بازگشت به مقاله

نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 6 اپریل 2022

(بخش چهل و یکم)

(ادامه) نقش انگلیسها در سقوط دورۀ امانی:

نکته مهم دیگر که نویسنده کتاب "نادرچگونه به پادشاهی رسید؟" به آن اشاره میکند، آشکارشدن موجودیت اشخاصی است که به حیث مخبر و جاسوس دردستگاه دولت و بیرون از آن فعالیت داشتند. اومی نویسد: «کشف اسناد وشناسایی شخص رابط بین محمودسامی وهمفریز که "رحمت خان" ملازم سفارت انگلیس بود که بعد در زمان حبیب الله کلکانی وظیفه محافظت سفارت برتانیه به او محول شده بود، سبب شد که امان الله خان محمود سامی را دفعتاً از وظیفه برطرف و درخانه اش تحت نظارت قرار دهد و موضوع به دیوان حرب سپرده شد... به سلسله همین موضوع درهمان روزهای بحرانی یک شبکه جاسوسی انگلیس در داخل ارگ کشف شد که عاملین مهم آن"مادام سی" معلمه خانواده سلطنتی و"تصدق علی" موترران شخص شاه بودند وتقریباً روزمره اطلاعات و جریانات داخل قصرشاهی را سفارت انگلیس میرسانیدند. چنانچه امروز که اسناد محرمانه دولت برتانیه انتشار یافته، اکثرراپورها به خط همین"مادام سی" که یک مهاجر رومانیایی و تبعۀ فرانسه بود، میباشد. اما عجب اینست که در جریان تحقیقات سری که از آنها بعمل آمد، دفعتاً مادام سی مفقود و فردای آن در جمله زنان و اطفال دیپلوماتها ذریعۀ طیارۀ انگلیسی ازافغانستان خارج شده بود و درهمان روز"تصدق علی" در بین موتر سلطنتی مرده یافت شد...تصدق علی اگرچه نسلاً هندی بود، از وقت امیرحبیب الله خان با خانواده خود در ده افغانان سکونت و در دربار ملازمت داشته و تابعیت افغانی را دارا بوده است.»

«واقعه پر سروصدای دیگر گرفتاری یک جاسوس انگلیس در روزهای حمله حبیب الله کلکانی به کابل درمقابل دروازۀ وزارت حربیه بود که با مکاتیب سفارشی، مقدارپول کلدار و تفنگچه و غیره درمحل اقامتش بدست آمد. این شخص که لباس و قیافه مردمان سرحدی را داشت، لیکن چشمان سبز و موهای زردش بیشتربا انگلیس ها شباهت نشان میداد و ازهمین سبب دراول گرفتاری تصور می شد که خود لارنس خواهد بود...امر توقیف او صادر شد و بعد از اثبات جاسوسی محکوم به اعدام گردید. به اثراعترافات همین شخص بود که حکومت افغانستان از موجودیت کلونل لارنس درعلاقه شینوار اطلاع حاصل نمود و تصمیم گرفته شد تا موضوع تحریکات و مداخلات شرارت آمیز دولت انگلیس درامور داخلی افغانستان که با اسناد و شواهد غیرقابل انکار واضح شده بود، بدنیا اعلام گردد و مقالۀ مفصل درجریده امان افغان به نشر رسید وموضوع انعکاس بین المللی پیدا کرد. چنانچه جریده "سندی اکسپرس لندن" بتاریخ 5 جنوری 1929 مربوط حزب مخالف دولت محافظه کار تحت عنوان "کلونل تی آی لارنس، مسئول شورش قبایلی های افغانستان علیه شاه امان الله است" انتشار یافت و مثل بمب درحلقه های سیاسی و مطبوعاتی انگلیس و دیگر پایتخت های اروپایی انعکاس نمود و فردای آن این خبردرپیشانی تمام جراید معتبرانگلستان، فرانسه، آلمان وایتالیا به حیث خبرداغ روز به مشاهده میرسید.... ودیری نگذشت که انعکاس آن درجراید شوروی، ترکیه، ممالک عربی وهند نیز ظاهر شد... این طوفان تبلیغاتی نه تنها موجب سراسیمگی دوایرسیاسی لندن و دهلی را فراهم نمود، بلکه انعکاس مجدد آن درافغانستان سرانجام همفریز را مجبور ساخت تا رسماً از دولت خود اخراج کلونل لارنس را از سرحد تقاضا نماید. البته این وقتی بود که لارنس تمام وظایف خود را به انجام رسانیده و ماستر پلان او برای برانداختن رژیم مترقی امان الله خان کاملاً به نتیجه مطلوب رسیده بود و دیگر ضرورتی برای ماندن او درسرحد بلکه درهند باقی نمانده بود.» (برای شرح مزید دیده شود- سیدال یوسفزی(سیدقاسم رشتیا): "نادرچگونه به پادشاهی رسید؟"، صفحه 23 تا 30)

