(به مناسبت صد و یکمین سالگرد استرداد استقلال کشور)
بخش دهم
تأسیس مکتب امانیه زیر نظر استادان فرانسوی:
نگاه مختصر به آغاز روابط فرهنگی با فرانسه:
فرانسوی ها از قدیم به افغانستان علاقمندی داشتند. بعد از سال 1821 دو نفر فرانسوی بنام های "ژان فرانسوا الارد" و "ژان باتیست وینتورا" که در "فارس" (بعداً ایران) کار میکردند حین بازگشت به فرانسه از راه کابل، پشاور و لاهور عبور نمودند. در مسیر راه با نواب جبار خان حکمرانی لغمان آشنا و دوست شدند. چندی بعد، آنها با دو تن از دوستان شان "اوگوست-کلود کورت" و پاولو اویتبیل" در لاهور یکجا گردیدند. آنها نیز به نوبت از افغانستان عبور کردند. خاطرات اوگوست-کلود کورت از اولین چشم دیدها به زبان فرانسوی راجع به افغانستان به شمار میرود. بعداً "ژان پول فیریی" ـ افسر شکاری افریقا از این منطقه در سال 1845 عبور کرد و جریان سفر خود را در سال 1856 به نشر سپرد. این در حالیست که "جیمز دارمیستیتر" ـ یک استاد کالج فرانسه 7 ماه در افغانستان اقامت کرد و در سال 1888 "نامه های هند در مسیر افغانستان" و نیز "ترانه های مردمی افغانها" را چاپ کرد سپس "گوبینو" در ضمن نشر اخبار آسیا مقالۀ "عاشقان قندهار" را نوشت. درعین حال افغانها نیز به فرانسه علاقمند شدند، چنانکه سیدجمال الدین افغان بین سالهای 1883 الی 1887 در پاریس زندگی میکرد و یک روزنامه را انتشار میداد و نیز با "ارنیست رینان" در صفحات روزنامه "انترانسیژان" به مباحثه میپرداخت.
افغانستان در سال 1919 پس از اعلام استقلال کامل خود به اعزام یک هیئت سیار "سفارت فوق العاده" بریاست محمد ولی خان به یک تعداد کشورهای اروپائی پرداخت تا در مورد برقراری روابط سیاسی با آن کشورهای اقدام نماید.؛ از جمله یکی هم کشور فرانسه بود که از هئیت استقبال نیک کرد و رئیس جمهور فرانسه "الکساندر میلراند" و رئیس شورا "ریماند پوانکاری" هیئت را پذیرفت و ضمن برسمیت شناختن افغانستان به حیث یک کشور مستقل به امضای یک معاهده دوستی و همکاری بین دولتین پرداختند که این معاهده بتاریخ 8 ثور 1301ش (28 اپریل1922) بدر پاریس به امضا رسید که برطبق آن روابط سیاسی به سویه سفرا بین دو کشور آغاز گردید. در همین وفت دولت فرانسه از "الفرد فوشی" شرق شناس و باستان شناس فرانسوی که در کلکته مصروف امور موزیم بود، خواست تا به کابل برود. او به تاریخ 10 ماه می سال 1922 به کابل رسید و در راه برقراری روابط فرهنگی بین دو کشور نقش مهم بازی کرد و درعین زمان توانست امتیاز حفریات باستان شناسی را برای مدت 30 سال در افغانستان بدست آورد.
نمایندگی های هر دو طرف در هر دو کشور مستقر گردیدند : محمود طرزی به حیث سفیر در فرانسه تعیین گردیده و به تاریخ 14 آگست 1922 به شهر مارسیل رسید؛ اولین کارش خریداری یک عمارت برای سفارت افغانی بود(در شماره 57 جاده هانری مارتین]. موریس فوشیت، نماینده فرانسه به تاریخ 16 سپتمبر 1923 به کابل مواصلت کرد و سفارت آن کشور را در یکی از قصرهای قدیمی شهرکابل باز نمود. به این اساس روابط فرهنگی بیین دو کشور بخصوص در ساحه معارف آغاز شد و ازماه اکتوبر سال 1921 به بعد یک گروپ از 35 جوان افغانی جهت تحصیل به فرانسه اعزام شدند که از اینطریق تهداب اولین روابط فرهنگی گذاشته شد. در سال 1927 فرانسه یک قسمت از مقر نمایندگی آن کشور در کابل را برای اعمار مکتب تلگراف به دولت افغانستان واگذار نمود و سپس در تاسیس پسته خانه، تلگراف و تیلفون سهیم گردید.
