بازگشت به مقاله

نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم تاریخ انتشار: 16 سپتمبر 2022

محمد نادرشاه از پادشاهی تا شهادت

(بخش هشتاد ویکم)

تشکیل شورای ملی:

قدم اول درجهت تأسیس شورای ملی در زمان سلطنت شاه امان الله غازی گذاشته شد و نظامنامه آن درسومین لویه جرگه آن عصر بتاریخ 5 سنبله 1307 (9 آگست 1928) در جمعاً 7 ماده به تصویب رسید و اکمال جزئیات آن به مجلس جداگانه مرکب از یک یک نفر از وکلای هر ولایت موکول شد، اما با تأسف که حوادث بعدی و وقوع شورشها وسقوط سلطنت، زمینه تشکیل آنرا برهم زد.(برای شرح مزید دیده شود ـ آهنگ، پوهاند محمد کاظم: "سیر ژورنالیزم درافغانستان"، چاپ دوم، پشاور، 1378، صفحه 279 ـ 280، به نقل از: جریده امان افغان، شماره فوق العاده ازجریان لویه جرگه 1307 منعقده پغمان)

وقتی محمدنادرشاه به سلطنت رسید و خط مشی خود را در ده فقره اعلام کرد، در فقره نهم آن در مورد شورای ملی آمده بود که: «وکلای ملت از تمام اهالی بمرکز میرسند، صورت انتخاب بطور سابق بوده وکلا را اهالی از دانشمندان و علما و صادقان و بهی خواهان که ملت برآنها اعتماد کلی داشته باشد، انتخاب خواهند کرد و وزرای دولت و حکام، مسئول وکلای ملت خواهند بود، ریاست شورا حق تفتیش خواهد داشت و رئیس شورای ملت ازطرف وکلای ملت انتخاب میشود.»

طوریکه در مبحث قبلی تذکار رفت، محمدنادرشاه قبل ازتشکیل شورا به تدویر لویه جرگه پرداخت که بتاریخ 18 سنبله 1309 در قصر استوردر شهرکابل تحت ریاست محمدهاشم خان صدراعظم دایر گردید و درآن جمعاً 525 نفر(ازجمله 299 نفراعضای انتخابی توسط مردم و207 نفراعضای انتصابی مشمول مامورین دولت و نیز18 نفراعضای کوردپلماتیک به حیث سامع) اشتراک داشتند که از جملۀ مصوبات آن یکی هم لایحۀ "شورای ملی" بود. در همین لویه جرگه تصمیم گرفته شد که به تعداد 110 نفرازاعضای انتخابی لویه جرگه از مربوطات هرنائب الحکومگی وحکومت اعلی از بین 299 نفر برای عضویت دورۀ اول شورای ملی انتخاب شوند.(اسمای نمانیدگان انتخابی برای شورای ملی دیده شود درکتاب: "آئینۀ شوری"، تألیف: محمد محسن صابرهروی، جلد اول، ناشر: ریاست اطلاعات و ارتباط عامه ولسی جرگه، کابل، 1386، صفحه17 تا 21)

شورا اولین اجلاس خود را بتاریخ 14 سرطان1310(5 جولای1931) یعنی 10 ما بعد از ختم لویه جرگه با ایراد بیانیۀ افتتاحیه محمدنادرشاه آغازنمود. شورا درقدم اول به انتخاب هیئت اداری (متشکل از رئیس، دو نائب و دومنشی) پرداخت و عبدالاحد خان (مایار وردک) وکیل کابل که شخص بسیار معتمد شخص شاه بود، به حیث رئیس شورا انتخاب گردید. شورای متعاقباً به تدوین "اصول وظایف داخلی" پرداخت که درماه عقرب 1310 به تصویب رسید. (متن مکمل "اصول وظایف داخلی شورای ملی" دیده شود، مأخذ بالا...، صفحه 68 تا 75)

یکی ازعمده ترین وظایف این دورۀ شورا، همانا تدوین مسوده قانون اساسی جدید بود، واما قبل ازآنکه به شرح این موضوع پرداخته شود، توجه را به بیانیه مبسوط و مهم محمدنادرشاه که به مناسبت افتتاح شورا ایراد کرد، جلب میدارم.

