کتاب "زندگی سیاسی شهید محمد داؤد از آغاز تا انجام"
تقدیم به علاقمندان تاریخ معاصر کشور
نویسنده با افتخار این کتاب خود را اهداء کرده است:
به روان پاک
همه شهدای گلگون کفن افغانستان، از جمله آنهائیکه در گلوله باران ارگ ریاست جمهوری در صبحگاه 8 ثور 1357 بوسیلۀ کودتا چیان ظالم و خونخوار جام شهادت نوشیدند، خاصتاً
شهید محمد داؤد اولین رئیس جمهور کشور ـ ابر مردی مسلمان و وطندوست که:
ــ 47 سال عمر خود را با دیانت و صداقت در راه خدمت به وطن و مردم خود گذشتاند،
ــ چهره افغانستان را ازیک کشور قرون وسطائی به یک دنیای نوین تغییر داد،
ــ نهضت زنان را در دورۀ دوم به ثمر رسانید،
ــ دستش به فساد و سوء استفاده هرگز دراز نشد،
ــ در راه ترقی واعتلای کشور تا پای مرگ تلاش کرد،
ــ در حفظ ناموس وطن و مردم همچو دژ استوار ایستاد،
ــ جان داد و اما به دشمن تسلیم نشد،
ــ افتخارش خدمتگذاری به وطن و مردمش بود.
روح این بزرگمرد و قهرمان واقعی وطن شاد و یادش گرامی بادا!
این کتاب که در سه جلد و جمعاً 1322 صفحه اخیراً بوسیلۀ یکی از مطابع مشهور وطن ـ "مطبعه عازم" در کابل به چاپ رسیده و آماده توزیع میباشد، در نوع خود اولین اثری خواهد بود که در این موضوع با همین وسعت و عمق به رشته تحریر درآمده است. جلد اول در 444 صفحه به بررسی قدمه های اول کاری شهید محمد داؤد به حیث یک افسرنظامی پرقدرت و فعال و سپس به دوره ده ساله صدارت او و همچنان دوره عزلت پس از استعفی از مقام صدارت اختصاص دارد که جمعاً 42 سال را دربر میگیرد و مشتمل برهفت بخش است. جلد دوم در 592 صفحه شامل بررسی های همه جانبه دوره جمهوری پس از کودتای 26 سرطان و سقوط سلطنت میباشد که از بخش هشتم تا بخش دهم ادامه دارد و اما جلد سوم در 286 صفحه به سقوط جمهوریت و کودتای منحوس ثور 1357 و جوانب مختلف آن اختصاص یافته که تحت عنوان "فرجام خونین" از بخش یازدهم تا بخش پانزدهم را دربر میگیرد. علاوتاً اکثر بخش ها به فصل های متعدد و هرفصل نیز به اجزاء و عناوین فرعی تقسیم گردیده که فهرست مکمل آن در آغاز هر جلد گنجانیده شده است. در پایان جلد دوم چند ضمیمه و در ختم جلد سوم فهرست آثار دیگر نویسنده کتاب افزود گردیده است.
برای پاسخ به این سؤال که چرا نویسنده با قبول زحمت فراوان و با وجود مشکلات وحساسیت های موضوع به نوشتن این کتاب اقدام نموده است، بهتر خواهد بود تا نگاهی به پیشگفتار در آغاز کتاب انداخته شود که ذیلاً خدمت تقدیم میگردد:
پیشگفتار
از آنجائیکه محتوای این کتاب یک بحث تاریخی است، لازم میدانم چند نکته مختصر درباره تاریخ بعرض برسانم: تاریخ به اساس تعریف کلاسیک همچو"آئینه ای است که گذشته را در برابر چشم نسل بعدی منعکس می سازد". بعضی ها این تعریف را جامع نمیدانند، زیرا آئینه بازتاب دهندۀ تمام زوایای حوادث بشری بوده نمیتواند. اینجاست که مفهموم تاریخ فرا تر ازآن میرود که صرف آئینه ای گذشته باشد، بلکه تاریخ تجسس و تفحص پیرامون چرا و چگونگی وقوع حوادث را نیز دربرمیگیرد و به همین لحاظ است که مؤرخ و محقق با بررسی دلایل آن سروکار دارد.
