قابل توجه محترم جناب باری جهانی

نویسنده: داکتر سید عبدالله کاظم
تاریخ انتشار: 8 می 2024

(قسمت سیزدهم)

پایان شورش، محاکمۀ شورشیان واعدام 54 تن سران شورشی:

جناب جهانی صاحب به مقصد نشان دادن اینکه شاه امان الله یک دیکتاتور بود، درادامه قسمت چهارم مقاله خود "جواب مختصر به نوشته محترم داکترصاحب کاظم" از قول مرحوم عبدالحی حبیبی مینویسد: «در سنه۱۳۰۳ش چون شورش قبایل سمت جنوبی به سرپرستی ملا عبدالله لنگ آغاز شد و بعد از تلفات و مساعی و مصارف کمرشکن منطفی گردید و شخص شاه حکم به اعدام۵۴تن از سرغنه های اشرار بشمول ملا عبدالله و ملا عبدالرشید داد (۴جورای۱۳۰۴) عبدالهادی داوی که وزیر تجارت و از مقربان دربار بود عرض کرد: بهتراست این محکومان به اعدام، محاکمه شده و بحکم قاضی کشته شوند. پادشاه با کمال خشم و غرورگفت: مگرنمیدانی که نواسه امیرعبدالرحمن ام !! » (حبیبی، جنیش مشروطیت درافغانستان ص۱۶۱)

اگرچه برای رد این ادعا که گویا شاه امان الله یک دیکتاتور بود، در قسمت قبلی توضیحاتی ارائه شد، اما دراین قسمت میخواهم مطالبی را درمورد پایان شورش سمت جنوبی، تسلیم شدن شورشیان به حکومت، محاکمه و حکم اعدام 54 تن سران آن شورش معلومات مختصر و مستند ارائه دارم:

سرآغاز شورش و برخورد با مقامات دولتی در خوست وقتی آغاز شد که فردی از قبیلۀ منگل بمقابل شخصی دیگر از همان قبلیه دعوی روی نامزدی یک دختر بود که گفته میشد در طفولیت نامزد یکی از طرف بود. حاکم محل خواست این دعوی را ازطریق نظامنامه جدید که بر رضائیت دختر اتکاء میکرد، حل کند. طرف مقابل ماده نظامنامه را مغایر عنعنه و شریعت خواند و با حاکم محل درگیر شد. ملاء عبدالله که به اصطلاح "اوقی" امور محل و قبیله بود وبا انفاذ قانون جدید صلاحیت حل منازعات محل را ازدست داده بود، به این قضیه دامن زد و با جمع دیگر ملاها بر ساحه تبلیغ خویش علیه نظامنامه های دولت افزود، طوریکه همه ملاهای طرفداراو به هرجا که رسیدند، در یک دست قرآن مجید و دردست دیگر نظامنامه را گرفتند و از مردم در همه جا پرسیدند که کدام یک را قبول دارند؟

مسلم است که مردم با این ترتیب حمایت خود را از قرآن مجید ابراز داشتند و در صف ملاها پیوستند که بزودی فعالیت شان علیه دولت گسترده شد و ملاهای قبایلی نیز احساسات دینی و غیرت قومی را برعلیه اصلاحات دولت دامن زدند. به این اساس ساحه فعالیت شورشی ها تا اوایل ماه جوزای 1303ش(می1924) درمحلات دیگر جنوبی و مشرقی کشورتوسعه یافت و به شدت آن افزوده شد. دولت چندین بار کوشید تا با اعزام هیئت های مصلح با شورشیان به تفاهم برسد، ولی ملاها که در راس شورش قرار داشتند، نه تنها حاضر به مذاکره نشدند و حتی از این فرصت برای تقویه خود استفاده نمودند و هیئتهای اعزامی که متشکل از حضرات، علما ، مشایخ و عده ای از بزرگان بودند، متهم ساختند که گویا از طرف حکومت تطمیع شده اند.

دولت ناگزیرشد ازقوه کار گیرد و واولین برخورد نظامی بروز 2 جوزا 1303 درکوتل "تیرا" درحواشی لوکر صورت گرفت که در نتیجه قوای دولت با شکست روبرو شد، اما در برخورد دوم که بوسیلۀ "قطعه نمونه" انجام یافت، قوای حکومت شورشی ها را شکست دادند و منطقه را از نفوذ شان خالی کردند و یک ماه بعدتر باردیگر قوای دولت در جنگ با شورشیان با ضعف مواجه شد و با این شکل در اواخر ماه سرطان شورش به کتواز و غزنی انتشار یافت و بعضی اقوام آنجا با شورشیان پیوستند.