این روابط استثنایی با بازدید رسمی شاه امان الله و ملکه ثریا که از 26 جنوری(6 دلو 1306ش) آغاز وتا 8 فبروری1928 برای مدت 13 روز دوام کرد، با پذیرائی شاندار از شاه و ملکه چه در پاریس و چه در لیون به اوج خود رسید که شرح مفصل آنرا وکیلی پوپلزائی در کتاب "سفرهای غازی امان الله شاه در دوازده کشور آسیا و اروپا به تفصیل بیان کرده است.(برای شرح مزید دیده شود: صفحات68 تا 84 آن کتاب)
مکتب "امانیه" ـ دومین مکتب رسمی کشور:
پس از آنکه مکتب حبیبیه به حیث اولین مکتب رسمی و پس از آن مکتب حربیه و دارالملین درعصر سراجیه در کابل تأسیس شدند، در سال1301ش(1922م) شاه امان الله خان به پیروی از نظریات محمود طرزی که سمت وزیر خارجه را در ان زمان عهده دار بود، به فکر تأسیس یک نهاد دیگر تعلیمی "نمونوی" بنام "امانیه" افتاد. به دلیل مشکلات محل برای این مکتب در شهر کابل دراوایل ماه جدی 1301ش تصمیم بران شد تا ارگ جبل السراج که محل خوش آب و هوا و وسیع بود، برای این مکتب جدید التأسیس اختصاص یابد و 300 نفر شاگرد به آنجا انتقال و بطور لیله تحت نظر منتظمان و ادارۀ مربوطه به درس آغاز نمایند. برطبق دستور شاه تمام مخارج شاگردان اعم از لباس و خوراک و کتاب وغیره درآنجا از طرف دولت تهیه میگردید. اما پس از مدت یک ماه به دلیل دوری فاصله و فقدان وسایل لازم رفت و آمد و دور شدن اطفال خورد سال از فامیل این تصمیم تغییر کرد و شاه امان الله غازی به وزارت مالیه و داخله که در یک عمارت در جوار سلامخانه خاص (بعداً مبدل به سینمای کابل] قرار داشت، امر کرد تا آن وزارت ها در داخل ارک درعمارت حرمسرای شاهی و کوتی باغچه نقل مکان کنند و عمارت شانرا برای مکتب امانیه تخلیه نمایند. مکتب مذکور سر از تاریخ 5 دلو 1301ش (24 جنوری 1923) به همین محل جدید شروع به فعالیت کرد.
این مکتب پس از امضای معاهده دوستی با دولت فرانسه به این منظورتأسیس شد که شیوه درسی آن مطابق به اصول درسی فرانسه و به رهنمائی معلمان فرانسوی پیش برده شود و حتی ازهمان آغاز در نظر بود که بعضی مضامین بخصوص مضامین ساینس به زبان فرانسوی و در صنوف بالاتر همه مضامین به آن زبان تدریس شوند تا شاگردان این مکتب بعد از فراغت بدون مشکل بتوانند در پوهنتون های فرانسه به تحصیلات عالی بپردازند. به همین مقصد قبلاً از حکومت فرانسه تقاضا شده بود تا چند نفر معلمان را برای تدریس و تنظیم امور این مکتب به کابل بفرستند. گروپ اول این معلمان مقارن همان وقتی به کابل رسیدند که مکتب از جبل السراج دوباره به کابل انتقال نموده بود (دلو 1301ش). وزارت معارف تحت رهنمائی معلمان فرانسوی پروگرام درسی مکتب را ترتیب داد، طوریکه دوره های درسی به ابتدائیه (پنج سال)، دوره ثانویی اول یعنی رشدیه (چهار سال) و دوره ثانوی دوم ـ اعدادیه (سه سال) را در برمیگرفت. ساعات درسی هفته وار در آن مکتب 27 ساعت در فصل تابستان و 24 ساعت در زمستان بود. تدریس و لوازم مربوطه مجانی وهمه مصارف پیشبرد امور از جانب دولت پرداخته میشد، همچنان مصارف اعاشه واباته وسفر استادان فرانسوی را دولت افغانستان متقبل گردیده بود.
