(این بخش برای مقدمه کتاب باشد و تکمیل گردد)

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 25 فبروری 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار25 فبروری 2022

اهمیت تاریخ نگاری و لزوم بازنویسی تاریخ معاصر کشور

امروز در صفحه فیسبوک دانشمند گرامی جناب داکتر زمان ستانیزی این دو جمله را در مورد تاریخ و اهمیت آن برای آینده خواندم که نوشته بودند: «اگر از تجربه های تلخ تاریخ درس عبرت نگیریم، تکرارخواهند شد؛ باید درآئینۀ تاریخ به عقب بنگریم، تا راه و روش آینده را درآن تخمین بزنیم.» این دو جمله که درواقع دو وجیزه است، همان گفتارهمیشگی را بیان میکند که: «آگاهی ازتاریخ، چراغ راه آینده است.» با اشاره به "آئینۀ تاریخ" متن بالا، این نکته را میرساند که این "آئینه" باید صاف وعاری ازهرنوع غش باشد، تا راه آینده را برمبنای واقعیت ها جلوه گر سازد.

کسانیکه با مطالعه وسیع وهمه جانبه کشور سروکار دارند، به خوبی میدانند که تاریخ معاصر افغانستان، بخصوص طی یک قرن اخیربه دلایل مختلف بیشترتحت تأثیرجریانات سیاسی قرارگرفته و دربسا موارد ازمسیرواقعی آن منحرف شده و با قضاوتهای انفسی به شکل حب وبغض ها همراه گردیده است. انحصار مطبوعات در دست دولت و نشر آثار فرمایشی ازجانب دولت ازیکطرف ونبود آزادی بیان توأم با ترس ازشکنجه و زندان ازطرف دیگر و نیز ازبین بردن اسناد و شواهد تاریخی اثر بسیار ناگوار در فرو رفتن حقایق درتاریکی گردیده و مانع آن شده است تا کسانیکه از واقعیت ها آگاهی داشته اند، جرأت نکنند به بیان حقایق بپردازند و ناگزیر مُهر سکوت بر لب بسته اند و یا به شیوه ای بسیار محتاطانه به قضایای تاریخی اشاره کرده اند. درچنین فضا بعضی مؤرخان کشور بررسی های تاریخی را درآثار خود تا یک دوره خاص که مسئولیت چندان متوجه نوشته های شان نباشد، به پایان رسانیده و از ادامه بحث برمسایل بعدی دور جسته اند. جلد اول کتاب "افغانستان درمسیر تاریخ" تألیف زنده یاد میرغلام محمد غباریکی از این مثالها است که تاسقوط دوره سقوی را در برگرفته و اما سالها بعد جلد دوم آنرا بعد از وفات او پسرش به نشر رسانیده است و ردآن مطالبی درج گردیده که امکان نشر آن در زمان سلطنت موجود نبود. در زمان رژیم خلقی ـ پرچمی نوشتن آثار در بارۀ دورۀ سلطنت بنابر پالیسی رزیم بازار گرم یافت و حقایق ناگفته درطول 45 سال به نشر رسید و حتی محققان خارجی نیز به نشر آثار مهم در بارۀ رویدادهای شش دهه اخیر کشور پرداختند. درزمان جهادبا انکه تنظیمهای جهادیهمه گذشته و هم دورۀ خلقی ـ پرچمی را زیر انتقاد گرفتند، اما مطبوعات آزاد بخصوص نشر مجدد بعضی آثار و نیز چاپ کتابهای جدید یک قدم بسیار مهم در زمینه تاریخ کشور محسوب میگردد. باپیشرفت تکنالوژی و میسر شدن زمینه هابری نشر مجلات و کتابها در مسایل تاریخ بوسیله محققان نویسندگاه مهاجر افغان در خارج قدم مهم دیگر بود که دراین راستا گذاشته شد. پس از واقعات 2001 در افغانستان و موجودیت آزادی بیاندانشمندان و محققان افغان و نیز خارجی هادر همه ساحات رسانه یی و بخصوص طبع و نشر کتب و مجلات تحول بزرگی پدید آمد و امروز خوشبختانه مواد و منابع تحقیقاتی در ساحات مختلف بخصوص تاریخ معاصر کشور فراوان است که حتی وفرت و نیز تفاوت نظرها درمسایل انقدر زیاد است که بررسی و ارزیابی این همه آثار کارمحقق را دشوارمی سازد. نکته مهمی دیگر دراین راستا بیرون شدن بسا اسناد مهم تاریخی و ساسی از قید محرمیت اطلاعاتی جدیدی را در دسترس قرار میدهند که برویت آنبساز نقاط تاریک تاریخ معاصر کشور بخصوص بررویدادهای مهم یک قرن اخیر روشنی می اندازد. با ملاحظه این اسناد و آثاریکه درنتیجه آزادی بیان دراین دودهه به وجود آمده و درعین زمان کتب کمیاب گذشته که عمداً از دسترس بیرون شده بودند، باز نشر شدند، لزوم بازنویسی تاریخ معاصر کشور را به یک رسالت مهم مبدل ساخت. این رسالت نه تنها موجب روشن ساختن زوایای تاریک تاریخ میگردد، بلکه نسل جوان کشور را ازسردرگمی های تاریخ کشور بیرون میکند و آنها را از گذشته های تلخ تاریخ آگاه می سازد تا درپرتو آن راه آینده را به درستی بیابند و نگذارند مصیبت های گذشته بار دیگر تکرار شوند.

