متن مکمل «قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر»

نویسنده: داکتر سید عبدالله کاظم
تاریخ انتشار: 28آکست 2024

(قسمت اول)

این قانون که ازطرف وزارت عدلیه امارت اسلامی افغانستان درجریده رسمی شماره 1452، مورخ 25/1/1446 هـ ق ـ مطابق 10/5/1403هـ ش به نشر رسیده است، از لحاظ محتوی و نیز اهمیت آن مهمترین قانونی شمرده میشود که انتشار و انفاد آن موجب عکس العمل های بسیار گسترده در میدیای بین المللی و نیز در رسانه های جمعی افغانی خارج کشور طی این چند روز گردیده است. قبل از آنکه به تحلیل و بررسی محتوای این قانون پرداخته شود، لازم است تا متن مکمل آنرا برگرفته از جریده رسمی درقسمت اول این نوشته خدمت علاقمندان موضوع تقدیم دارم تا از جزئیات آن آگاهی یابند.

در شماره فوق الذکر جریده رسمی که تعداد صفحات آن جمعاً به 110 صفحه میرسد، از صفحه اول تا صفحه 87 متن قانون مذکور را احتوا میکند، اما به تعقیب آن «فرمان عالیقدر امیر المؤمنین حفظه الله تعالی در مورد اقامه نماز ـ مورخ 18/1 1446 هـ قمری از صفحه 88 تا 92 تحت چهار ماده درج گردیده و پس از آن به حیث ضمیمه فرمان شماره 2 مورخ 18/1/ 1446 هـ ق تحت عنوان «توصیه های عالیقدرامیرالمؤمنین حفظه الله تعالی در مورد نماز» گنجانیده شده که از صفحه 93 تا صفحه 110 ادامه می یابد. متن قانون درهرصفحه به زبانهای پشتو و دری چاپ شده است که دراینجا متن دری آن اقتباس میگردد.

از آنجائیکه هدف اصلی این نوشته ارائه متن مکمل «قانون امربالمعروف و نهی عن المنکر» است، از دو موضوع اخیر صرف نظر کرده و توجه را به متن مکمل قانون مذکور معطوف میدارم که مشتمل بر یک مقدمه، 4 فصل و جمعاً 35 ماده ترتیب و بر مبنای فرمان شماره (1) امیر المؤمنین بتاریخ 3/1/1446هـ ق توشیح و بتاریخ 25 محرم الحرام سال 1446 هـ ق ـ مطابق 10 اسد سال 1403 هـ ش تحت نمبر مسلسل 1452 در جریده رسمی نشر و نافذ اعلام گردیده است.

شاید سؤال شود که چرا تعداد صفحات این قانون در87 صفحه رسیده است؟ دلیل آن واضح است که در متن قانون در هرمورد، مآخذ مربوطه به آن موضوع به حیث پاورقی در ذیل هر صفحه درج گردیده که همه آن به زبان عربی میباشد، طور مثال اگر در یک صفحه دو یا سه فقره تذکار یافته، ذکرمآخذ مربوطه تمام صفحه را احتوا کرده و به همین دلیل تعداد صفحات قانون به 87 صفحه رسیده است که البته در قسمت های بعدی این نوشته درباره صحبت خواهیم کرد، ولی طور نمونه یک صفحه آنرا در اینجا به نمایش می گذاریم که در قسمت بالای صفحه، اصل متن قانون و در پاورقی شرحی به زبان عربی دربارۀ آن ماده درج گردیده است.

نمونه یک صفحه از متن قانون و شرحی در باره آن ماده در پاورقی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدالمرسلین و علی آله و اصحابه اجمعین

فرمان عالیقدرامیرالمؤمنین حفظه الله تعالی در مورد انفاذ قانون امربالمعروف و نهی عن المنکر؛ شماره (1)، تاریخ 3/1/1446 هـ ق

ماده اول: قانون امر بالمعروف و نهی عنا المنکر را در(1) مقدمه، (4) فصل و (35) ماده توشیح می نمایم.

ماده دوم: این فرمان از تاریخ توشیح نافذ و همراه با متن قانون متذکره درجریدۀ رسمی نشر گردد.

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته! امیر المؤمنین شیخ القرآن و الحدیث مولوی هبة الله آخوندزاده

قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر

مقدمه:

ماده اول: این قانون براساس فرمان شماره 9 مورخ 28/3/1444 هـ ق که مطابق 2/8 /1401 هـ ش عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه الله تعالی میباشد، ترتیب شده است.

اهداف:

ماده دوم: اهداف این قانون عبارت است از:

1 ـ تنظیم امور مربوط به امربالمعروف و نهی عن المنکر.

2 ـ تنظیم امور مربوط به وظایف و صلاحیت های محتسبین.

اصطلاحات:

ماده سوم: اصطلاحات آتی دراین قانون معانی ذیل را افاده مینمایند:

1 ـ احتساب: امرکردن به عمل معروف شرعی و منع کردن از منکر، مطابق احکام شریعت و این قانون توسط محتسب میباشد.

2 ـ محتسب: شخصی است که ازطرف امیرالمؤمنین حفظه الله و تعالی یا شخصی که ازطرف امیرالمؤمنین حفظه الله تعالی به وی صلاحیت داده شده باشد، به اجرای وظیفۀ احتساب گماشته شده باشد.

3 ـ محتسب فیه: هرآن چیزی است که درآن ازطرف محتسب، احتساب صورت گیرد.

4 ـ معروف (محتسب فیه): قول یا عملی است که شریعت آنرا نیک شمرده باشد.

5 ـ امربالمعروف: امر به اتباع رسول الله صلی الله علیه و سلم عمل کردن به شریعت میباشد.

6 ـ منکر (محتسب فیه): قول یا عمل است که شریعت آنرا بد شمرده باشد.

7 ـ نهی عن المنکر: منع کردن از انجام منکرات میباشد.

8 ـ محتسب علیه: شخصی است که ازطرف محتسب به وی امر به معروف میشود و از منکر منع میگردد. 9 ـ تعزیر: تأدیبی است که مطابق به احکام شریعت اسلامی و این قانون، توسط محتسب درحالت انجام منکر علنی درحق الله، تطبیق میشود.

10 ـ حجاب شرعی: به لباسی گفته میشود که تمام بدن و روی زن را از نامحرمان می پوشاند؛ نازک، کوتاه و چسپ نباشد.

ساحۀ تطبیق:

ماده چهارم: این قانون درتمام ادارات، اماکن عمومی و براشخاصی که در قلمرو افغانستان اقامت دارند، تطبیق میشود.