پس از تأسیس و آغاز بکارمکتب سفیر فرانسه مقیم کابل بتاریخ 3 دلو 1302ش(23جنوری 1924) به آن مکتب رفت و ضمن یک بیانیه مختصرخطاب به مدیر و معاون فرانسوی مکتب چنین گفت: «مدتی بود که میل داشتم از این مؤسسه دیدن کنم و ازطریق تعلیم آن و نتایج حاصله معلومات حاصل نمایم و من باور دارم اطفالیکه توسط شما مدیر و معاونین صمیمی فرانسوی "موسیو ژرار" [مدیر مکتب] و "موسیو فیورن" [معاون] و زحمات معاونین تان قاری عبدالرسول خان و سعی و کوشش معلمین افغانی و ایرانی که به شما عملاً کمک میکنند، تربیت شوند، پس از اختتام درس خود در کابل میتوانند در دارالعلوم [پوهنتون] های فرانسه تحصیلات خود را دوام داده به پایان برسانند. البته این را هم باید مقصد خود قرار دهید تا آنکه به منتهی درجه برای افغانستان مفید بوده بآن دولت معظمه تأثیر کمک خود را در تربیت جوانان این مملکت اثبات نمائید». (وکیلی پوپلزائی: "سلطنت امان الله شاه"، جلد دوم، صفحه 52)
از آنجائیکه سلطنت شاه امان الله غازی دراواخر سال 1307ش دراثر اغتشاش سقوی سقوط کرد، شاگردان این این مکتب در آنوقت توانسته بودند صرف تا دوره رشدیه (ثانوی اول) ارتقا کنند و اولین دوره فارغان آن چند سال بعد موفق به اکمال دورۀ مکتب گردیدند. در دوره 9 ماهه سقوی همه مکاتب مسدود شدند و بعد وقتی محمد نادرشاه به سلطنت رسید، در فکر باز کردن مکاتب افتاد تا آنکه در سال 1310ش (1931م) مکتب امانیه بازگشائی شد و اما به نام "لیسه استقلال" مسمی گردید. قابل ذکر است که تا سال 1965 این مکتب در همان محل و در همان عمارت قدیمی بکار تدریس ادامه داد و صدها شاگرد به سویه بکلوریا از آن فارغ شدند و ازجمله آنها شاگردان اول نمبر تا سوم نمبر شعبه ریاضی و فلسفه بطور معمول به مصرف حکومت فرانسه برای تحصیلات عالی در رشته های مختلف به آن کشور اعزام می شدند.
در سال 1965 آقای پومپیدو رئیس جمهور فرانسه حین سفرشان به کابل سنگ تهداب عمارت جدید لیسه استقلال را گذاشت که برعلاوه اتاقهای درسی، دیگرملحقات تعمیرجدید مشتمل بر یک مرکز فرهنگی فرانسه و اتاقهای مجلس، اتاق کنفرانس، سالون نمایش ادیتوریم، اتاقهای سمعی و بصری برای آموزش زبان فرانسوی، لابراتوارهای کیمیا فزیک و بیولوژی، کتابخانه، میدان های ورزشی و یک حوض میباشد. در سال1352ش (1973) ساختمان جدید لیسه استقلال تکمیل و درسال 1974 م (دوره جمهوری شهید محمد داؤد) افتتاح گردید. در آن زمان این لیسه دارای 2383 شاگرد و31 معلم فرانسوی بود.
