شاه امان الله غازی و برنامه های انکشاف معارف درکشور

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 29سپتمبر 2020

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار29سپتمبر 2020

(به مناسبت صد و یکمین سالگرد استرداد استقلال کشور)

بخش بیستم

اعزام دختران به ترکیه

برعلاوه فراهم آوری زمینه های تعلیم برای نوجوانان افغان درداخل، شاه امان الله تلاش کرد تا عده ای از پسران و دختران را جهت تحصیل به خارج کشور نیز اعزام دارد. چنا نچه قبلاً در خزان 1921 به تعداد 90 پسر جوان از جمله48 نفر به جرمنی ، 36 نفربه فرانسه و 6 نفر به ایتالیا فرستاده شدند. در نظر بود تا در موقع مساعد یکعده دختران جوان نیز جهت فراگیری طبابت زنانه به یکی از کشورهای اسلامی اعزام شوند. این پروگرام به روز 8 میزان 1307 (30 سپتمبر1928) با اعزام جمعاً 116 شاگرد از جمله 16دخترعملی شد و اما برای اینکه این موضوع به تصویب وکلای ملت برسد، در برج سنبله سال مذکور حین لویه جرگه موافقت وکلای ملت حاصل گردید.

در آنروز جهت وداع با شاگردان محفل بزرگی در جلو قصر ستور به هدایت شاه برگزار شد که در آن برعلاوه وزراء و مامورین عالرتبه تعداد زیاد از کوردپلماتیک مقیم کابل حضور بهمرسانیده بودند. شاه و ملکه بساعت 9:30 صبح تشریف آوردند و هریک از شاگردان را مورد تفقد شاهانه قرار داده و ملکه نیز در جمعی دختران رفته و هریک را نوازش دادند و دوباره به ستیج مخصوص خود برگشتند. سپس شاگردان از جلو ستیج با نظم خاص و برای قدردانی از اقدام شاه عبور نمودند که همه حضار در این موقع به پا ایستاد و کف زدند و در اخیر محمد اسمعل خان قونسل (سابق مدیر مکتب حکارم) که به حیث مبصر آنها تعیین شده بود، نیز از حضور شاه و ملکه خدای حافظی کرد.

دراین موقع شاه به پا خاسته و روی بطرف حضار کرد و گفت: «یکصد محصل است که اینها امسال دورۀ ابتدائیه را طی کرده و شانرده محصله است که اینها در سال روان رشیدیه دوم مستورات وطن خود را طی کرده اند» و گفت : « وقتی من به ترکیه رسیدم ، حکومت دوست و برادر ما ترکیه این طلبای ما را به خرچ خود حکومت ترکیه قبول فرمود که درمکاتب مختلف آن مملکت درس بخوانند. البته پسران بعد از طی مراحل رشدیه و اعدادیه به تحصیل فنون حربی مشغول میشوند و هکذا محصلان عزیز ما چند نفرداکترس و قابله و چند نفرشان در دارالمعلمات ترکیه داخل شده، برای وطن خود داکترس و قابله ها و معلمات ماهر و فاضل خواهند شد و انشاء الله بعد از موفقیت و برگشت بوطن خواهر های وطن خود را از بلای مبرم دردهای مخصوصه و ولادت های مهلک نجات خواهند داد. ما باید دعا کنیم خداوند متعال اولاد ما را کامیاب نمایند و از حکومت ترکیه هم باید تشکر کنیم.» شاه امان الله اضافه کرد که: «هر وقت اطلاع می یابم که از باعث نبودن قابله ها و داکترس ها در وطن ما ده ها زن در اوقات ولادت اطفال از بین میروند و وقتی که من به ترکیه رسیدم از حکومت آنجا خواهش کردم معلمات بکابل بفرستند تا مکتب داکتری زنانه و مکتب قابله گی را تدریس نمایند، کمال پاشا [اتاترک] و عصمت پاشا گفتند که : "اولتر یک تعداد متعلمات که سنین شان از 12 بیشتر نباشد، به ترکیه بفرستند، تا در اینجا و با مصارف این دولت تعلیم و تربیه شوند و این یک اقدام زود ثمر بحال افغانستان است و من مشورت برادرانه و دوستانۀ آنها را به خوشی پذیرفتم و دو ما پیش به وزارت معارف هدایت دادم، زیرا تا وقتی که عمارت و سامان و وسایل تدریسی آماده گردد و معلمات ماهر استحضار یابند، وقت زیاد میگذد و اما در کابل مکتب طبابت زنانه و مکتب قابله گی عنقریب تأسیس خواهیم نمود و این یک اقدام عاجل است که در حال مفید دانسته و شانزده نفر محصله را به ترکیه فرستادم.» ( وکلیل پوپلزائی: "سفرهای غازی امان الله شاه..."، 281 ـ 283)

