"رویدادهای عمده در دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی"
(از ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۲ش)
«چارلي چاپلين حرف نزد و نزد؛ و وقتي حرف زد؛ دنيا را متحير كرد.»دراین موقعی که جهان در آشوب و کشمکش قدرت گرفتار است و لجاجت و ستیزه جوئی ها جای منطق وتفاهم انسانی را گرفته است، این بیانیه را بشنوید تا از این دنیا، دنیای انسانی بسازید: این گفتاریست که در فلم "دیکتاتور بزرگ" چهره تابناک دنیای سینما ـ چارلی چاپلین نقش گویندگی آنرا بعهده دارد و دراین فلم او مجبور میشود دریک محفل بزرگ درحضور اراکین، افسران و عساکر آلمان نازی به ایراد بیانیه بپردازد؛ وقتی نوبت سخنرانی او میرسد، با لرز و ترس به روی ستیج میرود و نخست نگاه های معصومانه وعاجزانه به هر طرف می اندازد و حیران است دراین محفل پر از مردان قدرتمند و مغرورچه بگوید. جرأت میکند و خود را یک قدم به مایکروفون نزدیک میسازد. لحظۀ مکث میکند، مثل اینکه از گفتن سخنان خود در هراس است، و اما راهی برگشت ندارد. چارلی نخست با صدای آرام و لرزان و بطور شمرده صحبت را آغاز میکند، ولی کلامش با ادای هر جمله استوارتر و گیراتر و داغ تر میشود و در نهایت مثل یک سخنور بزرگ با متانت و شجاعت همه حرف های خود را یکی پی دیگر از عمق دل بیرون می کشد و با ادبیات عالی و جملات فلسفی بیان میکند، طوریکه خودش از گفتار خود به وجد می آید و وقتی متوجه میشود که شنوندگانش بیشتر از اوهیجانی شده و برایش کف میزنند، آنوقت احساس راحت میکند.(اینهم ترجمه گفتار چارلی در آن فلم که از انگلیسی به دری ترجمه شده است)او کلامش را چنین آغاز کرد:من متأسفم، اما نمیخواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمیخواهم به كسی دستور دهم يا جايی را فتح كنم. من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكانی باشد، با يهودی، بیدين، سياه، سفيد و. ما همه میخواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است. ما همه میخواهيم در خوشی با يكديگر زندگی كنيم، نه در رنج وبدبختی يكديگر؛ ما نمیخواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم. در اين دنيا سرپناهی برای همه يافت میشود و زمين فراخ و غنی است و میتواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگی میتواند آزاد و زيبا باشد. اما! ما راه را گم كردهايم. حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر ساخته، ما را در بدبختی و خون غوطه ور كرده است. ما سرعت پیشرفت را بالا برده ایم، ولي خود را در آن محبوس كردهايم. ماشينآلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است، دانش ما را بدگمان كرده، هوش ما را سخت و نامهربان ساخته است. ما بسيار فكر میكنيم واما بسيار كم احساس داریم. بيش از ماشينآلات، ما محتاج انسانيت هستيم. بيش از هوش محتاج مهربانی و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگی خشن میشود و همه چيز از دست میرود. طیاره و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد می زند، برای برادری جهانی، برای يگانگی همه ما فرياد می زند. حتي اكنون صدای من به گوش ميليونها نفر در جهان میرسد، ميليونها مرد، زن و كودك نا اميد، قربانيان سيستمی اند كه باعث میشود بشر شكنجه كند و مردم بیگناه را به زندان بيندازند. به كسانی كه صدای مرا میشنوند، میگويم: «نااميد نشويد!» رنجی كه اكنون در بين ماست، ناشی از حرص آدمی است. تلخی بشری است كه راه پيشرفت انسان، موجب ترس او میگردد. نفرت آدمی میگذرد و ديكتاتورها میميرند و قدرتی كه از مردم می ستانند، به مردم باز خواهد گشت و با مرگ انسانها، آزادی نابود نخواهد شد. سربازان! خود را به دست ددمنشان نسپاريد! انسانهايی كه شما را تحقير میكنند و شما را در بند میكشانند، كسانی كه زندگی شما را كنترل میكنند، به شما میگويند كه چه كار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كسانی كه شما را مقید میكنند، رژيم غذايي میدهند، با شما مانند گاو رفتار میكنند و از شما بهعنوان گلوله توپ استفاده میكنند. خود را به دست انسانهای غيرطبيعی نسپاريد، مردان ماشينی با ذهن ماشينی و قلب ماشينی! