آیا طالبان امروزی غیر از آن طالبان استند که بودند؟

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: اول آگست 2023

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشاراول آگست 2023

بعضی از حامیان طالبان ادعا دارند که طالبان امروزی از طالبان قبلی تفاوت دارند و لذا آنها دیگر همان سرمه آزموده نیستند که بین سالهای 1996 تا 2001 بودند. امروز آنها تغییر نظر داده اند و با بسا ارزشهای جهانی تفاهم پیدا کرده به اصطلاح "مدرن" شده اند.

برای بررسی این موضوع لازم است تا نگاهی به گذشته طالبان و انعکاس نظریات آنها پرداخت که در اولین مصاحبه امیرالمؤمنین ملا محمد عمر آخوند بیان شده است. او بتاریخ 8 فبروری 1997 (19 دلو 1375ش) با بیجن تورابی خبرنگار دویچه پرس انجام داد که یک قسمت آن در نشریه لوموند فرانسوی ـ بخش سیاست بین المللی به نشر رسید و آنرا نصرالله نیایش ترجمه و تلخیص نمود که آن متن در شماره 255 هفته نامه امید (مورخه 10 مارچ 1997) چاپ گردید. (اینجانب آنرا در کتاب "زنان افغان زیر فشار عنعنه و تجدد" در سال 2005 در صفحه442 تا 444 اقتباس کرده است.)

مزید بر آن میخواهم محض برای تداعی خاطرمتن بعضی فرامین و هدایات اداره طالبان را باز نشر کنم که در آنوقت به تکرار از "رادیو شریعت" ـ رادیوی رسمی طالبان پخش گردید و از طرف مجریان "امر بالمعروف و نهی عن المنکر" مورد تطبیق قرار گرفت (به نقل از کتاب فوق الذکر خود، صفحات 444 تا 447). بدینوسیله لازم است از طالبان امروزی، بخصوص هیئت مذاکره کننده آنها پرسیده شود که آیا ایشان هنوزهم به همان فکر و روش سالهای قبل خود پابند استند و یا اینکه حالا در نحوه ای اندیشه خود تغییر وارد کرده اند؟

اگر گروه طالبان اکنون با ارشادات امیرالمؤمنین خود کاملاً موافق نیستند و آنرا اکنون تائید نمیکنند، باید به صراحت بگویند تا مردم بدانند که طالبان امروزی دیگر از ان ارشادات ملا محمد عمر پیروی نمیکنند و یا اگر هنوزهم موافق با ارشادات امیر المؤمنین خود میباشند، باید راه و روش خود را در قبال آینده و رویداد های جدید واضح و روشن سازند تا مردم از آن آگاهی یابند و در تاریکی بار دیگر قدم نگذارند.

نخستن مصاحبه با ملا محمد عمر آخوند:

سوال (خبرنگار دویچه پرس): شما میگوئید درافغانستان یک دولت اسلامی را رویکار می آورید... آیا ملت افغانستان ازچند قرن به اینطرف یک ملت مسلمان نبود؟

جواب ملا محمدعمر: «ملت افغانستان مسلمان باقی می ماند، ولی اینرا به رژیمهای گذشته آن اطلاق کرده نمی توانیم، زیرا تا سالهای 70 یک رژیم شاهی برسر اقتداربود که این نوع سازمان قدرت به هیچ صورت با اسلام مطابقت نداشت و از همین باعث سلطنت شاهی افغانستان یک رژیم ملحدانه بود. بعد از آن مرحلۀ دیکتاتوری شخصی داؤد رویکار آمد که به نوبه خود ضد اسلام و ظالم و بیدادگر بود. بعد سیزده سال رژیم کمونیستی بیخدا توسط امپراتوری شوروی بمیدان آمد که به نمونه اسلام قرابت نکرد، وچار سال رژیم مجاهدین به تعقیب آن جهالت کامل خود را دربرابر اساسات اسلام و تطبیق قوانین قاطع آن که دین ما برای تطبیق بالای اجتماع مردم روا داشته است، به اثبات رسانیدند، دارائی های مملکت را ربودند، مخالفین خود را کشتند، مردم را مقهور نمودند، به زنها اجازه دادند که در خارج منزل کا ر کنند، احکام شریعت را تطبیق نکردند. لذا این تنها طالبان است که به افغانستان زمینه استحکام یک دولت حقیقی اسلامی را فراهم می سازد واین کار برای نخستن بار در تاریخ دور و دراز مملکت ما صورت میگیرد».

سوال : چرا شما درمناطق زیر کنترول تان زنان را از کارکردن مطلقاً مانع شده اید؟

جواب ملا عمر : «من از عکس العمل ممالک غرب مقابل این عمل ما خبردارم. ولی باید بدانید که برخورد ما روشن است: خداوند بزرگ زن و مرد را ازهم مختلف خلق کرده است تا وظایف ازهم جدا و متفرق را در روی زمین انجام دهند. ما ضرب المثل داریم که میگوید : کارداخل خانه وظیفه زن است و دنیای خارج خانه به مردان جنگجو تعلق دارد. آیا این نظر شما عجیب نیست که مردان نیز درخانه به تربیه اطفال خود بپردارند و به کارهای خانه نظارت کنند؟ زن بصورت طبیعی یک مخلوق ضعیف بوده ودرمقابل تحریکات و اغواگری نفس اماره شکننده است واگر تنها بدون همراهی پدر و برادر و یا کاکا و شوهر خود ازخانه خارج شود، مردان ازآنها کام گرفته و بعد رهای شان میکنند، مانند زنهای جهان غرب که با مردان بیگانه همکارمی شوند و این اولین قدم در راه فحشا میباشد. ما به زنان که درخانه بمانند، از طرف حکومت تنخواه مقرر میکنیم ، آیا این یکی از بهترین سیاست های انسانی نیست ؟ همچنان پوشیدن برقع [چادری] برای زن حتمی است تا مردان شکل آنها رانبینند و ازسن شان اطلاع حاصل نکنند. بااین صورت عوض اینکه به سرنوشت غم انگیز زنان روی لچ غرب مبتلا شوند و به گدیهای رنگین و بازیچه های جنسی تبدیل شوند، میتوانند درخانه و زیر برقع منابع معنوی خود را انکشاف دهند." (نخستین مصاحبه و آشنائی با ملاعمر، لوموند بین المللی مؤرخ 8 فبروری ، ترجمه و تلخیص از نصرالله نیایش، منتشره هفته نامه امید، شماره 255، مورخ دهم مارچ 1997)

مقررات و وضع قیود بر زنان و مردان

به تأسی از بیانات ملامحمد عمر آخوند که در حقیقت انعکاسی از طرز تفکر کلی تحریکا ت طالبان محسوب میشود، رژیم طالبی درمدت کوتاه یک تعداد فرامین وهدایات را از طریق رادیو شریعت (رادیو افغانستان سابق ) به نشر سپرد و انفاذ آنرا با جدیت بوسیله پولیس مذهبی مربوط به اداره "امربا لمعروف نهی عن المنکر" به منصۀ اجراء گذاشت. مجموعه این دساتیر که بیشترآن درمورد زنان وضع شده بود، دراوایل ماه اکتوبر1997 از طریق رادیو شریعت تحت فقرات آتی بطور مکرر به نشررسید:

« 1- همه مردان باید ریش بگذارند و حق ندارند آنرا اصلاح کنند. تا اندازه که امکان دارد باید ریش گذاشته شود. سلمانی ها حق ندارند ریش مردان را اصلاح کنند، درصورت تخلف مجازات می شوند؛

2- مردان حق ندارند بدون کلاه و یا عمامه از خانه خود بیرون شوند وهمچنان حق ندارند از لباسهای اروپائی استفاده کنند، زیرا لباس اروپائی غیراسلامی است؛

3- ورزشکاران هنگام تمرین و یا مسابقه نباید لباسی بتن داشته باشند که قسمت های از وجود آنها را نپوشاند، ورزشکاران نمی توانند ازنیکر سپورتی استفاده کنند؛

4- زنان حق کار وتحصیل را ندارند؛

5- زنان حق پوشیدن لباسهای رنگه روشن را که جلب توجه کنند، ندارند؛

6- زنان حق گشت و گذار را دربازارها جهت خریداری اشیای مورد ضرورت خویش ندارند، مگراینکه با برادر و شوهر خویش باشند و برادر و شوهر شواهد دال برمحرم بودن را با خود داشته باشند؛

7- صاحبان مغازه ها حق ندارند به زنانی که تنها مراجعه میکنند، جنسی را بفروش برسانند. درصورت سرکشی ازاین حکم مورد مجازات قرارمی گیرند؛

8- زنان حق پوشیدن تنبان رنگ سفید را ندارند؛

9- زنان حق پوشیدن بوتهای کری بلند راندارند، زیرا صدای بوت زنان، مردان را تحریک میکند؛

10 – زنان حق مراجعه به شفاخانه حتی زایشگاه را بدون همراهی محرم خویش ندارند؛

11- شیشه کلکین خانه ها باید سیاه رنگ شوند تا زنان از درون خانه های شان به مردانی که درکوچه می گذرند ، دیده نتوانند؛

12- داشتن تصویر، ساختن تصویر، نصب تصویر، اعم از حیوان و انسان یک عمل غیر اسلامی است؛

13 رانندگان موترها باید آئینه عقب نما را از موترهای خود دور کنند تا زنانی را در سیت های عقبی می نشینند، دیده نتوانند.»

