(بخش سی و یکم)
دورۀ دوم اصلاحات امانی:
چنانچه قبلاً تذکر رفت، دوره اصلاحات عصرامانی را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول از1298 تا 1302(1919ـ 1923)، دوره دوم از1305تا1307(1926تا اواخر1927) که البته اغتشاش خوست (1303 ـ 1304) دوره اول و دوم را ازهم جدا کرد و دورۀ سوم بعد ازعودت شاه و ملکه ازسفر اروپا (جون 1928) تا ختم دورۀ سلطنت (جنوری 1929)
عمده ترین مشخصه دوره اول بعد ازاستقلال کشورهمانا تلاش شاه برایجاد تحولاتی بود که در ساحه قانون گذاری و معارف در پیش گرفت و بدانوسیله خواست تا برخرابه های نظام کهنه قبایلی تهداب یک دولت عصری را بر مبنای قانون و نظم اداری اساس گذارد، ولی قیام خوست شاه امان الله را متوجه خطری ساخت که آینده را تهدید میکرد وسرعت عمل در اصلاحات، حربه مخربین را برعلیه دولت تیزترمی ساخت. لذا شاه مجبور گردید درلویه جرگه 1303 (1924) ازیک قسمت اصلاحات منصرف شود.
شاه امان الله با کسب این تجربه در دورۀ دوم کمی محتاط شد وبا آنکه تحول درساحه قانون گذاری را بطی ساخت، اما بیشترین توجه خود را به اداره کشور و تطبیق قوانین نافذه و همچنان هدف بزرگ خود یعنی انکشاف معارف و باسواد ساختن نسل جوان درسطح کشورمعطوف کرد و نیز کوشید تا برحمایت خود ازحقوق زنان ادامه دهد. علاوتاً شاه خواست تا تجدد را درساحه عمرانات مدرن با برنامه احداث شهرجدید کابل بنام "دارالامان" آغازکند وبه شهرکابل به حیث پایتخت کشور چهره نوین ببخشد؛ اعمار سرک بزرگ دارالامان و تمدید یک خط آهن از مسجد شاه دو شمشیره تا شهر جدید کابل یک قدم نو دراین راه بود. ازهمه مهمتر با ورود متخصصین خارجی، بخصوص دراعمار قصر دارالامان و تاج بیگ و دیگرعمارات در پغمان، در واقع تحول بزرگ دراسلوب معماری به وجود آمد و شیوه های عنعنوی جای خود را روشهای جدید سپردند. با نصب یک دستگاه فرستنده امواج رادیو باراول مردم کابل ازآنطریق اخبار و موسیقی را شنیدند و با اعمار سینما برای مردم قدم دیگر بسوی تمدن جدید گذاشته شد. اولین کتابخانه عامه زمینه استفاده از کتب را برای همه فراهم کرد، برنامه های ورزشی مدرن درپهلوی ورزش های عنعنوی برای جوانان رویدست گرفته شد و جراید آزاد به نشرات آغاز نمود. خواهران ملکه ثریا کوشیدند تا لباس های مخصوص زنان را با حفظ حجاب شرعی انکشاف دهند و نیز سعی گردید تا برای زنان خانه صنف های تعلیم "صنایع دستی" ازقبیل ساختن گلها، خیاطی، گلدوزی و مشاغلی که زنان بتوانند درخانه با آن مصروف شده و ضمناً ازطریق فروش آن کمی پول بدست آورند و در پی استقلال اقتصادی خود برآیند.
