دانشمند گرامی جناب عزیز آریانفر بنا بر پرسش های شماری از دوستان در پیوند با کودتا ی ترکیه مقالۀ بسیار مستند و دلچسپ نوشته و چند ساعت قبل در صفحه فیسبوک خود به نشر سپرده است که بر زوایای مختلف ترکیه روشنی می اندازد. با نشر مجدد آن خواستم تا این موضوع را با علاقمندان مسائل روز دراین پورتال وزین درمیان بگذارم:
«شکست کودتای عربستان و اسراییل در ترکیه»
ترکیه یکی از مهم ترین کشورهای اسلامی است که با توجه به موقعیت فوق العاده مهم جیوپولیتیک و جیو استراتیژیک آن، هر گونه تغییر و تحول در آن می تواند مایه دگردیسی های جشمگیر در سراسر خاورمیانه عربی و اسلامی گردد. از همین رو است که این کمترین در چهار- پنج سال گذشته پیوسته تحولات این کشور و سمتگیری ها و کنش های آن را بیشتر در عرصه سیاست خارجی و تا جایی هم داخلی دنبال نموده ام.
ترکیه کنونی کشوری است مصنوعی که به جای امپراتوری عثمانی به وجود آمده است. دقیق از سوی محافل صهینونیستی برای دستیابی به اهداف ویژه وجود آورده شده است. برخلاف تصور عام قومی در این کشور به نام تورک زندگی نمی کنند، بل که باشندگان این کشور بیشتر متشکل بر اقوام گوناگون اند که آن ها را اسلام و زبان تورکی استانبولی با هم پیوند می دهد. در حدود 30 درصد مردم این کشور کرد اند که به رغم داشتن 25 میلیون نفوس از همه حقوق مدنی و انسانی محروم اند. همین گونه علویان و شیعیان این کشور که شمار شان بنا به داده های گوناگون دست کم به 20 درصد باشندگان می رسد، نیز از همه حقوق محروم اند. بخشی بزرگی از باشندگان ترکیه را باشندگان بازمانده از دوره امپراتوری بیزانس یا بیزانتین تشکیل می دهد که به زور مسلمان ساخته شده بودند. بخش دیگر اعرابی اند که با گذشت زمان زبان خود را از دست داده اند. در واقع، امروز دیگر چیزی از ترکمانان فاتح سلجوقی باقی نمانده است. دلیل آن این است که چند ده هزار ترکمان سلجوقی بر کشوری تسلط یافته بودند که 12 میلیون باشنده داشت. روشن است با گذشت زمان در میان دریایی از باشندگان بومی ذوب شدند.
در گذشته نزدیک به دو میلیون ارمنی در این کشور زندگی می کردند که در اثر جینوساید در دوره جنگ جهانی اول در دوره ترکان جوان بیشتر به ابتکار انور پاشا سربه نیست شدند. اکنون تنها در حدود 100 هزار ارمنی در این کشور زندگی می کنند که به گونه معجزه آسا نجات یافته بودند. هر چه هست، جامعه کنونی درگیر بحران های عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. از یک سو ترکیه عضو ناتو است که در یک قرن گدشته از یاری های سرشار این سازمان و در کل غرب برخوردار بوده است. روابط عمیق با اروپا و امریکا موجب شده است تا غربی ها در کل در این کشور از نفوذ بسیاری برخوردار باشند.
اما این کل موضوع نیست. روسیه نیز به دلایل تاریخی نفوذ معینی در این کشور دارد. همچنان ایران به دلیل داشتن روابط تباری با کردها و شمار دیگری از اقوام باشنده این کشور و نیز داشتن پیوندهای مذهبی با شیعیان و علویان؛ نفوذ شایان توجهی در میان باشندگان ترکیه دارد. گذشته از این ها، کشورهایی چون قطر، عربستان، مصر و سوریه نیز به پیمانه معینی در این کشور نفوذ دارند.
از دید داخلی، ترکیه در درازای بیش از یک قرن میدانگاه کشاکش میان نوگرایی (مدرنیسم) و سنت بوده است که دستاوردهای معینی هم داشته است. مصطفی کمال اتاتورک را بنیادگذار ترکیه نوین و لاییک و سکولار می شمارند که توانسته بود حساب سیاست و دین را از هم جدا کند.
در بعد سیاسی احزاب سیاسی ترکیه در میان گرایش های دمکراتیک، مذهبی و ناسیونالیسم سرگردان بوده اند. ناسیونالبسم در ترکیه دو جنبه دارد: یکی پان ترکیسم افراطی و لگام گسیخته و دیگری ناسیونالیسم میانه رو که تنها منافع خود را در چهارچوب مرزهای ترکیه کنونی جستجو می نماید. جنبش های اسلامگرا در ترکیه را هم می توان به دو بخش هوادار اخوانیسم و هوادار سلفیسم تقسیم کرد. در راس جنبش اخوانی نجم الدین اربکان قرار داشت که بیشتر به عنوان یک سیاستمدار میانه رو و نرم شمرده می شد. برعکس، جانشین وی- اردوغان بیشتر تندرو و هوادار روش های تند و سخت افزاری می باشد.
