نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 6 فبروری 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار6 فبروری 2022

(بخش بیست و دوم)

"سفارت فوق العاده" و موضوع شناسائی دپلماتیک استقلال افغانستان:

شناسائی دپلوماتیک افغانستان درسطح جهانی بعنوان یک دولت مستقل ودارای سیاست واختیار مطلق یکی ازاهداف عمده سیاست خارجی شاه امان الله بود که درهمان روزاول سلطنت آنرا به صراحت بیان کرد. جنگ سوم افغان ـ انگلیس درسال 1919 و معاهده راولپندی که جنگ را درعین سال پایان داد و معاهده صلح پایدار با برتانیه که درسال1921 [درکابل] به امضا رسید، همه منتج به استقلال کامل افغانستان گردید وحق آنرا دراداره امورخارجی کشورکاملاً اعاده کرد، حقی که افغانستان برطبق معاهده گندمک درسال1879 درنتیجه جنگ دوم افغان ـ انگلیس به برتانویها واگذار کرده بود.

لودویک آدامک درارتباط به لزوم شناسائی دپلماتیک افغانستان به یک نکته مهم اشاره میکند ومی نویسد: «برای حصول آزادی واقعی باید آزادی افغانستان توسط ملل جهان شناخته شود و نمایندگان کشورها درپایتخت افغانستان هرقدریکه خواسته باشند، حضوربهمرسانند تا روابط دپلوماسی افغانستان با ممالک خارج برقرارگردد. تثبیت این امردرآنوقت مشکل به نظرمیرسید، زیرا تعداد زیاد ممالک جهان شک داشتند که برتانیه دست ازافغانستان بردارد و آن را به خود مردم واگذار شود. بنابرآن تنها ممالکی همسایه و همجواریکه ضد برتانیه بوده و به افغانستان همدردی داشتند چون شوروی، ترکیه و ایران به کمال میل آزادی افغانستان را به رسمیت شناختند و خود را با افغانستان متحد ساختند. معیار موفقیت افغانستان نخست ازهمه درمساعیش درصحنه دپلوماسی بین المللی بود که این کشور نوخاسته وآزاد قابلیت تثبیت روابط دپلوماتیک را با کشورهای دور و به خصوص قدرتهای اروپائی حاصل کند.» (آدامک، لودویک: "روابط خارجی افغانستان درنیمه اول قرن بیست"، مترجم: پوهاند محمد فاضل صاحبزاده، پشاور، 1377، صفحه 84)

بتاریخ 27 مارچ 1919، هنوزجنگ با انگلیسها درسه جبهه ادامه داشت که حکومت بلشویکی روسیه به جواب نامه شاه امان الله پیام رسمی به حکومت افغانستان فرستاد و باشناخت رسمی استقلال کشور خواهان برقراری مناسبات سیاسی وتجارتی گردید. شاه امان الله که منتظرچنین فرصت بود، فوراً به این پیام پاسخ مثبت داد ومتعاقبا یک هیئت حسن نیت را عنوان "سفارت فوق العاده" به ریاست محمد ولی خان نخست به تاشکند وازآنجا به مسکو اعزام نمود. بدینوسیله روابط بین روسیه وافغانستان با تبادله سفرا برقرارگردید که درنهایت به تاریخ 28 فبروری1921 منتج به عقد معاهده دوستی بین دولتین شد.

اعضای این هیئت درآغاز یازده نفر بودند، ازجمله: فیض محمد خان زکریا، عبدالهادی خان داوی، میرزا محمد خان یفتلی، عبدالرحمن خان لودی، محمدگل خان مومند، قاضی سیف الرحمن خان، عبدالحمید خان کمیدان، عزیزالرحمن خان، غلام جیلانی خان چرخی، خواجه هدایت الله خان، شیراحمد خان و بعضی دیگر که بعد از مواصلت به تاشکند و بخصوص پس از رسیدن به مسکو و افتتاح اولین نمایندگی سیاسی افغانستان در مسکو تعداد اعضای هیئت تقلیل یافت. (غبار: "افغانستان در مسیر تاریخ"، جلداول..، صفحه788)

دربارۀ مواصلت هیئت به مسکو لیون پولادا ـ افغانستان شناس امریکائی می نویسد: «وقتی هیئت به مسکو رسید، هم ازطرف لینن وهم ازطرف چیچرین ـ کمیسار امورخارجی با تشریفات کامل ملاقات گردید. شناسائی افغانستان علی الفور تعارف شد و رژیم بلشویک اولین کشوری بود که استقلال افغانستان را برسمیت شناخت. شورویها دراین مقطع ازتاریخ شان مایل بودند تا هیجان عمومی جدائی طلبان مسلمان را درامپراتوری آسیای مرکزی خود فرو نشانند و کشورهای آسیائی را درمبارزه شان علیه برتانیه کبیر بجانب خود بکشانند. شناسائی فوری ازطرف اتحاد شوروی اثر بسیار مساعدی بر افغانها بجا گذاشت.»