این بیانیه نسبتاً طویل به دونکتۀ مهم متمرکز میباشد: درآغاز بطورعموم به اهمیت ونقش شورا در اسلام و درافغانستان اشاره میشود ودرادامه به ارتباط سیاست خارجی بیشتربه موضوع مهمی پرداخته میشود که دراذهان عامه چنان شایع بود که: محمد نادرشاه به کمک انگلیسها و بوسیلۀ آنها به مقام سلطنت افغانستان رسیده وقبل از رسیدن به سلطنت، مبالغ نقد و اسلحه بنام قرضه ازآنها دریافت کرده است. محمد نادرشاه دربیانیه خود کوشیده در رد این شایعات بپردازد. اینک نظر به اهمیت تاریخی این بیانیه، متن مکمل آن ذیلاً تقدیم میشود که از روی نشریه مخصوص حکومت تحت عنوان "عیناًنطق اعلیحضرت محمدنادرشاه غازی بتقریب افتتاح اولین مجلس عالی شورای ملی افغانستان"، یوم دوشنبه 19 صفرالمظفر 1350ق مطابق 14 سرطان 1310ش ـ عیناً اقتباس گردیده است:

آغاز بیانیه:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«این مجلس شورای اسلامی را بنام خداوند قادر وتوانا که بخشاینده سعادت دنیا وآخرت است، افتتاح میکنم و ازبارگاه ایزد متعال برای حکومت و ملت افغانستان توفیق میخواهم که بسایۀ شریعت مطهر حضرت محمد علیه الصلواة و السلام باین خاک پاک اسلام خدمات برگزیده ابراز کنند و باردیگر در اعتلای کلمة الله و ترقی و تعالی افغانستان موفقیت و کامیابی جاوید حاصل نمایند.

عزیزان من! الحمدلله که باردیگرافغانستان را ازمصائب ونوائب نفاق وخانه جنگیها مصئون و مأمون می بینم و به خاطرآسوده و دل پر ازامید شروع به تأسیس این مؤسسه "شورای ملی" مینمایم. میخواهم معنی شورای ملی را به شما بدانانم: "شوری" یا به شما شرح کنم الحمدلله همه ما و شما مسلمان هستیم "مشوره" اساس کارهای ماست، ما بحکم قرآن عظیم الشأن (وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله) مشوره کردن مکلف بودیم وهستیم و خواهیم بود. حضرت محمد علیه الصلواة و السلام درحل مسائل مشوره میفرمودند. خلفای راشدین رضی الله تعالی بمشوره کار میکردند، خلفای بنی امیه نیز مشوره میفرمودند، لیکن خلفای عباسی مشوره را اساس متینی برای پیشبرد امور قرار دادند و وکلای دربار خلفای عباسیه حاضر می بودند و حکومت تمام کارها را با وکلای ملت مشوره میکرد. بعد از خلفای عباسیه سلاطین اسلام مشوره را منافی قوت واقتدار خود دیده باین اساس ترقی و تعالی کمتر توجه نمودند، بنابرآن خیلی دوره های انقراض وتغییر و تبدل درعالم اسلام واقع شد.

درافغانستان مشوره از قرنهای مدیدی به این طرف دوام میکند، چنانچه جرگه های افغان ها را، حاکم عادل ملت افغانستان گفته میتوانیم. برای ملت ما مشوره چیز نو نیست، سلاطین گذشته اگر به مشوره ملت کار نکرده باشند، لیکن ملت در قبایل وعشائرخویش جرگۀ خودشان را تا امروز متروک قرار نداده اند و حکم جرگه در قبایل وعشایرنافذ است. امان الله خان شورای دولت تشکیل کرد وکلای ملت بمرکز حاضر شدند، لیکن آن شورا با جرگۀ افغانستان مفید ثابت نشد!

خیر! ازخدا میخواهم که باردیگرآنچنان واقعات سیاه درافغانستان روندهد و این مؤسسه "شورای ملی" ما وشما را موقع وفرصت و درایت عنایت فرماید که تمام موجبات شکایات را از بین ملت و حکومت رفع نمائیم تا ملت برغم سابق حکومت خویش را ازملت و خادم بهبود وترقی کار مملکت بداند. "شورای ملی" امروزمثل شوراهای سائرملل که بمرور ایام ترقی و اصلاحات بخود حاصل کرده یک نمونه ترقی شورا های سابقه ماست. اگرچه ملت تا امروز اینطور یک چیز را خواهش نکرده، لیکن چون من شورای ملی را اساس وسیلۀ مخصوص اصلاح مملکت میدانستم و میدانم، روز اول در خط مشی خود اعلان کرده ام شکرالله که درین فرصت پر امن افغانستان به افتتاح آن موفق شدم.

