(بخش بیست و نهم)
شاه امان الله غازی و برنامه اصلاحات:
با انتقاداتی که سپهسالارنادرخان برطرزدید و برنامه اصلاحات شاه امان الله و ادارۀ امور بوسیلۀ عده ای از وزراء وشخصیت های نزدیک به شاه داشت وآنرا مضربه حال حکومت ومملکت میدانست، چنانچه در مبحث قبلی به استناد کتاب "نادرافغان" یکایک ذکر گردیدند، لازم می افتد برای روشن ساختن مسایل و اینکه تاچه حد این انتقادها صائب و بجا بوده اند، نگاهی مختصردر مورد برنامه های آن عصر بخصوص در پنج سال اول انداخت.
لیون پولادا افغانستان شناس مشهورامریکائی دربارۀ شخصیت شاه امان الله می نویسد: «امیران سابقۀ کشورمتکبرومغرور بودند وتماس باایشان دشواربود، اما امان الله خان برعکس شخصیت دموکراتیک داشت، اکثراً مانند هارون الرشید بدون محافظ دربازارهای شهرگردش میکرد وبا مردم مخلوط و محشورمیگردید. ازتشریفات بدش می آمد وخود را مانند افغانهای دیگرحساب میکرد واحساس برتری نمی نمود. امان الله خان یک ملی گرای وطن دوست و پشتیبان آزادی شرق بود و خیلی ها شهرت یافت و محافظه کاران را به هراس انداخت. او صادق بود و درعصری نمودن کشورش خیلی ها جدی گردید. چندین مرتبه علیه او سوء قصد صورت گرفت...درباریان بی کفایت دورش را حلقه زده بودند؛ همچنان حربۀ کفر را علیه اوبکار می بردند و او را ضد اسلام میدانستند، درحالیکه او یک مسلمان صادق ومذهبی بود.» (پولادا، لیون: "اصلاحات و شورش درافغانستان 1919 ـ 1929"، صفحه 204 ـ 205. مختصراین کتاب را یارمحمد کوهسارکابلی ازانگلیسی به دری ترجمه کرده وآنرا دربخش دوم کتاب "آتش درافغانستان" از صفحه 198 تا 247 به چاپ رسانیده است)
تحولات عمیق وهمه جانبه:
شاه امان الله بعد از حصول استقلال وبرقراری روابط سیاسی با بسا کشورهای جهان تمام نیروی خود را متوجه اصلاحات اداری، اجتماعی وسیاسی کشورکرد چنانچه در روزعیداضحی 1303ش(1923) خطاب به مردم گفت: «امروز روزقلم است، نه روزشمشیر!» (آدامک، لودویک: "روابط خارجی افغانستان در نیمه اول قرن بیست"، مترجم پوهاند محمدفاضل صاحبزاد، چاپ دوم، پشاور، 1370،صفحه 116)
اصلاحات عصرامانی را بطورکال میتوآن به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول از 1919 تا 1923، دوره دوم از 1925 تا اواخر1927 که البته اغتشاش خوست (1923-1924) مرحله اول ودوم را از هم جدا نمود و دوره سوم بعد از عودت از سفر اروپا (جون 1928) تاختم دوره سطنت (جنوری1929) که مدت بیشتر از شش ماه را دربر گرفت.
شاه امان الله پس از برگشت ازاروپا به یک تعداد اصلاحات و نوآوریهای غیرضروری دست یازید که حربۀ مخالفانش را دسته داد و حلقات محافظه کار مذهبی و ملاهای پیرو آنها بیشترازپیش برعلیه او و نوآوریهایش به تبلیغات و تحریکات جدی اقدام کردند که زمینه آنرا قبلاً وقتی شاه در سفر بود، به کمک انگلیسها فراهم ساخته بودند. شاه بعد از لویه جرگه 1307 وقتی راجع به دست آوردهای سفر خود درقصر"استور" برای دوسه روز متواتر درحضور همه اراکین دولت و کوردپلماتیک مقیم کابل و جمعی از زنان بیانیه میداد، خود را "شاه انقلابی" خواند.
