نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 31 جولای 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار31 جولای 2022

محمدنادرشاه از پادشاهی تا شهادت

(بخش هفتاد و دوم)

خط مشی اعلیحضرت محمد نادرشاه:

اولین اقدام محمد نادرشاه فعال ساختن چرخهای اداری حکومت بود که در قدم اول بتاریخ 24 میزان 1308 یعنی در اولین روز رسیدن به پادشاهی "خط مشی حکومت" را در ده فقره اعلام کرد که محورعمومی همه اجراآت حکومت را برای سالهای بعد تشکیل میداد. در مقدمۀ این خط مشی که برای باراول تحت عنوان "خط مشی حکومت اعلیحضرت محمدنادرشاه افغان" درسالنامه مجلۀ کابل درسال1311 پس ازگذشت تقریباً سه سال رسماً مجال نشر یافت، چنین آمده است: «ذات همایونی درموقع قبول زمامداری، وطن را محتاج اصلاحات بیشماری دیده و چنین مناسب شمردند که بجهت اصلاحات امور ملت و مملکت که هدف آمال ملوکانه قرار گرفته بود، خط مشی یعنی نصب العین خود شان را معین فرمایند. بنابراین در اول امر خط مشی خود شان را که مآل آن قرار آتی است، به عامۀ ملت اعلام و اظهار فرمودند:

اول ـ حکومت موجوده موافق باحکام دین مقدس اسلام ومذهب مهذب حنفی امورمملکت را اداره و اجراء خواهد کرد و برای اینکه شریعت غرای محمد(ص) در امور مملکتی قایم و دایم باشد، ریاست شورای ملی و وزارت عدلیه مسؤل میباشند وشعبه احتساب از امور لازمی این حکومت است که به یک صورت منظم این شعبه دائر خواهد شد. موافق باحکام دین،اهالی افغانستان بدون امتیاز قومیت و نژاد باهم برادر و درحقوق مساوی یکدیگرشناخته میشود. حجاب درافغانستان بدین و شریعت محمدی صلی الله علیه و سلم قایم خواهد بود.

دوم ـ منع رشوت و شراب نوشی:ـ درحال مامورین حکومت از هر مدارجی که باشند، در وزارت عدلیه به قرآن عظیم الشأن عهد خواهند نمود که هیچگاه رشوت و هدیه از اهالی نمی گیرند ، بپاک نفسی و پاک دامنی خدمت خلق الله را اجراء میکنند و بدولت متبوعه خویش از امروز به بعد خیانت مالی یا عملی نمی نمایند و صادقانه به وظیفۀ خویش می پردازند. جزای شراب نوشی موافق به شریعت محمد(ص) داده خواهد شد. فروش ظاهر و خفیه شراب در تمام افغانستان ممنوع است. اهالی بساختن شراب مجاز نیست. درخانۀ که شراب ساخته شود یا دکانیکه شراب بفروشد، دولت چون تحقیق کرد وبه ثبوت رسید، ضبط میشود واشخاص جزای شرعی خواهند دید. اگر به مامور حکومت ثابت شد که شراب می نوشد، علاوه ازجزای شرعی، ازماموریت طرد میشود. تبعۀ خارجه ازین حکم مثتثنی [مستثنی] است.

سوم ـ امورحربیه افغانستان برای حفظ استقلال و نگهداشت امنیت مملکت:ـ حکومت موجوده میخواهد یک قشون منظم با اسلحه ساخت جدید تشکیل کند و نهایت توجه باین مسئله که حیات و ممات افغانستان وابسته او[آن] ست، صرف می نماید و برای اینکه صاحب منصبان نظامی ما تعلیم یافته شوند و از علوم و فنون حربی دنیای متمدن و استعمال آلات و ادوات حرب بدانند، مکتب حربیه زود از زود تشکیل و ترتیب میگردد. مسئله گرفتن عسکر به صورت قومی و خوش برضا جاری میشود.

چهارم ـ ادامه و برقراری و استحکام مناسبات افغانستان با دول خارجه:ـ مثل زمان امان الله خان مناسبات افغانستان با دول خارجه که جریان داشت، جریان خواهد کرد و حکومت موجوده دوستی و سلوک مرغوب دول متحابه را نسبت به افغانستان آرزو و خواهش دارد و هم حکومت موجوده با تمام موجودیت خود برای حفظ و استقلال افغانستان و ارائه کردن نظر دوستانه و خیرخواهانۀ خویش با دول معاهدین حاضر و آماده است.

