اعتلای معارف عصری یکی از آرزوهای قبلی شاه امان الله بود. موصوف در محفل جشن استقلال (1307) درپغمان در برابر این سوال که چگونه می توان ازاستقلال کشور دفاع کرد، چنین جواب داد: «باید به قلوب اولاد خود حس وطن دوستی وفداکاری را تولید کنیم زیرا وقتیکه فداکارباشیم، هیچ وقت استقلال از دست ما نخواهد رفت. درصورت که اولاد صالح شما صاحب تعلیم وتربیه شود، حاجت به ریختاندن خون ندارد، محافظ استقلال معارف خواهد بود، پس در معارف وتعلیم بکوشید واولاد خود را به غرض تعلیم وتحصیل درممالک متمدن وبزرگ دنیا فرستاده از خود دورکنید...» (وکیلی فوفلزائی، عزیز الدین: "سفرهای غازی امان الله شاه در دوازده کشور آسیا و اروپا 1306 ـ 1307"، چاپ دوم، پشاور 1379، صفحه 269)
مکتب مستورات - گام نخست:
شاه امان الله وملکه ثریا ـ هردو برتعلیم تربیه نسوان جداً تاکید داشتند وآنرا در صدرپروگرام های اصلاحی خویش قرار دادند. برای اولین بار درسال 1920 یک اداره زیرنام نظارت معارف تشکیل گردید وسپس پروگرام درسی نسوان توسط "انجمن علمیه" روی دست گرفته شد که در ختم همان سال با تأسیس اولین مکتب نسوان درافغانستان بنام "مکتب مستورات" دروازه تحصیل برای زن افغان بازگردید.
از چپ به راست: حوریه (بی بی خورد) دختر محمود طرزی، ملکه ثریا خانم شاه امان الله، ملیحه دختر شاه امان الله، راضیه نورالسراج دختر امیر حبیب الله خان، اسما رسمیه خانم محمود طرزی (مادر ملکه ثریا)
(حین سفر رسمی در اروپا ـ می 1928)
این مکتب توسط زنان خانواده شاهی اداره میشد و ملکه ثریا باحمایت معنوی شوهر و والدین خود بعنوان "مفتشه" ازامورمکتب وارسی میکرد؛ مادرش "اسما رسمیه - خانم محمود طرزی" که زن با فرهنگ ودانشمند بود مدیره مکتب وخواهرملکه (خیریه خانم معین السلطنه) وظیفۀ معاونه را بدوش داشت.
مکتب مستورات بیرون قصرشاهی درناحیه "شهرآرا" درخانۀ علی احمدخان لویناب "بعداً والی" واقع بود که بیشترشاگردان آنرا درسال اول ( درحدود 50 نفر) دختران خاندان شاهی تشکیل می دادند. معلمه های اولی این مکتب آنعده خانم های بودند که درخانه سواد خواندن ونوشتن را آموخته وقدری از علم دینی وادبی آگاهی داشتند.