هیئت بعد ازمذاکرات طولانی با زعمای روسیه و برقراری مناسبات سیاسی بین دو دولت و توافق روی تبادله سفرا، به سفرخود به کشورهای ترکیه، ایران، جرمنی، ایتالیا، فرانسه، امریکا وانگلستان ادامه داد. محمدولی خان و هیئت معیتی درطول این سفرموفق به برقراری روابط سیاسی آن کشورها با افغانستان وهمچنان تبادله سفرا شد، البته به استثنای امریکا که هیئت را به سردی پذیرائی کرد وانگلستان که هیئت را پذیرفت واما از شناخت استقلال افغانستان طفره رفت.

هیئت درادامه سفر به اروپا دچار بعضی مشکلات گردید که اساساً از موقف نامشخص برتانیه نشأت کرده بود. پولادا درزمینه می نویسد: «هیئت محمد ولی ازمسکو سفرخود را بسوی پایتخت های عمده اروپا ادامه داد ونه تنها درجستجوی شناسائی بود، بلکه دربعضی موارد موافقت کرد تا قراردادهای تجارتی مناسب را با حکومات مختلف امضاء کند. دراین ضمن شورویها هیئتی را به کابل فرستاده بودند تا درباره یک معاهده مؤدت و دوستی مذاکره کند. درعین زمان یک هیئت برتانوی ازحکومت هند [تحت ریاست دابس] درکابل بود و کوشش میکرد تا یک معاهده صلح نهائی را عقد کند. دراین موقع مذاکرات کابل با مشکلات زیاد مواجهه شده بود، زیرا بین حکومت هند برتانوی و حکومت امپراتوری درلندن راجع به ماهیت وچگونگی معاهده اختلاف نظر قابل ملاحظه وجود داشت: حکومت هند برتانوی از روی واقعبینی احساس میکرد که باید استقلال کامل افغانستان را تصدیق کند واما لندن به این نظر بود که افغانستان می بایست در داخل ساحه نفوذ برتانیه باقی بماند و از هرگونه نفوذ روسی آزاد باشد. این امرباعث شد که مذاکرات درکابل بیش از یازده ماه به درازا بکشد. دراین ضمن لندن چنان موضع گیری کرد که کشورهای دیگر باید از شناسائی استقلال افغانستان خودداری نمایند تا معاهده نهائی افغان ـ انگلیس درکابل به اتمام برسد. بنابرآن هنگامیکه برتانیه اطلاع یافت که ایتالیا درشرف امضای یک قرارداد درزمینه روابط تجارتی و قونسلی با افغانستان میباشد، وزارت خارجه برتانیه به حکومت ایتالیا احتجاج کرد. دراحتجاج ذکرشده بود که برتانیه درشرف تکمیل موافقتنامه ای با افغانستان است که "نفوذ سیاسی برتر و حاکم برتانیه را درآن کشور تصدیق" خواهد کرد».

درمورد دیدارهیئت افغانی درواشنگتن پولادا می نویسد: «بی میلی برتانیه در پذیرش واقعیت استقلال افغانها موقف رسمی امریکائی ها را دربرابرکوشش افغانستان برای حصول شناسائی سخت زیر تأثیر گرفت....اما توقعات هیئت محمد ولی برای یک پذیرائی بسیار مساعد امریکائی خیلی زیاد بود و انتظار داشتند که به حیث نمایندگان یک کشور تازه به استقلال رسیده با گرمجوشی مورد استقبال قرار خواهند گرفت»، اما اینطور نشد، طوریکه پولادا می افزاید: «وقتی محمد ولی در پاریس بود، با سفیر امریکا دیدار مختصر نمود تا به او اطلاع دهد که وی به عنوان نماینده خاص افغانستان حامل نامۀ از وزیرخارجه افغانستان عنوانی وزیر خارجه امریکا بوده است و اظهار داشت که قصد دارد به واشنگتن برود تا استقلال افغانستان را اعلام و مناسبات دوستانه برقرارسازد. اما پیش از پذیرفتن محمد ولی، سفیر امریکا "والس کمبل" به سفیربرتانیه در فرانسه "لارد هاردنگ" تلفون کرد تا تمایل فکری حکومت برتانیه را نسبت به هیئت افغانی معلوم نماید. سفیر برتانیه گفت که حکومت برتانیه فعالیتهای این هیئت یا مساعی آنرا در انعقاد موافقتنامه ها با دیگر حکومات به چشم رضا و قبول نمی بیند و علاوه کرد که: ما افغانستان را اگرچه به ظاهر مستقل است، هنوز بعنوان کشوری می شناسیم که اندرون حوزۀ نفوذ سیاسی ما بوده و ما علاقمندیم از هراقدامیکه بعدم دلبستگی ما به روابط خارجی آن کشور دلالت کند، جلوگیری نمائیم. حقیقت امراینست که ما امیدواریم رابطۀ بسیار نزدیکتری را با افغانستان در آینده قریب آغاز کنیم».

