قیام بزرگ ماه حوت هرات ـ یک حماسۀ خونین!

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 14مارچ 2019

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار14مارچ 2019

(به مناسبت چهل و دومین سالگرد قیام مردمی 24 حوت 1357 هرات)

برای بزرگداشت از این قیام بزرگ و تاریخی هرات خواستم از کتابی تحت عنوان "هرات از قیام حوت تا امروز" یادآوری کنم که بوسیلۀ این کمترین نوشته شده ودرماه میزان 1390 (اکتوبر 2011) در500 صفحه درکالیفورنیا به چاپ رسیده است. این کتاب به سرعت مورد توجه و علاقمندی دوستان قرارگرفت و درمدت کوتاه کمیاب شد که با وجود تقاضا های مکرر متأسفانه تا اکنون زمینۀ چاپ دوم آن برایم میسر نشده است.

بیمورد نخواهد بود که به مناسبت سالگرد این رویداد تاریخی یک قسمت از پیشگفتار کتاب مذکور را خدمت تقدیم دارم که چرا این حماسه بزرگ تاریخ مبارزات مردم ما برای مدتها ازنظر دور ماند و چندان انعکاسی در مطبوعات داخل و خارج کشور نداشت و نیز جریان وقوع و شرح عواقب مصیبت باربعدی آن به حاشیه رانده شد.

درپیشگفتار کتاب چنین آمده است:

حوالی ساعت ده بجه روز 7 ثور 1357 صدای فیرها در مقابل مدخل ارگ ریاست جمهوری شهر کابل را تکان داد و مردم بدون هراس به سرکها ریختند و آوازه کودتای نظامی به سرعت در همه جا پخش گردید. بعد ازظهرهمان روز، هنگامیکه طیاره های نظامی برفراز ارگ به پرواز درآمدند، شایعه به حقیقت پیوست وکودتا واقعیت پیدا کرد، ولی این سؤال که کی کودتا کرده است، نزد اکثر مردم با حدس و گمان جواب داده می شد، تا آنکه حوالی شام با نشر یک اعلامیه از ورای امواج رادیو افغانستان و شنیدن نام های آشنا، برای مردم شهردیگر شکی باقی نماند که دست درازهمسایه شمال از آستین گماشتگان خلقی و پرچمی شان بیرون شده است.

ازهمان شب اول فضای آینده در چشم اکثر مردم آگاه تیره و تار شد و زنگهای خطر ازپی آمدهای مصیبت بار این حادثه به صدا درآمد. با گذشت هر روز و آشکار شدن حقایق پشت پرده، درنگاه های مبهوت و زبانهای خاموش و چهره های کمرنگ هرکس صدها رمز و اسراری وجود داشت که بیانگر نارضایتی، دل واپسی، غصه و اندوه عمیق بود. اما این خاموشی دیر دوام نکرد، زبانها آهسته آهسته باز شدند و هرجا که دو یا چند همدلی خلوت میکردند، همه حرف شان ترس از آینده موهوم و تاریک کشور بود.

گردانندگان رژیم کودتای ثور میدانستند که بین مردم جایگاه ندارند و از مردم می ترسیدند که مبادا خشم وضدیت شان منجر به قیام و درنهایت موجب سقوط رژیم شود. لذا آنها بر هرکی کوچکترین سؤ ظن پیدا میکردند و یا او را مخالف خود می پنداشتند، فوراً به حسابش می رسیدند. به این اساس اصل "بگیر و ببند" از همان روزهای اول در سرلوحه کاراین رژیم سفاک قرار گرفت، تا حدیکه در مدت چند ماه همه زندانها ها پر از مردم گردیدند. به هر اندازه که رژیم به تعدی و فشار بیشتردست یازید، به همان اندازه نارضایتی ها زیاد تر، زبان ها بازتر و دست ها همبسته ترشدند و آواز مخالفت ها از شهرها به دهات و اطراف و اکناف کشور رخنه کرد. گردانندگان رژیم به تقلید از دوکتورین منحط "ستالین"، اصل "بگیر و ببند" را به سرعت به اصل "بگیر و بکش» تبدیل کردند. این وضع موجب شد تا مردم به مقاومت روی آورند و به قیام های محلی و کوچک علیه عملکرد های رژیم بپردازند. شدت عمل گماشتگان رژیم و سیاستهای ناعاقبت اندیشانه ای آنها موجی از تنفر را درگوشه و کنار کشور دامن زد.