معرفی اولین شاگردان مکتب مستورات: (مأخد: اسکینازی، می: "زنان افغان، تعلیم و فعالیت های اجتماعی در عصر امانی 1919 ـ 1929"، مترجم: رقیه حبیب، چاپ "انجمن فرهنگی افغانستان"، فرانسه، 1998، صفحه 15 ـ 16)
ردیف نشسته بزمین ـ از چپ به راست:
1 ـ زینب دختر عنایت الله خان معین السلطنه (متولد 1912)،
2 ـ سارا دختر غلام علی خان (متولد 1912)،
3 ـ نورجهان دختر محمدعمر خان سردار صنایع (خانم اول سید قاسم رشتیا)،
4 ـ مستوره دختر عنایت الله خان معین السلطنه،
5 ـ فرخ دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1913)،
6 ـ عزیزه دختر امین الله خان سردار مدافع (متولد 1911)،
ردیف دوم، نشسته از چپ به راست:
7 ـ زینب دختر امین الله خان سردار مدافع (متولد 1910)،
8 ـ رابعۀ دوم دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1908)،
9 ـ حمیده دختر نصرالله خان نائب السلطنه،
10 ـ کبرا دختر امیرحبیب الله خان،
11 ـ حنیفه دختر امیر حبیب الله خان (1906)،
12 ـ عایشه دختر نصرالله خان نائب السلطنه (متولد 1909)،
13 ـ حبیبه دختر امیر حبیب الله خان،
14 ـ گوهر دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1908)،
ردیف سوم ، ایستاده از چپ به راست:
15 ـ فاطمه دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1914)،
16 ـ رحیمه دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1914)،
17 ـ شریفه دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1915)،
18 ـ خدیجه دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1÷915)،
19 ـ کریمه دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1914)،
20 ـ کامله دختر امیر حبیب الله خان (متولد 1914)،
21 ـ گلثوم دختر محمد کبیر خان،
22 ـ آمنه دختر امیر امان الله خان (متولد 1916)،
23 ـ حنیفه دختر امین الله خان سردار مدافع،
24 ـ حمیرا دختر عنایت الله خان معین السلطنه (متولد 1915)
درمدت کوتاه شاگردان مکتب چنان افزایش کرد که درپنج صنف ابتدائی تقسیم شدند ومکتب نیزبه یک عمارت بزرگتردرقلب شهرمسما به "ده افغانان" درنزدیک محل مشهور به (حوض مرغابی ها) و دریک عمارت بزرگ بنام (گلستان سرای) که ازطرف (بوبوجان) ملکه امیرعبدالرحمن خان به مکتب اهداء شده بود، انتقال یافت. درهمین وقت هیئت اداری مکتب مشتمل بردوخانم ازعموزاده های ملکه بنامهای بلقیس وروح افزا ـ یکی به حیث مدیره ودیگری به حیث کاتبه (منشیه) وهمچنان یکی از زوجه های امیرشهید فیروزه ملقب به "بدرالسراری" به حیث مبصره جدیداً مقررگردیدند. خانم می سکینازی (فرانسوی) دررساله کوچک تحقیقاتی خویش زیرعنوان زنان افغان- تعلیم وفعالیت های اجتماعی در عصرامانی (1919-1929)" اسمای نخستین معلمان داخلی وخارجی این مکتب را ذکرکرده وآنها را "پیشتازان گمنام تعلیم وتربیت نسوان درافغانستان" لقب داده که بخاطرقدردانی ازاین مربیان پیشتاز نسوان به معرفی ایشان برای نسل جوان کشور مختصرا می پردازم:
--- مریم (صبیه عبدالباقی خان اهل سرخاب میمنه) معلمه دری درتاریخ (سابق معلمه حرم شاهی).
--- حمیرا (صبیه پروفیسور غلام محمد میمنگی رسام شهیرکشور).
--- امت الرسول (والده میرغلام حضرت شایق جمال) معلمه دری.
--- فاطمه معلمه دری.
--- خدیجه (دخترعموی ملکه) معلمه خیاطی وموسیقی.
--- عایشه ملقب به بی بی خوری معلمه قرآن مجید ودنیات.
--- بی بی کو(ملقب به جاجو ـ نواسه امیر دوست محمد خان) وبی بی خاور(صبیه سردار محمد عزیزخان) معلمه های آشپزی.
معلمین مرد که درمکتب نسوان تدریس میکردند، عبارت بودند از:
--- پروفیسور غلام محمد میمنگی رسام.
--- صوفی عبدالحق بیتاب (بعداً ملک الشعرا).
--- قاری عبدالله (بعداً ملک الشعرا)
--- فیض محمد زکریا (بعداً وزیرمعارف و وزیرخارجه).
--- سیدجمال الدین (هندی) معلم ریاضی.
--- محمد عزیز "نادر" معلم ریاضی
ازجمله معلمان خارجی:
--- عادله حیدر (ازترکیه همسریکی از صاحب منصبان اردو).
--- خانم لفین (ازجرمنی همسرمدیرمکتب جدید "امانی" ) معلمه آشپزی وتدبیرمنزل.
--- خانم الف خان.
--- خانم کولین (سویسی) معلمه دربار ویک تعداد خانم های هندی که همسران مهاجران هندی مقیم کابل بودند.