پنجم ـ امور داخله:ـ وزارت داخله در تعین حکام و مامورین ولایات و حکومتی های اعلی و کلان و باقی حکام اهتمام و توجه تام خواهد کرد که کار به اهل کار داده شود و فهرست مامورین خویش را به مجلس انتخاب خواهد داد تا غور و تحقیق کرده شود و هم برای ترمیم و تعمیم تیلفون و تلگراف سعی و کوشش خواهد نمود و انتظام پوسته را بصورت خوبترین و آسانترین تأمین خواهد نمود. برای ترمیم راه های عبور و مرور موتر، گادی زود از زود توجه خواهد نمود.

ششم ـ مالیات را وزارت مالیه بصورت خوب اداره خواهد کرد و کوشش خواهد نمود که تمام ولایات اقساط مالیه را مثل سابق به خزینۀ دولت تادیه کنند. محصولات گمرکی هم در گمرک جاهای ولایات مثل سابق گرفته میشود. باقیاتیکه درملک مانده باشد، بطریق مراعات جمع میشود، اما تسهیلات داده خواهد شد تا اشخاص باقی ده [کسانیکه مالیه بذمت شان باقی مانده است]خوار و پریشان نشوند، و هم دولت دچار زحمت نگردد، آنچه حکومت های سابق نسبت به باقیات حکم معافی در اعلانها نموده اند، منظور است.

هفتم ـ تجارت و زراعت افغانستان امروز از پیشتر بیشتر [بیشتر از پیش] باین شعبه کار احتیاج دارد و میخواهد با دول ایران، ایطالیا، فرانسه، بریطانیا، اتحاد جماهیراشتراکیه، امریکا، بلجیم، جرمنی، جاپان و غیره دولیکه آرزو داشته باشند، مناسبات تجارتی خود را باز کند و از دول متمدن درین راه استفاده نماید، راه آهن را زود از زود آغاز کند و معادن افغانستان را بکار بیندازد، نهرهای آب برای زراعت تعمیر نماید وحکومت موجوده میخواهد وسایل زراعتی دنیای متمدن را تا اندازۀ امکان در زراعت افغانستان تطبیق نماید.

هشتم ـ علم و فن برای ترقیات دینی و دنیوی افغانستان از اهم ضروریات شمرده میشود و حکومت حاضره این مسئله را خیلی اهم میداند، هروقتیکه شورای ملی تشکیل و وکلای ملی جمع شوند، امید است راه خوبتری نسبت باین مسئله یافته شود که تا ملت خود را برای حفاظت خودش علماً مستعد ساخته بتواند.

نهم ـ شورای ملت: ـ وکلای ملت از تمام اهالی بمرکز میرسند، صورت انتخاب بطور سابق بوده، وکلا را اهالی از دانشمندان و علما و صادقان و بهی خواهان که ملت برآنها اعتماد کلی داشته باشد، انتخاب خواهند کرد، وزرای دولت و حکام، مسئول وکلای ملت خواهند بود، ریاست شوری حق تفتیش خواهد داشت و رئیس شورای ملت ازطرف وکلای ملت انتخاب میشود.

دهم ـ صدراعظم با انتخاب و منظوری شاهانه تعین میشود و صدراعظم کابینۀ وزراء را تشکیل کرده بحضور شاهانه معرفی مینماید و منظور ی حاصل میکند.» (پایان خط مشی)

دلیل اینکه چرا این خط مشی بعد از سه سال بار اول در سالنامه 1311 به نشر رسید و قبل ازآن در هیچ جریده یا روزنامه چاپ نشده بود، معلوم نیست، اما انفاذ آن به مثابۀ یک "قانون" بخصوص در محتوای فقره اول بصورت فوری به منصۀ اجراء درآمد و برطبق آن اقدامات ذیل مرعی گردید:

1 - قدرت قضائی کاملاً درحیطه صلاحیت رهبران مذهبی وعلمای دینی قرارگرفت و کود جزا (نظامنامه جزای عمومی 1302) که صلاحیت قضات را درمورد جزاهای تعزیری محدود ساخته بود، دوباره به قضات ارجاع شد.

