(بخش سی و پنجم)
لویه جرگه 1307 و اهم مصوبات آن:
وقتی اعلیحضرت پس ازسفراروپا که تقریباً هشت ماه بطول انجامید، از راه قندهار به کابل مواصلت کرد، مردم کابل برای سه روز بازگشت او را جشن گرفتند و از او وهیئت معیتی او به گرمی استقبال کردند. بعد ازآن شاه امان الله برای استراحت چندروز به پغمان رفت، اما زود برگشت و برای تدویر لویه جرگه که قبلاً هدایت داده بود، آماده شد. شاه لویه جرگه را بتاریخ 6 سنبله1307(29 آگست 1928) مشتمل بریک هزارنماینده جهت ارائه راپور سفر و اقدامات بعدی دولت درپغمان دایر کرد. دراین جرگه نمایندگان مجبور شدند تا بجای لباس ملی ومحلی، با لباس اروپائی مشتمل بردریشی ونکتائی وکلاه شاپوه ملبس شوند واین لباس را دولت به آنها تحفه داد. جرگه پنج روز دوام کرد که بطور کل بحث های آزاد وجدی بین اعضای لویه جرگه و دولت درمسائل مختلف صورت گرفت.
عمارت "تیاتر و سینما" درپغمان ـ محل برگزاری لویه جرگه های1303 و1307 وتعدادی از وکلاء با لباسهای مخصوص
متأسفانه گزارش مفصل دربارۀ رویدادهای مکمل این لویه جرگه در دست نیست و شاید به دلیل اینکه این لویه جرگه درحالی برگزارشد که کشور دریک نوع آرامش قبل ازطوفان قرارداشت وجریان لویه جرگه وسپس تدویرکنفرانسها درقصرستوراز یکطرف ونارضایتی نمایندگان وحلقات محافظه کار مذهبی ازطرف دیگر فرصت تدوین و نشر رویداد را میسر نساخت و اگر اسنادی هم دردست بود، با وقوع اغتشاش سقوی و سقوط سلطنت امانی ازبین برده شدند.
جریده امان افغان دریک شماره مخصوص خود مختصر جریان رویداد های روز اول، دوم و سوم لویه جرگه را به نشر سپرد: شاه امان الله غازی در روز اول لویه جرگه پس از مراسم افتتاحیه ضمن سخنرانی مبسوط خود در بارۀ ایجاد تحولات جهت ترقی و تعالی کشور از لزوم تبدیل شورای دولت به شورای ملی سخن گفت و فرمود: «منتظر بودم، همینکه قابلیت مملکت قدری پیش برود و وکلای ملت بتوانند شورای مملکت را اداره کنند، این حق را باوشان بدهم. اینست که امروزاین قابلیت را در وکلاء ملاحظه کرده و این حق را بملت میدهم». سپس قانون انتخابات وکلاء طرح و لایحۀ آنرا سرمنشی حضورقرائت کرد که بعد ازبحث ومذاکره "نظامنامه شورای ملی" به تصویب رسید و از طرف جرگه تصدیق شد که در نشریه امان افغان به نشر رسید، از اینقرار:
«1ـ عدۀ وکلای ملت به شورای ملی یکصد و پنجاه نفر است.
2 ـ تقسیم وکلای ازهر سمت به جدول ملحقه این نظامنامه است.
3 ـ شرایط انتخاب کنندگان: تبعۀ افغانستان باشند، سن شان از 20 سال کم نباشد، در منطقۀ انتخاب متوطن یا اقلاً شش ماه قبل در آنجا ساکن باشند.
4 ـ کسانیکه حق انتخاب ندارند، آنانی اند که زیر وصایت باشند، تجاری که به تقصیر مفلس شده باشند، محکومین جنایات.
5 ـ کسانیکه بواسطۀ شغل و مقام خود از انتخاب محروم اند: صاحب منصبان و ضابطان و افراد عسکری و پولیس کوتوالی و ژاندارمه.