با توجه به نکات فوق، اینک به شرح مختصربعضی اقدامات مهم طی دورۀ دوم اصلاحات ذیلاً پرداخته میشود:
--- به سلسله نوآوریها یکی هم تفکر دربارۀ انکشاف شهرکابل بود که تا آنوقت به استثنای ساحات ارگ و اطراف آن دیگر ساحات شهر قدیم با همان شکل قدیمی آن با کوچه های باریک و خانه های بهم چسپیده و دیوارهای گِلی امکان انکشاف مزید را نداشت. شاه امان الله در جوار اقدامات اصلاحی خود توجه جدی به عمرانات جدید شهری مبذول کرد و درفکرآن بود تا شهرکابل را به سمت ساحات هموارغربی آن انکشاف دهد و شهرجدید را درآنجا بنا نهد و آنرا بعداً به "دارالامان" مسمی سازد. این مفکوره درماه حمل 1297 وقتی ایجاد شد که هئیت سفارت فوق العاده برای سفربه خارج آماده رفتن بود. شاه امان الله به محمدولیخان رئیس هیئت گفت: وقتی به آلمان میرسد و با رئیس جمهور آن کشور ملاقات میکند، ازجانب من از ایشان خواهش کند تا یک مهندس را برای تهیه پلان و ساختمان شهر جدید کابل معرفی نماید. به این اساس مسترهارتل مطابق نظر و مشورت رئیس بلدیه برلین به امور دارالامان گماشته شد و موسیو کودار فرانسوی قصردارالامان را نقشه نمود. با ورود این مهندس وسپس چند انجنیردیگرآلمانی کارمقدماتی بنای این شهرجدید درماه حمل 1301(مارچ 1922) آغاز و تا ماه میزان 1302 مراحل مقدماتی آن از جمله خط اندازی سرکها و تقسیم بخش های مختلف شهر وغیره به پایان رسید و درعین زمان سنگ تهداب قصر شاهی برفراز تپه "تاج بیگ" و سپس یخ تهداب قصردارالامان کابل بتاریخ 24 میزان سال 1302بدست شاه گذاشته شد وبه اعمارقصربا شکوه دارالامان به حیث مرکز اداری دولت و شعب مربوطه آن و نیزساحات اطراف آن اقدام گردید. (وکیلی: "کابل باستان"، جلد دوم، کابل،1387، صفحه 951 تا 953)
با آنکه بعضی ها براعمارقصر ومصارف گزاف آن انتقاد داشتند، ولی برای مردم این اقدام مایه امیدواری بسوی ترقی و تمدن شهری بود. احداث خط ریل شهری ازمسجد شاه دوشمشیره تا حاشیه قصر، اولین پروژه ترانسپورت شهری درتاریخ کشورمحسوب میشود. ناگفته نماند که قصردارالامان درواقع یک مکتب عملی دررشته ساختمانی و معماری مدرن بود وازآنطریق صدها استاد وعملۀ مسلکی ساختمانی دررشته های مختلف به جامعه تقدیم گردید که تابیش ازنیم قرن اسلوب معماری آن در امورساختمانی کشوربسیاراثرگذاربود.(دیده شود ـ کاظم، سیدعبدالله: "قصردارالامان ـ یادگاربزرگ عصر تجددگرائی درکشور"، درسه قسمت، افغان جرمن آنلاین، 13 مارچ 2016؛
در عین زمان شاه علاقمند انکشاف در ساحه پغمان کابل بود تا آنرا به حیث یک تفریحگاه برای مردم و تجمعات بزرگ اختصاص دهد؛ باغ عمومی، هوتل، مسجد بزرگ، تیاتر و سیمنا و عمارات زیبای دیگر را در آنجا بنا نهاد که شرح مزید آن دراین مختصرنمی گنجد.
--- دستگاه رادیو به حیث یک وسیله اطلاع رسانی برای عموم مردم باراول بتاریخ 27 اسد سال 1299(18 آگست 1920 م) درعهد امانی بطورامتحانی درکابل شروع بکار کرد. درسال 1304 یک جوان افغان بنام عطا الله به خاطر آموزش تخنیک رادیو به آلمان اعزام گردید که سال بعد با چند تن متخصص آلمانی و دو دستگاه فرستندۀ رادیو دوباره به کشور برگشت و آنها کار نصب ستدیو و مرسلۀ آنرا آغاز نمودند. در سال 1306 ش رادیو تمام مراحل تخنیکی و قانونی خود را طی کرد و در همین سال به اساس نظامنامۀ خاص نشرات خود را ازعمارت "کوتی لندنی" شروع کرد. درسالهای 1306 و1307 دراطراف واکناف شهر کابل بلندگوها (لودسپیکر) نصب گردیدند و نخست تعداد کمی رادیو های بطری دار به منازل شخصیت های سرشناس درشهر کابل امتحاناً توزیع شد که درظرف یک سال تعداد آن به بیش ازهزارپایه رسید، البته درپهلوی آن یکنوع رادیوهای "گوشکی کرستالی" نیز بود که قیمت آن بسیار کم و به برق یا بطری ضرورت نداشت.
