(بخش پنجاه و یکم)
(ادامه) اهم رویدادهای سفر محمدنادرخان و برادران از"نیس" تا "خوست":
3 - از بمبئی تا پشاور:
خانم ستیوارت درکتاب "آتش درافغانستان" می نویسد: «به تاریخ 23 فبروری[1929] نادرخان و برادرانش توسط کشتی بنام"قیصرهند" وارد بمبئی شدند. برای استقبال رسمی آنها ذریعۀ یک تلگرام به شعبه سیاسی بمبئی دستور داده شد که: ...متأسفانه نسبت سیاست عدم مداخله در امور افغانستان، ایجابات وقت و رعایت علایق شخص نادرخان حکومت هندبرتانوی نمیتواند که تسهیلات لازم و مراتب احترام را که درغیر آن برای مهمان های عالیقدر درهندبرتانوی معمول است، برآورده سازد. از اینکه چرا ترتیبات خاص برای شان تدارک نگردیده، انگیزه آنرا درک میکند و امید است که از هرنوع فعالیت سیاسی در هند اجتناب نماید و بزودی ممکنه به طرف افغانستان ادامه سفردهد. به مسئولان ابلاغ گردد تا وقتی آنها در بمبئی اقامت دارند، باید بدون مزاحمت تحت مراقبت قرار داده شوند. بکس های شان بدون تفتیش و سؤال از گمرک بگذرد.
(محمدنادرخان با محمدهاشم خان و شاه ولیخان – هرسه با کلاه های قره قلی سیاه حین ورود به بمبئی و هیئت پذیرائی هندبرتانوی)
هنگامی که کشتی قیصرهند بعد از سفر طولانی به بندر بمبئی نزدیک می شد، همه مسافرین کشتی درحالیکه به سوی رواق مشهور دروازه هند Gateway of India نگاه میکردند، نادرخان مصروف ملاقات با مامور برتانوی بنام فریک Freke بود. او کوشش داشت از نظر نادرخان راجع به حکومت هندبرتانوی آگاهی یابد، آنچه را که مدعیان افغان از حاکمان برتانوی هند توقع داشتند.
نادرخان گفت: "من شدیداً طرفدار برتانیه هستم، خیلی مشتاق هستم پالیسی را انتخاب نمایم که مورد علاقه حکومت هند برتانوی باشد، البته تا جائیکه موافق به یک افغانستان قوی و مستقل باشد. "من قاطعانه تعهد میکنم که از امان الله خان و یا شخص دیگرپشتیبانی نکنم"؛ نادرخان علاوه کرد که: امان الله خان به من هدایت داده که از طریق روسیه به افغانستان سفر نمایم، چنانچه ازهمین طریق پسرامان الله خان به نام هدایت الله که در فرانسه تحصیل میکرد، با من همسفر باشد. اما من ترجیح دادم که ازطریق هند برتانوی سفرکنم.
در بمبئی هرسه برادر تا وقتی توقف نمودند که یک تعداد زیاد اوراق اعلامیه(پامفلیت) را چاپ کردند و درآن امضای نادرخان نیزانتشاریافت. متن پیام با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز و در ادامه خطاب به مردم عزیزم! مشوره های مفید و خالصانه به هموطنان محترم...." در اوراق چاپی مذکور آمده بود که: "من (نادرخان) و برادران آمده ایم که درخدمت وطن قرارگیریم؛ من و هیچیک از اقاربم آرزوی سلطنت افغانستان را نداریم."
قبل از آنکه نادرخان ازبمبئی بسوی پشاور حرکت کند، باردیگر فریک Freke با او دیدار کرد و پیام شفاهی حکومت هندبرتانوی را به وی رسانید که آرزومند یک افغانستان صلح آمیز، متحد، مستقل، قوی و دوست میباشد....، زمانیکه صلح درکشور برقرار گردید و یک افغانستان متحد و با ثبات به وجود آمد، کمبودی در دوستی ما وجود نخواهد داشت.