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد! شما عشق به انسان در قلب خود داريد. شما نفرت نمیورزيد؛ تنها بیعشق ها متنفرند، بیعشق و غيرطبيعی. سربازان! برای بردگی مبارزه نكنيد! برای آزادی بجنگيد! در فصل هفدهم "سنت لوك" نوشته شده «قلمروی خداوند در ميان انسانهاست»، نه يك انسان و نه گروهی از انسانها، بلكه در همه انسانها، در شما! شما مردمی كه قدرت داريد، قدرتی كه ماشين بسازيد، قدرتی كه شادی پديد آوريد. شما مردمی كه قدرت داريد تا زندگی را آزاد و زيبا كنيد، نه آنکه اين زندگي را پر از حادثه سازید. سپس به نام دموكراسی، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم و باهم متحد شويم. فقط! برای يك دنيای جديد مبارزه كنيم، دنيای آراستهای كه به همه انسانها اجازه میدهد كار كنند. به شما وعده برای آينده و امنيت دوره سالمندی میدهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت میرسند، ولی آنها دروغ میگويند؛ آنها به وعدههای خود عمل نمیكنند و هرگز نخواهند كرد. ديكتاتورها خود را آزاد میكنند، ولی مردم را برده می سازند. اكنون، مبارزه كنيم برای رسيدن به آن وعدهها! مبارزه كنيم برای آزاد كردن دنيا، برای از بين بردن موانع، برای دور كردن حرص و آزها، نفرت ها و ناشكيبايی ها!مبارزه كنيم برای جهان منطقی، جهانی كه علم و پيشرفت به شادی انسان میانجامد! سربازان! بيائيد به نام دموكراسی متحد شويم. (زنده باد چارلی چاپلین بزرگ)
این بیانیه کوتاه، ولی پر محتوا را میخواهم بخصوص به گوش کسانی در وطن برسانم که غرق در منافع شخصی و قدرت طلبی مزمن بوده و به غیر از خود هیچگاه به دیگران نمی اندیشند.
در ماه جون 2019 کتاب "زندگی سیاسی شهید محمد داؤد از آغاز تا انجام" از این قلم در سه جلد و جمعاً بیش از 1330 صفحه بوسیلۀ مطبعه عازم در یکهزار نسخه در کابل به چاپ رسید و درجلد اول آن به حیث یک موضوع مقدماتی مطالبی مختصر در بارۀ رویدادهای دوره صدارت شاه محمود خان غازی طی 16 عنوان فرعی (در حدود 45 صفحه) گنجانیده شد. چندی بعد دو هموطن علاقمند به موضوع با من به تماس شدند و تقاضا کردند که تا آن مبحث را انکشاف داده و به شکل یک کتاب مستقل درآورم. به تأسی از این نظر و اهمیت تاریخی آن دوره مصمم به آغاز اینکار شدم و مدت شش ماه شب و روز را بطور تشدیدی کار کردم، تا آنکه خدای بزرگ را هزارها بار شکرگذارم که به من این توان را بخشید و کتاب تحت عنوان "رویدادهای عمده در دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی" را در آستانه سال نو میلادی 2020 به اتمام رساندم و آنرا جهت چاپ به یکی از مطابع در جنوب کالیفورنیا فرستام که خوشبختانه همین امروز نسخه اول آن بدسترسم قرار گرفت.
این کتاب در جمعاً 426 صفحه با قطع و صحافت معمول به چاپ رسیده و تا چند روز دیگر برایم تسلیم داده میشود. باید اذعان داشت که نوشتن یک کتاب تاریخی مربوط هفتاد سال قبل در شرایط مهاجرت و مشکلات دسترسی لازم به مآخذ و منابع اصیل و معتبر کار بسیار دشوار است، بخصوص که در آن موضوع مطالب پراگنده و اکثر مختصر بطور مباحث ضمنی معمولاً در یک فصل در بعضی آثار دیگر بیان گردیده و به دلیل حساسیت مسایل کمترین تذکری در مطبوعات رسمی آن دوره به نظر نرسیده و دسترسی به کلکسیونهای جراید آزاد آنوقت از جمله "انگار"، نداء خلق" و "وطن" در دیار غربت کار ساده نبوده است. خوشحال هستم به کمک دوستان عزیز این زمینه ها مساعد شد و نیز با مآخذی که در ارشیف خود داشتم و با استفاده از بعضی سالنامه های آنوقت توانستم به مطالب دست اول دسترسی یابم. حاصل این همه تلاشها دراین فرصت کوتاه تقریباً شش ماه همین کتاب است که چاپ آنرا از طریق این پورتال وزین به اطلاع دوستان و علاقمندان تاریخ معاصر کشور میرسانم.