6 ـ شرایط انتخاب شوندگان یعنی وکلا: تابعیت افغانی داشته باشند، خارجی هائیکه تبدیل تابعیت کرده اند بعد از اخذ تذکره ده سال در افغانستان اقامت کرده باشند، دارای سواد باشند (اقوامیکه فکر میشود اوشان خواننده ندارند، استثناءً اجازه دارند تا ناخوان [بیسواد] انتخاب کنند و درکابل تعلیم صوتی غازی [اصول سواد آموزی که شاه آنرا تدوین نموده بود و در کورسهای اکابر تدریس میگردید] را بنمایند)، سن شان تا دوره چهارم انتخاب کم از بیست و پنج سال، بعد از آن از سی و بیش ازهفتاد نباشد، معروف بصداقت و راستکاری باشند، متشبثین خاندان شاهی خواه بلاواسطه [مستقیم] مثل پسر، برادر وعم شاه یا با واسطه [غیرمستقیم] مثل برادر زاده و پسرعم شاه در صورت داشتن شرایط فوق از شاه اجازه بگیرند.
7 ـ محرومین حق انتخاب وکالت: صاحب منصبان و ضابطان و افراد عسکری و پلیس کوتوالی و ژاندارمه، مامورینی که بخواهند وکیل شوند درمحل ماموریت خود قبل از اقدام به وکالت از ماموریت استعفی بدهند و اگر درغیرمحل ماموریت انتخاب شوند، بعد ازانتخاب استعفا بدهند و تاجرهای مفلس به تقصیر هم حق انتخاب ندارند.»
نویسنده جریده امان افغان می افزاید: مواد فوق که دراین نظامنامه مهم بود، تصدیق و برای تصویب باقی مواد جزئی آن به مجلس جداگانه مرکب از یک یک نفر از وکلای هر ولایت موکول شد. (برای شرح مزید دیده شود ـ آهنگ، پوهاند محمد کاظم: "سیر ژورنالیزم در افغانستان"، چاپ دوم، پشاور، 1378، صفحه 279 ـ 280، به نقل از: جریده امان افغان، شماره فوق العاده از جریان لویه جرگه سوم 1307 در پغمان)
مأخذ دیگری که بر رویدادهای لویه جرگه1307 بصورت فشرده و اما جامع روشنی انداخته، کتاب "روابط خارجی افغانستان درنیمه اول قرن بیست"، اثرافغانستان شناس معروف امریکائی "لودویک آدامک" است که دریک قسمت فصل چهارم زیرعنوان "سفر و شکست امان الله" مطالبی دارد که اهم آن ذیلاً اقتباس میشود:
آدامک می نگارد: «در جلسه اول فیصله شد که شورای دولت باید با یک پارلمان یا شورای ملی که توسط ملت آزادانه انتخاب شود، تعویض گردد. اشخاص رسمی حکومت نمیتوانند به عضویت شورای ملی انتخاب شوند. شورای ملی باید با لویه جرگه هم آهنگی داشته باشد».
درجلسه روزدوم مورخ 7سنبله1307 (30 آگست 1928) نخست راپور فعالیت های وزرای مختلف در ظرف سه سال گذشته خوانده شد وبعد ازآن بحث درباره چند موضوع صورت گرفت. آدامک خلاصه این تصاویب را چنین بیان میکند: «لویه جرگه قیود و شرایطی را وضع کرد که قدرت عفو از قضات و حکام گرفته شود و این قدرت تنها برای پادشاه تفویض گردد؛ از رشوه، سوء استفاده و زجر و دشنام دادن جلوگیری شود؛ یک هیئت تحقیق و تفتیش مستقل تشکیل گردد تا به مظالم و شکایات ولایات رسیدگی کند؛ مدت خدمت عسکری از دوسال به سه سال تمدید یابد و برای همه اجباری باشد، درآن استثناء نمیگنجد و نه عوضی گرفتن مجاز دانسته میشود؛ تطبیق تعزیر ممنوع شود زیرا ساحه آن بسیار وسیع است و ازپیشانی ترشی تا حکم قتل را دربرمیگیرد، لذا جزا ها باید بصورت قاطع تعریف و مشخص گردند؛ بالاخره به تقاضای اعضای لویه جرگه و تطبیق درست مالیات برمواشی، لازم دیده شد تا هرسال سرشماری و احصائیه گیری مواشی صورت گیرد.»
