تبصرۀ کوتاه دربارۀ کتاب "افغانستان در پنجاه سال اخیر"

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 27جولای 2016

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار27جولای 2016

مقالۀ جناب داکتر لمر مرا برآن داشت تا مختصری در بارۀ کتاب فوق الذکر که یک نسخه آن همین حالا در پیش رویم قرار دارد، خدمت علاقمندان بنویسم. این کتاب در اول سنبله 1347 بوسیله "مؤسسه طبع کتب" به مناسبت تجلیل از جشن استرداد استقلال کشور در 199 صفحه چاپ شده است که درنخستین صفحه آن چارت تشکیلات حکومت یعنی صدرات را به نمایش می گذارد و سپس معلومات در باره فعالیت هریک از وزارت های خارجه، داخله، عدلیه، مالیه، معارف، تجارت، فواید عامه، اطلاعات و کلتور، صحیه، معادن و صنایع، زراعت و آبیاری، پلان، و نیز ریاست هوائی ملکی، شاروالی کابل با معرفی تشکیلات آنها و بعضی عکس ها ارائه میدارد. در پایان کتاب یک مقاله تحقیقی و بسیار مستند تحت عنوان "جنبش قانون گذاری در آغاز استقلال افغانستان" به نشر رسیده است که از نویسنده مقاله در کتاب نام گرفته نشده، اما میدانم که آنرا محترم داکتر روان فرهادی نوشته است که نظر به اهمیت تاریخی آن ایجاب میکند تا مقاله مذکور بازنشر گردد.

اکنون اگر به متن کتاب و فعالیت های هر وزارت دقیقاً نگاه شود، پس از گزارش مختصر در مورد تاریخچه امور قبل از 50 سال که بسیار کوتاه ذکر گردیده، بیشتر متن کتاب شباهت به راپور اجرأت همان وزارت ها دارد و اگر دقیقاً هریک از موضوعات به اساس تاریخ آن مطالعه گردد، بیشترین آن مربوط دوره ده ساله صدارت شهید محمد داؤد میباشد که طی پلانهای پنجساله اول و دوم رویدست گرفته شده اند.

جای شک نیست که دوره چهل سال سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه در برگیرنده یک دوره طولانی تاریخ کشور میباشد که درطی آن در دوره های مختلف فعالیت های چشمگیر، بخصوص در دوره صدارت شهید داؤد خان صورت گرفته است، اما باید گفت که دوره چهل ساله سلطنت را میتوان به دو دوره کلی تقسیم کرد: یکی دوره صدرات خاندانی و دیگر دوره صدارت غیرخاندانی. در دوره صدارت خاندانی میتوان دوره های محمدهاشم خان، شاه محمود خان و داؤد خان را ازهم جدا کرد که یکی از بارزترین مشخصه این دوره همانا استقلال عمل صدراعظمان در امور اداره کشور بود و شاه دراین دوره 30 ساله بیشتر نقش "سمبولیک" داشت تا نقش اداره کننده و پالیسی ساز. البته در بعضی موارد مشوره با شاه و یا اخذ هدایات ، آنهم شاید در یک شورای خانوادگی صورت میگرفت. در دوره دوم که درتاریخ مسما به "دهه دموکراسی" است، شاه شخصاً داخل عمل شد و از تعیین صدراعظم و کابینه تا هر کار دیگر به هدایت او انجام میگردید، به عبارت دیگر صدراعظم های خاندانی در حقیقت حیثیت "شریک السلطنه" را داشتند، درحالیکه در دوره ده ساله هیچ شریک السلطنه به استثنای یک نفر یعنی داماد شاه سردار عبدالولی که انهم دربسا موارد نقش غیر رسمی داشت، موجود نبود.

بر میگردم به راپور اجرأت و گزارش های انکشافی و احصائیه ها و ارقام داده شده در این کتاب، اگر به نظر دقت دیده شود، بیشترین فعالیت های مندرج کتاب در دوره صدارت شهید محمد داؤد صورت گرفته است که خود یک دوره خاص انکشافی در کشور محسوب میشود و تمام جوانب مثبت و منفی این دوره برمیگردد به شخص محمد داؤد خان. وقتی انتقاد بر روابط با پاکستان و غیره به حیث نقاط منفی کارکردهای موصوف ذکر میشود، باید نقاط مثبت انکشافی در آن دوره نیز به محمد داؤد خان نسبت داده شود. امید است کسانیکه این کتاب را میخوانند متوجه همین مشخصه شوند و دست آورد هریک از دوره ها را باهم مقایسه کنند.

بعضی ها ممکن است بپرسند که چرا همه اجرأت در دوره شاه امان الله غازی که پادشاه وقت بود، به نام او ثبت میگردد، لذا همه اجرأت در دوره سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهرشاه نیز باید بنام او ثبت شوند، ولو که در دوره حکومت های مختلف خاندانی و غیرخاندانی صورت گرفته اند. درجواب باید گفت که شخص اعلیحضرت شاه امان الله شاه "سمبولیک" نبود، بلکه یک پادشاه عامل و در همه امور شخصاً داخل عمل بود و هیچ شریک السلطنه نداشت که صلاحیت را از او بستاند. اگر حضور شاه امان الله را درطول چند روز مباحثات لویه جرگه 1303 مطالعه کنیم، آنوقت برای ما ثابت میشود که وی به حیث مدافع اجرأت دولت تاکدام حد در امور تداخل داشت و دولت چگونه زیر رهبری او عملاً و نظراً فعالیت میکرد.

یک خبر خوش باید خدمت علاقمندان عرض دارم که کتاب "رویداد های لویه جرگه 1303 " منعقده پغمان را که بیش از 400 صفحه است و متعاقب لویه جرگه در آنوقت به نشر رسیده بود و اما پس از سقوط دوره امانی عمداً این اثر مهم و تاریخی را ازبین بردند و امروز به جز در آرشیف های خارجی، در نزد شاید تعداد انگشت شمارافغانها قابل دسترسی باشد، یک تیم سه نفره تصمیم گرفته اند تا به خواست خدای بزرگ این اثر با ارزش تاریخی را از روی متن اصلی تایپ نموده و آنرا نخست به سلسله از همین پورتال وزین به زودی نشر نمایند و متعاقباً آنرا به حیث یک کتاب به چاپ برسانند. من بدینوسیله از دو همکار با احساس و وطندوست خود که در این راه وعده همکاری در مورد تایپ این اثر تاریخی را داده اند، پیشاپیش از صمیم قلب تشکر میکنم.

از اینکه جناب داکتر صاحب لمر کتاب کمیاب "افغانستان در پنجاه سال اخیر" را روی تصادف پیدا کرده و میخواهند آنرا به شکل پی دی اف در یکی از سایت ها به نشر برسانند ، خدمت بسیار خوب و ارزنده انجام داده و امیدوارم دوستان دیگر که نشرات کمیاب را در اختیار دارند، به عین کار اقدام فرمایند. از جناب داکتر لمر به این مناسبت تشکر میکنم.