در دوره سقوی نشرات رادیو متوقف گردید و اما دستگاه رادیو کابل ازسال 1309 تا 1318 فقط با برنامه های خاص درایام اعیاد مذهبی و لویه جرگه ها و ایام جشن استرداد استقلال از طریق لود سپیکرها موسیقی و اخبار را پخش میکرد. رادیو کابل تا سال 1318 مرکز مشخص نداشت و درایام جشن درعمارت وزارت فواید عامه متصل سمت شمالی چمن حضوری (منطقه جشن) ازیک اتاق استفاده میکرد. از آن به بعد رادیو کابل نشرات خود را نخست بطور امتحانی و درسال 1319 به نشرات رسمی آغاز کرد
--- سینما برای عموم مردم یکی دیگراز پدیده های تمدن وقت بود که با نمایش فلم های صامت "بدون صدا" درسال 1298(1919م) درافغانستان توجه مردم به خود جلب کرد و شاه امان الله سال بعد دو نفر ازعکاسان حضور را بمصرف دولت برای فراگرفتن فلم گیری و امور تخنیکی آن از کابل به کلکته اعزام کرد. آنها پس از مدتی با تهیه کمره فلمبرداری، ماشین و الات نمایش فلم، و سائر لوازم مربوطه به وطن برگشتند. اولین فلم کوتاه که آنها تهیه کردند، از مناظر زیبای پغمان و شهرکابل بود.
در جوار ارگ دو عمارت بنام های "سلامخانه عام" و "سلامخانه خاص" در زمان امیرعبدالرحمن خان اعمار شده بود که سلامخانه عام بزرگ و ظرفیت بیش از 600 نفر را داشت و اما سلامخانه خاص که برای گردهمآئی های رسمی و مجالس خصوصی دربار استفاده می شد، کوچکتر بود. برطبق هدایت شاه امان الله همین سلامخانه خاص به حیث اولین سینمای کشور بنام "سینمای کابل" برای نمایش فلم های صامت که ازهند برتانوی وجاهای دیگرازطریق نمایندگی های سیاسی افغانستان به کابل ارسال می شد، اختصاص یافت. با تأسف درخزان سال1307 سینمای کابل دچارحریق گردید و تاسالهای بعد همانطوربحالت مخروبه باقی ماند.
--- در ساحه مطبوعات نیز قدمهای مهم گذاشته شد تا بدانوسیله مردم ازیکطرف از وجایب قانونی خود و نیزاجراآت دولت اطلاع یابند و ازطرف دیگر روحیه حفظ آزادی واستقلال و نیز ضدیت با سلطه خارجی به هرشکل ونوع آن در اذهان مردم تقویه گردد. اگرچه تهداب اولی انکشاف مطبوعات در دورۀ اول گذاشته شد، ولی در دورۀ دوم انکشاف مزید کرد و مردم نیز با مطالعه روزنامه ها و جراید درسرتاسرکشورعلاقه بیشترپیدا کردند. "امان افغان" سردسته نشریه های دورۀ استرداد استقلال کشور و ادامه دهنده "سراج الاخبار" بود که بتاریخ 22 حمل 1298 به نشرات آغاز کرد. همچنان نشر روزنامه ها از جمله روزنامه "افغان"(سرطان 1299)، "ابلاغ" (میزان 1300) و "حقیقت" (اسد 1303) در کابل و نیز تعدادی از هفته نامه ها دردیگرشهرهای ولایات کشور آغاز به نشرات کردند، ازجمله: "اتحاد مشرقی" درجلال آباد (حوت 1298)، "غازی" در خوست (میزان 1300)، "اتفاق اسلام" درهرات (سنبله 1299)، "ستارۀ افغان" در جبل السراج (قوس 1299)، "اتحاد اسلام" دربلخ(حوت 1300)، "اصلاح" در خان آباد (دلو 1300)، "طلوع افغان" در قندهار(حوت 1300) و