مرجع تطبیق:

ماده پنجم: وزارت امربالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات، مرجع تطبیق احکام این قانون است.

اقامۀ معروفات و منع کردن از منکرات:

ماده ششم:

1 ـ وزارت امربالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات، مطابق احکام شریعت اسلامی و فقه حنفی، به امر کردن معروفات و منع کردن از منکرات مکلف است.

2 ـ وزارت امر بالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات مکلف است که میان مردم صلح و برادری را تأمین نموده و آنها را از تعصبات قومی، زبانی و سمتی منع نماید.

حصر(خاص) کردن اقامۀ معروف و تغییر منکر:

ماده هفتم: امربالمعروف، نهی عن المنکر را هر آن شخصی کرده میتواند که قدرت داشته باشد، مگر بنابر مکلفیت منحصر به محتسب میباشد.

نام اختصاری:

ماده هشتم: وزارت امربالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات، منبعد دراین قانون به نام وزارت یاد میشود.

فصل اول

شرایط، آداب و اصول مربوط به محتسب، محتسب علیه، محتسب فیه و احتساب

شرایط و صفات محتسب:

ماده نهم:

1 ـ شخصی به حیث محتسب تعیین شده میتواند که دارای شرایط ذیل باشد: 1) اسلام. 2) مکلفیت (عقل و بلوغ). 3 ) داشتن علم به آن احکام شریعت اسلامی که امر یا از آن نهی می نماید. 4) داشتن گمان غالب درحالت تغییر منکر به ازالۀ منکر و در حالت امر بالمعروف به نفع و تأثیر آن. 5) عدل. 6) داشتن قدرت به امر و نهی کردن.

2 ـ شخصی که به حیث محتسب فعالیت می نماید باید صفات ذیل را داشته باشد: 1) پابند به معروفات و اجتناب کننده ازهر نوع منکرات باشد. 2) مخلص باشد (جهت ریاء، منفعت دنیوی و جلب تعظیم مردم نباشد.

3) مهربان باشد. 4) حلیم و صابر باشد.

آداب و اصول مربوط به محتسب و احتساب

ماده دهم: آداب و اصول محتسب قرار ذیل است:

1 ـ رعایت شخصیت و کرامت انسانی هرشخص و حسن سلوک با وی حین امر بالمعروف و نهی عن المنکر. 2 ـ منع کردن از منکری که آنرا به چشم ببیند.

3 ـ منع کردن از منکری که آنرا به گوش می شنود.

4 ـ اجتناب از معلوم کردن گناهان پنهان اشخاص، تجسس و داخل شدن به حریم آنها حین امربالمعروف و نهی عن المنکر، مگر اینکه شریعت اسلامی اجازه داده باشد.

5 ـ منع کردن از منکری که موجودیت آن با اخبار دو شخص مقبول الشهادت ثابت گردد.

6 ـ منع کردن از منکر به طریقه ای که منجر به منکر مساوی یا منکر بزرگ نشود.

7 ـ رعایت عدالت و تبعیض نکردن در اقامۀ معروفات و ازالۀ [ازبین بردن]منکرات.

8 ـ ترجیح دادن اهم به مهم حین امر بالمعروف و نهی عن المنکر.

9 ـ شناساندن زشتی فعل منکر به فاعل منکر.

10 ـ وعظ و نصیحت کردن با نرمی.

11 ـ منع به دست، درصورتی است که ترس از به میان آمدن مفسدۀ بزرگ نباشد.

شرایط مربوط به محتسب علیه

ماده یازدهم:

1 ـ شرایط مربوط به محتسب علیه عبارت است از: 1) مشغول شدن به منکری که کردن آن شرعاً واجب باشد. 2) ترک عمل نیکی که کردن آن شرعاً واجب باشد.

2 ـ امر به معروف و منع از منکر ازطرف محتسب به محتسب علیه، وقتی واجب است که شرایط مندرج فقرۀ 1 این ماده در محتسب علیه موجود گردد.

شرایط مربوط به محتسب فیه:

ماده دوازدهم: شرایط مربوط به محتسب فیه عبارت است از:

1 ـ محتسب فیه یا مقدمات آن فی الحال موجود باشد.

2 ـ محتسب فیه بدون از تجسس طوری آشکار شود که محتسب آنرا ببیند و یا بشنود و یا مطابق احکام این قانون، طور موثق برایش خبر برسد.

3 ـ منکری که طور آشکار صورت میگیرد (معلوم کردن آن به تجسس نیاز نداشته باشد).

احکام مربوط به حجاب زن:

ماده سیزدهم:

1 ـ ستر تمام بدن زن لازمی است.

2 ـ پنهان کردن روی زن به سبب ترس از فتنه ضروری است.

3 ـ صدای زنان (بلند خواندن آهنگ ها، نعت ها و قرائت) در مجموع عورت است.

4 ـ لباس زنان، نازک، کوتاه و چسپ نباشد.

5 ـ زنان مسلمان مکلف اند که بدن و روی خویش را از مردان نامحرم پنهان کنند.

6 ـ ستر زنان مسلمان و صالح از زنان کافر و فاسق از ترس فتنه واجب است.

7 ـ نظر کردن مردان بالغ بیگانه به بدن و روی زنان و نظر کردن زنان بالغ به مردان بیگانه حرام است.

8 ـ هرگاه زن بالغ برای حاجت ضروری ازخانه خویش بیرون شد، مکلف است که صدا، روی و بدن خود را ستر نماید.

احکام ستر مربوط به مردان:

ماده چهاردهم:

1 ـ عورت مرد از زیرناف الی زانو ها و زانو نیز عورت است.

2 ـ مرد مکلف است که حکم مندرج فقرۀ 1 این ماده و سایر احکام مربوط به ستر را عملی نماید.

3 ـ مرد مکلف است، حین سرگرمی و ورزش طوری لباس بپوشد که عورتش درآن پنهان باشد، البته لباسی که زیاد چسپ نباشد و شکل و اعضا درآن آشکار نشود.

مکلفیت محتسب در رابطه به ستر:

ماده پانزدهم: محتسب مکلف است که مطابق احکام این قانون، در رابطه به ستر مردان و زنان، امر بالمعروف و نهی عن المنکر نماید.