وقتیکه شما قانون حقوق شورا را مطالعه کنید، واقف میشوید که شورای ملی امروز با شورا وجرگه های پیشترچه فرق دارد. اگرشما حقوق خویش را صحیح استعمال کنید وهمیشه رفتاروروش حکومت را مراقب باشید و برای اصلاحات شورای ملی افغانستان بانی امنیت و مؤسس ترقی و تعالی مملکت خواهید شد. و به امید خدای عزوجل خانه جنگیها، نفاق و شقاق برای همیشه ازین وطن معدوم خواهد گشت و مسائل شخصی باعث زوال و اضمحلال این سلطنت اسلامی نخواهد شد و همه وقت این ملت آسوده خواهد ماند، تغیروتبدیل سلطنت سبب انفصال ریشه های ترقی و تعالی ملک و مملکت نخواهد شد، همیشه زمامداران نیک وحکام صادق ومحسن ملک ومملکت درافغانستان انتخاب خواهد شد، استبداد، بدعت پرستی و رشوت ستانی یک قلم در قلمروی این ممکلت رونما نخواهد گردید.

گفته میتوانیم روزیکه وکلای ملت در"شورای ملی" حقوق خود را شناختند و خیروشر را از روی مفادعمومی امتیاز کردند واعراض تفرقه ازمیان رفع شد، ازهمان روز دورۀ سعادت افغانستان آغاز خواهد شد. خدا قادر است، رحیم است، کریم است! همانطوریکه افغانستان را به این فرصت کم از انقلاب خانه برانداز نجات داد و بملت افغانستان امنیت و عزت و توانائی و اتحاد سر از نو بخشید، از درگاه بخشایش ایزد مایوس نیستیم و امید واثق دارم که انقلاب گذشته آخرین دوره فطرت و نکبت ما ملت حساب خواهد شد وانشاء الله وتعالی برای همیشه خاتمه خواهد یافت و این روز افتتاح "شورای ملی" روز اول دورۀ سعادت افغانستان خواهد بود که تا ابد دوام خواهد کرد.

وکلای محترم ملت! مایوس نباشید، این چنین ادوار ظلمت را که ما و شما گذرانیدیم، تاریخ ملل عالم در حیات سائر ملل دنیا نشان میدهد بعد ازهرسختی آسانی است و پس ازهرتنزل ارتقا و اعتلا آمدنی است، بشرطیکه بندگان خدا از جاده حقیقت و انسانیت منحرف نشوند و عیب وهنر واسباب تنزل را وسیله ترقی نشناسند.

فرزندان و برادران عزیز! من آنچه از اجراآت این دوره را میخواهم به شما بیان کنم، سیاست خارجی امروزه افغانستان است تا شما از سیاست خارجی حکومت امروزه خود خوبتر واقف و مسبوق شوید و باقی مسائل را که درظرف یکنیم سال و چند ماه شده صدراعظم صاحب و وزراء بشما معلومات خواهند داد. میخواهم از ابتداء ورود خود به خاک پاک افغانستان و تا امروز آنچه با دول متحابه معامله و مکاتبه کرده ام، بشما اظهار کنیم تا برشما سیاست خارجی من پوشیده نماند:

وقتیکه من درخاک افغانستان قدم گذاشتم، خودم شاه ولی خان وشاه محمودخان را درسمت جنوبی و محمدهاشم خان ومحمدگل خان را درسمت مشرقی تعیین نمودم. درین موقع درسمت جنوبی آثار نفوذ سقویان ظاهر نبود وهیچ کس حکومت سقوی را اعتبار نمیداد، اما اینکه امان الله خان در حدود قلات و مُقر با عساکر قندهار نمودار شد و دوباره عزم استیلای کابل را باطراف و اکناف مشتهر گردانید، اهالی سمت جنوبی قدری متردد شدند و گمان کردند که من با برادران خود بطرفداری امان الله خان خدمت میکنم، هرچند زیاد وانمود کردم که مطلب من شخصیت هیچ کس نیست و حتی خودمن و برادران من برای اثبات شخصیت خود نیامده ایم، ما میخواهیم درافغانستان امنیت قایم شود و خانه جنگی از میان رفع گردد و هر شخص را که تمام قوم و ملت افغانستان به پادشاهی انتخاب کنند، همان شخص پادشاه شود. اما با آنهمه اصرارمن اهالی سمت جنوبی باظهار من متردد بودند و مطمئن نشدند، چه من مجبور بودم که اعلان پادشاهی خود را بدون اعتراف و تصویب تمام اهالی افغانستان رد کنم.