برای پاسخ به سؤالهای "چرا و چگونه" وظیفه محقق یا مؤرخ طوری تبارز میکند که نخست باید دارای تجربه درتفکر تاریخی باشد یعنی حاکم بر اوضاع و احوال زمان وقوع رویداد و دیگر بتواند درباره مسائل مورد بحث تأمل و تفکر کند، به تحلیل و ارزیابی حوادث در زمان و مکان مشخص بپردازد، بکوشد به پرسش های مطروحه جواب بگوید و مدارک و اسناد دست داشته را تفسیر نماید. به این اساس تاریخ از واقعه نگاری فاصله میگیرد و ماهیت علمی را کسب میکند که وظیفه ای آن مطالعۀ رویدادهایی است که دیگردر معرض مشاهده ما قرار ندارند و مؤرخ باید با برهان و دلیل از آنچه که قابل دسترسی ما از آن رویداد ها ازطریق توسل به مدارک و اسناد، شواهد و قراین میباشند، با استدلال منطقی ارائه دارد.
به نظر "برادلی" ـ یکی از تاریخ دانهای انگلیس: مؤرخ کسی است که دیگر به انچه مراجع میگویند، اکتفا نمیکند؛ او بدنبال صحت و سقم آن گفته ها میرود. "کالینگ وود" دانشمند دیگرانگلیس می افزاید: درمیان اظهارات مراجع، مؤرخ باید نکات دیگری را که مستلزم شرح رویداد است و موجب اکمال آن میشود، علاوه نماید. با این زعم هیچ مؤرخ صرفاً متون مرجع خود را سرتا آخر رونویس نمیکند و حتی اگر چیزی از خود برآن نیفزاید، اما از آن متون چیزهایی را که بدرد کارش میخورند، بر می گزیند و آنچه را بدرد کارش نمیخورند، کنار میگذارد. بنابرآن مؤرخ از آنچه در کار خود وارد کرده است، مسئولیت آنرا نیز بدوش دارد. مؤرخ مختار است، چیزی را که مراجع به او گفته اند، رد کند و چیز دیگر را در جای آن قرار دهد و او دراینصورت میتواند برای خود مرجعیت شود و حقیقت را مورد بررسی قرار دهد. بناءً موضوع تاریخ "درک حقیقت" و هدف آن "کشف حقیقت" است و دراین ارتباط مؤرخ باید بکوشد علت و معلول آنرا دریابد و در جستجوی مدارک و مآخذ معتبر و اصیل برآید و اینکار اولین وظیفۀ محقق تاریخ محسوب میشود. (برای توضیح مزید به مقالۀ مبسوط و تحقیقی "تاریخ چیست؟" از قلم: کاندید اکادمیسین محمد اعظم سیستانی، منتشره افغان جرمن آنلاین، مورخ 22 اپریل 2013 مراجعه شود)
بدون شک بررسی و ارزیابی انبوه این مدارک ایجاب میکند که شخص دارای صلاحیت علمی و تحقیقی لازم باشد تا نخست به مدارک قابل اعتباردسترسی پیدا کند، آنها را بدقت بخواند و از آن نکاتی را برگزیند که بدرد کارش میخورد و آنرا به حیث متمم نظر خود ارائه دارد. دراینجا لازم به تذکراست که مؤرخ غره به دریافت های خود نشود و آنرا نهائی و کامل و جامع نپندارد، چه بسا ممکن است که مؤرخ و محقق درمورد نتایج حاصله از کار خود دچار اشتباه شده باشد، لذا بر مؤرخ است که از انتقاد دیگران بریافته های خود دلگیر نشود و آنچه را از نظر منتقدان معقول می پندارد، به آن تن دهد و در پی اصلاح کار خود افتد.