دراین میان قیام بزرگ و خودجوش مردم هرات یکی از حوادث خونین و اما یکی از حماسه سازترین قیامهای کشور بود که به حیث یک رویداد پرافتخار و جاودان درتاریخ مبارزات ملی افغانستان جایگاه خاص پیدا کرد. این قیام که به تعقیب یک سلسله قیامهای محلی آن ولایت، به روز 24 حوت سال 1357 یعنی پس از گذشت ده ماه و چند روز از کودتای ثوربه وقوع پیوست و مثل طوفان عظیم به شهر هرات فرا رسید، مدت شش روز بطول انجامید. این طوفان که از بین مردم ناراض سربلند کرده بود، منحصر به عوام نماند، بلکه در روز سوم آتش قیام نظامی را درفرقه 17 هرات شعله ور ساخت که رژیم از موهبت آن لرزید و دست کمک به سوی ولی نعمت خود ـ اتحاد شوروی دراز کرد. با آنکه قیام با یک دسیسه آشکار سرکوب شد، ولی اثرات آن تا سالهای دراز ادامه یافت که از جهات مختلف دارای اهمیت و برازندگی خاص است و به جرأت میتوان گفت که هیچ قیام دیگر درکشورتا آنوقت از نظر ماهیت، اهمیت و پیآمدهای مهم به پایه قیام 24 حوت هرات نمی رسد.

حوادث هرات بعد از قیام بدتر از آن بود که در جریان قیام به وقوع پیوست. اساساً قیام هرات بود که زمینه ساز تهاجم قوای شوروی به افغانستان گردید. نقطه عطف و فشار این تهاجم بیشتر در دهلیز هرات و در ادامه درساحات جنوب غربی و جنوب شرقی کشور متمرکز بود، جائیکه برای اهداف طویل المدت روسیه و بعداً شوروی همیشه شامل پلانهای توسعه جویانه آن کشور بطرف آبهای گرم محسوب می شد. همین موقعیت حساس و مهم ستراتژیک این منطقه بود که از قرنها بدینسو هرات را به یک معبر بزرگ مدنیت ها وهم محل رقابت قدرتهای بزرگ مبدل کرده بود و هرکشورگشا را به تسخیر آن وامیداشت. به همین اساس در 26 دسمبر 1979 فقط 9 ماه بعد از قیام هرات، قوای سرخ شوروی به افغانستان هجوم آورد و مدت 9 سال و چند ماه کشوررا به خاک و خون کشانید ومردم را آواره درهر شهر و دیار ساخت.

دراین ارتباط قابل ذکر میدانم که هنگام وقوع قیام هرات من درپلچرخی زندانی بودم و آنوقت امکان دسترسی اطلاعات از خارج به داخل زندان قطعاً میسر نبود. سه ماه بعد از رهائی زندان درماه اپریل 1980 با فامیل نخست به اروپا و بعداً به امریکا مهاجر شدم. تحقیقات اولی من در موضوع قیام هرات سالها بعد، هنگامی صورت گرفت که برای اولین بار کتاب «خاک اولیا» را در سال 1992 مطالعه کردم. بخش های این کتاب درمورد چگونگی قیام برمن اثر گذاشت تا بیشتر تجسس و تحقیق کنم و کتابی در زمینه بنویسم.

باید اذعان دارم که نوشتن یک کتاب جامع ومشرح درهمچو موضوع، آنهم در بیرون کشوربه چند دلیل کار بس مشکل است : یکی اینکه از وقوع قیام تا اکنون سالهای دراز می گذرد و دیگر اینکه مأخذ و آثار مستند دراین باره تاحال بسیار کم و به تعداد انگشت شمارنوشته شده است و سوم اینکه عده ای از شاهدان عینی این جهان را وداع گفته اند و اگر تعداد کم حیات داشته باشند، هریک درهمه جا پراگنده و پاشان اند. با وجود این مشکلات نظر به اهمیت موضوع از مدتی درتلاش بودم تا درزمینه کاری انجام دهم و این رویداد مهم تاریخ کشور را از فراموشخانه ای تاریخ بیرون آورم.