دراجلاس روزسوم لویه جرگه (9 سنبله مطابق31 اگست) فیصله بعمل آمد که:«جمله عناوین والقاب رسمی را از بین بردارند و همچنان القاب اجتماعی را ملغی سازند و بنابرآن همه اشخاص رسمی را بدون درنظرداشت مقام ومنزلت به کمال سادگی "عزیز" خطاب نمایند، مثل عزیز محترم، وزیرعزیز و امثالهم. حتی امان الله پادشاه نیز میخواست او را هم "پادشاه عزیز" خطاب کنند، اما اعضای لویه جرگه این پیشنهاد او را قبول نکردند و اصرار ورزیدند که امان الله لقب خود یعنی "اعلیحضرت" را حفظ نمایند. همچنان فیصله شد که لباسهای مجلل رسمی و یونیفورم های قیمتدار باید ازبین برود و دراوقات رسمی ومراسم اجتماعی باید لباسهای ساده برای اشخاص ملکی دریشی سیاه وبرای اشخاص نظامی دریشی خاکی تخصیص داده شود. علاوه برآن جمیع مدالها و نشانهای تزئیناتی ازبین برداشته شود، به استثنای نشان استقلال که برای اشخاص بسیار فعال و نافع ملی و فاتحان و قهرمانان نظامی اعطا میشود. یکی ازموضوعات حساس همانا در مورد کسانی بود که به حیث امام، معلم یا واعظ در امور دینی توظیف می شدند که باید تابع امتحان دانسته شوند و بعد از امتحان و اخذ تصدیق نامه اجازه دارند تا وظایف خود را انجام دهند. علاوتاً ملاهائیکه ازخارج بودند، بخصوص آنهائیکه ازمدرسه دیوبند هند فارغ التحصیل شده بودند، برای شان اجازه داده نشود که داخل افغانستان به گردش بپردازند، زیرا آنها مردمان بد و شریر و پروپاگندچی خارج و خائن شمرده میشوند. کسانیکه از چنگ قانون فرار کرده اند و یا فرار میکنند، باید توسط نمایندگان ملت برحسب قانون دستگیر شوند و نیز محاکم عصری که درحال تأسیس اند، باید قرار خود را به اساس سند و شواهد صادر کنند، نه آنکه توسط اصول قدیمه گواهی و شهادت...»
آدامک در ادامه می نویسد: «درپایان جلسه امان الله اعلام کرد که او 53 هزارتفنگ خریداری کرده و اراده دارد تا 50 هزاردیگر هم با 50 میلیون گلوله [هرتفنگ با یک هزار کارتوس] و مهمات دیگرآن خریداری کند و قیمت آن از درک کمک و اعانه جمیع افراد کشور که بالاتر از سن پانزده باشد فی نفر پنج افغانی و تادیه یک ماهه معاش مامورین دولت برای یک مرتبه پرداخته خواهد شد.» آدامک می افزاید: «برطبق اخبار منتشره درمطبوعات افغانستان این اعلان امیربا شوق و ذوق پذیرفته شد و نماینده کابل ـ غلام محی الدین گفت که او حاضر است برای این هدف مقدس یک لک افغانی اعانه بدهد و از دیگران هم خواهش کرد تا از او پیروی کنند.»
درجلسه روزچهارم (10سنبله مطابق اول سپتمبر) یک قسمت زیاد وقت صرف مباحثه پیرامون قانون مامورین و مسایل مربوط آن گردید، طوریکه آدامک می نگارد: برای جلوگیری از تخطی باید مامورین دولت در شروع مأموریت، دارائی خود را با عاید سالانه آن ثبت نمایند. این اوراق باید بدسترس هیئت تفتیش گذاشته شود و آنچه اضافه ازمصارف آنها باقی می ماند، یا چشمۀ عایداتی آنها وانمود گردد و یا آنکه حاصل تخطی و اختلاس آنها بشمار رود که دراینصورت موجب تنبیه و جزاء پنداشته میشود. همچنان قانون مامورین که زیربحث بود، دربارۀ ترفیعات و مصارف سفریه حین انجام وظیفه، نیزمطالبی را دربر داشت که دراین مجلس روی آن بحث صورت گرفت و درعین زمان فیصله شد که معاش مامورین دولت توسط شورای ملی تعیین گردد. ازهمه مهمتر تصمیم گرفته شد که مامورین دولت نمیتوانند بیش ازیک زن داشته باشند. علاوتاً پیشنهاد شد تا حداقل سن ازدواج برای پسران 22 و برای دختران 18 سالگی تعیین گردد، اما این نظر بعد ازمباحثات زیاد به اکثریت مطلق آراء رد شد، زیرا با اصول اسلامی همخوانی نداشت. دراخیر مجلس چهارم، امان الله شاه پیشنهاد کرد که خانم او به حیث ملکه و پسرش شهزاده رحمت الله را که درآنوقت شش ساله بود، به حیث وارث تاج و تخت و ولیعهد افغانستان بشناسند. این پیشنهاد اخیر با کف زدنها و هلهله زیاد پذیرفته شد و تصویب گردید.
