و معلومات مختصر در بارۀ "دیوان نرنجنداس"
[قبل از همه حلول سال 2017 عیسوی را به همه هموطنان عزیز و به عموم مردمان جهان و بخصوص به گردانندگان، قلمداران و خوانندگان گرامی این پورتال وزین تبریک و تهنیت گفته، سال خوش و آرام برای همه مردم خود در وطن و بیرون از وطن و آرامی سرتا سری در کشور و جهان خواهانم]
همین امروز مقالۀ پرمحتوای محترم جناب سید هاشم سدید را تحت عنوان "نظر مختصر به دورۀ امانی و مقایسه آن با دولت و فضای موجود" دراین پورتال خواندم و از آن فیض بردم. نویسنده محترم آقای سدید در این مقاله از موقف هموطنان عزیز ما "اهل هنود افغان" و رعایت حقوق شان به حیث یک اقلیت مذهبی یاد کرده و وضع امروز آنها را با تقریباً یک قرن گذشته در دورۀ پربار امانی مقایسه کرده که نشانه ای از خصلت مردمی و فارغ از تعصب آن دوره بوده است.
با تائید فرمایشات جناب سدیدمبنی بر احترام حقوق اقلیت های دینی و مذهبی در دوره امانی بیمورد نخواهد بود که با استفاده از متن کتاب "رویداد لویه جرگه دارالسلطنه 1303" که چند ماه قبل باز نشر آن بطور مسلسل در28 قسمت دراین پورتال وزین صورت گرفت، به این نکته اشاره کنم که وقتی بحث روی "نظامنامه اساسی" در لویه جرگه مذکورآغاز گردید، ضمن بررسی مواد مختلف آن، یکی هم به ارتباط موضوع اهل هنود افغان بود که مولوی عبدالواسع یک از اعضای مهم لویه جرگه یک هزار نفری در زمینه چنین گفت:
«مولوی عبدالواسع: برمادۀ (2) اعتراض نمود که این نظامنامه درغیاب من ترتیب شده و بعض مسائل ضعیفۀ شرعیه در آن داخل است اکنون باید اصلاح شود. درین ماده بعد از لفظ آداب عمومی علامات فارقه شرعی نیز ایزاد گردد تا در بین اهل هنود و مسلمانان مانند سابق فرق و امتیازی که از آن ظاهراً شناخته شوند، باشد.»
بعد از او یک وکیل دیگر چنین اضافه کرد: «فیض محمد وکیل: مراعات و نوازشاتیکه اعلیحضرت غازی بهندو های مملکت افغانی عطا ومرحمت فرموده اند بهمه شما معلوم است که نه تنها درمملکت همسایه ما هندوستان بلکه در جمیع اهل هنود جهان قدر وقیمت و عزت و شرف افغانستان را دو چندان نموده است. اکنون اگرما آن مراعات را که وجود آن در امورات مذهبی و اصول مقدس دینی ما هیچیک نوع خرابی و ضرری را که عائد نمیکند، از سر آنها برداریم، معلوم است که اهل هنود افغانستان در این باب هیچ داد و فریادی را نخواهد برداشت، لکن اثرات این مفکوره ما در هندوستان و بنظر دیگر اهل هنود جهان بسیار خراب آمده بجای منافع در سیاست برای ما مضراتی را تولید خواهند کرد.»
دراینجا اعلیحضرت شاه امان الله غازی فرمود:
«اعلیحضرت : نیز بتائید فیض محمد خان پرداخته یک بیانیه مطولی را در اتحاد هندو ومسلم هندوستان و فوائد آن و ذکر همدردی اهل هنود را بامسلمانان در موقع جنگ جهانی عمومی و درمسائل ترکیه و تحریک خلافت و در حصول استقلال هند و افغانستان ایراد کنان فرمودند: اگر ما تکلیفی را که از آنها مرفوع ومراعاتی را که بدانها داده ایم، دو باره مانند سابق اجراء نمائیم، معلوم است که در آن چیزی فایدۀ نمیشود برعکس آن خدا نا خواسته افغانستان موجب نفاق و شقاق اتحاد و همدردی موجودۀ هندو ومسلم هندوستان خواهد شد و دشمنان دراین موقع دست یافته باندازه این دو کتلۀ عظیم الشان نوع بشری را از هم دور و با همدیگر خواهند انداخت که یکی بخوردن خون دیگر آماده خواهند شد. نی! لازم نیست که ما وشما برطبق مقررات دینی خود با آنها معامله نمائیم و مراعاتی را که به آنها داده ایم باید از آنها بر نداریم و ما آنها را جهت امتیاز هندو و مسلمان امر تاکید قشقه زدن را بنمائیم و محض جهت مراعات جذبات شما علمای اسلام اعلام آنرا از بستن دستار سفید نیز مانع خواهیم شد. تصور نکنید که از این مراعات هندوهای آفغانستان از ملت و یا حکومت سرکشی خواهند نمود و یا قوتی را اکتساب خواهد کرد و روزی آنرا برخلاف مسلمانان استعمال خواهند نمود، زیرا هنود افغانستان مانند دیگر سکنه افغانستان کاملاً حب وطن و تحفظ نام و ناموس و شرافت افغانی را حمایه و حفاظت میکنند. چنانچه در موقع جهاد همین هندوها بهمراه غزاه و عساکر ما بمقابله انگلیس رفته بودند و در همه گونه خدمات و بر داشت تکالیف یک گام پیشتر از تبعه افغانستان همیگذاردند.» ( رویداد لویه جرگه....، صفحه 125 تا 129 و همچنان در باز نشر آن به اهتمام اینجانب و دو همکار دیگر (آقای محمد ایاز نوری و نازک میر زهیر)،مورخ 10 اگست 2016 دیده شود: قسمت دهم، صفحه 3)
هرگاه در لست اعضای لویه جرگه مذکور نظر انداخته شود، تعداد شش نفر از اهل هنود و سیکهـ های افغان نیز افتخار عضویت آن مجلس بزرگ تاریخی را داشتند، هریک:
ـ دیوان حکم چند ـ سرکاتب در وزارت مالیه (درج شماره 141)،
ـ دیوان شنکر داس ـ سرکاتب شعبه زراعت در وزارت تجارت (درج شماره 212)،
ـ دیوان جلیاء از قندهار (درج شماره 764)،
ـ دیوان مهرچند از قندهار (درج شماره 765)،
ـ عطر سنگهـ چودری از جلال آباد (درج شماره 965) و
ـ ایا سنگهـ از لغمان (درج شماره 966)
در همین ارتباط محترم جناب سدید از دیوان نرنجداس یاد کرده و نوشته که : «شاه امان الله مرحوم درعمل نشان داد که به آن چه می گوید، باور دارد و بدان پابند است. انتصاب دیوان نرنجنداس به صفت وزیر مالیه دولت امانی، نشان از اعتقاد شریفانه و راسخ این مرد شریف و انسان واقعاً ملی به برابری میان آحاد ملت داشت.»