ازانجائیکه مصارف پستی کتاب از کابل تا امریکا گزاف است، خواستم چاپ اول آنرا به تیراژ 200 نسخه درامریکا و سپس چاپ دوم را در کابل با تیراژ بالاتر به چاپ برسانم. قیمت فی جلد این کتاب در امریکا 20 دالر به اضافه مصارف پستی که تقریباً 3 تا 4 دالر میشود و در کانادا و اروپا مربوط به مبلغ پستی آن است. کسانیکه علاقمند دریافت چاپ اول این کتاب باشند، به دلیل کمی تیراژ آن میتوانند هرچه زودتر با آدرس ایمیل اینجانب به تماس شده تا یک جلد را برای شان ریزرف دارم.
آدرس ایمیل: drkazemsa@yahoo.com
به مقصد آگاهی مختصر از اهمیت تاریخی این دوره لازم دانستم تا یک قسمت از "پیشگفتار" و نیز مختصری از فهرست مندرجات کتاب را (البته بدون ذکرعناوین فرعی هرفصل) خدمت تقدیم دارم:
مختصری از پیشگفتار
دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی با آنکه عمر نسبتاً کوتاه داشت، اما با وقوع رویدادهای مهم درتاریخ معاصر کشور یک دورۀ پر از امید و یأس محسوب میشود. با آغاز این دوره فصل سرما و انجماد طولانی حاکم درفضای سیاسی و اجتماعی کشور روبه تغییر گذاشت و رایحۀ بهاری به مشام رسید که نوید روزهای روشن را با نسیم خوشگوار آزادی و بشارت دموکراسی با خود همراه داشت. افسوس که عمر این بهار کوتاه بود و به زودی بادها از هرسو دمیدن گرفت و شگوفه های نو رسته را که تازه از شاخسارهای رنج دیده ازسرمای طولانی قید و زندان به امید رهائی از مصیبت ها سرکشیده بودند، پرپر کرد و به زمین یأس فرو ریخت.
نویسندگان و محققان تاریخ کشورتا حال این دورۀ حساس و پرتحول و این بهار زود گذر دموکراسی را در کتابها و آثار خود بطور خلاصه و کوتاه مرور کرده و اغلب آنرا ضمن ادامۀ دوره های دیگر در چند صفحۀ کم و زیاد مورد بررسی قرار داده اند؛ همچنان کسانی دیگر که کتاب خاطرات خود را نوشته اند، بیشتر از رویدادهایی به تفصیل یاد کرده اند که خود شان مستقیم یا غیرمستقیم در آن نقش داشته و یا اینکه شاهد و ناظر بعضی از وقایع بوده و چشم دیدهای خود را بطور ضمنی بیان نموده اند. این نوشته ها و بیان خاطرات اکنون میتوانند مآخذ خوب برای بررسی کامل این دوره محسوب شوند، ولی اتکای کامل به آنها یک اندازه مستلزم احتیاط و دقت میباشد، زیرا همچو آثار خواهی نخواهی به نحوی تحت تأثیر احساسات شخصی قرار داشته و مسلم است که آنها از موقف و یا نقش خود به دفاع برخاسته و انگشت انتقاد را بطرف مقابل دراز کرده اند.
