(بخش بیست و یکم)
توسل به راه حل سیاسی یک اقدام معقول!
با وجودی که جنگ درطول سه هفته درجنوبی هنوز درحال پیشرفت بود، شاه امان الله پیشنهاد متارکه را که جانب انگلیس بتاریخ 3 جون 1919 (12 جوزا 1298 ش) ارائه کرده بود، قبول نمود و جنگ را متوقف ساخت و بعد ازآن تاریخ با استفاده از این دست آورد مهم نظامی، خواست تا داعیه استقلال افغانستان را ازطریق مذاکرات سیاسی دنبال کند. لودویک آدامک افغانستان شناس مشهور امریکائی که آثار متعدد در بارۀ افغانستان دارد، راجع به پی آمد نهائی جنگ سوم افغان وانگلیس به این نظراست که: «برتانیه درجنگ سوم افغان پیروزنگردید، هردوطرف اراضی یکدیگر را اشغال کرده بودند وپیکارهای فیصله کن صورت نگرفت وهیچ یک ازهردو طرف بصورت مشخص شکست نخورد، لیکن این جنگ به تسلط و اقتدار برتانیه درافغانستان خاتمه داد وافغانها حق دارند که درآن جنگ خود را پیروزاعلان نمایند، ولو اینکه درنهایت این پیروزی را در ساحه دیپلوماسی بدست آوردند، تا اینکه آنرا درمیدان جنگ کمایی کرده باشند.» ("تاریخ روابط سیاسی افغانستان از زمان امیرعبدالرحمن خان تا استقلال"، ترجمه علی محمد زهما، ...صفحه 151)
شاه امان الله برای نیل به استقلال کامل کشور ازطریق سیاسی درعین زمان از دو مسیراستفاده کرد: یکی اعزام اولین هیئت رسمی برای مذاکره با جانب انگلیس تحت ریاست علی احمدخان به راولپندی و ادامه مذاکرات بعدی و دیگر اعزام یک وفد سیاسی سیار تحت نام "سفارت فوق العاده" بریاست محمدولی خان دروازی نخست به روسیه شوروی و سپس به بعضی کشورهای اروپائی جهت شناسائی رسمی دولت مستقل افغانستان و برقراری روابط سیاسی بین آن کشورها با افغانستان.
شاه امان الله در سیاست خارجی نصیحت پدرکلان خود امیرعبدالرحمن خان را جداً درگوش داشت که باید کشور را بین (شیروخرس) طوری محفوط نگهدارد که از رقابت هردو استفاده کرده، ولی به هیچیک آنها اعتماد نکند، درغیرآن تمامیت واستقلال کشور مواجه به خطرجدی خواهد شد. بنابرآن شاه نمیخواست سیاستی را پیش گیرد که به منافع همسایه گان صدمه رساند وموجب تعرض آنها به افغانستان شود. مشکل شاه امان الله به مقایسه عصرپدرکلانش که نزدیکی به انگلیس ها را به نفع سلطنت خود دیده و ازاستقلال روابط خارجی کشور دربدل آن چشم پوشیده بود، فرق بارز داشت. برای شاه امان الله کسب استقلال کامل کشورازهمه بالاتر بود وبرای نیل به این هدف باید با انگلیس ها به مقابله می پرداخت، بناءً ناگزیربود درآغازبا روسیه ازدرِ دوستی کنارآید. شاه بعد ازموفقیت دراقدام نظامی کوشید تا ازطریق سیاسی برای حصول استقلال دست بکار شود ودراین حال با انگلیس ها نیزازمسامحه ومدارا کار گیرد.
