بازگشت به مقاله

نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: اول فبروری 2022

(بخش بیستم)

انگیزه ها و موجبات روی آوردن هردو طرف برای متارکه و مصالحه:

اینکه چرا شاه امان الله (با وجود مخالفت بعضی شخصیت های مؤثر ـ از جمله سردار عبدالقدوس خان صدراعظم، سپه سالار محمد نادرخان و ازهمه مهمترحضرت صاحب فضل محمد مجددی شمس المشایخ که روحانی مبارز، ضد انگلیس و شخصیت با نفوذ در بین قبایل بودند و تعدادی دیگر) پیشنهاد متارکه انگلیسها را فوراً قبول کرد، جنگ را متوقف ساخت و راه حل سیاسی را در پیش گرفت، دلائلی وجود دارند که اهم آنرا مختصراً ذکر میدارم:

1 ـ ضعف قوای نظامی دولتی افغانستان و اتکای بیشتر به قوای قومی و در مقابل باتمام برتری های نظامی که انگلیسها داشتند، برای اولین بار در این جنگ از قوای هوائی (طیاره) استفاده کردند؛

2 ـ ترس از اینکه با تداوم جنگ و ضعف قوای افغانی، موفقیت های نظامی حاصله در جبهه جنوبی که میتوانست آغازیک عملیه سیاسی مساعد باشد، نیز ازبین برود و موقف جانب افغانی در مذاکرات سیاسی ضعیف گردد؛

3 ـ خطر اینکه انگلیسها از وسیله همیشگی تطمیع یک عده سران قبایل و اقوام کار گیرند و آنها قوای خود را از جنگ بیرون بکشند و قوای دولتی را در ادامه جنگ تنها گذارند؛

4 ـ واضح بود که درصورت تداوم جنگ ازیکطرف افغانستان بسوی روسها کشانیده میشد واز طرف دیگرروابط سیاسی با انگلیسها قطع میگردید. شاه امان الله میخواست با سیاست "بیطرفی فعال" از رقابت روس وانگلیس به نفع کشوراستفاده کند و لذا آرزو نداشت بیک طرف وابسته بماند؛

5 ـ ختم جنگ عمومی اول موقف انگلیسها را درهند به مشکل مواجه ساخته بود و نیزآنها از پیشرفت احتمالی روسها بطرف جنوب شدیداً ترس داشتند، لذا شاه امان الله با درک همین وضع، شرایط جهانی و منطقوی را برای حصول استقلال کشور ازطریق سیاسی بسیارمساعد میدانست که باید ازآن استفاده فوری بعمل آید؛

6 ـ درصورت تداوم جنگ، نفوذ رؤسای قبایل و همچنان علمای دینی در کشور بسیارزیاد می شد، بخصوص نفوذ خانواده های روحانی که از همه بیشتر خواهان قدرت سیاسی وسیع به حیث "شریک السلطنه" بودند که درنتیجه افغانستان باردیگربه نظام قبایلی دوره قبل از امیرعبدالرحمن خان برگشت میکرد، دولت ضعیف می شد وبساط خانه جنگی ها هموارمیگردید و آرزومندی دولت جهت آوردن اصلاحات برآورده نمی شد. لذا شاه امان الله صواب را درآن دید تا درچنین موقع حساس خودش تصمیم اتخاذ نماید. طرح موضوع با بزرگان قومی شریک درجهاد از یکطرف وقت بیشتر را احتوا میکرد و عملاً ازنظر تخنیکی درچنان وقت کوتاه میسر نبود و از طرف دیگر ترس از پیدا شدن اختلاف نظر و استفاده سوء انگلیس ها ازاین اختلاف نظرموجب ضعف موقف رسمی دولت میگردید.

