفيت متوسط 150 کيلووات در جوار استيشن موجود ديزلی شامل پلان هفت ساله بود.

در ولايت بدخشان 670 کيلومتر راه های مواصلاتی به صورت ابتدايی وجود داشت که بسياری از آنها با آب خيزی های موسمی تخريب ميشدند. در پلان هفت ساله درنظر بود که شاهراه قندز ـ فيض آباد، عده ای از سرک های داخل ولايت و نیز 6 ميدان برای نشست و برخاست طياره های کوچک ايجاد گردد و هم شهرهای قندزـ فيض آباد ذريعۀ ارتباط عصری تیلفون به طول 245 کيلومتر وصل گردند. پروگرام های وسيع انکشاف خدمات طبی برای بدخشان طرح و تدوين گرديد بودند. از آنجائیکه در بدخشان در سال 1975 برای يک جمعيت 70 هزارنفری صرف يک داکتر وبرای 50 هزار نفر صرف يک بستر در شفاخانه آنجا وجود داشت، لذا در پلان هفت ساله اقدامات لازمه در ساحه انکشاف صحی این ولایت پیشبینی گردیده بود.

کنرـ يکی از ولايات عقب ماندۀ افغانستان بود که در مجموع 26 هزار هکتار زمين برای بهره برداری دارد که از جمله 23 هزار هکتار آن للمی و فقط 3هزار هکتار آن قابلیت زرع ابی را دارد و 90 فیصد همۀ حاصلات را در اين ناحيه غله جات و حبوبات تشکيل ميدهند. طی پلان هفت سال انکشافی در نظر بود تا شبکه های آبياری را برای 1.5 هزارهکتار زمين جديد زراعتی ايجاد نمايد. به اندازۀ 456هزارهکتار زمين اين ولايت را جنگلها تشکيل ميدهند که از اقتصادی و ايکولوژی اهمیت زیاد دارند. طی پلان هفت ساله قرار بود 45 هزار هکتار جنگل قطع و کارخانۀ توليد "چارتراش" اعمار گردد و سرکی به طول 40 کيلومتر درميان جنگل ها کشيده شود. در عين حال در نظر بود تا درظرف پلان در ساحۀ 6100 هکتار زمين جنگلهای جديد به ميان آيد.

ولایت پکتيای (بزرگ) که بیشتر کوهستانی است واز مجموع 17600 کيلومتر مربع مساحت آن صرف 1430 کيلومتر مربع آنرا همواری ها تشکيل ميدهد، فقط 9 فیصد ساحه مجموعی آن برای زراعت مناسب میباشد و باقی اکثريت زمينهای حاصلخيز در کوهستانها قرار دارد که به مشکل از انها استفاده میشود. زمين های زراعتی عمدتأ در نواحی شهرهای همچون گرديز و خوست قرار داشته که غالبأ با مشکل کمبود آب مواجه اند. حکومت طی پلان هفت سال در نظر داشت تا: جنگلات را در ساحۀ 8500 هکتار زمين احیاء کند وسرکها را در ميان جنگلات به طول 170 کيلومتر احداث و برای محافظت جنگلهای قدیمی اقدام نماید. برای این مقصد در نظر بود تا 17 ملیون نهال را در خریطه های مخصوص پلاستیکی پرورش داده تا بعداً به زمین غرس شوند که برای تمویل این پروژه 260 ملیون افغانی و 3 ملیون دالر تخصیص داده شده بود. همچنان بررسی ها حاکی از آن بود که پکتيا دارای 32 مليون متر مکعب آب زير زمين ميباشد و با این رقم برعلاوه آبهای بارانی قرار بود در ظرف هفت سال پلان با مصرف 220 ملیون افغانی و 1.65 ملیون دالر در حدود5850 هکتار زمين زير آب شوند و 250 کيلومتر سرک اعمار گردد.

وادی ننگرهارکه عمدتأ با کانال ننگرهار مرتبط است، دارای مساحت 31200 هکتار زمين قابل آبياری دارد، از جمله 6700 هکتار آن ملکيت شخصی بوده و قبل از اعمار کانال از آن بهره برداری صورت ميگرفت. 13300هکتار زمين که در 5818 هکتار آن فارم های دولتی ايجاد گرديده بود، تا سال 1975تحت بهره برداری قرار داشت و 7571 هکتار آن به ناقلين سپرده شده بود. پلان هفت ساله درنظر داشت درساحۀ 2527هکتار زمين باغها را در دوفارم جديدالتأسيس به نامهای "جمهوريت" و " 26 سرطان" که 154 هکتار آنرا بايد باغهای سيتروس و 2373 هکتار آنرا باغهای زيتون تشکيل ميداد، آباد نمايد. ساحۀ توليد غله و حبوبات در اين ميان الی مارچ 1983 یعنی ختم پلان هفت ساله قرار بود از 3185 به 1574 هکتار کاهش يابد. حاصلات سيتروس مطابق پلان بايد از 2100 کيلوگرام فی هکتار به 3500 کيلوگرام فی هکتار افزایش می یافت ومجموعی حاصلات آنها بايد از 2000 تن به 8845 تن بالا میرفت. حاصلات زيتون قرار بود از790 کيلو گرام فی هکتار به 3000 کيلوگرام فی هکتار برسد و حاصلات مجموعی آن بايد در سال 1982 به 4380 تن افزایش می یافت. (یژوف، پتروویچ: "پلانها محمد داؤد..."، قسمت پنجم.. صفحه 3 و 4)

اما روزگار فرصت تطبیق این همه پروژه های مهم را نداد و هنوز دو سال از تطبیق آن پلان نگذشته بود که کودتای منحوس 7 ثور 1357 (27 اپریل 1978) صورت گرفت، نظام جمهوری سرنگون شد. همه پروژه از بین رفت و پلان انکشافی هفت ساله ناتمام ماند. دراین حادثه خونبار محمد داؤد رئیس جمهور کشور با تمام خانواده خود در صبح زود 8 ثورجام شهادت نوشیدند و از آن به بعد جریان انکشاف و آبادانی کشور به عقب کشیده شد؛ جای پیشرفت را ویرانی و بربادی گرفت که در نهایت هر آنچه در کشور در طول سالها اعمار شده بودند، همه از بین رفتند و افغانستان بیک کشور خاک و خون تبدیل گردید.

(قسمت اخیر و پایان)