بازگشت به مقاله

نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 16 دسمبر2022

سلطنت محمدظاهرشاه و صدارت محمدهاشم خان

(بخش یکصد و دوم)

سکتورعامه تحت الشعاع سکتور خصوصی:

با نفوذ روزافزونی که عبدالمجید خان زابلی از نظراقتصادی و سیاسی چه به حیث رئیس و صاحب اختیار کل بانک ملی و چه به حیث وزیرپرقدرت اقتصاد ملی در دورۀ صدارت محمدهاشم خان داشت، سکتور خصوصی ازطریق تأسیس شرکت های سهامی وکسب امتیاز انحصار بسا اقلام مهم صادارتی و وارداتی چنان تقویت گردید که حتی دولت حاضر شد بعضی تصدی های صنعتی دولتی را بالای شرکتهای خصوصی وتاجران انفرادی به قیمت های بسیار ارزان و حتی به قیمت تمام شد آنهم به اقساط سالانه بفروش برساند. طورمثال درسال 1311 "شرکت تنویرات" در کبل تأسیس شد وامورتنظیم برق را درشهرکابل بدست گرفت و دولت از دستگاههای تولید برق قوه کافی را به قیمت خیلی نازل دردسترس این شرکت قرارداد، اما ده سال بعد با تأسیس "شرکت سهامی برق" (به سرمایه 75 ملیون افغانی و قیمت هرسهم 500 افغانی ونصف اسهام آنرا دافغانستان بانک خریداری کرد)، دستگاه های تولید برق دولتی، ازجمله دستگاه برق جبل السراج به مبلغ ملیون3.5 افغانی، دستگاه های برق پغمان وجلال آباد 400هزارافغانی، دستگاه برق قندهار وچک وردک هریک به قیمت تمام شد، بالای این شرکت بفروش رسیدند. همچنان فابریکه بوت و چرمگری، فابریکه صابون سازی، گوگردسازی و پشمینه بافی کابل به اقساط ناچیز به یک تعداد تاجران فروخته شدند. علاوتاً وقتی "شرکت سهامی نساجی" با سرمایه 200 ملیون افغانی و قیمت هرسهم 100 افغانی تأسیس گردید، فابریکات نساجی پلخمری و جبل السراج به قیمت تمام شد بالای این شرکت سهامی بفروش رسیدند.

به همین ترتیب توأم با خصوصی سازی صنایع، وزارت زراعت نیزتوجه خاص را به کشت لبلبو وپنبه و نیزانکشاف مواشی جهت تقویه صادرات پشم و پوست قره قل وغیره مبذول نمود که بیشتر دردست زمیندارهای بزرگ و صاحبان سرمایه قرارداشت، واما برای کمک با زارعان متوسط وکوچک دردیگرساحات زراعتی کشور کمترین توجه صورت گرفت.

خلاصه اینکه ازسال 1312 تا تقریباً ختم دورۀ صدارت محمدهاشم خان، دولت نیزمتمایل بود تا قدرت اقتصادی را درساحه تجارت، صنعت و زراعت بدست سکتورخصوصی وآنهم تحت نظر واداره عبدالمجید خان زابلی بسپارد. گفته میشود که علاقمندی شخص صدراعظم نیزدراین دوره بیشتر به امورامنیتی واستخباراتی و درعین زمان سهیم شدن درشرکتهای سهامی و نفع بردن شخصی از آنها متمرکز شده بود.

نگاهی به تحول درسکتورعامه (دولتی):

دراین دوره سکتورعامه که دولت متکفل امورآن بود، مشتمل برامورعمرانی، سرک سازی و ازهمه مهمترمعارف، صحیه ومطبوعات، بیشتربدوش دومعاون صدارت هریک سردارمحمدنعیم خان (ضمناً وزیرمعارف) و نائب سالارعبدالرحیم خان صافی(وزیرفوایدعامه) قرارداشت؛ امورنظامی را سپهسالارشاه محمودخان، امور روابط خارجی را فیض محمدخان زکریا وعلی محمدخان و امورداخلی را محمدگل خان مومند به حیث وزیرداخله پرقدرت بعهده داشتند که برطبق هدایات صدراعظم عمل میکردند. دراین مبحث کوشش میشود نگاهی مختصربه انکشاف امورعامه و سکتور دولتی که درحیات روزمره مردم نقش اساسی دارند از جمله سرکسازی، معارف، صحیه و مطبوعات دراین دوره انداخت.