بررسی مسایل تاریخ معاصرکشور از اوایل قرن بیست بخصوص بعد از استرداد استقلال که در نتیجۀ آن افغانستان از حالت "انزوا" بیرون شد و روابط سیاسی و اقتصادی را با کشورهای دور و نزدیک قایم کرد و تحولات بیرونی در رویدادهای داخل کشور به نحوی اثر گذاشت، ایجاب میکند تا محققان تاریخ این اثرگذاریها را در شرح و بسط تحلیل های خود دقیقاً در نظر گیرند. تحولات جهان بعد ازجنگ جهانی دوم و انکشافات بعدی آن برامور کشورها اعم از کوچک و بزرگ تأثیرات مهم بجا گذاشت که دربعضی موارد تعهدات بین الملی برای صلح و امن جهان یک تعداد مکلفیت ها و وجایب جدید را بار آورد و کشورهای عضو را مکلف به رعایت و تعمیل آن در امور داخلی و خارجی خود ساخت.
دورۀ صدارت شاه محمود خان که از1325ش (1946م) آغاز و تا 1332 (1953) مدت بیش ازهفت سال وچند ماه دوام کرد، مواجه با مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و نیز تحولات مهم در سطح جهانی و منطقوی بود. با آنکه حکومت افغانستان چنانکه درجنگ عمومی اول در زمان امیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین اعلام بیطرفی کرد، درجنگ عمومی دوم صدراعظم محمد هاشم خان بیطرفی افغانستان را با قبول فشارهای وارده حفظ نمود. او با این اقدام معقول توانست کشور را از عواقب نظامی جنگ بدور نگهدارد، اما فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، افغانستان را با بحران جدی اقتصادی روبرو ساخت و به تجارت خارجی کشور صدمه شدید وارد کرد که دراثر قلت مواد حیاتی و بلند رقتن قیمت ها، زندگی مردم تحت مضیقه شدید قرار گرفت.
پس از ختم جنگ جهانی حکومت افغانستان خواهان عضویت در مؤسسه جدید التأسیس ملل متحد گردید و با کسب موفقانه عضویت آن مجبور شد تا یک سلسله تحولات مهم را بخصوص در ارتباط با اعلامیه حقوق بشر به منصۀ اجراء گذارد که این مکلفیت ها با شیوه حکومتداری قبل از آن تطابق نداشت. لذا پادشاه افغانستان ناگزیر شد تصمیم به تغییر حکومت بگیرد و بجای سردار محمد هاشم خان عموی دیگرخود سپهسالارشاه محمود خان غازی را که مدت هفده سال بحیث وزیر حربیه افغانستان ایفای وظیفه کرده بود، به مقام صدارت بگمارد.
با این تغییر پیشبرد امور دراین دوره زیر تأثیر پدیده های داخلی و خارجی یک چلنج بزرگ برای صدراعظم جدید شاه محمود غازی بود تا ازیکطرف با نظام استبدادی محمدهاشم خان وداع صورت گیرد و ازطرف دیگر سیاست حکومت را مبتنی بر ایجابات و تعهدات بین المللی مندرج منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر استوار سازد. علاوتاً پدیده های جدید منطقوی دوره صدارت شاه محمود خان را با معضلات دوامدار دیگر مواجه ساخت و آن تصمیم حکومت برتانیه جهت ترک نیم قاره هند بود که با یک شیوه غیرمعمول آنرا عملی کرد و نیم قاره را پس از دوصد سال سلطه خود از طریق یک ریفراندم مضحک برمبنای دین بین هندو و مسلمان به دو کشور تقسیم کرد: یکی کشورهند و دیگری کشور نوظهور پاکستان.
از همه بدتر اینکه پاکستان را به حیث جانشین رسمی خود اعلام نمود که معضلۀ جدید را بین افغانستان و پاکستان در ارتباط به سرزمین های از دست رفته "ولایات شرقی" که زمانی از متصرفات دولت ابدالی بود و انگلیسها آنرا با فشار بالقوه و قرارداد های تحمیلی از بدنۀ افغانستان جدا و به هند برتانوی ملحق ساخته بودند، بار آورد. تشکیل حکومت پاکستان و معضلۀ سرنوشت پشتونهای آنطرف خط دیورند از همان آغاز در دورۀ صدارت شاه محمود خان بین افغانستان و پاکستان موجب بروز مشکلات گردید.