2 - داکترسنزل نوید درکتاب"واکنش های مذهبی وتحولات اجتماعی درافغانستان" با استفاده ازمآخذ معتبردرباره نقش انگلیسها درسقوط دورۀ امانی به نکاتی اشاره میکند که قسمت های مهم آن ذیلاً اقتباس میگردد.

او دربارۀ حضورکلونل لارنس درنواحی سرحدی افغانستان وفعالیتهای وی می نگارد: «حامیان امان الله خان عقیده داشتند که اغتشاشات شینوار و کوهستان جزء توطئه وسیع است که توسط انگلیسها برانگیخته شده است. این سوء ظن پس ازاینکه لغو برنامه های اصلاحی توسط دولت نتوانست شورشیان را قانع بسازد، عمیقتر شد. در پنجم دسمبر 1928 روزنامه "دیلی نیوزلندن" خبرداد که کلونل لارنس در نواحی سرحدی افغانستان درهند بسر می برد و مشغول آموختن زبان پشتو میباشد. روزنامه مذکور اضافه کرد که لارنس درنظر دارد به زودی داخل افغانستان شود. روز نامه زمیندار لاهور نیز مطالب کوتاهی روی همین موضوع از لندن ویکلی (هفته وار لندن) نقل نموده نوشت که "برنامه اصلاحات شاه بعد از مراجعتش از اروپا از نگاه علاقمندی سیاسی روسیه بلشویکی در شمال به سرزمین های هند برتانوی درجنوب از اهمیت بخصوصی برخوردار میباشد. بنابران کلونل لارنس به آشوبی که خود در افغانستان بذر نموده در همانجا رسیدگی خواهد کرد.»

سنزل نوید درادامه می افزاید: «جراید کابل هم نقل عبارات مشابهی را ازمطبوعات خارجی و خاصتاً هندی منتشرمیکرد. دردوازدهم دسمبر[1928] امان افغان ترجمۀ مقاله شماره 3دسمبر"سندی اکسپرس" را که حاکی از فعالیتهای لارنس علیه حکومت افغانستان درساحات قبایلی بود، چاپ کرد. روزنامه "بامبی کرونیکل"(وقایع بمبئی) ضمن گزارشی از سرگذشت لارنس ادعا کرد که مشکلات افغانستان توسط دشمنان دولت و از طریق عده ای از گماشتگان خارجی که میخواستند این کشور را ازاستقلال محروم سازند، ایجاد شده است. روزنامه مذکورنظریات مسکو را درموردحوادث افغانستان چنین نقل کرد: "یک تعداد رساله های چاپی با اعلامیه های شورش علیه شاه که حاوی عکسهای ملکه ثریا بود، دربین مردم قبایل توزیع شده است. شورشیان با آخرین سلاح و مهمات جنگی ساخت انگلیس مجهز میباشند." قبل ازین هم در 9 دسمبر1928 خبررسانی "رویتر" شمولیت لارنس را در شورش شینوار تائید کرده بود. روزنامه "همدرد افغان" خبر داد که کلونل لارنس با استفاده از لقب "پیرکرم شاه" و در بحبوحه شورش به افغانستان داخل شد. روزنامه مذکور مکاتیبی را که عنوانی ملای چکنهور نوشته شده بود، به چاپ رسانید و روش علماء را بمقابل امان الله خان مورد انتقاد قرار داد. اینکه شورش درمجاورت خط سرحدی دیورند آغاز یافته بود، این گمان را که کلونل لارنس و انگلیسها درشورش شینوار دست داشتند، تقویت میکرد.»