دراین ارتباط اگر بدقت دیده شود، شاه امان الله از همان ابتداء سلطنت و حتی در زمان شهزادگی افکار انقلابی را در مخیلۀ خود پرورده بود، چنانچه تحولات بنیادی مهم طی دوره پنج سال اول سلطنت او بیانگر این خصوصیت میباشد، زیرا طی همان دوره زیربنای جامعه نوین افغانستان گذاشته شد که واقعاً حیثیت یک انقلاب همه جانبه را در ساحات مختلف اعم ازسیاسی، اداری، قانونی، اجتماعی و فرهنگی در برداشت و دراثر آن چهره افغانستان به مقایسه گذشته طوری تغییر کرد که درآنوقت در دیگرکشورهای همجوار و حتی فراتر ازآن نظیر نداشت.
ازآنجائیکه بحث مفصل پیرامون هریک این تحولات اساسی ازموضوع بحث این کتاب بدور است، لذا با ذکرمختصر آنها بسنده کرده و توجه را طور کل به موضوع ذیل جلب میدارم:
--- استرداد استقلال کامل کشور که با راه اندازی یک اقدام نظامی آغاز و ازطریق سیاسی یعنی سه دوره مذاکرت هیئت های افغانی و برتانوی از یکطرف و اعزام یک هیئت"سفارت فوق العاده" به کشورهای اروپائی و برقراری روابط سیاسی، تجاری و فرهنگی از طرف دیگر قدم بقدم جامه عمل پوشید و با اینکار درافغانستان مستقل تهداب اولیۀ تحولات بعدی گذاشته شد.
--- برقراری روابط سیاسی باکشورهای خارجی، تبادله سفرا وگشودن سفارتخانه ها یکی از پی آمدهای بسیار مهم بود که تا قبل ازآن افغانستان صرف از طریق هندبرتانوی حق داشت با کشورهای دیگر رابطه برقرار کند. با این تحول بزرگ راه ورود خارجی ها از کشورهای مختلف به افغانستان باز گردید و نیز زمینه تماس های سیاسی، تجارتی و فرهنگی را با دولت مستقل افغانستان فراهم کرد.
--- شاه با اعلام اینکه: «بعد ازاین قانون حکومت میکند!»، اساس حاکمیت قانون را در کشور گذاشت و یک ادارۀ بنام "مجلس وضع قوانین" را درماه حمل 1298 تأسیس کرد تا قوانین را در ساحات مختلف زیر نام "نظامنامه" تسوید وتدوین نماید و عده ای از دانشمندان را که در ساحه احکام اسلامی و قوانین مدنی وارد بودند، به حیث اعضای آن گماشت. همین مجلس بعداً نام "شورای دولت " را بخود گرفت که به حیث مرجع تسوید قوانین زیرنظر شخص شاه و ریاست یکی از اراکین دولت (شیراحمدخان) بکار آغاز کرد. طی پنج سال اول این شورا توانست به تعداد بیش از50 نظامنامه را در ساحات مختلف تسوید و آنرا به مجلس وزراء تقدیم دارد که پس ازغور مجدد تصویب وبا توشیح آن توسط شاه امان الله مرعی الاجراء گردیدند. بعضی ازاین نظامنامه ها درواقع ماهیت مقرره و لوایح اجرائیوی حکومت را داشتند که تصویب آن از صلاحیت حکومت بود و اما برخی دیگر ایجاب میکرد تا در لویه جرگه (به حیث قوه مقننه) رویت داده شوند و مورد تصدیق و تائید آن مرجع قرار گیرند.
--- "شورای علوم" که متشکل ازشش نفرعلمای دینی که هریک درعین زمان وظیفۀ قاضی را در محاکم بعهده داشتند، تحت نظرمولوی عبدالشکورخان (پسر قاضی القضات سعدالدین خان از نواده خان علوم) به صفت قاضی القضات برای تدوین احکام شرعی توظیف شدند تا کتاب زیرنام "تمسک القضات الامانیه" را برای اجراآت محاکم تدوین نمایند. محتوای این کتاب دربعضی موارد مورد مناقشه بین علمای محافظه کارمذهبی حین مباحثات در لویه جرگه 1303 قرار گرفت و تعدیلاتی درآن به میان آمد.