پولادا اذعان میدارد: «این پاسخ چنانکه به واشنگتن گزارش داده شد، بدون شک در پذیرائی سرد هیئت محمد ولی در ایالات متحده بی تأثیر نبود. مع الوصف وقتی هیئت در 12 جولای 1921 به واشنگتن مواصلت کرد، وزارت خارجه آن کشورترتیب تعارفات معمول گمرکی را در بندر نیویارک گرفت و قرار ملاقات با وزیر خارجه "چارلس هیوز" گرفته شد.... هیوز در 20 جولای 1921 با محمد ولی و هیئت او ملاقات کرد؛ محمد ولی نامه وزیر خارجه افغان محمود طرزی را به او تقدیم نمود که درآن ابراز آرزومندی برای برقراری مناسبات دوستانه میان افغانستان و ایالات متحده شده بود. بطور شفاهی محمدولی بر استقلال افغانستان و تمایل آن جهت برقراری روابط دیپلوماتیک و تجارتی تأکید گذاشت. هیوز در جواب گفت که او از هیئت نمایندگان حسن استقبال میکند، اما تأسیس روابط دیپلوماتیک موکول به فیصلۀ کانگرس است. بنابرآن او نمیتواند پاسخی به درخواست محمد ولی در این وقت بدهد».

بهرحال طوریکه پولادا می نویسد: «محمد ولی نامه ای ازجانب امیرامان الله خان را به رئیس جمهور امریکا تقدیم کرد. دراین نامه امیرامان الله خان جلوس خود را بر تخت سلطنت اعلان و تمایل صادقانه خویش را برای برقراری روابط دوستانه پایدار میان افغانستان و حکومت ایالات متحده ابراز نموده بود. رئیس جمهور از هیئت اعزامی حسن استقبال کرده و توضیح نمود که امکان تاسیس یک دفتر دیپلوماتیک بدون فیصله کانگرس میسر نیست. پسانتر رئیس جمهور امریکا نامه ای به عین مفهوم به امان الله خان نوشت».

هیئت افغانی به ریاست محمدولی خان پس ازسفرواشنگتن به لندن رفت وبا وزیرخارجه برتانیه "لارد کرزن" درآگست1921ملاقات کرد. کرزن هنگامیکه نائب السلطنه هند بود، یکی ازمخالفان سرسخت استقلال افغانستان بشمارمیرفت. پولادا می نویسد: «وقتیکه محمد ولی خان با او دیدار مختصر بعمل آورد و کوشش نمود تا دربارۀ پیشرفت مذاکرات کابل گفتگو کند، به او بطور کوتاه و تند اطلاع داده شد که این موضوعی است موکول به مذاکره کنندگان که دربارۀ آن درکابل تصمیم بگیرند. بعد ازآن محمد ولی خواستار باریابی بحضور پادشاه جورج پنجم شد تا نامۀ شخصی امان الله خان را به وی تقدیم نماید. کرزن به او گفت که باید این تقاضا را از"دفترهند" بکند. محمود طرزی وزیر خارجه افغان درکابل احتجاج خشم آلودی به "سرهنری دابس" که هنوز نماینده برتانوی درمذاکرات بود، نوشت.»(برای شرح مزید دیده شود: پولادا، لیون و پولادا، لیلا: "کشورشاهی افغانستان وایالات متحده ازسال 1828تا1973"، مترجم: پوهاند غلام صفدرپنجشیری، 1999، ویرجینیا ـ فصل سوم ـ بخش یکم، ازصفحه 46 تا 62)

به همین ترتیب هیئت افغانی ازسپتمبر1921 تا مارچ 1922 دوباراز پاریس، برلین و روم دیدن کرد و به اعزاز و اکرام پذیرائی شدند و دراپریل1922حین بازگشت به پاریس پیمان مؤدت بین افغانستان و فرانسه عقد گردید که درنتیجه این سفردوساله و زحمات فراوان بالاخره افغانستان با اتحاد شوروی، ایران، ترکیه، ایتالیا و فرانسه و همچنان یک تعداد کشورهای دیگر پیمانهای دوستی امضاء کرد و آن کشورها با افغانستان به تبادل نمایندگان سیاسی پرداختند. دست آورد این سفربرای شناخت رسمی استقلال کشور یک قدم عمده و بزرگ محسوب میشود ودرنتیجه همین سفربود که انگلیس ها چاره ای نداشتند، جزء اینکه بعد ازسه دوره مذاکرات طولانی در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفتند و مجبور به شناخت استقلال کامل افغانستان گردیدند. هیئت "سفارت فوق العاده" بعد ازسپری کردن جمعاً درحدود سه سال با وجود کارشکنی های دولت برتانیه با دست آورد بسیار بزرگ یعنی کسب شناسائی رسمی تعدادی از کشورهای اروپائی از استقلال کامل افغانستان و برقراری روابط سیاسی با آنها بتاریخ 11 جوزای 1301ش (31 می 1922) موفقانه به کابل مراجعت کرد.

