"بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس"

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 7 جنوری 2022

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار7 جنوری 2022

عنوان فوق نام کتاب قطوری است که توسط یک محقق پرتلاش و واقع بین در 640 صفحه در اخیرسال 1391ش درجلال آباد بوسیلۀ مؤسسه انتشارات مُسکا با قطع و صحافت زیبا به نشر رسیده است.

نویسنده کتاب دانشمند گرامی داکترعبدالرحمن زمانی است که رشته اصلی او طبابت بوده و فارغ التحصیل پوهنځی طب پوهنتون کابل میباشد. او برعلاوه خدمات با ارزش درساحه مسلکی و آنهم درشرایط دشوارمهاجرت در کشور پاکستان وبعضی کشورهای دیگر و نوشتن آثار تحقیقی در زمینه های طبی و مسلکی، یکی ازعلاقمندان تاریخ معاصرکشور بوده که جبرزمان و شرایط روزگار او را بدینسو کشانیده و دراثر کوشش و مطالعات شخصی بطورپیگیر و دوامدار و مراجعه با آثارنویسندگان مؤرخان مشهورداخلی و خارجی، بخصوص بررسی اسناد معتبرآرشیف های متعدد درهند، انگلستان و سایر کشورها توانسته است مطالبی را گردآوری کند که در واقع نگاه نوینی را در مورد تاریخ معاصر کشور و بخصوص دورۀ پربار امانی و نقش انگلیس ها در سقوط آن دوره برای مشتاقان تاریخ کشور تقدیم دارد.

کتاب "بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس" درجمعاً ده فصل وهشت ضمیمه تدوین گردیده و مشتمل بریک تعدادعکس های تاریخی بوده و درپایان کتاب فهرست مآخذ متعددی که نویسنده از آنها استفاده نموده، درج گردیده که با مطالعه این کتاب میتوان به عمق نگرش واستدلال منطقی و همچنان تلاش وحوصله مندی نویسنده کتاب دقیقاً پی برد. درآغازنویسنده کتابش را به یک شخصیت آزادیخواه غازی میرزمانخان کنری (پدرکلان خود) اهداء کرده که اویکی از سرلشکران ملی و قومی جبهه چترال درجنگ استقلال کشور و یکی از ارادتمندان وفاکیش اعلیحضرت غازی امان الله خان بود که در جهت حمایت از برنامه های مترقی آن شاه بزرگ با مخالفت دشمنان وطن مواجه گردید و درماه جدی 1307 ش (جنوری 1929م) بطور مرموز جام شهادت نوشید.

دربارۀ محتوای این کتاب ارزشمند باید مختصر خاطرنشان ساخت که: فصل اول آن با وقایع شهادت امیرحبیب الله خان سراج و چگونگی رسیدن شهزاده امان الله خان عین الدوله به سلطنت اختصاص یافته، فصل دوم مطالبی بسیار مهم را در رابطه با استرداد استقلال کشور درعصرامانی به بحث گرفته است؛ فصل سوم موضوع متارکه و آغاز مذاکرات صلح بین دولتین افغان و انگلیس را دربر دارد؛ درفصل چهارم از رسیدن به استقلال کامل کشوربحث شده و فصل پنجم به فعالیت های جاسوسی و استخباراتی و تفرقه افگنی های انگلیس به اشکال و ذرایع مختلف اختصاص یافته است. فصل ششم ازحمایت دولت امانی ازمبارزات قبایل سرحد و نیز آزادی خواهان هند بحث میکند که موجب نگرانی شدید انگلیس ها گردید، درحالیکه در فصل هفتم بررسی سیاست دولت را با جنبش های اسلامی در ماورای سرحدات شمالی کشور و روابط حساس با روسیه شوروی مطرح می سازد و به شرح نشیب و فراز آن می پردازد. در فصل هشتم سخن از اصلاحات دورۀ امانی در ساحات مختلف است و به این سؤال که چرا دشمنان داخلی و خارجی در برابر اصلاحات آن دوره موقف گرفتند، جواب میگوید. فصل نهم به بررسی عوامل سقوط دوره امانی و نقش انگلیس ها درآن وبخصوص تلاش های پیهم انگلیس جهت بقدرت رساندن شخص مطلوب خود یعنی سپهسالارمحمد نادرخان به سلطنت اختصاص یافته است و فصل دهم از مسایلی که شاه امان الله غازی بعد ازترک وطن و اقامت درایتالیا با آن مواجه گردیده ونیزاقدامات مختلف حامیان شاه امان الله درداخل و خارج کشورکه در نهایت به نحوی به شهادت محمدنادرشاه انجامید، بحث می راند.