فصل دوم

مسئولیت ها و وظایف محتسب

مسئولیت محتسب دررابطه با تعظیم شعایر اسلامی، انبیاء علی نبینا و علیهم الصلاة و السلام، صحابۀ کرام رضی الله تعالی عنهم و سلف صالحین رحمهم الله تعالی

ماده شانزدهم:

1 ـ محتسب مسئولیت دارد، کارمندان امارتی و مردم عام را مطابق شریعت به تعظیم (قدردانی) شعایر اسلامی، انبیاء علی نبینا و علیهم الصلاة و السلام، صحابۀ کرام رضی الله تعالی عنهم و سلف صالحین رحمهم الله تعالی مکلف نماید.

2 ـ محتسب مسئولیت دارد، متخلف از حکم مندرج فقرۀ (1) این ماده را مطابق احکام این قانون تعزیر نماید.

مسئولیت محتسب در رابطه به مطبوعات و اطلاعات

ماده هفدهم: محتسب مسئولیت دارد، مسئولین مطبوعات و اطلاعات را حین نشر مطالب به رعایت کردن معروفات ذیل مکلف نماید:

1 ـ نشر مطالبی که از شریعت و مذهب مخالف نباشد.

2 ـ نشرمطالبی که تحقیر و توهین مسلمان درآن نباشد.

3 ـ نشر مطالبی که عکس های ذی روح (جاندار) درآن نباشد.

مسئولیت محتسب در رابطه به تجار، کسبه کاران و دهقانان:

ماده هجدهم: محتسب مسئولیت دارد تجار، کسبه کاران و دهقانان را در معاملات و اجراآت شان به رعایت موارد ذیل مکلف نماید:

1 ـ مکلف کردن به ادای نماز با جماعت در مسجد در اوقات معینه.

2 ـ مکلف کردن به پرداخت به موقع زکات، عشر و سایر مکلفیت های مالی به مستحقین.

3 ـ مکلف کردن به انجام معاملات مطابق احکام فقه حنفی.

4 ـ مکلف کردن به منع از ربا (سود)، احتکار(ذخیره کردن ارزاق تجارتی به نیت قیمت شدن)، غش (پوشانیدن عیب مبیعه در وزن، پیمانه وگزانه)، نجش (تحریک مشتری به گرفتن سودا)، بی انصافی، سوگند اداء کردن، دروغ و سایراعمال غیرشرعی مربوط به معاملات.

5 ـ منع کردن از فروش و خرید اشیایی که شرعاً حرام یا غیرقانونی باشد، مانند شراب، گوشت حرام، خون، اسلحه، مهمات و تجهیزات نظامی و مجسمه های اشیای جاندار.

6 ـ منع کردن از استفادۀ مجسمه هایی اشیای جاندار به هدف اشتهارات.

7 ـ منع کردن از فروش و استعمال اعضای انسان مانند گرده (کلیه)، جگر، چشم و موها.

مسئولیت محتسب در رابطه به محلات سیاحت و سرگرمی:

ماده نزدهم: محتسب مسئولیت دارد، مسئولین محلات سیاحت و سرگرمی را به رعایت کردن موارد ذیل مکلف نماید:

1 ـ اعمار مسجد جهت اداء کردن نماز جماعت.

2 ـ مکلف کردن مسئولین و سیاحت کنندگان به اداء کردن جماعت در مسجد.

مسئولیت محتسب در رابطه به موترهای مسافربری و باربری، موترسایکل ها و سایر وسایط:

ماده بیستم: محتسب مسئولیت دارد، مسئولین و رانندگان وسایط نقلیه را به رعایت کردن موارد ذیل مکلف نماید:

1 ـ منع کردن از پخش موسیقی.

2 ـ مکلف کردن به منع از استعمال و قاچاق مواد مخدر.

3 ـ مکلف کردن به منع نمودن از انتقال زنان بی حجاب.

4 ـ مکلف کردن به جلوگیری از نشستن و اختلاط زنان با مردان نامحرم.

5 ـ اجتناب از انتقال زنان بدون محرم شرعی عاقل و بالغ.

6 ـ مکلف کردن شرکت های وسایط نقلیه به این که به وسایط نقلیه مربوط خویش طوری ترتیب آماده نمایند که رانندگان و مسافرین، نمازها را در وقت معین اداء کنند.

مسئولیت محتسب در رابطه به حمام ها:

ماده بیست و یکم: محتسب مسئولیت دارد، مردم را به پنهان کردن عورت در حمام های عمومی و حین آب بازی مکلف نماید.

مسئولیت محتسب در رابطه با منکرات خاص:

ماده بیست و دوم: محتسب مسئولیت دارد از منکرات خاص ذیل جلوگیری نماید:

1 ـ زنا، اگر به زورباشد یا به رضاء، اگر پنهان باشد یا آشکار باشد، همچنین نکاح به طریقۀ متعه نیز جایز نیست.

2 ـ زنکه بازی.

3 ـ سحاق (همجنس بازی زنان).

4 ـ لواطت، اگرچه با زن خود نیز باشد.

5 ـ بچه بازی.

6 ـ قمار (تخم جنگی، تشله بازی، بجل انداختن، چهارمغز بازی و غیره).

7 ـ ایجاد زمینه و اسباب به زنا، زنکه بازی، سحاق، لواطت، بچه بازی و قمار.

8 ـ جنگ انداختن سگ ها، مرغ ها، بودنه ها (کرک ها)، کبک ها و سایر حیوانات و پرندگان.

9 ـ سوء استفاده از تیپ، رادیو و سایراشیای مانند آن و تهیه و تماشای عکس و فلم اشیای ذی روح در کمپیوتر، موبایل و سایر اشیای مانند آن.

10 ـ خارج شدن صدای زن یا موسیقی بیرون از خانه یا مجلس.

11 ـ استعمال، خرید فروش، نگهداری و قاچاق مسکرات (اشیای نشه آور و شراب).

12 ـ برهنه نمودن عورت.

13 ـ بی حجابی نمودن.

14 ـ ترک و قضاء کردن نماز.

15 ـ ترک فرایض و واجبات نماز.

16ـ اداء نکردن نماز با جماعت.

17 ـ خوردن روزه.

18 ـ تراشیدن ریش و کم کردن آن از قبضه.

19 ـ اصلاح موها برخلاف شریعت اسلامی.

20 ـ دوستی و کمک با کفار و مشابهت با صورت و سیرت با آنها.

21 ـ نوروز، شب یلدا، آتش بازی ازطرف مسلمانان و مانند این ها سایر روزهایی که دربین مسلمانان مروج است و در شریعت اصل ندارد.

22 ـ استعمال و ترویج صلیب، نیکتایی و مانند ان سایر نشانه های غیرشرعی.

23 ـ انجام و ترویج بدعات مستقبحات[؟ شاید مقصد از قباحت باشد ـ کاظم] مشخص شده درکتاب های معتبر فقه حنفی.

