بازگشت به مقاله

نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 6 جون 2022

(بخش پنجاه و سوم)

از خوست تا کابل:

محمدنادرخان به معیت شاه ولیخان بتاریخ 19حمل 1308ش (8 مارچ1929 ) سرحد را عبور نمود و پس ازسه سال و چند ماه اقامت درفرانسه، پا به وطن گذاشت. ازهمین روز به بعد تا وقتی بتاریخ 23 میزان 1308 (15اکتوبر1929) که فاتحانه به کابل رسید وحبیب الله مجبوربه ترک ارگ و فرار بسوی کوهدامن شد، مدت شش ماه و چند روز را دربر گرفت. با وجودیکه این مدت از دشوارترین ایامی بود که نشیب و فرازهای زیاد را برای محمدنادرخان و بردارانش و خانواده های شان در قبال داشت، اما در تاریخ معاصر افغانستان ورق جدید از یک فصل تازه آغاز گردید و تاج و تخت افغانستان برای مدت 44 سال درانحصاراین خانواده درآمد که مباحث بعدی این نوشته را ختم سلطنت این خانواده تشکیل میدهد.

اینکه چگونه محمدنادرخان و برادرانش دراین شش ماه پر از نشیب و فرازموفق به فتح کابل و سقوط دورۀ سقوی شدند، دراین بخش و بخش های بعدی مورد بررسی قرار میگیرد و اما قبل از آن لازم به تذکر است که جریان رویداد های مربوط این برهه را میتوان بیشتر از ورای چهارکتابی بدست آورد که همه آن اساساً ازیک حنجره صدا برآورده است یعنی یا بقلم یکی ازاعضای خانواده سلطنتی نوشته شده و یا تحت نظر آنها نگارش یافته است. علاوه براین چهار مأخذ اختصاصی، مآخذی دیگر نیز در دست است که بوسیله محققان تاریخ معاصر کشور اعم از داخلی و خارجی نوشته شده اند. لذا به حیث یک بحث مقدماتی دراین مورد از همه اولترلازم است تا نگاه مختصردرباۀ نشرات آنوقت در رسانه های داخلی وخارجی انداخت و به معرفی مآخذ مهم دراین موضوع اشاره کرد که علاقمندان تاریخ میتوانند برای مزید معلومات به آن مآخذ مراجعه نمایند.

نگاهی به معرفی کتب و مآخذ مهم درشرح و بررسی این دوره:

در ارتباط با گزارش رویدادها درمطبوعات آنوقت باید اذعان داشت که نسبت شرایط نامساعد و فقدان وسایل اطلاعاتی دقیق و مفصل، اکثر اخبارمنتشره در رسانه های خارجی و داخلی به دلیل جناح بندیها درآنوقت بیشتر با ماهیت جانبدارانه پخش میگردید. درحالیکه مطبوعات رسمی برتانیه و حکومت هندبرتانوی با ادعای حفظ بیطرفی درامور داخلی افغانستان در زبان یک چیز می گفتند و درعمل بالعکس چیز دیگر، اما رسانه های شووری، آلمانی، فرانسوی و نشرات احزاب ومبارزان ضد برتانوی درهند مسلماً لحن دیگر و بیشتر شیوه انتقادی بر مداخلات و برنامه ریزی های برتانیه درامورافغانستان داشتند. درداخل افغانستان کمتر نشریه منظم دراین مدت وجود داشت تا بر چگونگی رویدادها بطور آزاد روشنی اندازد. یگانه نشریه رسمی حکومت سقوی هفته نامه بنام "حبیب الاسلام" بود که در9 حوت1307 نخست به مدیریت غلام محی الدین مشهور به"انیس" و سپس سید محمدحسین و دراخیر بوسیلۀ برهان الدین کشککی درکابل چاپ می شد و گفته میشود که جمعاً در سی وچند شماره به نشر رسیده است که درمحتوای آن بیشترمسایل دینی و نیز اخبار اجراآت حکومتی و مطالبی دربارۀ فتوحات و لشکرکشی های آن دورۀ واضحاً به نفع حکومت و نیزبعضی خبرهای مهم خارجی گنجانیده می شد.(برای شرح مزید دیده شود-پوهاند محمد کاظم آهنگ:"سیر ژورنالیزم درافغانستان"، چاپ دوم، 1378، پشاور، صفحه 249-254)