دراین پیشگفتار قابل یادآوری میدانم باآنکه رشته اصلی من اقتصاد وسوسیولوژی(جامعه شناسی) است، ولی حوادث روزگار در وطن طی این چهار دهه ای پرماجرا مرا از رشته اصلی تاحدی دور ساخته و توجهم را بیشتر بسوی مسائلی سیاسی و بررسی موضوعات حاد کشورمعطوف کرده است. از سه دهه بدینسو که میدیای افغانی قدم بقدم در دیار غربت انکشاف کرد و زمینه نشر مقالات و بررسی رویدادهای کشورازطریق رادیوها و تلویزیونهای افغانی در خارج فراهم گردید، من هم با این موج همراه شدم و با اشتراک درمصاحبه ها ونیز پیش بردن برنامه های مستقل رادیوئی و تلویزیونی مصروف گردیدم و درعین زمان طی همین مدت با انکشاف رسانه های چاپی و انترنتی به نوشتن مقالات و تألیف کتب و رساله ها مبادرت ورزیدم. خوشحالم ازاینکه به لطف الهی توانستم جمعاً بیش از 600 مقاله و تعدادی از رساله ها و نیز چندین عنوان کتاب را در ایام هجرت به نشر برسانم و از این راه خدمت ناچیز برای جامعه افغانی در داخل و خارج کشور انجام دهم. به فرموده استاد بزرگ آقای عبدالرحمن پژواک:
به پیری گر ز دستم کار سر افشان نمی آید
رهین طبع خویشم، خامه را شمشیر می سازم
اکنون که مدتیست خزان عمر در حال برگ ریزان است و قدم در زمستان هستی گذاشته ام، میخواهم تا خاموشی این چراغ توجه خود را بیشتر در راه تحقیق و بررسی حوادث تاریخی کشور که سخت مورد تحریف قرار گرفته و حب و بغض های از هر قبیل برواقعیت ها سایه افگنده است، معطوف دارم. دراین راستا تاحد توان سعی بلیغ و تلاش جدی خواهم کرد که با آنچه در آغاز این مقدمه راجع به رسالت و مسئولیت یک مؤرخ و محقق بیان گردید، برطبق آن وقایع تاریخ معاصر کشور را به بررسی و تدقیق گیرم و بکوشم با ملاحظه مدارک و اسناد دست داشته بر زوایای تاریک آن روشنی اندازم، تا راه را برای قضاوت سالم نسل جوان باز کنم و تجارب و اندوخته هایی را که روزگار طی مدت طولانی پر از نشیب و فراز زندگی برایم آموخته است، به حیث یک میراث ناچیز از خود بجا بگذارم.
نویسنده بار ها علناً گفته است که به شخصیت های صادق و خادم مردم و وطن و کسانیکه عمر خود را وقف انکشاف و تعالی کشور کرده و از خود کارنامه های مهم و روشن به میراث گذاشته اند، احترام بسیار دارد و شرح خدمات شانرا برخود واجب میداند تا بدانوسیله از یکطرف کارکردهای آنها از زیر سایۀ انتقادات و اتهامات اغلب ناوارد و "عقده مندانه" بیرون شود و از طرف دیگر یک تصویر قرین به واقعیت از رویدادهای تاریخی وطن برای نسل جوان ارائه گردد، زیرا این نسل در اثر جریان های چند دهه اخیر درمسائل تاریخی دچار سر درگمی شده اند و نمیدانند که به سخن کی اعتماد و باور کنند.
امروز هر شخصیت آگاه از مسائل، این وظیفه را دارد تا در همچو موارد به ابراز نظر بپردازد و اثری بنویسد، به شرطیکه مسائل را وجه شخصی ندهد و آنچه را تحقیق و تتبع میدارد با کمال امانتداری و رعایت شیوه های علمی و اکادمیک مطرح بحث سازد.
از جمله بزرگان و مردان تاریخ ساز که عمری را در خدمت وطن و مردم گذشتانده و از خود کارنامه های مهم و روشن به میراث گذاشته، یکی هم شهید محمد داؤد است که دست آورد زحمات او در مدت 47 سال زندگی سیاسی اش بدون شک جزء لایتجزای تاریخ نیم قرن افغانستان میباشد.
ماجرای زندگی این شخصیت متبارزتاریخ معاصر کشور از آغاز تا انجام طی دوره های مختلف دراین کتاب بطور تحلیلی و مستند مورد بررسی قرار گرفته است. دلیل نوشتن این کتاب با همه شرح و بسط آن به هیچ وجه مبتنی بر علایق شخصی نیست، بلکه تلاشی است برای بررسی حقایق تاریخی و بیرون کشیدن آن از شایعات و تحریف ها تا نسل های فردای کشور درمقایسه با آثار دیگر بتوانند در مورد واقعیت رویدادها قضاوت سالم نمایند.