2 - اداره احتساب دوباره به فعالیت آغاز کرد.

3 - اهالی کشور که فقط ازنظر قومیت و نژاد حائزحقوق مساوی شناخته شده بودند، ازحقوق زنان که نصف نفوس کشور را تشکیل میدادند، اغماض صورت گرفت.

4 ـ درتعبیر حجاب به اساس شریعت عملاً دستورداده شد که ازآن به بعد زنان مکلف به پوشیدن برقع (چادری) هستند.

علاوتاً آنچه دراین خط مشی مایه تعجب پنداشته میشود، همانا فقره هشتم آنست که درباره "انکشاف علم وفن" چنین بیان میدارد: «علم وفن برای ترقیات دینی و دنیوی افغانستان ازاهم ضروریات شمرده میشود وحکومت حاضر، این مسئله را خیلی اهم میداند، هر وقتیکه شورای ملی تشکیل و وکلای ملت جمع شوند، امید است راه خوبتری نسبت باین مسئله ساخته بتواند.» با این عبارت حکومت صلاحیت خود را درموضوع "علم وفن" یعنی معارف علناً به شورای ملی انتقال داد و این نکته میرساند که حکومت در مسائل معارف جرأت نکرد مشی خود را به صراحت ابلاغ نماید ومسئولیت را بدوش شوری انداخت، درحالیکه موضوع معارف یکی از وظایف اساسی حکومت محسوب میگردید و اینکار منتهای محافظه کاری شاه و حکومت را آشکار می سازد و به دلیل همین بی میلی و بی توجهی حکومت درزمینه بود که دروازه های مکاتب نسوان تا سالهای متمادی مسدود ماند و معارف بطورعموم ازتوجه حکومت برافتاد.

غباردر جلد دوم کتاب "افغانستان در مسیر تاریخ" می نگارد: «درچهار سال سلطنت نادرشاه مجموع مکاتب ابتدائی درتمام افغانستان بشمول پایتخت از 27 باب تجاوز نمیکرد: کابل، شیوه کی، ده خداداد، سرآسیاب، چهلستون، مزار، خلم، آقچه، هرات، قندهار، خان آباد، فیض آباد، رستاق، اندراب، جلال آباد، لغمان، اندخوی، شرین تگاب، فراه، گردیز، غزنه، دایزنگی و چهاریکار. تنها درکابل مدارس ثانوی و متوسطه قدیم(حبیبیه، امانیه، امانی، دارالمعلمین، زراعت و صنایع) نگهداشته شدند و فقط درعوض مکتب طبیه، یک فاکولته طب با رفقی سناتوریم تأسیس گردید وبس» (غبار: "افغانستان درمسیر تاریخ"، جلد دوم، صفحه 84، بحوالۀ سالنامه کابل طبع 1312)

سیدمسعودپوهنیار درکتاب "ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد درافغانستان" می نویسد: «برای سقوط دادن سطح دانش معارف درجملۀ این ماستر پلان، یکی هم افتتاح "مکتب مستعجله" بود که درسنه 1936 رویکار آمد، گفته می شد که دراین مکتب فن تعلیم و تربیه درس داده میشود و درظرف شش ماه شاگردان مذکور به حیث معلم، فارغ التحصیل و به مکاتب اطراف فرستاده میشوند.» پوهنیار دراین ارتباط ازیک خاطره خود یاد میکند که یکی از این چپراسی های مکتب کمی خواندن ونوشتن یاد گرفت و بعد شامل مکتب مستعجله شد و با فراغت از آن مکتب، به حیث معلم دراطراف مقرر شد. او می نویسد: «با این ترتیب درظرف چند سال، تمام مکاتب اطراف افغانستان را همین معلمین نالایق مستعجله فرا گرفت و سطح دانش و سواد یک باره درسراسرمملکت روبقهقرا گذاشته منحط گردید.» اینکار ناشی از همان ترسی بود که در ذهن بعضی دولتمردان جا گرفته و می گفتند که با انکشاف معارف باید احتیاط کرد، زیرا «معارف مشروطه می زاید!» (برای شرح مزید دیده شود- کتاب: "پوهنیار، سیدمسعود: "ظهورمشروطیت و قربانیان استبداد درافغانستان"، جلد اول، چاپ سوم، پشاور، 1379، صفحه175 -181)

