دولت پاکستان میخواهد منطقۀ "قبایل آزاد" را با بقیه کشورمدغم سازد!

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 4 مارچ 2016

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار4 مارچ 2016

دو روز قبل اخباری از رسانه به نشر رسید که دولت پاکستان درنظر دارد با تصویب مجموعه‌ای از پبشنهادها زمینه ادغام منطقۀ "قبایل آزاد" را با یقیه کشور خود فراهم سازد، منطقه ای که در حاشیه خط دیورند وهمجوار با افغانستان قرار دارد و از سالهای دراز بدینسو به شکل خود مختارتوسط قبایل مربوطه اداره میشود. نظام قضایی و سیاسی این مناطق برمبنای عنعنات قدیمی خود آنها و اغلب  با روحیه "پشتونوالی" استوار است. نواز شریف ـ صدراعظم پاکستان توسعه مناطق قبایلی را "مسئولیت جمعی" دولت و ایالت‌های پاکستان دانسته درنظر دارد این مناطق را با ایالت "خیبر پختونخواه" یکجا سازد. سرتاج عزیزـ مشاور صدراعظم درامور خارجه پاکستان که ریاست یک کمیته شش نفری را در طرح این پیشنهاد بعهده دارد، به رسانه ها گفته است که با وارد کردن تعدیلاتی در قانون اساسی آنکشور، مردم این مناطق و نمایندگان آنها در انتحابات مجلس ایالتی خیبرپختونخواه در سال 2018 شرکت خواهند کرد و نیز مجموعه قوانین حاکم بر این منطقه موسوم به "مقرره ای جرایم سرحدی" (FCR) که از ابتدای قرن گذشته میلادی درآنجا جاری بوده است، با قوانین جدید جاگزین خواهد شد. 

 

گزارش دیروز "رادیو آزادی" در زمینه: 

«حکومت پاکستان پلانهای را تصویب کرد که بر اساس آن مناطق نیمه خود مختار قبایل در روند سیاسی پاکستان داخل میشوند. کابینه این کشور پلانهای اصلاحاتی در باره مناطق قبایلی در امتداد سرحد با افغانستان را تصویب کرد. با این اقدام حاکمیت فدرالی در این مناطق پایان یافته و زمینه برای توسعه صلاحیتهای محاکم ملی پاکستان در آنجا فراهم میگردد. نواز شریف صدراعظم پاکستان این مطلب را روز پنجشنبه در نشست کابینه این کشور اعلام کرد. سرتاج عزیز مشاور روابط خارجی صدراعظم پاکستان و رئیس کمیته اصلاحات پس از نشست کابینه این کشور دیروز در اسلام آباد به خبرنگاران گفت، این برنامه اصلاحاتی در ظرف پنج سال آینده عملی شده و با تطبیق این برنامه مناطق قبایلی به ایالت همسایه خیبر پشتونخواه مدغم میشوند. این مناطق شاهد پرورش گروه های تروریستی بوده است. شریف در جلسه کابینه گفت که میخواهد این مناطق به روند سیاسی پاکستان بپیوندند تا به گفته وی محرومیت مردم قبایل از بین برده شود. این برنامه اصلاحاتی حکومت پاکستان دارای 24 نکته عمده میباشد. در جمله این نکات مهم علاوه بر توسعه صلاحیتهای محاکم پاکستان، ایجاد نمایندگی پارلمانی در مناطق قبایل و خاتمه دادن به قوانین مجازات دسته جمعی [مقصد همان "مقرره ای جرایم سرحدی" FCRاست] آنها شامل بوده که از دور استعمار بریتانیا تاکنون در این مناطق نافذ اند. هفت ایجنسی مناطق قبایلی را تشکیل میدهند که عبارت از باجور، خیبر، کُرَم [کورم]، مهمند، وزیرستان شمالی و جنوبی و ورکزی میباشند. در این مناطق هشت میلیون نفر زندگی میکنند که اکثراً پشتونها اند. پشتونهای باشنده در این مناطق نیمه خود مختار بوده، با اسلام آباد روابط خوب دارند. بزرگان قوم در این مناطق از دیرزمانی خواهان اصلاحات بودند، زیرا به گفته آنها وضعیت کنونی زمینه فقر و خشونت را در این مناطق فراهم کرده است. 