24 ـ نافرمانی از والدین.

25 ـ ضایع کردن حقوق مردم.

26 ـ رفتار زشت با یتیمان و مظلومان.

مسئولیت محتسب در رابطه به ذمی، مستأمن، طفل و دیوانه:

ماده بیست و سوم:

1 ـ محتسب مسئولیت دارد، ذمی ها و مستأمنین را از اجرای علنی منکران منع نماید.

2 ـ هرگاه منکر ازطرف طفل یا دیوانه ظاهر شود، محتسب مسئولیت دارد، از منکرجلوگیری نماید.

فصل سوم

تعزیرات

تعزیر توسط محتسب:

ماده بیست و چهارم:

1 ـ شخصی که بطور علنی عمل منکر را انجام میدهد، با توجه به معصیت و مرتکب آن، توسط محتسب قرار ذیل تعزیر داده میشود: 1) توصیه. 2) تخویف (ترساندن) از عذاب الله تعالی. 3) تنبیه و تهدید به الفاظ قهر آمیز. 4) تعزیر مرتکب منکر با تلف مال. 5) حبس از یک ساعت الی بیست و چهار ساعت در محابس عمومی. 6) حبس ازیک روز الی سه روز در محابس عمومی. 7) جزایی که محتسب آنرا مناسب داند و مختص به محاکم نباشد.

2 ـ محتسب مکلف است مراتب تعزیر مندرج فقرۀ 1 این ماده را حین امربالمعروف و نهی عن المنکر رعایت نماید.

صلاحیت های رئیس و آمر در رابطه به تعزیر:

ماده بیست و پنجم:

1 ـ رؤسای شهری و ولایتی امر بالمعروف و نهی عن المنکر صلاحیت دارند، تعزیرات مندرح اجزای 1) 2) 3) 4) 5) 6) و 7) ماده بیست و چهارم را با توجه به معصیت و مرتکب آن بدهند.

2 ـ آمران حوزه ها و ولسوالی های امر بالمعروف و نهی عن المنکر صلاحیت دارند، تعزیرات مندرج اجزای 4) 5) 6) و 7) ماده بیست و چهارم را در مشوره با رئیس مربوط خود با توجه به معصیت و مرتکب آن بدهند.

3 ـ هرگاه شخص متخلف بعد از تطبیق حکم مندرج فقره های 1 و 2 این ماده اصلاح نشود، به محکمه معرفی می گردد.

حالات معرفی متخلف به محکمه مربوطه:

ماده بیست و ششم: محتسب در حالات ذیل، متخلف را به محکمه مربوطه معرفی می نماید:

1 ـ هرگاه شخصی بدون عذر شرعی، نماز و فرایض و واجبات آنرا به طور تکراری ترک نماید.

2 ـ هرگاه شخصی موجه، نماز جماعت را به طور تکراری ترک نماید.

3 ـ هرکاه اهالی منطقه به طور گروهی آذان و ادای نماز با جماعت را ترک نمایند.

4 ـ هرگاه شخصی بدون عذر شرعی روزه ماه مبارک رمضان را نمی گیرد.

5 ـ هرگاه اولاد نافرمانی والدین را تکرار نمایند.

6 ـ هرگاه شخصی با یتیم رفتار زشت نماید یا مال وی را ضایع کند.

7 ـ هرگاه شخصی تمام معروفاتی که انجام دادن آن لازم باشد، بازهم انجام نمی دهد و یا تمام منکراتی که اجتناب کردن از آن لازم باشد، اجتناب نمی نماید.

مسئولیت محتسب در مورد محبوسین خویش:

ماده بیست و هفتم:

1 ـ محتسبین مکلف اند، محبوسینی را که مدت حبس آنها پایان یافته باشد، بدون تأخیر رها نمایند.

2 ـ محتسبین مکلف اند، از اداء کردن عبادت و رفع نیازهای ضروری و فراهم نمودن سهولت های لازم برای محبوسین نظارت توصیه کنند.

فصل چهارم

احکام متفرقه

تأمین روابط عمومی

ماده بیست و هفتم: وزارت مکلف است، به منظور موارد ذیل با علمای دینی، استادان مدارس، مکاتب و تحصیلات عالی و اشخاص متنفذ دیندار مشوره نماید.

1 ـدراقامۀ معروفات و ازالۀ منکرات.

2 ـ به هدف جلوگیری از ترویج منکرات از طرف دشمنان اسلام.

نظارت:

ماده بیست و نهم : وزارت مکلف است از عملکرد مؤظفین امربالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات نظارت نماید.

گزارش:

ماده سی ام:

1 ـ مؤظفین وزات مکلف اند از اجراآت و فعالیت های خویش به وزارت گزارش ارائه نمایند.

2 ـ وزارت مکلف است، از اجراآت و فعالیت های خویش به دفترعالیقدرامیرالمؤمنین حفظه الله تعالی گزارش ارائه نماید.

تعلیم و تربیه محتسبین و کارمندان:

ماده سی و یکم: وزارت مکلف است، بادرنظرداشت شرایط، برای محتسبین و کارمندان خویش در رابطه به احکام این قانون و سایر اسناد تقنینی مربوط و اصول و طریقه های مؤثر امر بالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات را دایر نماید.

استهداء

ماده سی و دوم: هرگاه محتسب با عملی مواجه شود که دراین قانون یا سایر اسناد تقنینی مربوط در مورد آن وضاحت نشده باشد، مکلف است که در مورد موضوع به رئیس مربوط اطلاع دهد تا ازطریق مسئول مافوق ازعالیقدرامیرالمؤمنین حفظه الله تعالی هدایت و رهنمایی طلب نماید.

دریافت همکاری (کمک)

ماده سی و سوم: وزارت مکلف است ازطریق مسئولین ولایتی خویش طرزالعمل های کاری امربالمعروف، نهی عن المنکر و سمع شکایات را در ساحه با سایر مسئولین ولایت مربوط شریک و همکاری (کمک) آنها را دریافت نماید.

پیشنهاد طرز العمل و لایحه:

ماده سی و چهارم: وزارت به منظور تطبیق بهتر احکام این قانون، طرزالعمل ها و لوایح را ترتیب و آنرا جهت منظوری به حضورعالیقدرامیرالمؤمنین حفظه الله تعالی پیشنهاد نماید.

انفاذ:

ماده سی و پنجم: این قانون از تاریخ توشیح نافذ و در جریده رسمی نشر گردد.