هرچند درمواقع بزرگ و دراوقات ظهورناکامی وشکست این مطلب را بمن تکلیف می نمودند ومن نسبت بنام پادشاهی بنام خدای توانا توکل میکردم و مهربانی و لطف کردگار را بر امدادی که از نام پادشاهی بمن وانمود میشد، مرجح میدانم و میدانستم، تا اینکه دراکثر طبقات اهالی سمت جنوبی تشدد[تشتت] افکار تولید شد و سقویان درسمت جنوبی قدرت کامله یافتند. گردیز واکثرحصۀ خوست و اورگون وغیره جاها را استیلا نمودند ومن دراینوقت اراده کردم تا از اقوام افغانیه سرحد آزاد استمداد کنم، میخواستم از قوم اورکزائی استعانت جویم، درین وقت راه مواصلت من و اروکزائی ها در دست انگریزها بود. بواسطه حاجی محمداکبر خان به حکومت انگریز داخل مذاکره شدم. حکومت بریطانیا موافقه نکرد، عذرغیرجانبداری را پیش کرده راه دادن اورکزائی را منافی اعلان و غیرجانبداری خود را وانمود کرد و به همین مضمون نامه حکومت بریطانیا بمن رسید که این نامه تا هنوز موجود است. باین همه مایوس نشدم ودست ازکارنکشیدم. قوم باغیرت جاجی وهم یک حصه منگل احمدزائی در دست من بود، بالاخره فیصله کردیم که از قوم وزیری که برای امداد من و نجات افغانستان کمرهمت بسته بودند وغیرت اسلامی وافغانی آنها بجوش آمده و استمداد کرده شود، وزیریها دعوت مرا پذیرفتند و به حضورم حاضر شدند. دولت بریطانیا برین مسئله بیشتربا من درشتی کرد و به حاجی میرزا محمداکبرخان برین مسئله بسیاراصرارنمود که باید وزیرها را ازجاجی به وزیرستان خارج کنیم و واپس بفرستیم. و هم اعلانات مکتوبات خود را اسمی قندهار و اقوام قبائل آنولا بواسطۀ عبدالغنی خان از راه چمن فرستاده بودم. آنهمه دعوتنامه های من باقوام قندهار و اچکزائی های غیرتمند رسید، اما خود عبدالغنی خان را حکومت هند مانع شد و انسداد سخت برای پیشرفت او نمود و او را در قندهار نگذاشت. همانست که بمجرد گرفتن اعلانات من اقوام و قبائل قندهار قیام نمودند و عرایض خوشوقت گردیدن شان نسبت به مجاهدات من و آمادگی شان درمقابل سقویان واظهار استعداد شان باجرای اوامرمن بسمت جنوبی برایم رسید. با وجود آن همه اعتراضات دولت انگریز همینکه حاجی میرزا محمداکبرخان را برای اظهار دلائل عدم امکان واپس فرستادن وزیرها به پاره چنار فرستادم، من و شاه ولی خان، شاه محمود خان و محمد گل خان را با دیگر سرکرده های اقوام وزیریها و یکعده جاجی و منگل احمدزائی و جدران و طوطاخیل وگردیزی برای محاربه کابل و لوگر اعزام نمودم. هنوز دولت بریطانیا بردلایل عدم امکان واپس فرستادن وزیریها قانع نشده بود که خبر فتح کابل رسید.

خلاصه قبل از فتح کابل بین من و دولت بریطانیا بر مسئله مشارکت وزیریها خیلی تیره گی و پیچیده گی موجود بود. من به حکم تقدیر مجبور بودم که از هر قوم و قبیله افغان که امداد گرفته میتوانستم، تشبث میکردم. از من و زندگانی بجز نیم نفس چیزی باقی نمانده بود. تهدید دولت بریطانیا نسبت به مشارکت وزیریها و مظالم سقو درنظر من اهمیت داشت، زیرا عرصه حیات بر من تنگ شده بود. من با حیات و شرف با مرگ خود و خاندان خود را تصمیم کرده بودم. اهل غرض بعد از فتح کابل پروپاغند میکردند که گویا مرا در موقعی که درسمت جنوبی بودم، دولت بریطانیا امداد داده است و من بدولت انگریز امتیازاتی داده ام.