اما برخی از احزاب ملیتگرای پشتون در باره این فیصله کابینه پاکستان ابراز نگرانی کردهاند. اسفندیار ولی خان رهبر حزب نشنل عوامی تصمیم کابینه مبنی بر اصلاحات در قبایل را مبهم خوانده و گفتهاست که در این مورد مشوره کرده، عکس العمل نشان خواهند داد. سناتور عثمان کاکر از حزب پشتونخوا ملی عوامی شام دیروز در صحبتی با رادیو آزادی گفت، فیصله کابینه پاکستان در باره پلان اصلاحاتی در قبایل، دشمنی با پشتون هاست. او گفت: "ایجاد طبقات مقتدر پنجاب و این فیصله خصمانه از سوی قیادت سیاسی و حکومتی آنها، برای حزب پشتونخوا ملی عوامی، مردم فاتا و پشتونها قابل قبول نبوده و ما آن را به شدیدترین الفاظ محکوم میکنیم." 

این طرح تصویب شده از سوی حکومت به عنوان تعدیل در قانون اساسی پاکستان به قوای مقننه این کشور پیشنهاد و باید مورد تائید دو ثلث آرای هر دو مجلس پارلمان پاکستان قرار گیرد که مجلس سنای دارای 104 و مجلس نمایندگان آن 342 عضو دارد. مناطق قبایلی پاکستان در امتداد سرحد با افغانستان از دیر زمانی به این سو، پناه گاههای امن جنگجویان طالبان و شبکه حقانی به شمار میروند.» (پایان گزارش رادیو آزادی)

موقعیت جغرافیائی مناطق پشتون ـ بلوچ:

وقتی از "داعیۀ پشتون و بلوچ" صحبت میشود، از نظر جغرافیائی مقصد همان ساحه ای ماورای خط دیورند است که منطقۀ زیست پشتونها و بلوچها بوده و بطورکل از شمال تا شهر کراچی در جنوب سند امتداد دارد که از سه بخش تشکیل شده است: 

1 ـ ایالت سرحد شمال غربی یا "خیبر پشتونخوا":

این ایالت که قبلاً از زمان انگلیسها بنام ایالت "سرحد شمال غرب" یاد می شد و از تأسیس پاکستان به بعد که داعیه پشتون و بلوچ در افغانستان مطرح گردید، مراجع رسمی افغانستان ساحۀ مذکور را بنام "پشتونستان محکوم" یاد کردند، و اما در بین خود مردم آنجا سعی برآن بود تا یک نام با مسمی به این ایالت داده شود، تا آنکه چند سال قبل نام "پشتونخوا" را برآن گذاشتند. مرکز این ایالت شهر تاریخی "پشاور" است که یکی از بزرگترین شهرهای پشتون نشین در پاکستان محسوب میشود. پشتونها بیش از 75 فیصد نفوس این ایالت را تشکیل میدهند که به 20 ملیون نفر بالغ میگردد. سابق این منطقه را بنام "خیبر" نیز یاد میکردند که با نام "دره خیبر" به حیث یک معبر تاریخی و استراتژیک یکی از راه های اصلی مواصلاتی و محل عبور بسیاری از نیروهای مهاجم به شبه قاره بوده است. افریدی و شینواری دو قبیله مهم خیبر هستند. اگر چه مرکز اداری "خیبرپشتونخوا" شهر پشاور است، اما یک دفتر نمایندگی در "لندی کوتل" نیز دارد. 

2 ـ ایالت بلوچستان:

این ایالت را میتوان از نظر قومی به دوقسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرد. پشتونها که بیشترین نفوس را در شمال بلوچستان می سازند، در بلوچستان شمالی زندگی میکنند که مرکز آن شهر "کویته" است و نظر به تکاثف نفوس پشتونها در این منطقه بعضی ها آنرا بنام "پشتونستان جنوبی" یاد  می کنند، درحالیکه ساحۀ خاک آن منسوب به بلوچستان است. دراین ایالت تقریباً 40 فیصد نفوس پشتون و باقی بلوچ ها استند و نفوس مجموعی آن به 6 ملیون نفر میرسد که بیشتر در چند شهرمتمرکز اند و اما قسمت زیاد ساحۀ این ایالت کوهستانی، ریگزار و برای سکونت چندان مساعد نیست. حرکت های جدائی طلب بلوچستان که سالهاست در برابر حکومت پاکستان می جنگند، ادعا دارند: بیشترین عاید این منطقه  که از استحصال گاز و بعضی معادن دیگربدست می آید، دراختیار سندیها و پنجابی ها قرار میگیرد و کمتر برای انکشاف آن منطقه بکار برده میشود و به همین دلیل مردم آنجا ازفقر و سطح پایان زندگی رنج می برند. 