از راست به چپ: سفیر ایتالیا؛ سفیر برتانیا (همفریز)؛ محمد ولی خان وزیر خارجه؛ براوین سفیر شوروی سوسیالیستی روسیه فدراتیف؛ عطاللملک سفیر ایران؛ فخری پاشا سفیر ترکیه

ناگفته نماند که یکی دیگر از دست آورد های این هیئت همانا برقراری روابط فرهنگی و تجاری بین افغانستان و کشورهای بزرگ اروپائی بود که برای اولین بار در تاریخ کشور رویدست گرفته شد. هیئت مذکور از شاه امان الله هدایت گرفته بود تا درجوارمذاکرات خود با دول متحابه در ساحه روابط سیاسی به ایجاد روابط فرهنگی و تجارتی نیز بپردازد. هیئت برطربق این دستور، آرزومندی دولت مستقل افغانستان را با طرف مذاکره کننده نیز ابراز میکرد و میخواست تا : شاگردان افغان را در مکاتب و مؤسسات تحصیلات عالی بپذیرند، به تأسیس مکاتب و لیسه ها درافغانستان بپردازند، افغانستان را با اعزام انجنیران، تکنیشن ها و معلمان و همچنان با تهیه ماشین آلات و ضرورتهای صنعتی مورد نیاز کمک نمایند و درانکشاف اقتصادی کشور بخصوص در ساحه معادن و تقویه صنایع این کشور نو به پا خاسته را یاری رسانند. کشورهای ایتالیا و فرانسه طی این مذاکرات آمادگی خود را فوری ابراز داشتند و اما جرمنی به دلیل مشکلات ناشی ازجنگ جهانی اول که دچاربعضی محدودیت های سیاسی گردیده بود، ظاهراً با تأنی به این درخواستهای هیئت جواب داد، اما وعده سپرد که آن کشور تا حد ممکن از هیچ نوع کمک در موارد فوق دریغ نخواهد کرد.

دست آورد بزرگ این هیئت درجوارکسب شناسائی استقلال کامل کشور، تحقق یکی دیگراز آرزوهای دیرینه شاه امان الله غازی همانا تبادله علمی و فرهنگی بین افغانستان و دیگر ممالک پیشرفته بود که در حقیقت باراول درتاریخ کشوربه ظهور پیوست. برطبق توافقات و تفاهمات فوق در ساحه فرهنگی و معارف، اعزام یک تعداد شاگردان مکتب حبیبیه به فرانسه و جرمنی در قدم اول و سپس اعزام عده ای از افسران جوان به ایتالیا، روسیه و ترکیه صورت گرفت که تحول بزرگی را برای آینده کشور در قبال داشت، اما با تأسف اکثر این نونهال ها وقتی به ثمر رسیدند که باغبان این باغ از حاصل و ثمرنهال های دست پرورده ای خود بی نصیب و مجبوربه ترک وطن شده بود و حاصل آن در دامن نظام بعدی ریخته شد که در مجموع بازهم در خدمت وطن و مردم قرار گرفتند.

اکنون با شرح مختصرفوق جای هیچ سؤال و شک تردید باقی نمی ماند که استرداد استقلال کامل افغانستان "افسانه" نبوده، بلکه یک واقعیت مسلم تاریخی و غیرقابل انکاراست که درقدم اول با اعلام جهاد درسه جبهه آغاز گردید و با یک اقدام نظامی موفق درمحاذ جنوبی به سرگردگی سپه سالار محمد نادر خان پیشرفت کرد و با پیشنهاد متارکه ازطرف انگلیس ها و قبولی آن ازطرف شاه امان الله غازی عملیه طولانی و دشوار سیاسی طی سه دوره مذاکره بین هیئت های افغانی و هند برتانوی در راولپندی، مسیوری وکابل ادامه یافت و درعین زمان با اعزام هیئت سفارت سیارافغانی به کشور های اروپائی وامریکا و برقراری روابط سیاسی با تعدادی ازکشورها استقلال افغانستان ازجانب بسیاری آنها به رسمیت شناخته شد و درنهایت افغانستان باعقد معاهده1921 درکابل ازچنگال برتانیه آزاد گردید و درافق تاریخ افغانستان سپیده دم عصر جدید پدیدارگشت که متأسفانه دیر دوام نکرد.

(ادامه دارد)