آخرین بیانیۀ مارشال قسیم فهیم در پنجشیر

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 16 مارچ 2018

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار16 مارچ 2018

هفته گذشته مورخ 18 حوت 1396 (9 مارچ 2018م) مصادف به چهارمین سالروز وفات مارشال محمد قسیم فهیم ـ سابق معاون اول رئیس جمهورپیشین حامد کرزی بود که طبق معمول همه ساله طی یک محفل بزرگ در زیر خیمه لویه جرگه به اشتراک جم غفیری از اراکین دولت، شخصیت های زمان جهاد و مقاومت و دوستان مرحومی در کابل دائر گردید. دراین محفل تعدادی از شخصیت های سرشناس و همکاران اسبق مارشال فهیم دربارۀ کار کردها و فعالیت های مهم او صحبت های کوتاه و دراز کردند و هریک به نوبۀ خود به تعریف و توصیف او پرداختند که انعکاسی وسیع در رسانه های داخل کشور داشت. اما مقارن به همین روز یک کست صوتی مارشال فهیم در فیسبوک به نشر رسید که حاوی سخنرانی طولانی او درآخرین روزهای زندگی اش در حضور جمعی از هموطنان و حلقۀ خصوصی دوستان در پنجشیر بود. یکی از حضار، با آنکه مارشال دوبار او را از ثبت آواز ممانعت کرد، بازهم توانست تا یک قسمت زیاد بیانیه او را ثبت نماید.

وقتی سه چهار روز قبل صفحه فیسبوک خود را باز کردم، نظرم به عنوان مطلب منتشرۀ این کست افتاد و سرتا پای آنرا شنیدم وسپس با خود گفتم کاش میتوانستم آنرا به قید قلم آورم تا به حیث یک سند نوشتاری درج اوراق تاریخ شود.

روزبعد بار دیگر آن موضوع نظرم را در فیسبوک جلب کرد، اما توأم با نوشته ای برگرفته از بعضی قسمت های متن کست که ضمن تبصره های کوتاه بوسیلۀ محترم محمد عارف منصوری (سابق دیپلمات) به نشر رسیده بود. وقتی متن ایشان را خواندم، علاقه ام با آن بیشتر شد و با ارسال پیام شخصی از جناب منصوری صاحب خواهش کردم تا متن مکمل آنرا ـ اگر داشته باشند، برایم ارسال دارند.

از لطف شان ممنونم که فوری آنرا به آدرس ایمیلم فرستادند و علاوه کردند که متن توسط شخصی دیگری از روی کست به قید قلم آورده شده است. متعاقباً از ایشان اجازه نشر آنرا طلب کردم که با مهربانی قبول کردند. اینک متن مکمل این بیانیه مارشال فهیم را که بیانگر مکنونات قلبی و راز های دورنی اش بود، غرض مطالعۀ علاقمندان خدمت تقدیم میدارم. ولی قبل از آن، لازم میدانم بطور فشرده به معرفی مارشال فهیم بپردازم ودربارۀ اهم رویدادهای زندگی او کارکردهایش مختصرنکاتی را به عرض برسانم که خالی از دلچسپی نخواهد بود:

مارشال قسیم فهیم کی بود و چگونه بقدرت و شهرت رسید؟

مارشال محمد قسیم فهیم پسرمولوی عبدالمتین در منطقه "عَمرَض" پنجشیر در سال 1336ش چشم به جهان گشود، مکتب ابتدائیه را در زادگاه خود خواند و بعد به کابل آمد و در مدرسه دارالعلوم عربیه شامل گردید و ازهمان وقت شامل دسته ای "جوانان مسلمان" شد.

مارشال فهیم پس از کودتای ثور1357 برای شرکت در جهاد به پاکستان رفت، اما پس از مدت چند ماه به پنجشیر برگشت و در کنارقوماندان احمد شاه مسعود علیه رژیم کمونیستی خلق و پرچم به مبارزه پرداخت. هنگام مصالحۀ مسعود با قوای شوروی، او هم درکنارش آرام گرفت و اما وقتی مصالحه به پایان رسید و جنگ با رژیم کابل آغاز شد، قسیم فهیم به حیث یکی از قوماندانهای مسعود باردیگربه مبارزه ادامه داد. (برای شرح مزید در مورد مصالحۀ مسعود با شوروی دیده شود: متن موافقتنامه و پروتوکل منعقده ماه دسمبر 1988ـ بصیر صبا: " ازتصرف کابل تا سقوط مزار"،، چاپ پشاور، 1379، صفحه67 تا 70)

قوماندان قسیم فهیم پس ازسقوط رژیم کمونیستی داکتر نجیب بتاریخ 8 ثور 1371 با قوای مسعود به کابل آمد و در دورۀ حکومت استاد ربانی برایش رتبۀ جنرالی اعطا گردید و به حیث وزیر امنیت ملی گماشته شد و درجنگ های داخلی بین تنظیمها، به حیث یک عضو ارشد شورای نظار فعالانه اشتراک داشت.