--- یکی از کارهای مهم شورای دولت و شورای علوم همانا تهیه مسوده "نظامنامه اساسی دولت علیه افغانستان" بود که در لویه جرگه 1301 منعقده جلال آباد با اشتراک 872 نفر اعیان و بزرگان دولت و نمایندگان اقوام (بیشتراز ساحات مشرقی) تائید و تصویب گردید. این اولین "قانون اساسی افغانستان" تاریخ کشور است که با انفاذ آن تهداب یک نظام "دولت ـ ملت" در کشورگذاشته شد. دراین نظامنامه نظام شاهی، وظایف و صلاحیت های شاه، حقوق عمومی اتباع کشور، حکومت و وظایف محوله، مامورین دولت، مجالس مشوره و شورای دولت، محاکم، دیوان اعلی، امورمالیه، ادارۀ ولایات و مسایل متفرقه در 73 ماده گنجانیده شده و اساس کلی و عمومی را برای تدوین دیگر نظامنامه ها (قوانین) در کشور تشکیل میدهد. این نظامنامه بعداً در لویه جرگه 1303 منعقده پغمان مورد بحث مجدد قرارگرفت وبا تعدیلات جزوی باردیگر تصدیق و تائید گردید. نا گفته نماند که لویه جرگه های عصرامانی به حیث یک مرجع تقنینی وبه مثابه یک شورای ملی عمل میکرد و درواقع با تدویراین لویه جرگه ها (درسالهای 1301، 1303 و 1307) تهداب ایجاد "قوۀ مقننه" در چهارچوب قوای ثلاثه دولت در کشور گذاشته شد. قابل ذکر است که محتوای این نظامنامه که به کمک مشاوران ترکی ترتیب گردیده بود، اساس کلی را برای تدوین قوانین اساسی بعدی درکشورگذاشت که با تغییرات چند درقانون اساسی سال 1310 دوران سلطنت محمدنادرشاه که انفاذ آن تا سال 1343 ادامه داشت، تأثیر گذار بود.
--- تشکیل "قوۀ اجرائیه" به شکل جدید با تدویرمنظم مجلس وزراء که از ماه حوت 1297 زیرنام "نظارت خانه" ایجاد گردید و مشتمل برنظارت حربیه، امورخارجیه، مالیه، داخلیه، زراعت، تجارت، عدلیه، امنیه، نقلیات و دربار بود که در راس هریک شخصی بنام "ناظر" قرار داشت، یک تحول مهم دیگر در کشور محسوب میشود که درماه حمل 1300 نظارت ها به "وزارت ها" تغییر نام یافت و در راس آن "وزیر" قرار گرفت. این اولین بار است که قوه اجرائیه از جملۀ قوای ثلاثه دولت شامل تشکیلات اساسی دولت مدرن گردید و دفاتر قبلی که بطور غیرمنسجم فعالیت داشتند، ملغی شدند.
--- "نظامنامه تشکیلات اساسی افغانستان" در 243 ماده در ماه ثور 1302 نافذ گردید، یک تحول بزرگ دیگر بود که برطبق آن وظایف تمام ادارت دولت در ساحات اجرائیوی و قضائی در مرکز و ولایات کشوربا شرح و بسط لازم مشخص و مسئولیت ها و مکلفیت های هر اداره تحت فصول جداگانه تثبیت و تعیین گردید. یکی از تحولات عمده دراین ارتباط تشکیل مجالس مشوره در ولایات کشور(متشکل ازپنج نائب الحکومگی وچهارحکومت اعلی) بود که مرجع ارتباط مردم با آمران اداره محل (نائب الحکومه، حاکم های اعلی و دیگر حکام) محسوب شده و دادن مشوره به آنها و نیز کنترول فعالیت ادارات محل را برطبق قوانین بعهده داشت.