ازهمکاری قلمی اینجانب با پورتال وزین افغان جرمن آنلاین مدت 15 سال می گذرد و طی این مدت 845 عنوان نوشته هایم افتخار نشر دراین پورتال را یافته است که بیشترین آن روی موضوعات اجتماعی و سیاسی و بخصوص تاریخ معاصر کشور بوده است. اگرچه رشته مسلکی ام اقتصاد و سوسیولوژی (علم الاجتماع) است، اما از بسیار جوانی با تاریخ علاقمند بودم، چنانچه هنوز شاگرد مکتب بودم که کتاب هفت جلدی تاریخ عمومی دنیا (نوشته البرماله) را از کتابخانه وزارت معارف امانت میگرفتم و مطالعه میکردم. علاقه من به تاریخ معاصر افغانستان نیز از محیط خانوادگی ریشه میگرفت و شنیدن واقعات دور و نزدیک کشور از زبان بزرگان خانواده توجه مرا حتی از زمان کودکی مثل افسانه به خود جلب میکرد و از ورای صحبت های آنها بعضی مطالب و نامها ذهن نشینم میگردید.

وقتی به فکولته حقوق شامل شدم، سال اول بسا مسایل را ازاستادان آموختم که علاقه مرا به مسایل تاریخی و سیاسی کشور بیشتر ساخت، اما در صنف دوم بودم که به فاکولته جدید التشکیل اقتصاد مرا تبدیل کردند. با آنهم ازهمان زمان تا اکنون برای آگاهی از تاریخ معاصر کشور کوتاهی نکردم و به جمع آوری آثار و کتب و نشرات نسبتاً کمیاب دست یازیدم که متأسفانه وقتی درسال 1357 به زندان رفتم، کتابخانه شخصی ام مورد تفتیش پولیس قرارگرفت و هرآنچه از کلکسیون های قدیمی با ارزش درطول سالها جمع آوری کرده بودم، بدست آنها افتاد. چند ماه بعد از رهائی زندان دراواخر سال 1358 (پس از تهاجم روسها به کشور) ناگزیر مهاجر شدم، مدتی در جرمنی و سپس به امریکا آمدم. در دیار هجرت درد دوری و ترک وطن مرا بیش از هروقت دیگرمصروف اخبار وطن ساخت.

با آنکه درآنوقت وسایل اطلاعاتی بسیار محدود بود، روزگارمرا واداشت تا دست به قلم بَرَم و درباره رویداد های جاری وطن بنویسم. مجله آئینه افغانستان باراول این دروازه را برویم باز کرد و بیش از 60 مقاله ام تا سالهای 1995 درآنجا به نشررسید و درعین زمان سلسله مقالات خود را در ماهنامه کاروان و دیگرجراید افغانی درهجرت ادامه دادم. با رویکار شدن رادیوهای محلی افغانی از جمله رادیو پیام افغان، نقش های جاودان، رادیو 24 ساعته و همچنان صدای امریکا، رادیو آزادی و بی بی سی نیز مصاحبه ها داشتم. وقتی تلویزیونهای افغانی بالترتیب شروع بکار کردند، ازجمله با تلویزیون آریانا افغانستان، پیام افغان و نور برنامه های منظم پیشکش هموطنان کردم که جمعاً تعداد مصاحبه ها در رادیو و تلویزیونها درحدود 500 برنامه میرسد(کست های همه نزدم موجود است). ازسال 1994 به بعد به نوشتن کتاب اقدام کردم که این سلسله تا اکنون ادامه دارد و تعدادی آز آنها به چاپ رسیده و تعدادی دیگر آماده چاپ میباشند.

از روی تجارب و مطالعات خود در زمینه تاریخ معاصرافغانستان به این نتیجه رسیده ام که بسا موضوعات تاریخ کشور در ابهام و تاریکی قرار داشته و بعضاً با تحریف حقایق همراه میباشند. این نقیصه مرا از مدتی برآن واداشت تا دراین سالهای اخیرعمربیشتر وقت خود را مصروف بررسی همین موضوعات تاریخی کشورسازم وبکوشم برمبنای اسناد موثق و مآخذ معتبر بر زوایای تاریک رویدادهای تاریخ معاصر وطن روشنی اندازم و ادای این رسالت را بر خود واجب دانستم.

...........................