در این موقع ملکه ثریا به خانم سفیر افغانستان در ترکیه هدایت داد تا ازاین دختران که در انقره سرپرستی و مواظبت نماید و از پیشرفتهای علمی آنها وارسی نموده بکابل خبر دهد. سرپرستی کرده و ازآنها درهمه امورمراقبت جدی بعمل آورد.

اسامی دختران از اینقرار بودند: صالحه دخترنصرالله خان نائب السلطنه، زینب دخترعبدالحمید خان کواسه امیرشیرعلی خان ، خدیجه دخترمیرهاشم خان وزیرمالیه، روح افزا دختر عزیزالله خان قتیل، زهرا دختر دین محمد خان، هاجره دختر عبدالعزیز خان وزیرداخله، زینب دختر میرزا فیض محمد خان، زهرا دخترمحمد بشیر خان، مریم دخترملاداود خان، گوهر دخترغلام علی خان، سردارو دختر...، زهرا دختر محمد سعید خان، حلیمه دختر عبدالعلی خان نواسه امیرمحمد خان یعقوب خان. (اسکینازی، می : زنان افغان...، صفحه 17 ـ 18)

پسران با لباسهای سفید و دخترها با لباسهای آبی (بالاپوش و کلاه و روپوش نوع مصری) با حضور جمعیت زیادی از رجال دولتی و اعضای فامیل، سوار موترها شده جانب پشاور حرکت کردند. چون در طول راه مشرقی امنیت آنقدر وجود نداشت و بعضی دسته های ناعاقبت اندیش به تحریک اجنبی مانع اعزام طلاب میگردیدند، یک تعداد عساکر به مواظبت پسران و دختران از کابل تا تورخم بصورت بدرقه و محافظه مامور شدند. سپس آنها با قطار نخست به بندرکراچی رفتند و ازآنجا ذریعه کشتی بطرف استانبول براه افتادند. امورسرپرستی دختران را در طول سفر محمد اسمعیل خان قونسل بعهده داشت و در بندراستانبول توسط سفیر افغانی (غلام جیلانی خان چرخی) و خانم شان استقبال شدند.

دختران افغان در یکی از مکاتب دخترانه انقره

متأسفانه یک ماه بعد ازعبوراین جمعیت از سرحد، اولیناواز شورش و قیام از درۀ "سنگوخیل" انجا بلند گردید و گفته میشد که امان الله این دخترهای مسلمان را به کافرها میدهد و پسران کافر شده بوطن می آیند و خبر این شرارت بروز 14 عقرب رسماً به نشر رسید. قابل ذکر است که یک تعداد پسران اعزامی برای تحصیل در سالهای بین 1316 و 1318 بعد از ختم تحصیل موفقانه به وطن برگشتند و بیشتر آنها شامل خدمت در ساحه نظامی شدند و اما دختران پس از مدت چند ماه مجبور به برگشت بوطن گردیدند و صرف دو سه نفر آنها به ادامه تحصیل در آنجا پرداختند. (شرح مزید: مأخذ بالا...، صفحه 284)

جلسات در قصر ستور:

بعدازختم لویه جرگه شاه تصمیم گرفت تابعضی از اصلاحات مورد نظر را که در لویه جرگه فرصت ابلاغ نیافته بود، طی یک تعداد جلسات یومیه درقصرستور(عمارت وزارت خارجه) باحضورتعداد کثیراراکین دولت اعم ازملکی ونظامی و کوردپلماتیک مقیم کابل که با زنان شان دعوت شده بودند، بیان نماید. شاه طی این مجالس که پنج روز دوام کرد خود را "پادشاه انقلابی" خواند و درباره پوشیدن لباس اروپائی درشهرکابل سخن گفت، ازتوسعه هنرومکتب موسیقی یاد کرد، تشکیل حزب جدید بنام "فرقه استقلال وتجدد" را بریاست خود اعلام نمود، سنین ازدواج را برای نوجوانان (دختران 18 ساله وپسر22 ساله) تعیین کرد، تغییرروز رخصتی از جمعه به پنجشنبه، تعلیم مختلط دختران وپسران زیر سن 11 ساله، الغای تعدد زوجات برای مامورین دولت، تاسیس مکتب امورمنزل برای نسوان بنام مکتب "راضیه" را به اطلاع حضار رسانید. اما درصدرهمه موضوعات بازهم رفع حجاب قرارداشت که ملکه ثریا روبند نازک خود را رسما ازروی برداشت وبه تعقیب آن زنان حاضردرمجلس که همه باشوهران خود آمده بودند، از این اقدام ملکه پیروی کرده روبند های خود را از روی کنار زدند. لذا روز 20 میزان 1307ش (12 اکتوبر 1928) درحقیقت اولین روز تاریخی برای آزادی زنان از قید چادری است که البته با تأکید شاه وملکه اینکار اختیاری بود و گفته شد که موضوع به شخص ارتباط دارد. طی همین جلسات فلم های سفرشاه وملکه نیز به نمایش گذاشته شد. (استیوارت، ریه تالی: "آتش درافغانستان 1919 ـ 1929"، مترجم: یارمحمد کوهسارکابلی، چاپ اول، پشاور، 1380، صفحه 68)

درجلسه روز اول قصر ستور اعلیحضرت بیشتر به شرحی دربارۀ سفرخود و موفقیت حاصله از آن پرداخت و نتایج سیاسی سفر خود را چنین بیان کرد: «عقد پیمان دوستی با مصر، ترکیه، سویس، پولند، جاپان، فنلند، لاتویا، لایبیریا و همچنان پیمان ترانزیتی با پولندعقد شد. پیمانهای دیگری آماده امضاء با آستریا، هالند، دنمارک، سویدن، ناروی، چین، یمن، حجاز و مکسیکو شده است. از امان الله درهمه جا پذیرائی های شاندار ازطرف خانواده های شاهی برتانیا و نیز کشورهای دیگر به شمول بلشویک های اتحاد شوروی صورت گرفت.» (آدامک: روابط خارجی ...صفحه 194)

در گزارش مربوط به مصارف سفر و خریداری اسلحه، ماشین آلات و وسائل تخنیکی و فابریکات اعلیحضرت نیز ارقامی را ارائه کرد و گفت که همه اسناد مربوطه جهت غور و تدقیق حسابی به وزارت مالیه ارائه گردیده و مصارف سفر (بدون خریداریها) به 19 لک و پنجاه و یک هزار افغانی (1.9 میلیون افغانی) میرسد، درحالیکه به ارزش مبلغ یک کرور و 28 لک و 88 هزار افغانی (12.9 میلیون افغانی) ازطرف مقامات رسمی کشورها به حیث تحفه و هدایا بما داده شده که بعد از وضع مصارف سفر، به مبلغ یک کرور و 9 لک و 38 هزار افغانی (تقریباً 11 میلیون افغانی) عاید حال ما گردیده است. (برای شرح مزید دیده شود: گزارش مختصر این سفر برگرفته از بیانات شفاهی اعلیحضرت که بعداً به قید تحریر درآمد و به نشر رسید و متن آن با لست مکمل خریداریها درکتاب "سفرهای غازی امان الله شاه در دوازده کشورآسیا و اروپا"، ....صفحه208 تا220 نیز درج است. آدامک مبالغ خریداری ها را برحسب محاسبه آلمانها به مبلغ 14 میلیون مارک نقد در ایتالیا و فرانسه و درحدود 6 میلیون مارک در جرمنی وانمود میکند، صفحه 194)