داکترعبدالرحمن زمانی عوامل ذیل را نیز درقبولی پیشنهاد متارکه مؤثرمیداند(صفحه 138 تا 140):

الف) ناکامی قوای عسکری افغان در جبهۀ خیبر و ناتوانی عمومی شان در پیشروی به قلمرو هند برتانوی، ولوکه قوتهای قومی درحال پیشرفت بودند، اما برای مدت طولانی توان نگهداشت سرزمینهای مفتوحه را نداشتند و ناگزیر باید آنرا به قوای دولتی افغانستان می سپردند و قوای دولتی نیز در اینکار دچار ضعف ومشکل بود؛

ب ) شکست و سرکوب قیام مردم در پشاور بوسیلۀ قوای انگلیسی؛

ج ) سرکوبی و تضعیف قیام سرتاسری مردم در داخل هند برتانوی؛

د ) سهم نگرفتن بعضی از قبایل سرحدی در جنگ به دلیل تطمیع شان ازطرف انگلیس ها؛

هـ ) استفاده انگلیسها از ستون پنجم یا هواداران آنها در داخل کشور و ایجاد ناامنی و چور و چپاول در جلال آباد.

در اینجا باید تذکر داد که شاه امان الله در نامه های خود عنوانی سرکردگان جبهات اکیداً نوشت که متارکه فقط به مقصد شروع مذاکرات جهت رسیدن به توافق مبنی بر شناسائی استقلال کامل افغانستان ازطرف انگلیس ها صورت گرفته و اگرچنین هدفی برآورده نشود، جهاد مردم افغانستان ادامه خواهد داشت و دراین ارتباط در پایان یک نامۀ خود عنوانی سپهسالار محمد نادر خان این بیت را نوشت:

دست از طلب ندارم تا کام من برآید **** یاجان رسد بجانان یا جان ز تن برآید

اینکه چرا انگلیسها به عجله متارکه را پیشنهاد کردند، چند دلیل دارد:

یکی ـ آنها با آمدن فصل گرما و نیزخستگی مفرط قوای هندی از جنگ جهانی اول، ادامه جنگ را در ساحات حساس قبایل ماورای خط دیورند یک جنگ فرسایشی و دوامدار ارزیابی میکردند و از نظر نظامی پیشبرد جنگ را بحال خود مفید نمی دیدند؛

دو ـ هنوز جنگ درجبهه جنوبی ادامه داشت که حکومت بلشویکی روسیه بتاریخ 27 مارچ 1919 اولین کشوری بود که استقلال افغانستان را برسمیت شناخت و انگلیس ها میدانستند که در صورت ادامه جنگ پای روسها در افغانستان کشانیده میشود و اینکار برای انگلیسها غیرقابل تحمل بود؛

سه ـ آتش جنگ بیشتر درساحات قبایلی تحت نفوذ انگلیسها گسترش می یافت و آن ساحه که حیثیت منطقه "حایل" را برای انگلیسها داشت، به میدان جنگ و مرکز ناآرامی ها در منطقه تبدیل می گردید و این وضع برای انگلیسها دردسر فراوان خلق میکرد. چنانچه لندن به هندوستان این نکته را خاطر نشان کرد که: ما ازسپاه منظم افغانها ترس نداریم، بلکه از قبایل غیرمنظم که بصورت پیگیر برکمپ های منفرد خطوط مواصلات ما حمله میکنند، هراسان هستیم.

تبادله نامه ها بین وایسرا و شاه امان الله:

بعد از اعلام متارکه چند مکتوبی بین وایسرای هند برتانوی لارد چلمسفورد و شاه افغانستان رد و بدل شد که متن آنها در دست نیست؛ ولی میرغلام محمدغبار تنها به نقل دو نامه که بین دو جانب تبادله شده موفق گردیده است: یکی نقل مکتوب وایسرای هند عنوانی شاه امان الله که در22 رمضان 1337 هجری قمری (مطابق 21 جون 1919م) فرستاده بود و دیگر جوابیه شاه امان الله به نامه فوق الذکر وایسرا که متن مکمل آنها درکتاب مذکور (از صفحه 770 تا 774) درج میباشند، و اما مختصر آن در ذیل تقدیم میگردد. (دراین دونامه طرفین طبق معمول آنوقت یکدیگر خود را به کلمات "مشفق" و "دوستدار" یاد کرده اند)

مختصرنامه وایسرا به شاه امان الله:

نامه مورخ 22 رمضان 1337 هجری قمری (21 جون 1919) وایسرا چلمسفورد (دوستدار) به شاه امان الله غازی (مشفق) که به جواب نامه ده روزقبل شاه امان الله (مورخ 12 رمضان ـ 11 جون) نگاشته شده، حاوی شش فقره میباشد که مختصر آن چنین است:

در فقره اول وایسرا خاطر نشان می سازد که: «تعدادی از افواج نظامی افغان هنوز در سمت سرحد ما میباشد، مخصوصاً در نواحی کوتل پیوار؛ آنها را باید فوراً پس ببرند، مادامیکه یکنفر افغان نظامی هم طرف سرحد ما بماند، مذاکرات صلح خارج از مسئله میباشد و چارۀ دیگر ندارد ، مگر اینکه مخاصمت مجدداً شروع شود.» وایسرا دراین فقره از شاه امان الله خواهش مینماید تا: احکام صادر کند که هیچ جمعیت از اهالی قریه جات و اقوام و اولس (مقصد اقوام سرحدی است) در نواحی افواج نظامی آنها جمع نشوند، در غیر آن به جنرالهای خود صلاحیت پراگنده ساختن شانرا داده است.

در فقره دوم اشاره به مشکلاتیکه شاه امان الله در مورد کنترول فعالیت اقوام سرحدی نوشته بود، وایسرا اکیداً خواهش کرده تا شاه احکام مؤکد به مردمان خود صادر نماید و ازآنها بخواهد که در محلات نظامی انگلیسها نزدیک نشوند، درغیرآن طیارات آنها وارسی خود را جاری خواهند داشت تا افواج شان از چنین جمعیت های اقوام مخالف محفوظ بمانند.

در فقره سوم باردیگرتأکید برآنست که طرف افغان بکوشد تا اقوام سرحدی را از ادامه فعالیت باز دارد؛ وایسرا می نویسد: «در وقتیکه مذاکرات صلح بین ما در پیش است، ناممکن است که اقوام در حالت شبهه و هیجان گذاشته شود و چون ازاقدامات آن مشفق (یعنی شاه امان الله) برانگیخته گردیده اند، بعهده آن مشفق است که آنها را بر وفق شرح مندرجه متنبه نمائید.»

در فقره چهارم وایسرا تصریح میکند که دولت او هرگز راضی نخواهد شد که بیشتر ازین هیچ تغییری در شرایط متارکه مخاصمه بعمل آورد و اما حاضر است احکام لازم را در باب پذیرائی مامورین منتخبه افغانی در راولپندی صادر نماید. درفقره پنجم وایسرا ضمن معرفی رئیس هیئت طرف انگلیسی "سرهملتن گرانت"، از شاه امان الله خواسته است هیئت افغانی را نیز معرفی دارد تا انتظامات لازم تدارک گردد. در فقره ششم وایسرا ابراز امیدواری کرده تا یک مستقبل درخشان و برقراری مجدد روابط دوستانه بین دولتین برقرار گردد.

این بود مختصر نامه وایسرا عنوانی شاه امان الله غازی درموقعیکه هنوزجنگ درجبهات ادامه داشت و در جبهه جنوبی افغانها به کمک اقوام سرحدی در حال پیشرفت بودند، ارسال گردید.

جوابیه شاه امان الله به وایسرا:

شاه امان الله متعاقباً طی نامۀ مفصل به جواب نامه فوق الذکر وایسرا پرداخت که متن آنرا مرحوم غبار درکتاب خود نقل کرده است و اینک نکات مهم آن مختصراً تقدیم میشود (دراین نامه مقصد از "دوستدار" شاه امان الله غازی است):