3 ـ مناطق قبایل آزاد:

قبایل آزاد پشتون(FATA)Pakistan Areas of Tribal Administrated Federally دراول شامل پنچ منطقه بود که در زمان انگلیس ها با ایجاد تشکیلات رسمی و وضع قوانین خاص مسمی به "مقرره ای جرایم سرحدی"(FCR)  Frontier Crimes Regulation که از سال 1901 این مقرره توسط "لارد کرزن" به قانون رسمی تبدیل گردید، از طریق دهلی اداره و نظارت می شد و همین قانون به نحوی در اداره امور آنجا تاهنوز نافذ میباشد. 

انگلیسها این ساحه را که درآن مردم غیور و جنگجو سکونت دارند و بیشتر حصص آنرا کوهستانهای بلند با دره های تنگ و کمتر تسخیر پذیر تشکیل میدهد، به مقصد ایجاد یک Buffer Zone "ساحۀ حایل" کوچک در جوار یک ساحه حایل بزرگ به مقصد "دیوار دوم" در برابر تهاجم احتمالی روسها بر حریم خاکهای اشغالی برتانیه استفاده می نمودند و نیز هرگاه خطراتی برای آنها از ناحیه افغانستان نیز پیدا می شد، انگلیسها با ذرایع مختلف از جمله دادن القاب، امتیازات و همچنان پول و اسلحه از شجاعت این قوم بهره برداری نموده، ازآنها در جهت منافع خود کار می گرفتند و اما این مردم که با یک نوع آزادی و خود مختاری عادت کرده بودند، در بسا مواقع برای خود انگلیس ها نیز ایجاد مشکل نموده و در برابر حاکمیت انگلیسی قیام میکردند که حوادث مختلف آن ثبت تاریخ است.

پس از تشکیل پاکستان در 1947 مناطق قبایلی آنسوی دیورند در هفت منطقه بزرگ قبایلی و چند ناحیه کوچک قبیله نشین تقسیم و تنظیم گردید. مناطق هفتگانه که در ادبیات سیاسی آنوقت افغانستان به "پشتونستان آزاد" نیز شهرت یافته بود، عبارت اند از: باجور، مهمند، کُرَم (کورم)، خیبر، اورکزی، وزیرستان شمالی و وزیرستان جنوبی که به استثنای اورکزی دیگر مناطق آن  در حاشیه خط دیورند در سرحد افغانستان قرار دارند و طوریکه در نقشه ذیل مشاهده میشود، ولایت خوست افغانستان مثل یک "دورن رفتگی" در منطقه وزیرستان شمالی قرار گرفته و به همین دلیل از یک موقعیت خاص استراتژیک در آن ساحه برخوردار است.

در نقشه بالا آنچه به خط شکسته سرخ و سبز نشان داده شده ، امتداد خط دیورند با افغانستان است و آنچه با خط سبز و آبی نشانی شده است، ساحۀ مناطق قبایل آزاد  و آنچه با خط آبی مشخص گردیده، ساحۀ خیبر پختونخواه را به نمایش می گذارد.

باجور: منطقه ای است کوهستانی که به دلیل موقعیت جغرافیایش درمناطق شمالی آن ارتفاع کوه های آن به حدود 3000 متر نیز می رسد و اما با حرکت به سمت جنوب از ارتفاع این کوهها کاسته می شود. دو قبیله مهم منطقه که هر دو در مجموع جزء قبیله یوسفزی هستند، عبارت اند از: "تره کانی" و "اوتمان خیل". این منطقه تا دهه 60 میلادی منطقه ای نیمه خود مختار بود و غیرقابل دسترسی و دارای چند منطقه خود مختار داخلی موسوم به خانات که هریک توسط یک "خان" اداره می شد، نیز شامل آن بود که بعداً ساحه "خانات" قسماً داخل تشکیل "ملکاند" گردید. باجور در سال 1973 به عنوان یک منطقه کامل در"فاتا" زیرنظر یک نماینده سیاسیPolitical Agent از سوی مرکز تبدیل شد. "خار" مرکز اداری باجور است.

