بازگشت به مقاله

نگاهی به رابطۀ شخصیت مؤلف با محتوای کتاب

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 24 آگست 2017

درهر مجلس و محفلی که نام از یک کتاب جدید برده میشود، بعد از ذکر عنوان و موضوع کتاب، اولین سؤالی که مطرح میگردد، نام نویسنده و مؤلف آنست و اگر مؤلف چهره ای آشنا، با شهرت نیک و قضاوت آزاد باشد، سؤال دیگر اینست که کتاب را از کجا و چگونه میتوان بدست آورد. از این معلوم میشود که نام نویسنده در پهلوی موضوع کتاب در جلب نظر علامندان مطالعه بسیار مؤثر است.

داکترعبدالرحمن زمانی ـ مؤلف کتاب حاضر"مرور کوتاه برزندگی و مبارزات غازی میرزمان خان کنری"، یکی از همین چهره ها است که با نوشتن مقالات و کتابهای متعدد توانسته اعتماد خوانندگان را به خود جلب نماید. با آنکه داکتر زمانی از نظر مسلک اصلاً یک طبیب بوده و اکثر نوشته هایش در همان ساحه مسلکی نگارش یافته اند، اما او نظر به علاقه و مطالعات فراوان و تحقیق گسترده در بارۀ تاریخ معاصر کشور، بخصوص دورۀ پربار اعلیحضرت شاه امان الله غازی تاحال سه کتاب را در زمینه تألیف و چاپ کرده است: یکی تحت عنوان "په آزاد سرحد کي خپلواکۍ غوښتونکی مبارزي او د مومندو په مشهورو غزاګانو کي دغازی میرزمان خان ونډه"، دیگر زیر نام "جنگ استرداد استقلال افغاستان: جبهه فراموش شدۀ چترال و کنر، حقایق نهفته و حرف های ناگفتۀ جبهه چهارم"، و اما مهمترین اثر او همانا کتاب قطور، مستند و باارزش و کم نظیرتاریخی "بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس" است که درسال 2013 درجلال آباد ـ ننگرهار با بیش از 630 صفحه به زیور طبع آراسته شده و نظر به علاقمندی مفرط خوانندگان در کمترین فرصت کمیاب گردیده است.

اینجانب اکثر آثار داکتر زمانی را خوانده و بخصوص از نوشته های تاریخی موصوف فیض برده و استفاده نموده ام و به شخصیت او به حیث یک محقق پرتلاش و امانتدار علمی که همیشه کوشیده واقعیت های تاریخی را بطور مستند با ذکر مآخذ معتبر مورد بررسی و موشگافی قرار دهد، بسیار احترام دارم. به هر افغان علاقمند تاریخ معاصرکشور، مطالعۀ کتاب "بازنگری دورۀ امانی..." را توصیه میدارم تا خود شاهد صفات این محقق اندیشمند باشند.

من با داکتر زمانی و خانواده محترم شان از سه دهه قبل دراین دیارهجرت حین دیدار در محافل افغانی، بخصوص پس از شناخت و صحبت با شاعر پرتوان و دردمند وطن مرحوم محمد هاشم زمانی (عم داکترعبدالرحمن زمانی) آشنا شدم. وقتی بین ما یاد از بزرگان خانواده گردید، پیوند دوستی و برادری دو شخصیت بزرگوار هریک شهید میرهاشم خان وزیر مالیه عصر امانی(پدرکلان اینجانب) و شهید لوی خان و مجاهد نستوه میرزمان خان کنری (پدر محمد ارسلان خان زمانی و مرحوم محمد هاشم زمانی و نیکۀ داکتر عبدالرحمن زمانی) که هردو از همکاران و مخلصان آن شاه ترقیخواه کشور بودند، ما را باهم نزدیکتر ساخت و از دوستی به برادری کشانید که تا الحال با شکر خدای بزرگ روزبروز تقویت و استحکام می یابد.

نا گفته نماند که شهادت میرزمان خان کنری در ماه جدی 1307 (جنوری 1929) در لحظاتی حساسی صورت گرفت که شاه غازی کابل را ترک گفته و در قندهار اقامت گزدیده و در لحاظاتی این حادثه پیش آمد که وفا پیشگان امانی در همه جا سخت در تلاش بودند تا زمینه های برگشت او را به سلطنت فراهم سازند. دراین موقع دست ملموس دشمن بطور مرموز و ذرایع مختلف بکار افتاد، طوریکه بعضی را شهید، تعدادی را اغواء، برخی را تشهیر و عده ای را تطمیع کردند تا به هدف دیرینه یعنی جاگزین ساختن شخص مطلوب خود در راس قدرت در افغانستان نایل آیند.

یکی از این اشخاص که برعلیه انگلیس از مدتها قبل در چندین محاذ داخل اقدام بود و از شاه امان الله غازی جان نثارانه دفاع میکرد، همین میرزمان خان کنری بود که بطور مرموز هنگامی به شهادت رسید که شب را در مهمانخانه سادات کنر (مربوط به مرحوم سید شمس الدین خان مجروح) استراحت داشت. او با تعدادی از یاران مجاهد خود بغرض مذاکره و مشوره آنجا آمده بود تا برای مقابله با اشرار و شورشیان به جمع آوری اقوام و عساکر بپردازند، اما دشمن برایش مجال نداد و همان شب او را به شهادت رسانید.