بایدخاطرنشان کردکه متأسفانه کمترین نشرات دربارۀ اوضاع اقتصادی کشورقبل ازسالهای 1325ش (1946) دردست است، به جزبعضی ارقام درمورد تجارت خارجی (واردات و صادرات)، عواید و مصارف دولت (درحدود بودجه سالانه)، معاملات پولی و بانکی و بعضی ارقام در بارۀ تولیدات یک تعداد محدود فابریکات و دستگاه های صنعتی جدید التأسیس کشور که درآنوقت بطور بسیار فشرده و مختصر در سالنامه های 1311 تا 1325 ضمن گزارش امور کاری بعضی از وزارتها و ریاست های مستقل به نشر رسیده اند. برعلاوه دو کتاب کوچک به زبان انگلیسی درسال1947 (1326) در مورد تجارت افغانستان چاپ شده اند: یکی تحت عنوان (Trade with Afghanistan) "تجارت با افغانستان" تألیف اس. ام. شاه (S.M.Shah) که در103 صفحه درماه اکتوبر 1946در لاهور (آنوقت هند برتانوی) به چاپ رسیده است و کتاب دیگر که توسط محمد علی (پروفیسور) تحت عنوان "فعالیت تجارتی افغانستان" (Commercial Afghanistan) در71 صفحه درسال 1946 دردهلی طبع شده وبیشتربه شرح و بسط تولیدات صادراتی افغانستان بخصوص تولیدات زراعتی با ذکر ارقام و اعداد پرداخته است. این دو کتاب درپهلوی سالنامه های کابل عمده ترین مآخذ این مبحث را تشکیل میدهند.

امور ترانسپورت (حمل و نقل):توأم با ورود موتر درافغانستان درعصر امیرحبیب الله خان سراج موضوع احداث سرکها های نیز قدم بقدم آغاز گردید و سرک کابل تا تورخم از طریق کوتل لته بند سرک کابل تا جبل السراج مورد بهره برداری قرارگرفت. همچنان دردورۀ سلطنت شاه امان الله سرک کابل تا هرات تا سرحد ایران و نیز سرک تا مزار شریف و قندوز از راه کوتل شبر قسماً تمدید یافت، مگر مشکلاتی درساحه تنگی تاشقرغان وجودداشت و به همین ترتیب کار پروژه سرک کابل جلال آباد ازطریق دره "تنگ غارو" رویدست گرفته شده بود، اما تلاقی سرک از دوطرف درحصه "تنگی ابریشم" پابرجا بود که اغتشاش سقوی رخ داد وفرصت اکمال آن میسر نگردید. در دورۀ محمدنادرشاه با زحمت زیاد کوشیده شد تا دو مقطع نامکمل اتصال سرک: یکی درسرک کابل پلخمری را در تنگی تاشقرغان درمحل "دره شکاری" و دیگر در سرک "تنگ غارو" مسمی به "تنگی ابریشم" را بروی ترافیک باز نمایند و بدانوسیله مانع عمده عبور و مرورترافیک موتری را از میان بردارند. همچنان درآغازدوره پادشاهی محمدظاهر شاه و دوره صدارت محمدهاشم خان سرک حلقوی کشور باهم وصل گردید، با آنکه ساحه میمنه و هرات نسبت موجودیت کوتلها و شرایط اقلیمی چندان مورد استفاده تجارتی قرارنداشت. به استثنای سرکهای حلقوی که آنهم بیشتر بطور خامه و توأم با مشکلات زیاد بود، باقی نقاط کشور اکثراً برای استفاده ازموترمساعد نبوده و انتقالات بطور عنعنوی بوسیلۀ حیوانات بارکش (شتر، قاطر، اسپ و الاغ) از طریق شوارع مسمی به "راه های کاروانی" انجام میگردید که شهرهای بزرگ را با شهرهای کوچک و دهات و قصبات وصل میکرد و اکثر در ایام زمستان مسدود و مردم را با مشکلات زیاد مواجه می ساخت.