با این وضع درحالیکه لویه جرگه بتاریخ 20 سرطان در پغمان با اشتراک بیش از یکهزار نفر درحال تدویر بود و در پایان جرگه البته پس ازبعضی تعدیلات مواد بعضی از نظامنامه ها، همه به اتفاق نظر برمشروعیت دینی نظامنامه ها مهر تائید گذاشتند و ادامه سرکوبی شورشیان را درصورت عدم پذیرش توصیه های دولت، یک راه حل مشروع دانستند. بعد ازختم لویه جرگه باردیگر هیئت های صلح نزد شورشیان اعزام شدند، اما آنها بدون نتیجه برگشتند. بنابرآن دولت تصمیم گرفت تا دربرابر شورشیان به شدت هرچه بیشتر از قوه کار گیرد. دراین موقع حساس دو معضلۀ دیگر نیز براغلاق اوضاع افزود: یکی ـ پخش یک شایعه که گویا شاه پیرو مذهب "قادیانی" شده است ودیگر ظهورشخصی بنام عبدالکریم که خود را از احفاد امیرمحمد یعقوب خان معرفی و وارث مقام سلطنت موروثی در کشور وانمود میکرد.

شایعات "قادیانی شدن" شاه که با انتشاریک کتاب تحت عنوان"تحفة الملوک ـ دعوت الامیر" که ازطرف صاحبزاده میرزا بشیرالدین محمود امام جماعت احمدیه قادیان درهند برتانوی نوشته شده و درسال 1924 با ایزاد گویا یک نامه عنوانی امیرامان الله خان مندرج صفحات اول کتاب درکابل و دیگرجاها توزیع گردیده بود، مورد بهره برداری شورشی ها قرار گرفت؛ آنها این ذهنیت را که گویا شاه امان الله قادیانی شده و گفته است که: «تعلیمات پیامبران و نیز پیامبر اسلام درعصرجاری قابل تطبیق نمیباشند و نظامنامه ها باید مطابق به شرایط عصر ترتیب گردند!» دربین مردم شایع ساختند. مگر دولت درتعقیب این شایعه شخصی را بنام "ملاء نعمت الله" که یکی از پیروان غلام احمد قادیانی درکشور بود و درتبلیغ این افکار و احتمالاً در رابطه با توزیع این کتاب دست داشت، گرفتار و به اساس حکم محکمه ثلاثه بتاریخ 2 اسد 1303 درکابل اعدام کرد. با آنکه این اقدام تاحدی شایعه فوق را در بین مردم تضعیف وخاموش ساخت، اما هنوزهم اتهام مذکور وسیلۀ تبلیغ عناصر شورشی علیه شاه قرارداشت. از اوضاع چنین برمی آمد که کتاب مذکوربا ایزاد نامه عنوانی امیرامان الله خان یک توطئه دیگرعلیه شاه بوده و به تحریک انگلیس ها چاپ و درآن موقع حساس پخش گردید. (یک نسخه این کتاب را که چاپ سنگی و در 445 صفحه بزبان دری (فارسی) درسال 1924 درهند برتانوی چاپ واکنون نایاب شده و هیچ محقق و مؤرخ افغان تاحال از آن درآثار خود یاد نکرده است، خوشبختانه درآرشیف خود دارم. اما راجع به چگونگی رویداد اعدام ملا نعمت الله مذکور دیده شود ـ وکیلی پوپلزائی: "سلطنت شاه امان الله…"، جلد دوم…، صفحه186 ـ 189)

موضوع دوم رسیدن عبدالکریم نام از هند به خوست که شورشیها او را به حیث امیر خویش شناختند و به او بیعت کردند، موجب ناآرامی حکومت شد. استیوارت درباره می نویسد: « در هند پسرامیرمحمد یعقوب خان بنام عبدالکریم خود را وارث تاج و تخت کابل میدانست، باصدها مشکل خود را به "بنو" در بلوچستان رساند و از آنجا به "میرانشاه" رفت؛ در آنجا با افغانها دیدن نمود و خود را معرفی کرد. آنها گفتند که در خوست شورش است و باید خود را به آنجا برساند. عبدالکریم اعلامیه صادر کرد که میتواند عوض امان الله خان امیر شود. ملای لنگ دید که شخصی که نواسه امیرشیرعلی خان است میتواند که عوض امان الله خان امیر شود، سه نفر ملاء را ازجدران، منگل و احمدزائی تعیین نمود که با عبدالکریم به تماس شوند وبه وی پیشنهاد عروسی دخترانی را نمودند که بتوانند عبدالکریم را مصروف نگهدارند. به این اساس ورود عبدالکریم به شورش جاری شکل جدید داد.» (استیوارت، ریه تالی: "آتش در افغانستان"، مترجم: یارمحمد کوهسارکابلی…، صفحه45)