دراینجا قابل ذکراست که گاه گاه شاه امان الله نیز به مکتب رفته وبه تدریس دری می پرداخت واصول خود را بنام "اصول غازی" برای تدریس دری استفاده می کرد.
مکتب مستورات تا ختم دوره سلطنت شاه امان الله خان به روی دختران بازبود، البته به استثنای چند ماه درسال 1924 که بنابرشورش علیه اصلاحات بخصوص در برابرنهضت تعلیم نسوان درخوست برپاشد، مکتب مسدود گردید، ولی سه ماه بعد دوباره دختران درجاده های شهردیده شدند که به مکتب می رفتند، اما این بارمکتب در داخل قصرشاهی ونخست به حیث مکتب خانگی بعداً بصورت رسمی فعال گردید. (مادرمؤلف درهمین مکتب تاصنف سوم ابتدائیه درس خوانده وخاطرات کم وبیش خود را از مکتب تا زمان بسته شدن آن دراواخر سال 1928 برایم بیان داشته است). ازسال 1926 مکتب مستورات ازابتدائیه به متوسطه (رشدیه) ارتقا کرد وتعداد شاگردان نیز درآن سال بالغ به 300 نفر شد ودرسال 1928 تعداد به 800 شاگرد افزایش یافت.
درآغازفقط دختران خاندان شاهی وفامیلهای اشرافی کابل امتیاز رفتن به مکتب را داشتند، ولی دیری نگذشت که به اثرتقاضای مردم مکاتب جدید نسوان افتتاح شد ومردم عامه نیز درآن راه یافتند. مکتب (عصمت) دومین مکتب نسوان بود که درکابل گشایش یافت وبعداً به لیسه "ملالی" مسما گردید و همچنان مکتب دیگری درناحیه چنداول بنام مکتب "سه دکان" وجود داشت که سرمعلم آن خانمی بنام رابعه صبیه منشی نذیرهندی بود. (اسکینازی، می:... صفحه 47)
دریک "اطلاعیه پادشاهی" عنوانی «خواهران عزیز و ساکنین شهر کابل و حومه» که به امضای ملکه ثریا مزین است و اصل آن در آرشیف ملی افغانستان تحت شماره 197، 37 موجود میباشد، بعد از یک مقدمه طولانی مبنی بر لزوم "منطقی وقانونی" تحصیل زنان چنین آمده است: «چون بقای زن و مرد برای ادامه نسل بشرضروری است، مرد و زن به تنهائی نخواهند توانست یک موجود کامل انسانی را پرورش دهند. مسئولیت ها و مکلفیت های زندگی در بین زن و مرد تقسیم شده اند: زنها مؤظف تربیۀ طفل، پختن غذا و ادارۀ امور فامیل هستند، درحالیکه مردها مسئولیت تأمین معیشت و تهیۀ غذا و ادارۀ امور فامیل را به عهده دارند. هرگاه ما نقش نسبی و مربوطۀ هریک را به دقت مطالعه کنیم، می بینیم که حتی مسئولیت های زنان نسبت به مردان خاصتاً در ساحۀ مواظبت از اطفال بیشتر میباشد و روشن است که بدون کسب تعلیم و تربیت مناسب برای زنان نا ممکن است تا یک مادر چنین مسئولیت مهم حیاتی را انجام دهد. زنها مؤظف اند نسلهای آینده را تربیت نمایند که این خود یکی از مهمترین مسئولیت های زندگی بشمار میرود. وقتی ما زنان را از تعلیم و تربیت محروم کنیم، در واقع نیمی از وجود خود را ناتوان نموده و وسیلۀ معیشت خود را به دست خود از بین برده ایم... درتاریخ اسلام مثال های بسیار از زنان دانشمند، استادان و بزرگان مشهور و تعلیم یافته و نیز زنهای که در جنگها شجاعت زیادی از خود نشان داده اند، سراغ داریم. لذا تحصیل علم و دانش یک امر کاملاً عقلانی و قانونی برای زنان میباشد.»