سنزل نوید درادامه می نگارد: «شایعاتی هم درجریان بود که جاسوسان انگلیس دربین بعضی ازگروه های مذهبی نفوذ کرده اند. یکی از این شایعات حاکی بود که: "اغتشاش توسط حضرت شوربازار رهبری میشود. حرکت فوق العاده حضرت شوربازار(محمدصادق مجددی) که ازهیئت نمایندگی انگلیس وشخص همفریزجهت متارکه جنگ وخارج نمودن افراد خانواده سلطنتی وخارجیان کمک خواسته بود، باعث شد که مطبوعات هند، اروپا وشوروی دربارۀ نقش همفریز درحوادثی که منجربه سقوط امان الله خان گردیده بود، سؤالاتی مطرح نمایند.» (نوید، سنزل: "واکنش های مذهبی وتحولات اجتماعی درافغانستان 1919 -1929"، مترجم: محمد نعیم مجددی، 1388، هرات، صفحه227 ـ 229)

برای توضیح این موضوع لازم است به اظهارات حضرت محمد صادق مجددی که چرا به سفارت برتانیه درکابل رفت وبا سفیرهمفریزملاقات کرد، کمی روشنی انداخته شود. حضرت محمدصادق مجددی درکتاب خاطرات خود(طوریکه محمد نعیم مجددی مترجم کتاب "واکنش های مذهبی..." درپاورقی صفحه 228 آن به استناد کتاب خاطرات حضرت محمدصادق مجددی صفحه291) چنین می نویسد: «خانواده سلطنتی و دپلوماتهای مقیم کابل ازمن خواستند تا ضمانت جانهای شانرا کرده و ایشان را از کابل خارج سازم. من نیز این وعده را دادم. حبیب الله کلکانی اجازه نداد که طیاره های افغانستان از کابل خارج شوند. می گفت که این طیاره ها به دست امان الله میرسد و علیه ما از آن استفاده میشود. او وعده داد که از خزانه دولت یک مقدار پول برای کرایه یک طیاره غیرافغانی خواهد داد. چون درکابل تنها سفارت انگلیس طیاره داشت، من با سفیر همفریز ملاقات کردم و درهمان آغاز گفتم که بسیار متأثرم که با شما ملاقات دارم، ولی چون اخراج خارجی ها و خانواده سلطنتی را وعده داده ام، از شما میخواهم که طیاره های خود را به ما کرایه بدهید. حبیب الله وعده نموده که کرایه های آنها را خواهد داد. همفریز گفت ما حاضر هستیم طیاره را به شما بدهیم، بشرطیکه شما ضمانت کنید که بالای طیاره ها فیر نکنند. من این وعده را تحریری نوشتم. همفریز در آخر گفت که از شما کرایه نیز نمیگیرم.»

دراین ارتباط باید خاطر نشان ساخت که چرا دپلوماتهای مقیم کابل برای خروج خود نزد حضرت موصوف مراجعه کردند تا با ضمانت حفظ جانهای شان آنها را از کابل خارج سازد، در حالیکه دپلوماتها برای خروج خود از کابل خود میتوانستند راساً با سفیر برتانیه به تماس شوند و سفارت نیز آنها را با اطمینان خاطر تشویق میکرد که هرچه زودتر کابل را ترک گویند.