برعلاوه فقرات فوق چند محدودیت دیگر نیز برمشکلات زنان افزوده شد، ازجمله:

- مسدود کردن حمهای زنانه درکابل وهرات(32 حمام)؛

- بستن مکاتب خصوصی (خانگی ) برای دختران وگفته شد که هیچ مکتب اجازه ندارد دختران بالاتر از سن 8 ساله را تدریس کند، مگر برای خواندن قرآن مجید؛

- منع کار زنان بامؤسسات امدادی و خیریه خارجی ، ولو با چادری؛

- طفلان حق بازی کردن با اسبابی که شباهت به اجسام زنده داشته باشند، ندارند؛

- داکتران مرد حق ندارند به معاینه و عملیات جراحی مریضان زن بپردازند؛

- خیاط های کالای زنانه حق ندارند بدن زن را اندازه گیری کرده و مغازه های نمایش لباس دائر نمایند؛

- هیچ راننده مجاز نیست زنان ملبس به چادرهای که صورت را نمی پوشاند یا زنانی که لباس تحریک کننده برتن دارند ویا آنهائیکه یک مرد محرم را به همراه ندارند، سوار موتر کنند، درصورت تخلف راننده زندانی و شوهر زن تنبیه خواهد شد؛

- زنانیکه درحال کالا شوئی درکنار دریا مشاهده می شوند، به طریق احترام کارانه اسلامی به وسیله موتر به منزل شان برده میشوند. درآنجا شوهران شان به شدت تنبیه خواهند گردید.

بعد از مدتی با انفاذ هدایات و فرامین فوق، عکس العملها و جنجال های مختلف به وجود آمد وطالبان زیر فشارهای وارده مجبور شدند تا بردو موضوع قسماً تجدید نظرکنند: یکی اندازه حد اقل ریش را، تاحدیکه به اصطلاح از شیشه اریکین بگذرد یعنی اندازه آنرا بیک قبضه محدود ساختند و دیگر کار پرسیونل طبی و داکتران را در وظایف محوله موکول به شرایظ خاص کردند و به پرسونل طبی زن اجازه دادند که با لباس ساده و بدون آرایش درمکآنهای کاملاً جدا کارکنند وبه معیت محرم رفت و آمد نمایند و همچنان داکتران طب مرد میتوانند به معاینه مریضان زن بپردازند، بشرطیکه مریض به معیت محرم باشد و داکتر و مریض هردو لباس اسلامی داشته و داکترمرد جز محل مورد معاینه مریض زن را لمس نکند ونبیند».

نکته دلچسپ آنست که جزای عدم رعایت دساتیر فوق بیشتر متوجه مردان بود، آن هم به خاطر تخلفاتیکه زنان شان مرتکب می شدند، زیرا به زعم طالبان: «مردان مسئول زنان خود هستند و بناءً مرد جوابگری کوتاهی زن خود در تطبیق این دساتیر میباشد».

یقین است که بسیاری از مردم کابل خاطرات تلخ آن دوره را بخاطر دارند و اما جوانان امروزکه در آنوقت طفل بودند و یا به دنیا نیامده بودند، شاید از آن اطلاع دقیق نداشته باشند. آنها باید حالا بدانند که آیا طالبان امروزی بازهم از ارشادات امیرالمؤمنین ملا محمدعمرآخوند پیروی میکنند و یا در راه و روش شان تغییر آمده است؟ اگر تغییر آمده، باید آنها آنرا با صراحت واضح سازند و نیز دلیل تغییر نظر و راه و روش خود را بیان دارند و اینکه آیا ملا محمد عمر در تعبیر و تفسیرهای اسلامی خود اشتباه کرده بود؟

امید است هیئت طالبان این نکات را به مردم توضیح دهند تا نشود بار دیگر مردم در تاریکی قدم بگذارند و نیز کسانیکه با طالبان در همکاری و تفاهم قرار دارند، از طالبان وضاحت بیشتر در زمینه خواهان شوند، نه آنکه بار دیگر به چشم مردم خاک بپاشند. والله اعلم

۲۰فرمان طالبان که به طور سیستماتیک زنان را محدود کرده است

۹ بهمن ۱۴۰۱ - ۲۹ ژانویه ۲۰۲۳، ۱۱:۴۱ GMT (بی بی سی)

از زمانی که طالبان در ۱۵ آگوست/اوت ۲۰۲۱ برای بار دوم کنترل افغانستان را به دست گرفت، بیش از هر چیز توصیه‌ها و فرمان‌هایی در مورد اعمال محدودیت‌ها بر زنان صادر کرده است.

در مجموع بیش از ۲۰ دستور صادر شده است و حتی محدودیت‌هایی اعمال شده که بدون دستور یا توصیه قبلی بوده است.

اقدامات طالبان علیه زنان شامل چهار حوزه اصلی است: محرومیت از سیاست، محدودیت حضور یا فعالیت در فضای عمومی، ممنوعیت ادامه تحصیل و محدودیت در حق کار.

اینها محدودیت‌های اصلی است که بنیادگرایان طالبان بر زنان اعمال کرده‌اند، باوجود اینکه وعده داده بودند نرم‌تر از دوره پیشین در قدرت، حکومت کنند:

«کابینه مردانه» (سپتامبر ۲۰۲۱)

دو دهه پس از سرنگونی رژیم قبلی طالبان در سال ۲۰۰۱، دولت‌های تحت رهبری حامد کرزی و محمد اشرف غنی تلاش‌هایی را برای مشارکت بیشتر زنان در سیاست به خرج دادند، زنان شماری از کرسی‌های پارلمان را به دست گرفتند، به عنوان وزیر و سفیر منصوب شدند. بعدها به عنوان والی و رئیس در بسیاری از نهادهای کلیدی خدمت می‌کردند.

هنگامی که طالبان در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ بار دیگر به قدرت رسیدند، جهان منتظر بود تا ببیند این گروه شبه‌نظامی چقدر تغییر کرده است.

شیرمحمد عباس استانکزی، معاون وقت دفتر سیاسی طالبان در قطر در ۳۰ آگوست، روز پس از خروج آخرین سرباز آمریکا از افغانستان، در مصاحبه ویژه با بی‌بی‌سی گفت: «شکی نیست که زنان فعالانه در حکومت دخیل خواهند بود، اما نمی‌توانم بگویم که آیا آنها پست‌های بلند را خواهند گرفت یا خیر.»

هفته بعد طالبان «کابینه موقت» خود را اعلام کرد، در حالی که هیچ زنی در آن نبود.

اعتراضات (سپتامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،AFP

توضیح تصویر،

اعتراضات علیه محدودیت‌های زنان اغلب با خشونت سرکوب شده است

زنان افغانستان از زمان تسلط طالبان در برابر افزایش محدودیت‌ها اعتراض کرده‌اند.

در تظاهرات‌های مختلف، معترضان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند یا روزهای زیاد در بازداشت به سر بردند.

در ۷ سپتامبر ۲۰۲۱، براثر تیراندازی طالبان به زنان معترض، ۳ نفر در هرات کشته و ۷ تن دیگر زخمی شدند.

یک روز بعد، وزارت داخله در بیانیه‌ای محدودیت‌های را برای تظاهرات اعمال کرد و تاکید شد که تظاهرکنندگان باید از قبل به نهادهای امنیتی اطلاع بدهند.

در همان روز، ده‌ها زن در کابل برای اعتراض تجمع کردند. نیروهای امنیتی طالبان آنها را با چوب زده و از آن ساحه راندند.

همه تظاهرات‌های مشابه به نوعی سرکوب شده‌اند.

کارکنان دولتی (آگوست-سپتامبر ۲۰۲۱)

در مدت یک ماه پس از روی کار آمدن، به کارمندان زن در نهادهای دولتی توصیه شد که در خانه بمانند.

در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱، به کارمندان زن شهرداری کابل گفته شد تنها آنهایی که کارشان توسط همکاران مردشان قابل انجام نباشد اجازه ادامه کار دارند.