یکی ازپرجنجال ترین اقدامات عصرامانی موضوع رفع حجاب بود که حتی درسقوط رژیم نقش بسیارعمده بازی کرد. درنتیجه همین طرزفکربود که شاه امان الله دراین لویه جرگه ازملکه ثریا خواست تا به حیث اولین زن افغان روپوش خود را درحضور نمایندگان مردم بطور رسمی از چهره بردارد و بدینوسیله به رفع حجاب رسمیت دهد. لویه جرگه نه تنها به رفع حجاب مهر تائید گذاشت، بلکه اکثرنمایندگان ازاین پیش آمد شاه و ملکه منزجر گردیدند و حتی بعضی ها صدای اعتراض را نیز بلند کردند. رفع حجاب بزعم شاه امان الله برداشتن برقع (چادری) بود که برطبق عنعنه زنان مکلف به پوشیدن آن بودند. او سترشرعی را که شامل کف دستها و روی زن نیست و بارعایت آن زن میتواند بکار و مشغله متناسب به حال خود بپردازد، قبول داشت و حتی به قول وکیلی پوپلزائی شاه درلویه جرگه پغمان گفت:«من مسئله حجاب را آزاد میگذارم» وعلاوه کرد: «تنها چیزیکه رعایت آنرا مینمایم مسئله سترشرعی است، یعنی اگردیدم بیشتر ازحدودیکه درشرع انورآمده است مثلا دستها الی بند و روی الی زنخ، اگر بیش ازاین بی ستری دیدم، مجازات و ازآن جلوگیری خواهم کرد»(وکیلی پوپلزائی: "سفرهای غازی..."، صفحه 277). قابل ذکراست که به تعداد12 نفرازخانم ها ازجملۀ اعضای "انجمن حمایت زنان" درلویه جرگه 1307 پغمان به حیث وکلای طبقه نسوان تعیین شدند؛ این اولین باردرتاریخ کشوربود که زنان کشور درمجمع بزرگ ملی و تقنینی درکنار مردان با حقوق مساوی، البته در صف جداگانه اشتراک کردند.
در روزاخیراجلاس لویه جرگه (11 سنبله مطابق دوم سپتمبر) اعلیحضرت از لویه جرگه تقاضا کرد تا بیرق ملی جدید افغانستان را تصویب نمایند. به اساس پیشنهاد او بیرق کشور حاوی سه رنگ سیاه، سرخ و سبز باشد که در آن سمبول آفتاب سرکشیده از قله های پربرف و به دوطرف آن خوشه های ازگندم و در وسط آن نام "الله" به حیث نشان بیرق ثبت شود. (برای شرح مزید دیده شود ـ آدامک، لودویک: "روابط خارجی افغانستان درنیمۀ اول قرن بیست"،چاپ اول به زبان انگلیسی، پوهنتون اریزونا، 1974، مترجم: پوهاند محمد فاضل صاحبزاده، چاپ دوم، پشاور، 1377، صفحات 189 تا 193)
با این ترتیب لویه جرگه 1307 به پایان رسید، اما اعلیحضرت فرصت نیافت یا لازم ندید تا راجع به دیگر نکات مورد علاقه خود درلویه جرگه ابرازنظر کند و شاید هم به دلیل اینکه فکر میکرد اعضای لویه جرگه به آن چندان علاقمند نخواهند بود. لذا او تصمیم گرفت ادامه موضوعات را دریک فضای دیگربه سمع مردم و به خصوص مامورین عالیرتبه نظامی و ملکی دولت، اعضای شورای دولت و تعدادی از روشنفکران و معاریف و بزرگان شهر کابل با خانم های شان برساند. به همین دلیل شاه یک ماه بعد از ختم لویه جرگه بتاریخ 10 میزان (2 اکتوبر) برای چهار روز متواترالی 13 میزان (5 اکتوبر) جلسات دیگر را با اشتراک درحدود 600 نفر به شمول اعضای کوردپلماتیک و خانم های شان در قصر ستور (وزارت خارجه) دائر کرد.