--- "نظامنامه جزای عمومی" یکی دیگر از موضوعات مهمی بود که در 295 ماده در ماه قوس 1302 نافذ گردید و چون این نظامنامه با صلاحیت قضات در جرایم تعزیری که در مذهب حنفی بر مبنای شرعی استوار بود، در بعضی موارد اصطکاک داشت و آنها انفاد آنرا مداخله دولت درامور شرعی عنوان کرده و بنای مخالفت را با آن گذاشتند، در لویه جرگه 1303 در چندین مورد با اضافات و تعدیلات مواجه شد.
--- برنامه های انکشاف معارف یکی ازالویت های اساسی شاه امان الله بود که با انکشاف مکتب حبیبیه و تأسیس دو مکتب جدید بنام های امانی (زیرنظراستادان آلمانی) و امانیه (زیرنظراستادان فرانسوی) بنیاد معارف جدید در کشور گذاشته شد. همچنان باز شدن دو مکتب دخترانه اولین اقدام در تاریخ کشور بود که بعداً با مخالفت عناصر محافظه روبرو گردید و در لویه جرگه 1303 موضوع تعلیم دختران درمکاتب دولتی یکی ازمباحث داغ را بار آورد. ایجاد مکاتب ابتدائیه در ولایات وبعضی شهرهای دیگر نیز رویدست گرفته شد و شخص شاه و ملکه ثریا در انکشاف معارف سعی بلیغ کردند. تأسیس مکتب اصول دفتری برای مامورین مالیه، مکتب حکام برای ادارات محل، مکتب قضات، تاسیس مکاتب مسلکی زراعت، صنایع، مساحت، دارالعلوم و دارالحفاظ و دیگر مکاتب مسلکی در کابل نیز شامل انکشاف عمومی معارف در امور مسلکی بود.
--- اعزام طلاب افغان جهت تحصیل به خارج یک اقدام بی سابقه دیگر در تاریخ کشوربود که طی چند دوره از آغاز سال 1300 به تعداد جمعاً بیش از 300 نفر جهت تحصیل در رشته های مختلف به فرانسه و آلمان و نیزبه ترکیه و هند فرستاده شدند. اکثراین طلاب بعد ازختم موفقانه تحصیل وقتی به وطن برگشتند که شاه امان الله ناگزیر به ترک وطن شده بود ونتوانست ازحاصل نونهالان خود بهره مند گردد، اما همین ها کسانی بودند که در رژیم بعدی پایه های اساسی نیروی مسلکی کشور را در ساحات مختلف تشکیل دادند و تفکر مسلکی مدرن اروپائی را باخود به کشور آوردند.
--- تحول بزرگ در نظام مالی کشور طی همین پنج سال اول به وجود آمد که با تحول کم و بیش تا امروز مرعی میباشند، ازجمله مهمترین آن: ـ ترتیب بودجه دولت با اصول جدید و معمول درجهان برطبق "نظامنامه بودجه عمومی" بود که در ماه حمل 1301نافذ گردید و درآن عواید و مصارف دولت برای یک سال قبلاً تثبیت و برطبق آن اجراآت صورت میگرفت؛ ـ وضع قوانین مالیاتی وتعدیل مالیه ازجنس به نقد؛ ـ نشراسناد حواله برای تادیات دولتی از سال 1298 به بعد(بعضی ها این اسناد را اشتباهاً پول کاغذی یا بانکنوت نامیده اند، درحالیکه نشر پول کاغذی بعداً درسال 1307 صورت گرفت و قبل از آن پول کاغذی به حیث وسیلۀ تبادله وجود نداشت و تنها پول فلزی طلا، نقره و مس زیر نام "روپیه" و نامهای دیگر در اضعاف آن رایج و در دوران بود)؛ ـ تعین واحدپولی "افغانی" بجای روپیه کابلی وتعیین مقاسیات ساحه به سیستم "متری" و وزن به سیستم "گرام".