سایر قوانینی که ازطرف عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه الله تعالی تائید یا توشیح نشده باشد یا مغایر این قانون باشد، ملغی است.

(پایان قانون امربالمعروف و نهی عن المنکر)

آرشیف: مطالب دیگر محترم داکتر سید عبدالله کاظم

Fakhronisa Yousofzai

·

فیسبوک، مورخ 31 آگست 2024

Tanwir Halim

·

آيا روى، دست و پاى زنان شامل عورات اند؟ و آيا شنيدن صداى زن نامحرم نيز حرام است؟

در پاسخ به ادعاء كسانى كه رأى نادرست در باره حجاب شرعى زنان دارند و مى‌گويند: تمام بدن زن؛ به شمول روى و دست ها شامل عورات اند و پوشاندنش واجب. بخشى از خطبه نماز جمعه برادر محترم (حکمتیار) را به از صفحه (میثاق ایثار) به نشر میسپارم

"اجازه بدهيد بحثى در باره حجاب؛ كه موضوع داغ و حساس روز است؛ داشته باشم.

اگر اسلام از يك سو مخالف عريانى و برهنگى است و آن را به وسوسه هاى شيطانى ربط مى دهد و فرمايد: ابليس خواست انسان را برهنه كند و از بهشت بيرون نمايد؛ در مورد چگونگى لباس مرد و زن نيز رهنمود ها و ارشادات علمى دقيق خود را دارد. در حجاب شرعى نه چيزى شبيه به چادرى است و نه پوشاندن روى و دست هاى زنان. لباس شرعى زنان همان است كه در اثناء مراسم حج بايد مراعات شود. زن مُحْرِم مكلف است كه در احرام نه روى خود را بپوشاند و نه دستهايش را و در نماز پنج گانه اش در خانه و مسجد نيز مكلف به پوشاندن رو، كف دست و پاهش نيست.

در اين رابطه تمامى فقهاء، علماء و ائمه مذاهب متفق اند و رأى واحد دارند؛ با جرأت مى توان ادعاء كرد كه توافق در اين رابطه شبه اجماع است؛ به استثناء عده اى معدود كه راه غلو در پيش گرفته اند؛ ديگران همه همين رأى را دارند. از جمله صحابه؛ شخصيت هاى چون عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمر رضى الله عنهما و از ائمه شخصيت هاى چون امام ابو حنيفه، امام شافعى و امام مالك رحمهم الله؛ به همين رأى اند؛ آيات قرآن نيز بر آن صحه مى گذارد و احاديث پيامبر عليه السلام نيز؛ و مراسم حج در چهارده و نيم قرن گذشته و عمل ملياردها حاجى كه مشرف به اداء مراسم حج و عمره شده اند؛ شاهد عملى اين قضيه و سند انكار ناپذير اين رأى.

از پيامبر عليه السلام پرسيده شد: مُحرِم بايد چه بپوشد؟ فرمود: نه پيراهن بپوشد، نه ازار، نه دستار، نه چپن، نه پا پوشى كه پاهايش را تا كعبين (برآمدگى ميان ساق و پا) بپوشاند؛ اگر نعلين ندارد؛ بايد موزه هايش را چنان قطع كند كه شبيه نعلين شود و بجلك پايش را نپوشاند؛ و زن مُحرِم نه بر رويش نقاب بيندازد و نه دستكش بپوشد.

اين روايت در بخارى ده بار آمده؛ گاهى مكمل و گاهى ناقص و بدون بخش اخير روايت؛ و در سائر كتب حديث نيز آمده؛ با عين متن و با عين سلسه راويان. بخارى چرا دو بار روايت را به گونه مكمل آورده و هشت بار ديگر ناقص و نامكمل؟ در حالى كه لازم بود تمامى روايت را بدون كم و كاست مى آورد؛ عدم انتقال يك بخش مهم روايت كه از لحاظ مفهوم به معنى نيمى از روايت و مربوط به چگونگى لباس زنان در احرام است؛ باعث شده كه برخى كوته نظر و ساده نگر؛ به اين بخش التفات نداشته و آن را ناديده بگيرند.

عدم پوشاندن روى و دست براى زنان نه تنها منحصر به دوران مراسم حج و نماز نيست؛ بلكه در خارج از اين دو حالت و به گونه عام؛ چگونگى لباس مشروع زنان همين است. در روايات منسوب به عبد الله بن عمر و عبدالله بن عباس رضى الله عنهما به همين مطلب اشاره شده و امام ابوحنيفه، امام مالك و امام شافعى رحمهم الله به اين نظر اند؛ قرآن و حديث نيز بر آن صراحت دارد.

حد حجاب براى زنان همان است كه در حج و نماز بايد مراعات كند؛ در نماز مكلف به پوشاندن روى نيست و در احرام مكلف به نه پوشاندن روى و كف دست است.

قرآن به مردان و زنان مؤمن مى فرمايد كه نگاه شان را در اثناء ملاقات با غير مَحرَم فرو اندازند؛ و شرمگاهاى شان را حفظ كنند؛ يعنى دستور غض بصر هدفش نگهدارى و حفاظت از سقوط در گناه است.

اين آيات با صراحت كافى نشان مى دهد كه روى در حجاب شامل نيست؛ در صورتى كه روى پوشيده باشد فرو اندازى چشم اصلاً مجال و مورد ندارد؛ و هيچ ضرورتى به آن احساس نمى شود.

قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡ ۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡ ۚ إِنَّ ٱللّٰهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ ٣٠ وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَا ۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ ۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللّٰهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣١ النور

به مؤمنان بگو: از بكار گيرى زياد ديده هاى شان (در اثناء ملاقات با زنان نامحرم) بكاهند؛ و شرمگاهاى شان را نگهدارند، اين براى شان پاكيزه تر است؛ و خداوند به آن چه مى كنيد آگاه است. و به زنان مؤمن بگو: از بكار گيرى زياد ديده هاى شان (در اثناء ملاقات با مردان نامحرم) بكاهند و شرمگاهاى شان را نگهدارند؛ و زينت (زيور) شان را نمايان نكنند؛ مگر آن بخشش كه نمايان است؛ و بايد روسرى هاى شان را بر گريبان شان فرو اندازند و زينت (زيور) شان را نمايان نكنند؛ مگر به شوهران شان، پدران شان، پدران شوهران شان، پسران شان؛ پسران شوهران شان، برادران شان، پسران برادران شان، پسران خواهران شان، زنان خلط با ايشان، كنيزان شان، دنباله روانى كه نياز جنسى در آنان نيست (از قبيل: افراد مخنث، پيران فرتوت، اشخاص فلج) و كودكانى كه هنوز بر عورت زنان آگاهى ندارند ( و چيزى از امور جنسى نمى‌دانند ) و پاهاى خود را (به هنگام راه رفتن به زمين ) چنان نه كوبند كه زيورات پنهان كرده شان؛ دانسته شود. و اى مؤمنان! همگى به سوى خدا برگرديد تا رستگار شويد.‏