اگرچه بحث مفصل پیرامون مذاکرات سیاسی با هیئت های هندبرتانوی در راولپندی، بعداً مسیوری (منصوری) و درنهایت مذاکره طولانی کابل از موضوع بحث این نوشته به دوراست و بعضاً نظرات و قضاوت ها راجع به نحوه توافقات طی سه دوره مذاکرات متفاوت میباشند، اما به دلیل اهمیت آن این مذاکرات و پی آمدهای مهم آن کوشش میشود با اختصار به بعضی نکات مهم آن اشاره گردد:
دور اول مذاکرات در راولپندی:
دوراول مذاکرات به ریاست علی احمدخان بارکزائی (وزیرداخله) باهیئت انگلیسی زیرنظر"سرهملتن گرانت" در راولپندی بتاریخ 26جون 1919آغاز گردید. دراولین جلسه سران هردو هیئت با ایراد سخنرانی ها نقاط نظر خود را بیان کردند. گرانت به افغانها اخطار داد تا قبایل را زیر کنترول بگیرند وگفت: با وجود آرزوی حکومت وی برای صلح، برتانیه نمیتواند حوصله بی پایان در برابر تجاوز قبایل نشان داده و از آن تجاهل نماید. این گفته گرانت درارتباط به اعلامیه ای بود که شاه امان الله حین ورود هیئت صلح به هند اشاعه نموده و ازحمایت مردم افغانستان و قبایل سرحدی یاد کرده و گفته بود: دراین فرصت که متارکه برقرار شده، اگر صلح آبرومند بدست آمد و احترام و عزت افغانستان حفظ گردید، از آن چه بهتر و اگر چنان نشد، وی تادم مرگ جهاد را ادامه خواهد داد. علی احمد خان در بیانیه خود به قوانین جدید درهند اشاره کرد که موجب ظلم بر مردم قبایل گردیده و علاوه کرد که حکومت هند به دوستی افغانستان بیشتر نیاز دارد تا دوستی افغانستان با هند، و نیز تصریح نمود که افغانها از دوستی با هند پاداش نگرفته (اشاره به بیطرفی افغانستان در جنگ جهانی اول) و اذعان داشت که افغانستان برای صلح درخواستی نداده بلکه برای بار نخست سکرتری خارجه هند پیامی به امیر توسط عبدالرحمن خان نماینده افغانستان درهند راجع به صلح فرستاده بود. او پیشنهاد کرد برتانیه و افغانستان باید در برابر تهدید کمونیزم همدست شوند.
در جلسه دوم که بتاریخ 29 جولای 1919 دایرگردید، علی احمد خان درباره مشکلات برتانیه از رهگذر قبایل صحبت نمود و علت آنرا خصومت برتانیه با افغانستان وانمود کرد و دراین ارتباط با قانون "بل روالت" اشاره کرد که موجب خراب شدن روابط افغانستان با برتانیه گردید. گرانت به نوبه خود از روابط قبلی که برتانیه با دو امیر گذشته داشت، یاد کرد و اصرار نمود که باید به همان قرار و ترتیب ادامه داده شود، ولی علی احمدخان برگشت به قراردادهای گذشته را به شدت رد کرد و گفت افغانستان برای استقلال داخلی و خارجی خود پافشاری دارد و نیز از بمباردمان طیارات برتانوی به کابل و جلال آباد یاد کرد که در اثر آن مقبره دو امیر گذشته خساره دیده بود. بعد از پایان جلسه دوم گرانت به وزیر امور خارجه هندبرتانوی اطلاع داد که افغانها تحت هیچگونه شرایطی حاضر نیستند از استقلال روابط خارجی خود بگذرند و نیزافغانها برای تعدیل و تنظیم امور سرحدی سراز نو تلاش دارند و میخواهند وزیرستان ودیگر ساحات قبایلی به افغانستان داده شود و نیزاستقلال کامل افغانستان با آرزومندی انتقال خلافت اسلامی به افغانستان ربط دارد.
در جلسه سوم که بروز 31 جولای دایر شد، گرانت تقاضاهای برتانیه را به طرف افغانی ارائه کرد وعلی احمد خان همه آنرا رد نمود. درجلسه چهارم(4 آگست) با ارائه طرح معاهده وتعدیلات دوجانبه درمتن آن علی احمد خان گفت که بجای "امیر افغانستان" باید "حکومت افغانستان" در معاهده گنجانیده شود به این معنی که معاهده بین دو حکومت صورت گیرد، نه با شخص امیر و نیز باید بعضی عبارات خفت آور که مسئولیت جنگ را بردوش افغانستان می انداخت، از متن معاهده حذف شوند. طرف افغان از بابت تادیه مبلغ یک کرور روپیه امانت امیر قبلی نزد برتانیه یاد کرد و خواهان تادیه آن به امیر جدید گردید و نیز درباره تعیین یک کمسیون مشترک برای علامه گذاری نقاط سرحدی که تا آنوقت مشخص نشده بودند، الی شش ماه تقاضا نمود و ازحکومت برتانیه خواست تا ازهرگونه اقدام علیه قبایل تا زمانیکه مذاکرات برای معاهده صلح صورت میگیرد، دوری جوید. علی احمد خان سه شرط ذیل را برای عقد معاهده پیش کرد: 1 ـ افغانستان و حکومت برتانیه باید دشمن واحد داشته باشند؛ 2 ـ حکومت برتانیه باید افغانستان را از نظر نظامی تقویه کند؛ 3 ـ برتانیه تمام قلمرو قبایل را به افغانستان واگذارد تا افغانستان آنرا به ترتیب درست اداره نماید و نیم مصارفی را که برتانیه برای برای کنترول قبایل تخصیص داده، به افغانستان بپردازد.