اینجانب نخواسته است که موضوعات مهم تاریخی را بطور شعار گونه در چند فقره و چند سطر خلاصه کرده و به روی آن حکم صادر نماید، بلکه کوشیده تا مسائل مربوطه را برمبنای اسناد و مدارک، شهود و قراین به تحلیل و بررسی بطورمشرح و همه جانبه بیان کند.
باید اذعان دارم، وقتی کتابها و آثاری را در همین مورد میخوانم، با تأسف می بینم که بعضی از آنها تا چه حد از روی انگیزه های شخصی، فکری و عقیدتی به بررسی مسائل پرداخته اند. اگر کتابی را که بوسیلۀ یک شخص وابسته به جناح های چپ و یا راست افراطی نوشته شده میخوانم، بازهم می بینم که آنها تلاش داشته اند تا قضاوت خود را بر مبنای افکار گروپی خود استوار سازند و مسائل را از همان دریچه خاص نگاه کنند که مسلماً نظر شان از آفاقیت بدور میرود.
بدیهی است که محمد داؤد مثل دیگر بزرگان مخالفان زیاد داشته و دارد، اعم از جناح های راست افراطی خاصتاً در بین تنظیم های جهادی و نیز در بین جناح های چپ افراطی از جمله خلق و پرچم و در عین زمان کسانیکه به نحوی در رژیم شاهی صاحب مقام و منزلت بودند و بعداً امتیازات را از دست دادند و هم کسانیکه با اشکال و دلایل احساسی و شخصی موقف مخالف را بخود گرفته اند. این عده اشخاص میکوشند محمد داؤد را بیشتر به دلیل دیکتاتور بودن، خود خواهی، سر زوری و یا عطش او به مقام و قدرت بکوبند و او را با معمر قذافی یا صدام حسین همطراز نشان دهند، درحالیکه این تشابه نادرست است و محمد داؤد هیچگاه برای منافع شخصی خود از مقام استفاده نکرده و در اِعمال قدرت به مثل آنها توسل نجسته است.
شرح و بسط موضوعات مندرج این کتاب برای کسانی دلچسپ نخواهد بود که عادت به مطالعه نوشته های کوتاه و مختصر در چند صفحه دارند، بلکه محتویات این کتاب بیشتر به درد محققان تاریخ و نیز نسل جوان که آرزومند آگاهی از جزئیات رویدادها باشند، خواهد خورد.
در این اثر کوشیده شده است از کسانی نقل قول صورت گیرد که خود در جریان قضایا بوده و یا از نزدیک با جریانات و رویداد ها آشنائی داشته اند. از نظریات آنها نکاتی برگزیده شده که بدرد کار دراین کتاب میخورده و این نکات به حیث متمم و مؤید نظر نویسنده طی بخش ها و فصول متعدد کتاب انعکاس یافته است.
تأسف من در آنست که دیگران میکوشند از هر جنگ سالار و یغما گرشخصیت و زعیم بتراشند، ولی کسانیکه سعی دارند شخصیت های تاریخی کشور که عمری را در راه خدمت به وطن و مردم صرف کردند و مردانه وار جام شهادت نوشیدند و نه بلند منزلی و نه حساب های ملیون دالری از خود باقی گذاشتند، به گونه ای مورد تاخت و تاز غیر منصفانه قرار دهند. بازهم با تأسف که عادت داریم مسئولیت همه امور را بدوش یک نفر بیندازیم تا خود را در مجموع تبرئه کرده باشیم. در سقوط نظام جمهوری دست های زیاد از خود ما شریک بود و خیانت های پیهم یک تعداد گماشتگان شوروی و حتی کسانیکه در داخل آن نظام در رده های بالا قرار داشتند، در این فاجعه و بعد از آن شریک بودند. امروز ما چشم به زیر انداخته هیچیک به روی خود نمی آوریم. بعضی از آنها میکوشند نقاب بر چهره اندازند و با نوشتن کتابهایی برای برائت خود با زرنگی خاص از حقایق طفره بروند و بگویند که ما چپی وابسته به خلق و پرچم و شوروی نبودیم. آفتاب را نمیتوان با دو انگشت پنهان کرد.