پس از این مقدمه دراطلاعیۀ پادشاهی به استحضاری زنان شهر کابل و حومه میرساند که: «درپاسخ به یک ضرورت عاجل، سال گذشته دو مکتب دخترانه ـ یکی مکتب مستورات در سرای علیا ودیگری مکتب "عصمت" درقلعه "باقر خان" کابل تأسیس شدند که اولی کمی دورتر از شهر و دومی کوچک بود. لذا تصمیم گرفته شد تا هردو مکتب یکجا شده در"گلستان سرای" جابجا شوند که اتاقهای فراوان برای بیش از 800 شاگرد دارد. بدین ترتیب متعلمه ها میتوانند دریک محل درس خوانده واز لباس، غذا، چادر وکتاب که از طرف دولت تهیه میگردند، بصورت مساوی استفاده نمایند. یک عده معلمان داخلی وخارجی به آنها درساحات اقتصاد خانواده، تربیت طفل، خیاطی، بافت وآشپزی درس میدهند. این مکاتب برای تدریس دختران بین سنین هشت تا ده اختصاص دارند وبرای خانم های بزرگتر مکاتب مسلکی جهت تعلیم آنها دررشته آشپزی، خیاطی وساختن گلهای مصنوعی تأسیس شده است. هدف این مکاتب رهائی زنان از وابستگی اقتصادی شوهران شان وکمک به اقتصاد فامیل می باشد. درسال 1301 شاگردان نمبراول، دوم وسوم این مکاتب موفق به دریافت جوایز1000 روپیه، 700 روپیه و400 روپیه خواهند شد که البته اول نمبرعمومی جایزه 1500 روپیه را دریافت خواهد کرد. مکتب مسلکی "صنایع اناثیه" نیزدرگلستان سرای به فعالیت شروع خواهد کرد..... معلمین با معاش لازم استخدام میشوند..... هدف این اعلامیه اطلاع به کسانی است که خواهان شمول در مکتب مستورات ویامکتب صنایع اناثیه باشند وهمچنان کسانکه بخواهند به حیث معلم درآنجا ایفای وظیفه کنند، درخواست های خود را بامختصرسوانح به مدیرمکتب مستورات بسپارند. دراین مرحله شاگردان به چند صنف به اساس سویۀ شان تقسیم خواهند شد». درذیل این اعلامیه ناظرمکاتب زنان، ملکه ثریا "شاه خانم" امضا کرده است.(نوید، داکتر سنزل: "واکنش های مذهبی و تحولات اجتماعی در افغانستان 1919 ـ 1929"، مترجم محمد نعیم مجددی، انتشارات احراری، هرات، 1388، ضمیمه سوم، صفحه 280 ـ 282)
اعزام دختران جهت تحصیل به ترکیه:
برعلاوۀ فراهم آوری زمینه های تحصیل برای نوجوانان افغان درداخل کشور، شاه امان الله تلاش کرد تا عده ای از پسران و دختران را جهت تحصیل به خارج کشور نیز اعزام دارد.
عکس دسته جمعی شاگردان افغانی که برای تحصیل روانۀ اروپا میباشند (سپتمبر 1921 ـ قصر ستور ـ کابل)
در خزان 1921 به تعداد 90 پسر جوان به اروپا اعزام شدند (48 نفر به جرمنی ، 36 نفربه فرانسه و 6 نفر به ایتالیا ) و در نظر بود تا در موقع مساعد یک عده دختران جوان را نیز جهت فراگیری طبابت زنانه به یکی از کشورهای اسلامی اعزام شوند. این پروگرام بعد از برگشت شاه و ملکه از سفر اروپا عملی شد و بتاریخ 9 میزان 1307 (29 سپتمبر1928) ضمن اعزام یک صد پسر جوان جهت تحصیل به ترکیه، به تعداد 15 دختر نیمه جوان افغان که صنف دوم رشدیه مکتب مستورات رابه پایان رسانیده بودند، نیز جمع این گروپ به آن کشور فرستاده شدند.