محمدنادرخان نیز برای پخش اخبار مربوط به فعالیت های خود واطلاع دهی از پیشرفتهای نظامی و نیز با توجه به همبستگی اقوام برعلیه حکومت سقوی به نشرمجدد هفته نامۀ "اصلاح" پرداخت و اولین شماره آن به مدیریت میرزا محمد نوروزخان ازهمکاران نزدیک محمدنادرخان بتاریخ 14 اسد 1308 درناحیه"علی خیل"جاجی به نشر رسید. ناگفته نماند که هفته نامه اصلاح باراول دردوره امانی بتاریخ 29 دلو1300 درشهر"خان آباد" مربوط ولایت قطغن وبدخشان انتشاریافت.(کاظم آهنگ - مأخذ بالا... صفحه192 - 195).

به سلسۀ نشرکتابها دراین مورد، کتاب"بحران و نجات" اولین کتابی است که بوسیلۀ محی الدین انیس در 273 صفحه نگاشته شد و باراول درسال 1308 بعد ازسقوط دورۀ سقوی و اعلام سلطنت محمد نادرشاه درکابل به نشر رسید وآن وقتی بود که به دلیل اختناق فضای سیاسی کشورامکان نشر رویدادهای دورۀ شش ماهه فعالیت ها از خوست تا فتح کابل بوسیلۀ محققان آزاد میسر نبود. چاپ دوم این کتاب بعداً درپشاور درسال 1378 صورت گرفت. این کتاب ازصفحه اول تا صفحه 109 بیشتربه ذکر وقایع مهم علل سقوط سلطنت امانی وامارت حبیب الله کلکانی و همچنان برگشت محمد نادرخان از نیس به سمت جنوبی می پردازد و اما قسمت بیشتر کتاب به شرح روزانه رویدادهای های مهم سمت جنوبی طی سه دوره اختصاص یافته است: دوره اول از ورود سپهسالار نادرخان به جنوبی تا جنگ چرخ، دوره دوم از جنگ چرخ تا جنگ گردیز و دوره سوم ازتاریخ ورود به جاجی الی استیلای کابل. با آنکه نویسنده کتاب یکی از مشروطه خواهان بود و بار اول جریده انیس را در دورۀ امانی به نشر سپرد و برای مدت کوتاه مدیریت هفته نامه "حبیب الاسلام" را در دورۀ سقوی بعهده داشت، اما نتوانست با سقوی ها کنار آید وپس از دوماه بسمت جنوبی رفت و با محمدنادرخان همکارشد و رویداد های آنجا را به قید قلم آورد که مجموعه آن بعداً بنام "بحران و نجات" چند ماه بعد از رسیدن محمدنادرخان به سلطنت به حیث اولین کتاب زیرنظر همرکابان شاه جدید چاپ شد. درآغاز اصرار براین بود که به کتاب عنوان "انقلاب" داده شود، ولی انیس قبول نکرد و گفت: «درمملکت مدت نه ماه بحرانی بوجود آمد که بالاخره نجات یافت، لذا اطلاق انقلاب برآن شده نمیتواند.» انیس بعدمدتی کوتاه زندانی شد وبه مرض توبرکلوزمبتلا گردید و در زندان نادری درسال1317 وفات کرد.(شرح مزید- کتاب"بحران و نجات"، درمقدمه: زندگینامه انیس)

"نادرافغان" عنوان کتاب دیگریست که ظاهراً بقلم برهان الدین کشککی و اما درواقع زیرنظر شخص محمد نادرشاه نگاشته شده و جلد اول آن بتاریخ 23میزان 1310 در611 صفحه درمطبعه سنگی ریاست عمومی مطابع در کابل به طبع رسیده است. این کتاب که شرح زندگی محمدنادرخان را از ولادت درشهر "دیره دون" هند تا رسیدن به سلطنت افغانستان احتوا میکند، از صفحه 357 تا 567 تحت عناوین فرعی از "عزم سپهسالارغازی بطرف سمت جنوبی" تا "فتح شهرکابل یا نجات وطن" به شرح رویدادهای شش ماهه از تاریخ ورود موصوف یعنی 8مارچ 1928 به خوست تا فتح کابل می پردازد که درمحراق همه گزارشات آن، نقش سه برادر"سردار" و دوسه همرکاب دیگرآنها ازجمله یکی هم مولوی الله نوازخان ملتانی جلب توجه میکند. با نشر این کتاب زمینه های بحث آزاد دراطراف رویدادهای مربوط به آن دوره تا سالهای دراز کاملاً بسته شد وهرکی چیزی می گفت ویا می نوشت، باید به فحوای همین کتاب می بود، ورنه متهم به "کفرسیاسی" میگردید وبه همین دلیل کسی در داخل کشور جرأت نکرد به ابراز نظر دربارۀ واقعیت های تاریخی آن عصربپردازد.