درنوشتن تاریخ باید کوشید از روی رازهای پوشیده پرده برداشت، ولو که اینکار برتعداد مخالفان بیافزاید. لذا نوشتن و بیان حقایق در تحت این شرایط کار آسان نیست و ابراز مخالفت ها را حتی با کلمات ناموزون از طرف مخالفان باید قبول کرد، زیرا آنها میکوشند با واردن کردن انواع فشارها نویسنده و محقق را از کارش بیزار سازند. اما کسانیکه هدف خود را جستجوی حقایق تاریخی قرار داده اند، باید با صبر و شکیبائی این فشارها را تحمل نمایند و بکار خود ادامه دهند و سعی کنند تا سیاه را از سفید جدا نمایند و اما قضاوت را به دیگران واگذارد.
با استفاده از فرصت دراین پیشگفتارمیخواهم توجه را به چند نکته ذیل مختصراً جلب کنم:
الف ـ من به همه شخصیت های پاک، صادق به وطن و مردم و حامی منافع ملی کشور احترام و اخلاص داشته و به خدمات شان قلباً ارج میگذارم، ولی صادقانه میگویم که با هیچیک از زعمای گذشته و حال افغانستان وابستگی سیاسی و شخصی نداشته و همیشه کوشیده ام تا آزادی فکری خود را نگهدارم. دراین ارتباط بصراحت بیان میدارم که هدف از نوشتن این کتاب و یا نوشته های دیگرم دراین زمینه به هیچ وجه مفهوم "سرسپردگی" را با آن شهید ندارد، نه در آنوقت صاحب مقام بالاتر از اهلیت خود بوده ام که با ازدست دادن آن حالا در پس سرسپردگی برآمده باشم و نه چشم به کدام مقام و منفعتی دوخته ام و نه کسانی از محمد داؤد اکنون در موقفی قرار دارند که به آن امید از او به دفاع برخیزم، ولی به حیث یک افغان این رسالت را وظیفه خود میدانم بر یک قسمتی از تاریخ کشور روشنی اندازم تا نسل فردا بتواند در پرتو آن به حقایق تاریخی کشور دست یابد.
ب ـ شیوه ای تحقیق و آفاقیت در بررسی رویداد های تاریخی ایجاب میکند تا وقایع را در بستر زمان وقوع آن مورد تدقیق و مطالعه قرار داد. کسانیکه وقایع گذشته را با معیار های امروز می سنجند، در قضاوت خویش دچار اشتباه میشوند.
ج ـ از آنجائیکه هرشخصیت بزرگ از خود حامیان و نیز مخالفانی دارد، لذا برای یک محقق "غیرجانبدار" لازم است تا در شناخت منابع و مآخذ و نویسندگان آن موشگافی نموده و در اتکاء به نظر آنها کمال احتیاط را بخرچ دهد. رعایت دقیق این موضوع براهمیت تحقیق و نیز اعتبار محقق می افزاید و میتواند جامعه را بسوی درک یک حقیقت تاریخی بطور احسن رهنمائی کند.
د ـ دفاع از (و یا انتقاد بر) نظریات یک رهبر سیاسی حق مسلم هریک است و اینکار وقتی قابل توجه پنداشته میشود که ابراز نظر در زمینه با حفظ عفت کلام و مبتنی بر مدارک معتبر باشد.
هـ ـ برای سهولت خوانندگان دراین کتاب مآخذ و منابع فقط جابجا در ادامه موضوع در بین قوسین با حروف کوچکتر نوشته شده و اما در پایان هرجلد فهرست مآخذ به حیث ضمیمه علاوه گردیده است. آنچه دربین ناخنک «..» آمده اقتباس از متن مأخذ است و آنچه در بین "...." آمده نقل قول در داخل یک نقل قول بوده و آنچه دربین براکت [...] گنجانیده شده، متن توضیحیه در داخل نقل قول میباشد که ازطرف نویسنده کتاب در آن علاوه شده است.
و ـ شیوۀ نویسندگی ایجاب میکند که با حفظ احترام به اشخاص مورد بحث از تکرار اسم مکمل و القاب شان منصرف شده و فقط با ذکراسم معمول از آنها نام برده شود؛ در این نوشته از شهید سردار محمد داؤد خا ن تنها با ذکر"محمد داؤد" و همچنان ازشخصیت های دیگر به عین شکل بطور اختصار فقط با ذکر نام و یا تخلص شان اکتفا میگردد و از تکرار القاب صرف نظر میشود، به استثنای حالاتیکه شخص با القاب شهرت یافته باشد.