پدیدۀ جدید دیگر بروز رقابت ها بین امریکا و شوروی بعد از ختم جنگ جهانی دوم و جانشین شدن امریکا بجای انگلیس در منطقه بود که در این دوره بر انکشاف روابط خارجی افغانستان اثر ناگوار برجا گذاشت و تأثیرات آن نه تنها در آن دوره، بلکه فراتر از آن تا سالهای بعد سایه افگند. وابستگی نظامی پاکستان با امریکا از یکطرف و اغماض امریکا به تقاضا های افغانستان از طرف دیگر موجب شد تا افغانستان به دامن شوروی بیفتد. آغاز این تحول بس مهم بازهم از همین دورۀ صدارت شاه محمود خان ریشه میگیرد.
گذشته ازعوامل بیرونی، در داخل کشور نیز تحولاتی رویدست گرفته شد که بعد از سقوط دوره امانی نظیر نداشت، با این شرح که: حکومت بنابر تعهد در رعایت مواد مندرج اعلامیه حقوق بشر ناگزیر بود به تعداد صدها زندانی سیاسی را که سالهای دراز بدون کدام جرم مشهود تحت شرایط رقتبار زندانی شده بودند، از بند رها سازد و در عین زمان فضای سیاسی را از انجماد و اختناق طولانی بیرون کند. همان بود که حکومت در قدم اول انتخابات آزاد بلدیه و سپس انتخابات دوره هفتم شورای ملی را طوری آزاد دایر کرد که در نتیجۀ آن برای اولین بار تعدادی ازشخصیت های منتخب مردم به آنجا راه یافتند و شورای ملی را تا حدی از قالب "مُهر رابری" حکومت بیرون کردند. این شورا کوشید تا به الهام از قانون اساسی که درمتن ماهیت نظام شاهی مشروطه را تمثیل میکرد، اما در عمل گردانندگان قدرت شیوه ای مطلقه را در پیش داشتند، براجراآت حکومت نظارت نماید و بار اول در تاریخ کشور حکومت را مکلف به اخذ رأی اعتماد از شورا سازد.
این روند تازه موجب شد تا صدای مشروطه خواهی بین فعالان سیاسی به سرعت و جدیت در فضای شهر بلند گردد. انفاذ قانون مطبوعات به نشر جراید آزاد تحت شرایط خاص اجازه داد. با استفاده ازاین فضای نسبتاً باز عده ای از فعالان سیاسی بدون موجودیت قانون احزاب، به تشکیل احزاب سیاسی اقدام کردند و قشر جوان فراتر از مقتضای آن دوره با ایجاد "اتحادیه محصلین" به فعالیت های تهدید آمیز علیه نظام پرداختند. این فعالیتها به سرعت تا حدی پیش رفت که یک تعداد دیگردر فکر سقوط نظام افتادند و برنامه قتل شاه محمود خان صدراعظم را به روز نوروز درحالی رویدست گرفتند که پادشاه در یک سفر خارج کشور بود و اگر این توطئه عملی میگردید، عواقب ناگوار را به همراه داشت.
درعین زمان تبلیغات پاکستان علیه خاندان شاهی کشور و رویداد های سیاسی و برهم خوردن اوضاع در ایران که منجر به قیام و فرار شاه ایران به خارج گردید، زنگ های خطر سقوط نظام را به صدا درآورد و حکومت افغانستان، بخصوص مقام سلطنت را مواجه با تهدیدی ساخت که اگرجلو آن گرفته نشود، ادامۀ بی ثباتی و بحران به مثل ایران به افغانستان نیز سرایت خواهد کرد. لذا مقام سلطنت تصمیم به تغییر اوضاع و برگشت نسبی به عقب گرفت و به عمر زودگذر این بهار دموکراسی پایان داد.
دراین کتاب سعی برآنست تا بر زوایای مختلف این دوره که فوقاً به آن اشاره گردید، با تفصیل و بطور مستند و مستدل نظراندازی شود و هریک از نکات فوق درقالب فصول جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. اما قبل از آن جا دارد که در آغاز به معرفی شخصیت های مهم خانواد بزرگ مسمی به "آل یحیی" پرداخت که عنان قدرت را همه در مجموع بعد از دورۀ نکبت بار سقاوی درافغانستان بدست گرفتند. ضمناً برای درک بهتر مسایل لازم است تا نگاهی مختصر به شرح حال کشور در دورۀ کوتاه سلطنت محمد نادرشاه و آغاز سلطنت محمد ظاهرشاه انداخت که بعد از شهادت پدر در سن 19 سالگی درحالی به پادشاهی رسید که قدرت واقعی دردست کاکا هایش قرار داشت. لذا بررسی مختصر دورۀ هفده ساله صدارت محمد هاشم خان و بیان خصوصیات و مشخصات عمده آن یکی از مباحث مقدماتی این کتاب را تشکیل میدهد که بدون آن، پی بردن به عمق تحولات دردورۀ صدارت شاه محمود خان میسر نخواهد بود.