سالها بعد کتاب دیگری بنام"یادداشت های من" حاوی خاطرات مارشال شاه ولیخان "فاتح کابل" با تقریظ سردارفیض محمدخان زکریا (یکی از بنی اعمام محمدنادرشاه) باراول درکابل درسال 1338 (1959) به نشر رسید و باردوم بوسیلۀ مؤسسه نشراتی دانش درپشاور در108 صفحه تجدید چاپ شد. این کتاب پس ازذکرمرام نویسنده، مشتمل بردو قسمت است: یکی وقایع مختصرجنگ سوم افغان انگلیس و خاطرات نویسنده درمحاذ جنوبی تحت قومانده سپهسالارمحمد نادرخان ازصفحه 10 تا 35 و قسمت دوم تحت عنوان "نجات وطن" و برگشت محمدنادرخان از نیس فرانسه ازطریق هند برتانوی به وطن و آغاز فعالیت به مقصد نجات از شر رژیم سقوی و رسیدن به سلطنت که از صفحه 35 تا ختم کتاب را احتوا میکند. متن کتاب در واقع بیان مکررهمان مطالبی است که با اختصار وهمنوائی با کتاب "نادرافغان" نوشته شده، البته با ذکربعضی نکات ضمنی مهم که درکتاب های دیگرمنتشرۀ آنوقت گزارش نیافته است.

"رویدادهای مهم زندگی اعلیحضرت محمدنادرشاه شهید" کتب دیگریست که توسط سرداراسدالله خان سراج پسرامیرحبیب الله خان سراج الملة والدین(ازبطن "نورالحرم علیا جناب" یگانه خواهرمحمد نادر شاه) نوشته شده و باراول درسال 1388 در137 صفحه درکابل به طبع رسیده است. سرداراسدالله خان سراج درسال1910 درکابل متولد ودر دوران پادشاهی حبیب الله کلکانی با خانواده محمدنادرخان درارگ کابل زندانی بود و پس ازرسیدن محمدنادرشاه به سلطنت ویکسال تحصیل دررشته عسکری درسن 23 سالگی به رتبه فرقه مشری نایل وبه حیث قوماندان گارد شاهی شامل خدمت گردید که از آن به بعد برای مدت تقریباً نیم قرن به وظایف مهم دولتی درپست های وزارت و سفارت ایفای وظیفه نمود. او درسال1980 یعنی دوسال بعد ازکودتای خلقی و پرچمی، افغانستان را ترک کرد و به امریکا مهاجرشد وبه عمر90 سالگی در14 دسمبرسال2000 چشم ازجهان پوشید و درحومه واشنگتن به خاک سپرده شد.

کتاب موصوف سومین کتابی است که ضمن گزارش مختصراز زندگینامه محمد نادرخان، بیشتر به ذکر رویدادهای شش ماهه سمت جنوبی وفعالیت های مربوطه به همان شیوه که درکتاب "نادرافغان" منعکس شده بود، پرداخته است. ضمناً او به بعضی نکات سؤال انگیزدیگر مثلاً اینکه چگونه سردار شاه محمود خان با حبیب الله کلکانی همکار و به حیث رئیس تنظیمیه سمت جنوبی مقرر شد و حبیب الله با او اعتماد کرد وبدستش نامۀ جهت جلب همکاری محمدنادرخان که تازه از فرانسه به جنوبی مواصلت کرده بود، ارسال داشت و بعضی مسایل دیگر روشنی انداخته است.