حینیکه قوای طالبان در ماه سنبله 1375 از تنگی حصارک غلجائی برای تسخیر جلال آباد حرکت کردند، قوای حکومتی با ساز و برگ زیاد و سنگین به قوماندانی جنرال قسیم فهیم وزیر امنیت ملی به معیت وحیدالله سباوون (وزیر دفاع گماشته از طرف حکمتیار) برای مقابله با طالبان و دفاع از جلال آباد به آنطرف سوق داده شد و اما این قوا نتوانست داخل جلال آباد شود و زیر فشار نظامی طالبان ازساحۀ کانال "درونته" مجبور به عقب نشینی شد و در حصه "سروبی" سنگرگزین گردید. آنها درمحل "تنگی ابریشم" بار دیگر عقب نشینی کردند و این بار تعداد زیاد وسایل و وسایط زرهدار و موتری خود را بجا گذاشتند که همه در دست قوای طالبان افتاد. وقتی قوای حکومتی به تاریخ 5 میزان 1375ش در ساحه بتخاک در صدد مقاومت برآمد، با وجود استفاده از قوای هوائی و زمینی، بازهم قوای حکومتی در تنگنا قرار گرفت و مجبور به عقب نشینی شد و تمام وسایل و تجهیزات خود را بار دیگر در میدان جنگ گذاشت. در همین آوان حکومت استاد ربانی و قوماندان مسعود وقتی خطر سقوط حتمی کابل را بدست طالبان احساس کردند، تصمیم گرفتند به سرعت کابل را تخلیه و با مقداری از سلاح خفیفه و ثقیله به جانب پنجشیر روانه شوند. (برای شرح مزید دیده شود: عمرزاد، فضل الهی: "یک صد و یک روز در شمال افغانستان"، پشاور، 1379، صفحه 6 تا 18)

از آن به بعد مرحلۀ حکومت سیار و سرگردان استاد ربانی درصفحات شمال کشورآغاز گردید و جنگ های متعدد بین طالبان و قوای جبهه متحد شمال بوقوع پیوست که دراثر آن طالبان توانستند قدم بقدم با وجود تلفات سنگین به 90 فیصد خاک افغانستان دست یابند و ساحۀ سلطۀ خود را گسترش دهند.

دراین موقع روابط طالبان با امریکا به دلیل موجودیت اسامه بن لادن و عملیات تروریستی القاعده برهم خورد و امریکا به کمک قوماندان احمد شاه مسعود پرداخت و خواست مسعود و قوای شمال را در برابر طالبان بسیج و تقویه نماید و برای این منظور مبالغ گزاف را در اختیار آنها قرار داد. این تغییر موجب شد تا القاعده و طالبان به همدستی پاکستان در صدد از بین بردن مسعود افتند و اینکار را بوسیله دو تروریست عرب تبار بتاریخ 19 سنبله 1380ش (9 سپتمبر 2001م) انجام دادند. پس از شهادت مسعود امور نظامی شورای نظار بدست جنرال فهیم افتاد.

دو روز بعد از شهادت مسعود، حادثه حمله بر دو آسمان خراش بزرگ مرکز تجارت بین المللی در نیویارک صورت گرفت که امریکا مسئولیت آنرا بدوش القاعده و حامیانش یعنی طالبان انداخت. امریکا بتاریخ 15 میزان 1380ش (7 اکتوبر2001م) حمله برطالبان را به کمک بعضی از رهبران اتحاد شمال آغاز کرد که جنرال قسیم فهیم به حیث جانشین نظامی مسعود، یکی از مهره های اصلی این همکاری با امریکائی ها بود. پس از سقوط مزارشریف که قوای طالبان خود را در حال سقوط دیدند، بتاریخ 12 نوامبرتصمیم گرفتند تا بسرعت شهر کابل را ترک کنند. دراین موقع قوای جبهه شمال، بالاخص شورای نظارـ به سرکردگی نظامی جنرال فهیم بدون مشکل و فارغ از برخورد وارد کابل شدند و بساط حکومت خود را پس از 5 سال فرار و گریز باردیگر در کابل هموار نمودند.