انتباه شخصی فریک ازاین ملاقات چنین بود که: "نادرخان امکان کاندید شدن خودش را به عالیترین مقام قدرت درافغانستان رد نکرد."»(ستیوارت: "آتش درافغانستان"، متن انگلیسی، صفحه517-518)
به تأسی ازنکات فوق الذکرداکترعبدالرحمن زمانی درکتاب: "بازنگری دورۀ امانی وتوطئه های انگلیس" برمبنای اسناد آرشیف هندبرتانوی و آرشیف انگلستان مطالب ذیل را می نگارد: «به جنرال قونسل افغانی در بمبئی، جائیکه محمدنادرخان از کشتی پیاده می شد، هم قبلاً اخطار داده شده بود تا ازتبلیغات و فعالیت سیاسی کناره گیری کند، درغیرآن به افغانستان برگردد. قونسل افغان این برخورد انگلیسها را مغایربا فقرات 3 و4 قرارداد بین افغانستان وبرتانیه دانسته، احتجاج نمود. او درمکتوب تحریری اش ازمقامات انگلیسی پرسید که معنی اصطلاح تبلیغات سیاسی شان چه بوده و از کدام تبلیغات صحبت میکنند؟» (صفحه 427 - مأخذ شماره647)
«مقامات انگلیسی بتاریخ 21 فبروری به مامورین شان دربمبئی ازآمدن جنرال نادرخان و برادرانش اطلاع وهدایت دادند که یک صاحب منصب خردمند در لباس ملکی را برای استقبال او به کشتی بفرستند. او باید خیلی دوستانه به اطلاع نادرخان برساند که نظر به شرایط فعلی وضعیت افغانستان و به مفاد خود شما، با تأسف زیاد، آنطوریکه شایان شأن مهمان برجسته مثل شماست، حکومت هند از شما پذیرائی کرده نمیتواند. ما مطمئن هستیم که او انگیزه و هدف ما را در رابطه با فقدان تشریفات درک خواهد کرد.» (صفحه427 - مأخذ شماره 648)
«محمدنادرخان با دو برادرش بتاریخ 22فبروری[دربعضی اسناد تاریخ 23 فبروری ذکرشده است] توسط کشتی "قیصرهند" به بمبئی رسید. نادرخان برای مدت یک یا دو روز برای مشوره با دوستان در بمبئی خواهد ماند و وعده سپرد که خود و برادرانش نه تلفون ها را جواب داده و نه در مجالس سیاسی شرکت خواهند کرد. مامورین حکومت بمبئی اطلاع دادند که او با اضطراب زیاد میخواهد بداند که حکومت هندبرتانوی از کدام طرف مورد نظر(مدعی تاج و تخت) مخفیانه طرفداری خواهد کرد. او ادعا میکند که: "سخت طرفدار انگلیس ها بوده و منتظراست سیاستی را اتخاذ کند که مورد پسند حکومت هندبرتانوی بوده و با یک افغانستان نیرومند و مستقل هم آهنگی داشته باشد"» (صفحه 428 - مأخذ شماره 649)
«نادرخان به مقامات هندبرتانوی دردهلی گفت که: "او به امان الله خان و کدام کس دیگرکمک نخواهد کرد. امان الله خان به پسر و طرفداران خود[دراروپا] هدایت داده است تا ازطریق روسیه نزد او [درقندهار] بروند. به نادرخان هم چنین هدایت داده شده است. اما او ترجیح داد از راه هند سفرکند. مامورانگلیس بنام فریک گزارش داد که نادرخان امکان کاندید شدن خودش را به عالیترین مقام قدرت در افغانستان رد نکرد.» (صفحه 428 - مأخذ شماره 150)
«درخلاصۀ راپورمأمورانگلیسی که با نادرخان دربمبئی ملاقات کرد چنین آمده است: "جنرال نادر زان بیشتر ازیکبار به من گفت که مضطرب است بداند که حکومت برتانیه آینده افغانستان را چگونه میخواهد. اگر او بداند، سعی خواهد کرد مطابق به آن عمل کند. آنها[انگلیسها] شاید خواسته باشند امان الله، بچه سقو یا محمدعلی خان[علی احمدخان] یاعضو دیگری ازخانواده سلطنتی یا شخص دیگری پادشاه افغانستان باشد. نادرخان شخصاً آماده است با تمام وزنه و نفوذش به هرآن خطی کمک کند که خواست حکومت برتانیه باشد؛ او[گویا] خواهان افغانستان قوی، آرام و متحد است.» (صفحه 428-429 – مأخذ شماره 652)
