زلنسکی ـ یک چهره مبارز برای احقاق حق
نویسنده: داکتر سید عبدالله کاظم
چند دقیقه قبل نوشته محترم جهانی صاحب تحت عنوان "زیلینسکی باید چه میکرد؟" را خواندم. به تأسی و تائید نظر شان خواستم آنچه را دو روز قبل در فیسبوک نوشته بودم، دراینجا نیز خدمت دوستان تقدیم دارم:
بعضی ها به این نظر اند که کشورهای ضعیف باید زیر سایه کشورهای قوی راه بروند و از ابراز مخالفت با آنها اباء ورزند. این نظر در واقع همان شیوه ای قدیم استعماری "تحت الحمایگی" را معنی میدهد و چیزی نیست جز شعار کشور های قدرتمند تا به هروسیلۀ ممکن کشورهای فقیر و ضعیف را زیر امر و نظر خود قرار دهند و اگر زعیمی بخواهد از حق کشور و مردم خود به دفاع برخیزد، همچو زلنسکی باید زیر فشار قرار گیرد و حتی علناً در حضور گزارشگران رسانه ها تحقیر و توهین شود.
گردن نهادن به دساتیر قدرتمندان از دو جانب به ذلت کشورهای ضعیف منتج میشود: یکی از جانب قدرت های مهاجم و دیگر از جانب کشور های حامی و این وقتی به برخورد می انجامد که کشور مهاجم با کشور حامی سازگاری نشان دهد تا کشور ضعیف را به قبول اطاعت کامل از اوامر و نواهی کشور قوی مجبور سازد؛ به عبارت دیگر اینکار موجب میشود که در نهایت موقف کشور قوی به "ارباب" و موقف کشور ضعیف به "برده" مبدل گردد.
با این ترتیب صحبت کردن از استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و غیره که منشورهای بین المللی روی آن تأکید دارند، عملاً ضرب صفر خواهند شد و دوران استعمار قدیم به شکل دیگر ادامه خواهد یافت. به همین دلیل است که کشورهای قوی میکوشند کسانیرا در کشورهای ضعیف بقدرت برسانند که تابع دستور و هدایت جانب قدرتمند بیرونی باشند، درغیرآن، آنها را به نحوی از صحنه بیرون میکشند و یا مواجه به تحقیر و تذلیل می سازند.
امروز با تأسف کسانی وجود دارند که از راه و روش نهایت محافظه کارانه و در نهایت مطیعانه کشور ضعیف که منتج به برده گی سیاسی آن خواهد شد، حمایت میکنند و بر جسارت و شهامت کسانیکه دراین راه مبارزه مینمایند زیر عنوان اینکه آنها غیر سیاسی عمل میدارند، انتقاد کرده و روش مبارزه آنها را نا مناسب حال میدانند.
نمیدانم تا چه وقت این راه و رسم انقیاد از قدرتمندان ادامه خواهد یافت؟
به گمانم ایستادگی معقول در برابر قدرتمندان زورگو، ولو بعضاً در کوتاه مدت زیانبار باشد، اما به حیث آغاز یک تحرک و متوجه ساختن قدرتمندان جهت اجتناب از توسل به زور و تحمیل اراده بر دیگران و و تورید فشار به اشکال مختلف برکشورهای ضعیف، میتواند راه را بسوی عدالت در جهان باز کند. چنانچه زلنسکی به ترامپ تلویحاً گفت: شما بحر خوبی دارید که شما را وقایه میکند، اما در آینده چنین نخواهد بود. این جمله کوتاه بسیار معنی دار بود که ترامپ را تاحدی متغیر ساخت.