چون بیشترین روابط تجارتی افغانستان با هندبرتانوی بود، بیشترین انتقالات اموال تجارتی (واردات و صادرات) ازهند و یا بطور ترانزیت ازدیگر کشورها ازطریق قندهاربه کویته و ازطریق جلال آباد به پشاورصورت میگرفت. همچنان ازهرات به مشهد(ایران)ازطریق بندر"اسلام قلعه" وازهرات به "مرو"(شوروی) ازطریق بندر"کشکی" و از مزارشریف به دو بندر "کلف" و "ترمز" بصوب بخارا و سمرقند به شوروی مراودات تجارتی برقرارمیگردید.

(این نقشه از کتاب Trade with Afghanistan، تألیف S.M.Shah چاپ 1947 گرفته شده است)

برای فراهم آوری تسهیلات تجارتی، بانک ملی افغان درآن دو شهرمهم یعنی هریک کویته و پشاور نمایندگی داشت که به امور اداری، گدام داری و انتقال اموال توسط شرکت های ترانسپورت انفرادی می پرداخت و نیز امورانتقال مال التجاره وارداتی را از خارج به داخل کشور اجراء میکرد. درعین زمان حکومت افغانستان نیزیک شرکت را بنام "شرکت حمل ونقل" ایجاد کرده بود که مرکزآن در کابل و شعب آن دربعضی جاها به شمول پشاور فعال بودند، اما تجار بیشتر از وسایل انفرادی به دلیل سهولت دردسترسی و ارزان بودن کرایه بوسیلۀ "دلال ها" استفاده میکردند.

بطورعموم فاصله تقریباً 200 میل بین پشاور و کابل را در آنوقت نسبت خرابی سرکهای خامه در ظرف دو نیم تا سه روز (نظر به شرایط اقلیمی) طی میکردند و فاصله 70 میل بین چمن و قندهار 24 ساعت را در برمیگرفت. غزنی که در 90 میلی کابل و در راه قندهار قرار دارد، یکی از مراکز مهم تجارتی محسوب می شد و کرایه مال التجاره به اساس فی سیر کابل (معادل تقریباً 7 کیلوگرام) از کابل تا غزنی 50 پول تا یک افغانی فی سیر بود. طی کردن فاصلۀ 225 میل از غزنی تا قندهار دو روز بطول میکشید و قیمت فی سیر مال التجاره ازغزنی تا قندهار به 1.50 تا 2 افغانی میرسید. ترانسپورت درصفحات شمال به طرف مزارشریف نیزازطریق کوتل "شبر" تقریباً دو روز را در برمیگرفت، طوریکه درایبک (سمنگان) شاخه سمت قندز، خان آباد، تالقان و فیض آباد جدا می شد. فاصله کابل ـ مزارشریف 390 میل و از ایبک تا فیض آباد 130 میل بود که قیمت انتقال مال التجاره از قرارفی سیر به مبلغ 3 تا 4 افغانی بالغ می شد. آقچه، اندخوی، میمنه، شبرغان و بلخ مراکز عمده تجارتی بودند و فاصلۀ بسیاردشوارگذار بین مزارشریف وهرات تقریباً 510 میل بود که برای انتقال مواد ازهرات به مزارشریف نسبت موجودیت کوتلها و دشواری راه ها کمتر مورد استفاده قرار میگرفت. هرات بیشتراز طریق فراه و قندهار با فاصلۀ 410 میل به کابل و همچنان از طریق قندهار ـ سپین بولدک با چمن در هند برتانوی وصل میگردید. راه کابل جلال آباد وپشاور ازطریق کوتل "لته بند" تقریباً یک و نیم روز را احتوا میکرد و راه "تنگی ابریشم" (مشهور به تنگ غارو) برای عبور و مرور لاریها استفاده نمی شد.