از عبد الله بن عباس رضي الله عنهما روايت است كه در آخرين حج پيامبر عليه السلام و در حالى كه در منى تشريف داشت؛ و فضل بن عباس در عقبش بود؛ زنى از وى پرسشى داشت و به جواب او مصروف بود؛ فضل كه نو جوان بود؛ به اين زن با التفات نگه مى كرد؛ پيامبر عليه السلام روى او را به سوى ديگر تغيير داد… عبد الله بن عباس بعداً پرسيد: يا رسول الله! چرا چنين كردى؛ فرمود: هر دو جوان بودند؛ از شيطان بر آنان مطمئن و آمن نبودم….

اين روايت به صراحت نشان مى دهد كه زنان تا پايان حيات پيامبر عليه السلام در اثناء اداء مراسم حج رو هاى شان را نمى پوشاندند. از اين روايت به وضوح فهميده مى شود كه هيچ دستور ديگرى آن را منسوخ نكرده؛ چون متعلق به آخرين روزهاى حيات پيامبر عليه السلام بوده است. روايت اين است:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، أَنَّ امْرَأَةً مِنْ خَثْعَمَ اسْتَفْتَتْ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي حَجَّةِ الوَدَاعِ، وَالفَضْلُ بْنُ عَبَّاسٍ رَدِيفُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّ فَرِيضَةَ اللهِ عَلَى عِبَادِهِ أَدْرَكَتْ أَبِي شَيْخًا كَبِيرًا، لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَسْتَوِيَ عَلَى الرَّاحِلَةِ، فَهَلْ يَقْضِي أَنْ أَحُجَّ عَنْهُ؟ قَالَ: «نَعَمْ» فَأَخَذَ الْفَضْلُ بْنُ عَبَّاسٍ يَلْتَفِتُ إِلَيْهَا، وَكَانَتِ امْرَأَةً حَسْنَاءَ، فَأَخَذَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْفَضْلَ، فَحَوَّلَ وَجْهَهُ مِنَ الشِّقِّ الْآخَر.

زاد غيره: فقال له العباس: يا رسول الله لم لويت عنق ابن عمك؟ قال: "رأيت شابا وشابة؛ فلم آمن الشيطان عليهما " وهو عند البخاري ومسلم وأبي داود والنسائي أيضا وكذا أحمد.

همچنان عائشه رضي الله عنها روايت مى كند كه خواهرش اسماء وارد خانه اش شد؛ در حالى كه جامه نازك شامى پوشيده بود؛ پيامبر عليه السلام از ديدن به سوى او اعراض كرد؛ و گفت: اين چه كارى است اى اسماء؟! زمانى كه زن به بلوغ مى رسد برايش مناسب نيست كه هيچ بخش بدنش ديده شود؛ جز روى و دو دستش. روايت اين است:

عن عائشةَ أُمِّ المُؤمِنينَ، أنَّ أسماءَ بنتَ أبي بكرٍ رضي الله عنهما؛ دَخَلَت عَلَيها – وعِندَها النَّبيُّ – صلى الله عليه وسلم – في ثيابٍ شاميَّةٍ رِقاقٍ فضَرَبَ رسولُ اللهِ – صلى الله عليه وسلم – إلى الأرض ببَصَرِه قال: "ما هَذا يا أسماءُ؟ " إنَّ المَرأَةَ إذا بَلَغَتِ المَحيضَ لَم يَصلُح أن يُرَى مِنها إلَّا هَذا وهَذا". وأَشارَ إلَى كَفِّه ووَجهِهِ السنن الكبرى للبيهقي

همچنان عائشه رضي الله عنها مى فرمايد: زنى نوشته اى را در دستش بسوى پيامبر عليه السلام دراز كرد؛ اما وى دستش را به سوى او دراز نكرد؛ گفت: يا رسول الله! دستم را با نوشته اى بسويت دراز كردم ولى آن را نگرفتى! فرمود: نفهيدم كه اين دست مرد است يا زن؛ گفت: دست زن است؛ فرمود: اگر تو زن هستى بايد ناخن هايت را با حناء تغيير مى دادى.

وعَنْ عَائِشَةَ رضي الله عنها أَنَّ امْرَأَةً مَدَّتْ يَدَهَا إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم بِكِتَابٍ " فَقَبَضَ يَدَهُ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَدَدْتُ يَدِي إِلَيْكَ بِكِتَابٍ فَلَمْ تَأخُذْهُ، فَقَالَ: " إِنِّي لَمْ أَدْرِ أَيَدُ امْرَأَةٍ هِيَ أَوْ رَجُلٍ " , قَالَتْ: بَلْ يَدُ امْرَأَةٍ، قَالَ: " لَوْ كُنْتِ امْرَأَةً لَغَيَّرْتِ أَظْفَارَكِ بِالْحِنَّاءِ " , وهذا حديث حسن أخرجه أبو داود في (السنن) ففي هذا الحديث دلالة ظاهرةٌ على أن كفَّ المرأة ليس بعورة؛ لأنه صلى الله عليه وسلم نظر إليه؛ وأمر بخضْبِه ليكون ذلك فارقا من الفوارق بين الرجل والمرأة؛ وفي ذلك إقرارٌ منه صلى الله عليه وسلم لِكَشْفِه من المرأة.