ازهمه مهمتراولین نشریه مخصوص نسوان بنام "ارشادالنسوان" در کابل (حوت 1299) به مدیریت اسماء رسمیه طرزی (مادرملکه ثریا) اقبال نشر یافتند که همه نشرات فوق بمصرف دولت به چاپ میرسیدند. ازجملۀ مجلات آنوقت میتوان از"معرف معارف"،"مجموعۀ عسکری"، "مجموعۀ صحیه"، "ثروت"، و "پشتون زغ" نام برد. با انفاذ "نظامنامه وسایل یومیه و موقوته" (10 جدی 1303) نشر جراید آزاد نیز به دنیای مطبوعات کشورپا بعرصۀ وجود گذاشتند که ازجمله "انیس"، "نسیم سحر" و "نوروز" به نشرات آغاز کردند. ناگفته نماند که تمام نشریه های فوق الذکر درمطبعه دولتی در ماشینخانه، مطبعه "امان افغان"، مطبعه شرکت رفیق، مطبعه انیس، مطبعه وزارت معارف، مطبعه دارالتحریرمجلس عالی وزراء و مطبعه کاظمی، که همه درشهرکابل قرار داشتند وهمچنان در ولایات کشورمطابع محلی جداگانه برای نشرجراید مربوطه تأسیس شدند. با این ترتیب حلقۀ انکشاف معارف، با مطبوعات و مطابع پیوند یافت و همه دربالا بردن سطح دانش مردم درحد امکان اثر مهم بخشید و درحقیقت انکشاف مزید این سه رکن بیشترطی همین دورۀ دوم اصلاحات روبه تکامل گذاشت.(برای شرح مزید دیده شود:آهنگ، پوهاند محمدکاظم: "سیرژورنالیزم درافغانستان"، چاپ دوم، 1378، کابل، صفحه 132 تا 239)
--- ازجمله خدمات عامه میتوان درساحه صحت ازاولین شفاخانه برای اناث بنام "شفاخانه مستورات" ونیز شفاخانه "طب یونانی" یاد کرد که هردو درماه جدی درسال1299 درشهرکابل تأسیس شدند. شفاخانه مستورات با ورود داکتران وداکترسهای خارجی دراواخر1302 آماده فعالیت گردید و در همین وقت مدیریت مستقل صحیه نیز شامل هیئت کابینه شد و سردارمحمد کبیرخان سراج در راس آن قرارگرفت. "دارالایتام"، "دارالمساکین"، لیلیه برای شاگردان بی بضاعت، ایجاد "مکاتب خانگی"، اداره سالم توقیف خانه ها ومحابس، پروژه نلدوانی آب آشامیدنی که قبلاً در زمان امیرحبیب الله خان سراج آغاز گردیده بود، دراین دوره انکشاف مزید کرد و دراکثر نقاط شهر و حتی منازل رهایشی تمدید گردید. هریک ازاقدامات فوق به استناد نظامنامه های مخصوصه در دورۀ اول آغاز و در دورۀ دوم انکشاف مزید کردند که شرح هریک دراین مختصرنمی گنجد.
--- بازگشائی مکاتب دخترانه و پیگیری مجدد حقوق زنان دردورۀ دوم یکی از مهمترین اقدامات آن عصربشمارمیرود. باآنکه شاه امان الله درلویه جرگه 1303 بنا براصرارمکرر وجدی علمای محافظه کارمجبور گردید از عزم خود در مورد معارف نسوان و حقوق حقه آنها بگذرد و لویه جرگه از شاه درخواست کرد که: «قرارمسائل مسلمه و روایات مفتی بها فقه شریف بائستی تعلیم و تحصیل نسوان در خانه های خود از اقارب خود محارم شان باشد تا ازآن تعلیم دینی که فرض منصبی ما ملت افغان است، محروم نمانند... تعلیم جمعیت نسوان در مکتب ها نشود تا مسئله حجاب و ستر که یک فرض ضروریست، برای نسوان اسلامی خوبتر و بهتر حاصل شود.»