گرانت تقاضای فوق را نپذیرفت، اما بعضی تعدیلات را در متن مسوده معاهده متقبل شد و یک نظر جدید را درباره افغانستان اظهار کرد و گفت که: سیاست ما در تمام مدت این بود که به افغانستان همان آزادی را که حالا اساسی میداند، بدهیم. نائب السلطنه هند برتانوی نیز فکر میکرد که زمان اعطای امتیازات فرا رسیده و به لندن اطلاع داد که افغانها برای بدست آوردن استقلال شان با سرسختی تمام اصرار می ورزند و تا زمانیکه استقلال شان تائید نگردد، نمیخواهند به افغانستان برگردند. به همین دلیل بود که گرانت مسئله کنترول امورخارجی افغانستان را توسط برتانیه دنبال نکرد و آماده بود که آنرا به کردار و رفتارآینده امیر در رابطه با دوستی با برتانیه بپذیرد. نائب السلطنه احساس میکرد که : «اگر ما حالا از سر آب در میگذریم، شاید بعد ازاین آب حیات را بدست آوریم»، یعنی او فکر میکرد که با اعطای استقلال در روابط خارجی افغانستان، روزی خواهد رسید که خود افغانها در این مورد از انگلیسها تقاضای همکاری خواهند نمود.
بالاخره در جلسه پنجم بتاریخ 6 آگست گرانت متن معاهده خود را به افغانها ارائه نمود و دو روز بعد (8 آگست1919)علی احمد خان آنرا امضاء کرد که مشتمل برمواد ذیل بود: 1 ـ تأسیس و برقراری صلح؛ 2 ـ جلوگیری تورید اسلحه از طریق هندوستان؛ 3 ـ ضبط اعانۀ باقیمانده و قطع تادیه مستمری به امیر؛ 4 ـ بعد از سپری شدن شش ماه برتانیه با هیئت افغان روی موضوعات منافع مشترک و تأسیس دوبارۀ روابط دوستی دیرینه مذاکره میکند، مشروط براینکه حکومت افغانستان با کردار و اعمال خود نشان دهد که صمیمانه میخواهد دوستی برتانیه را دوباره کمایی کند؛ 5 ـ پذیرفتن سرحد هند و افغانی طوریکه سابق تعیین گردیده و علامه گذاری آن بخشهایی سرحد توسط کمسیون برتانوی که تاحال علامه گذاری نشده است.
درحالیکه برتانیه با بی میلی استقلال افغانستان را قبول کرد، مجبور بود به وعده خود وفا نموده و به امید انکشافات آینده که شاید روابط سابق افغان و انگلیس دوباره برقرار گردد، انتظار بکشد. با این امیدواری گرانت حاضرشد تا نامه ای جداگانه بنویسد و آنرا به علی احمد خان بسپارد و درآن تصریح کند که: «درمعاهده چیزی وجود ندارد که سبب مداخله در استقلال داخلی و خارجی افغانستان گردد».