جلسات در قصر ستور:
بعدازختم لویه جرگه شاه تصمیم گرفت تابعضی از اصلاحات مورد نظر را که در لویه جرگه فرصت ابلاغ نیافته بود، طی یک تعداد جلسات یومیه درقصرستور(عمارت وزارت خارجه) باحضورتعداد کثیراراکین دولت اعم ازملکی ونظامی و کوردپلماتیک مقیم کابل که با زنان شان دعوت شده بودند، بیان نماید. شاه طی این مجالس که پنج روز دوام کرد خود را "پادشاه انقلابی" خواند و درباره پوشیدن لباس اروپائی درشهرکابل سخن گفت، ازتوسعه هنرومکتب موسیقی یاد کرد، تشکیل حزب جدید بنام "فرقه استقلال وتجدد" را بریاست خود اعلام نمود، سنین ازدواج را برای نوجوانان (دختران 18 ساله وپسر22 ساله) تعیین کرد، تغییر روز رخصتی از جمعه به پنجشنبه، تعلیم مختلط دختران وپسران زیرسن 11 ساله، الغای تعدد زوجات برای مامورین دولت، تاسیس مکتب امورمنزل برای نسوان بنام مکتب "راضیه" را به اطلاع حضار رسانید. اما درصدرهمه موضوعات بازهم رفع حجاب قرارداشت که ملکه ثریا روبند نازک خود را رسما ازروی برداشت وبه تعقیب آن زنان حاضردرمجلس که همه باشوهران خود آمده بودند، از این اقدام ملکه پیروی کرده روبند های خود را از روی کنار زدند. لذا روز 20 میزان 1307ش (12 اکتوبر 1928) درحقیقت اولین روز تاریخی برای آزادی زنان از قید چادری است که البته با تأکید شاه وملکه اینکار اختیاری بود و گفته شد که موضوع به شخص ارتباط دارد. طی همین جلسات فلم های سفرشاه وملکه نیز به نمایش گذاشته شد. (استیوارت، ریه تالی: "آتش درافغانستان 1919 ـ 1929"، مترجم: یارمحمد کوهسارکابلی، چاپ اول، پشاور، 1380، صفحه 68)
درجلسه روز اول قصر ستورشاه امان الله بیشتر به شرحی دربارۀ سفرخود و موفقیت حاصله از آن پرداخت و نتایج سیاسی سفر خود را چنین بیان کرد: «عقد پیمان دوستی با مصر، ترکیه، سویس، پولند، جاپان، فنلند، لاتویا، لایبیریا و همچنان پیمان ترانزیتی با پولندعقد شد. پیمانهای دیگری آماده امضاء با آستریا، هالند، دنمارک، سویدن، ناروی، چین، یمن، حجاز و مکسیکو شده است. از امان الله درهمه جا پذیرائی های شاندار ازطرف خانواده های شاهی برتانیا و نیز کشورهای دیگر به شمول بلشویک های اتحاد شوروی صورت گرفت.» (آدامک: روابط خارجی ...صفحه 194)
در گزارش مربوط به مصارف سفر و خریداری اسلحه، ماشین آلات و وسائل تخنیکی و فابریکات شاه نیز ارقامی را ارائه کرد و گفت که همه اسناد مربوطه جهت غور و تدقیق حسابی به وزارت مالیه ارائه گردیده و مصارف سفر (بدون خریداریها) به 19 لک و پنجاه و یک هزار افغانی (1.9 ملیون افغانی) میرسد، درحالیکه به ارزش مبلغ یک کرور و 28 لک و 88 هزار افغانی (12.9 ملیون افغانی) ازطرف مقامات رسمی کشورها به حیث تحفه و هدایا بما داده شده که بعد از وضع مصارف سفر، به مبلغ یک کرور و 9 لک و 38 هزار افغانی (تقریباً 11 ملیون افغانی) عاید حال ما گردیده است. آدامک مبالغ خریداری ها را برحسب محاسبه آلمانها به مبلغ 14 ملیون مارک نقد درایتالیا و فرانسه و درحدود 6 ملیون مارک در جرمنی وانمود میکند که یک پوند معادل 20 مارک درآنوقت بود. (مأخذ بالا...صفحه 194)