اینکه چرا در باره این رویداد بزرگ در همان وقت بررسی ها ی لازم صورت نگرفت وخبر های آن پخش و نشر نشد، باید گفت که متأسفانه نظر به شرایط خطیری که درآنوقت حاکم براوضاع کشوربود، هیچ گزارشگر خارجی به هرات و سائر نقاط کشور رفته نمی توانست تا رویداد های مهم را در رسانه های بین المللی انعکاس دهد و جهان را از وقوع جنایات رژیم در افغانستان آگاه سازد. همچنان به دلیل ترس از پیگیری های ممتد که تا مدتها بعد از قیام با گیر و گرفت و قتل و شکنجه ها توأم بود، کسی جرأت نمیکرد درباره سخن بگوید. لذا بر قیام بزرگ و خونین هرات که بیش از 20 هزار کشته بجا گذاشت، مُهر سکوت گذاشته شد و در رسانه ها انعکاس نیافت. اولین خبر این حادثه پس از گذشت هشت ماه برای اولین بار درماه اکتوبر 1979 بطور مختصر در روزنامه تایمزلندن به این شرح به نشر رسید:

«تلخی جنگ داخلی افغانستان با آشوب های خشونت بار در ماه مارچ در هرات رونما گردید. درآنجا دهقانهای مسلمان با دوهزار نفر ازسربازان فراری اردو شورش نمودند وصدها خلقی کمونیست، افسران نظامی و اتباع خارجی بشمول اقلاً بیست مشاور شوروی و اعضای فامیل شانرا به قتل رسانیدند. حکومت کابل با حمله هلیکوپترهای توپدار و طیارات بمب افگن جت با این قیام جواب گفت و حدود بیست هزار تن از اهالی را به هلاکت رسانید. بدین ترتیب حکومت قیام را سرکوب کرد. این همه کشتاربا این مفکوره قوت بخشید که حکومت خلقی کابل ملحد و دست نشانده شوروی است».

بعد از سکوت طولانی و گذشت شش سال بالاخره اولین گزارش به شکل یک رساله کوچک درباره چگونگی قیام از طرف شورای ثقافتی جهاد افغانستان درسال1363 (1984) تحت عنوان «قیام 24 حوت» تهیه ودرپشاور چاپ شد. همین رساله به حیث یک مأخذ اولی برای کسانیکه بعداً در زمینه آثاری نوشتند، محسوب میشود. مآخذ مهم دیگر با تحلیل های همه جانبه روی قضایای آنوقت کشورهمانا کتاب «آنتونی هیمن» تحت عنوان «افغانستان در زیر سلطه شوروی» است که به زبان انگلیسی درسال1984 چاپ شد و درسال بعد درایران به فارسی ترجمه و به نشر رسید. مؤلف کتاب در شروع 1979 به افغانستان سفر کرده بود و مسائل را از نزدیک بررسی نموده و هنگام وقوع قیام هرات درکابل بود. اکثرنویسندگان بعدی درموضوع قیام هرات، بیشترازهمین دو مأخذ استفاده کرده اند که درآثاربعدی شیوه ای "تکرار مکررات" دیده میشود.

یک اثر بسیارمهم و با ارزش همانا کتاب "خاک اولیا" است که ده سال بعد از قیام توسط "رادک سیکورسکی" ـ یک ژورنالیست پولندی الاصل (آنوقت مقیم برتانیه ـ بعداً وزیر خارجه پولند) درسال 1989 به زبان انگلیسی نشرشد و توسط استاد عبدالعلی نور احراری به دری ترجمه و در تابستان1991 به چاپ رسید. سیکورسکی سه بار به افغانستان سفر کرد: بار اول درسال 1986 به ولایات شرقی کشور، بار دوم در سال 1987 از کویته باجمعی از مجاهدین به حیث خبرنگاردرکنفرانس قوماندانهای جهادی در ولایت غور و دیدار از هرات به مقصد جمع آوری معلومات در باره قیام 24 حوت و بارسوم درسال1989همراه با عده ای از مجاهدین به کابل. ازحق نباید گذشت که کتاب "خاک اولیا" اولین کتابی است که معلومات بسیار مفصل و واقعی را در باره قیام هرات از قول کسانی ارائه میدارد که شخصاً درجریان حوادث قرار داشته اند.

باید خاطر نشان ساخت استاد عبدالعلی نوراحراری که از هرات و شخص محقق و دانشمند است و خودش در بسا از رویدادهای مهم بعد ازقیام شاهد و حاضر بوده، برعلاوه نوشتن چند مقاله مختصرپیرامون قیام هرات، تحقیقات مستندی را نیزدرسال1993 ازطریق ارائه یک پرسشنامه به شخصیتهای هراتی وارد درموضوع پیش برده که معلومات دست اول، مؤثق و ارزنده را بدست میدهد. ایشان لطف کردند این اسناد را دراختیار من گذاشتند که در تهیه این کتاب، بخصوص ازقسمت های مهم گزارشات سه نفرهریک: لالا محمد صدیق، ملا محمد ندامی و مولوی غلام محمد صالحی درمورد چگونگی قیام و اشخاص ذیدخل با ذکر مأخذ استفاده گردیده است.