نامه با این عبارت آغاز میگردد: «مراسلۀ محبت سلسله آندوست مشفق مهربان مورخه 22 رمضان 1337 هجری قمری مطابق 21 جون 1919 بتاریخ 26 رمضان واصل گردیده باعث مزید اتحاد و مؤدت گردید، آندوست محترم و مهربان را متوجه بخیالات دوستانه خیراندیشانه دوستدار مینمایم که: مدعا و مقصد کلی فیمابین دولتین علیتین از روابط اتحاد و قیام دوستی طرفین ملحوظ است، پس چون خیالات طرفین بنا برخیرطرفین مایل و جاهد به صلح طرفین و لحاظ شرف دولتیتن میباشد، لازم است که توجه دولتین بر التیام جراحات سابقه باشد و کوشش برای این باشد که وضعی به رویکار آید که غلط فهمی های سابقه برطرف شده اتحاد و ارتباط جدید مؤدت انگیزی بررویکار آید که طرفین از آن استفاده حاصل کند. لیکن مکتوب آخرین فوق الذکر دوستدار کاملاً باعث اثبات خیالات فوق و آنچه لازمه وقت باشد، نبوده بعضی خلل های اندکی بتصور دوستدار رسانیده و از آن متأثر گردانیده است. پس لازم شمرده شد که در باب فقرات خواهشات دوستدار که درباب متارکه میباشد، دوستدار را متوجه نمایم و آنچه مصلحت وقت باشد، آن دوستدار را از روی خیالات خیر اندیشانه عاقبت اندیشانه خود مستحضر سازیم که:

درباب فقره اول که افواج نظامی افغانی بقدر20 میل ازافواج دولت برتانیه دورباشند، دوستدار مینگارد که چون خیالات خیراندیشانه آندوست مهربان و اظهارات اولین شانرا مشعربرخواهش مصالحه دانستم و در دفع خونریزی فیمابین دولتین علیتین را مدنظر داشتند و این دوستدارهم خیالات آندوست مهربان خود را خیرخواهانه و بصواب قرین تصور بالیقین کردم، خواهشمند صلح گردیده حرف متارکه در بین آورده شد. لهذا چون خیال آندوست مهربان را قایم براین دیدم و ملاحظه نمودم که افواج نظامی افغانی 20 میل از افواج برتانیه دور باشد، در اکثر حصه جات مملکت خود همین کارروائی را، با وجودیکه در مراسلۀ آن مشفق زبان نداده بود، اجرا نمودم و برای فوج مقیمه سرحد چمن و کوتل پیوار احکام نمودیم که بقدر 10 میل دور از مقابل فوج شما اقامت پذیرد، الی زمان تصفیه مکالمات و مذاکرات بشوند، گویا در حقیقت این خواهش آندوست کاملاً منظور گردیده، لیکن افواج نظامی دولت برتانیه به سبب دفع تکلیف بعضی دیره جات سرحدی و تسکین جوش فوق العاده رعایای داخله و جلوگیری شان از محاربه، این دوستدار لازم میداند که بمقابل کارروائی ما که ده میل افواج خود را در حدود کوتل پیوار و چمن و در باقی سرحدات خود از 10 میل الی 20 میل احکام دور شدن را داده ایم، دوستدار هم لازم است که افواج خود را از قلعه نو سمت چمن به چمن و از حدود دکه را به لوارگی منتقل نمایند و به حدود سرحدات سابقه خود الی زمان تصفیه متارکه و مصالحه که فیمابین دولتین میشود، لحاظات طرفین مدنظر طرفین میباشد، نه اینکه ازیکطرف هرچه گفته شود طرف دیگر قبول کند، این از انصاف قدری بعید است و لازم است که آن دوستدار به تعمق دراین باب نظرنمایند. زیاده اصراردوستدار دراین باب چه خواهد بود، طوالت و پیچیدگی دراین چنین فقرات جزئی و ارسال مرسول باعث خلل خیالات طرفین گردیده تأثیری خواهد بخشید که از آن نتیجه به ظهورآید که معامله موجوده را شکل دیگر داده منجر به غلط فهمی و فساد خواهد گردانید. دوستدار تعطیل این قسم فقرات را به لحاظ خیراندیشی و دوستی فیمابن دولتین لازم نمیداند.»