مطالعه این کتاب پرمحتوا و با ارزش که محصول زحمات فراوان نویسنده است، پرده از روی حقایق تاریخی و ناگفته هایی برمیدارد که دیگران ازبیان آن دوری جسته و یا کسانیکه روی دلایلی شخصی و یا رسمی حقایق را کتمان و وقایع تاریخی را تحریف نموده اند، روشنی می اندازد. نویسنده کوشیده است با استفاده از مدارک و شواهد معتبر و مراجعه به آرشیف های رسمی خارجی که دراین چند سال اخیر در دسترس قرارگرفته، به نکاتی دست یابد که از ورای ان بسا حقایق آشکار گردیده اند.

جای نهایت افسوس است که بعد ازسقوط دوره امانی و رویکار آمدن رژیم های بعدی عمداً تلاش بعمل آمد تا اسناد و نشرات آن دوره را از میان بردارند و حقایق دورۀ امانی را زیر پرده ابهام و تاریکی قراردهند و بجای آن مطالب ازخود ساخته و بافته را دراذهان عامه تلقین نمایند و بیشتر نظریات مخالفان دورۀ امانی را شایع و به نشر بسپارند. برای نیل به این هدف کوشیده شد تا اغلب اسناد و نشرات مهم آن دوره ازبین برده شوند و یا از دسترس عامه بیرون گردند. طورمثال یکی از مآخذ بسیار مهم و معتبر آن دوره همانا کتاب "تاریخ عصر امانیه" است که علامه فیض محمد کاتب آنرا نوشته و این اثر تا مدتی در ریاست دارالتألیف وزارت معارف موجود بود و بسا از بزرگان و اهل تحقیق آنرا دیده بودند. این کتاب مهم بطور مرموز از آنجا مفقود گردید که تاهنوز اثری از آن پیدا نشده است. اگر این اثر مهم تاریخی ناپدید نمی شد، به یقیین که بسا موضوعات مهم تاریخ آن دوره روشن میگردید و همانطوریکه با پیدا شدن دست نویس جلد چهارم "سراج التواریخ" اکنون بسا نکاتی وضاحت یافته که قبل ازآن درآثارنویسندگان ومحققان دیگر تاریخ معاصر کشور تاریک مانده و یا به شیوه دیگر بیان شده اند. یکی دیگر از کتابهای مهم دوره امانی همانا جریان مکمل گزارشات لویه جرگه سال 1303 بود تحت عنوان "رویداد لویه جرگه دارالسلطنه 1303" که به تعداد یک هزار نسخه درهمان سال به شکل طبع سنگی درمطبعه وزارت حربیه آنوقت به چاپ رسیده بود و همچنان نشریه "امان افغان" و دیگر نشرات فراوان آن عصر، همه با اسناد مهم دیگرازدسترس بیرون کشیده شدند که اکنون به ندرت دربعضی از آرشیف های خارجی قابل دریافت میباشند. با این ترتیب بعضی تاریخ نویسان کشورمجبوربوده اند به مآخذی رجوع نمایند که بیشترآن بوسیلۀ نویسندگان خارجی بخصوص انگلیس ها نوشته شده و آنها کوشیده اند تا حقایق را بزعم و به نفع خود ارائه دارند. همچنان ترس ازحکومت عامل دیگری بود که بعضی از تاریخ نویسان کشور نتوانستند به ابرازحقایق بپردازند و ناگزیر بودند برای حفظ مقام و حتی جان خود از ابراز حقایق طفره روند و یا آنرا با عبارات نارسا و مجمل بیان دارند و دراین ردیف نباید ازنقش تاریخ نویسان حکومتی نیزچشم پوشید که یک نمونه آشکار آن کتاب "نادرافغان" است.

داکترعبدالرحمن زمانی ـ یکی ازنخبگان خانواده بزرگ وسرشناس زمانی، فرزند مرحوم حاجی ارسلان خان زمانی و نواسه خان بزرگ غازی میرزمان خان شهید است که درماه حمل 1333 ش (اپریل 1954م) درکابل چشم به دنیا کشوده، مکتب ابتدائیه را در هرات خوانده و تعلیمات متوسط و ثانوی را کابل و کنر به پایان رسانیده، و سپس داخل پوهنځی طب پوهنتون کابل گردیده و با دریافت دپلوم داکتری از آن پوهنتون شامل خدمت در رشته مسلکی خود شده است.