در این کتاب با استفاده از مآخذ متعدد کوشیده شده است از کسانی نقل قول صورت گیرد که خود در جریان قضایا بوده و یا از نزدیک با جریانات و رویداد ها آشنائی داشته اند. از نظریات آنها نکاتی برگزیده شده که بدرد کار دراین کتاب میخورده و این نکات به حیث متمم و مؤید نظر نویسنده طی بخش ها و فصول متعدد کتاب انعکاس یافته است.
کتا ب مشتمل است بر یک پیشگفتار، فهرست مندرجات و جمعاً بیست و سه فصل که موضوع هر فصل به عناوین فرعی تقسیم شده است تا برای خواننده سهولت درک مطالب و ارتباط مسایل را فراهم سازد. همچنان چند ضمیمه در آن علاوه شده است تا توجه مزید خواننده را به بعضی موضوعات مهم جلب نماید. فهرست مآخذ، لست مختصراز آثار دیگر نویسنده درختم کتاب درج گردیده است.
امیدوارم این خدمت ناچیز مورد استفاده اهل تحقیق و علاقمندان تاریخ معاصر کشور، بخصوص نسل جوان قرار گیرد تا از حقایق مربوط به یک گوشه ای از تاریخ کشور خود آگاه شوند و در حقم دعای خیر کنند.
داکترسیدعبدالله کاظم
سن هوزه ـ کالیفورنیا
مورخ 5 جنوری 2020 (15 جدی 1398)
مختصر فهرست مندرجات کتاب:
فصل اول:
مختصری در بارۀ "خانوادۀ مصاحبان" .........................14
چگونگی سلطنت محمد نادرشاه...................................24
فصل سوم:
شهادت محمد نادرشاه وجانشینی محمدظاهرشاه.................46
فصل چهارم:
اوضاع عمومی اقتصادی و اجتماعی افغانستان
طی سالهای 1940.................................................62
فصل پنجم:
سوانح، خصوصیات شخصی و فامیلی
شاه محمود خان غازی ............................................71
فصل ششم:
کابینه اول شاه محمود خان و تحولات بعدی......................79
فصل هفتم:
جنگ جهانی دوم و تأثیرات آن بر روابط خارجی افغانستان
فصل هشتم:
شمول افغانستان در ملل متحد.....................................90
فصل نهم:
زندانیان سیاسی و رهائی از زندان..............................103
فصل دهم:
اقدامات در جهت رفع مشکلات اقتصادی
ناشی از جنگ جهانی.............................................130
فصل یازدهم: باز شدن یک روزنه کوچک
به روی زنان......................................................136
فصل دوازدهم:
نقش آزاد مردم در انتخابات بلدیه (شاروالی)...................149
فصل سیزدهم:
تحول درانتخابات دوره هفتم شورای ملی.......................162
فصل چهاردهم:
انفاذ قانون مطبوعات و پی آمدهای آن..........................180
فصل پانزدهم:
سفرهفت ماهه شاه به خارج......................................199
فصل شانزدهم:
توطئه ناکام اول حمل 1329و
نظریات پیرامون چگونگی طراحی آن ........................205
فصل هفدهم:
عروج و سقوط "اتحادیه محصلین" ............................236
فصل هژدهم:
تشکیل احزاب ...................................................256
فصل نزدهم:
انتخابات دوره هشتم شورا ومظاهرات در کابل ..............294
فصل بیستم:
معضله پشتونستان ...............................................302
فصل بیست و یکم:
تلاشهای شاه محمود خان و اغماض امریکا...................350
فصل بیست و دوم:
بهار زودگذر دموکراسی
چرا حکومت جلو ها را به عقب کشید؟ ........................369
فصل بیست و سوم:
چرا و چگونه شاه محمود خان
از صدارت برکنار گردید؟.......................................385
ضمایم (جمعاً چهار ضمیمه)....از صفحه 395 تا 427 ختم کتاب