از مدت سه چهار هفته است که سخت با نشر کتاب "رویداد لویه جرگه دارالسلطنه 1303" مصروف هستم و فرصت نیافتم که به بعضی سؤالها و نظریات دوستان گرامی رسیدگی نمایم که البته با ابراز امتنان و سپاس فراوان از لطف شان اینک مختصر چند مطلب را خدمت شان بعرض میرسانم:
1 ـ با آنکه هرقسمت کتاب "رویداد لویه جرگه..." را به دقت قبل از نشر میخوانم، اما بازهم اشتباهات تایپی رخ میدهد. جناب محترم بیکمراد تاش ضمن لزوم باز نشر این کتاب در مورد اشتباهات تایپی در متن بازنشرشده ای آن پیشنهاد بسیار عالی کرده و به خوانندگان عزیز این سلسله توصیه فرموده اند که در صورت ملاحظه اشتباهات تایپی آنرا بطور خصوصی به اداره پورتال ارسال دارند تا از آنطریق اشتباهات تایپی را قبل از نشر نهائی کتاب اصلاح کرده و در نتیجه کتاب بدون همچو اشتباهات بطور کل نشر شود. ایشان یکی از اشتباهات "منغبض" را خاطر نشان ساختند که فوری به "منغض" اصلاح گردید. با تشکر از لطف شان، امید است دوستان عزیز از همکاری خود در این زمینه دریغ نفرموده و در صورت ملاحظۀ یک اشتباه تایپی با اینجانب و یا بنام اینجانب از طریق پورتال مرا متوجه سازند.
ناگفته نباید گذاشت که جناب محترم ایاز نوری (آزادی) همکار این پروژه پس از نشر هر قسمت آنرا به دقت خوانده و اشتباهات تایپی را بیرون نویس کرده ذریعه ایمیل فوری برایم ارسال میدارند و الساعه در اصلاح آن اقدام میگردد.
2 ـ جناب نوری (آزادی) که خود شان همکار فعال این پروژه میباشند، در دریچه نظر سنجی ها طالب معلومات بیشتر در مورد گردآورنده کتاب "رویداد لویه جرگه..." مرحوم مولوی برهان الدین خان کشککی شده اند که اینک با استفاده از مآخذ دست داشته مختصر معلومات در باره ایشان تقدیم میگردد. (البته خلص سوانح مرحوم کشککی را حین چاپ نهائی کتاب در اخیر آن درج خواهیم کرد):
مولوی برهان الدین خان متخلص به "کشککی" در سال 1894 م در قریه "کشکک" ولایت ننگرهار بدنیا آمده پدرش حاجی علی احمد خان ـ یکی از علمای دینی آن محل بود. کشککی فرا گرفتن علوم دینی را در محضر پدر و دیگر علمای آنجا از طفولیت آغاز کرد و در عنفوان جوانی روانه کابل گردید، نخست به امور نویسندگی و کتابت در دوائر حکومتی آنوقت مشغول شد و بعد از این طریق به مطبوعات آنوقت راه یافت. او نخست به حیث مدیر نشریه "اتحاد مشرقی" ایفای وظیفه کرد و سپس به حیث معاون جریده "امان افغان" و "حقیقت" مقرر گردید و در همین وقت به حیث سرمحرر رویداد های لویه جرگه 1303 شمسی تعیین شد که زیر نظر او چند محرر و تیز نویس گزارشات روزمره لویه جرگه را فی المجلس به قید قلم آورده و در شام همان روز همۀ آنها نوتها و یادداشت های مرتبه خویش را زیر نظر کشککی مقابله نموده گزارش نهائی همان روز بقلم مولوی کشککی نهائی شده و یک کاپی به دفتر لویه جرگه سپرده میشد. پس از لویه جرگه مولوی برهان الدین خان کشککی به حیث یک عالم دینی در دفترتحریرات خصوصی اعلیحضرت شاه امان الله غازی گماشته شد و به حیث مشاوردینی در امورتسوید قوانین همکاری میکرد. بعداً او با والی ننگرهار به حیث مشاور ایفای وظیفه کرد.