منبع تصویر،AFP

توضیح تصویر،

در سراسر افغانستان، اکثر کارگران زن دولتی عملاً از مشاغلی که قبلا انجام می‌دادند کنار گذاشته شده‌اند

امروزه کارمندان زن تقریباً در تمامی مؤسسات و وزارتخانه‌ها در خانه می‌مانند و فقط ماهی یک بار برای دریافت حقوق خود به اداره مراجعه می‌کنند.

کارمندان زن دولتی افغانستان در ژوئن ۲۰۲۲ از طالبان خواستند که به آنها اجازه کار بدهند و به جای آنها مردان را استخدام نکنند.

یک ماه بعد، به کارمندان زن وزارت مالیه نیز گفته شد که مردی از اعضای خانواده را برای کار به جای خود بفرستند، و خود در خانه بمانند (اگرچه طالبان این موضوع را رد کرد).

علاوه بر کارمندان دولت، افسران زن در ارتش و پلیس، دادستان‌ها و قضات نیز کار خود را از دست دادند و مجبور به ماندن در خانه یا ترک کشور شدند.

موسیقی (آگوست - سپتامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

کلاس‌هایی مانند این (در سال ۲۰۱۱) در موسسه ملی موسیقی افغانستان پس از روی کار آمدن طالبان متوقف شدند

طالبان مخالف هر نوع موسیقی هستند، به همین دلیل هنرجویان انستیتو ملی موسیقی افغانستان در همان روزهای اولیه تسلط طالبان، به آنجا نرفتند. این موسسه از آن زمان تعطیل شده است.

اعضای ارکستر زهره (اولین ارکستر تمام زنان افغانستان) به پرتغال پناهنده شده‌اند.

ورزش (سپتامبر ۲۰۲۱)

از زمان بازگشت طالبان به قدرت، ورزشکاران زن در هیچ مسابقه‌ای در داخل کشور شرکت نکرده‌اند و ممنوعیت اعلام نشده ورزش اعمال شده است.

در ۸ سپتامبر ۲۰۲۱، احمدالله وثیق، معاون وزیر وقت اطلاعات و فرهنگ، گفت ورزش زنان یک فعالیت «نامناسب و غیر ضروری» است، چراکه ممکن است چهره و بدن بازیکنان پوشیده نباشد، که در شرع مجاز نیست.»

او گفت که زنان زمانی مجاز به ورزش خواهند بود که «محیط امن» فراهم شود، اما پس از ۱۷ ماه بعد همچنان از شرکت در مسابقات داخلی و خارجی منع شده‌اند.

در دسامبر ۲۰۲۲، کمیته بین‌المللی المپیک به افغانستان هشدار داد در صورت عدم اجازه ورزشکاران زن، روابط خود را با افغانستان قطع خواهد کرد و کریکت استرالیا مسابقات یک روزه با تیم کریکت افغانستان را به همین دلیل لغو کرد.

تفکیک دانشجویان پسر و دختر (سپتامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

برخی دانشگاه‌ها در ابتدا پرده‌ میان دختر و پسر را برای رعایت قوانین طالبان در مورد تفکیک جنسیتی نصب کردند

کمتر از یک ماه پس از قدرت گرفتن مجدد طالبان، آنها جدایی دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه‌های خصوصی را توصیه کردند.

در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۱، وزارت تحصیلات عالی در مصاحبه‌ ویژه با بی‌بی‌سی گفت که استراتژی مشابه را برای دانشگاه‌های دولتی در نظر دارد.

ابتدا در کلاس‌ها بین دانشجویان دختر و پسر پرده می‌گذاشتند، سپس کلاس‌ها را جدا کردند و در نهایت برای رفتن به کلاس در روزهای مختلف ایجاد شد.

وزارت امور زنان (سپتامبر ۲۰۲۱)

گام بعدی حکومت طالبان در کنار گذاشتن زنان از سیاست، «انحلال» وزارت امور زنان بود.

کارمندان زن که همچنان در تلاش برای ادامه کار بودند، دیگر اجازه ورود به این وزارتخانه را نداشتند.

مقام‌های طالبان ابتدا به بی‌بی‌سی گفتند که وزارت امور زنان منحل نشده است، اما چند روز بعد، در ۱۷ سپتامبر، نام این وزارتخانه را تغییر دادند و این ساختمان اکنون محل وزارت امر به معروف و نهی از منکر است.

مدارس متوسطه (سپتامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

در سپتامبر، وزارت معارف افغانستان تنها از دانش آموزان پسر خواست تا به مکتب بازگردند

در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱، خبرنامه وزارت آموزش و پرورش از دانش آموزان و معلمان پسر خواست که به مدارس بازگردند اما در مورد مدارس متوسطه دخترانه از کلاس هفتم تا دوازدهم چیزی نگفته بود.

خانواده‌ها انتظار داشتند که این مدارس دخترانه در سال تحصیلی جدید بازگشایی شوند، همانطور که برخی از مقامات طالبان مردم را به این باور رسانده بودند.

سال تحصیلی جدید در ۲۳ مارچ/مارس ۲۰۲۲ (۲ فروردین/حمل) آغاز شد و بسیاری از دختران به مدارس رفتند اما با گریه به خانه بازگشتند زیرا در آخرین لحظه از حضور در کلاس درس منع شدند.

با وجود وعده‌های طالبان، این ممنوعیت ۵۰۰ روز بعد (در ۲۹ جنوری/ژانویه ۲۰۲۳) هنوز به قوت خود باقی است، اگرچه در برخی مناطق دختران صنف دوازدهم در دسامبر سال گذشته برای شرکت در امتحان نهایی دعوت شدند.

بازیگری و تلویزیون (نوامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

طالبان مجریان زن را از حضور در تلویزیون بدون پوشش کامل چهره منع می‌کند

زنان در نوامبر ۲۰۲۱ بر اساس فرمان جدید تحمیلی طالبان از حضور در نمایش های تلویزیونی در افغانستان منع شدند و روزنامه نگاران و مجریان زن نیز دستور داده شد که چهره خود را کاملا بپوشانند. بسیاری از کارکنان زن رسانه ها به دلیل تهدیدات امنیتی کار خود را ترک کرده و برخی نیز مجبور به ترک کشور شده اند. حتی صدای زنان گوینده فارغ از محدودیت‌ها نبود.

از سال ۲۰۰۱، سریال‌های خارجی اغلب به زبان‌های محلی برای مخاطبان دوبله می‌شوند و صدها زن را در این حوزه مشغول کار بودند.

اما طالبان پخش این سریال‌ها را ممنوع اعلام کرد و این زنان شغل خود را از دست دادند. در حالی که بسیاری از آنها تنها نان آور خانواده خود بودند.

سفر (دسامبر ۲۰۲۱)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

طالبان محدودیت‌های گسترده‌ای را بر سفر زنان اعمال کرده‌اند

در ۲۶ دسامبر ۲۰۲۱ طالبان محدودیت‌های سفر زنان را اعمال کردند.

وزارت امر به معروف و نهی از منکر اعلامیه‌هایی را بین رانندگان خودروهای مسافربری توزیع کرد که از آنها می‌خواست زنان بدون حجاب را سوار نکنند. زنان بدون «محرم» (پدر، برادر، شوهر یا پسر) از سفر به تنهایی بیش از ۷۲ کیلومتر منع شدند.

بعداً، در ۲۷ فوریه ۲۰۲۲، طالبان همچنین محدودیت‌هایی را برای سفر زنان به خارج از کشور بدون قیم اعمال کردند که با انتقاد جهانی مواجه شد که را «حبس زنان» خواندند.

«خانه‌های امن» قربانیان خشونت خانگی (آگوست - دسامبر ۲۰۲۱)

پناهگاه‌هایی به نام «امان» یا «خانه‌های امن» در سال های اخیر در کابل و برخی جاهای دیگر باز شده بودند که دختران و زنان قربانی خشونت که خانه خود را ترک کرده بودند می‌توانستند به آنجا پناه ببرند.

هنگامی که طالبان قدرت را به دست گرفت، بسیاری از زنان ساکن در خانه‌های امن مخفی شدند و بدون هیچ اطلاعیه یا دستور رسمی این اماکن نیز ناپدید شدند.

حجاب (مه/می ۲۰۲۲)

چند روز پس از ورود طالبان به کابل، چهره خیابان‌های پایتخت تغییر کرد.

تصاویر زنان در تابلو سالن‌های زیبایی و روی دیوارها رنگ پاشیده شده بود و شعارهای جدید طالبان بر روی دیوارها نقش بسته بودند، در برخی به زنان توصیه می‌شد که حجاب داشته باشند.