از ابن عباس رضي الله عنه روايت است كه از او پرسيده شد؛ نماز عيد را با پيامبر عليه السلام شاهد بوده اى؟ گفت: آرى؛ و اگر در وضع خردسالى نبودم شاهدش نمى شدم؛ سپس از چگونگى نماز و خطبه پيامبر عليه السلام حكايت مى كند؛ تا آن كه نزد زنانى مى رود كه در نماز عيد شركت كرده بودند؛ به ايشان وعظ و نصيحت كرد و به دادن صدقه گماشت؛ زنان را ديدم كه صدقات شان را به دست خود در دامن يا رداء بلال مى انداختند. سپس وى و بلال به سوى خانه رفتند. (يعنى ابن عباس شاهد دست هاى برهنه زنان در اجتماع روز عيد بود). روايت اين است:

عن ابن عباس رضي الله عنه قِيلَ لَهُ: أَشَهِدْتَ العِيدَ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم؟ , قَالَ: نَعَمْ، وَلَوْلاَ مَكَانِي مِنَ الصِّغَرِ مَا شَهِدْتُهُ: حَتَّى أَتَى العَلَمَ الَّذِي عِنْدَ دَارِ كَثِيرِ بْنِ الصَّلْتِ، فَصَلَّى، ثُمَّ خَطَبَ، ثُمَّ أَتَى النِّسَاءَ وَمَعَهُ بِلاَلٌ، فَوَعَظَهُنَّ، وَذَكَّرَهُنَّ، وَأَمَرَهُنَّ بِالصَّدَقَةِ، فَرَأَيْتُهُنَّ يَهْوِينَ بِأَيْدِيهِنَّ يَقْذِفْنَهُ فِي ثَوْبِ بِلاَلٍ، ثُمَّ انْطَلَقَ هُوَ وَبِلاَلٌ إِلَى بَيْتِهِ ". أخرجه البخاري. (فهذا ابن عباس بحضرة رسول الله صلى الله عليه وسلم رأى أيديهن؛ فصحَّ أن اليد من المرأة والوجه ليسا عورة وما عداهما فَفَرْضٌ عليها سَتْرُه)

عبدالله بن عباس رضي الله عنه در مورد اين بخش آيه وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا} زينت شان را بر ملا نسازند مگر آن بخشش كه نمايان است؛ گفت: يعنى كف دست و روى.

عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رضي الله عنهما أَنَّهُ قَالَ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا} قَالَ: الْكَفُّ وَرُقْعَةُ الْوَجْهِ.

از عبد الله بن عمر نيز روايت است كه زينت نمايان؛ روى و دست است:

عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ: الْوَجْهُ وَالْكَفَّانِ.

و روايت ديگر از عائشه رضي الله عنها نيز صراحت دارد كه روى و دست شامل حجاب زنان نيست.

مى‌گويد: ما زنان پيامبر نماز فجر را با رسول الله صلى الله عليه و سلم يك جا مى خوانديم؛ در حالى كه رداهاى دراز پوشيده بوديم؛ بعد به خانه هاى بر مى گشتند در حالى از تاريكى شناخته نمى شدند.

عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ: كُنَّ نِسَاءَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّينَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْفَجْرَ مُتَلَفِّعَاتٍ بِمُرُوطِهِنَّ ثُمَّ يَرْجِعْنَ إِلَى بُيُوتِهِنَّ لا يُعْرَفْنَ مِنَ الْغَلَسِ.

يعنى دليل عدم شناسايى شان تاريكى بود؛ نه پنهان بودن روى شان؛ اگر تاريكى نبود حتماً شناخته مى شدند.

از جابر بن عبد الله رضي الله عنه روايت است كه شاهد نماز عيد با رسول الله صلى الله عليه و سلم بود؛ نماز را قبل از خطبه آغاز كرد؛ بدون أذان و اقامت، بعد در حالى كه بر بلال تكيه كرده بود؛ برخاست و مردم را مخاطب قرار داد، حمد و ثناء خدا را گفت و به آنان پند و نصيحت كرد؛ سپس در حالت تكيه بر بلال به سوى زنان رفت و به آنان وعظ نصيحت كرد؛ و فرمود: صدقه بدهيد و متوجه باشيد كه اكثريت دوزخيان زنان خواهند بود؛ يكى از زنان از طبقه فقراء با رخسار و گونه هاى سياه وش (كه آثار فقر در آن نمايان بود) برخاست و گفت: چرا يا رسول الله؟ فرمود: شكوه و شكايت تان زياد است و سپاسگزارى تان از خويشاوندان اندك. (اين روايت نيز دال بر آن است كه روى زنان پنهان و پوشيده نبود و راوى شاهد آثار فقر در گونه سياه زنى بود كه از پيامبر عليه السلام پرسيد). روايت اين است:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ؛ لَقَدْ شَهِدَ الصَّلَاةَ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي يَوْمِ عِيدٍ فَبَدَأَ بِالصَّلَاةِ قَبْلَ الْخُطْبَةِ بِلَا أَذَانٍ وَلَا إِقَامَةٍ، ثُمَّ قَامَ مُتَوَكِّئًا عَلَى بِلَالٍ فَخَطَبَ النَّاسَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَوَعَظَهُمْ وَذَكَّرَهُمْ وَمَضَى مُتَوَكِّئًا عَلَى بِلَالٍ فَأَتَى النِّسَاءَ فَوَعَظَهُنَّ وَذَكَّرَهُنَّ وَقَالَ: «تَصَدَّقْنَ فَإِنَّ أَكْثَرَكُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ»، فَقَامَتِ امْرَأَةٌ مِنْ سَفِلَةِ النِّسَاءِ سَفْعَاءُ الْخَدَّيْنِ، فَقَالَتْ: لِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟، قَالَ: «إِنَّكُنَّ تُكْثِرْنَ الشَّكَاةَ وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ» فَجَعَلْنَ يَتَصَدَّقْنَ مِنْ خَوَاتِمِهِنَّ وَقَلَائِدِهِنَّ وَأَقْلُبَتِهِنَّ يُعْطِينَهُ بِلَالًا يَتَصَدَّقْنَ بِهِ.

برادران و خواهران عزيز!

قضيه چگونگى لباس مشروع مرد و زن بايد به گونه اساسى و قانونى حل شود؛ بايد رسما و از سوى مسئولين حكومت به همه ابلاغ شود؛ اكثريت افغان ها حنفى مذهب اند؛ از نظر احناف روى و دست هاى زنان شامل حجاب نيستند؛ امام شافعى و امام مالك نيز به اين نظر اند، اهل تشيع نيز رأى مشابه دارند، در ايران به همين رأى عمل مى كنند؛ چيزى شبيه جلباب مى پوشند؛ آيات قرآن و احاديث پيامبر عليه السلام نيز مؤيد اين رأى اند؛ هيچ آيه قرآن؛ نه صراحتاً و نه اشارتاً؛ به پوشاندن روى و دست ها؛ نپرداخته؛ اگر روى شامل حجاب بود؛ بايد با صراحت كامل به آن پرداخته مى شد؛ همانگونه كه به گريبان (و اعضاء مربوط اين بخش: سينه و گردن) پرداخته شده.

سُبْحَانَكَ اللهُمَّ بِحَمْدِكَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، نَسْتَغْفِرُكَ وَنَتُوبُ إِلَيْكَ"

در باره عدم حرمت شنيدن صداء زن نيز إن شاء الله بحثى مفصل و مستند بر آيات صريح و احاديث صحيح رسول الله صلى الله عليه و سلم خواهيم داشت.