اگر از تذکرات ضمنی درکتابهای دیگر و بعضی مقالات مختصربگذرم، دو کتاب دلچسپ دیگر درباره قیام و حوادث بعدی آن درچند سال اخیرنوشته شده است : یکی از احمدشاه فرزان بنام «قیام هرات» که درسال1995 درمشهد چاپ شده و محتوای آن گزارش وقایع و حوادث مفصل روزمره قیام است که بیشتر به شکل دیالوگ و شیوه داستان نویسی ارائه گردیده و خواننده را درجریان بسا رویدادهای مهم قرار میدهد و اما اینکه تاچه حد از محتوای کتاب میتوان به حیث یک سند تاریخی استفاده کرد، باید قدری تأمل کرد. کتاب دوم توسط محمدیوسف قوام احراری تحت عنوان "سردار آریا" بطور مستند نوشته شده و محتوای آن بیشتربه کارکردهای محمداسماعیل خان (چهره شناخته شده جهادی هرات) طی دوره های مختلف اختصاص یافته و درسال 2004 در 452 صفحه چاپ شده است. درآثار فوق بطور کل میتوان گفت که توجه بیشتربه شرح جریان قیام معطوف گردیده و کمتربه بررسی پیآمد ها و تحلیل اثرات بسیار مهم بعد از قیام پرداخته شده است.

رژیم کابل چندی قبل از قیام شخصی را بنام نظیف الله نهضت (خلقی) به حیث والی هرات فرستاد که در قتل و قتال مردم دراثنای قیام نقش عمده داشت. موصوف بعداً کتابی نوشت تحت عنوان "آشوب بیگانگان" که باصد مشکل متن پشتوی آنرا پیدا کردم ونظریات واهی او را نیز دراین کتاب انعکاس داده ام.

ازهمه مهمتر با نشراسناد محرمانه شوروی پرده از روی بعضی راز ها برداشته شد که توأم با نگرانی جدی آن کشور از رویداد قیام هرات بود. این اسناد در دو کتاب به نشر رسیده است: یکی درکتاب "ارتش سرخ در افغانستان"، نوشته گروموف و ترجمه آقای عزیزآریانفر و دیگر درکتاب "افغانستان و اتحاد شوروی ـ اسناد آرشیف های روسیه و آلمان شرق" که آقای نور احراری آنرا از انگلیسی به دری ترجمه و چاپ کرده است. رونوشت جلسه اضطراری بیروی سیاسی حزب کمونیست شوروی را در مورد حوادث هرات از ترجمه آقای احراری استفاده کرده ام و چون صحبت تیلفونی تره کی و کاسیگین در کتاب اخیرالذکر مکمل نبود، متن مکمل آنرا از جریده امید بدست آوردم که نقاط مهم هر دو سند درداخل کتاب و متن مکمل آنها در ضمیمه کتاب درج گردیده اند.

باید خاطر نشان سازم که مباحث کتاب حاضر تاحدی ازبحث اختصاصی پیرامون چگونگی قیام و پی آمدهای آن فراتر میرود، چنانکه درقسمت اول (مشتمل بر چهار فصل) سعی شده تا نگاهی مختصر به گذشته های تاریخی هرات انداخته شود وخواننده را با نشیب و فراز های مهم این دیار آشنا سازد. قسمت دوم (طی شش فصل) به بررسی اصل موضوع اختصاص یافته و قسمت سوم (حاوی پنج فصل) حوادث مهم هرات را پس ازقیام تا امروز مورد ارزیابی قرارمیدهد.