منبع تصویر،AFP

توضیح تصویر،

تصاویر زنانی مانند این را می‌توان پیش از تسلط طالبان در خیابان‌های کابل دید

در ژانویه/جنوری ۲۰۲۲، طالبان کارزار «رعایت حجاب» را آغاز کردند و بیلبوردهای زیادی در سطح شهر نصب شدند.

چند ماه بعد، در ۷ ماه می، طالبان یک فرمان پوشش برای زنان را اعلام کرد و گفت که همه زنان باید صورت خود را در ملاء‌عام بپوشانند وگرنه «ولی مرد» آنها مجازات خواهد شد.

در این فرمان همچنین آمده بود که زنان تنها در مواقع ضروری می‌توانند از خانه خارج شوند. حتی به صاحبان مغازه‌ها دستور داده شد که سر مانکن‌ها با لباس زنانه داشتند را بپوشانند.

رانندگی (می/مه ۲۰۲۲)

در همین ماه به آموزشگاه‌های رانندگی در ولایت هرات توصیه شد که زنان را آموزش ندهند.

طالبان در ابتدا انجام این کار را تکذیب کرد، اما بعداً برخی از رانندگان زن در هرات و کابل به بی‌بی‌سی تأیید کردند که مانع شرکت آنها در دوره‌های آموزش رانندگی یا گرفتن گواهینامه شده‌اند.

یک مقام طالبان به بی‌بی‌سی گفت که زنان با حجاب شرعی می‌توانند رانندگی کنند، اما مقام دیگر اذعان کرد که «دولت مرکزی صدور گواهینامه رانندگی جدید برای زنان را متوقف کرده است.»

دوره‌های آموزش زبان و دروس دینی (سپتامبر ۲۰۲۲)

در سپتامبر ۲۰۲۲، مسئولان برخی از مراکز آموزش زبان در کابل و سایر ولایات به بی بی سی گفتند که طالبان مراکز آموزشی آنها را تعطیل کرده و اصرار شده که معلمان زن برای دانش آموزان زن استخدام شوند و آنها را از همکلاسی های مرد جدا کنند. خانواده‌های مختلف نیز به بی‌بی‌سی گفتند که دختران خردسالشان از شرکت در کلاس‌های مذهبی منع شده و از مساجد بازگردانده شدند و ملاهای مساجد به آنها گفته‌اند که پس از این در کلاس‌ها شرکت نمی‌توانند.

رشته‌های دانشگاهی (اکتبر ۲۰۲۲)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

در هفته اول اکتبر ۲۰۲۲، امتحانات ورودی دانشگاه‌ها در ۳۳ ولایت افغانستان آغاز شد، اما این اولین بار بود که انتخاب رشته برای دانشجویان دختر محدود شد.

کشاورزی، دامپزشکی، مهندسی ساختمان و معدن از جمله رشته‌هایی بود که در برخی شهرها و ولایت‌ها متقاضیان زن اجازه ورود نداشتند.

اگرچه وزارت تحصیلات عالی طالبان این موضوع را تکذیب کرد، اما برخی از دانشجویان به بی‌بی‌سی تایید کردند که دانشکده مورد علاقه آنها در «برگه انتخاب رشته» نبوده است.

حدود دو هفته بعد، طالبان اعلامیه‌هایی را در دانشگاه کابل منتشر کردند مبنی بر اینکه دانشجویان دختر از ادامه تحصیل در دوره‌های ماستری در رشته‌هایی مانند زراعت، تجارت، علوم کامپیوتر و مهندسی منع شده‌اند.

پارک‌ها، حمام‌های زنانه و باشگاه‌های ورزشی (نوامبر ۲۰۲۲)

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

پارک‌هایی مانند این، حالا برای زنان ممنوع است

در روزهای آغازین حکومت خود، طالبان برای محدودکردن زنان از رفتن به پارک‌ها، حمام‌های زنانه، باشگاه‌های ورزشی یا ورزشگاه‌ها کاری انجام نداده بودند.

با این حال، در ۲۷ مارس ۲۰۲۲، وزارت امر به معروف و نهی از منکر، بیانیه‌ای صادر کرد و روزهایی را برای زنان و مردان برای رفتن به پارک‌های عمومی مشخص کرد. حدود سه ماه بعد، یک پارک ویژه زنان در کابل به نام «شراره باغ» از سوی طالبان بسته شد.

عاکف مهاجر، سخنگوی این وزارت گفت: «خواهران حجابی را که به آنها توصیه شده بود رعایت نکردند. به همین دلیل چنین تصمیمی گرفته شد».

جشن فارغ التحصیلی (دسامبر ۲۰۲۲)

در آخرین ماه سال ۲۰۲۲، رسانه‌های اجتماعی افغانستان مملو از جشن‌های فارغ‌التحصیلی دانشجویان پسر بود که در تالارهای بزرگ عروسی کلاه خود را به هوا پرتاب می‌کردند، اما دانشجویان دختر برخلاف سال‌های گذشته در جشن‌های فارغ‌التحصیلی غایب بودند.

بعد، برخی از دانشجویان دختر تازه فارغ التحصیل به بی‌بی‌سی گفتند که از برگزاری جشن فارغ التحصیلی خود در خارج از دانشگاه منع شده‌اند.

همچنین به آنها گفته شد که استادان مرد و حتی اعضای مرد خانواده، نمی‌توانند در هیچ جشنی شرکت کنند. اگر استاد مردی در مراسمی دیده شود، از کارش اخراج می‌شود و گواهی فارغ التحصیلی دانشجویان را نیز تعلیق می‌کنند.

بی‌بی‌سی نیز نامه‌ای از سوی اداره دانشگاه کابل دیده است که در آن همین توصیه‌ها به استادان شده است.

تحصیل دانشگاهی (دسامبر ۲۰۲۲)

منبع تصویر،AFP

دانشجویان دختر در دانشگاه کابل، دانشگاه‌ها در بهار ۲۰۲۲ بازگشایی شدند اما زنان از آن زمان تا اطلاع ثانوی از تحصیلات عالی منع شده‌اند

۲۱ دسامبر ۲۰۲۲ روزی بود که وزارت تحصیلات عالی دولت طالبان دختران را از تحصیلات عالی منع کرد و دروازه دانشگاه‌های دولتی و خصوصی را به روی زنان تا «اطلاع بعدی» بست.

ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان گفت که این تصمیم را برای «جلوگیری از رذایل» و «اجرای شریعت» گرفته است.

موضع او به طور گسترده‌ای محکوم شد، اما دولت طالبان، مانند منع تحصیل در مدارس متوسطه، به مردم گفته شد که منتظر اعلامیه‌های بعدی باشند.

اما در بسیاری از مناطق افغانستان، دانشجویان دختر در رشته‌های پزشکی توانسته‌اند ادامه تحصیل دهند.

سازمان‌های غیردولتی (دسامبر ۲۰۲۲)

در ۲۴ دسامبر ۲۰۲۲، حکومت طالبان کارهمه کارمندان زن در سازمان‌های غیردولتی ملی و بین المللی را ممنوع اعلام کرد.

وزارت اقتصاد در نامه‌ای از این سازمان‌ها خواسته است تا کارمندان زن خود را تا اطلاع ثانوی تعلیق کنند.

طالبان دلیل این امر را رعایت نکردن «حجاب اسلامی» و «سایر قوانین و مقررات» گفته است

رژیم طالبانی، زنان و تسلط فراگیر گفتمان سنتی در افغانستان

نویسنده, تمنا عارف

شغل, روزنامه‌نگار

بی بی سی (ناظران چه میگویند؟)، مورخ 22 جون 2023

مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌اندازی متنوع و متوازن از موضوعات مختلف ارائه کند. انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آن‌ها از طرف بی‌بی‌سی نیست.

ریشه‌های گفتمان سنتی در افغانستان سابقه طولانی دارد. با آن‌که پایداری تاریخی گفتمان سنتی را نمی‌توان نادیده گرفت، اما در محور بحث یادداشت حاضر جنبه تسلط این گفتمان به مثابه گفتمان حاکم و دیکته‌گر در رأس دستگاه حاکمیت و نگرش آن نسبت به‌زنان، قرار دارد. به بیان دیگر، در این یادداشت دنبال گشایش رشته‌هایی پیرامون الگوی طالبانی گفتمان سنتی خواهیم رفت.