--- فروش زمین های دولتی به مردم وتوسعه ملکیت خصوصی و تشویق تشبثات خصوصی درسکتور صنعت با انفاذ "نظامنامه تشویقیه صنایع دولت علیه افغانستان" در سال 1302، همچنان توسعه تجارت خارجی، چنانچه از1920 تا1925 صادرات کشوراز50 ملیون فرانک به یک بلیون فرانک افزایش یافت.(استیوارت، ریه تالی: "آتش در افغانستان 1919 ـ 1929"، ترجمه:کوهسار کابلی، صفحه213)
--- شاه امان الله به فکراینکه افغانستان ازاین به بعد دیگر زیرتهدید خارجی قرار نخواهد گرفت، چندان توجه جدی برای استحکام قدرت نظامی از نظر تعداد عسکر و افسرنکرد وبه این عقیده بود که یک اردوی کوچک، ولی مجهز با وسایل عصری برای حفظ امنیت داخلی کافی خواهد بود. او تلاش کرد تاقوای هوائی را ایجاد وتقویه کند و برای باراول به خریداری چند طیاره و احداث اولین میدان هوائی درحواشی شهرکابل پرداخت و تعدادی را برای تحصیل در رشته پیلوتی به ایتالیا و روسیه اعزام کرد ونیز به خریداری اسلحه جدید از فرانسه و بعضی کشورهای دیگراقدام نمود.
یکی ازتفاوت نظرهای اساسی شاه با سپهسالارمحمدنادرخان همین موضوع بود که سپهسالاربه حیث وزیر حربیه خواهان افزایش تعداد عساکر و افسران اردو و ایجاد قشله های عسکری دراطراف واکناف کشور بود. همچنان شاه امان الله کوشید تا درسیستم مکلفیت عسکری تغییر وارد کند و سیستم "هشت نفری" را به سیستم عام ساختن مکلفیت همه جوانان در خدمت زیر بیرق تعویض نماید. این تغییر مهم پس از مدتی به دلیل مخالفت خوانین و ملکان و قریه داران محل که از سیستم قبلی نفع می بردند و پسران خوانین و صاحبان سرمایه از خدمت زیربیرق خود را فارغ می ساختند، درجریان مباحثات لویه جرگه 1303 ازبین رفت و باردیگرهمان سیستم قدیمی هشت نفره رویکار شد. در این ارتباط باید علاوه کرد که تحولات کیفی نظام عسکری در دورۀ امانی بیشتر به مشوره افسران ترکی صورت میگرفت که نقش روزافزون آنها موجب ناراحتی سپهسالار محمدنادر خان وزیر حربیه میگردید و اینکار یکی از دلایل عمده کناره گیری موصوف از مقام وزارت حربیه و نیز برهم خوردن مناسبات او با شاه امان الله محسوب میشود.
--- درساحه تحولات اجتماعی و فرهنگی میتوان ازاقدام تاریخی: ـ الغای بردگی یا به عبارت دیگراعلام آزادی کنیز و غلام؛ ـ قطع معاشات مستمری اعضای خانواده شاهی به شمول درباریان وسران قبایل؛ ـ الغای القاب رسمی وامتیازات مربوطه که قبلاً مروج بود؛ ـ تغییردرمسائل نکاح، عروسی، ختنه سوری، وهمچنان فاتحه ومراسم عزاداری، بخصوص نکاح صغیره و تعدد ازواج را نام برد که این تحولات موجب بروز بعضی مخالفت ها در بین مردم و آنهم بیشتردر حلقات محافظه کاران مذهبی گردید و آتش شورش و اغتشاش را در سمت جنوبی شعله ور ساخت (بعداً در مورد صحبت میشود). قابل ذکر است که همین موضوعات باعث بحث های جدی و دوامدار در لویه جرگه 1303 گردید که شاه امان الله به دلیل حساسیت های ناشی ازشورش خوست ناگزیر به انصراف از بعضی نکات این تحول شد که شرح مزید آنرا میتوان درکتاب "رویداد لویه جرگه دارالسلطنه 1303" مطالعه کرد. (دیده شود: بازنشراین کتاب به اهتمام اینجانب در 28 قسمت در وبسایت افغان جرمن آنلاین از تاریخ 10 آگست تا 13 سپتمبر 2016)
(ادامه دارد)