بازگشت به مقاله

نامۀ سرگشاده

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 9 فبروری 2017

من آنچه شرط بلاغ است با تو گویم

تا خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

"ائتلاف ممکنه بین حزب اسلامی و جمعیت اسلامی" عنوان مقالۀ است که تازه در این پورتال بقلم محترم باز محمد تره کی به نشر رسیده است. دراین نوشته کوتاه نکات بس مهم و عمیق وجود دارد، بخصوص دلیل همسوئی جمعیت با حزب که اختلافات گذشتۀ شان به همه عیان است، ولی این بار آنها باهم نزدیک میشوند، برای آنکه یکجا با دیگر احزاب جهادی که خود را در مجموع در حاشیه می بینند، دوباره با اتحاد نظر جناح "جهادی ها" را در آینده به قدرت نگهدارند. البته جهادی ها دراین اواخر در مجموع با دو رقیب مهم در صحنه سیاسی کشور مقابل اند: یکی جناح های چپ اعم از وابستگان خلق و پرچم و نیز شعله با تمام فراکسیونهای آن که در تلاش اند تا یک جبهه مشترک سیاسی را تشکیل دهند و دیگر نیروهای ملیگرا (غیرجهادی و غیرچپی) که بیشتر عناصر جوان و میانه رو در آن قرار دارند.

این وضع با آنکه برای یک مدت منجر به رقابت و کشمکش های زودگذر بین این جناح ها خواهد شد، اما امید در آنست که همین سه جناح یعنی جهادی ها از یکطرف، بقایای جریانهای چپ از طرف دیگر و نیز حلقات میانه و ملیگرا بتوانند شالوده ای سه حزب بزرگ و فعال را هریک در چهار چوب فکری وایدئولوژیک خاص خود در آینده تشکیل دهند.

امید در آنست تا این بار این جناح ها از گذشته ها عبرت گیرند و بجای آنکه پای مبارزات مسلحانه را در میان قرار دهند و سخن به اصطلاح از دهن تفنگ گویند، عاقلانه راه مبارزات سیاسی را در کشور در پیش گیرند و به قوت خود فقط از همین مجرا بیفزایند، نه از طریق زور و جنگ. اینکه کدام یک آنها میتواند در مبارزات سیاسی حمایت اکثریت را جهت رسیدن به قدرت سیاسی بدست آورد، سؤالیست که جواب آنرا میتوان مربوط به ارائه راه ها و طرق پیشنهادی آنها دانست که چگونه میتوانند به جلب و جذب نظر مردم بپردازند.

شخصاً اگر روند کاری این جناح به همین منوال پیش گرفته شود، با آن خوشبین هستم و اما اگر باز رقابت ها از مجرای سیاسی به میدان جنگ و برخورد کشانیده شود، بار دیگر حادثات 1992 تکرار خواهد شد و برنده میدان در آنصورت باز طالب و اما این بار داعش خواهد بود.

لازم به تذکر است که همین حالا افغانستان در سر یک دو راهی سرنوشت ساز قرار دارد که تعقیب یک راه آن میتواند کشور را به سمت صلح و ثبات رهنمائی کند و اما راه دیگر آن نه تنها به جنگ و ویرانی منتهی خواهد شد، بلکه دست رقبای خارجی را به حیث حمایتگران هر رقیب و حتی هرجناح به شکلی دراز خواهد کرد که در نهایت موجب بربادی کشور خواهد گردید.

لذا نخواستم که این تبصره کوتاه را در ستون نظر سنجی ها نشر کنم، بلکه به مقصد توجه مزید هموطنان ، بخصوص گردانندگان جناح های سه گانه لازم دیدم تا این متن مختصر را به حیث یک نامه سرگشاده تقدیم حضور کسانی کنم که همین اکنون در دستگاه دولت مصروف شکل دهی نظام آینده کشور استند. آنها باید به دقت این مسیر را دنبال و در تقویه نظام از مجرای سیاسی که جناح بندیهای سه گانه تازه درحال شکل گیری در کشور اند، بکوشند و طورلازم آنرا به سمت مطلوب رهنمائی و کمک نمایند.

درعین زمان از کشور های حامی صلح و ثبات در افغانستان که در راستای بی ثباتی، فساد روز افزون، شیوع افراط گرائی و قاچاق مواد مخدر در افغانستان ابراز نگرانی میکنند، توقع میرود تا در فراهم آوری صادقانه و مؤثر زمینه ها دست بدست هم دهند و بجای رقابت باهم، به همکاری و تساند در راه آوردن صلح و ثبات در این کشور بپردازند، چون افغانستان با صلح و ثبات به نفع همۀ آنها و در مجموع منطقه و جهان است.

از رسانه های کشور نیز تقاضا میشود تا در راستای این تحول عاملانه بدون حب و بغض نقش سالم بازی نمایند و بر سیاسی شدن جناح ها بیشتر تأکید دارند. همکاری و اشتراک مساعی مردم نیز در بیرون کردن احزاب از محدوده های قومی، زبانی و مذهبی و سوق آن ها بسوی عاملیت های سیاسی یک شرط بسیار مهم و اساسی در نجات کشور از این وضع مصیبت بار میباشد. بخصوص نقش جوانان که باید از گذشته های درس و عبرت گیرند، بسیار ارزنده و حیاتی است.

و من الله التوفیق.