«فریک قبل ازآنکه نادرخان بطرف پشاورحرکت کند، یکبار دیگر به ملاقات او رفت و پیام شفاهی حکومت هند برتانوی را برایش رسانید: "حکومت هندبرتانوی از حسن نیتی که سبب شد نادرخان از آنها بپرسد، قدردانی میکند. ما یک آرزوی شبیه به او داریم و آن بازسازی یک افغانستان صلح آمیز، متحد، مستقل، قوی و دوست میباشد... ما اطمینان میدهیم که با برگشتن صلح به یک افغانستان متحد، فقدان ثبوت دوستی ما وجود نخواهد داشت.» (صفحه 430 - مأخذ654)
سیدال یوسفزی(سیدقاسم رشتیا) درکتاب "نادرچگونه به پادشاهی رسید؟" دراین باره می نویسد: «نادر و برادرانش بتاریخ 23 فبروری 1929 به بندربمبئی مواصلت نمودند. اما پس از توقف کشتی نماینده ویسرای هند بنام "سی.جی. فریک" با نادرخان ملاقات نمود. فرستادن نماینده مخصوص درعرشه کشتی برای آن بود تا قبل از آنکه مامورین افغانی که برای استقبال آمده بودند، با او تماس بگیرند، مفاهمات مقدماتی صورت گرفته باشد. تاجائیکه در اوراق محرمانه دولت برتانیه به ملاحظه میرسد، درضمن همین مصاحبه نادرخان به نماینده ویسرای هند اطمینان داد که نزد امان الله خان نمیرود و از امان الله خان پشتیبانی نمیکند و بالعکس به هرقسمی که آرزوی دولت برتانیه باشد، رفتار خواهد کرد. بعد ازاین مذاکرات آنها از کشتی پیاده شده ازطرف قونسل و دیگرافغانهای مقیم بمبئی استقبال شدند و درهوتل تاج محل اقامت اختیار نمودند. دراینجا قونسل افغانستان مکتوب امان الله خان را به نادرخان تسلیم کرد که درآن از وی خواهش بعمل آمده بود تا سرراست به قندهار نزد او بیاید. نادرخان در همان روز جواب این نامه را نوشت و به قونسل تسلیم نمود. درنامه مذکور که چندسال بعد متن آن در جوابات چاپی امان الله خان به مقابل اتهامات بی اساس نادرخان شایع شد، نادرخان به امان الله خان به قید قسم اطمینان داده بود که: "به او صادق میباشد، ولی چون مقصد یکی است، بهتر است به او اجازه داده شود تا از نقاط دیگر کشور برای رسیدن به مقصد، داخل اقدامات گردد."»
سیدال یوسفزی درادامه می افزاید: «نادرخان بعد ازارسال این نامه به بهانۀ خرابی صحت رابطه خود را با مامورین و اتباع افغانی قطع نموده ، تنها با مامورین انگلیس به تماس بود. تا آنکه پلان مقدماتی عملیات به او داده شد و سپس رهسپار پشاور شدند. لیکن باوصف این رازداری ها، موضوع آمدن نادرخان به هند درجراید انتشار یافته نمایندگان جراید واحزاب سیاسی درهرجا به انتظار او بودند و همواره نسبت به عزایمش از او سؤال میکردند و نادرخان مجبورمی شد تا به آنها اطمینان بدهد که برای امان الله خان کارمیکند و خودش کدام ادعایی برای خود ندارد. همین بیانات واضح و صریح اوبعد ازاعلان پادشاهی اش حربه تیزی را برای عناصرملی هند که طرفدارامان الله خان و مخالف انگلیس بودند، جهت کوبیدن او و تحریک عقایدعامه مردم هندوستان وسرحد علیه رژیم دست نشاندۀ وی تشکیل داده بود.»(سیدال یوسفزی - نویسنده اصلی کتاب به گمان اغلب سیدقاسم رشتیا است: "نادرچگونه به پادشاهی رسید؟"، صفحه64 - 65)
(ادامه دارد)