هدف از به‌کارگیری مفهوم «گفتمان سنتی» در این یادداشت همانا سعی جهت رسایی توصیف روایت سلطه‌‌طلبانه‌ گروه‌های سنتی در افغانستان است که در سازه‌ قشرها و گروه‌های مختلف ته‌نشین شده در کف اجتماع به تغذیه و تکثر پرداخته‌اند. در نتیجه تکثر دوامدار عمال گفتمان سنتی، امکان سیالیت و مایه‌گیری گفتمان مدرن و فرصت‌گذار از جامعه‌ «مکانیک» به جامعه‌ «ارگانیک» یا جاگزین شدن جامعه بجای اجتماع و جماعت؛ برای افغانستان مورد اتلاف واقع شده است.

افغانستان از لحاظ بافت اجتماعی-هویتی کشوری است که مناسبات اجتماعی‌اش مبتنی بر گزاره‌های هویتی، دینی ایدئولوژیک، تباری و در برخی موارد سمتی شکل گرفته است. با تکیه به گزاره‌های متذکره، موجودیت استعداد طبیعی‌ رشد و نهادینگی گفتمان سنتی را نمی‌توان مورد چشم‌پوشی قرار داد. برای باز شدن چشم‌انداز وسیع این یادداشت در شناخت بنیان‌های گفتمان سنتی و چیستی آن، نگاه گذارایی به ساخت اجتماعی از منظر جامعه‌شناسی ساختارگرا نیز شده است.

ساخت اجتماعی افغانستان

امیل دورکیم، جامعه‌‌شناس و از صاحب‌نظران ساختارگرایی، جامعه را از حیث پیوند‌های درونی (همبستگی‌ها)ارزش‌ها و درون‌مایه‌های ساختاری به‌ دو گونه شاخه‌بندی می‌کند که عبارت از جامعه‌ی مکانیک و جامعه ارگانیک می‌باشد. در جامعه مکانیک به‌ دلیل وجود مبنا‌های معرفتی همگون و یک‌دست جامعه به شکل ساده، عقب‌مانده و به‌دور از تخصص‌گرایی در مسیر خویش ادامه می‌دهد. در یک‌چنین جامعه‌ای همه‌ افراد به برپایه‌ی باورها، عواطف، احساسات و عشیره باهم در ارتباطند.

در مقابل جامعه ارگانیک که به باور دورکیم تخصص‌گرایی و تقسیم‌کار از درون‌مایه‌های آن است، اعضای آن برپایه مبناهای معرفتی ناهمگون و متکثر باهم در ارتباط هستند. در نتیجه، جامعه به‌شکل ارگانیک به همبستگی می‌رسد. منظور از همبستگی اورگانیک این است که دسته‌های مختلف نیروی بشری با میزان‌های متفاوت‌ معرفتی و تخصص‌مبنا، به شکل یک ارگانیسم دارای اعضای متفاوت اما پیوسته به‌هم، به توسعه، رشد و پویایی جامعه کمک می‌نمایند.

فردینان تونیس، یکی دیگر از جامعه‌شناسان ساختارگرا، ساخت اجتماعی را به دو دسته «گیمن‌شافت» و «گزل‌شافت» تقسیم بندی می‌کند و به تفکیک و تعریف جوامع سنتی و مدرن می‌پردازد. او جامعه‌ سنتی را با مفهوم گیمن‌شافت (جماعت یا اجتماع) و جامعه‌ مدرن را با مفهوم گزل‌شافت (جامعه) صورت‌بندی می‌کند. مفهوم اجتماع یا جماعت در تعریف او به جماعت یا اجتماعی از انسان‌ها کنارهم اطلاق می‌شود به‌سرنوشت همدیگر شان ربط و پیوندی ندارند و مفهوم جامعه عبارت از شبکه‌هایی از روابط انسانی کنار هم است که این شبکه‌ها منافع مشترکی را دنبال می‌کنند.

به نظر می‌رسد که با توجه به ویژ‌گی‌های موجود در بافت اجتماعی افغانستان، نظریه جامعه‌ مکانیکی دورکیم و گیمن‌شافتی فردینان تونیس را برای فهم ماهوی ساختار سنتی افغانستان جامع و توصیف‌کننده یافت.

نمایندگان قشری گفتمان سنتی در افغانستان

هرچند با توجه به پیچیدگی و تکثر توقف‌ناپذیر تهداب‌های سنتی جامعه‌، به‌دشواری می‌توان نماینده‌گان قشری این گفتمان را مشخص نمود، اما با توجه به بررسی‌ها و پژوهش‌های موجود در این پیوند، چهار گروه از قشرهای اجتماعی را نمایند‌گان گفتمان ستنی برشمرده‌اند که در برگیرنده روحانیون، اشراف، سران قبایل و جهادی‌ها است. در کنار این چهار قشر، طالبان را که اکنون با به دست گرفتن اختیار و اراده گفتمان سنتی آنرا را به سکوی اصدار و اعمال دستورات سخت‌گیرانه و تقابل خونین با دیگر قشرهای جامعه ساخته‌اند، می‌توان دسته‌ی پنجم از نمایندگان قشری گفتمان سنتی در افغانستان برشمرد.

رژیم طالبانی به مثابه سقف فراگیر و فرارونده سلطه‌ گفتمان سنتی

همان‌گونه که در بالا تذکر داده شد، گروه حاکم از نمایند‌گان متبارز و بزرگ‌جثه گفتمان سنتی است که اکنون با قرار گرفتن در رأس دستگاه قدرت دستورات این سلطه را از بالا به پایین اعمال می‌کند. عناصر شکل‌دهنده‌ گفتمان سنتی مبتنی بر الگوی طالبانی عبارتند از هویتی، قومی، ایدئولوژی دینی و سنت فرهنگی که طالبان با تکیه بر آن، به کشانیدن گفتمان از کف به سقف اجتماع سعی می‌کنند. الگوی طالبانی گفتمان سنتی، سعی بر آن دارد تا سلطه سیاسی را با تکیه به سنت فرهنگی-تباری و ایدئولوژی دینی که برون‌نمایه آن برساخت‌های شناور «افغانیت و اسلامیت» رشد داده و به حیات دگرستیزانه و حذف‌اندیش خویش ادامه بدهد.

چشم‌انداز تحکیم سلطه در الگوی طالبانی گفتمان سنتی

اقتدار حکومتی و تسلط همه‌جانبه‌ طالبان بر اریکه و منابع قدرت، تصور و امکان بالادستی را در اختیار این گفتمان قرار داده است. طرف مقابل دستگاه که مردم هستند، در معترضانه‌ترین حالت نیز نمی‌توانند علیه اراده‌ حاکم به گونه‌ اثرگذار به اعتراض، مقاومت و مخالفت بپردازند. مهار نیروهای معترض به‌ویژه زنان و سرکوب سرسام‌آور صداهای مخالف، پلیسی بر فضای شهر در هیأت گروه‌هایی چون امربالمعروف و نهی از منکر، محتسبان، تربیون‌های مساجد و مدارس از دستمایه‌هایی اند که طالبان با مبادرت به آن‌ها چشم‌انداز قدرت خویش‌را در قلمرو گفتمان سنتی ترسیم و تطبیق می‌نمایند.

زنان در نگر گفتمان سنتی

اساساً گفتمان سنتی هویت و شکل‌سازه‌های مذکر دارد. بر همین مبنا در رأس اداره و پیش‌برد هیچ‌یک از پنج دسته نمایند‌گان قشری آن، زنان قرار ندارند. به بیان دیگر، گفتمان سنتی هیچ ماهیت زنانه‌ای را از خود به نمایش نمی‌گذارد، افزوده براینکه نگاه‌های ابزاری و حذفی نسبت به‌زنان نیز از ویژ‌گی‌های ماهوی گفتمان سنتی‌اند. در گفتمان سنتی دو نگاه رایج و غالب شر پندارانه و شی‌پندارانه نسبت به زنان، مسیر قربانی و حذف شان را هموار می‌سازد.

زن به مثابه‌ شر

با تسلط طالبان زنان به گونه کامل مورد اخراج اجباری دسته‌جمعی از فضای عمومی قرار گرفتند. این عمل که با قربانی‌ قرار دادن زنان، جهت تحکیم و تثبیت اراده و قدرت طالبانی به‌گونه تدریجی و مرحله‌به‌مرحله به‌اکمال رسید، یکی از نقطه‌های‌ اوج این گفتمان به شمار می‌رود.