پس از سال 1985 در دوران رژیم کمونیستی روابط میان فرانسه و افغانستان در حالت تعلیق قرار گرفت و معلمان فرانسوی افغانستان را ترک کردند و یک تعداد زیاد معلمان مجرب افغان نیز مجبور به مهاجرت گردیدند. متعاقباً در دوران جنگ های داخلی در کابل و دورۀ طالبان این لیسه قسماً تخریب شد و سلسله ای درسی آن برهم خورد. تا آنکه بازسازی آن در جنوری سال 2002م آغاز گردید که سه ماه را دربر گرفت و با شروع سال تعلیمی در ماه حمل 1371ش(مارچ 2002) بار دیگر دروازه این لیسه بروی شاگردان بازشد.(عکس فوق: نمای لیسه استقلال پس از2002)
تأسیس مکتب امانی ـ زیر نظر استادان جرمنی:
نگاه مختصر به آغاز روابط فرهنگی با جرمنی:
اساساً علایق جرمنی به افغانستان در گذشته از دشمنی و رقابت های سیاسی قدیمی و تاریخی آنها با انگلیس ها ریشه میگیرد که به دلیل اهمیت استراتژیک افغانستان در جوار هند برتانوی و روسیه تزاری موجب گردید که از آنوقت به بعد جرمنی روابط خود را با افغنستان برقرار و دوستانه سازد و توجه زعمای افغانستان را به خود جلب نماید. مردم افغانستان نیر به جرمن ها به حیث رقیب و دشمن انگلیس ها بسیار خوشبین بودند. اولین جرمن که در افغانستان بطور خصوصی سفر کرد و با امیرعبدالرحمن خان دیدارکرد و حاضر به خدمت در افغانستان گردید، "گیب هارد فلایشر" نام داشت. او در فابریکه ذوب آهن "کروپ" در کشورش کار میکرد و ازطرف امیر به حیث انجنیر در "ماشینخانه کابل" برای ساختن توپ و دیگر اسلحه گماسته شد. این شخص وقتی در سال 1898 راهی یک سفر به هند برتانوی بود، بطور مرموز به قتل رسید که گفته میشود این کار ازطریق انگلیس ها صورت گرفته بود. بعداً در جریان جنگ عمومی اول(1914 ـ 1918) یک هیئت مرکب از نمایندگاه اطریش، جرمنی و دولت عثمانی مشهور به "هیئت نیدرمایر" به کابل آمدند تا توجه امیر حبیب الله خان سراج را به حمایت از کشورهای خود جلب نمایند، ولی امیر به نفع انگلیسها با دلایلی چند ترجیح داد تا موقف بیطرفی را در جنگ حفظ نماید و هیئت بدون نتیجه مجبور به برگشت گردید.
پس از اعلام استقلال کامل کشور و اعزام هیئت "سفارت فوق العاده" به کشورهای اروپائی، وقتی هیئت میخواست از مسکو بصوب جرمنی عزیمت کند، نخست ویزه برای هشت نفر عضو هیئت داده شد و اما وزارت خارجه جرمنی فوری ویزه ها را باطل کرد و هیئت ناگزیر از مسکو به تاشکند برگشت و مدت تقریباً یک سال در آنجا به امید ویزه انتظار کشید، تا آنکه ناگزیر از تاشکند به پولند رفت و از آنجا توانست به جرمنی برود. اینکه چرا این مشکل در آغاز کار به وجود آمد، آدامک دلیل آنرا چنین شرح میدهد: هدف مسافرت هیئت افغانی درجرمنی برقرار ساختن روابط سیاسی و تجارتی با آن کشور بود. محمدولی خان همچنان تلاش میکرد تا متخصصان جرمنی را در پروژه های مختلف انکشافی افغانستان بکار بگمارد، اما سکرتر وزارت خارجه جرمنی طی یک دیاداشت نوشته بود که انکشاف روابط تجارتی با افغانستان از حد زیاد مطلوب است، مگر نباید از نظر دور داشت که برتانیا به این اقدام ما به نظر شک و تردید خواهد دید و به پیمان بین انگلیس و جرمنی صدمه و لطمه خواهد زد و در یادداشت دیگر بتاریخ 16 فبروری 1921 آمده بود که سفر گماشتگان سیاسی افغانستان به جرمنی درین فرصت حساس مطلوب نیست، زیرا موقف سیاست عمومی جرمنی آنرا مجاز نمیداند.(برای شرح مزید دیده شود ـ آدامک،لودویک: "افغانستان در نیمه اول قرن بیست"،...، صفحه 86 ـ 87)