اگرچه این نامه در معاهده شامل نبود و گرانت در برابراین سوال که معاهده را نشر میکند، جواب مثبت داد و درعین زمان گفت نامه را نشرنخواهد کرد و اما افغانها میتوانند آنرا طبع و به نشر بسپارند. برطبق این معاهده قوای برتانوی بروز 14 آگست سپین بولدک و دکه را تخلیه کردند و علامه گذاری سرحد بروز 13 سپتمبر تکمیل گردید. طی مدت مذاکرات صلح از سفیرانگلیس در کابل حافظ سیف الله خبری نبود، درحالیکه او درکابل در تجرید قرار داشت و بعد ازاندک مدتی به او اجازه برگشت به هند داده شد. به همین ترتیب هیئت افغانی به کابل آمد و بروز 14 آگست در دربار شاه امان الله باریاب گردید. (برای شرح مزید جریان جلسات دوره اول مذاکرات صلح دیده شود: آدامک،لودویک: "تاریخ روابط سیاسی افغانستان اززمان امیرعبدالرحمن خان تا استقلال".... صفحه151 تا 167)
استادعزیزالدین وکیلی پوپلزائی مستند نویس و واقعه نگارکشوردرکتاب "فرهنگ کابل باستان" عنوانی دارد: "امضای آخرین سند استرداد استقلال در کابل" که در ذیل آن چنین می نگارد: «سردار علی احمد خان بارکزائی ناظرامورداخلیه و سرهملتن گرانت بتاریخ دوشنبه 18 برج اسد سال 1298 هجری شمسی مطابق 14 ذیقعدة الحرام سنه 1337 هجری قمری موافق 10 آگست 1919 میلادی در راولپندی معاهدۀ استرداد استقلال افغانستان را امضاء کردند. بروزهای سه شنبه 26 و چهارشنبه 27 اسد سال مذکور بحث و مباحثه در قصر زرافشان (مقام مؤقت نظارت امورخارجیه) کابل بحضور سرقهرمان ملی افغانستان اعلیحضرت امان الله شاه ادامه داشت. پوپلزائی می نویسد: «چون مواد معاهده مطابق به شان و شرف افغانستان بطور دلخواه تمام شد، اعلیحضرت امان الله شاه آن سند مهم را درکابل در قصر زرافشان بتاریخ 28 اسد سال 1298 شمسی [18 آگست 1919م] بقلم خود امضاء نمود. این قلم خود رنگ یادگاری در الماری دارالتحریر شاهی (ارگ دارالسلطنه کابل) حفظ گردید. اعلیحضرت غازی بعد از مراسم امضاء، حاضرین دربار سلطنت را مخاطب قرار داده گفت: "بعد ازین اگر امان الله زنده باشد و یا مرده، شما ملت نجیب و غیورافغانستان این روز خجسته را همه ساله بنام عیدملی وخاطرۀ شریف استرداد استقلال کشور جشن بگیرید."» (وکیلی، پوپلزائی: "فرهنگ کابل باستان، نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ، چاپ اول 1387ش، جلد دوم، صفحه 873) [قصر زرافشان عمارتی بود که در زمان امیرحبب الله خان سراج الملت در مقابل هوتل کابل و در جوار دافغانستان بانک فعلی اعمار شده بود و زمانی وزارت دربار و بعداً ریاست مستقل مطبوعات در جاگزین بود و در دهه اخیر سلطنت در ضمن تخریب سینمای قدیمی کابل و وزارت معارف و احداث پارک زرنگار این قصر که در حالت زار قرار داشت، نیز تخریب شد].
مرحوم غبار که اساساً با جمعی دیگراز بزرگان دولت آنوقت مخالف قبول پیشنهاد متارکه ازطرف انگلیسها بوسیلۀ شاه امان الله بود، بر ماده پنجم معاهده صلح یعنی پذیرفتن سرحد بین هند و افغانستان که قبلاً تعیین گردیده بود، انتقاد داشت وآنرا یک تخطی بزرگ علی احمد خان از هدایات صریح دولت پنداشته و می نویسد: «علی احمدخان با وجود چنین هدایات صریح، معاهده صلح را به ضرر ملت افغانستان امضاء کرد واختیار حدود یک کشورغالب را بطرف مغلوب گذاشت [؟] و خود بکابل برگشت»؛ غبار می افزاید: «پیش از آنکه علی احمدخان محاکمه رسمی و محکوم گردد، شاه او را بخواست و حضوراً مورد عتاب قرار داد، ولی آخرین جزایی که برای او تعیین نمود "توقیف" و آنهم درعمارت شخصی اش بود، بعداً علی احمد خان درسال1921 مورد عفوشاه قرارگرفت ومتعاقباً با خواهرشاه ازدواج کرد و درپست های بزرگی مقررگردید.» (غبار، میرغلام محمد: "افغانستان در مسیرتاریخ"، جلد اول، صفحه 776)