راجع به سوابق خانوادگی داکترزمانی باید گفت که موصوف دردامان یک خانواده زجردیده از ستم روزگار بزرگ شده، پدرکلانش میرزمانخان یکی از بزرگان قومی و از طرفداران جدی شاه امان الله غازی بود که در سال 1307ش متعاقب سقوط سلطنت آن شاه به نحوی مرموز به شهادت رسید. خانواده او که درکنر می زیستند، درسال 1324ش به اساس یک سوء ظن هنگام قیام مردم صافی در زمان صدارت محمد هاشم خان باز داشت و زندانی شدند(مشتمل بر17 تن مردان، 25 تن زنان و 71 تن اطفال و به تعداد 12 تن از وابستگان غیرخانوادگی آنها به شمول خدمه ها) که جمعاً به 125 تن می رسیدند. آنها برای مدت بیش از ده سال زندانی و پس رهائی از زندان به شکل تبعید برای چند سال درهرات مجبوربه اقامت گردیدند. آنها پس از انفاذ قانون اساسی 1343 (1964م) از اقامت تبعیدی آزاد و دوباره به کنر بازگشتند و تعدادی ازآنها در ساحه بینی حصار کابل اقامت گزین شدند.

مرحوم محمد هاشم زمانی فرزند میرزمان خان که یکی ازشعرای نامدار، با احساس و وطندوست کشور و ضمناً خسر و عم داکترزمانی و یکی ازدوستان نزدیک ومهربان اینجانب بوده است (خدا رحمتش کناد) درکتاب خود تحت عنوان "زندانی خاطرات" که بزبان پشتو نوشته و در سال 1379 چاپ شده است، داستان های تأثربار زندان را و آنچه برخودش و خانواده اش در آن مدت در زندان "قلعۀ جدید" دهمزنگ کابل گذشته در قید تحریر آورده که از مطالعه آن اشک در چشم خواننده سرازیر میشود.

داکترعبدالرحمن زمانی چندی قبل از تهاجم قوای شوروی برکشور دردسمبر1979 وطن را ترک و به پاکستان مهاجرشد و درآنجا درساحه مسلکی خود برای مدت 11 سال برای مهاجرین افغان خدمت کرد و درعین زمان در ادارۀ پروگرام های صحی و صحت عامه در کشورهای اطریش، انگلستان و هالند و سپس درایالات متحده امریکا به توسعه معلومات مسکلی و تخصصی خود افزود. او حین اقامت در پاکستان از سال 1980 تا 1991 نخست با کمشنری عالی امور مهاجرین ملل متحد و بعد با کمیته اطریش برای مهاجران افغان به حیث داکتر و انسجام دهنده پروگرامهای صحی و همچنان به حیث مسئول آن مؤسسه در خدمت مهاجران افغان قرار داشت. داکتر زمانی یک سال دراطریش و شش ماه در سومالیا و سه سال دربنگله دیش به حیث مسئول پروگرامهای صحی مؤسسات بین المللی ایفای وظیفه کرد و نیز برای مدت 13 سال درپوهنځی عالی صحت عامه ساندیاگو و پوهنتون کالیفورنیا درسانفرانسسکوـ ایالات متحده امریکا مصروف بوده است و حالا نیز دراین زمینه با "کونتی المیدا" در شمال کالیفورنیا درامور مهاجرین مصروف کار میباشد. او در طول دوره کاری خود در یک تعداد کنفرانسهای ملی و بین المللی اشتراک کرده و به زبانهای دری، پشتو وانگلیسی تسلط کامل دارد. داکترعبدالرحمن زمانی هم دررشته مسلکی خود و هم در موضوعات تاریخی کشوربرعلاوه کتاب پرمحتوای فوق الذکر، آثارعلمی و تحقیقاتی دیگر نیز دارد که دروبسایت وزین "افغان جرمن آنلاین" نشرگردیده و تعداد آن تا اکنون به 170 عنوان میرسد وهمه درآرشیف نویسندگان آن وبسایت زیرنامش قابل دسترسی میباشند، همچنان آثارش دیگر او که به شکل کتاب و رساله چاپ شده، ازاینقراراست:

داکترزمانی برعلاوه وظایف مسلکی یکی ازچهره های درخشان وفعال جامعه افغانی درشمال کالیفورنیا است که عضویت چندین کمیته و مجمع را دارد و یکی از اعضای مؤسس افغانی فرهنگی تولنه دراینجا بوده ونقش بسیار برازنده درتدویربرنامه های فرهنگی آن داشته و به حیث یک شخصیت کلیدی در امورآن انجمن محسوب میشود.

داکترزمانی یک شخصیت وارسته، متدین، نهایت مؤدب، فاضل، متواضع و آرام و درعین زمان بسیاروطندوست وآماده خدمت وهمکاری به هرنیازمند است که اینجانب به دوستی همچو یک شخصیت عالی افتخار میکند. محترمه داکترس نجیبه زمانی خانم شان واقعاً مثل دو گل از یک ساقه است، شخص نهایت مهربان، با لطف وعزیزدوست وهمچنان هرسه دختر شان مثل پدر و مادر یکی بهتراز دیگراند.

به آرزوی صحت و سلامتی وموفقیت های مزید این دانشمند گرامی

Top of Form