در دوره سقوی (امیر حبیب الله کلکانی) مدیر روزنامه "حبیب الاسلام" مقرر شد و پس از سقوط رژیم سقوی در سال 1929 از طرف اعلیحضرت محمد نادرشاه نخست به حیث مشاور در دفتر تحریرات شخصی پادشاه و از سال 1932 تا 1940 به حیث مدیر مسئول روزنامه دولتی اصلاح مقرر گردید. در همان اوایل سلطنت اعلیحضرت نادر شاه طبق دستور کتاب "نادر افغان" را به رشته تحریر درآورد که از طرف حکومت در سال 1930 به نشر رسید.
یکی از آثار مهم مولوی کشککی همان کتاب قطور "رهنمای قطغن و بدخشان" است که در سالهای اول دوره امانی به سلسلۀ اعزام وزراء به ولایات کشور و رسیدگی به امور آنجاها، سپه سالار محمد نادر خان (وزیر حربیه) به ولایت قطغن و بدخشان توظیف شد و مولوی کشککی به معیت سپه سالار به آن ولا رفته و حین اقامت برطبق هدایت به تدوین کتاب رهنمای آن ولایت مشتمل بر نقشه ها وگزارشات دست اول دربارۀ اوضاع اجتماعی و فرهنگی آنجا را تهیه نمود که این کتاب بعداً بطور سنگی در مطبعه وزارت حربیه آنوقت به چاپ رسید. این کتاب سالها بعد به وسیله خانم "مارگریت رویت" از دری به فرانسوی ترجمه شد. از سال 1940 تا 1943 کشککی به حیث رئیس در وزارت معارف انجام وظیفه نمود و سپس به حیث عضو مسلکی کمیته تحقیقاتی زبان پشتو کار کرد و درهمین وقت برای اولین بار توانست قرآن مجید را به پشتو ترجمه کند. درسال 1944 به مدیریت معارف قندهار تبدیل شد و در چند سال اخیر عمر به حیث رئیس مطبعه دولتی در کابل ایفای وظیفه کرد. موصوف در سال 1953 به سن 59 سالگی چشم از جهان پوشید.
ناگفته نماند که یکی از پسران مولوی برهان الدین خان کشککی که به سلک ژورنالیستی و نویسندگی پدر پیوست، مرحوم صباح الدین کشککی میباشد که در این راه به مقام های مختلف اعم از مدیریت مسئول روزنامه اصلاح و ریاست باختر آژانس رسید، چنانکه در دهه مشروطیت (دموکراسی) به نشر روزنامه مشهور"کاروان" پرداخت و سپس در کابینه شهید محمد موسی شفیق به حیث وزیر اطلاعات و کلتور تعین شد. خدای بزرگ هر دو (پدر و پسر) را غریق رحمت کناد.
3 ـ با تشکر از جناب محترم ویس مومند که در دریچه نظر خواهی چند روز قبل پرسیده بودند که: «مقارن بقدرت رسیدن حبیب الله کلکانی... چند کشور آزاد و مستقل در جهان وجود داشت؟ و در زمرۀ کشورهای آزاد آنوقت کدام یک کشور، حکومت "سقوی" را به رسمیت شناخت، زیرا شناخت و عدم شناخت یک حکومت نو بقدرت رسیده و ایجاد روابط دیپلماتیک از جانب کشورها و مؤسسات بین المللی مشروعیت و عدم مشروعیت همچو حکومت را تثبیت میکند؟»
این دو سؤال را نمیتوان با یک تبصره مختصر جواب گفت، ولی کوشش میکنم نظر خود را بعد از تحقیق مزید طی یک مقاله بعرض برسانم. گمان میکنم شخص مسلکی در ارائه جواب، بهتر از من محترم داکتر صاحب روستار تره کی و یا جناب محترم آقای ف. هیرمند باشند. بهرصورت کوشش میکنم در حد توان در زمینه بعداً معلومات تقدیم دارم. با ارادت عبدالله کاظم