همچنان تأکید برمنع رشوت و شراب نوشی مندرج فقره دوم که یک اقدام مفید شمرده میشود، اما درج ان در خظ مشی عمومی دولت گنجایش نداشت و ان جزء وظایف ضمنی اداره "احتساب" مندرج فقره اول این خط مشی میشد. شاید برجسته ساختن این موضوع درخط مشی به این هدف بوده باشد که دست عمال خاص حکومت را برای بدنام ساختن بعضی اشخاص نامطلوب حکومت باز گذارد که با اتهام شراب نوشی و یا رشوت، دست آنها را ازکار بگیرند و محکوم به جزاء نمایند. (والله اعلم)

توظیف صدراعظم و تشکیل کابینه:

محمد نادرشاه پس از اعلام خط مشی خود، برطبق فقره دهم آن بتاریخ 22 عقرب 1308 با صدور یک فرمان، برادرخود سردارمحمد هاشم خان را به حیث صدراعم تعیین و او را مؤظف تشکیل کابینه ساخت. در یک قسمت فرمان مربوطه عنوانی محمد هاشم خان آمده است: «شما را شخص با دیانت و درملت خود بحسن اخلاق و فعالیت مشهور و معروف می بینیم، به صدراعظمی این وطن انتخاب نمودم، لهذا بخدای قادر توانا توکل کرده کابینۀ خود را تشکیل و بحضورم معرفی کنید.»

به این اساس سردارمحمد هاشم خان کابینه خود را متشکل از ده عضو به شاه معرفی و شاه آنرا منظور کرد که اولین کابینه حکومت جدید عبارت بودند از اشخاص ذیل:

1 ـ سردارشاه محمود خان وزیر حربیه،

2 ـ سردارفیض محمد خان وزیر خارجه،

3 ـ محمد گل خان مومند وزیر داخله،

4 ـ حضرت فضل عمرمجددی (نورالمشایخ) وزیرعدلیه،

5 ـ محمد ایوب خان وزیر مالیه،

6 ـ عبدالمجید خان رئیس عمومی مطابع،

7 ـ میرزا محمد خان وزیر تجارت،

8 ـ علی محمد خان وزیر معارف،

9 ـ رحیم الله خان مدیر مستقلۀ پست و تلگراف و تیلفون،

10 ـ سردار احمد شاه خان وزیر دربار.

یکی از دلایلی که محمد نادرشاه از بین برادارن خود سردارمحمد هاشم خان را برگزید و به مقام صدارت گماشت، وجه مشترک هردو برادر درضدیت با شاه مان الله غازی بود. با آنکه شاه ولی خان و شاه محمود خان در سقوط رژیم سقوی و فتح کابل به کمک اقوام جنوبی، بخصوص وزیری ها و آماده ساختن زمینۀ ورود محمد نادرخان به کابل و نیز در رسانیدن او به سلطنت خدمات بسیار مهم انجام دادند، اما محمد نادرشاه به دلایل چند محمد هاشم خان را از نظر مقام نسبت به دیگر برادران خود ترجیح داد، از جمله یکی اینکه: محمدهاشم خان ازلحاظ شخصیت دارای طبع لجوج، کینه توز، انتقام جو و مستبد بود که همچو خصلت برای استحکام سلطنت بسیار با روحیه محمد نادرشاه نزدیک وسازگاربود. همچنان سردارمحمدهاشم خان که درآنوقت به حیث سفیرافغانستان درمسکو ایفای وظیفه میکرد، میدانست که میانه شاه امان الله با محمدنادرخان برهم خورده واین وضع بزودی دامنگیر او نیز خواهد شد، لذا تصمیم گرفت تا سفارت را ترک کرده و در فرانسه با برادر خود یکجا شود. البته بعداً شاه ولی خان نیز به بهانه عیادت برادر، کابل را ترک کرد و در شهر نیس فرانسه نزد برادر خود رفت، درحالیکه شاه محمود خان درآنوقت با شاه امان الله به همکاری خود ادامه داد. عامل دیگر چون محمد نادرشاه با محمدهاشم خان از مادر جدا بودند، محمد نادرشاه برای حفظ وحدت خانوادگی خواست محمدهاشم خان را به صدارت بگمارد و اما در جوار او امور نظامی را به برادر عینی خود شاه محمود خان ـ مرد معتدل و نسبتاً مهربان بسپارد. شاه ولیخان که میدانست حکومت بزودی دچار مشکلات خواهد شد، خود را به نحوی گوشه کرد و از اشتراک در امور داخلی دوری جست و همیشه به حیث سفیر، زندگی آرامتر را در بیرون کشور درپیش گرفت.