دراین وضع وقتی دولت زیر فشار چند جانبه قرار گرفت و شورش شکل مغلق پیدا کرد، شاه امان الله ناگزیر متوسل به اقدام نظامی گردید. سنزل نوید اقدام دولت را چنین شرح میدهد: «مواصلت یک تعداد طیاره های "جنکر" به کابل در اوایل سبنله 1303(اواخراگست 1924) با وجود فقدان پیلوتهای ورزیده، موقف نظامی دولت را مستحکم ساخت. مقارن با همین وقت عساکر دولتی در چهار جبهه با شورشیان درگیر جنگ بودند: جبهه گردیز تحت قومانده محمد ولی خانه وزیرحربیه، جبهه جلال آباد تحت قومانده علی احمد خان والی کابل، جبهه غزنی تحت فرماندهی عبدالعزیزخان معین وزارت حربیه وجبهه وردک تحت رهبری مشترک عبدالقدوس خان اعتمادالدوله وجنرال شاه ولی خان، غلام نبی خان چرخی و جنرال عبدالوکیل خان نورستانی. شمولیت این اشخاص مهم در جنگ عزم جدی و راسخ دولت را برای خاتمه دادن اغتشاش نشان میداد.» (نوید سنزل: " واکنش های مذهبی.."، صفحه 146)

همزمان با عملیات شدید نظامی به مقابل شورشیان، رژیم کوشش داشت که رهبران شورش را بنام اشخاص خاین که به منافع انگلیس درافغانستان خدمت میکنند، بی اعتبار سازد. بخصوص از آمدن عبدالکریم از هند و باردیگر بقدرت رساندن سلاله امیرمحمد یعقوب خان برتخت کابل را یکی ازاهداف انگلیس وانمود کرد و از اینطریق احساسات ضد انگلیسی مردم در تمام کشور علیه شورشیان تحریک و همه آماده شدند تا در برابر آنها بجنگند. شاه امان الله نخواست پای قوه های قومی را درمیان بکشد، ازآنها ابراز امتنان کرد و گفت که قوای نظامی و اردوی ما اینکار را وظیفۀ خود میدانند. بدینوسیله شاه نخواست اختلافات قومی را بین اقوام کشور از اینطریق ایجاد کند. شاه به قوای هوائی جدید التشکیل هدایت تا یک اعلامیه رسمی چاپی را از هوا به مناطق شورشی پراگنده سازد که در یک قسمت آن آمده بود: «ای اولاد نادان من! این طیاره ها که در بالای سر شما پرواز کرده و کاغذ های مِهر و شفقت مرا بالای شما می اندازند، گلوله های آتشین خود را نیز بالای شما ریختانده میتوانند، مگر من شما را اولاد بدعمل افغانستان میدانم. با این همه بی اعتدالی هائیکه کرده یاید، آغوش محبت من برای شما باز و صدای نصیحت دولت تان بلند است که باز شما را اولاد صالح افغانی ببینم.» (متن مکمل اعلان شاهی دیده شود ـ وکیلی پوپلزائی: "سلطنت شاه امان الله"، جلد 2، صفحه 175 ـ 177)

جابجا سازی اردو درمحلات مختلف از یکطرف و پرواز طیاره ها ازطرف دیگر، هم روحیه شورشی ها را تضعیف کرد وهم رابطه عبدالکریم را با شورشی ها برهم زد و او راه فرار را بسوی هند درپیش گرفت. دولت با اشاعه دست داشتن انگلیس دراین شورش و کسب حمایت مردم و بخصوص که علما و مشایخ، ازجمله پاچاصاحب اسلام پوری، حاجی ترانکزی، ملا صاحت چکهنور و دیگرشخصیت های سرشناس دینی، شورشیان را یاغی و باغی خطاب کردند و از موقف دولت حمایت نمودند، موفق به تقویه موقف خود گردید. تعدادی بیش از 500 تن از شورشی ها از کار پشیمان و خود را تسلیم دولت کردند و عده ای پا به فرار گذاشته بطرف قبایل آزاد روی آوردند، از جمله ملاء عبدالله مشهور به "ملای لنگ" و ملا عبدالرشید (داماد ملا عبدالله) سرکرده شورشی ها با چند نفر از همکاران شان درحواشی سرحد گرفتار و فوری به کابل انتقال داده شدند وتعداد دیگر نیز به همین ترتیب در دست حکومت افتادند. (برای سرح چگونگی جریان گرفتاری ملای لنگ دیده شود: مأخذ بالا، صفحه 257 تا 262 و نیز397 ـ 398)