درهمین زمان برای رفع خلای قدرت بتاریخ 21 نوامبر 2001 کنفرانس "بن" دائر گردید که هیئت جبهه شمال تحت ریاست محمد یونس قانونی به اشتراک قسیم فهیم با دیگر هیئت ها درآن کنفرانس اشتراک کردند. با رویکار آمدن حکومت مؤقت در راس آن حامد کرزی، جنرال قسیم فهیم به حیث یکی از معاونین رئیس اداره مؤقت و همچنان وزیر دفاع در کنفرانس "بن" برگزیده شد که این دو وظیفه را تا ختم دورۀ حکومت انتقالی و انتخابات ریاست جمهوری در سال 2004 بعهده داشت. حامد کرزی درهمان آغاز دورۀ مؤقت، فهیم را به بلند ترین رتبه نظامی "مارشالی" که تا آنوقت در تاریخ کشورفقط یکنفر به آن رسیده بود(مارشال شاه ولیخان عم پادشاه سابق)، ارتقا داد. جنرال قسیم فهیم که هیچگاه در رشته نظامی تحصیل نکرده و حتی فراغت او از مدرسه دینی دارالعلوم عربی دقیقاً معلوم نیست، مثل سائر جوانان شامل در جبهه شمال که در ماه ثور 1371 به رتبه جنرالی رسیده بود، در ماه جدی 1380ش به رتبه مارشالی مفتخر شد. شایعات میرساند که اعطای این رتبه به استشاره امریکائی ها به دلیل همکاری نزدیک او با قوای امریکائی در سقوط طالبان بوده است. (والله اعلم)

پس از انفاذ قانون اساسی، در انتخابات ریاست جمهوری 1383 (2004م) که حامد کرزی یکی از کاندید ها بود، مارشال فهیم را از نظر انداخت و بجای او ضیاء مسعود را به حیث معاون اول خود معرفی کرد. فهیم از آن تاریخ تا پنج سال بعد بیکاربود و دراین مدت بعضاً از رئیس جمهورکرزی انتقاد و صریحاً شکایت میکرد. او همواره بر حضور مجاهدین در دولت افغانستان تأکید داشت و در یکی از سخنرانی‌های خود که در آنوقت در غازی ستدیوم ایراد کرد، گفته بود که اگر کسی تلاش کند مجاهدین را از قدرت کنار بزند، «سلاح بدست خواهد گرفت و به کوه بالا خواهد شد» و نیز به تلاش‌های شماری از تکنوکرات‌های از غرب برگشته برای به قدرت رسیدن در افغانستان اشاره کرد و گفت که: «اجازه نمی‌دهد آنهایی ‌که پاسپورت دوگانه دارند بر افغانستان حکومت کنند.» مارشال فهیم در همین وقت به تشکیل یک ائتلاف سیاسی بنام "جبهه ملی" پرداخت که بیشتر منتقدان دولت در آن اشتراک داشتند.

هوا و فضای مخالفت فهیم با حامد کرزی دفعتاً وقتی تغییر کرد که حامد کرزی در دومین انتخابات ریاست جمهوری (2009م) بار دیگر به مارشال فهیم روی آورد و او را به حیث معاون اول خود معرفی نمود و چون رقیب انتخاباتی کرزی در دور دوم داکترعبدالله عبدالله بود، کرزی اینکار را میدانست و مارشال را در برابر داکترعبدالله قرار داد. داکترعبدالله زیر فشار نماینده سرمنشی (کای آیدی) و موجودیت مارشال، از ادعای خود منصرف شد و تن به قبول زعامت حامد کرزی داد.

ناگفته نماند که مارشال فهیم حین کمپاین انتخاباتی ریاست جمهوری دورۀ دوم کرزی بتاریخ 4 جوزای 1388 (26 جون 2009) در ولسوالی "خان آباد" ولایت قندز در محلی مسمی به "دو راهی" مورد سوء قصد قرار گرفت و اما از آن جان به سلامت برد. با برنده شدن دراماتیک حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری 2009 مارشال فهیم تا آخر زندگی به حیث معاون اول رئیس جمهور ایفای وظیفه کرد و فقط یک ماه به انتخابات دور سوم ریاست جمهوری باقیمانده بود که به تاریخ 18 حوت 1392 به عمر 57 سالگی دفعتاً پدرود حیات گفت.