(فوتوی تاریخی از پنج برادر که زمام همه امور کشور را بصورت مطلقه در اختیار داشتند- ردیف نشسته (از راست به چپ): سردار محمدعزیز خان سفیر در مسکو، اعلیحضرت محمدنادرشاه و سردار محمدهاشم خان صدراعظم؛ ردیف ایستاده: مارشال شاه ولی خان سفیر در لندن و سپهسالار شاه محمود خان وزیر حربیه)

به همین ترتیب فیض محمد خان زکریا که درعصر امانی وزیر معارف و در دورۀ سقوی مشاور ارشد حبیب الله کلکانی بود، در دوره جدید با همه تردستی و مهارتی که در حفظ مقام داشت، به حیث وزیر خارجه مقررشد. علی محمدخان - وزیر معارف نیز از جمله کسانی بود که درمجلس سلامخانه به نفع محمد نادرخان فعالیت داشت و تا اخیرعمر به حیث مهره موقع شناس و خاموش همچنان در مقامهای عالیه حکومت ایفای وظیفه کرد. وزارت داخله به محمدگل خان مومند سپرده شد که گویا حیثیت برادر پنجم را در ردیف برادران کسب کرده بود و مورد اعتماد کامل آنها قرار داشت. وزیر عدلیه حضرت فضل عمرمجددی نورالمشایخ، کسی بود که ازیکطرف چشم به سلطنت برای خودش دوخته بود و اما ازطرف دگر ناگزیر بود با محمد نادرخان به مقصد سرکوبی حبیب الله کلکانی همکار و متحد گردد، چنانچه درمباحث قبلی به تفصیل در باره صحبت شد. نورالمشایخ تا مدتی به حیث وزیرعدلیه باقی ماند و سپس آن مقام را برای داماد خود حضرت فضل احمد مجددی (از مجددی های هرات) که درآنوقت معین آن وزارت بود، واگذار شد و خودش از امور رسمی برای همیشه کناره گرفت. وزیرمالیه محمد ایوب خان از میرزای های متجرب دورۀ امانی بود که برای یک دورۀ نستاً کوتاه درآن مقام کار کرد و اما به دلیل اشتراک در جنازۀ یکی از اقارب خود میرزا محمد مهدی خان چنداولی که همزمان با محمد ولیخان بتاریخ 22 سنبله 1312 اعدام گردید، از وزارت برکنار و متعاقباً به همین جرم زندانی شد. وزیردربارسرداراحمدشاه خان عضومقتدرخانواده سلطنتی، پسر عموی نادرشاه و درعین زمان برادر خانم او و همچنان خسریگانه پسر محمد نادرشاه یعنی (شهزاده) محمدظاهرخان بود که بعد ازشهادت پدر به سلطنت رسید و مدت چهل سال پادشاهی کرد.

خلاصه اینکه در کابینه اول و کابینه های بعدی تا سالهای متمادی، وزارت های کلیدی بدست خاندانی و باقی دردست "مخلصین" بودند. میرغلام محمد غبار یکی از منتقدان آن دوره، در زمینه می نویسد: «کابینه اسماً کابینه بود و درمعنی وزراء از سکرتر[منشی]های شخصی صدراعظم فرقی نداشتند. هیچ یک از وزراء بدون امرصدراعظم حق تنفس درمجلس وزراء و حتی قدرت استعفی از وزارت را نداشت. تمام قضایای عمده کشوردرکابینۀ "اصلی ارگ" یعنی برادران شاه محرمانه حل و فصل شده و صدراعظم بدون چون چرا تصویب وامضای مجلس وزراء را درفیصله ها می گرفت.» (غبار، "افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، صفحه 56)

(ادامه دارد)