حکومت طالبان: صدای زنان در موارد ضروری ممنوع نیست

توضیح تصویر، محمد فقیر محمدی، معاون وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان

بی بی سی ـ 3 اکتوبر 2024

وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در مورد نحوه اجرای قانون نظارت اخلاقی که ماه گذشته با توشیح رهبر طالبان نشر شد، گفته است صدای بلند زنان در جاهایی که ضرورت است، منع نشده است.

محمد فقیر محمدی، معاون این وزارت، در گفتگو با حفیظ معروف، خبرنگار اعزامی بی‌بی‌سی در کابل درباره قانون جدید «امر به معروف و نهی از منکر» گفت: «صدای زن در حالت ضرورت عورت نیست و نیازی به پوشاندن ندارد. اما در اجتماع مختلط زن و مرد، صدای بلند زن مشکل شرعی دارد.»

او در پاسخ به این سوال که اگر زنی برای خرید از خانه بیرون می‌رود، آیا صدای او منع شده است، گفت که «خیر، در این زمینه محدودیتی وضع نشده است.» و تشریح کرد که منظور از « صدای زن عورت است» در حالتی است که در اجتماع مختلط زن و مرد باشد و زن در آنجا سخنرانی کند، یا در حضور مردان قرآن تلاوت کند یا نعت بخواند.

او افزود: «اختلاط زنان و مردان بر اضافه مشکل شرع اسلامی، بنا به رسم و رواج در افغانستان نیز مجاز نیست.»

او گفت: «در مواقع که ضرورت است (صدای زن) جایز است. وقتی در برابر قاضی سخن می‌گوید و وقتی که مردی (عضو خانواده) ندارد و به بازار می‌رود که خرید کند، یک ضرورت است. اینجا بلند کردن صدایش مستثنی است و می‌تواند با صدای بلند حرف بزند.»

«اگر ضروری نباشد، حکم شرعی این است که زن صدایش را بدون نیاز بلند نکند.»

این مقام طالبان در مواردی که از این قانون نافرمانی صورت می‌گیرد، می‌گوید: «از طرف ما مجازاتی نیست. ما توصیه می‌کنیم. برای اجرای این قانون اجباری از سوی ما نیست و تا حالا کسی در این زمینه چیزی دال بر اعمال اجبار نشنیده است و نه هم لت و کوبی وجود داشته است.»

شماری از زنان در کابل به خاطر نوع پوشش از سوی ماموران طالبان بازداشت شده و به مکان‌های نامعلوم منتقل شده‌ و تا چند روز در بازداشت به سر برده‌اند که اکثرا پس از گرفتن تعهد از سرپرست مرد خانواده آزاد شده‌اند.

پس از نشر این قانون شماری از زنان افغان با نشر ویدیوهای آوازخوانی اعتراض خود را با هشتگ #صدای_زن_عورت_نیست نشان دادند. گروهی از زنان مخالف حکومت طالبان در داخل و خارج این کشور چند ماهیی است که در قالب کارزاری از جامعه جهانی می‌خواهند که برخورد این حکومت با زنان به مثابه «آپارتاید جنسیتی» شناسایی کند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یک زن و مرد سوار بر موتورسیکلت در ولایت بدخشان

«نقاشی حرام است، تصویربرداری منع نشده است»

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید

مقالات مرتبط

نگاهی به رویدادهای تاریخی:

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

عکس تقلبی و تبلیغاتی ملکه ثریا که بوسیلۀ دشمنان افغانستان چاپ و توزیع گردید!

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

چگونگی انکشاف معارف عصری در کشور و

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بررسی و تحلیل محتوای "موافقتنامه سیاسی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بازهم تأملی بر "موافقتانامه" دو کاندید ریاست جمهوری

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

قصه انسحاب قوا و اعتراف روءسا

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی به کتاب "سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان از 1242 تا 1370 خورشیدی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بسم الله الرحمن الرحیم

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

با درنظر داشت موضوعات متذکره در فوق برای ما ضروری است که باید هر قدم ممکن را برداریم تا از موفقیت ضد انقلابی های ارتجاعی و یا تغیر موضع حفیظ الله امین به طرف غرب جلوگیری شود.»

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

لزوم بررسی مسائل تاریخی

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داؤد خان و دوکتورین آیزنهاور

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

امیر عبدالرحمن خان

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

آگست2018

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی گذرا برظهور و سقوط اولین نظام جمهوری در افغانستان (از کودتای26 سرطان 1352 تا کودتای7 ثور 1357)

سال انتشار: 14 جولای 2015
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

به مناسبت چهل و ششمین سالگرد

سال انتشار: 15 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

زلنسکی ـ یک چهره مبارز برای احقاق حق

سال انتشار: 2 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همیشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 13 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

متن مکمل «قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر»

سال انتشار: 28آکست 2024
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem
A portrait image of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داکتر سیدعبدالله کاظم

داکتر سیدعبدالله کاظم درماه جدی 1320 شمسی (جنوری 1942) در چارباغ ـ شهرکابل در یک خانواده سرشناس چشم به جهان گشود، بعد از فراغت از لیسه حبیبیه و پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل  درسال 1963 شامل کدر تدریسی آن پوهنحی گردید. در سال 1971 پس از اخذ درجه دوکتورا در«رشته اقتصاد و علوم اجتماعی» از اطریش (ویانا) به کشور عودت کرد و به حیث استاد در پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل مجدداً شروع به تدریس نمود. در سال 1973 به رتبه علمی «پوهندوی» ارتقا کرد ونخست به حیث آمر دیپارتمنت اقتصاد تصدی (رشته صنعت) و سپس از 1974 تا 1978 به حیث رئیس آن پوهنحی ایفای وظیفه کرد.

بعد از کودتای ثور با جمعی از استادان به تشکیل «حزب وحدت ملی افغانستان» پرداخت و متعاقباً با تعدادی از اعضای مؤسس آن حزب توسط حکومت خلقی ـ پرچمی گرفتار و برای مدت 19 ماه در پلچرخی زندانی شد. بعد از رهائی از زندان در اپریل 1980 به حیث آمر بانک ملی افغان به لندن رفت، ولی از اشغال رسمی وظیفه خودداری کرد وپس از دو ماه نخست به جرمنی و بعد به ایالات متحده امریکا پناهنده  شد. او ازاواخر 1981 تا اکنون  به ایالت کالیفورنیا در شهر «سن هوزه» اقامت دارد.