دراین مورد باید علاوه کرد که شاه امان الله هم میدانست که انگلیس ها به هیچ وجه حاضرنیستند امور قبایل سرحدی را به افغانستان بسپارند و برحدود سرحدی قبلی تجدید نظر نمایند و حتی احتمال داشت که انگلیسها به همین بهانه مذاکرات صلح وبحث روی استقلال خارجی افغانستان را به نحوی به تعویق اندازند و هیئت با دست خالی مجبور به برگشت به کشور گردد. علی احمد خان توانست با حصول یک نامه از گرانت سندی را بدست آورد که شاه امان الله به استناد آن استقلال کامل افغانستان را اعلام کرد وبدانوسیله توانست با اقدامات بعدی زمینه شناسائی رسمی افغانستان مستقل را ضمن اعزام سفارت فوق العاده به کشورهای اروپائی عملاً فراهم نماید. اینکه شاه امان الله برعلی احمد خان قهر و او را در منزلش زیرنظر قرار داد، به احتمال قوی یک تاکتیک سیاسی بود و"با یک تیر دو فاخته را نشان گرفت" یعنی از یکطرف استقلال کشوررا با دست آورد آن معاهده و نامه گرانت اعلام کرد و ازطرف دیگر نا رضایتی خود را از ماده پنجم معاهده ابراز نمود تا قبایل سرحد را امیدوار سازد که افغانستان ازقیام و آزادی آنها حمایت خواهد کرد. شاه با این تاکتیک خواست تا فضای گرم جهاد قبایل را، درصورتیکه برتانیه درمذاکرات بعدی دربرابربه رسمیت شناختن کامل استقلال کشور بهانه تراشی نماید، باردیگر جوش و خروش جهاد مردمان قبایلی را تقویه و برتانیه را از این ناحیه تحت فشار قرار دهد، چنانچه بعداً شاه به همین ترتیب عمل کرد. شاه امان الله در این فرصت نامه امتنانیه عنوانی شاه برتانیه نوشت و از شناسائی استقلال کامل افغانستان تشکر کرد، ولی شاه برتانیه از دادن جواب دوری جست.
دور دوم مذاکرت در مسیوری :
دومین دور مذاکرات در17اپریل 1920 به ریاست محمود طرزی وزیرامورخارجه افغانستان در مسیوری (منصوری) دردامنه کوه های همالیا آغاز گردید و ریاست هیئت برتانوی را دابس سکرتری خارجه حکومت هندوستان بدوش داشت. دابس در بیانیه خود بیشتر روی دو موضوع تأکید کرد: یکی تبلیغات افغانها علیه برتانیه ودامن زدن به هیجانات قبایل سرحد و دیگرتقویه سیاست بلشویک ها و آماده ساختن دهلیز برای ماموران مخفی آنها برضد برتانیه؛ اما طرزی موقف افغانها را مبنی بربیرون شدن ازتجرید بیان کرد و گفت که افغانستان میکوشد با سایرملل مراودات و معاملات آزاد برقرار کند. در جلسه روز دوم مورخ 19 اپریل دابس به هیئت افغانی اطمینان داد که برتانیه استقلال افغانستان را برسمیت شناخته، لیکن قبل ازعقد پیمان دوستی نمیتواند نمایندگی سیاسی افغانستان را در لندن بپذیرد، درحالیکه طرزی برآن موضوع اصرارمیکرد و میگفت که افغانستان میخواهد یک تعداد محصلان را غرض تحصیل به آن کشوراعزام دارد ونیزمیخواهد اشیای مورد ضرورت خود را مستقیماً ازآن کشورخریداری نماید، نه ازطریق هند و گفت که افغانستان حاضر است نمایندگی سیاسی برتانیه را در کابل اجازه تأسیس دهد.