بهرشکلی که بود محمد ولی خان به جرمنی رسید و اعتماد نامه خود و نامۀ شاه مان الله غازی را به رئیس جمهور جرمنی "فریدریک ایبرت" و همچنان نامه محمود طرزی را به وزیر خارجه جرمنی تقدیم کرد که در آن نامه ها از برقراری روابط فرهنگی، بخصوص اعزام شاگردان افغان جهت تحصیل به جرمنی، تأسیس یک مکتب زیر ادازۀ جرمن ها در کابل و استخدام انجنیران و تکنیشن ها و معلمان جرمنی در افغانستان و خریداری بعضی سامان و لوازم صنعتی از آن کشورذکر شده بود. اما حین مذاکرات هیئت با اولیای امور جرمنی از برقراری روابط سیاسی عجالتاً بحث رسمی در میان نیامد و آن موکول به آینده شد که آنهم بعد از یک سال به شکل دیگر با اعزام یک نماینده غیرسیاسی بنام "داکتر فریتس کروبا" به کابل (دراواخرسال 1923 و شروع 1924م) روابط فرهنگی بین افغانستان و جرمنی نخست با اعزام شاگردان افغان به آن کشور و ورود انجنیران و تکنیشن های آنها به افغانستان آغاز گردید. با تأسیس مکتب "امانی" در کابل بوسیلۀ جرمن ها قدم مهم در روابط فرهنگی و سپس سیاسی افغانستان با جرمنی گذاشته شد و پس آز آن با سفر شاه امان الله غازی و ملکه ثریا به جرمنی از 3 تا 19 حوت 1306 (22 فبروری تا 10 مارچ 1928) و استقبال بسیار گرم آنها، روابط بین دو کشور درآنوقت به اوج خود رسید و قراردادهای متعدد درزمینه های صنعتی و تجارتی بین دو کشور عقد گردید.( شرح مزیدـ وکیلی پوپلزائی: "سفرهای غازی امان الله شاه به..." صفحه93 تا 115)
البته پس ازسقوط رژیم امانی و بعد از یک وقف 9 ماهه در زمان سقوی، بار دیگر این مناسبات در دورۀ سلطنت محمد نادرشاه از سر گرفته شد و تا امروزمستحکمتر گردید، مخصوصاً وقتی جرمنی در جنگ دوم به شکست مواجه شد و موضوع اخراج فوری جرمن های مقیم افغانستان را متحدین تقاضا داشتند، حکومت افغانستان آنها را تحت ضمانت جدی به کشور شان سلامت باز گردانید ونگذاشت که آنها بدست دشمنان شان اسیر گردند، اینکار بر تشئید روابط دوستانه بین دو کشور بطور قابل ملاحظه افزود که با گذشت هر سال بیش از پیش تقویه شد.
مکتب "امانی" ـ سومین مکتب رسمی:
مکتب امانی سومین مکتب رسمی افغانستان است که بتاریخ 26 حمل 1303ش (15اپریل1924م) به تأسی از اهداف معارف پرورانه شاه امانالله غازی به همکاری استادن جرمنی در شهرکابل تأسیس گردید. بنیانگذار این مکتب اصلاً یک استاد مجرب آلمانی بنام "داکتر والتر ایفان" است که برطبق هدایت شاه امان الله غازی برای اینکار استخدام گردید. موصوف پس از عقد یک قرارداد با وزارت مختاری افغانستان در برلین همراه با یک معاون خود بنام "مارکوفسکی" بتاریخ 10عقرب 1302 (3نوامبر 1923م) به کابل مواصلت و با همکاری وزارت معارف شروع به تأسیس مکتب جدید در کابل کرد که بنام "مکتب امانی" مسمی شد.
داکتر ایفان مدتی زیاد را درمکتب حربی ترکیه به تدریس زبان جرمنی پرداخته بود و نیز مدت شش سال را در ایران گذرانیده و به زبانهای فرانسوی، ترکی و فارسی تسلط کامل داشت و حینیکه اولین گروپ شاگردان افغان به جرمنی رفتند، او و خانمش به آنها درس زبان جرمنی میداد، تا آنکه پس از عقد قرارداد به افغانستان آمد و به حیث مدیر مکتب جدید التأسیس "امانی" بکار آغاز نمود. در روز افتتاح این مکتب او ضمن یک بیانیه به اعلیحضرت اطمینان داد که: «ما جمله معلمین جرمنی خویش را به حیث افراد افغان دانسته و به سیاست و امور مملکتی مداخله نکرده و به غیر از تعلیم مدنی مطابق به تعلیمات دینیه دیگر اصول را تعقیب نخواهیم کرد.»
این مکتب کار خود را با موجودیت 120 شاگرد جدید الشمول در چهار صنف به تدریس شروع کرد که در شمار این شاگردان، عبیدالله خان، برادر کوچک شاه با 15پسر بیبضاعت شامل بودند که از جانب شاه به این لیسه فرستاده شدند. چندی بعد، رحمتالله خان، پسر شاه نیز به آن راه یافت. در سرطان سال 1306 (1927م) يعنی سه ونيم سال پس از تأسیس تعداد شاگردان این مکتب به 490 نفر رسید که در يازده صنف توسط 18 استاد که از جمله هفت نفر استاد جرمنی و يازده نفر معلمان افغان بودند، تدریس می شدند.