من امروز بحضور شما وکلای ملت اعلان میکنم که من بجز فضل و رحم خدای قادرمطلق و فداکاری اهالی افغانستان بامداد هیچ کدام دولت اجنبی کابل را فتح نکرده ام. موفقیت من در نجات وطن بفضل خاص الهی و همت و غیرت عموم ملت افغانستان بعمل آمده است. آن اشخاص و اقوامی که با حکومت امانیه مخالفت داشتند و هم چنین آن وزراء و مامورین و عسکر و روحانیون و اعزۀ ملت که با اعمال ضررافزای شخص امان الله خان موافقت نداشتند، مسلم است که این عدم توافق آنها با او برای خیر وطن و سعادت ملت بوده میخواستند که او را ازآن حرکات ناعاقبت اندیشانۀ شهرت پسندانه اش باز دارند که درآن ابداً لحاظ جذبات ملی ومذهبی کرده نمی شد، چنانچه به مشاورۀ چند نفر اشخاص کوتاه بین، ملت را ازخود متنفر و اثر و رسوخ همه خدمتگاران وطن را که درمواقع مخاطره برای خیرجامعه باید خدمت میکردند، دورنمود.

عزیزان من! بنده خیلی متأثر شدم وقتیکه یاوه سرائی مغرضین را شنیدم، سیاست من در افغانستان سِر و راز ندارد، سیاست من در افغانستان سیاست آشکارا است. من میخواهم هرچیز را بشما واضح کنم تا شما از هرچیز واقف باشید و بکارهای بدانید.

وقتیکه من در کابل رسیدم و شما ملت با اصرار و تأکید مرا پادشاه افغانستان انتخاب کردید، وزارت خارجه فوراً به تمام دنیا اعلان کرد وبه جواب اعلان وزارت خارجه ازهمه دول متحابه تبریک شناسائی حکومت حاضره اعتراف واعلان شد. سفیرکبیر دولت علیه ترکیه درکابل تشریف داشت و سفیرکبیر دولت بهیه شوروی نیزازهمه اولتربکابل رسید، دول متحابه یکی بعد دیگرنمایندگان شانرا به دربارافغانستان فرستادند. من بنابراصول وقواعد بین المللی تمام معاهدات را که حکومت سابقه با دول متحابه عقد کرده بود، تصدیق کردم. دیگرهیچ معاهده سری وعلنی نه نموده ام.

البته سال گذشته بعضی ازدول بما امداد کردند، چنانچه حکومت بهیۀ بریطانیا بدون کدام شرایط بافغانستان امداد کرد، این امداد عبارت است از یک لک وهفتاد وپنجهزارپوند قرضه بلاسود و ده هزارتفنگ وپنجاه لک کارطوس، وچون این امداد مبرا از هرگونه آلایشات سِری وعلنی است و بدون شرایط است، من به ممنونیت قبول کرده ام. امان الله خان هم موترها و سیم های تلگراف و غیره اشیاء را از دولت بریطانیا قبول کرده بود و درجنگ ملاعبدالله پنجهزارتفنگ و کارطوس از حکومت هند گرفته است که این مسایل تاامروز اعلان نشده بود و هم دروقتیکه امان الله خان درلندن بود، ازطرف دولت برطانیا مبلغ نقد و ده هزار تفنگ و بعضی ادوات دیگر هدیه شده بود و امان الله خان آن هدیۀ دولت برطانیا را قبول کرده بود.

من درسیاست خارجی آنچه کرده ام، واضح می گویم و بشما خاطرجمعی میدهم که حکومت من تا امروز امتیازحقوقی به هیچ دولت نداده است و تا من زنده ام، انشاء الله بقلم من این طورچیزی امضاء نخواهد شد. من قطعاً در سیاست خارجی افغانستان اَسرارنمیخواهم داشته باشم وهم حکومت وملت خود را توصیه میکنم که موقعیت جغرافیائی افغانستان هیچ گاه سیاستهای سِری را تحمل ندارد؛ از سیاستهای سری باید همیشه پرهیز کنیم.