عمده ترین وسیلۀ ترانسپورت شخصی را درشهر درآنوقت گادی وبایسکل تشکیل میداد، از تاکسی و بس های شهری خبری نبود، زیرا اکثریت مردم درساحات قدیمی شهرو در بین کوچه تنگ و سرکهای کم عرضزندگی میکردند. تعداد موترهای تیزرفتاردرشهربسیارکم و اغلب دراختیار مامورین عالیرتبه دولت و بعضی سرمایه داران و تاجران بزرگ قرارداشت.

یگانه وسیلۀ انتقال مسافرین از کابل به سمت های مختلف کشور از طریق بس های وزارت مخابرات صورت میگرفت که درعین زمان وظیفه خدمات پستی (پوسته) را نیز انجام میداد، با این شرح که بس در هرسمت یک روز میرفت و روزدیگر برگشت میکرد: ازکابل تا پشاور، ـ ازکابل تا قندهار، ـ از قندهارتا چمن، ـ ازکابل تا مزارشریف (سه باردرهفته)؛ ـ ازقندهارتا هرات، ـ ازهرات تا اسلام قلعه، ـ ازکابل تا گردیز (دوباردرهفته)؛ از جلال آباد تا اسمار، ـ از مزارشریف تا میمنه، ـ از کابل تا خان آباد (یک بار درهفته).(کتاب: "فعالیت تجارتی افغانستان"، تألیف محمدعلی، صفحه 49 ـ 50)

انکشاف ساختمانی درمرکزشهر کابل: بیمورد نخواهد بود، اگر گفته شود که طی 13 سال صدارت محمدهاشم خان از1312 تا 1325 در ساحه شهرکابل فقط دوطرف سرک به فاصلۀ تقریباً یک و نیم میل آنهم از پل شاه دوشمشیره درامتداد پل باغ عمومی (جاده تیمورشاهی) و ازآنجا تا دروازه غربی ارگ (سینمای کابل آنوقت) مسمی به جاده شاهی قیر شده بود و این فاصله یگانه محل قیر ریزی شده درتمام افغانستان بود. در وسط سرک دوطرفه جاده شاهی یک نهرجریان داشت و دراطراف آن پیاده رو وچندین دکان واقع بود. درچهار راهی سینمای کابل دراطراف مقبره امیرعبدالرحمن خان چند عمارت جدید ساخته شدند که به وزارت معارف تعلق گرفتند و مقبره امیردربین آن از دیدعامه بدورماند. درسمت مقابل آن، عمارت جدید دیگر بنام "هوتل کابل" بنا یافت و درمقابل آن چسپیده با ارگ عمارت بزرگ و جدید بانک ملی و دافغانستان بانک ساخته شد. همچنان از پل باغ عمومی تا پل شاه دوشمشیره دردوطرف دریای کابل یک تعداد ساختمای بهم چسپیده در دومنزل اعمار گردیدند که منزل پایان آن برای دکانها و منزل بالای آن بیشتر برای دفاتر تجارتخانه ها و شرکتها استفاده می شدند. درجوار پل باغ عمومی سه عمارت دولتی ساخته شدند: یکی مکتب صنایع نفیسه که بعدها به لیسه حبیبیه واگذار گردید که با اعمار آن، مقبره تیمورشاه درانی بحالت متروک و دور ازنظرعامه قرارگرفت، دیگر استیشن نشراتی رادیو کابل و درجوارآن عمارت دومنزله که بعداً به وزارت مخابرات تعلق گرفت. درچهارراه متصل به پل باغ عمومی آنطرف دریا شفاخانه مرکزی و کلنیک دندان ساخته شد و با ین ترتیب پل باغ عمومی به یک مرکزمهم رفت و آمد شهری تبدیل گردید. به همین ترتیب درادامه دریای کابل دوطرف سرک تا پل خشتی ومسجد جامع آن که شروع بازارقدیمی "سرچوک" بود، عمارات دومنزله ساخته شدند که درمنزل اول دکانها و در منزل دوم دفاترانفرادی وتجارتخانه ها جا داشتند. همچنان درحاشیه چمن حضوری درجوارمسجد عیدگاه دکانها دردو منزل اعمار گردیدند. اینها تقریباً چهره جدید شهرکابل را طی صدارت محمدهاشم خان به نمایش می گذاشتند.