طالبان بلافاصله پس از هراقدام حذف‌گرایانه شان نسبت به زنان مورد انتقاد و پرسش قرار گرفتند اما به باور آنان، حضور زنان در جامعه باعث گسترش فساد (شر) می‌گردد، جامعه را فاسد می‌کند، و این چیزی‌ست که «افغانیت و اسلامیت» آنرا برنمی‌تابد، به پاسخ منتقدان خویش پرداختند. در نتیجه چنین حاصلی از عملکرد طالبان برمی‌آید که آنان با شرپنداری زنان، امکان حضور و فرصت زیستن در قلمرو عمومی را سهم زنان نمی‌دانند و موجودی بنام زن اساساً در چارچوب تفکر گفتمان سنتی‌ که اکنون طالب در سکوی اعمال آن نشسته است جایگاهی ندارد. دیده می‌شود، به دلیل این‌که منبع تغذیه ایدئولوژیک طالبان و بخش عظیمی از جامعه یکسان است، بدین اساس اعتراض چشم‌گیری نیز در مقابل حذف زنان صورت نمی‌گیرد.

زن به مثابه‌ شی

متکای ایدئولوژیک گفتمان سنتی حاضر، زنان را «کشتزار» مردان معرفی می‌کند. در روایات، اقوال و منابعی بسیاری که گروه حاکم از آن منابع ایدئولوژیک‌ خود را تأمین می‌کند زنان به درجات مختلفی مورد خطابه‌های کسر هویت قرار گرفته‌اند. مقوله‌هایی که نگرش کشتزاری، کسر حق شهادت برابر بامردان، عدم توانایی عقلی و ضعف زنانگی را در اختیار گفتمان سنتی ایدئولوژیک می‌گذارد، همزمان نگاه شی‌پندارانه را نیز نسبت به زنان باب می‌سازد.

در این نگرش، زنان مبدل می‌شوند به برده‌گان جنسی، ماشین‌های زاد و ولد، خانه‌نگهبان و هرچیزی دیگری که یک مرد از جایگاه هرکسی و با هر پیوندی می‌تواند نسبت به یک زن پیش‌آمد و تعیین تکلیف کند.

شی‌وارگی زنان، هویت مستقل و انسانی زنان را مورد هدف قرار می‌دهد و با هویت‌زدایی برنامه‌ریزی شده، حق اراده، آزادی و کنش‌مندی را از زنان می‌گیرد. زنان در چنین حالتی جز پناه‌گاه‌های اجباری ناخواسته و نفس کشیدن در زیرسقف‌های خانه چاره و راه دیگری در پیش ندارند. به باور من، این نگرش فرایند خودفعال رویایی‌زدایی از زنان است که تسلط گفتمان سنتی فرا رو، امکان پیش‌روی آنرا چندین‌برابر ساخته است.

انبوه‌وارگی قربانی زنان

به صورت عموم زنان در سه گروه مختلف مورد قربانی و حذف قرار می‌گیرند، که گروه‌های متذکره دربرگیرنده گروه معترضان، گروه مدافعان تأثیرگذار و گروه بی‌تفاوت‌ها یا متحدان طبیعی تفکر سنتی، تقسیم بندی‌ می‌شوند. این تفکیک‌بندی را دست کم برمبنای دو عنصر نوعیت قربانی بوده‌گی و مکان قربانی‌ بوده‌گی می‌توان انجام داد؛ که در شرح پایین به هریک از آن ها می‌پردازیم.

گروه معترضان

این گروه شامل قشری از زنان و دختران می‌شود که عملاً در اجتماع و قلمرو عمومی به کار، کنش‌گری و فعالیت‌های مختلف انسانی پرداخته‌اند؛ شامل نخبگان فکری، نویسندگان، دانش‌آموزان، دانش‌جویان، معلمان، کارمندان ادارات، آرایشگران، ورزش‌کاران، تجارت‌پیشگان و همه‌ زنانی که به نحوی با اجتماع سروکار داشته‌اند. نیزه تیز گفتمان سنتی در قدم اول همین قشر از زنان را مورد هدف قرار می‌دهد. برای همین وقتی طالبان دستگاه دولت و ادارات را در اختیار گرفتند با شتاب به حذف زنان از قلمرو عمومی پرداختند.

حالا زنانی که دیگر یاد گرفته‌اند در جامعه مردسالار برای خودشان جای‌پایی پیدا کنند محال بود علیه حذف شدن و نابودی رویاها و هستی شان معترض نباشند. شکل‌گیری ده‌ها جنبش اعتراضی زنانه که پیوسته در خیابان‌های پایتخت و کلان‌شهرها برای مطالبه حقوق و حفظ دست‌آوردهای شان تا سرحد بازی با جان خویش و نترسیدن از توقیف‌گاه‌های خشن طالبانی به پیش رفتند؛ از مصادیق این دسته از زنان هستند. نیروهای اساسی مقاومت زنان در برابر گفتمان سنتی را نیز همین دسته از زنان تشکیل می‌دهند.

تا اکنون، دها تن از اعضای جنبش‌های معترض زنان به اشکال شنیعی دستگیر و به شکنجه‌گاه‌های طالبانی مورد ضرب، شتم، تجاوز و انواع شکنجه قرار گرفته‌اند. این قشر دقیقن حیثیت دیوار استنادی مبارزات زنانه را می‌سازند. با آنکه دشواری ایستادن با دست خالی علیه تفکری را که با انبوهی از احکام ایدئولوژیک صلاحیت سرکوب و شکنجه را برای خودش محفوظ می‌داند؛ برای زنان معترض قابل درک است، بازهم می‌ایستند و مقابله می‌کنند. قربانی اما معترض.

گروه مدافعان تأثیرگذار

گروه دومی زنان قربانی دربرگیرنده قشری از زنان می‌شود که ماهیت زن‌ستیز و حذف‌گرای تفکر سنتی را به‌خوبی درک می‌کنند و بر آن واقف اند؛ و در سطحِ دیگری از میدان برابری طلبی در محو تفکر سنتی سهم می‌گیرند. این قشر از زنان در بیست سال پسین مهم‌ترین حامیان گروه‌ معترضان بوده اند. در این بخش صحبت از زنانی‌ست که خود به دلیل جنگ‌های طولانی و سلطه سنتی ته‌نشین شده در کف اجتماع از فیض تحصیل و امتیاز حضور در فضای عمومی محروم مانده‌اند و عالمی از رویاهای زنانه را ناگزیر در قلب‌های شان حبس کرده اند. این قشر در بهترین حالت معرف مادران طرفدار برابری و حق تحصیل و کار دختران است که پیوسته با همه‌ توانایی علیه پدرسالاری که- تغذیه‌گاه دیگری برای تفکر سنتی است-درگیر بوده اند و از حق تحصیل، برابری، کار، حضور در اجتماع، سیاست و همه حق‌های زنان و دختران حمایت کرده اند.

این قشر از سر ناگزیری با قربانی بودن مداوم خویش در نتیجه حکم تفکر سنتی، خو گرفته اند اما به شیوه‌ دیگری در پی تلافی و اعاده‌ آن حق‌ها و سزاواری‌های زنانند.

گروه بی‌تفاوت‌ها یا متحدان طبیعی گفتمان سنتی

این قشر در برگیرنده گروهی از زنان می‌شود که در بستر زمانی توانایی تشخیص و سنجش اولیه‌ترین حقوق زنانگی خویش را از دست داده‌اند. این گروه از زنان نه‌تنها قربانی بودن خویشتن را در فرایند گفتمان سنتی درک نمی‌توانند بلکه در بسا موارد به مثابه رکنی از متحدان طبیعی این گفتمان، به شیوه‌هایی از همراهی و حمایت از فراوردهای گفتمان سنتی می‌پردازند. در بخش‌هایی از جامعه‌ افغانستانی به‌ویژه مناطق قبایلی زنان و مادران قبل از آنکه فهمی از حقوق زنانه داشته باشند حامیان شوهران و فرزندان پسر خویشند ایدئولوژی زده و دین‌خوی افراطی‌اند. این دسته از زنان به «جهادالنکاح» سپردن دختران شان، کودک‌همسری‌، خون‌بها بخشیدن دختران (بد دادن) مخالفت با آموزش دختران دوشادوش قشر مذکر خانواده و روستا، سهم و همراهی مستقیمی دارند. در باور این قشر از زنان حق همان است که تفکر سنتی بدان حکم می‌کند و خود کشتزارپذیری نیز امری‌ست که در باور این طبقه از زنان نهادینه شده است. بدنه‌ بزرگی از طالبان از دامن همین طبقه از زنان پرورش یافته و به جامعه سپرده شده‌اند.

در نتیجه، زنان و دخترانی که در یک چنین محیطی متولد و بزرگ می‌شوند، تکرار مکررِ همین الگوی زنانگی بی‌تفاوت است. باید تصحیح کنم که بی‌تفاوتی در میان این قشر از زنان نه یک انتخاب بلکه یک باور نهادینه شده متأثر از تفکر سنتی است که خود در آن نقشی ندارند.