با این ترتیب دولت توانست مشروعیت و قدرت خود را تثبیت و زمام اداره را در مناطق شورشی بدست گیرد و علمای سمت جنوبی باردیگربیعت خود را به شاه امان الله غازی با صدوریک فتوا دراوایل ماه عقرب 1303 ارسال داشتند. شورش به پایان رسید، اما با تأسف که درنتیجۀ آن ازیکطرف تلفات زیاد نظامی و ملکی بار آمد و ازطرف دیگر صدمه بزرگ به بنیۀ اقتصادی کشور وارد شد.

با آنکه درمطبوعات آنوقت کشوربطور واضح از دست داشتن انگلیس ها در راه اندازی این شورش به تکرار تذکار رفته وحتی شاه دریکی از بیانیه های خود در لویه جرگه نیز به نقش "دشمنان داخلی و خارجی" اشاره کرده است، اما بعضی ازمحقیقین (ازجمله مرحوم پوهاند داکترحسن کاکر) به این نظراند که هیچ سندی مبنی بر دخالت انگلیسها دراینکار دردست نیست، چنانچه مقامات رسمی درآنوقت عدم دخالت انگلیسها را در قیام تائید کرده است. دراین ارتباط باید خاطر نشان ساخت که انگلیسها مثل همه کشورهای استعماری درهمچومواقع جداً سعی میکردند که هیچ مدرک وسندی را مبنی بردخالت خویش در زمینه بدست ندهند تا مبادا موجودیت سند، موجب بی اعتماد شدن شخص مورد نظرشان نزد مردم عوام گردد. لذا فقدان سند معنی عدم مداخله را نمیدهد و اینکه چراحکومت افغانستان دخالت انگلیسها را در قیام بعداً تردید کرد، واضح است که حکومت نمی خواست پس از سرکوبی قیام، مناسبات سیاسی خود را با انگلیسها تحت الشعاع آن قضیه قراردهد، زیرا پالیسی رژیم امانی درآنوقت داشتن روابط حسنه وعاری ازتشنج با انگلیسها بود. هرگاه مداخله انگلیسها دراغتشاش رد شود، این سؤال پیدا می شود که عبدالکریم چگونه به افغانستان آمد، ازکدام منبع مصارف فراوان قیام را تدارک کرد وبعد شکست هنگامیکه به هند برگشت، چرا انگلیس ها به تقاضای حکومت افغانستان از استرداد او غرض محاکمه به بهانه عدم رویۀ بالمثل خود داری کردند؟؟

عساکر چون مدتی را در صفوف جنگ گذرانیده و در ایفای خدمت جان نثاری کرده بودند، شاه امان الله حین برگشت فاتحانه عساکر به کابل هدایت داد تا از هرقطعه بطور خاص پذیرائی صورت گیرد. بروز 28 اسد 1303 (19 آگست 1924) مردم کابل به استقبال سربازان در حواشی وزارت حربیه گردهم آمدند و طلاب معارف با استادان و هیئت اداری وزارت معارف همه حمایل گلها را آماده ساخته و حین ورود موترهای حامل عساکر و صاحب منصبان پس ازآنکه دسته موزیک به ایشان ادای احترام کرد، ازطرف وزیرحربیه عبدالعزیز خان از این برگشت فاتحانه به آنها ضمن یک بیانیه خوش آمدید گفته شد و گلها را نثار قدوم شان کردند که شرح مزید آن در این مختصر نمی گنجد و اما در ازای این خدمت بزرگ برای احیای قانون و علم و معارف شاه امر کرد تا آبده ای یادگاری برای قدردانی از خدمات این سربازان و شهدای این واقعه اعمار گردد.