شاه امان الله ناگزیر شد به دلیل فشار وارده و اوج شورش درسمت جنوبی به خواست این علماء تن دهد و آنرا قبول کند اما ضمن قبولی پیشنهاد آنها تصریح کرد و درجواب گفت: ««اگرچه در موضوع تعلیم نسوان گفت و شنید ما و شما قبلاً به پایان رسیده و مفکوره تانرا درین مسئله قبول کرده ام، لاکن باز هم میخواهم که توجه شما علمای اعلام و فضلای کرام ملت عزیزم را بسوی این نکته مهمه بنمایم که درین مورد باید ما و شما ازعقل و فکر و طرز عمل عموم عالم اسلام کار بگیریم و مزید برآن روا دار نشویم که طبقه اناثیه ما در یک عالم جهالت و نادانی و فرومایگی زندگانی کنند. تعلیم طبقه اناثیه از حد ضروریست و نباید ما و شما به مخالفت حدیث (طلب العلم فریضته علی کل مسلم و مُسلمة) برائیم و نباید بگوئیم که ما افغانیم باید زنان ما از راه خدا و رسول و مبداء و معاد خود بیخبر بوده در یک عالم جهالت و نادانی باشند. بایستی ما برحال آن اطفال خود که تقریباً تا بعمرهشت سالگی دراطراف وجوانب مادر و خواهر و خاله و عمه و دیگر اقارب اناثیه خود زندگانی مفیده اولیه خود شانرا بسرمیبرند، ترحم کنیم و محض جهت تعلیم و تربیه آن اطفال درین مکتب نخستین که مکتب آغوش مادر گفته میشود، آنها را از مسايل ضروریه مطلع کرده اطفال خود را ازین فیض عموم محروم نداریم. بالای ما و شما لازم است که طبقه نسوان خود را عالِم و دانسته و مطلع از فرائض و واجبات و سنن و مندوبات و دیگر ضروریات بنمائیم. تا اولاده ما و شما در همان صغارت که تعلیم آنرا پیغمبر ما (کالنقش فی الحجرٹ) گفته است و اهل سلف همین تعلیم را میگویند: «با شیراندرون شده با جان بدر شود»، ازاخلاق وعادات و اطوار خوب مستفیض و با آداب و صفات خجسته، متحلی [آراسته] شوند.»
شاه درادامه اضافه کرد: «گاهی طرفدار این امر نبوده و نمیباشم که صبیاتی که قریب به مراهقی [بلوغ] باشند، در مکتب آمده تعلیم گیرند بلکه مفکوره و نظریۀ من نظر به مفاد بزرگ و ملحوظات سترگی که به شمۀ ازآن در فوق اشاره شده بود، چنانکه صبیات خورد سال با همه گونه مراعات ستر و پرده در مکتبی که کاملاً محفوظ و مستور است و معلمات آنها نیز نسوانند، آمده تعلیم گیرند. اکنون که شما علماء میگوئید که خروج صبیات نیز برای تعلیم مستحسن نیست، بالفعل ما درین مفکوره تان با شما محض مراعات شرع شریف متفقیم، اما گمان نمیکنم که دیگرعلمای عالم اسلام و فُضلای هند و سند، مصر، مکه معظمه، مدینه منوره، شام، بیت المقدس، بغداد، بصره، کوفه و ترکیه درین نظریه با شما متفق باشند، زیرا که درهریکی ازین بلاد معظمه اسلامیه بتعداد غیرواحده مکاتب اناثیه موجود است.»