سخنی در پایان

پرداختن به مسئله‌ گفتمان سنتی در افغانستان که فهمیده می‌شود از لحاظ گونه‌ سنتی بودن یکی از جوامع پیچیده و لادرلا است، یک امر زمان‌گیر و از حیطه‌ صلاحیت پژوهش‌گران و صاحب‌نظران در یک عملکرد جمعی است. لذا برای آن‌که به تجویزهای بهتری در امر مبارزه برای گذار و رسیدن به یک جامعه مدرن و استوار بر سازه‌ها و پایه‌های جهان مدرن نایل آییم، مشارکت در امر روشنگری و ضرورت شناخت بنیادین پدیده‌ی گفتمان سنتی بخش دیگری از امر مبارزه‌ بزرگ و بنیادین برای جامعه‌ی ماست که نباید مورد فروگذاشت واقع گردد.

پرداختن به وضعیت زنان در سایه تسلط گفتمان سنتی گرچند جسته گریخته، سعی اندکی است برای معرفی و نمایاندن پیچیدگی وضع و مشقت مضاعف زنان که به واکاوی بیش‌تر و دقیق‌تری نیازمند است.

مفاهیم مختلف خشونت علیه زنان

بی بی سی مورخ 31 مارچ 2023

نگاهی به زوایای پنهان خشونت علیه زنان در افغانستان

منبع تصویر،REUTERS

اطلاعات مقاله

نویسنده,تمنا عارف

شغل,فعال مدنی

۱۱ فروردین ۱۴۰۲ - ۳۱ مارس ۲۰۲۳، ۰۹:۵۳ GMT

مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌اندازی متنوع و متوازن از موضوعات مختلف ارائه کند. انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آن‌ها از طرف بی‌بی‌سی نیست.

از جمله کارهای اساسی و بسیار مهمی که برای زن افغانستانی می‌توانستیم و می‌توانیم انجام بدهیم؛ اما از انجام آن سر باز زده‌ایم کاوشگری، گفتن و مستند کردن از روزگار و شرایط زنان در لایه‌های مختلف اجتماعی و خانواد‌گی است. در نتیجه، نگفته‌های بسیاری چونان تجارب خونین و سخت بر روزگار زنان درحال اجرا برجا مانده است و از زنان قربانی می‌گیرد.

به باور من، جدیت و جذابیت پرداختن به زن، روزگار و مسئله‌اش در اصیل ترین حالت، در روایت از شرح روزمره وضع زنان می‌گذرد و نیازمند پیچیده سازی سرسام‌آور با بهره‌گیری از نظریه‌ها و بازگویه‌های فمینستی نیست. البته آنچه که بسیار مهم است رعایت گردد، این است که روایت اصیل و تجربی باشد. هنگامی که سخن از زن می‌گوییم، سخن گفتن در این مورد دربرگیرنده زن در تمامی قشرهای اجتماعی است؛ از زن در خانواده و روستا تا شهر و زن صاحب شغل در بیرون از منزل و تا زنانی که در مهاجرت و غربت با زنده‌گی و روزگار کلنجار می‌روند.

در این نوشته، برآنیم که پهلوهای پنهان‌‌مانده‌ی خشونت علیه زنان را در سویه‌ها و گونه‌های مختلف آن مورد پرداز و روایت قرار بدهیم.

بر مبنای تعریف سازمان‌ملل از خشونت علیه زنان، هرگونه اقدام یا توسل به عمل مبتنی بر جنسیت که سبب تهدید امنیت و سلامت زن از حیث جسمی، جنسی و روانی گردد؛ و‌ زن یا دختر متقبل آسیب گردد؛ خشونت گفته می‌شود. در این تعریف ساحت‌های مستعد خشونت در سه گونه جسمی، جنسی و روانی دسته‌بندی می‌شوند که هرکدام دارای زیرمجموعه و تقسیمات درون‌شاخه‌ای استند. مطالعات در مورد خشونت علیه زنان نشان‌دهنده ابعاد و الگوهای گسترده می‌باشد که نظر به کشورها و جوامع دارای تنوع و رنگارنگی اند. لذا نمی‌توان مصادیق خشونت در یک جامعه را مبنای هم‌گونی ابعاد خشونت در همه جوامع دانست. بنابر این، ما نیازمند گونه‌شناسی پهلوهای ناخوانده خشونت علیه زنان در جامعه‌ خودمان استیم.

جامعه‌ی افغانستان را می‌توان یکی از سنتی‌ترین جوامع قلمداد کرد که ‌‌در آن خشونت علیه زنان نهادینه شده است و اساساً به بخشی از فرایند طبیعی_اجتماعی مبدل شده است. سکوت مداوم اقشار مختلف اجتماعی علیه این پدیده‌ی ناصواب یا عدم درک عمیق و سنخ‌شناسانه از ماهیت خشونت، منجر به دوام دامنه این پدیده‌ی زن‌ستیز و خشونت‌زا شده است. من با تکیه به برداشت‌هایم و جمع‌آوری اطلاعات تجربی زنان و نیز مطالعاتی در مورد خشونت علیه زنان، به گونه‌شناسی نُه سنخ از خشونت می‌پردازم که هرکدام دارای زیرشاخه‌ها و گستردگی‌ شبکه‌ای اند که روزگار زنان را تحت سایه و‌سیطره خویش قرار می‌دهند.

به‌گونه‌ی مختصر سنخ‌های خشونت علیه زنان شامل موارد زیر می‌شوند:

خشونت جسمی، خشونت جنسی، خشونت روانی، خشونت سیاسی، خشونت اجتماعی، خشونت عاطفی، خشونت خانگی/ناموسی، خشونت مالی، خشونت کلامی

خاستگاه‌شناسی و نیز، تجویز راه‌حل‌های پیش‌گیرانه و سخن از محو خشونت در گنجایش این بحث نیست. در ادامه، به شرح و توضیح مفصل سنخ‌های متذکره می‌پردازیم.

خشونت جسمی؛

عبارت است از توسل به وارد کردن ضربه فزیکی به زن می‌باشد که در نتیجه‌ آن جسم یا بدن زن دچار صدمه، شکستگی و کبودی گردد. سیلی زدن، لت و کوب، کتک زدن، شلاق زدن، پرت کردن، قیچی زدن و تراشیدن موها، اسید پاشی، آتش زدن، سنگسار و بریدن اجزای بدنِ زن از جمله بینی، گوش، لب‌ها و اعضای جنسی زن از مصداق‌های‌ خشونت جنسی اند که افرد خشونت‌گر از آنها در مقابل زن استفاده می‌کند.

منبع تصویر،GETTY IMAGES

خشونت جنسی؛

خشونت جنسی عبارت است از برقراری رابطه جنسی، بدون رضایت و اجباری است که از جانب هرکسی، در هر مکانی علیه یک زن انجام می‌پذیرد. این گونه از خشونت دربرگیرنده دو گروه از مرتکبین می‌شود. گروه نخست همسران و شرکای رابطه جنسی اند که با وجود درک از ماهیت خشونت‌آلود عمل یا نیز به دلیل سطح پایین آگهی از امیال جنسی، به همبستری بدون رضایت، تحمیل خواست‌های یک‌جانبه در مقاربت جنسی وعدم توجه به نیازهای زن، عملکرد/های شان در زمره خشونت جنسی قرار می‌گیرد. گروه دوم مرتکبانی را شامل می‌شود که به دلایل مختلف به تجاوز آشکار جنسی علیه زن تمسک می‌جویند.

خشونت روانی/هویتی؛

عبارت است از گونه‌ی خشونتی است که هویت، حیثیت و شأن زنانه‌گی یک زن مورد تهدید و در معرض جنسیت‌‌زدایی، هویت‌زدایی و کرامت‌زدایی قرار بگیرد، که در نتیجه آن رنج و آسیب روان‌خراش عایدش‌گردد. و خودش را هم‌چون انسانی فاقد کرامت بیابد. کاربرد واژگان حقیر و ناسالم، کم‌زنی و بی‌توجهی به خواست‌های‌ و ‌نیازهای زن، انتقاد بی‌رویه و خارج از محدوده عقلانیت‌مداراگر، در زیرشاخه‌های این نوع خشونت دسته بندی می‌گردد. بازگویه‌هایی چون ناقص‌العقل، سیاسر، عاجزه، مادر اولادها، کوچ، حیوانان و وصف کردن یک‌زن با صفت غیره‌ای‌ نشانه‌های آشکار این گونه‌ی خشونت قلمداد می‌گردند.