مهمند  (مومند): مهمند منطقه ای کوهستانی است که از نقطه نظر سیاسی به دو بخش مهمند علیا و سفلی تقسیم می شود. مهمند علیا در مقایسه با مهمند سفلی کمترحاصلخیزاست. این منطقه نام خود را از قبیله "مهمند" یا "مومند" گرفته است که از مهمترین قبایل آن منطقه بوده و قبیله "صافی" و "اوتمان خیل"  نیزاز جملۀ قبایل مهم دیگر آن محسوب میشوند. "قلعه نی" مرکز اداری مهمند است.

اورکزی: یگانه منطقۀ قبایل آزاد در پاکستان است که با افغانستان هم سرحد نیست. این منطقه رسماً در دسامبر 1973به عنوان یک قسمت منطقه قبایلی اعلام شد و پیش از آن بخشی از یک ناحیه دیگر بود. قبیله "اورکزی" مهمترین قبیله این منطقه است و مرکز اداری در"هانگو" در مجاورت این منطقه قرار دارد.

کُرَم (کورم): کرم نام خود را از رودی در این منطقه به همین اسم گرفته است. کوه سفید با ارتفاع بیش از 4700 متر از زیبایی های طبیعی این منطقه بوده که در سرتاسر طول سال پوشیده از برف میباشد. از نظر اداری این منطقه به دو قسمت: کرم علیا و سفلی تقسیم می شود. "توری" و "بنگش" دو قبیله مهم این منطقه هستند که تعدادی از "توری ها" منسوب به اهل تشیع می باشند. مرکز اداری این منطقه "پارچنار" است.

وزیرستان شمالی: این منطقه در سال 1910 رسما به عنوان یک ناحیه "فاتا" درآمد. "اوتمانزی وزیر" و "دائور" ونیز یک تعداد "محسود" از جمله قبایل مهم وزیرستان شمالی محسوب میشوند. "میرانشاه" مرکز اداری آنجا است.

وزیرستان جنوبی: به حیث جنوبی ترین منطقه "فاتا" بوده با بلوچستان (شمالی)هم سرحد است. "محسود" و "وزیری ها" دو قبیله مهم این منطقه بوده، در زمستانها شهر "تانک" و در تابستانها شهر "وانا" به عنوان مرکز اداری این منطقه عمل می کنند.

بطور کل میتوان گفت که مناطق قبایل آزاد در پاکستان یک ساحۀ 2700 کیلومتر مربع را احتوا کرده که در حدود 600 کیلومتر با افغانستان هم سرحد میباشد و نفوس آنرا بطور رسمی بیش از 3 ملیون و بطورغیرسمی تا 7 ملیون تخمین کرده اند.

از نظر قانونی و اداری قبایل آزاد برمبنای قانون اساسی پاکستان از یک حالت نیمه خود مختاری برخورداراند. قانون اساسی 1973 پاکستان به رئیس دولت آن کشور صلاحیت میدهد تا نقش اجرائی را در امور رهبری و اداری آن ایفا کند، ولی از آن زمان تاحال روسای دولت پاکستان کمتر توانسته اند تا از این صلاحیت قانونی استفاده نمایند، درحالیکه نمایندگان مناطق قبایلی توانسته اند با کسب امتیاز قانونی به عضویت شورای ملی آن کشور انتخاب شوند. نفود و سیطرۀ دولت در مناطق قبایلی توسط "گورنر" یا والی ایالت سرحد شمالغرب ـ "خیبرپختونخواه" کنونی صورت میگیرد و والی این ایالت ادارۀ تمام نواحی قبایلی را بدوش دارد. مطابق به قوانین نافذه در سال 2002 همه احزاب در پاکستان حق دارند که در قبایل آزاد به فعالیت سیاسی بپردازند.