درجلسه چهارم (22 اپریل)افغانها برآن بودند که موضوع اخراج اتباع خارجی مخالف برتانیه از افغانستان نباید مطرح بحث شود، زیرا چنین موضوع مغایر با مهمان نوازی اسلامی و اصول بین المللی میباشد. هیئت افغانی به این نظربود که افغانستان ترجیح میدهد با برتانیه معامله کند، به شرطیکه برتانیه حاضر به قبول خواسته های ما باشد، درآنصورت موضوع روابط با بلشویک ها و نیزپناه سیاسی به مخالفان هندی را میتوان بسهولت حل کرد و اما میخواهیم بدانیم که برتانیه به ما چه میدهد؟ ما هنوزهم برداعیه وزیرستان جدی هستیم و بهتراست امور آنرا به افغانستان واگذار شوید و یا اینکه یک حوزه مستقل و آزاد قبایل را به وجود آورید که به حیث یک حایل بین افغانستان و قلمرو برتانیه باشند و اگر برتانیه به این خواست ما توجه نکند، هیئت افغانی هند را ترک خواهد کرد. درعین حال طرزی اعتراف کرد که افغانستان 60 نفرمشاورنظامی همراه با 6 عراده توپ را برای کمک به امیربخارا ارسال داشته و درنظر دارد به نیروهای ضد بلشویک در فرغانه نیز کمک نماید وعلاوه کرد که اگر وزیرستان به افغانستان واگذارده شود، افغانها حاضرند با برتانیه یک اتحادیه را علیه بلشویک ها امضاء کنند وترکمانها، بخارا و خیوه را از زیرتأثیر روسها نجات دهند.
دراین موقع ادامه مذاکرات به تعویق افتاد تا آنکه بروز7 جون 1920 باردیگرآغاز یافت، ولی مذاکرات به آهستگی پیش میرفت. بروز 23 جون بازهم موضوع قبایل مطرح شد و حکومت لندن به هند صلاحیت داد به افغانستان اعانه بپردازد، مشروط براینکه افغانها با قبایل علیه برتانیه توطئه نکنند و به خارجی هائیکه مخالف هند باشند، پناه گاه ندهند. حکومت هند اما میدانست که افغانها در بدل پرداخت اعانه به کسی اجازه نخواهند داد روابط خارجی آن کشور را کنترول نماید.
در جریان مذاکرات مسیوری (از 17 اپریل تا 18 جولای 1920) وضع سیاسی منطقه به نفع افغانها تغییر کرد: حکومت جدید ایران هیئتی را برای مذاکره به مسکو فرستاد، بلشویکها آذربایجان را تصرف کردند، مصطفی کمال اقتدار خود را در اناتولیه استحکام بخشید، درعراق عربها قیام کردند و درهندوستان مسئله خلافت و نیزاستبداد وسفاکی ها در"امرتسر" مردم را به طغیان و هیجان واداشت و هجرت مسلمانهای هند به افغانستان بیشترشد. درهمین موقع نماینده شوروی "سوریتز" که در کابل بود، از مسکو هدایت یافت تا با افغانستان یک معاهده امضاء کند.
این رویدادهای دابس را معتقد ساخت که روسها میخواهند افغانستان را برعلیه برتانیه تحریک نمایند و بنابرآن فکر کرد که موقع آن رسیده تا با افغانستان یک پیمان دستی را عقد نماید. دابس مسوده معاهده را ارائه کرد و درآن استقلال افغانستان را برسمیت شناخت و ترتیباتی برای تأسیس قونسلگری گرفته شد. برطبق این مسوده افغانستان باید ازمداخله درامور قبایل ماورای سرحد بپرهیزد و فعالیت های ضد برتانوی را در کشور خود اجازه ندهد و برای اینکار برتانیه ابراز آمادگی کرد تا مبلغ 18 لک روپیه به افغانستان معاونت کند و مقدارموادی مورد ضرورت افغانستان را در دسترس قرار دهد، اما وایسرای هند لارد چلمسفورد با این مسوده موافق نبود و نمیخواست با افغانستان درآن فرصت هیچ نوع تعهدی را قبول نماید و یا معاهده را امضاء کند.