عکس داکتر ایفان و معاونش با تعدادی ازاستادان و شاگردان مکتب امانی در سال1926
یکی از مهمترین کاریکه در آنوقت صورت گرفت، اکمال تعمیر جدید مکتب در کنار دریای کابل و درحواشی "ماشینخانه حربی" بود که به سبک جدید به مصرف دولت بسرعت درسال 1305 (1924)اعمارگردید که تا سالهای اخیر سلطنت محمد ظاهرشاه مکتب به همان عمارت به فعالیت ادامه داد و از آن به بعد عمارت جدید آن که به کمک مالی حکومت جرمنی در عقب ارگ در ساحه وزیر اکبر خان به شکل مدرن و با تمام وسایل و تجهیزات آن اعمار شد، انتقال یافت.
عمارت اولی مکتب امانی که 1305ش ساخته شد
پس از سقوط رژیم امانی، در جنوری 1928، وقتی حکومت بدست سقوی ها و امیر حبیبب الله کلکانی رسید، همه مکاتب بسته و استادان خارجى مجبور شدند تا افغانستان را با طیاره های انگليسی ترک کنند. در این میان، تنها داکتر ایفان و دو نفر از استادان جوان ديگر جرمنی در افغانستان ماندند. پس از ختم غائلۀ سقوی و آغاز سلطنت محمد نادرشاه زمینه افتتاح مکتب مساعد گردید و داکتر ایفان از طرف شاه جدید به اینکار باردیگر مؤظف شد، اما در اینوقت نام مکتب از "امانی" به لیسه "نجات" تغییر کرد.
در عکس العمل با گیر و گرفتها واعدامها در زمان سلطنت محمد نادرشاه یکی هم حادثۀ سوء قصد به جان شاه مذکور بود که بوسیلۀ یک شاگرد مکتب "نجات" بتاریخ 16 عقرب1312 (6 اکتوبر 1933م) حین توزیع جوایز برای شاگردان معارف در ارگ شاهی به وقوع پیوست که دراثر فیر تفنگچه شاه شهید شد و بجایش در همان روز محمد ظاهر شاه پسر شاه به سلطنت رسید. از آن به بعد شاگردان و معلمان مکتب "امانی" سابق و "نجات" جدید تحت پیگیری های شدید قرار گرفتند و مؤقتاً دروازه آن مکتب مسدود گردید. دراین هنگام دکتر ایفان، مدير لیسه که براى مدت کوتاه به جرمنی رفته بود، به عجله به کابل برگشت و خود شاهد بدنامى عجيب و کاهش تعداد شاگردان لیسه بود که در آن زمان 683 شاگرد داشت. او با مشکلات زياد توانست از دوام مسدود شدن مکتب جلوگيرى کند، اما با وجود آن، تعداد زیادى از شاگردان صنوف بالا، به اتهام ارتباط احتمالی با حلقههاى سياسى از مکتب اخراج شدند و چند سالی طول کشید تا آهسته آهسته به تعداد شاگردان و هم به اعتبار این لیسه افزوه شود.
هدف اين مکتب از بدو تأسیس این بود که آمادگی شاگردان افغان برای تحصيل در پوهنتونهاى جرمنی را فراهم نماید تا از آن طریق، براى افغانستان کارمندان عالیرتبه، انجينيرها، داکتران و استادان تربیه شوند. علاقه شاگردان اين لیسه به جرمنی، بعدها سبب گسترش روابط اقتصادى بین دو کشورشد. بعدها، خواست دولت افغانستان از دولت جرمنی، مبنی بر تضمين تحصیل فارغ التحصيلان اين لیسه درآن کشور به امضاى قرارداد بين دو دولت انجاميد که بر اساس آن فارغان اين ليسه پس از دریافت شهادتنامۀ تحصیلی بدون امتحان مجدد، در تمامی پوهنتون ها و مدارس عالی فنی جرمنی پذيرفته و به عنوان محصل رسمى شناخته مىشدند؛ چون که برنامه درسى این لیسه، کاملاً بر پايه نصاب تعليمى دولتی آلمان استوار بود.
(ادامه دارد)