در رابطه با این موضوع باید عرض کنم که دیوان نرنجنداس هیچگاه و در هیچ دوره به حیث "وزیر مالیه" ایفای وظیفه نکرده، بلکه وظیفه او به حیث "دیوان" در حقیقت "حسابدارکل" بوده است. درآغازعصر امانی تشکیلات حکومت نخست بنام "نظارت" یاد می شد که در راس آن یک شخص به نام "ناظر" قرار داشت مثلاً "نظارت مالیات" که تحت نظر "ناظر مالیات" اداره می شد. بعداً در سال 1301ش پس از تصویب "نظامنامه اساسی" و "نظامنامه تشکیلات اداری" هر واحد اداری در حکومت بنام "وزارت" مسما شد و در راس آن "وزیر" قرار گرفت که به این اساس مرحوم میرزا محمود خان پوپلزائی نخست به حیث "ناظر مالیات" و بعداً برای مدت کوتاه به حیث "وزیر مالیات" مقرر شد و دراوایل سال 1303ش مرحوم میر محمد هاشم خان [پدرکلان اینجانب] به حیث وزیر مالیه متصدی امور مالیاتی کشور گردید که تا سقوط سلطنت امانی به این مقام باقی ماند.
هیئت افغانی در مذاکرات مسیوری (17 اپریل تا 18 جون 1920):
از چپ به راست ـ عبدالوهاب خان طرزی، دیوان نرنجنداس، غلام محمد خان وردکی، علامه محمود طرزی (رئیس هیئت)، عبدالهادی خان داوی، پیرمحمد خان فرقه مشر، غلام صدیق خان چرخی
دیوان نرنجنداس با هیئت مشترک افغان انگلیس در مذاکرات مسیوری ـ (نفر اول قطار نشسته ـ از چپ به راست)
درباره زنده یاد دیوان نرنجداس باید عرض شود که موصوف اصلاً از پنجاب بوده، درحدود سال 1853 م متولد گردیده و به حیث "حسابدار کل" درکابل ایفای وظیفه کرده است. باید علاوه کرد که پدر کلان دیوان موصوف از پنجاب به افغانستان مهاجرت کرده با کسب تابعیت افغان پدر کلان و پدرش در خدمت دولت قرار داشته و خود دیوان در دوره امیر حبیب الله خان سراج الملة از اعتماد امیر برخوردار بود. هیج تادیه دولت صورت گرفته نمیتوانست تا که در آن امضاء و مهر دیوان نرنجنداس نمی بود. برادر زاده دیوان بنام "رام کشن" در حوالی سال 1899 به دین اسلام مشرف شد. دیوان نرنجنداس به مقام کرنیلی ملکی در 1906 ارتقا یافت و در دفتر مالیات به حیث مدیرعواید مقرر شد و در1912م در وقت میرزا محمد حسین خان مستوفی الممالک به آمریت این دفتر و جمع آوری مالیات در تمام کشور ارتقا کرد. دیوان نرنجنداس در سال 1919 به حیث عضو هیئت افغانی در مذاکرات با انگلیس ها منعقده راولپندی اشتراک داشت و متعاقباً برای مدت بسیار کوتاه به مقام "مستوفی الممالک" تکیه زد. در 1920 به رتبه برگد ملکی ارتقا نمود و در همان سال بار دیگر به حیث عضو هیئت افغانی درمذاکرات مسیوری با انگلیس ها اشتراک نمود ( آدامک ، لودویک: "کی، کی است"، صفحه 207)
(پایان)
(با اعتذار از اینکه نسبت مصروفیت های غیرمترقب دراین روزها نشر قسمت های بعدی مقاله "اسرار نهفته شهادت امیر حبیب الله خان سراج الملة.." چند روزی به تعویق افتاد که انشاءالله به زودی دنبالۀ آن خدمت تقدیم میگردد)