ناگفته نباید گذاشت که مردم مناطق قبایل آزاد از فقیرترین مناطق پشتون نشین پاکستان بوده و مهمترین منبع عاید مردم از تجارت و قاچاق کالا، اسلحه و بخصوص مواد مخدربدست می آید که آنهم بیشتر در دست قدرتمندان و مافیای حاکم در آنجا قرار دارد. تا دو سه دهه قبل طبقه حاکم و با نفوذ را همانا خوانین و بزرگان قومی با اعتبار تشکیل میدادند و مردم نیز با همان شیوه های عنعنوی خاص قبایلی زندگی میکردند، اما پس از رویداد های اخیر در افغانستان در چند دهه وضع در آنجا نیز تغییر کرد و به هر اندازه که این مناطق به حیث معبر در امور جهاد علیه رژیم کمونیستی بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند، به همان اندازه نقش نخبگان عنعنوی کمرنگ تر شد و جای آنها را گروپ های ملیشائی و پیکارجویان جدید گرفت. در عین زمان با انکشاف مدارس دینی در نقاط مختلف این مناطق افکار افراطی اسلامی تقویه گردید و حکومت پاکستان برای بهره برداری از این اقوام کوشید تا این مدارس را به حیث پایگاه های بزرگ تربیه نظامی و مغزشوئی جوانان قرار داده وبا تزریق عقاید افراطی جهادی از انها استفاده نظامی کنند، چنانکه مخالفان دولت افغانستان اعم از طالبان و اکنون داعشیان در همین مراجع تربیه بکار دهشت افگنی گماشته میشوند که البته در اینکار دست دستگاه استخبارات نظامی پاکستان شریک است. 

علاوتاً باید گفت که از نظر اداری تمام قدرت عملاً در این مناطق در دست شخصی صاحب قدرت فراوان بنام "ایجنت سیاسی" Political Agentاست که از طرف حکومت فدرال تعیین  و مقرر میشود. این شخص در مجموع وظایف قانون گذاری، تطبیق قانون و اداره امور اقتصادی را به شمول جمع آوری مالیات به حیث یک حاکم کاملاً خود مختار بدوش دارد. ایجنت سیاسی صلاحیت کامل خود را از "مقررات جرایم سرحدی" ـ این میراث شوم دوره استعمار انگلیس حاصل میکند و آنرا به مثابه "شلاق" علیه مردم آنجا بکار میگیرد (برای شرح مزید دیده شود: اندیشمند، محمد اکرام: "ما و پاکستان"،، چاپ دوم، پشاور، 2009، صفحه194 ـ 196)

در پایان قابل ذکر است که در پی تصمیم دولت پاکستان مبنی به ادغام مناطق قبایل آزاد با بقیه کشور، وزارت سرحدات و قبایل افغانستان می‌گوید که این تصمیم تاثیری بر سرنوشت "خط دیورند" نخواهد داشت. غفور لیوال، سرپرست وزارت اقوام و قبایل افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که سلب خودمختاری مناطق قبایل آزاد پاکستان بر سرنوشت "خط دیورند" تاثیری نخواهد داشت و او تأکید کرد که دولت افغانستان این خط سرحدی را به رسمیت نمی‌شناسد. او همچنین افزود که دولت افغانستان از هر نوع تغییر مثبت به اساس اراده مردم مناطق قبیله‌ای پاکستان، استقبال می کند. 

رادیو آزادی بتاریخ 13 ثور 1396 گزارشی را تحت عنوان "مناطق قبایل بین سرحد افغانستان  و پاکستان تحت نظام عدلی پاکستان می آیند" به نشر سپرده که در آن چنین آمده است:

ورود به مناطق قبایلی سرحدی پاکستان مانند ورود به سیاه چاه از بی قانونی محض است، جای که باشندگان آن دسترسی محدود به نمایندگی سیاسی داشته، از حق حافظت قانونی بی بهره اند.

فاتا یا مناطق قبایلی سرحدی، محلی است که در آن، یک طفل میتواند به سبب جرمی زندانی گردد که یکی از اعضای قبیله اش انجام دادهاست. جایی است که مردم میتوانند سالها بدون آنکه محاکمه گردند، عقب میلههای زندان باشند، و بلاخره جایست که مقامات اش میتوانند باشندگان منطقه را بدون بازخواست از خانه هایشان برانند و بیجا سازند.