اگرچه علت مرگ او را ناشی از مریضی که عاید حالش بود، اعلام کردند، اما شایعاتی هم در زمینه وفات ناگهانی او در بین مردم پخش گردید. تشییع جنازه مارشال با تشریفات فوق العاده نظامی در ارگ ریاست جمهوری برگزار گردید و سپس بتاریخ 20 حوت 1392 (11 مارچ 2014م) جسدش را طی مراسم شاندار بر فراز یکی از تپه های شمال کابل در ساحۀ مسمی به "بادام باغ" به خاک سپردند و به این مناسبت دولت سه روز عزای ملی را اعلام کرد. قابل ذکر است که آرامگاه او اکنون به یکی از مجلل ترین مقابر شخصیت های معاصر افغان مبدل شده است که نظیر ندارد و دربین مردم موجب تبصره های بالا و پایان گردیده که چرا دولت یک ساحۀ بزرگ را در نفس شهر کابل به برای او اختصاص داده و نیز پول اعمار این مقبره بزرگ از کجا تدارک شده است؟

رئیس جمهور کرزی متعاقباً محمد یونس قانونی را بحیث جانشین مارشال متوفی به ولسی جرگه معرفی کرد که با تائید اکثریت اعضای آن جرگه، موصوف به آن مقام منصوب گردید. "طلوع نیوز" دو سه روز بعد از وفات مارشال فهیم به چند نکته از خدمات او اشاره کرد و نوشت که همکاری با قوای امریکائی در شکست طالبان، اشتراک در کنفرانس بن، بسیج کردن قوای جبهه شمال به حمایت از اداره مؤقت، خلع سلاح یک قسمت از قوای مجاهدین و ادغام آن به اردوی ملی و بالاخره پاکسازی بعضی قسمت ها از وجود طالبان، از جمله کارهای مهم مارشال فهیم محسوب میشود. مارشال فهیم در ماه جوزای 1391 یعنی چند ماه قبل از وفات خود طی یک مجلس رسمی چنین گفت: «عامل پنجاه درصد نا امنی افغانستان، آزردگی و بی تفاوتی فرماندهان و مجاهدینی است که در افغانستان حضور دارند و در میان مردم خود نقش دارند، اما خود را بی تفاوت می گیرند و می گویند که ما در درون حکومت نیستیم....مشکل ما این است که هر قوماندان، هر مجاهد و هر کسی که حالا انرژی کار هم ندارد، از ما خفه است و می گوید که شما به حکومت رفتید، ما چه شدیم؟ ما به آنها می گوئیم که دولت و حکومت کوچک است و یک تعداد معدود می تواند در دولت باشد.» این انتقاد از سوی حلقات مشخصی در افغانستان بارها مطرح شده که نظام افغانستان، سهمی به گروه های مجاهدین در قدرت نداده است، درحالیکه این ادعا واقعیت ندارد و در ده سال گذشته، بخشی از اعضای کابینۀ افغانستان و اغلب مقام های کلیدی در امور ملکی و نظامی در دست عده ای از چهره های سابق جهادی و بخصوص حزب جمعیت و شورای نظار بوده است.

مارشال فهیم دریک محفل دیگر درسال2011 طی یک سخنرانی گفت: «اگر ما یک نظام نیم بندی را که وجود دارد بخواهیم سقوط کند و بشکند، بالاخره چه خواهد شد؟ این کشور صوبه ای (ایالت) یکی از کشورهای دیگر خواهد بود و آن وقت، باز شلاق و بر مردم افغانستان حکومت خواهد کرد...بنا بر این، خواهش من این است که باید یکی دیگر را بپذیریم و تحمل کنیم. حرفهای من هم متوجه دولتی ها و هم متوجه غیردولتی ها است که در مفاهمات و در مذاکرات خود بتوانیم به یک نتیجه مثبت برسیم و یک گروهی را ایجاد کنیم که این کشور را از بدبختی بیرون بکشد.»

داکتراشرف غنی، رئیس جمهور فعلی کشور در محفل چهارمین سالگرد وفات مارشال که هفته قبل در زیر خیمه بزرگ لویه جرگه دائر شد، گفت که او: «همواره مدافع وحدت ملی و مخالف تبعیض و تعصب وتفرقه بود و در حفظ تمامیت ارضی کشورش نقش کلانی را ایفا کرد.»

دراین حال وقتی به محتوای سخنرانی مارشال فهیم در پنجشیر نظر انداخته شود، آنوقت معلوم میشود که بین مکنونات قلبی او آنچه را که در حلقه دوستان همراز خود بیان میکرده، با آنچه در رسمیات بزبان می رانده است، تفاوتهای قابل توجه دیده میشود که اینک برای ثبوت این موضوع توجه را به متن سخنرانی او در پنجشیر جلب میدارم:

(ادامه در بخش بعدی)