با وجود قبولی این موضوع، وقتی شورش جنوبی سرکوب شد و موقف شاه و سلطنت مجدداً استحکام یافت، با انکه درآغاز قرار شد که دختران زیرنظر ملکه ثریا در ارگ به شکل مکتب خانگی به تعلیم و درس بپردازند و نیزاقدامات دیگردرجهت معارف نسوان و حقوق زنان با احتیاط صورت گیرد، با آنهم شاه و ملکه درسال 1305 (1926) هردو در مورد بازگشائی مکتب دختران علی الرغم آنچه در لویه جرگه به تصویب رسیده بود، اقدام و مکاتب دخترانه را رسماً باز کردند و شاه وملکه از آن مکتب بازدید نمودند و دختران را به مسئولیت های شان در آینده آشنا ساختند و آنها را از حقوق مساوی شان با مردان آگاهی دادند تا آنها خود را برای سهمگیری فعال در حیات آینده آماده سازند. در یک دیدار دیگر بتاریخ 7 جولای 1926 شاه خطاب به دختران گفت که: «رسم حجاب در افغانستان به نحو مبالغه آمیز بر زنان تحمیل شده است. حجاب در صورتی که به حد اعتدال رعایت شود، رسم بسیار خوب است، اما حجاب واقعی در قلب و روح زن است. نباید اجازه داد که حجاب ظاهری مانع ترقی ملی گردد. همچنان شاه دریک خطبه نماز جمعه حین سفرتفتیشی درجلال آباد بتاریخ 7 جوزا 1305 (28 می 1926) حضار را تشویق نمود تا در رابطه با حقوق ازدواج اصول شرعی را که عدالت است، پیروی نمایند و به زنهای بیوه اجازه دهند به میل خود آزادانه به ازدواج مجدد بپردازند.
--- بررسی امور کلی ادارات دولت در ولایات یکی دیگر از اقداماتی بود که در دورۀ دوم بخصوص ازطرف شخص شاه امان الله درپیش گرفته شد و شاه با یک هیئت بزرگ برای تفتیش اجراآت امورحکومت در ولایات شمالی(ترکستان)، مرکزی، شرقی و جنوب شرقی سفر کرد و در هر ولایت مدت چند هفته را به وارسی پرداخت و از امورصحیه، معارف، زراعت، محاکم، قطعات نظامی و کارکردهای آن ها برطبق نظامنامه ها تدقیق و تحقیق بعمل آورد؛ به کسانیکه در وظایف محوله موفق بودند، پاداش و به کسانیکه در وظیفه اغفال کرده بودند، جزاهای متناسب داد و در مورد کمبودها و نواقص اجرائی به مشوره مشترک در حدود امکان راه های حل رفع معضله را جستجو کرد. متأسفانه راجع به بررسی امور ولایات به استثنای یک کتاب بقلم شخص شاه راجع به امور قندهار(کتاب بعداً تحت عنوان "حاکمیت قانون در افغانستان" به اهتمام حبیب الله رفیع در سال 1378 در پشاور به چاپ رسیده است) ونیز گزارشی از وارسی اموردرمشرقی که درنشریه "امان افغان" درسال 1305 در چند شماره بطور مسلسل چاپ شده است، دردیگر موارد معلوات مستند در دست نیست.
--- دراین دوره بر تعداد مکاتب ابتدائیه درکابل و نواحی دور و نزدیک آن و نیز در ولایات کشور سریعاً افزوده شد و دربسا نقاط کشور مکاتب ابتدائیه به رشدیه ارتقا کردند. درکابل مکاتب امانیه و امانی درسطح رشیدیه یعنی بالاتر از صنف پنجم توسعه یافت، همچنان درجلال آباد، قندهار، هرات، مزار شریف وقطغن مکاتب به سطح رشدیه بالا رفت و مکتب موزیک، مکتب پولیس و مکتب تدبیر منزل برای زنان در کابل تأسیس شد. درسال 1327 تعداد مکاتب ابتدائیه به 322 باب در مرکز و ولایات رسید و تعداد شاگردان مکاتب ابتدائیه بالغ به 51هزارتن و درمکاتب رشدیه و مسلکی به 3 هزارشاگرد افزایش کرد.(غبار، میرغلام محمد: "افغانستان در مسیر تاریخ"، جلد اول، چاپ ایران، صفحه 792 ـ 793)
(ادامه دارد)