تنها میر زمانخان کنری نبود که شهید شد، بلکه دیگر مشتاقان و مخلصان امانی نیز بالترتیب یک پس از دیگر با وقفه های کم و بیش شهید شدند، به زندان افتادند و یا تبعید گردیدند، از جمله یکی هم میرهاشم خان وزیر مالیه و یکی از وفاکیشان امانی بود که او نیز بطور اسرارآمیز در همان شبی مسموم شد و جام شهادت نوشید که فردای آن سپه سالار محمد نادرخان در قصر سلامخانه اعلام پادشاهی کرد. قابل ذکر است که یکی دو روز قبل از آن، هنگامیکه سپه سالار در قصر چهلستون رسیده بود وبا تعدادی از اراکین نظام قبلی در آنجا دیدار داشت و راجع به آینده سلطنت با آنها ظاهراً مضنه و مشوره میکرد، سه نفراز بزرگان هریک محمد ولی خان وکیل، شیراحمد خان رئیس شورا و میرهاشم خان وزیر مالیه به سپه سالار نظر دادند که مناسبتر آنست که فعلاً سپه سالار به حیث وکیل سلطنت شناخته شود و فیصلۀ موضوع پادشاهی را به لویه جرگه واگذارد. سید قاسم رشتیا در کتاب خاطرات سیاسی خود دراین باره می نویسد: «درکابینه اولی که بلافاصله بعد از اعلان پادشاهی اعلیحضرت نادرشاه اعلان شد، هیچکدام از سه شخص فوق الذکر که نظر دیگری ارائه کرده بودند، شامل نبودند، درحالیکه میرهاشم خان فردای روز اعلان پادشاهی نادرشاه بصورت فجائی وفات یافت، دیری نگذشت که محمد ولی خان به محکمه کشانیده شد، شیراحمد خان با اینکه شوهر همشیره شاه بود، تا مدت دراز بیکار ماند و عده دیگری از طرفداران اعلیحضرت امان الله خان تحت فشار قرار گرفته و بعضی از آنها حبس و برخی اعدام شدند و معلوم شد که یک "تصفیه حساب" اساسی شروع شده است که بیش از پیش فضای سیاسی افغانستان را مکدر و مغشوش گردانید.» (رشتیا : خاطرات سیاسی، چاپ اول، ویرجنیا، 1997، صفحه 9)

جریان شهادت میرزمان خان کنری مندرج فصل دهم کتاب حاضر را میتوان به مثابۀ "مشت نمونه خروار" از تصفیه همان نوع حسابها دانست و به حیث یک سند عینی از اقدامات دشمنان افغانستان یعنی انگلیس ها محسوب کرد که در شروع مرحله اتفاق افتاد.

تنها با از بین بردن شخصیت های حامی شاه امان الله اکتفاء نشد، بلکه زندانی ساختن خانواده های بعضی از آنها را نیز بدنبال داشت. از جملۀ این خانواده ها که سالها بعد در زمان صدارت سردار محمدهاشم خان (سال 1324ش) به زندان انداخته شد، یکی هم خانواده بزرگ میرزمان خان کنری بود که به تعداد یک صد نفر اعم از زن و مرد وخورد و بزرگ آنها برای مدت 13 سال در زندانهای مخوف آن دوره با شدت و عدت بسر بردند که جریان ان روزگار سخت را مرحوم محمدهاشم زمانی در کتاب "زندانی خاطرات" (چاپ اول سال 2000م) در 290 صفحه به قید قلم آورده و سرگذشت خود و خانواده خود را طی آن دورۀ سیاه بیان کرده است.

فصول دیگر کتاب حاضر نگاهی به شرح کارنامه ها و مبارزات غازی میرزمان خان اختصاص دارد که قبل از سلطنت شاه امان الله غازی و بعد در دورۀ پربار آن شاه و نیز عقده مندی اراکین نظام بعدی را دربر میگیرد که با استفاده از مأخذ معتبر بطور آفاقی به رشتۀ تحریر درآمده است. وقتی داکتر زمانی مصروف تحقیق و جمع آوری مواد این کتاب بود و موضوع را با من در میان گذاشت، به این نظر بود که نوشتن همچو کتاب برایش بسیار دشوار است، نه از نگاه گردآوری مآخذ، بلکه بیشتر به خاطری که موضوع بحث آن پیرامون کارنامه های کسی است که از بزرگان خانواده و خاصتاً پدرکلانش میباشد. او به همین دلیل گاهی در نوشتن و اکمال آن دچار تردد میشد که چگونه میتواند از عهدۀ آن کار دشوار با کمال آفاقیت بدر آید و نشود که خواننده واقعیت های متذکره را به حساب قضاوت انفسی اندازد. ولی قناعت دادن او مبنی براینکه بیان واقعیت های مستند و تاریخی، ولودر محراق آن یکی از بزرگان خانواده قرار داشته باشد، خدمتی است به نسل های بعدی تا ایشان از حقایق آگاهی یابند و این یک رسالتی است که حتی برای شخصیت های مؤثر در امور مملکت لازم است تا بکوشند خاطرات شخصی خود را بنویسند، چه رسد به آنکه ماهیت نوشتار فراتر از خاطره نویسی و بر مبنای اسناد و مآخذ معتبر استوار باشد. با همین استدلال او مصمم به اکمال کتاب خود شد، تا آنکه کاپی مقدماتی آنرا چند روز قبل بغرض مطالعه به من فرستاد.

با اینحال خوشحالم که اکنون این کتاب بطور مطلوب و شایسته به پایۀ اکمال رسیده و برای چاپ آماده شده است که این موفقیت را برای دوست عزیز خود داکتر عبدالرحمن زمانی و خانم محترمه شان داکترس نجیبه زمانی که زمینه ساز اصلی این نوع فعالیت های شوهرش میباشد، صمیمانه تبریک گفته و از خدای بزرگ صحت با سعادت و عمر دراز برای شان خواهانم تا بر خدمات فرهنگی و علمی خویش متواتر بیفزایند.

با ارادت

مورخ 24 آگست 2017، شهر سن هوزه ـ شمال کالیفورنیا