بغیرازین اسلحۀ که دولت بریطانیا بما امداد کرده، ما هجده هزار تفنگ و یک کرور و هشتاد لک کارطوس از فرانسه قرارداد و خریداری کردیم که ازآن جمله قیمت 9 هزارآن نقد پرداخته شده است و باقی را هم بمرور ایام می پردازیم. دولت آلمان هم بما وضعیت دوستانه نمود، چنانچه باقی مانده مبلغ قرض را که به امان الله خان داده بود، بما تسلیم کرد و اقساط تادیۀ قرض را از شش سال به هشت سال تمدید نمود. دولت آلمان پنجهزار تفنگ و پنجاه لک کارطوس بما داد و قیمت آنرا هم بهمان قرضۀ که به هشت سال ادا میشود، قبول کرد. درهمین اوقات قریب پنجهزارتفنگ وپنجاه لک کارطوس علاوه ازین اسلحۀ که شرح داده ام، ازانگلستان خریداری نمودیم و پول آنرا نقد تادیه کردیم. همچنان از دیگر دول متحابه برای افغانستان اسلحه باقیمت مناسب خریداری کرده ایم. معاهداتی که جدید عقد شده و درشرف تعاطی و سردست ما است یا بمذاکرات آن داخل شده و می شویم. معاهده جاپان وافغانستان عقد شده است و درشرف تعاطی است. معاهده غیرجانبدارانه افغانستان و حکومت شوروی روسیه سراز نوعقد شده است. موافقه کمیسرهای سرحدی بین افغانستان و ایران عقد شده است. به معاهده تجارتی افغانستان و شوروی روسیه داخل مذاکره می شویم. در موافقه تبادلۀ پست با دولت روسیه داخل مذاکره میشویم. معاهده افغانستان و دولت علیۀ حجازعنقریب تحت مذاکره می آید.

خلاصه آنچه شده و میشود، همه را بشما وانمود کردم و باردیگر میخواهم به شما ظاهر کنم که مفیدترین سیاستی که درافغانستان تصورمیشود ومن همیشه دوام آنرا توصیه میکنم، این است که افغانستان باید بیطرف باشد و با همسایه های خود و تمام دول متحابه روش و سلوک خوب که منافی مفاد افغانستان نباشد، اجراء کند و همسایه های خود را عملاً یقین بدهد که افغانستان موازنه جانبین را کاملاً محافظه نموده و روش دوستانه و مساویانه با همسایه های خود دارد و خواهد داشت و این روش افغانستان برای خود افغانستان و برای همسایه های افغانستان مفید است.

راجع به اقوام سرحد آزاد: این مسئله ناگفته نماند که مسئله سرحد آزاد یک مسئله حاد سیاست افغانستان و دولت بریطانیا است. افغانستان راجع به سلوک و روش باهمی اقوام سرحد و حکومت هند از اندیشه فارغ نیست. میتوانم بگویم اقوام سرحد و ما از حیث مسلمانی و قومیت یک چیز هستیم. دولت بریطانیا شاید این همدردی اقوام سرحد را به افغانستان و افغانستان را به سرحد از سالهای دراز تجربه و مشاهده کرده است. ما به هیچ وجه ازین همدردی انکار کرده نمیتوانیم، چرا پریشانی اقوام سرحد آزاد درافغانستان حتماً اثر می اندازد. ازین رو سعادت و رفاهیت اقوام سرحد آزاد همه وقت آرزو و خواهش ماست.

وکلای محترم! این است سیاست امروزه حکومت شما که برای تان شرح کردم تا شما بی کم و کاست از حقایق واقف باشید و درکارها دقیق شوید، هرمسئله را خوب بسنجید و فیصله کنید. بی پروائی در امورمملکت گناه عظیم است. شما مقدرات یک ملت بزرگ را درین مجلس فیصله میکنید که به سهو وخطای شخص شما حساب خواهدشد، خساره آن بیک ملت ومملکت عظیم الشأن اسلامی عاید میشود، بسیارمدققانه واحتیاطانه درحل مسائل پیش شوید. مشاهده کردید که ناعاقبت اندیشی، امتیاز نکردن [تفریق] خیروشر ازطرف حکومت چه خساره عظیم بما وارد کرد. هرروزاین ملت را دچار مشکلات ساختن بجز اینکه بگویم خیانت کردن است، دیگر چه تعبیر خواهم کرد.

چون حکومت متبوعه شما زیاده تر به مشوره اهمیت میدهد و میخواهد که دایماً مصدر چنان اجرآاتی شود که ازآن رضای خالق وخوشنودی مخلوق حاصل و برطبق حسیات عمومی به همه ترقیات مطلوبه خود نائل شود. اینک بکمال مسرت امروز این مجلس عالی شورای ملی را افتتاح کردم و در نظردارم که به فضل الهی جهت معاونت فکری شورای ملی و حصول دیگر مطالب عالی یک مجلس اعیان را هم دراین جا تشکیل کنم.» (پایان بیانیه محمد نادرشاه) (ادامه دارد)