خشونت سیاسی؛

هرگونه ممانعت، بازدارنده‌گی، محروم کردن و حذف زنان از بدنه دستگاه قدرت و مشارکت سیاسی که منجر به نابودی یا محدودیت زنان در بدنه ساختار سیاسی_دولتی گردد، خشونت سیاسی خوانده می‌شود. انسان به طبع خلقت موجودی سیاسی است و به لطف تحول در دنیای مدرن و امروزی دارای حق و حقوق سیاسی می‌باشد. جامعه‌ی افغانستانی به رغم سنتی بودن سیاست و هدایت امور دولتی و نیز ماهیت مردسالارانه، در دوره‌های‌ متمادی به‌طور خودکار دستگاه تولید خشونت سیاسی علیه زنان بوده است و آنگونه‌ای که سهم شایسته زنان و سزاواری شان در میزان مشارکت سیاسی ایجاب می‌کند از آن برخوردار نبوده اند. هم‌اکنون، در جریان حاکیمت رژیم طالبان زنان مورد حذف نهایی از بدنه سیاسی قرار گرفته اند که مصداق خشونت مطلق‌ سیاسی می‌باشد.

نیاز به تصحیح است که ضرورت برخورد موردی با پدیده مشارکت سیاسی و سهم زنان را منتفی نمی‌دانم و آنرا در یادداشت دیگر مفصل خواهیم پرداخت. لذا در یادداشت کنونی، ناگزیریم رشته بحث مرکزی همین یادداشت را قلم بزنیم.

خشونت اجتماعی؛

توسل به انجام هر نوع خشونت جسمی، جنسی، روانی و کلامی که در نتیجه آن حیات اجتماعی زنان مورد مخاطره قرار بگیرد و منجر به محدودیت آزادی حضور و فعالیت زنان در جامعه و بازار کار گردد؛ تبارز نوع خشونت اجتماعی محسوب می‌شود. در نتیجه اعمال این نوع خشونت، سطوح آزادی عمل و حضور زنان در اجتماع در معرض تهدید دوامدار قرار می‌گیرد و در نتیجه زن از بدنه اجتماعی وادار به عقب‌نشینی و خانه‌به‌دوشی می‌گردد. اعمال کننده‌گان نوع خشونت اجتماعی را طیف وسیع و متکثر از اقشار اجتماعی ساکن در اجتماع و بازار را شامل می‌شوند. در مندانه خشونت اجتماعی در افغانستان به اساس مشاهدات و تجارب زنان در حیات اجتماعی؛ یکی از گونه های خشونت است که از حیث به‌کارگیری در صدر جدول خشونت‌های علیه زنان قرار دارد.

خشونت عاطفی؛

این نوع خشونت را می‌توان در واقع خشونت میانجی نامید که زمینه‌ساز خشونت‌های جنسی، جسمی، روانی، خانگی/ناموسی، مالی و کلامی نیز می‌شود. در جامعه ما قلمرو ارتکاب و کاربرد این خشونت را بساط خانواده و رابطه‌ی زناشویی شکل می‌دهد که تاثیرات آن می‌تواند گسترده و فراتر از مرزهای رابطه زناشویی برود. عدم حمایت و پشیبانی مرد از همسرش در شئون مختلف زندگی، ستایش مرد از زن دیگری در حضور همسرش، جدی نگرفتن و مورد تمسخر و استهزا قرار دادن فعالیت‌های زن توسط همسر و بسا موارد اجتناب از هرگونه عمل‌کرد عاطفی که زنده‌گی را قوام و محکمی می‌بخشد از مصداق‌های بارز خشونت عاطفی برشمرده می‌شوند.

منبع تصویر،GETTY IMAGES

خشونت خانگی/ناموسی؛

خشونت خانگی یا ناموسی عبارت از نوعی برخورد سخت‌گیرانه، محدودکننده، و در بند کشاننده است که اعمال کننده خشونت قدرت خشونت‌گری را با اتکا به فهم رایج از مفهوم «ناموس» پیدا می‌کند. هر‌ توسل جوینده به خشونت خانگی/ ناموسی میزان فهم‌اش از ناموس متفاوت است و به میزان همان فهمی که از مفهوم ناموس در ذهن فرد وجود دارد بر اعمال یا اجتناب از خشونت تاثیر می‌گذارد.

در خشونت خانگی اعضای خانواده از موقعیت‌های مختلف دست به خشونت علیه زن می‌زنند.

در خشونت خانواده‌گی مولفه‌های خشونت‌های جسمی، جنسی، روانی، عاطفی، کلامی و مالی در سویه‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. میزان نهایی اعمال خشونت در این سنخ بسا موارد به قتل و زجرکش زن می‌انجامد.

خشونت مالی؛

از یکسو شرایط جاری دست روی دست شدن مجموعه‌ای از گونه‌های خشونت سرنوشت زن را از زن دارای قابلیت‌های گوناگون، زن صاحب شغل دارای درامد مالی، زن دارای درایت کنش اجتماعی به زنی معمولی، وابسته و متکی مبدل کرده است. بخش عظیمی از زنان به‌رغم محرومیت از سواد و عدم موجودیت فضای رشد طبقاتی برای همیشه اسیر محرومیت‌های سنتی مانده اند. این طیف خشونت در سطح سیاسی_اجتماعی در بسیار موارد دامنگیر زنان شاغل دارای درامد مالی بوده است و در سطح اجتماعی_خانواده‌گی دامن زنان شاغل بدون درامد مالی را در چنگ دارد که در خانواده‌ مشغول و مسوول همه‌چیز اند. تذکر این‌که مسئله‌ی خشونت مالی علیه زنان محدود به امروز و شرایط جاری نیست و ضرورت بررسی موردی را نیز در این باب منتفی نباید شمرد. اما رویکرد این یادداشت در کاوش مورد فعلی متمرکز به شرح خشونت است و نه الزامن سیاه‌نویسی در مورد همه‌ی زنان. در این‌جا مراد از زنانی‌ست که قربانی فرایند خشونت شده اند و می‌شوند.

خشونت کلامی؛

خشونتِ کلامی در سویه‌های‌‌ وسیعی از مورد کاربرد بودن، گونه‌‌ای از خشونت می‌توان اطلاقش کرد که زنان به وسیله‌ کلماتی حامل جوک، استهزا، کنایه، عقده، ناسزا، طعن و محتوای جنسی کلامی مورد خطاب و خشونت قرار می‌گیرند. قصد تقلیل‌بخشی ندارم اما با صراحت می‌توانم تایید بکنم که خشونت کلامی یکی مبتذل و در عین‌ زمان کوچه‌بازاری ترین نوع خشونت است که اکثریت قاطع زنان در جامعه‌ی افغانستانی مورد اعمال این خشونت واقع شده اند. در خشونت کلامی جانبِ اعمال کننده بدون رضایت و برخلاف میل جانب‌مقابلش که یک زن باشد، دنبال نوعی از ارضای روانی خویش است که کلامش چه با لبخند، چه با جوک، چه با قهر و چه مهربانی باشد کلام حامل خشونت است. خشونت کلامی از بستر خواب زناشویی تا خیابان متکثر و گسترده است.

جمع‌بندی و سخنِ آخر؛

عواملِ بابِ همیشه بازِ خشونت و ستم‌گری علیه زنان مانند هرپدیده دیگر دارای عوامل و خاستگاه‌های متعدد است، زیرا پدیده ها می‌توانند چند/ین‌عاملی باشند. اما، آنچه را که نباید به فراموشی سپرد، یکی معتبرترین عوامل پایداری و دوام ریشه‌دار خشونت علیه زنان را سکوت زنان و سکوت فراگیر همه‌ی نخبه‌گان جامعه ، تشکیل می‌دهد.

کار‌موثر در جهت‌یابی و مساعدت مبارزه علیه خشونت و تبیض، در قدم اول گشودن باب سخن و مسئله‌سازی آن به مثابه‌ پدیده‌ای قابل رویاروی معنادار، است. ما در هر شرایط ممکن، نیازمند به روایت و لایه‌برداری از تلخی و ها و مشقت هایی استیم که روزگار هزاران زن و مردِ جامعه‌ی افغانستانی را تحت تاثیر قرار داده است. با درک این مسئله که سخن گفتن و بیان کردن مسوولیت برانگیز است؛ باید با به‌جان پذیرفتن و خطر کردن در باب بیان، از سکوت و نگفتن اجتناب ورزیم. آنچه در این نوشته به آن پرداخته‌ایم بخشی از دشواری و حقیقت تلخ روزگار زنانه‌گی در کشور ماست که باید از آن فراوان سخن گفته شود و مبارزه مؤثر علیه آن را با سعی ممکن مبدل به مسئله‌ و کانون مبارزاتی خویش گردانیم. سهمی که ولو اندک باشد برای یک کار جمعی، برای رهایی، برای اجنتاب از نگفتن و برای حق‌های زنانه‌گی زن.