سه کتاب فوق بطور کل حاصل کارمنسوبین خانواده محمدنادرشاه بود که همه به یک شیوه نگاشته شده اند. بعد ازآن دردهه 60 و 70 قرن بیست قدری فضا بازشد و گاه گاهی درجوارنام محمد نادرشاه به حیث"محصل استقلال" کشور، ازشاه امان الله غازی نیزنام برده می شد که این فضا پس از سقوط سلطنت در دورۀ جمهوری محمد داؤد بیشتر باز گردید. اما بعدازکودتای7 ثور1357 که باب انتقاد بر خانواده سرداریحیی خان زیرعنوان "آل یحیی" اوج گرفت و اکثر منسوبین آن خانواده را اعم از زن و مرد، طفل، پیر وجوان به زندان افگندند، زمینه نوشتن کتب ومقالات زیاد توسط محققان افغان، مساعد گردید وازآن به بعد که طلسم سکوت شکسته شد، تعداد آثارجدید بخصوص پیرامون رویدادها و واقعات سلطنت چهارسالۀ محمدنادرشاه وجمعاً صدارت17سالۀ سردارمحمدهاشم خان که ازنظر محتوی با کتب قبلی متفاوت بودند، به رشته تحریر درآمدند که ازجمله میتوان آثار ذیل را نام برد:

ــ "تاریخ سکوت را می شکند - نادر چگونه به پادشاهی رسید؟"، بقلم سیدال یوسفزی که نام مستعار است و نویسنده اصلی آن به احتمال قوی سیدقاسم رشتیا میباشد، در81 صفحه باراول درماه میزان 1378 وباردوم در1381 درپشاوربه چاپ رسید. دراین کتاب مؤلف ازمآخذ متعددی که توسط محققان خارجی درزمینه نوشته اند، درجوارمعلومات شخصی خودش استفاده کرده و مسایل را به شکل سلیس و ساده و درعین زمان عمیق و مستند بیان کرده است. رشتیا یکی از رجال مهم دورۀ سلطنت بود که در مقامهای وزارت و سفارت سالهای متمادی ایفای وظیفه کرد و کتاب "افغانستان در قرن نزده" بقلم او شهرت زیاد دارد.

ــ "افغانستان درمسیرتاریخ" تألیف مؤرخ پرآوازه کشور میرغلام محمد غباراست که جلد دوم آن به اهتمام پسرمؤلف حشمت خلیل غبار درماه جون 1999 در ویرجنیا - ایالات متحده امریکا بار اول به چاپ رسید. در مقدمه مهتمم آمده است: «جلد اول افغانستان درمسیرتاریخ که پس ازچاپ در کابل در سال1967 توسط دولت وقت توقیف گردید، ازآغاز دورۀ تاریخی تا ربع دوم قرن بیست(تا پایان دورۀ شاه امان الله) را دربرمیگیرد. جلد دوم افغانستان درمسیرتاریخ که آخرین جلد کتاب است، تاریخ سالهای پرماجرا وحساس کشور را در ربع دوم قرن بیستم (دورۀ حکمروائی خانواده نادرشاه تا سقوط [صدارت] شاه محمودخان) بیان میکند. جلد دوم دراصل چند فصل باقیمانده جلد اول است که بخاطر استبداد شدید در کشوردر زمان نوشتۀ آن از طبع بازماند.»

محتوی جلد دوم این کتاب که بیانگربعضی واقعات یک دورۀ استبدادی میباشد، با عکس العمل های متفاوت مواجه شد، تعدادی آنرا واقع بینانه و برخی آنرا خصمانه تلقی کردند، اما به هرحال دراین کتاب بر بسا نکات تاریک روشنی انداخته شده است که قبلاً درهیچ کتاب دیگربه چنان وضاحت بیان نشده بودند.

ــ "تذکرالانقلاب" کتاب خاطرات علامه فیض محمد کاتب یکی دیگرازکتب مشهوری است که به شکل بیان واقعات روزمره دردورۀ سقوی تحریر و اما برای سالهای درازاقبال نشرنیافته بود، خوشبختانه با مساعی علی امیری نسخه خطی آن از نزد ورثۀ مؤلف دستیاب گردید و درجون2013 در388 صفحه درجرمنی به چاپ رسید. این کتاب به نکاتی مهمی، بخصوص موقف حساس هزاره هائیکه به حمایت شاه امان الله قدعلم کرده بودند، اشاره میکند که درکتب دیگرکمتر به چشم میخورد.