(پل باغ عمومی به حیث مرکز شهردر سالهای 1320ش)

ساحات رهایشی شهرکابل درآنوقت بیشتر در محدوده شهرقدیم در جنوب دریای کابل بین چنداول و بالاحصاردر دامنه کوه شیردروازه و بطرف شمال دریا دردامنه کوه آسمائی (ده افغانان) و کمی فراترازحواشی ارگ شاهی قرارداشتند که همه دارای ساختمانها "گِلی" و اکثراً بطور چسپیده ازطریق سرک های کج و پیچ و کوچه های تنگ و باریک بهم وصل می شدند. نفوس تمام کشور در آنوقت به 7 ملیون و نفوس شهرکابل درحدود 200 هزارنفرتخمین میگردید. شهر و سرکها ازطرف شب همه تاریک بودند، البته به استثنای نورکمرنک چراغ از دورن خانه های نشیمن و بعضی دکانها در ساحه جدید مرکز شهربه نظرمیرسید. مردم بعد شام کمترازخانه بیرون می شدند و درتاریکی شب بیرون ازمنزل از"اریکین" استفاده میکردند. نحوۀ زندگی مردم درسایرشهرهای بزرگ و کوچک و دهات بطور عنعنوی مثل قرنها قبل بود، البته به کمی استثناء که شرح آن دراینجا نمی گنجد.

خدمات مخابراتی و پستی (پوسته): درتمام افغانستان خدمات پستی تا حدود شهرهای بزرگ مثل انتقالات مال التجاره بوسیله لاریها و بس های مربوط وزارت مخابرات و ازآنجا به بعد توسط حیوانات بارکش صورت میگرفت که با وجود طول مدت، اما بالاخره به آدرس مرسل الیه میرسید. خدمات پستی به خارج بیشترازطریق شعب وزارت مخابرات درپشاور وچمن بوسیله موتر و ازآنجا به بعد ذریعه ریل بوسیلۀ خدمات پستی هند برتانوی در داخل هند و ازهمین طریق به سایر کشورها و برعکس انجام می شد. نرخ پوسته (پاکت 20 گرام) به خارج مبلغ یک افغانی و25 پول و درداخل فقط 25 پول بود.

کابل ازطریق تیلفون و تلگراف با سائر شهرهای بزرگ کشور بطورغیرمستقیم وصل بود یعنی از شبکه های فرعی استفاده می شد و چندین شبکه فرعی یکی با دیگر وصل میگردید تا پیامی بطرف مقابل برسد. تنها در کابل، قندهار و جلال آباد سیستم تیلفون مستقیم موجود بود. درامور تجارتی و دولتی بیشتر از تلگراف در داخل و خارج کشور استفاده میگردید. سیستم تلگراف افغانستان در شروع با شعب تلگراف هند برتانوی ارتباط داشت، اما قبل ازجنگ جهانی دوم ارتباط تلگرافی مستقیم افغانستان با کشورهای جرمنی، جاپان و ایران برقرار گردیده بود که بعد از جنگ ارتباط تلگرافی با ایالات متحده، برتانیه، ایران و روسیه نیز تمدید گردید.

مطبوعات و رادیو: بعد ازدورۀ شاه امان الله که دروازه مطبوعات آزاد باراول بروی مردم بازگردید، از ان به بعد افغانستان تا سالهای متمادی از این نعمت محروم ماند، تا آنکه در دورۀ صدارت شاه محمود این دریچه برای مدت کوتاه باز شد و جراید آزاد ازجمله "انگار"، "ندای خلق" و "وطن" به نشرات آغاز کردند، اما اینکار دوام نکرد و سپس این دریچه برای بیش از یک دهه دیگربسته شد. طی دورۀ صدارت محمدهاشم خان در سال1318 ش(1939) ریاست مستقل مطبوعات تأسیس گردید وعلامه صلاح الدین سلجوقی بریاست آن گماشته و امور فرهنگی و مطبوعاتی حکومت به آن ریاست سپرده شد که رادیو کابل، آژانس خبری باختر، پشتو تولنه، انجمن تاریخ، مطبعه دولتی و موزیم شامل تشکیلات آن ریاست گردید.