دربارۀ رفتن حضرت محمد صادق مجددی به سفارت برتانیه درکابل وخواهش ملاقات با همفریزسفیر برتانیه حضرت فضل غنی مجددی(نواسه حضرت محمدصادق مجددی) درکتاب خود تحت عنوان "صفحۀ ازتاریخ معاصرافغانستان" به تأسی از کتاب خاطرات پدرکلان خود به شرح بیشتراین ملاقات می پردازد و در مجلسی که با حضورحبیب الله و شیرجان یکی از معتمدین حبیب الله درباغ بالا داشت، جریان را چنین می نویسد: «حضرت صاحب به شیرجان خان پیشنهاد کردند درصورتیکه حبیب الله طیاره دولتی را اجازه نمیدهد، پس شما از سفارت برتانیه طیاره به کرایه درخواست کنید. حبیب الله به پیشنهاد حضرت صاحب موافقه کرد و به شیرجان امر کرد که نامۀ عنوانی سفیربرتانیه بنویسد و درخواست طیاره نموده و وعده بدهد که حکومت مصارف طیاره را می پردازد....». سپس حضرت صاحب مکتوب را گرفته به وزارت مختاری انگریزها رفته و با همفریز ملاقات کرد. فضل غنی مجددی از قول پدرکلان خود می نویسد: «وقتی همفریز دست خود را برای مصافحه دراز کرد، من قدری تأمل کرده گفتم: آقای وزیرمختار! من هیچگاه خیال نداشتم باین عمارت داخل شوم وهیچوقت بنظرخوب باین عمارت نگاه نکرده ام، امروز حفاظت حیات و ناموس یکعده برادران افغان مسلمان مرامجبور کرد باین عمارت داخل شده از شما وقت ملاقات بخواهم، با کمال تأسف با شما دست میدهم؛ اودست خود را بلند کرد و با او مصافحه کردم....به [همفریز] گفتم که شما چرا خلاف قانون دنیا مداخلت کردید؟ گفت چه جور؟ گفتم چند روز است طیاره ها هوا و فضای کابل را میدان گردش خود ساخته و به چه حق فضای پایتخت افغانستان را اختلال کرده اند!»

«دراین وقت محبوب علی که مکتوب را ترجمه میکرد [به همفریز] گفت که حضرت صاحب چند طیاره می خواهند. گفتم دویاسه طیاره که عنایت الله خان وعایله و وزیرها را جای داشته باشد. [سفیر] گفت: محبوب علی کرایه طیاره از پشاورتا کابل تا قندهار و برگشت چند پوند میشود وتنها صرف بنزین را قیمت کنید. محبوب علی گفت فی طیاره 500 پوند انگریزی. گفتم: من رفته برای وزیردربارحبیب الله می گویم هزارالی دوهزارپوند کرایه چهارطیاره را برایتان بفرستد.[دراینجا سؤال میشود که حبیب الله تا هنوز رسماً پادشاه نشده بود، چطور وزیردربار مقرر کرده بود و پول کرایه طیاره را ازکدام خزانه تادیه میکرد؟ - کاظم] بعد همفریز به محبوب علی گفت که برای جناب حضرت صاحب عرض [ترجمه]کنید که همفریز به حیث نماینده پادشاه انگلستان بحضورشما عرض میکنم[!]، به مناسبت تشریف آوری شما به وزارت مختاری انگریزهمگی طیاره های حکومت انگریز درهندوستان ازهمین لحظه تحت امرشما است، ازیک طیاره تا صدطیاره می خواهید!» جای تعجب است که به قول حضرت محمدصادق مجددی: «همفریز درادامه گفت: چگونه براین حکومت دزدها اعتماد می کنم و هنوزکه برسمیت این شورشی ها را نشناخته ایم چطور با آنها معامله کرده طیاره را اجراء می کنم....» (شرح مزید دیده شود- مجددی، فضل غنی: "صفحۀ ازتاریخ معاصر افغانستان"، ایالات متحده امریکا، 2020، صفحه505 تا 510)

قضاوت درباره آنچه فوقاً حضرت محمد صادق مجددی درخاطرات خود نوشته وآنچه از قول او حضرت فضل غنی مجددی درکتاب فوق الذکر خود درج نموده است، آنرا به خوانندگان محترم می گذارم، و بازهم پرداخت کرایه به انگلیسها یک موضوع بیمورد بوده است و حبیب الله که تا آنوقت مقامی نداشت، ازکدام خزانه این پول را می پرداخت، همچنان اینکه حضرت صاحب ازپیش کردن دست با همفریزخودداری کرد و ازاینکه به سفارت انگریزرفته ابراز ناخشنودی نمود و نیز اخلاص همفریز که گفته همگی طیاره های حکومت انگریز درهندوستان ازهمین لحظه تحت امر شما است، از یک طیاره تا صدطیاره می خواهید! و درعین زمان ازاینکه حکومت "دزدان و شورشیان" را تا هنوز به رسمیت نشناخته، ولی به نفع آنها همه طیاره های انگلیسی هند را دراختیارآنها قرار میدهد، همه سئوال هایی است که جواب آنرا باید با این بیت خلاصه کرد و گفت:

"من از مفصل این گفته مجملی گفتم+++ تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل".