(تصویری از ملا عبدالله مشهور به ملای لنگ و در جوار آن نمای از مینار علم و جهل)

از جمله 500 نفر شورشی فقط 52 نفر محکوم به اعدام شدند و دیگر زندانی های مردم منگل، جدران و غلزائی را عفو و رها نمودند و عده ای را به ترکستان تبعید و در آنجا برایشان زمین دادند. ملاعبدالله و ملاعبدالرشید سران و محرکان اصلی شورش و تعدادی 9 نفراز همکاران شان بروز اول ماه دلو 1303( 21 جنوری 1925) بحضورشاه امان الله در ارگ آورده شدند و این همان روزی بود که شاه رساله شاهی را بحضورمی پذیرفت و مورد نوازش و تفقد قرار میداد. شاه امان الله طی مراسم خاص نظامی درحضوراعضای دولت و بزرگان دربار از خدمات اردو در فرونشاندن شورش با آب و تاب خاص سخن گفت و از فرزندان نیک بخت و بدبخت خود یاد کرد و گفت: «این دو نفر و جمیع اعوان و طرفدارانش را به هرجائیکه باشند، عام از اینکه من آنها را بشناسم، به قهر پروردگار و غضب جبار که سخت ترین مجازات است، می سپارم…»

بعد ازختم بیانیه شاه، رساله شاهی مرخص گردیدند و اما سران شورشی همچنان درجاهای خود ایستاده ماندند و شاه روی به دو ملا کرد و در حضور وزراء و اهل دربار از آنها پرسید: «در نظامات دولت چه اعتراضات داشتید و چگونه مردم را و به چه مقصد تحریک به بغاوت کردید، واسطه طلب کردن عبدالکریم فراری بخاک افغانستان کی بود و کدام نفر ها برای وی از اهالی جنوبی بیعت می گرفتند، کدام حاکم و مأمور دولت با شما دست داشت؟ شما دلایل خود را با بسیار درستی بیان کنید و علماء را قانع سازید!»؛ اما هر دو حرفی به زبان نیاوردند و شاه امر کرد که 11نفر مذکور در ارگ محبوس شوند و هیئت مؤظف از ایشان استنطاق نماید که کارتحقیق همه متهمان که تعداد شان زیاد بود، تا ماه جوزای 1304 ادامه یافت.(شرح مزید دیده شود ـ وکیلی پوپلزائی: "سلطنت امان الله شاه"، جلد دوم، صفحه262 تا265)

عده ای ازخوانین شینوارکه طرف لشکر جهل ملای لنگ را گرفتند، اما به زودی سرکوب شدند.

روزنامه "حقیقت" در شماره 121 مورخ چهارشنبه 6 جوزای 1304بعد ازطی مراحل و اکمال تحقیقات از متهمان متن ذیل را درمورد جزای تعدادی ازسرگردگان ومحرکان شورش جنوبی با این عبارات به نشر سپرد:

عین متن: « مجلس مجازات خائنین سمت جنوبی در وزارت حربیه :

روز دوشنبه 4 جوزاعموم مامورین بزرگ و کوچک ملکی و نظامی م عامه اهالی شهر و ششکروهی از طبقۀ ادنا تا عالی برای ملاحظۀ اینمجلس ومعاینۀ نتیجۀ "مقابلۀ علم و جهل" با یک حس انتقام جویانه در وزارت حربیه و اطراف و جوانب و سرکهای و چمن های دور و پیش وزارت بیک هجوم و ازدحام بی پایانی احضار یافته بودند. ذات اعلیحضرت غازی ساعت نه و نیم تشریف فرمای محفل مزبور گردیدند و پس از ایراد نطقی که مشتمل بر اظهار تأسف ذات ملوکانه بر وقوع این واقعه و ذکر احسان و نوازش شانرا که به این قوم احسان فراموش فرموده بودند با شرحی از حرکات… واقدامات قبیحۀ بغاوت پیشگان سمت جنوبی و حوصله و شفقت و رأفت وحلم خسروانه بود، برای حضاردانانند وجوابهای متعددۀ بغات [بغاوت کنندگان] را باریاب حضوراشرف خویش فرموده برای حضار ازحرکات ناصواب و عملیات سراپا…آنها توضیحاتی میدادند و سپس ازآن مجازاتی که در…ازنقطۀ نظر سلطنت و رأفت شخص… دست رعیت پرور می بودند، برای انها نموده احکام آنرا امر و اراده میفرمودند:

بالجمله ملای لنگ و رفیق …او را با جمیع اعوان وانصار وعدۀ ازسرغنه های بغاوت سمت جنوبی که تعداد آنها بیش از پنجاه و چند نفر نبود، حکم باعدام فرمودند و امر فرمودند تا علی الفور چانماری شوند. لهذا به تپه مرنجان در موقعیکه یک جمعیت از اهالی که بهیچ صورت کمتر از 12 هزار نفر نبودند، اطراف شانرا حلقه نموده بودند برده شده و چانماری شدند. و اشخاصیکه حکومت ازحرکات آتیه آنها نسبتاً نمی اندیشید، محکوم به نفیه بلد شده بوزارت حربیه امر شد که آنها را بولایات و حکومتی های افغانستان فرار داشته برای شان در آنجا زمینداری و خانه داده شود و جمعی از جوانان قابل کار شانرا بقسم یرغمل امر داشته که بکابل مانده و در معابر و نیاز تعمیرات کار کرده و از حق الزحمه خود امرار حیات نمایند و بر تعداد دیگر پس از تحویل نمودن …. نقد بقسم ضمانت اصلاح اعمال آتیه واپس برملک شان روانه و جایداد شان واپس داده شود.» (چون خواندن چند کلمه در متن فوق مغشوش بود، لذا … گذاشته شد، ولی مفهوم خبر کاملاً واضح میباشد ـ کاظم)

(ادامه دارد)

آرشیف: مطالب دیگر محترم داکتر سید عبدالله کاظم

مقالات مرتبط

نگاهی به رویدادهای تاریخی:

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

عکس تقلبی و تبلیغاتی ملکه ثریا که بوسیلۀ دشمنان افغانستان چاپ و توزیع گردید!

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

چگونگی انکشاف معارف عصری در کشور و

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بررسی و تحلیل محتوای "موافقتنامه سیاسی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بازهم تأملی بر "موافقتانامه" دو کاندید ریاست جمهوری

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

قصه انسحاب قوا و اعتراف روءسا

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی به کتاب "سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان از 1242 تا 1370 خورشیدی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بسم الله الرحمن الرحیم

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

با درنظر داشت موضوعات متذکره در فوق برای ما ضروری است که باید هر قدم ممکن را برداریم تا از موفقیت ضد انقلابی های ارتجاعی و یا تغیر موضع حفیظ الله امین به طرف غرب جلوگیری شود.»

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

لزوم بررسی مسائل تاریخی

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داؤد خان و دوکتورین آیزنهاور

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

امیر عبدالرحمن خان

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

آگست2018

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی گذرا برظهور و سقوط اولین نظام جمهوری در افغانستان (از کودتای26 سرطان 1352 تا کودتای7 ثور 1357)

سال انتشار: 14 جولای 2015
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

به مناسبت چهل و ششمین سالگرد

سال انتشار: 15 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

زلنسکی ـ یک چهره مبارز برای احقاق حق

سال انتشار: 2 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همیشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 13 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

متن مکمل «قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر»

سال انتشار: 28آکست 2024
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem
A portrait image of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داکتر سیدعبدالله کاظم

داکتر سیدعبدالله کاظم درماه جدی 1320 شمسی (جنوری 1942) در چارباغ ـ شهرکابل در یک خانواده سرشناس چشم به جهان گشود، بعد از فراغت از لیسه حبیبیه و پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل  درسال 1963 شامل کدر تدریسی آن پوهنحی گردید. در سال 1971 پس از اخذ درجه دوکتورا در«رشته اقتصاد و علوم اجتماعی» از اطریش (ویانا) به کشور عودت کرد و به حیث استاد در پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل مجدداً شروع به تدریس نمود. در سال 1973 به رتبه علمی «پوهندوی» ارتقا کرد ونخست به حیث آمر دیپارتمنت اقتصاد تصدی (رشته صنعت) و سپس از 1974 تا 1978 به حیث رئیس آن پوهنحی ایفای وظیفه کرد.

بعد از کودتای ثور با جمعی از استادان به تشکیل «حزب وحدت ملی افغانستان» پرداخت و متعاقباً با تعدادی از اعضای مؤسس آن حزب توسط حکومت خلقی ـ پرچمی گرفتار و برای مدت 19 ماه در پلچرخی زندانی شد. بعد از رهائی از زندان در اپریل 1980 به حیث آمر بانک ملی افغان به لندن رفت، ولی از اشغال رسمی وظیفه خودداری کرد وپس از دو ماه نخست به جرمنی و بعد به ایالات متحده امریکا پناهنده  شد. او ازاواخر 1981 تا اکنون  به ایالت کالیفورنیا در شهر «سن هوزه» اقامت دارد.