امین الله دریځ مؤلف کتاب "افغانستان در قرن بیستم" دربارۀ شیوه فعالیت مطبوعات دراین دوره می نویسد: «محمدهاشم خان که شخص مستبدی بود، توجه جدی خود را به روابط بین المللی و حفظ سکوت کشور و هم تسلط اداری سلطنت معطوف داشت. وی از آزادی بیان سخت می ترسید و هرگز نگذاشت تا در زمان صدارتش مطبوعات سر برافرازد. دراین دوره تنها جراید و روزنامه های دولتی چون اصلاح و انیس درکابل و جراید رسمی در ولایات که بیانگر اهداف دولت بودند، نشرمی شدند و بیشترین کارمطبوعات نشر ابلاغیه ها و فرامین دولت بود.... درچنین شرایط مطبوعات زیر سانسور و مراقبت شدید دولتی قرار داشت و کسی را یارای تحرک و ابتکار عمل در مطبوعات نبود. محمدهاشم خان صدراعظم توانست ازین فضای آمرانه در تأمین حاکمیت سرتاسری در کشور استفاده نماید و از طریق تشدد باعث تحکیم پایه های قدرت سلطنتی در افغانستان گردید. اما در اذهان عامه این رکود و انجماد فکری حالتی را بمیان آورده بود که مردم و حتی اعضای خانواده سلطنتی نیز به ستوه آمده خواهان ریفورم و دگرگونی سیاسی ـ اجتماعی درساختارحکومت گردیدند.»(دریځ، امین الله: "افغانستان درقرن بیستم"، پشاور، 1379، صفحه 250 ـ 251)

برعلاوه نشر روزنامه انیس واصلاح به حیث اورگانهای نشراتی دولتی و بعضی مجلات اختصاصی درکابل، چند روزنامه و هفته نامه در مراکز ولایات نیز به نشر میرسیدند، از جمله اتفاق اسلام، طلوع افغان، اتحاد قطغن، اتحاد مشرقی وبعضی دیگر. همچنان مجله اقتصاد ازطرف وزارت اقتصاد، مجله اردو ازطرف وزارت حربیه ، مجله آریانا ازطرف انجمن تاریخ، مجله کابل (به زبان پشتو) ازطرف انجمن ادبی، مجله حقوق ازطرف فاکولته حقوق، روغتیا ازطرف وزارت صحیه و مجله پشتون ژغ از طرف وزارت مطبوعات و بعضی دیگر. (عکس ذیل: منظری ازسینمای کابل)

درآنوقت افغانستان فقط یک دستگاه فرستنده رادیوئی داشت و بنام "کابل رادیو" نامیده می شد که مرکز نشراتی آن در جوار پل باغ عمومی قرار داشت و روزانه خدمات خود را روی موج 445.1 متر از ساعت 6 تا 10 شب یعنی چهار ساعت درتابستان و از 6 تا 8 شب ـ دو ساعت در زمستان به زبانهای دری و پشتو بطور زنده پخش میکرد. بروزهای چهارشنبه برنامه به زبان هندی و بروز جمعه از ساعت 8 تا 10 صبح نیز برنامه خاص پخش میگردید. درآنوقت فقط یک سینما درکابل بنام "سینمای کابل" وجود داشت که عمارت اصلی آن دروقت امیرعبدالرحمن خان بنام "سلامخانه خاص" یاد می شد و اما بعد از دوبارحریق در دوره های بعدی، آن عمارت بالاخره به شکل سینما درآورده شد. همچنان یک محل دیگر برای نمایش تیاتر و تدویر بعضی کنفرانسها ساخته شد که بعدها بنام "پوهنی ننداری" مسمی گردید و درجوار لیسه استقلال و دیوارغربی ارگ موقعیت داشت.

(ادامه دارد)