دراخرین جلسه بین هردو هیئت بروز24 جولای 1920 دابس به هیئت افغانی یک یادداشتی را سپرد که مواد آن با مسوده معاهده مشابه بود و عقد معاهده را به آینده موکول کرد. هیئت افغانی بعد از سه ماه مذاکرات خسته کن فقط با ارمغان وعده تصفیه امور بکابل برگشت. در کابل مذاکرات شانرا با "سوریتز" در ماه آگست و سپتمبر ادامه دادند و چون با برتانیه نتوانستند معاهده را امضاء کنند، فوراً با روسیه مسوده معاهده افغان روس را امضاء کرده برای تصویب به مسکو فرستادند که حکومت روسیه حاضرنبود باآنچه درمسوده تذکار یافته بود، آنرا تائید و تصویب نماید. به این اساس مذاکرات مسیوری چندان به نتیجه نرسید. (شرح مزید: آدامک، مأخذ فوق الذکر...، صفحه184 تا 195)
دور سوم مذاکرات در کابل:
دورسوم مذاکرات درکابل تحت ریاست طرزی از جانب افغانستان و سر هنری دابس از جانب برتانیه بتاریخ 10جنوری 1921 آغاز شد. اعضای هیئت افغانی را سردارعبدالرحمن خان مستشار وزارت خارجه، شجاع الدوله امین العسس، جنرال شاه ولیخان، غلام محمدخان وزیرتجارت و میرهاشم خان امین نظام و بعداً عبدالهادی خان داوی تشکیل میدادند.
این دورۀ مذاکرات بخصوص تحت الشعاع دو موضوع یعنی نفوذ بیشتر روسیه بطرف جنوب و برقرار کردن روابط نزدیک با افغانستان از یکطرف و تبلیغ اینکه جرمنی دوباره به پا خواهد ایستاد ازطرف دیگرآغاز گردید و درقبال آن حضوربعضی از جمعیت "ترکان جوان" ازجمله جمال پاشا که درکابل حضورداشت و درمورد تربیه نیروهای نظامی افغانستان بادولت امانی همکاری میکرد و نیز طلعت بی و انورپاشا در آسیای میانه فعالیت داشتند، به نفع جرمنی تبلیغ میکردند، نکاتی بود که برتانیه را بسوی مذاکرات مجدد با افغنستان می کشانید تا روابط افغان و انگلیس را بر طبق یک معاهده تنظیم نمایند و اجازه ندهند تا قونسلگریهای روسیه درامتداد سرحد هند تأسیس گردند و نیز برتانیه مثل گذشته برحاکمیت خود در قبایل ماورای سرحد از جمله وزیرستان ادامه دهد.
دابس مسیر مذاکرات را به چهار مرحله تقسیم کرد که از 20 جنوری آغاز و تا 8 ماه دسمبر1921 به پایان رسید. در هر مرحله بحث روی نکات مشخص صورت گرفت و در جریان مذاکره در هر دوره جر و بحث های جدی بین هیئت های طرفین صورت گرفت که رسیدن بیک نتیجه قطعی را دشوار می ساخت وبه همین صورت مذاکرات درمرحلۀ چهارم به بن بست مواجه شد. دابس میخواست از متن دقیق معاهده افغان روس آگاه شود و نیزاز نفوذ روسها در افغانستان جلوگیری نماید و طرف افغان اصرار برآن داشت تا روابط مستقیم با لندن برقرار شود و در مورد قبایل ماورای سرحد با برتانیه بیک تفاهم برسد.
مقارن ورود هیئت انگلیس درکابل، یک هیئت 420 نفری مشتمل برنمایندگان مردم قبایل ماورای سرحد نیز به کابل رسیدند تا با شاه افغانستان دربارۀ سرنوشت ولایات خود که زیر سلطه انگلیس قرارداشتند وبرای آزادی خود مبارزه مسلحانه میکردند، مذاکره نمایند. آنها ازدولت افغانستان میخواستند تا درالغای خط دیورند و انضمام آن ساحات به افغانستان اقدام کند، درحالیکه انگلیسها به هیچ قیمت حاضر به قبول این نظر نبودند. لذا شاه امان الله دریک موقف بسیاردشوار قرارگرفت که ممکن نبود درعین زمان به دو هدف یعنی برسمیت شناختن استقلال کامل کشورازطرف انگلیسها و برقراری مناسبات سیاسی مستقیم با دولت برتانیه از یکطرف و تلاش برای رهائی قبایل سرحدی از سلطه برتانیه ازطرف دیگرنایل آید. به همین دلیل مذاکرات کابل تحت الشعاع همین معضله بسیار طولانی شد و بیش از یازده ماه را دربرگرفت و هرآن خطر قطع مذاکرات متصور بود. تا آنکه بالاخره در آخرین روزها و مذاکره مستقیم دابس با شاه امان الله طرفین به توافق رسیدند و معاهده بین دو کشور بتاریخ30عقرب 1300ش(22نوامبر1921) تحت عنوان "معاهده فیمابین دولت علیه افغانستان و دولت بهیه برتانیه" ازطرف افغانستان محمود طرزی وزیر خارجه و ازطرف برتانیه سر هنری دابس رئیس هیئت برتانوی به امضاء رسید.