در روز دوم اجلاس درقصرستور شاه نخست درمورد تعلیمات عسکری صحبت کرد و اراده و نیت خود را مبنی برانکشاف مکتب حربیه و توسعه تشکیلات آن بیان نمود و گفت که صاحب منصبان عسکری از مریدشدن و دست پیرگرفتن ممنوع میباشند؛ عساکر باید مهارتهای حیاتی و صنعتی را در دورۀ عسکری خود فرا گیرند که بعد از ختم دورۀ مکلفیت بتوانند آنرا تطبیق و به دیگران بیاموزند و عضو مفید و صالح جامعه شوند. همچنان او بر صاحب منصبان عسکری دستور داد تا یک ماه معاش خود را برای خریداری اسلحه جدید و همچنان یک ماه معاش خود را برای تأسیس کلوپ عسکری اعانه دهند. شاه امان الله راجع به تزئید معاشات عسکری نیز سخن گفت و دربارۀ انکشاف معارف در ولایات کشور به شکل شعب مکاتب عالی آلمانی و فرانسوی که درکابل قبلاً تأسیس شده بودند، نیز مطالبی اظهاد کرد. در پایان این اجلاس او باردیگر به حداقل سن ازدواج برای جوانان اشاره کرد و گفت که شاگردان در دورۀ مکتب ازدواج کرده نمیتوانند.
موضوع مهم وجنجال برانگیز را اعلیحضرت در روزسوم اجلاس مطرح کرد وآن عبارت بود از بحث بر لزوم برقع یا چادری برای زنان و گفت: در ظرف دوماه چادری معموله زنان باید به شکل دیگر تعویض گردد، زیرا این چادری مانند "خیمه" بوده و هنگام راه رفتن آنها را با خطر افتادن و به زمین خوردن مواجه می سازد. بجای آن زنان میتوانند به مثل زنان ترکی روبندی را که مثل یک دستمال است و قسمت پایانی آن روی را می پوشاند، استفاده کنند که البته پوشیدن آن اختیاری خواهد بود. اوعلاوه کرد که چادری وحتی روبند ازوجایب اسلامی نیست و با این تذکر از ملکه ثریا خواست تا روبند خود را بردارد و خطاب به خانم های حاضر مجلس گفت تا آنها نیز از ملکه پیروی نمایند، ولی ملکه باتأنی اینکار را کرد وحضارمجلس به استقبال این امرکف زدند. درپایان شاه باردیگر گفتار خود را متوجه ملاها ساخت و از تعصب و جاهلیت آنها سخن گفت و علاوه کرد که آنها مسئول جمله عوام فریبی ها و منبع تمام تعصبات بیجا و پخش نادانی در جامعه میباشند.
در خطابه روز چهارم که بروز 13 میزان ادامه یافت شاه اعلام کرد که قبلاً شیراحمد خان (رئیس شورای دولت) را به حیث صدراعظم تعیین کرده بود تا کابینه خود را تشکیل و برای شورای ملی معرفی دارد، اما چون موصوف موفق نشد تا افغانهای نخبه را شامل کابینۀ خود سازد، لذا خودم داوطلب اینکار میشوم و تشکیل کابینه را نموده و آنرا به شورای ملی معرفی میدارم. به نقل از آدامک، اعلیحضرت گفتار خود را با چنین جملات خاتمه داد: «من پادشاه انقلابی هستم و آرزو دارم تا انقلاب را درهرجهت زندگی کشور خود به وجود آورم وازجمله مامورین دولت، کسانیکه بصورت شعوری جرأت نمیکنند با من همکاری نمایند، باید از کار شان استعفی دهند.». دراین محفل یکی از کسانیکه استعفی خود را اعلام کرد، عبدالرحمن خان لودین ـ رئیس عمومی گمرکات بود. (درباره جریانات قصر ستور دیده شود ـ آدامک: "روابط خارجی افغانستان... صفحه 193 تا 196)
(ادامه دارد)