ــ رسالۀ "نادرخان وخاندان او" بقلم "مهاجرافغان" که نام مستعاراست وبه احتمال قوی بوسیلۀ مؤرخ شهیرپوهاند عبدالحی حبیبی هنگام اقامتش در پاکستان دراوایل سالهای 1950 نوشته و درآنجا درسال 1951 باراول به چاپ رسیده، رسالۀ است با نگاه منتقدانه بر اوضاع آنوقت. این رساله بعداً درسال 2001 در46 صفحه برای باردوم در پشاورچاپ گردید و چند سند تاریخی مهم درآن گنجانیده شده که برای لزوم باز نویسی وقایع تاریخ معاصر کشوراهمیت بسزا دارد.

ــ "برکهایی ازتاریخ معاصر وطن ما" نام کتابی است که خاطرات سیاسی سردارمحمد رحیم شیون ضیائی(پسرسردارمحمدعمرخان ولد امیرعبدالرحمن خان) را در محتوی دارد. این کتاب از روی متن روسی بوسیلۀ غلام سخی غیرت به دری ترجمه و باراول در1987 درکابل و باردوم در2001 در پشاوردر121 صفحه چاپ شده است که بعضاً به وقایع ناگفته درآثاردیگر روشنی می اندازد. پنجاه صفحه اخیر کتاب به موضوعات مربوط به برگشت محمدنادرخان از فرانسه به وطن و فعالیت های او در سمت جنوبی اختصاص دارد.

ــ "دافغانستان دخپلواکی او نجات تاریخ" کتاب پرمحتوای خاطرات مرد مجاهد و مبارز مشهورجرنیل یارمحمدخان وزیری است که به همت پسرشان فدا محمدنومیر باراول درسال 1379 (2000م) در354 صفحه درلاهوربه چاپ رسید. جرنیل وزیری در راس یک تعداد از مردمان وزیرستان هم درجنگ سوم افغان انگلیس درمحاذ جنوبی شخصاً اشتراک داشت و هم بعداً به حمایت از شاه امان الله و سپس درهمکاری با محمدنادرخان یکی از سرکردگان با نفود قوم وزیری بود که در برابر قوای سقوی رزمید. خاطرات جرنیل وزیری درجرگه مشهورمنعقده "علی خیل جاجی" وبعداً طی کردن راه دشواربرای فتح کابل وضمناً شرح چگونگی مجلس سلام خانه که به قبولی سلطنت توسط محمدنادر خان انجامید، ازمباحث بسیارمهم تاریخ آن دوره است که دردیگرکتابها با چنان وضاحت و صراحت قبلاً بیان نشده بود. این کتاب به حیث یک مأخذ مستند وشاهدعینی وقایع ازآن جهت حایز اهمیت است که با وجود همکاری با محمدنادرشاه وحمایت ازاو، به نکاتی اشاره میکند که کتاب"نادرافغان" و امثالهم حتی از ذکر آن خودداری کرده است.

ــ "ازعیاری تا امارت ...امیرحبیب الله کلکانی" عنوان کتابی است که عبدالشکورحَکَم آنرا در576 صفحه تألیف نموده و درسال2002 در پشاور به چاپ رسیده است و طوریکه از عنوان آن برمی آید، محتوای کتاب بعد از مرور کوتاه بر دوره های ازامیردوست محمدخان تا شاه امان الله، بیشتر بر دوره 9 ماهه پادشاهی حبیب الله کلکانی تمرکز داشته واز جوانب مختلف آنرا به بررسی گرفته است. ازصفحه 414 تا514 به بررسی رویدادهای مهم درسمت جنوبی وپیآمدهای آن تا رسیدن محمدنادر خان به سلطنت و سرنوشت حبیب الله کلکانی و دار و دسته اش اختصاص یافته و حاوی مطالب مهم ومبتنی براسنادی میباشد که درکتب دیگربا چنان شرح و بسط کمتر ذکر شده است.