در ماده اول آن چنین آمده است: «دولتین علیتین برتانیه و افغانستان بالمقابل تمامی حقوق استقلال داخلی و خارجی یکدیگر خودشانرا تصدیق نموده محترم می شمارند»؛ در ماده دوم دولتین عاقدین بالمقابل سرحد هندوستان و افغانستان را برطبق ماده پنجم عهدنامه مورخ 8 آگست 1919 منعقده راولپندی قبول مینمایند. درماده سوم دولتین قبول کردند تا به تبادله سفرا درلندن و کابل بپردازند. این معاهده که جمعاً دارای14 ماده و دو ضمیمه میباشد، درماده چهاردهم آن آمده است که شرایط این عهدنامه از تاریخ امضاء الی سه سال نافذ خواهد ماند و درصورتیکه یکی ازطرفین 12 ماه قبل ازانقضای سه سال از اراده خود اختتام آنرا تقاضا نکند، واجب التعمیل خواهد ماند.
شاه امان بعداً تصریح کرد که: این یک معاهده دوستی نبوده، بلکه محض یک معاهده روابط همجواری و تنظیم امور مبادلات تجاری بین افغانستان و برتانیه ( مسمی به معاهده کابل)میباشد و شاه عقد معاهده دوستی را مشروط برآن میدانست تا برتانیه با ترکیه با جوانمردی و از روی کرامت پیش آید، با قبایل سخاوتمندانه رفتار کند و پیشآمد نیک با مردمان هند بنماید.
به دلیل پافشاری زیاد هیئت افغانی بعد ازامضای عهدنامه رئیس هیئت برتانیه عنوانی محمود طرزی نامه ای نوشت به این عبارات: «چون احوال اقوام سرحدی هردو دولتین سبب اندیشۀ دولت علیه افغانستان است، دوستدار آنمشفق مهربان را مطلع میداریم که دولت برتانیه خیالات نیک نیتی به تمام اقوام سرحد دارد و به هرطریق نیت دارد که رفتارمروتانه با ایشان میکند، مشروط براینکه ازچپاوها [دستبرد] برخلاف اتباع برتانیه دست بردارشوند. امیداست که این مکتوب باعث تسلی واطمینان خاطرآنمشفق مهربان باشد (امضای سرهنری دابس) مورخ 22 نوامبر1021ـ 30 عقرب 1300ش» (متن مکمل معاهده وضمایم به شمول نامه فوق الذکردیده شود:آدامک، لودویک: "تاریخ روابط سیاسی افغانستان ازمان امیرعبدالرحمن خان تا استقلال"، ترجمه:علی محمد زهما، صفحه 234 ـ 245)
غبار دراین باره می نویسد: «این معاهده گرچه استقلال افغانستان را تأمین نمود، ولی مشکلات سرحدات آزاد افغانی را حل نکرد و خط دیورند کماکان باقیماند، پس چنانیکه دولت افغانستان باطناً ازین قضیه ناراض بود، مردم سرحدات آزاد نیز شاکی بودند و هم انگلیسها عقد چنین قراردادی را برخود هموار نمیکردند. لهذا در زیرنقاب تشریفات ظاهری، کشیدگی و انزجار دائمی بین دولتین باقیمانده و اقدامات نظامی انگلیس مدتهای دیگرجهت استیلای کامل برمردم سرحدات آزاد ادامه یافت. همچنین فعالیت آنها درداخل افغانستان بغرض انقطاع رشته هرگونه اتصال مادی و معنوی بین افغانستان وسرحدات آزاد گسترش یافت.» (غبار: "افغانستان در مسیرتاریخ"، جلد اول، صفحه 783)
خلاصه با عقد این معاهده افغانستان از چنگال اقتدار برتانیه آزاد گردید و شاه امان الله به هدف عمده و اساسی خود یعنی استرداد استقلال کامل افغانستان نایل آمد و درافق تاریخ کشور سپیده دم عصر جدید پدیدارگشت.
(ادامه دارد)