عدالت در منطقه فاتا یا مناطق قبایلی فدرال پاکستان نشان دهنده زمانههای دیگر است، زمان استعمار انگلیس. حقوق عدلی و بشری در اینجا در بیش از یک سده گذشته منجمد در قوانینی بوده اند که در سال ۱۹۰۱ در زمان استعمار بریتانویها، به هدف سرکوب سرکشیهای قبایل پشتون در این منطقه، نافذ شده بود.

حال تلاش میشود مناطق قبایلی سرحدی بین افغانستان و پاکستان از سیستم کهنه عدلی بر آمده و تحت چتر عدلی حکومت مرکزی در آیند.

حق رای دهی و نمایندگی بیشتر در حکومت به آنها داده شود و هم برای بلند بردن سطح زندگی آنها تلاش میگردد.

این رویکرد وسیع و فراگیر در تیوری، باعث ختم انزوای مناطق قبایلی خواهد شد و باشندگان این محلات را از پیوستن به گروههای تندرو موجود در منطقه مانع خواهد گشت.

شماری از قبایل در این جا به شکل داوطلبانه توافق کرده بودند قوانینی مسمی به مقررات جرمی سرحدی را زمانیکه بیش از صد سال پیش به آنها معرفی شده بود، بپذیرند.

ولی این سیستم با ختم دوره استعمار انگلیس نمرد. این سیستم کهنه با ایجاد حکومت پاکستان در سال ۱۹۴۷ با سیستم عدلی پاکستان مخلوط شد و تا امروز زندهاست.

باشندگان هفت منطقه قبایلی سرحدی که فاتا را میسازند ازین سیستم سخت متضرر شدهاند و از امتیازات ناشی از وابسته بودن به یک حکومت بی بهرهاند. به آنها نمایندگی محدود سیاسی داده شده، حق رای دهی در انتخابات ملی را نداشتند، از مدرن سازی زیربناها مانند برق بی بهره مانده، از بیکاری بیش از هشتاد درصدی متاثر بوده و میلیونها تن آنها به سبب جنگها و آفات طبیعی بیجا شدهاند.

هدف اصلی مقررات قبایلی سرحدی این بود که مخالفتهای تند قبایل سرکش پشتون علیه امپراطوری هند بریتانوی در سده ۱۹۰۰ خاموش و سرکوب شود. این سیستم قدرت بیحد زیاد را به رهبران قبیله عطا نموده بود، کسانیکه در بدل سرکوبی مردم خود و حفظ منافع بریتانوی امتیازاتی و صلاحیتهای را در اختیار داشتند. مقررات قبایلی سرحدی، مردم را سرکوب و منطقه را در انزوا نگهداشت.

بریتانیا، مناطق فاتا یا قبایلی سرحدی را به شمول ایالت خیبر پشتونخواه را به حیث یک منطقه حایل زمانی ایجاد کرد که سرحد ۲۴۰۰ کیلومتری مسمی به خط دیورند را در سال ۱۸۹۳ ترسیم کرد، سرحدی که کابل آن را تا امروز به رسمیت نمیشناسد و پشتونهای منطقه را به دو بخش تقسیم کرد.

قوانین سخت گیرانه یی که در اینجا برقرار شد تاخت و تاز بریتانیا را دراینجا اجازه داده بود و بعداً اجنتهای سیاسی را در اینجا ایجاد کرد که میتوانند یک قبیله مکمل را به جرم یک عضو واحد این قبیله مجازات کنند، باشندگان آن را تا سه سال بدون دلیل زندانی نمایند و مردم را جبراً از یک محل به محل دیگر بیجا ساخته و ملکیت آنها را بگیرند.

در یک قضیه بیحد بدنام در سال ۲۰۰۴ یک طفل ۲ ساله همراه با مادر و دو برادرش به سبب جرمی که پدرش مرتکب شده بود زندانی شد.

در یک قضیه دیگر تمام قبیله محسود در سال ۲۰۰۹ زمانی به شکل دسته جمعی مجازات شدند که حکومت علیه طالبان اقدام کرد. طالبان که رهبری آن را بیت الله محسود ۳۵ ساله به عهده داشت.

در این قضیه، اجنت یا نماینده سیاسی دولت مرکزی در منطقه قبایلی وزیرستان جنوبی دستور دستگیری اعضای قبیله محسود و قبضه ملکیتهای آنها را داد.

این است زندگی باشندههای مناطق بی قانون قبایلی سرحدی.