در ادامه نامه در باب پرواز طیارات برتانوی در داخل افغانستان و حتی در حواشی سرحد بعد از ذکر دلایلی که همچو پرواز ها موجب اخلال اوضاع میشود، مطالبی بیان گردیده و گفته شده است که: «ازآمدن طیاره های شما ضرور یک هیجان فوق العاده برای مردم ما عاید میشود و فیرهای تفنگ باوجود امتناع سخت ما، بالای طیاره های دولت برتانیه می نمایند و از طیاره های شما، بقراریکه ارقام داشته اند، بمباری بالای مردم خواهد شد و ضررمالی و جانی برایشان خواهد رسید و این نتیجه بسیارخراب خواهد بخشید و دراینصورت متارکه نشد، بلکه منازعه و مخاصمه شد، چون هردو دولت خیال مصالحه را دارند و خیرطرفین را به همین میدانند، چه ضرور که اینطور اوضاع در بین واقع شود.......دوستدار به هیچ صورت بلحاظ خیرطرفین گردش طیاره های شما را بالای حصه جات خاک داخله افغانستان مناسب نمیداند.»

در مورد شکایت انگلیس ها از اقدامات مردمان سرحدی و برانگیخته شدن آنها و اینکه بعضی از آنها اگر در افغانستان پناه گزین شوند، باید جا داده نشده و خارج کرده شوند، دراین نامه جواب صریح ارائه گردیده وگفته شده است که دولت افغانستان آنها را "برانگیخته" نساخته و «به ایشان خبر داده است که از این به بعد در صدد این خیال نباشند و بعد ازاین دراین باب کارروائی نکنند. درباب پناه گرفتن نفری سرحدی و یاغیرآن درحال و درمآل چون رسم عالم براینست که نفری یک دولت بدیگر دولت در هرباب پناه گزین شوند، واپس داده نمیشوند و پناه داده میشوند....[چنین درخواست] هم از قانون عالم و هم از انسانیت خارج است و علاوه برهمه حسب مذهب هم برای پناه گزین خواه از هر مذهب باشد و پناه درملک اسلام روی بیاورد، کشیدن و پناه ندادن شان ناجائز است....اگر خیالات گورتمنت برتانیه از مصالحه باشد، دراین قسم امورات جزئی پیچیدن چه ضرور؟ و اگر خیالات از مصالحه نباشد، پوره دانسته خاطر این دوستدار کرده شود تا از مدعا ما هم بدانیم. و برای دوستدار ازاین فقره تعجب دست داده که از یکطرف آندوست مهربان مراسله مؤدت مرسلۀ خود اظهار سرور، موافقت و یگانگی را نشان داده سلسله ازدیاد دوستی فیمابین دولتین را خواهشمند است... و ازطرف دیگر درشرایط صرف متارکه مؤقتی اینقدر به امورات غیرضروری که از آن فائده صریحی برای دولت آن دوستدار به نسبت دوستی دولت افغانستان اصل باشد، عاید نیست، می پیچد و سخت میگیرد. ازاین قدری تشویش براوضاع غیرمتوقع وقت برای این دوستدار حاصل شده دوستدار برای آن دوست مهربان معۀ افسوس می نگارد که نتیجۀ این اوضاع براجتناب مصالحه ازطرف این دوستدار هم بوقوع خواهد رسید، والا دوستدار هرگز راضی به این نمیباشد که بررشته اتحاد دوستی که از سالهای دراز دول علیه مستقله افغانستان با دولت بهیه معظمه برتانیه دارد، منقطع و مبدل به مجادله و مخاصمه گردد.»

در پایان جوابیه، شاه امان غازی از معرفی سرهملتن گرانت به حیث رئیس هیئت مذاکره کننده طرف برتانیه ابراز خشنودی و امیدواری میکند که «همین پیچیده گی ها و غلط فهمی ها در بین بوقوع رسیده، برطرف شده معامله یک صورت درست که خیر طرفین در آن باشد، و بشرف دولتین علیتین تصفیه شود» و ضمناً رئیس هیئت مذاکره کننده طرف افغانی را که علی احمد خان ناظر(وزیر) داخله میباشد با اعضای معیتی و همراهان شان معرفی مینماید که آماده سفر به آن طرف میباشند. (این بود مختصرمطالب مهم مکتوب شاه امان الله به جواب وایسرای هند که متن مکمل آن در کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" ، صفحه 772 تا 774 درج است.)

(ادامه دارد)