در روز دوم اجلاس درقصر ستوراعلیحضرت نخست درمورد تعلیمات عسکری صحبت کرد و اراده و نیت خود را مبنی بر انکشاف مکتب حربیه و توسعه تشکیلات آن بیان نمود و گفت که صاحب منصبان عسکری از مرید شدن و دست پیرگرفتن ممنوع میباشند؛ عساکر باید مهارتهای حیاتی و صنعتی را در دورۀ عسکری خود فرا گیرند که بعد از ختم دورۀ مکلفیت بتوانند آنرا تطبیق و به دیگران بیاموزند و عضو مفید و صالح جامعه شوند. همچنان او بر صاحب منصبان عسکری دستور داد تا یک ماه معاش خود را برای خریداری اسلحه جدید و همچنان یک ماه معاش خود را برای تأسیس کلوپ عسکری اعانه دهند. اعلیحضرت راجع به تزئید معاشات عسکری نیز سخن گفت و در بارۀ انکشاف معارف در ولایات کشور به شکل شعب مکاتب عالی آلمانی و فرانسوی که در کابل قبلاً تأسیس شده بودند، نیز مطالبی اظهاد کرد. در پایان این اجلاس او باردیگر به حداقل سن ازدواج برای جوانان اشاره کرد و گفت که شاگردان در دورۀ مکتب ازدواج کرده نمیتوانند.

موضوع مهم و جنجال برانگیز را اعلیحضرت در روزسوم اجلاس مطرح کرد و آن عبارت بود ازبحث بر لزوم برقع یا چادری برای زنان و گفت: در ظرف دوماه چادری معموله زنان باید به شکل دیگر تعویض گردد، زیرا این چادری مانند "خیمه" بوده و هنگام راه رفتن آنها را با خطر افتادن و به زمین خوردن مواجه می سازد. بجای آن زنان میتوانند به مثل زنان ترکی روبندی را که مثل یک دستمال است و قسمت پایانی آن روی را می پوشاند، استفاده کنند که البته پوشیدن آن اختیاری خواهد بود. او علاوه کرد که چادری و حتی روبند از وجایب اسلامی نیست و با این تذکر از ملکه ثریا خواست تا روبند خود را بردارد و خطاب به خانم های حاضر مجلس گفت تا آنها نیز از ملکه پیروی نمایند، ولی ملکه با تأنی اینکار را کرد وحضار مجلس به استقبال این امر کف زدند. در پایان اعلیحضرت باردیگر گفتار خود را متوجه ملاها ساخت و از تعصب و جاهلیت آنها سخن گفت و علاوه کرد که آنها مسئول جمله عوام فریبی ها و منبع تمام تعصبات بیجا و پخش نادانی در جامعه میباشند.

در خطابه روز چهارم که بروز 13 میزان ادامه یافت اعلیحضرت اعلام کرد که قبلاً شیراحمد خان (رئیس شورای دولت) را به حیث صدراعظم تعیین کرده بود تا کابینه خود را تشکیل و برای شورای ملی معرفی دارد، اما چون موصوف موفق نشد تا افغانهای نخبه را شامل کابینۀ خود سازد، لذا خودم داوطلب اینکار میشوم و تشکیل کابینه را نموده و آنرا به شورای ملی معرفی میدارم. به نقل از آدامک، اعلیحضرت گفتار خود را با چنین جملات خاتمه داد: «من پادشاه انقلابی هستم و آرزو دارم تا انقلاب را درهرجهت زندگی کشور خود به وجود آورم و ازجمله مامورین دولت، کسانیکه بصورت شعوری جرأت نمیکنند با من همکاری نمایند، باید از کار شان استعفی دهند.». دراین محفل یکی از کسانیکه استعفی خود را اعلام کرد، عبدالرحمن خان لودین ـ رئیس عمومی گمرکات بود. (درباره جریانات قصر ستوردیده شود ـ آدامک: "روابط خارجی افغانستان... صفحه 193 تا 196)

(ادامه دارد)