ــ "بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس"، کتاب مستندی است که داکترعبدالرحمن زمانی آنرا تألیف نموده و در620 صفحه درسال1391 (2013م) درجلال آباد به چاپ رسیده است. مشخصۀ مهم این کتاب، چنانکه از عنوان آن برمی آید، بیشتر بر رویدادهای مهم دورۀ ده ساله سلطنت شاه امان الله متمرکزمیباشد ونقش انگلیس ها را از اول تا آخر برای سقوط سلطنت شاه موصوف و برنامه قدیمی آنها که نصب یک شخصیت دلخواه شان در راس دولت افغانستان یعنی محمدنادرخان بود، مورد بررسی وموشگافی قرارداده است. مؤلف کتاب کوشیده ازروی ترفندهای مکارانۀ انگلیس برای رسیدن به این هدف دیرنه با ارائه اسناد وذکرمآخذ معتبرداخلی وخارجی بخصوص استفاده از اسناد محرمانه آرشیف های انگلستان وهندبرتانوی بخصوص درصفحات462 تا482 کتاب پرده بردارد. قابل ذکراست که اخیراً داکترزمانی به سلسله نوشته های خود دروبسایت "افغان جرمن آنلاین" هریک اسناد محرمانه مربوطه را از آرشیف های فوق بیرون آورده و تقدیم علاقمندان تاریخ نموده است.

دراینجا باید خاطرنشان ساخت که درچند کتاب دیگر دربارۀ چگونگی فعالیت های محمدنادرخان و برادرانش درسمت جنوبی و رسیدن به سلطنت تذکرات مختصر درچند صفحه معدود واغلب با استفاده ازچند کتاب محققان خارجی درزمینه نوشته شده است که دراینجا ازذکرآنها صرف نظر میگردد.

ازجمله کتابهای مهم محققان خارجی دراین مورد میتوان از کتب ذیل نام برد:

ــ "آتش درافغانستان 1914 - 1929"، تألیف خانم ریه تالی ستیوارت امریکائی که باراول درسال 1973 در 615 صفحه به زبان انگلیسی دراضلاع متحده امریکا به چاپ رسیده است. مختصر این کتاب بنام "جرقه های آتش درافغانستان" توسط یارمحمد کوهسار کابلی به دری ترجمه و با اضافه بعضی نوشته های دیگر درسال1380 (2001) درجمعاً 335 صفحه درپشاورچاپ شده است. در ارتباط با موضوع بحث ما در اینجا بخصوص فصل های 30 تا 35 آن (از صفحه 502 تا 577 متن انگلیسی و در ترجمه از صفحه 129 تا 189) مطالب بسیار مهم را دربردارد. نا گفته نماند که بسیاری ازمحققان معاصرازاین کتاب به حیث یک مأخذ معتبر و مهم درآثار خود استفاده کرده اند.

ــ مأخذ مهم دیگرکتاب "روابط خارجی افغانستان درنیمه اول قرن بیست" تألیف افغانستان شناس مشهوراطریشی-امریکائی لودویک آدامک است که درسال1974 درپوهنتون اریزونا ـ اضلاع متحده امریکا به زبان انگلیسی در324 صفحه چاپ شده و توسط پوهاند محمدفاضل صاحبزاده بار اول درسال1370 (1991) درپشاور و باردوم درسال1377 در آنجا تجدید طبع گردیده است، مخصوصاً فصل پنجم و ششم آن بیشتر به موضوع بحث جاری دراین نوشته ارتباط میگیرد.

ــ "اصلاحات وانقلاب درافغانستان 1919-1929" کتاب تحلیلی دیگرتألیف لیون پولادا است که چندین سال به حیث یک دیپلمات درسفارت امریکا درکابل ایفای وظیفه کرده وچند کتاب مهم نیز درمورد روابط افغانستان و امریکا نوشته است. این کتاب که در1973 دراضلاع متحده امریکا به نشررسیده، توسط داکترباقی یوسفزی به دری ترجمه ودرسال 1989 در اوماها - ایالات متحده امریکا چاپ شده است.

با استفاده ازمآخذ فوق کوشش میشود بر رویدادهای مهم وعملیات نظامی طی دوره شش ماهه یعنی از تاریخ ورود محمد نادرخان و برادرانش از فرانسه به کشوربتاریخ 19حمل 1308ش (8 مارچ1929) تا فتح کابل مورخ 23 میزان 1308(15اکتوبر1929) دربخش های بعدی به تفصیل روشنی انداخت.

(ادامه دارد)