ز ـ نویسنده به هیچ وجه ادعا ندارد که این اثرجامع و کامل است، بلکه کم و کاستی هایی در آن وجود خواهد داشت که یا از نظر نویسنده بدور مانده و یا نویسنده اشتباه کرده است. امید است صاحب نظران وارد در قضایا با ارائه نظریات صائب، مستند ومستدل خود کوتاهی این اثر را بر شمارند تا ذهن خواننده را بسوی حقایق تاریخی رهنمون شوند و بر این نویسنده منت گذارند تا در پی اصلاح آن برآید.
در پایان برخود لازم میدانم از همسرعزیزم راضیه کاظم قلباً ابراز امتنان کنم که نه تنها در اهتمام این اثر، بلکه درطول زندگی مشترک همیشه حامی، ممد و مشوق کارهای فرهنگی ام بوده و در این راه از هیچ نوع همکاری و مساعدت دریغ نکرده است. همچنان از دوستان عزیزی که در چاپ این کتاب زمینه سازی نموده و امور آنرا وارسی کرده اند، صمیمانه تشکر می نمایم. از وبسایت وزین افغان جرمن آنلاین که مقالات مرا در این مدت یازده سال با جبین گشاده و قدردانی به نشر رسانیده است، بدینوسیله ابراز امتنان و سپاس میدارم.
داکترسیدعبدالله کاظم
مورخ 5 جنوری 2019(15 جدی 1397)
یادداشت:
قابل تذکر است که نویسنده کتاب درنظر داشته است تا از جمله یکهزار نسخه (مشتمل بر سه جلد) به تعداد 150 نسخه را بطور رایگان برای مؤسسات فرهنگی، پوهنتونهای دولتی و کتابخانه های عامه کشور در اختیار بگذارد و دراین راستا از مقام ریاست پوهنتون کابل خواهش نموده تا در توزیع آن به مراجع مربوطه همکاری نماید. نویسنده کتاب بدینوسیله از همکاری دانشمند محترم جناب آقای حمیدالله فاروقی رئیس پوهنتون کابل ابراز امتنان میدارد.
همچنان نویسنده کتاب به تعداد 250 نسخه را برای خود اختصاص داده تا برای علاقمندان در امریکا توزیع کند و چون مصارف پستی ارسال کتاب از کابل به کالیفورنیا (محل اقامت نویسنده) بسیار گزاف است، لذا سعی بعمل خواهد آمد تا زمینه ارسال آن ازطریق مناسب و ارزانتر صورت گیرد. علاوتاً چون پورتال "افغان جرمن آنلاین" که نویسنده کتاب از سال 2007 تا حال افتخار همکاری با آن پورتال وزین را داشته و تاحال به تعداد 600 مقاله ازاین قلم را به نشر سپرده است، با قدردانی از خدمات فرهنگی شان به تعداد 50 نسخه را به آن پورتال اهداء میدارد تا عاید حاصله از فروش آنرا برای تقویه بنیه مالی پورتال استفاده نمایند (البته انتقال کتابها به جرمنی بعهده خودشان خواهد بود). ضمناً دراثر تقاضای یک شخصیت محترم که حاضر شده مصارف پستی یک تعداد نسخه های کتاب را به آسترالیا بعهده گیرند، به تعداد 50 نسخه طور رایگان به ایشان تقدیم میگردد تا برای علاقمندان در آنجا توزیع نمایند. باقیمانده 500 نسخه دیگردر یک کتابفروشی در شهرکابل جهت فروش قرار داده میشود تا علاقمندان بتوانند در بدل قیمت معینه آنرا دستیاب کنند.
تا معلوم شدن مرکز فروش علاقمندان میتوانند برای مزید معلومات در زمینه با جناب داکتر صاحب اجمل عازم ـ رئیس مطبعه و انتشارات عازم و یا داکتر صاحب اکمل عازم به آدرس ذیل به تماس شوند:
Aazem Publications & Printing House
5th Street of Silo (در جوار مسجد سنگ کشان)
Kabul / Afghanistan
Aazem.pp@gmail.com
Phone: 9 397 957-2817
Top of Form