نوشته جناب شما را تحت عنوان "دلیل واقعی سقوط صدارت داکتر یوسف خان" منتشره این پورتال همین امروز خواندم. تشکر از اینکه همیشه نوشته های مرا مطالعه می فرمائید و گاهی هم نظر خود را با من شریک می سازید. جای شک نیست که جناب شما در طول ماموریت دیرینه خود در پست های مهم وزارت خارجه کشور صاحب معلومات و اندوخته های زیاد در امور آن وزارت میباشید، بازهم در محتوای نوشته اخیر شما پیرامون دلیل واقعی استعفی داکتر محمد یوسف از صدارت و آنچه شما تشریح کرده اید، سؤالهای مطرح میگردند که توضیح آن بطور مستند برای یک محقق تاریخ و روشن ساختن موضوع حتمی و لازمی پنداشته میشود، اگر لطف بفرمائید موجب خورسندی این اردتمند خواهد شد، ازجمله:
1 ـ تاریخ دقیق نامه ارسالی داکترمحمد یوسف عنوانی داکترعلی احمد پوپل سفیرافغانستان در بن اگر بخاطر داشته باشید، لطفاً تذکر دهید، زیرا ذکر تاریخ برای تحقیق مزید مهم است؛
2 ـ محتوای نامه و اگر دقیقاً معلوم نباشد، حداقل نظر به اهمیت موضوع که جناب شما آنرا دلیل واقعی استعفای داکتر محمد یوسف وانمود کرده اید، حدس و گمان شما در زمینه چه خواهد بود؟
3 ـ آیا جناب شما شخصاً از قضیه، طوریکه بیان داشته اید، آگاه شده بودید یا آینکه از زبان دیگری شنیده بودید؟
4 ـ در صورت شنیدگی تا چه حد به آن منبع اعتماد داشته اید؟ آیا اشخاص دیگر در وزارت از این جریان آگاه شده و شما ازمنبع مستقل دومی عین خبر را شنیده بودید؟
با کمال معذرت جواب به این سؤالها میتواند درثبوت ادعای شما به حیث "دلیل واقعی" موضوع کمک کند و آنرا از دائره شایعه بسوی واقعیت تاریخی قرین سازد.
اگر قبول کنیم که افشای متن نامه داکتر محمد یوسف و قرار گرفتن دردست داکتر عبدالظاهر و ارائه فوری آن به سردار عبدالولی و در نهایت به شاه "دلیل واقعی" استعفای داکتر محمد یوسف از صدارت بوده باشد، پس باید دراین نامه مطلب بسیار خطرناک و مهم برای مقام سلطنت نگاشته شده باشد که دفعتاً نظر شاه را در مورد او تغییر داده باشد. طوریکه برای جناب شما و همه معلوم است، روابط دوستانه و نزدیک دو رفیق و همصنف و همکار یعنی داکترمحمد یوسف و داکتر پوپل به دلایلی تحت الشعاع اختلافات سیاسی قرار گرفته بود و به اساس آن داکتر پوپل با یک تعداد دیگر از همکاری در کابینه داکتر محمد یوسف خود را بیرون کردند و داکترپوپل به سفارت افغانی در "بن" مقرر گردید و رشته مؤدت قدیمی شا در امور سیاسی تاحدی گسسته شد. به نظر این کمترین اگر داکتر محمد یوسف برای داکتر پوپل نامه نوشته و آنرا از طریق وزارت خارجه ارسال کرده، محتوای آن چیز دیگر نخواهد بود، جز اینکه از او دعوت به همکاری کرده باشد تا در کابینه دوره دوم او به حیث معاون صدارت و یا وزیر معارف ایفای وظیفه کند. آیا به نظر جناب شما دراین نامه موضوع بالاتر از این ذکر شده خواهد بود که سوء ظن قرار گیرد و به یک کار غیرقانونی یعنی بازکردن نامه صدراعظم و آنهم با ارسال از طریق رسمی منجر گردد و شباشب آن نامه به دست داکترعبدالظاهر و بالوسیله به عبدالولی و شخص شاه برس و پس از گرفتن کاپی دوباره در جوف پاکت انداخته شده و صبح زود به دفتر شرکت هوائی آریانا غرض تسلیمی با اولین پرواز ارسال شده باشد؟
دراینجا نه تنها سوء ظن بر نویسنده نامه یعنی داکتر محمد یوسف وارد میشود، بلک این سوء ظن شامل حال داکتر پوپل نیز میگردد.
به هرحال میخواهم توضیحات بیشتر را در زمینه از جناب شما بشنوم و به سؤالات فوق اگر زحمت نباشد، جواب گفته و بر قضیه روشنی بیشتر بیندازید، زیر این موضوع یک ادعای بزرگ و مهم است که یک محقق تاریخ باید آنرا مورد بررسی مزید قرار دهد. از لطف شما ممنونم. به انتظار شرح بیشتر!
ارادتمند داکتر سیدعبدالله کاظم