واقعاً بیان همچو مطالب میتواند گوش قدرتمندان را باز کند که جهان برای همیشه اینطور باقی نمی ماند. ترس از آنست که ادامه همچو فشارها برضعفا زمینه های تشدید تروریزم را در جهان بیشتر سازد. کشتار بیش از 50 هزار فلسطینی در غزه و ویرانی کامل آن دیار و نیز تلاش برتصاحب آن سرزمین و امثالهم که بوسیلۀ قدرت و فشار تعمیل خواهد شد، درجهان نا امنی را بارخواهد آورد و خطر تروریزم را تقویه خواهد کرد و این خطر بزرگیست که آسایش و امنیت را در جهان مختل خواهد کرد. انصراف از خودخواهی و زورگوئی و تلاش برای اجرای عدالت در جهان میتواند از بروز و کسب شدت این خطر درحال و آینده جلوگیری کند.
سران دول ضعیف مکلف اند طلسم محافظه کاریهای زیان آور را بشکنند و راه مبارزه سالم و منطقی را برای احقاق حقوق کشور و مردم خود باز کنند و قدرت های بزرگ و زورمند را متوجه خطرات آینده سازند. به نظرم : امریکا همه ای دنیا نیست و روسیه هم توان قرت کردن و هضم اوکراین را ندارد و اما زلنسکی با اینکار توانست در برابر غرور یک قدرت بزرگ بایستد و از حق خود ومردم خود دفاع کند و بدینوسیله به حیث یک ستارۀ تابناک در تاریخ اوکراین تبارز کرد و شهرتش فرا تر از اوکراین در دنیا پخش شد و مورد احترام و محبت عده ای بیشمار مردم جهان قرار گرفت. زهی سعادت برای شخصیت های مبارز!
مقالات مرتبط
عکس تقلبی و تبلیغاتی ملکه ثریا که بوسیلۀ دشمنان افغانستان چاپ و توزیع گردید!
نگاهی به کتاب "سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان از 1242 تا 1370 خورشیدی"
با درنظر داشت موضوعات متذکره در فوق برای ما ضروری است که باید هر قدم ممکن را برداریم تا از موفقیت ضد انقلابی های ارتجاعی و یا تغیر موضع حفیظ الله امین به طرف غرب جلوگیری شود.»
نگاهی گذرا برظهور و سقوط اولین نظام جمهوری در افغانستان (از کودتای26 سرطان 1352 تا کودتای7 ثور 1357)
"اژدهای خودی" ـ اثر همیشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح
"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح
"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح
داکتر سیدعبدالله کاظم
داکتر سیدعبدالله کاظم درماه جدی 1320 شمسی (جنوری 1942) در چارباغ ـ شهرکابل در یک خانواده سرشناس چشم به جهان گشود، بعد از فراغت از لیسه حبیبیه و پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل درسال 1963 شامل کدر تدریسی آن پوهنحی گردید. در سال 1971 پس از اخذ درجه دوکتورا در«رشته اقتصاد و علوم اجتماعی» از اطریش (ویانا) به کشور عودت کرد و به حیث استاد در پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل مجدداً شروع به تدریس نمود. در سال 1973 به رتبه علمی «پوهندوی» ارتقا کرد ونخست به حیث آمر دیپارتمنت اقتصاد تصدی (رشته صنعت) و سپس از 1974 تا 1978 به حیث رئیس آن پوهنحی ایفای وظیفه کرد.
بعد از کودتای ثور با جمعی از استادان به تشکیل «حزب وحدت ملی افغانستان» پرداخت و متعاقباً با تعدادی از اعضای مؤسس آن حزب توسط حکومت خلقی ـ پرچمی گرفتار و برای مدت 19 ماه در پلچرخی زندانی شد. بعد از رهائی از زندان در اپریل 1980 به حیث آمر بانک ملی افغان به لندن رفت، ولی از اشغال رسمی وظیفه خودداری کرد وپس از دو ماه نخست به جرمنی و بعد به ایالات متحده امریکا پناهنده شد. او ازاواخر 1981 تا اکنون به ایالت کالیفورنیا در شهر «سن هوزه» اقامت دارد.