در گذشته جنبش های سلفی رونق چندانی در ترکیه نداشتند. دلیل آن از سویی حنفی مذهب بودن ترکیه یی ها و از دید سنتی رواج داشتن طریقه های تصوفی در این کشور شمرده می شود. اما در سال های اخیر به دلیل نفوذ عربستان سعودی گروه های وهابی نیز وزن گرفته اند و ظاهرا در پیرامون حزب «خذمت» مربوط فتح الله گولن گرد آمده اند. رقابت های عربستان ترکیه و تمویل دو گروه اسلامی مخاصم با هم از سو این دو کشور تاثیرات عمیقی در اردوگاه اسلامگرایان دو طیف در ترکیه داشته است.
سیاست دولت های ترکیه در قبال کردها سخت ناسخته و ناروا و غیر انسانی بوده است. در گذشته دولت های ترکیه پیوسته کوشیده اند با انواع ترفندها منکر هستی 25 میلیون کرد شوند و مدعی گردند که در کشور ترکیه قومی به نام کرد وجود ندارد و همه تورک های کوهی اند که زبان خود را از دست داده اند. در این راستا بازار جعل تاریخ هم بسیار گرم بوده است.
در یک سده گذشته ستم ها و جفاهای بسیاری در حق کردها شده است که به کشته شده بیش از هفتاد هزار نفر، زخمی شده صدها هزار و بیجا شدن میلیون ها کرد گردیده است. تنها شمار مهاجران در اروپا به سه میلیون نفر می رسد.
با توجه به همه این ها، جامعه ترکیه با بحران بسیار عمیق سیاسی و اجتماعی دست به گریبان است که در کودتای دیشب بازتاب یافت. رحب طیب اردوغان که دوازده سال پیش روی کار آمد، در آغاز مشی به شگوفایی رساندن اقتصاد ترکیه و تنش زدایی با همسایگان را پیش گرفت و توانست روابط بسیار خوبی با روسیه، ایران، مصر، سوریه، چین و عراق برپا نماید. این در حالی است که به گونه سنتی شریک های اقتصادی ترکیه کشورهای جامعه اروپایی بود. در این سال ها تراز بازرگانی ترکیه با روسیه به 30 با چین به 20 و با ایران به 20 میلیارد دالر رسید. همین گونه با عراق و سوریه هم به 12 میلیارد.
سالانه بیش از 3.5 میلیون جهانگرد روسی مرخصی های خود را در ترکیه می گذراندند و هزاران شرکت ساحتمانی و خدماتی ترکیه یی در روسیه و کشورهای آسیای میانه کار می کردند. در این میان اردوغان اسد را بزرگترین متحد خود در جهان عرب می پنداشت و تزدیک ترین روابط را با وی داشت. اوضاع ناگهانی هنگامی از ریشه دگرگون شد که عربستان سعودی حاضر شدن ده میلیارد دالر به ترکیه رشوه بدهد و پنجاه میلیارد دیگر را به عنوان پاداش در صورت بر اندازی اسد پرداخت نماید. در پهلوی آن قطر نیز عین کار را کرد و به یکی از بزرگترین تمویل کنندگان اردوغان مبدل شد. این بود که پروژه داعش روی دست گرفته شد و در سوریه و عراق رورباری از خون به راه افتاد.
در پشت سر این پروژه ، پروژه های رسانایی[ رسانیدن] گاز قطر، عربستان و مصر از راه سوریه و ترکیه به اروپا و در نتیجه ضربه زدن به اقتصاد روسیه و ایران قرار داشت.روشن است سمتگیری تازه سیاست خارجی ترکیه منافع روسیه و ایران را به شدت هدف گرفته بود. این بود که مناسبات ترکیه با روسیه به شدت تیره شد. ترکیه هدف براندازی اسد را در دستور کار داشت. این در حالی بود که مسکو و تهران تحت هیچ شرایطی حاضر نبودند تنها متحد استراتیژیک خود در جهان عرب را از دست بدهند. برای کسانی که به گونه حرفه یی در سیاست های منطقه یی وارد هستند، از همان آغاز روشن بود که چنین سیاستی برای ترکیه فرجام خوبی نخواهد داشت. هر چند ترکیه توانسته بود در دو دهه گذشته پیشرفت های شایان توجهی در عرصه اقتصادی داشته باشد، با این هم اقتصاد این کشور شکننده و ناپایدار است و بیشتر وابسته به جهانگردی و فروش فرآورده های کشاورزی و تا جایی هم پیمانکاری در پروژه های ساختمانی و ارائه خدمات. ناگفته پیداست که اعمال تحریم ها از سوی روسیه برای ترکیه کشنده بود. به ویژه با توجه به این که روسیه بزرگترین تامین کننده انرژی به ترکیه شمرده می شود. سرنگون ساختن هواپیمای روسی در سال گذشته از سوی ترکیه آخرین پر کاهی بود که کمر روابط پیچیده روسیه و ترکیه را شکستاند.
گذشته از این ها، پیشگیری سیاست های پیچیده و احساسی در قبال اروپا نیز موقعیت ترکیه را پیچیده تر می ساخت. سر انجام دیگر اردوغان تاب نیاورد و در برابر روسیه زانو زد و به عنوان بز بلاگردان ناگزیر گردید نزدیک ترین متحد خود داوود اوغلو را کنار بگزارد و همه گناهان را به گردن او بیفکند. آن هم داوودی را که یکی زا بزرگترین هواداران امریکا در ترکیه شمرده می شد. اردوغان با پوزش خواهی از پوتین اعلام کرد که حاضر است دوباره روابط خود را با روسیه بهبود بخشد. همچنین او نخست وزیری تازه یی آورد و مشی تازه سیاست خارجی خود را بهبود روابط با ایران، عراق و سوریه اعلام کرد.