سنزل نوید دربارۀ نقش انگلیسها درسقوط دورۀ امانی به این نظراست که: «انگلیسها درمورد مخالفت با امان الله خان که ازآغاز دورۀ زعامت خود موقف انحنی ناپذیری به مقابل آنها اتخاذ کرده بود، دلایل بسیار داشتند. حمایت امان الله خان از فعالیتهای ضد انگلیس درهند، پشتیبانی از تقاضای قبایل پشتون برای وحدت پشتونستان(که بوسیلۀ خط دیورند دربین افغانستان وهند تقسیم شده بود) وهمچنین مناسبات دوستانه امان الله خان با مسکو همه دلایل بودند که بدگمانی انگلیسها را به اهداف سیاسی امان الله خان بیشترمی ساخت....سفرامان الله خان به انگلستان درماه مارچ 1928 علی الرغم موفقیت های ظاهری که همراه داشت، مناسبات او را با برتانیای کبیر بهبود نبخشید...درملاقاتی که بین او و چمبرلین وزیر خارجه انگلیس صورت گرفت، چمبرلین ازمذاکره درمورد قبایل آزاد در امتداد سرحد وهمچنین اراضی اشغال شده پشتونها درسرحد شمال غربی اباء ورزید. این امر رنجش امان الله خان را به مقابل انگلستان بیشتر ساخت و ازانگلیسها روبرگردایند و دراپریل 1928 رهسپار مسکو شد. برقراری مناسبات نزدیک بین افغانستان و اتحاد شوروی درقبال این سفر و همچنین پلان احداث یک خط آهن در داخل افغانستان که قراربود چمن هندوستان را با بندر کشک در مرز شوروی وصل کند، نگرانی برتاینا را درمورد امنیت هند بیشتر ساخت...همفریز به لندن نوشت که ..."باید تاحد ممکن جهت به تعویق انداختن کار ساختمان راه آهن که احتمالاً امنیت هند را تهدید خواهد کرد، ازفشار دپلوماسی کار بگیریم"».

سنزل نوید می نویسد: «انگلستان با اعلان سیاست عدم مداخله درامور داخلی افغانستان از دادن کمک به امان الله خان امتناع ورزید. با اینکه دولت انگلیس دراین مرحله در مسئله افغانستان علناً مداخله نکرد، ولی پادرمیانی های نمود که به قیمت گزاف برای امان الله خان تمام شد؛ ازآن جمله امتناع آن دولت از انتقال اسلحه و مهماتی که امان الله خان از اروپا خریداری نموده و اکنون در بندر هند معطل شده بود. ویسرای هند سفارشنامۀ همفریز را درمورد معطل ماندن انتقال اسلحه مذکور به افغانستان به لندن مخابره کرد...امتناع انگلستان ازانتقال سلاح خریداری شده ازطریق هند به افغانستان، آنهم در موقعی که امان الله شدیداً به این مهمات نیاز داشت، شرایط موفقیت او را برعلیه شورشیان به پیمانه زیاد ضعیف ساخت. سیاست دوگانه انگلستان که ازیکطرف بنام عدم مداخله درامورافغانستان تقاضای امان الله خان را برای کمک رد میکرد وازجانب دیگربدون دلیل ازانتقال سلاحی که امان الله خان خودش خریداری نموده بود امتناع می ورزید، بطورغیرمستقیم موقف حبیب الله کلکانی را برعلیه امان الله خان تقویت نمود.»(برای شرح مزید دیده شود- نوید، سنزل: "واکنش های مذهبی..."، صفحه 227 – 232)

(ادامه دارد)