شاگردان از کابل به وسیلۀ موتر به پشاور و از آنجا تا کراچی به وسیلۀ ریل و بعداً با کشتی تا استانبول سفر کردند
موتر حامل دختران در ادامه کاروان شاگردان بسوب ترکیه به راه افتادند. در روز حرکت شاگردان شاه امان الله و ملکه ثریا نیز جهت وداع تشریف آورده بودند
اسامی یکعده دختران از اینقرار بودند (در عکس دیده شود) از چپ به راست:
1ـ صالحه دختر نصرالله خان نائب السلطنه، 2 ـ زینب دخترعبدالحمید خان کواسه امیرشیرعلی خان ، 3 ـ خدیجه دخترمیرهاشم خان وزیرمالیه ، 4 ـ روح افزا دخترعزیرالله خان قتیل، 5 ـ زهرا دختردین محمد خان ، 6 ـ هاجره دخترعبدالعزیز خان وزیرداخله، 7 ـ زینب دخترمیرزا فیض محمد خان ، 8 ـ زهرا دخترمحمد بشیرخان، 9 ـ مریم دخترملاداود خان، 10 ـ گوهردخترغلام علی خان ، 11 ـ سردارو دختر...، 12 ـ زهرا دختر محمد سعید خان ، 13 ـ حلیمه دخترعبدالعلی خان نواسه امیرمحمد خان یعقوب خان.
سیزده نفر دختران افغان (ازجمله 15 نفر) که بعد از مواصلت به استانبول به درس شروع کردند (کلکسیون عنایت الله سراج)
قابل ذکر است که جهت وداع آنها مراسم خاص پذیرائی درقصر ستور وزارت خارجه برپا شد و درآن شاه و ملکه هریک رامورد تفقد قرار داده و به ایشان دعای موفقیت نمودند. پسران با لباسهای سفید و دخترها با لباسهای آبی (بالاپوش و کلاه و روپوش نوع مصری) با حضور جم غفیری از رجال دولتی و اعضای فامیل، سوار موترها شده جانب پشاور حرکت کردند. آنها با قطار نخست به بندر کراچی رفتند و از آنجا ذریعه کشتی بطرف استانبول به راه افتادند. امور سرپرستی دختران را در طول سفر محمد اسمعیل خان قونسل بعهده داشت و در بندر استانبول توسط سفیر افغانی (غلام جیلانی خان چرخی) و خانم شان استقبال شدند.
شاه حین خداحافظی شاگردان بیانیه مختصر ایراد کرد وگفت:
«وقتی من به ترکیه رسیدم ، حکومت دوست و برادر ما ترکیه این طلبای ما را به خرچ خود حکومت ترکیه قبول فرمود که در مکاتب مختلف آن مملکت درس بخوانند. البته پسران بعد از طی مراحل رشدی و اعدادی به تحصیل فنون حربی مشغول میشوند و هکذا محصلان عزیز ما چند نفرداکترس و قابله و چند نفرشان در دارالمعلمات ترکیه داخل شده، برای وطن خود داکترس و قابله ها و معلمات ماهر و فاضل خواهند شد.»
ملکه ثریا به خانم سفیر افغانستان در ترکیه هدایت داد تا از این دختران که سن شان بیش ا ز14 سال نبود، سرپرستی کرده و از آنها درهمه امور مراقبت جدی بعمل آورد.
دختران افغان در روزهای اول اقامت در یکی از مکاتب دخترانه استانبول ـ اوایل 1928
اعزام دختران به ترکیه به سرعت مبدل به حربه تبلیغ قوی مخالفان دولت شد و مثل بمب انفجار کرد. یکماه از اعزام دختران به ترکیه نگذشته بود که آتش اغتشاش در وطن شعله ور شد و تبلیغات جدی علیه رژیم اوج گرفت که می گفتند: " پادشاه دختران مسلمان را به کافرها میدهد و پسران را کافر شده بوطن برمیگرداند". (برای شرح مزید در این باره دیده شود: کتاب "زنان افغان زیر فشار عنعنه و تجدد"، تألیف: داکتر سیدعبدالله کاظم، چاپ کابل، نوامبر 2005، صفحه 156 ـ 162)