این بود مختصری از نکات قابل ذکر در پیشگفتار کتاب و از استاد احراری ـ دوست عزیز و دانشمندم کمال امتنان دارم که با نوشتن یک تقریظ از نشراین کتاب با عبارات صمیمانه استقبال فرمودند که در یک قسمت تقریظ خویش آن چنین نوشته اند: «ازدیر زمانی است که با آثار و تألیفات گرانبها و ارزنده ای جناب داکتر سیدعبدالله کاظم، این مؤلف پرکار، محقق ژرفنگر و مبصر و تحلیلگر سیاسی که ذکر محامد و محاسن اخلاقی شان دراین مختصر نمی گنجد، آشنائی داشته و از کتب، رسایل، مضامین، مقالات و استماع برنامه های جالب و پرمحتوای تلویزیونی ایشان نصیب و بهره فراوان و وافر برده ام. درمیان آثار متعددی که درباره حوادث و رویدادهای تاریخی کشورمان به چاپ رسیده، به ندرت میتوان اثری را سراغ کرد که به گونه مستند و باذکر مأخذ و منابع و مراجع معتبر و قابل اعتماد با اسلوب و شیوه ای تحقیقی نوین انتشار یافته و مؤلف اصل بیطرفی را درفراهم آوری مطالب و داوری به قضایا مراعات کرده باشد. کتاب حاضر را میتوان درزمره ای این نوادر شمرد، زیرا با روش محققانه و ژرفنگری موشگافانه نگارش یافته و افزون برآن مؤلف با مهارت تمام وقایع و حوادث تاریخی را طوری یکی پی دیگر به رشته تحریر درآورده که ذهن و حواس خواننده را کاملاً بدان معطوف داشته و او را درصحنه حاضر میدارد.....مضمون اصلی کتاب چنانکه از عنوا ن آن پیدا است، با آنکه بر محور قیام 24 حوت 1357 هرات و پیآمد ها و نتایج آن می چرخد، ولی مطالب مهم و ارزشمند ومعلومات مفید و سودمند که بعضاً شاید بتوان آنرا دست اول شمرد، در بخش اول آن گنجانیده شده است. قیام 24 حوت را که حدود یک هفته درشهر هرات ادامه داشت، باید قیام حوت خواند زیرا درجریان ماه حوت 1357 قیامهای محلی درمربوطات هرات به وقوع پیوست و سپس گسترش بیشتر یافت و ولایت همجوار بادغیس را نیز فرا گرفت. با آنکه همه این قیامها با قساوت و بربریت سرکوب گردید و هزاران تن از فرزندان صدیق و راستین هرات را به خاک و خون افگند، ولی در دراز مدت چنانکه در این کتاب به تفصیل آمده است، نتایج خوب و ثمربخش ببار آورد.»

با اتحاف دعای در حق همه شهدای راه آزادی کشور، بخصوص شهدای قیام خونین هرات درپایان قطعه شعری که به این مناسبت بوسیلۀ شاعره معاصر هراتی محترمه صاعقه احراری سروده شده است، تقدیم میگردد:

بیست و چار حوت، روزقهرمانان هرات

روز عزم و رزم پیر و نوجوانان هرات

روزعشق و جانفشانی بهر ناموس وطن

روز والای غیور و شیرمردان هرات

روز رسوائی روس و نوکران برژنیف

روزتار و مار دشمن از شبستان هرات

روز نفرت از رژیم خود فروش بیخدا

روز طغیان و خروش نیکمردان هرات

با کلنگ و بیل و چوب و پای پراز خاک و ِگل

سیل آسا آمدند از دشت و دامان هرات

نعرۀ الله اکبر سر نمودند هر طرف

غرش و طوفان نمودند، جانفشانان هرات

جمله قرأت و محلات، پیر و برنا جانفشان

یک قیام بی مثال کردند بمیدان هرات

از برای حفظ دین و ملت پرافتخار

این شهامت را نمودند رزمجویان هرات

یک قدم بیرون نرفتند از قیام خویشتن

تا شهید رزم گشتند پاسداران هرات

خصم ملت شد (تَرَک*)، آن نوکرمنحوس روس

آتش بیداد ریخت برکاخ و ایوان هرات

تانک و طیارات کردند صحنه را تاریک و تار

سیل خون گردید روان درجویباران هرات

شدهزاران تن شهید ز دست ظالم یک زمان

آه ازین بیداد که رفت برجانثاران هرات

از خیابان هری تا درب سلطان شهید

جا نماند از نعش و خون مستمندان هرات

جان به کف جام شهادت نوش کردند بهردین

صد درود و آفرین بر آن شهیدان هرات

لاله زار و داغدار است دشت و دامان وطن

تا ابد از خون پاک آن شهیدان هرات

همچو چنگیز و هلاکو زشت تاریخ شد تَرَک*

تا ابد هرجا شود ذکری ز دوران هرات

«صاعقه» گوید شب و روز این دعا از صدق دل

لطف حق باشد همیش یار و نگهبان هرات

(* مقصد از «تَرَک» نورمحمد تره کی است)